فیدیبو نماینده قانونی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب دانشگاه در بستر محلی

کتاب دانشگاه در بستر محلی
دانشگاه رازی

نسخه الکترونیک کتاب دانشگاه در بستر محلی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب دانشگاه در بستر محلی

دانشگاه یکی از نهادهای تاثیرگذار در جهان مدرن است که اهدافی بزرگی نظیر تربیت علمی و اخلاقی و رشد و شکوفایی شخصیتِ افراد برای جهانی بهتر را برعهده دارد. همچنین ارتباط این نهاد با دیگر نهادهای جامعه و پرداختن به مشکلات آنها از جمله اولویت‌های آن است. درباره اهداف دانشگاه رویاهای بزرگی نظیر پرورش فرهیختگی، دانایی، عالم‌بودن، پیش‌بردن جهان و گستردن امکان‌های تجربه و شناخت مدنظر بوده است. مسئولین دانشگاه‌ها برای رسیدن به این اهداف وسایل مختلفی را در خدمت می‌گیرند تا به سمت‌وسوی آن اهداف حرکت کنند. گاهی دانشگاه‌های مختلف در دستیابی به این اهداف موفق و گاهی ناموفق عمل می‌کنند. گاهی وسایل دستیابی به این اهداف از خود اهداف مهم‌تر می‌شوند. در مواردی نیز جابه‌جایی هدف صورت می‌گیرد و تولید فرد موفقیت‌جو در دستور کار دانشگاه قرار می‌گیرد و جامعه را به سوی رقابت‌جویی سوق می‌دهد. رقابت فی‌نفسه بد نیست و سبب ارتقای وضعیت علمی می‌شود امّا همین موضوع گاهی افراد رقابت‌جو را درون‌تهی و خودآفرینی را در آنها از بین می‌برد و صرف رقابت و کسب احترام را در درون‌ِشان تحریک و زنده نگه می‌دارد. در چنین مواردی کیفیت آثار علمی فدای کمیت می‌شود و افراد تمام استعداد خویش را در بیشینه‌سازی این کمیت به کار می‌گیرند و فراموش می‌کنند که رسالت آنها تولید متون و ارائه مطالبی برای دانشجویان است تا از آنها انسان‌های بهتری بسازند. انسان-هایی که قرار است مسئولیت‌پذیر، معنوی، خلاق، نوآور، حساس، تیزبین و پاسخگوی نیازهای جامعه باشند. درهرحال دانشگاه نهادی است که به دنبال شکوفایی استعدادها و پرداختن به مسائل و مشکلات جامعه است. بسیاری از مسایل و پیچیدگی‌های زندگی می‌بایست در درون دپارتمان‌های مربوطه شرح و بسط داده شوند تا سویه‌های ناپیدای آن آشکار و مورد نقد قرار گیرد. گاهی برخی دانشگاه در این زمینه موفق‌اند امّا در مواردی نیز چنان درگیر مناسبات دانشگاهی می‌شوند که از این مهم غافل می‌شوند. در ایران دانشگاه‌های زیادی وجود دارند. یکی از آنها دانشگاه رازی است که در سال ۱۳۵۱ تاسیس شده است. این دانشگاه در غرب کشور از دانشگاه‌های بزرگ محسوب می‌شود. تاکنون پژوهش منسجم و گسترده‌ای درباره اهداف و وسایل دستیابی به آن و وضعیت آموزش و پژوهشِ این دانشگاه انجام نشده است. مجموعه مقالات حاضر سعی می‌کنند در دو حوزه دانشگاه رازی و محیط پیرامون آن و وضعیت آموزشی و فرهنگیِ دانشگاه رازی تحلیلی هرچند شتاب‌زده ارائه دهند.

