فیدیبو نماینده قانونی سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب قصاص مرد در برابر زن با نگاهی به تفاوت‌ها

کتاب قصاص مرد در برابر زن با نگاهی به تفاوت‌ها

نسخه الکترونیک کتاب قصاص مرد در برابر زن با نگاهی به تفاوت‌ها به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب قصاص مرد در برابر زن با نگاهی به تفاوت‌ها

آنگاه که زنی به عمد توسط مردی به قتل می‌رسد یا مصدوم می‌گردد، طبق فقه جزایی اسلام، موضوع قصاص مرد در برابر زن مطرح می‌گردد. از طرفی مشروط بودن قصاص مرد در برابر زن، از موضوعات مهم و چالش‌برانگیزی است که ابهام برخی از زوایای آن، اهمیت و ضرورت بحث را افزون می‌نماید. تحقیق حاضر درصدد است ضمن بررسی موضوع قصاص مرد در برابر زن، به زوایای مسکوت آن بپردازد و وجه تفاوت بین زن و مرد در برخی از امور کیفری از جمله قصاص را تبیین نماید. نویسنده محترم بر این عقیده است که قصاص مرد در برابر زن مشروط می‌باشد و این حق، حقی تخییری می‌باشد و تفاوت‌های مذکور در فقه جزایی اسلام، مقتضای وجود هماهنگی بین قوانین اسلام در زندگی خانوادگی و اجتماعی است. در بخش نخست این تحقیق به مفاهیم و موارد تفاوت بین زن و مرد در حقوق جزایی اسلامی و فلسفه آن توجه می‌شود؛ در بخش دوم، مجازات جرایم عمدی بر ضد تمامیت جسمانی زن از سوی مرد و مباحث پیرامونی آن مورد مطالعه و بررسی قرار می‌گیرد و در بخش پایانی به بررسی و تحلیل شبهات مطرح درباره این موضوع خواهیم پرداخت.

ادامه...
  • ناشر سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.18 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۸۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب قصاص مرد در برابر زن با نگاهی به تفاوت‌ها

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

قصاص به عنوان یکی از مجازات های اصلی در فقه جزایی اسلام، نقشی بسیار مهم و حیاتی در ایجاد جامعه ای امن و کاهش آمار جرایم تجاوز به تمامیت جسمانی افراد ایفا می کند. لیکن پذیرش تفاوت بین افراد جامعه به لحاظ جنسیت در شرایط اجرای این مجازات، چالش هایی را فراروی فقه جزایی اسلام ایجاد کرده است. مهم تر این که برخی از زوایای این موضوع به گونه ای شایسته مورد مطالعه و بررسی علمی قرار نگرفته است و چه بسا دست خوش غفلت شده است. به ویژه آن که مطالعه همه جانبه و تطبیقی موضوع قصاص مرد در برابر زن با نگاهی به قانون مجازات اسلامی با تاکید بر مباحث پیرامونی و بررسی چالش ها و پاسخ به شبهات فراروی آن در تحقیقی مستقل، ضرورت این تحقیق را افزون می نماید. لذا از آن جایی که مسئله قصاص مرد در مقابل زن از جمله مباحثی است که در متون قدیم و جدید فقهی، حتی متون غیر فقهی (حقوقی) جدید، فراوان مورد بحث قرار گرفته است، در نوشتار حاضر این موضوع به اختصار مورد مطالعه قرار می گیرد و به مباحثی نظیر تفاوت زن و مرد در حقوق کیفری اسلام و فلسفه آن و امور پیرامونی قصاص مرد در مقابل زن توجه بیشتری خواهد شد. تلاش بر این است که با نگاهی گذرا به مواد قانونی مربوط از قانون مجازات اسلامی، موارد نقص یا خلا و یا تعارض قانون مذکور با فقه جزایی اسلام تذکر و پیشنهاد اصلاح ارائه گردد. همین طور، در بخش پایانی تحقیق شبهات رایج در موضوع مورد بحث، طرح و پاسخ داده خواهد شد.
از نظر فقه جزایی اسلام زن و مرد در جرایم عمدی علیه تمامیت جسمانی یکدیگر در اصل مجازات قصاص مشترک هستند، لیکن قصاص مرد در مقابل زن در جرمی که منجر به سلب حیات زن می شود یا جرایم کمتر از سلب حیات در صورت رسیدن دیه صدمه به یک سوم دیه کامل، مشروط به پرداخت مازاد دیه خواهد بود. گفتنی است در این قبیل جرایم، ولی دم یا قربانی جرم از ابتدا مخیر بین تقاضای قصاص و دیه است و در صورت اقتضای مصلحت حکومت می تواند مازاد دیه را برای تحصیل شرط قصاص از سوی ولی دم یا قربانی جرم بپردازد. فلسفه این تفاوت را باید در مجموعه نظام حقوقی اسلام جستجو کرد؛ نظام جامعی که دارای اجزای هماهنگ و مکمل نسبت به یکدیگر است. این تفاوت به جهت وظایف اقتصادی ای است که در نظام حقوقی اسلام به عهده مرد گذاشته شده است.
در بخش نخست این تحقیق به مفاهیم و موارد تفاوت بین زن و مرد در حقوق جزایی اسلامی و فلسفه آن توجه می شود؛ در بخش دوم، مجازات جرایم عمدی بر ضد تمامیت جسمانی زن از سوی مرد و مباحث پیرامونی آن مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد و در بخش پایانی به بررسی و تحلیل شبهات مطرح درباره این موضوع خواهیم پرداخت.