ادامه...
  • ناشر پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.2 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۸۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب دانشگاه در بستر محلی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

دانشگاه یکی از نهادهای تاثیرگذار در جهان مدرن است که اهدافی بزرگی نظیر تربیت علمی و اخلاقی و رشد و شکوفایی شخصیتِ افراد برای جهانی بهتر را برعهده دارد. همچنین ارتباط این نهاد با دیگر نهادهای جامعه و پرداختن به مشکلات آنها از جمله اولویت­های آن است. درباره اهداف دانشگاه رویاهای بزرگی نظیر پرورش فرهیختگی، دانایی، عالم­بودن، پیش­بردن جهان و گستردن امکان­های تجربه و شناخت مدنظر بوده است. مسئولین دانشگاه­ها برای رسیدن به این اهداف وسایل مختلفی را در خدمت می­گیرند تا به سمت­وسوی آن اهداف حرکت کنند. گاهی دانشگاه­های مختلف در دستیابی به این اهداف موفق و گاهی ناموفق عمل می­کنند. گاهی وسایل دستیابی به این اهداف از خود اهداف مهم­تر می­شوند. در مواردی نیز جابه­جایی هدف صورت می­گیرد و تولید فرد موفقیت­جو در دستور کار دانشگاه قرار می­گیرد و جامعه را به سوی رقابت­جویی سوق می­دهد. رقابت فی­نفسه بد نیست و سبب ارتقای وضعیت علمی می­شود امّا همین موضوع گاهی افراد رقابت­جو را درون­تهی و خودآفرینی را در آنها از بین می­برد و صرف رقابت و کسب احترام را در درون­ِشان تحریک و زنده نگه می­دارد. در چنین مواردی کیفیت آثار علمی فدای کمیت می­شود و افراد تمام استعداد خویش را در بیشینه­سازی این کمیت به کار می­گیرند و فراموش می­کنند که رسالت آنها تولید متون و ارائه مطالبی برای دانشجویان است تا از آنها انسان­های بهتری بسازند. انسان­هایی که قرار است مسئولیت­پذیر، معنوی، خلاق، نوآور، حساس، تیزبین و پاسخگوی نیازهای جامعه باشند. درهرحال دانشگاه نهادی است که به دنبال شکوفایی استعدادها و پرداختن به مسائل و مشکلات جامعه است. بسیاری از مسایل و پیچیدگی­های زندگی می­بایست در درون دپارتمان­های مربوطه شرح و بسط داده شوند تا سویه­های ناپیدای آن آشکار و مورد نقد قرار گیرد. گاهی برخی دانشگاه در این زمینه موفق­اند امّا در مواردی نیز چنان درگیر مناسبات دانشگاهی می­شوند که از این مهم غافل می­شوند.
در ایران دانشگاه­های زیادی وجود دارند. یکی از آنها دانشگاه رازی است که در سال ۱۳۵۱ تاسیس شده است. این دانشگاه در غرب کشور از دانشگاه­های بزرگ محسوب می­شود. تاکنون پژوهش منسجم و گسترده­ای درباره اهداف و وسایل دستیابی به آن و وضعیت آموزش و پژوهشِ این دانشگاه انجام نشده است. مجموعه مقالات حاضر سعی می­کنند در دو حوزه دانشگاه رازی و محیط پیرامون آن و وضعیت آموزشی و فرهنگیِ دانشگاه رازی تحلیلی هرچند شتاب­زده ارائه دهند.
در بخش اول مطرح می­شود که دانشگاه رازی و شهر کرمانشاه ارتباطی تعریف شده، دوطرفه و مبتنی­بر روابط دوسویه (به­ویژه در ابعاد اجتماعی، فرهنگی و حتی صنعتی) ندارند. این نقضان به دو طرف رابطه مربوط است. آنها نه­تنها لوازم و امکانات برقراری این رابطه را ندارند بلکه اراده­ای برای انجام آن نیز ندارند. از زمان شکل­گیری دانشگاه تاکنون، این نهاد نقشی در شکل­گیری حافظه جمعی شهر نداشته است. به بیان دیگر، هر دو نتوانسته­اند تاریخ و خاطره مشترکی با هم بنا نهند. علاوه­براین، دانشگاه رازی در زمینه ارتباط با کشور همسایه (عراق) چندان موفق نبوده است این در حالی است که می­توانست در این عرصه نقش فعالی ایفاء کند.
در بخش دوم به بررسی وضعیت آموزش می­پردازد و اینکه منطق بازار در حیطه آموزش مسلط گشته است و کمتر به دانایی و فرهیختگی توجه نشان داده می­شود. همچنین در حوزه علوم اجتماعی این دانشگاه کردارهای گفتمانی وارد حوزه تولید دانش می­شوند که التفاتی به واقعیت بیرونی ندارند. برنامه­های فرهنگی به تبلیغات و برخی مراسم رایج فروکاسته شده­اند و تعریف بسیار کمینه­ای از فرهنگ متداول است.
از پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری به جهت طرح ایده گفت­و­گو پیرامون دانشگاه در بستر محلی و حمایت از برگزاری نشست­های علمی در این زمینه و فراهم کردن امکان انتشار نتایج این نشست­ها تشکر می­کنیم.

سیاوش قلی­پور
زمستان ۱۳۹۵

بخش اول: دانشگاه رازی و محیط پیرامون آن

دانشگاهی در خود و شهری بی­نیاز تاملی بر رابطه جامعه و دانشگاه در شهر کرمانشاه/ سیاوش قلی­پور(۱)

چکیده

این مقاله به بررسی رابطه جامعه (با تاکید بر بعد اجتماعی و فرهنگی) کرمانشاه و دانشگاه رازی می­پردازد. ابتدا به توصیف جنبه­های مختلف این رابطه می­پردازد و نشان می­دهد ارتباط این دو کم­رنگ است. دلایل این امر هم به دانشگاه و هم به جامعه مربوط است: در خصوص دانشگاه می­توان گفت، تاسیس دانشگاه رازی با رشته­های علوم پایه در سال ۱۳۵۱ بوده است و تا سال­های اخیر رشته­های علوم اجتماعی در این دانشگاه وجود نداشته است؛ گرچه رشته­های علوم انسانی و علوم اجتماعی با تاخیر زیاد تاسیس شدند اما رشته­های تاثیرگذار در پیوند جامعه و دانشگاه نظیر جامعه­شناسی به مراتب دیرتر تاسیس شدند و برخی از این رشته­ها نظیر انسان­شناسی، جغرافیای شهری و... هنوز وجود ندارند. در واقع نهادهای دانشگاهی متولی رابطه جامعه و دانشگاه در حیطه امر اجتماعی و فرهنگی بسیار نوپا و اندک هستند و دانشگاه رازی تحت پوشش رشته­های فنی و علوم پایه است. در بعد دوم رابطه که به شهر کرمانشاه مربوط می­شود می­توان موارد زیر را نام برد. الف) شهرنشینی شتابان (رشد ۴/۶ در دهه ۶۰ و ۷۰) که در کل ایران بی­نظیر بوده است ساخت­وساز شهری و بافت­های مسکونی را در وضعیت اضطرار و ضرورت جهت سکنی­دادن افراد و بی­نیاز سیاست­گذاری­های اجتماعی و فرهنگی قرار داده است؛ ب) شهر به لحاظ سازمان­ها و نهادهای مردم­نهاد نظیر NGOها، خانه هنرمندان و انجمن­ها فقیر است و فعالیت موثری در این زمینه وجود ندارد؛ ج)در درون شهر، موانع طبیعی، نهادها و تاسیسات نظامی زیادی وجود دارد که سبب چندپارگی شهری شده است. این عدم انسجام همراه با بافت جمعیتی مهاجر باعث شکل­گیری مناسبات روستایی و قبیله­ای شده است. در چنین فضایی مباحث اجتماعی و فرهنگی مرتبط با کلان­شهر مدرن یا هنوز شکل نگرفته­اند و یا در اولویت­های بعدی قرار گرفته­اند. بدین ترتیب از جانب شهر نیز نیازی احساس نمی­شود.

واژه­های کلیدی: جامعه، دانشگاه، شهرنشینی شتابان، نهادهای مردم­نهاد، چندپارگی.

مقدمه و بیان مسئله

جوامع انسانی از بدو پیدایی نیازمند تعامل در عرصه­های مختلف تجاری، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بوده­ و هستند. راه بالندگی و تداوم حیات از گذر روابط متقابل و دو­طرفه است. ارتباط با افراد دیگر، گروه­های دیگر، کشورهای دیگر سبب تعاطی افکار، رشد، اشاعه فرهنگی، تفاهم دوجانبه و هم­افزایی می­شود. ارتباط دوطرفه جوامع و گروه­ها را از فروبستگی بیرون و به سمت گشودگی می­کشاند. کلیشه­ها و تعصبات را کم­رنگ می­کند. طرفین را از امکانات، توانایی­های و پتانسیل­های یکدیگر آگاه و آنها بر آن می­دارد تا با تبادل، نقصان­های همدیگر را بپوشانند. در جوامع قدیم که تنوع شیوه­ه­های زندگی کمتر بود ارتباطات به اندازه جوامع و نهادها و سازمان­های امروز که متنوع­تر و تخصصی­تر شده­اند، نبود. در درون یک جامعه نیز تخصصی­شدن تا بدان حد پیش رفته است که ارتباط آنها جهت حل مشکلات و نیازهای خود اجتناب­ناپذیر است. هیچ اجتماعی توان برآوردن تمام نیازهای خود را ندارد مگر آنکه به ابتدایی­ترین شکل ممکن حیات خویش را تداوم بخشد. در درون کلان­شهرهای امروزی نیز تخصصی­شدن همه افراد و نهادها را به هم وابسته ساخته است. چنانچه نهاد و یا سازمانی خود را بی­نیاز از دیگران بداند مشکلاتی هم برای خویش و هم برای دیگران به وجود خواهد آورد. دانشگاه، یکی از نهادهایی است که در دوران مدرن متولی امر آموزش و تربیت متخصص و آگاهانی برای کمک به حل مشکلات جامعه است. این نهاد، افرادی در تمام سطوح نظیر مهندس، پزشک، تکنسین، متخصص، روشنفکر، عالم، دانشمند برای جامعه ترتبیت می­کند تا نیازهای آنها را برطرف سازد. متقابلاً جامعه نیز بنا به نیاز از دانشگاه انتظار توضیح، فهم و درک وضع موجود، انتقاد از ناکارآمدی­ها و پیشنهادهایی برای تغییر و بهبود زندگی دارد. نیازهای جامعه طیف وسیعی از ابعاد فیزیکی و فنی، پزشکی و سلامت، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی را دربرمی­گیرد و از دانشگاه انتظار می­رود ضمن تربیت نیروی انسانی برای رفع این نیازها، این مباحث را در حوزه عمومی به بحث و بررسی بگذارد. بدین ترتیب ارتباط جامعه دانشگاه دارای ابعاد مختلفی است و پرداختن به همه آنها در این بحث نخواهد گنجید. بنابراین بحث ما به­طور معین درباره ارتباط «دانشگاه رازی» و «شهر کرمانشاه» در بعد «اجتماعی و فرهنگی» است و به ابعاد دیگر نخواهیم پرداخت. برداشت ما این است که رابطه وثیق، محکم و چندجانبه­ای در حیطه اجتماعی فرهنگی بین این دو نیست. رابطه­ای که منجر به پویایی، زایایی، هم­افزایی و درک متقابل شود. به نظر می­رسد موانع و تنگناهایی در این زمینه وجود دارد که به دو طرف رابطه مربوط می­شود و امکان تمایل به ارتباط را برای آنها مشکل می­سازد. پس از مروری بر وضعیت این دو سعی می­شود تاحدودی به این موارد در دو طرف اشاره شود. معهذا ذکر این نکته لازم است که این مباحث تاملاتی گذرا در باب رابطه دانشگاه رازی و شهر کرمانشاه است و برای بحث یقینی­تر مطالعه­ای عمیق و طولانی­مدت لازم است.

جایگاه علوم اجتماعی و فرهنگی در دانشگاه رازی

دانشگاه رازی در سال ۱۳۵۱ با چهار رشته شیمی، ریاضی، فیزیک و زیست­شناسی تاسیس شد. در سال۱۳۶۱ دانشکده کشاورزی، در سال ۱۳۶۷ دانشکده ادبیات و علوم انسانی، در سال ۱۳۷۱ دانشکده فنی مهندسی، در سال ۱۳۷۵ دانشکده تربیت بدنی، در سال ۱۳۸۶دانشکده دامپزشکی و علوم اجتماعی، در سال ۱۳۸۷ دانشکده شیمی و در سال ۱۳۹۲ دانشکده مهندسی کشاورزی بدان اضافه شد. سه دانشکده اقماری مهندسی اسلام­آباد در سال ۱۳۹۰، دانشکده مدیریت و حسابداری جوانرود در سال ۱۳۹۱ و دانشکده کشاورزی سنقر در سال ۱۳۹۲ به مجموعه دانشگاه اضافه شدند.

جدول شماره ۱: سال تاسیس دانشکده­های دانشگاه رازی



منبع: روابط عمومی دانشگاه رازی، ۱۳۹۵

نکته حائز اهمیت آن است که دانشگاه رازی از بدو تاسیس به مدت ۳۵ سال دانشکده علوم اجتماعی نداشت و رشته­هایی که مرتبط با حوزه اجتماع و فرهنگ هستند در آن تاسیس نشدند. سال ۱۳۸۶ دانشکده علوم اجتماعی تاسیس شد و در آن رشته­های حسابداری، کتابداری، علوم اقتصادی، علوم سیاسی، روان­شناسی، جامعه­شناسی و مشاوره و راهنمایی پا گرفتند. همه این رشته­ها قبلاً در دانشکده ادبیات و علوم انسانی وجود داشتند اما رشته جامعه­شناسی در همین سال با تاسیس دانشکده علوم اجتماعی پا گرفت. می­توان گقت جامعه­شناسی یکی از آخرین رشته­های مرتبط با حوزه اجتماع و فرهنگ بود که در این دانشگاه تاسیس شد. رشته­هایی نظیر جغرافیای شهری، انسان­شناسی، باستان­شناسی، شهرسازی، جغرافیای انسانی، ارتباطات، مدیریت، توسعه (با تاکید بر بعد اقتصادی و شهری) هنوز تاسیس نشده­اند. داده­های بالا نشان می­دهند در این دانشگاه، دانشکده­ها و رشته­های مرتبط با حوزه اجتماع و فرهنگ نوپا و بسیار اندک هستند. حداقل به لحاظ کمی در وضعیت مناسبی نیستند. در حیطه مراکز تحقیقاتی، پژوهشکده و قطب­های علمی وضعیت بهتری مشاهده نمی­شود. طبق داده­های جدول شماره ۲، مراکز تحقیقاتی در حوزه علوم پایه، و توسعه اقتصادی، پژوهشکده­ها در حیطه علوم پایه و فنی-مهندسی و قطب­های علمی مربوط به علوم پایه هستند.

جدول شماره ۲: مراکز تحقیقاتی، پژوهشکده و قطب­های علمی



منبع: روابط عمومی دانشگاه رازی، ۱۳۹۵

بنابراین در میان نهادهای علمی جدول شماره ۲، متولی امر اجتماعی و فرهنگی مشخص و معین نیست و هنوز در این زمینه اقدامی صورت نگرفته است.
در میان اعضای هیئت علمی که تعداد آنها ۴۲۲ نفر است، ۲ /۷۳ در حوزه علوم طبیعی و فنی-مهندسی و ۸ /۲۶ درصد در حیطه علوم انسانی هستند. این داده حاکی از عدم تناسب میان اعضای هیئت علمی در این دو دسته از معارف است. چنانچه بخواهیم دقیق­تر به آمارها بنگریم وضعیت اندکی روشن­تر خواهد شد. طبق داده­های جدول شماره ۳، بیشترین درصد اعضای هیئت علمی به دانشکده فنی-مهندسی تعلق دارد (۸/ ۲۱ درصد)، بعد از آن به ترتیب کشاورزی ۲/ ۱۸ درصد، علوم پایه ۲/ ۱۷ درصد، ادبیات و علوم انسانی ۰۲ /۱۷، علوم اجتماعی ۸ /۱۰ درصد، شیمی ۵/ ۶ درصد، تربیت بدنی ۲ /۵ درصد، دامپزشکی ۳ /۴ درصد است. در میان اعضای هیئت علمی، ۸ /۳ درصد گروه­های مشاوره، روان­شناسی و جامعه­شناسی هستند. این داده­ها عدم تناسب در میان اعضای هیئت علمی و درصد اندک اساتید علوم اجتماعی از کل اعضای هیئت علمی دانشگاه رازی را نشان می­دهد.

جدول شماره ۳: درصد اعضای هیئت علمی برحسب دانشکده



منبع: کارگزینی دانشگاه رازی ۱۳۹۵

روی­هم­ر­فته داده­های بالا نشان می­دهند که دانشگاه رازی تحت سیطره رشته­های علوم پایه، فنی مهندسی، کشاورزی و نهادهای علمی مرتبط با آنها است. بدیهی است که این رشته­ها دپارتمان­های قوی را تشکیل داده­اند و در زمینه اعتلای دانشگاه نقش­آفرینی کرده­اند. در دانشکده شیمی هر ساله مقالات ارزشمندی از جانب اساتید تولید می­شود که در مجلات ISI معتبر به چاپ می­رسند. این فعالیت­ها قابل تقدیر و ارزشمندند. معهذا، رشد ناهمگون دپارتمان­ها می­تواند دانشگاه رازی را از حالت جامعیت خارج کند. علوم طبیعی نمی­توانند در زمینه تعامل اجتماعی و فرهنگی با شهر نقشی ایفا کنند. زیرا ابزارهای نظری و روش­شناختی لازم را در اختیار ندارند. به همین خاطر در درون دانشگاه رازی مباحث اجتماعی فرهنگی نظیر سکونت­گاه­های غیررسمی، خشونت، مدارا، تفاوت فرهنگی، فضای شهری، مشارکت، کیفیت زندگی، مهاجرت، آسیب­های اجتماعی، توسعه شهری، شهرنشینی، حیات شهری، توسعه نامتوازن، قطبی­بودن شهر، طرد اجتماعی، روابط همسایگی، سرمایه اجتماعی و مواردی از این قبیل مطرح نمی­شوند. این بدان معنی نیست که موضوعات و مسائل اجتماعی و فرهنگی، حاد و قابل بررسی نیستند. برای مثال روبروی دانشگاه رازی سکونت­گاه غیررسمی «سرخه­لیژه» قرار دارد که در گوشه و کنار درباره آسیب­های اجتماعی آن بحث می­شود اما مطالعه دقیقی در این زمینه صورت نگرفته است. بر کسی پوشیده نیست که همجواری خوابگاه دانشجویان با این سکونت­گاه غیررسمی می­تواند برای دانشجویان آسیب­زا باشد امّا طرح چنین بحثی تاکنون مطرح نشده­است. خیلی از پروژه­های توسعه­ای در درون شهر بنا نهاده می­شوند امّا دانشگاه درباره آنها اظهارنظر نمی­کند، تعداد زیادی از برنامه­های شهر در سطح کارشناسان ادارات و بدون مشورت دانشگاه انجام می­گیرد. مهندسین مشاور مجری بسیاری از پروژه­های شهری هستند. ناگفته نماند که در سال­های اخیر در این زمینه فعالیت­های اندکی در حال شکل­گیری است. برای مثال طرح «آمایش سرزمین» برای اولین بار در سال ۱۳۹۳به دانشگاه رازی واگذار و در حال انجام است.

وضعیت اجتماعی و فرهنگی شهر

شرایط خاصی طی ۵ دهه اخیر در کرمانشاه به وجود آمد که در نتیجه آن توجه به مسایل اجتماعی و فرهنگی بازنمایی نشد و در اولویت قرار نگرفت. سکنه شهر مطالباتی در این زمینه ندارند. به نظر می­رسد مواردی نظیر شهرنشینی شتابان، چندپارگی شهر، هویت نظامی­داشتن در این زمینه نقش موثری دارند.

شهرنشینی شتابان: کرمانشاه همچون دیگر شهرهای ایران در اواخر دهه ۴۰ مقصد مهاجرت­های روستا به شهر بود و تا قبل از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ چهار سکونت­گاه غیررسمی جعفرآباد، شاطرآباد، کولی­آباد و دولت آباد در آن شکل گرفت (قلی­پور، ۱۳۹۳). بعد از انقلاب نیز این روند همچون دیگر شهرهای ایران تداوم یافت و همچنان بر رشد جمعیت شهری آن افزوده شد. با شروع جنگ تحمیلی در شهریور ۱۳۵۸ وضعیت مهاجرپذیری این شهر نسبت به بقیه شهرهای ایران متفاوت گشت. آواره­های جنگی، به­ویژه سکنه شهرهای قصرشیرین، گیلان­غرب و روستاهای نوار مرزی نیز به کرمانشاه آمدند و شدت مهاجرت را دوچندان کردند. بر طبق داده­های حاصل از سرشماری نفوس و مسکن جمعیت شهر کرمانشاه در سال ۱۳۵۵، ۲۹۰۶۰۰ هزار نفربود و در سال ۱۳۶۵ به مرز ۵۶۰۵۱۴ هزار نفر رسید. بنابراین ۲۶۹۹۱۴ هزار نفر ظرف ۱۰ سال به جمعیت شهر اضافه شد.

نمودار شماره۱: رشد جمعیت شهر کرمانشاه از ۱۳۲۰ تا ۱۳۸۵



منبع: داده­های حاصل از سرشماری نفوس و مسکن، کلارک و کلارک، ۱۳۸۵

نظرات کاربران درباره کتاب دانشگاه در بستر محلی