بخش اول: کلیات

مقدمه بخش اول
در این بخش ابتدا به مطالعه مفاهیمی خواهیم پرداخت که مستقیم یا غیر مستقیم با موضوع بحث در ارتباط می باشند؛ سپس به مباحث کلی مرتبط با بحث می پردازیم؛ از این رو در این بخش مطالعه را در دو محور مفاهیم و کلیات سامان می دهیم.

فصل اول: واژه شناسی و پیشینه

در این فرصت به مطالعه معنای لغوی و تعریف اصطلاحی قصاص و واژگان همسان و همسو با آن می نشینیم.
مبحث اول: واژه شناسی
بررسی واژ گانی که نقشی کلیدی در بحث دارند، از قبیل قصاص، قود، دیه و ارش در این مجال مورد مطالعه قرار می گیرند.
گفتار اول: واژه قصاص
قصاص از ماده «قص» و به معنای پی گرفتن است و «قصّ اثره» یعنی پی او را گرفتن.(۱)
بعضی آن را از «قص» و به معنای قطع بیان می کنند(۲) و عده ای دیگر از «قصّ» و به معنای پی گرفتن یا قطع ذکر می نمایند(۳) و برخی نیز آن را از «قصص» و به معنای پی گرفتن معرفی می کنند.(۴)
«قص» (القاف و الصاد) بر پی گرفتن چیزی دلالت می کند و از همین ماده است «القصاص فی الجراح».(۵)
تعریف اصطلاحی قصاص نیز از معنای لغوی آن فاصله زیادی نگرفته است؛ به گونه ای که بسیاری از فقیهان(۶) در تعریف قصاص تقریباً به معنای لغوی آن بسنده کرده اند. برخی از مفسران قصاص را اینگونه تعریف کرده اند:

«القصاص المساواه فی القتلی و هو ان یفعل بالقاتل مثل ما فعله بالمقتول».(۷)
قصاص مساوات در کشتن است و آن این که نسبت به قاتل مثل آنچه که او انجام داده است صورت گیرد.

این تعریف ناظر به قصاص در نفس است و نظری به قصاص کمتر از نفس ندارد. از این رو بعضی از فقیهان تعریف زیر را ارائه داده اند:

«القصص عباره عن مقابله الجنایه بمثلها».(۸)
قصاص عبارت است از واکنش نشان دادن در برابر جنایت به مانند آن.

این تعریف شامل قصاص در نفس، عضو و جراحت می شود و تعریفی گزیده و جامع می نماید.
ماده ۱۴ قانون مجازات اسلامی در این باره مقرر می دارد:

قصاص، کیفری است که جانی به آن محکوم می شود و باید با جنایت او برابر باشد.
گفتار دوم: واژگان همسان و همسو
در کلام خداوند، بیان معصومان و متون فقهی واژگانی همسان و همسو با قصاص استعمال شده است که بررسی مفهومی آن ها در مباحثی که در پیش رو داریم، مفید خواهد بود.
قود: قود نزد اهل لغت به عنوان واژه ای مترادف با قصاص شناخته شده است و عبارت است از: کشتن در مقابل کشته شده،(۹) یا کشتن قاتل بدل از مقتول(۱۰) و یا کشتن در مقابل کشتن و جرح در برابر جرح(۱۱) و «اقدته» یعنی از او به مثل آنچه که آورد انتقام گرفتم.(۱۲)
این عمل را قود گفته اند زیرا جانی را برای اعمال مجازات از پشت سر با طناب و مانند آن می کشیدند.(۱۳)
فقیهان نیز قود را مترادف با قصاص تلقی و استعمال کرده اند.(۱۴)
از این رو می توان گفت: همسانی واژه قود با واژه قصاص مورد پذیرش اهل لغت و فقیهان است.
دیه: دیه در لغت نامه های عربی به فارسی به «خون بها» ترجمه شده است(۱۵) و در لغت نامه های فارسی نیز به «خون بها» معنا گردیده است.(۱۶)
هر چند در فرهنگ های لغت عربی نیز برخی، معنای «مال بدل از نفس» را برای واژه «الدیه» برگزیده اند،(۱۷) لیکن به طور عموم آن را به «حق مقتول» معنا کرده اند.(۱۸)
بر این اساس، برگردان و معنا کردن واژه «دیه» به «خون بها» برگردان صحیح و دقیقی نیست.
در اصطلاح فقهی نیز تعریف های متعددی از دیه ارایه شده است:
۱. دیه، مقداری است که شارع در جنایت مضمونه واجب کرده است.(۱۹)
۲. دیه، مالی است که به سبب جنایت بر نفس یا عضو پرداخت می گردد.(۲۰)
۳. دیه، چیزی است که به اولیای مقتول یا مجنی علیه پرداخت می شود.(۲۱)
۴. دیه عبارت است از مال بدل از نفس.(۲۲)
ماده ۱۵ قانون مجازات اسلامی نیز با تعبیری مشابه برخی تعابیر فوق، مقرر می دارد:

دیه، مالی است که از طرف شارع برای جنایت تعیین شده است.

گفتنی است اگرچه تعریف دیه به «مال بدل از نفس» ـ که به دور از برگردان کردن واژه «دیه» به «خون بها» نیست ـ در برخی از متون فقهی اهل سنت آمده است، لیکن متون فقهی شیعی و برخی از متون فقهی اهل سنت به «دیه» به عنوان خون بها ننگریسته اند و از میان تعریف های مذکور تعریف سوم جامع و مطلوب می نماید.
ارش: ارش در لغت به معنای دیه،(۲۳) دیه جراحت(۲۴) و جراحات آمده است(۲۵) و چنان که گذشت، دیه در لغت به معنای «مال بدل از نفس»(۲۶) و عموماً به معنای «حق مقتول» آورده شده است.(۲۷)
بر این اساس در «کمتر از نفس» دیه به معنای آن چیزی است که به «مجنی علیه» در برابر صدمات وارد بر وی پرداخت می شود که امکان دارد مقدّر یا غیر مقدّر باشد. البته برخی معتقدند ارش نیز در لغت مانند دیه، آن چیزی است که در مقابل صدمات وارد در «کمتر از نفس» پرداخت می شود و شامل دیه مقدر و غیر مقدر می گردد. هر چند برخی دیگر معتقدند: ارش جراحات یعنی آن چه که غیر مقدر است.(۲۸)
فقیهان شیعه به طور غالب، ارش را به معنای دیه غیر مقدر در صدمات «کمتر از نفس» استعمال کرده اند؛ تا آن جا که این مسئله به عنوان یک قاعده مسلم فقهی شناخته شده است «کل مالا تقدیر فیه ففیه، الارش»،(۲۹) یعنی هر صدمه ای که دیه مقدر نداشته باشد، دارای ارش است. از این رو، قانون گذار نیز به پیروی از این قاعده فقهی در ماده ۳۶۷ ق.م.ا. مقرر داشته است:

هر جنایتی که بر عضو کسی وارد شود و شرعاً مقدار خاصی به عنوان دیه برای آن تعیین نشده باشد، جانی باید ارش بپردازد.

بر این مبنا، در مواردی که میزان مسئولیت صدمات وارد بر انسان از سوی شارع تعیین شده باشد، «دیه» و مواردی که تعیین میزان مسئولیت به عهده حاکم گذاشته شده، «ارش» اطلاق می گردد.
مبحث دوم: پیشینه قصاص
در این مبحث، از پیشینه قصاص در قوانین بشری و ادیان آسمانی سخن به میان خواهد آمد.
گفتار اول: قصاص در قوانین بشری
قصاص مجازاتی است که سابقه ای دیرینه در قوانین مدون کیفری دارد و صرف نظر از چگونگی و شرایط آن، به جرات می توان ادعا کرد که در اکثر قوانین کیفری به نحوی از آن سخن به میان آمده است و پیش از این تاریخ نیز نه به عنوان قصاص، بلکه به صورت واکنشی در مقابل قتل، از قاتل یا بستگانش انتقام گرفته می شد.
۱. نخستین قانون مدون قصاص
برابر اسناد موجود، نخستین قانون مدونی که قصاص را به عنوان مجازات جرم قتل نفس پذیرفت، قانون «اور ـ نمو»(۳۰) در حدود ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد است که در ماده یک مقرر می داشت:

اگر کسی مرتکب قتل شود باید کشته شود.(۳۱)

قانون نامه «لیپیت ایشتا»(۳۲) در قرن نوزده پیش از میلاد نیز مجازات قصاص را پذیرفته بود؛ در این قانون نامه آمده است:

اگر [یک...] دختر شخصی را مضروب کرده، باعث سقط جنین او شود، باید ۳۰ شکل نقره بدهد. اگر دختر بمیرد، آن مرد کشته خواهد شد.(۳۳)

برابر این قوانین جرم قتل از دایره جرایم خصوصی خارج و جزء جرایم عمومی گردید. در یکی از قدیمی ترین الواح بدست آمده توسط کاوشگران آثار باستانی که شاید حاوی نخستین سابقه پرونده قضایی در تاریخ بشر باشد، آمده است که در «وادی رافدین»(۳۴) به سال ۱۸۵۰ ق.م. سه مرد در کشتن یکی از کارمندان معبد به نام «لن دادا» شرکت داشتند و به جهت نامعلومی همسر وی را از جرم خود مطلع کردند، لیکن در کمال تعجب همسر مقتول سکوت اختیار کرد و خبر کشته شدن شوهرش را به مقامات قضایی اطلاع نداد. با این حال دستان قدرتمند قانون و عدالت، جرم را کشف و مجرمان را به دام انداخت. طبق این سند تاریخی، قتل، جرمی خصوصی شمرده نمی شد تا مجازات آن به بستگان مقتول واگذار شود، بلکه جرمی عمومی محسوب می گشت و مجازات آن اعدام و به عهده دولت بود؛ هر چند که قتل با شرکت چند نفر انجام شده باشد.(۳۵)
۲. قصاص در قانون حمورابی
قانون حمورابی یکی از پرآوازه ترین قوانین مدون کهن است که گذشته آن به قرن هیجده پیش از میلاد برمی گردد. در این قانون علاوه بر پذیرش قصاص نفس، قصاص عضو نیز به صراحت مقرر گردیده بود. لیکن برابر این قانون، در اعمال مجازات ها اصل شخصی بودن مجازات ها رعایت نمی شد؛ اگر معماری خانه ای برای کسی می ساخت و آن خانه به جهت عدم دقت در ساختن و عدم استحکام فرو می ریخت و صاحب خانه کشته می شد، معمار باید به قتل می رسید و اگر پسر صاحب خانه کشته می شد، پسر معمار به عنوان مجازات اعدام می شد(۳۶) و یا اگر کسی به دختر دیگری صدمه ای وارد می کرد که موجب مرگ او می شد، دختر مرتکب، به مجازت اعدام محکوم می گردید.(۳۷)
۳. قصاص در روم باستان
قصاص، مجازاتی پذیرفته شده در قوانین مدون کشورهای اروپایی پیش از میلاد بود؛ برابر قوانین «دراکون»(۳۸) در قتل عمد، خویشاوند مقتول انتقام می گرفت و لوح هشتم از الواح دوازده گانه(۳۹) رومی ـ که به مسائل کیفری می پردازد ـ ارتکاب قتل عمد را مستوجب مجازات مرگ می داند.(۴۰)
۴. نخستین واکنش قوانین در برابر قتل نفس
پرسش قابل طرح در اینجا این است که آیا واکنش نخستین قوانین مدون جزایی در برابر سلب حیات، اندیشه مجازات بدنی بوده است یا مجازات مالی؟ سوالی که پاسخ به آن سهم بسزایی در ارزیابی چگونگی رشد و تطور اندیشه های کیفری دارد.
برخی از اندیشمندان حقوق بر این عقیده اند که واکنش نخستین قوانین مدون جزایی در برابر جنایت بر ضد تمامیت جسمانی انسان، وضع مجازات های بدنی چون مرگ و قطع عضو بوده است، آن گاه با پیشرفت و تکامل جوامع بشری، قانون گذاران نیز متناسب با پیشرفت جوامع، گامی به جلو نهادند و جریمه مالی را جایگزین مجازات بدنی کردند. اندیشمندانی چون دکتر کریمر،(۴۱) آلبرشت گوتزه،(۴۲) پروفسور درایور(۴۳) و سرجان مایلز(۴۴) این گونه می اندیشند. لذا دکتر کریمر درباره قانون نامه اور ـ نمو ـ که پس از مدتی مجازات قصاص را تبدیل به جریمه مالی کرد ـ می گوید:

این قوانین اهمیت بسیار ویژه ای برای تاریخ رشد اجتماعی و معنوی انسان دارد. زیرا نشان می دهد، حتی بیش از ۲۰۰۰ سال ق.م. قانون چشم در برابر چشم و دندان در برابر دندان و... در قوانین کیفری سومری جای خود را به رویکردی بسیار انسانی تر داده و در آن جریمه مالی جایگزین مجازات بدنی شده است.(۴۵)

از این رو، گوتزه پذیرش مجازات قصاص در قانون حمورابی را کهنه گرایی می خواند.(۴۶)
در مقابل، برخی دیگر از اندیشمندان حقوق عقیده ای مخالف در این باره دارند(۴۷) و دیدگاه فوق را احتمالاً متعلق به دوره ای می دانند که اسفار پنج گانه عبری و الواح دوازده گانه رومی کهن ترین قوانین بر جای مانده تصور می شد.(۴۸)
وقتی که دادگاه های ابتدایی و به اصطلاح حقوق پدید می آید یعنی همزمان با پدید آمدن اقتصاد مختلط شبانی و کشاورزی، ضمانت اجرای جرایم مورد بحث، مالی است؛ لیکن با آغاز تمدن، این ضمانت اجرا تبدیل به مجازات های بدنی می گردند و از دیگر سو، تمام این جرایم از جمله قتل از جرم مدنی بودن خارج و جرم کیفری می شوند؛ زیرا دیگر دولت ذی نفع شده و احساس می کند سلامت او مورد تهدید قرار گرفته است.(۴۹)
بنابراین، تحول ضمانت اجرا از مالی به کیفری برای جرایم بزرگ را باید یک پیشرفت و تحول جامعه شناختی قلمداد کرد و نکته حائز اهمیت این که، این پیشرفت بر خلاف قوانین پیشین در قوانین جدیدتر و در قوانین کشورهای بزرگ تر، قدرتمندتر و تمرکز یافته تر و از نظر اقتصادی پیشرفته تر اتفاق می افتد که دارای قانون نامه ها و مجموعه قوانین بزرگ تر و جامع تر (قانون حمورابی و قوانین آشوری میانه) هستند.(۵۰)
گفتار دوم: قصاص در ادیان آسمانی
۱. شریعت موسوی و عیسوی
آنچه از ادیان آسمانی در دست است بیانگر پذیرش مجازات قصاص نفس و عضو در مقابل جرایم عمدی بر ضد تمامیت جسمانی است؛ برابر شریعت موسوی ـ که قرآن کریم(۵۱) نیز به آن تصریح دارد ـ مجازات قتل عمد، قصاص نفس و مجازات جرایم بر ضد کمتر از نفس، قصاص عضو یا منافع است. چنان که در عهد عتیق درباره قصاص نفس آمده است:

کسی که مردی را چندان بزند تا بمیرد البته باید کشته شود.(۵۲)

در جایی دیگر می گوید:

و اگر مردمان منازعت نمایند و زن حامله چنان زده شود که اولادش سقط شود و اذیت دیگر به زن نرسد، آن گاه هر چند شوهر زن بگذرد البته باید جریمه شود و در حضور قاضیان ادا کند. و اگر اذیت دیگر رسیده باشد، آن گاه جان عوض جان باید داده شود. چشم به عوض چشم، دندان به عوض دندان، دست به عوض دست، پا به عوض پا، سوختن به عوض سوختن، زخم به عوض زخم، لطمه به عوض لطمه.(۵۳)

در این عبارات به ویژه عبارت اخیر به صراحت سخن از قصاص کسی است که به تمامیت جسمانی زن تعرض می کند.
هر چند در شریعت عیسوی ـ برطبق آنچه که به ما رسیده ـ سخنی درباره قصاص نیست، لیکن این شریعت کامل کننده شریعت موسوی است نه ناسخ آن؛ چنان که در انجیل متی آمده است:

تصور مکنید که من از بهر ابطال توریت و رسائل انبیاء آمده ام از جهت ابطال، نه، بلکه به جهت تکمیل آمده ام.(۵۴)

بنابراین، دعوت شریعت عیسوی به صلح و سازش شاید به معنای مخالفت با قصاص نباشد، بلکه به معنای ترجیح آن بر قصاص باشد.
۲. شریعت محمدی
پیش از ظهور اسلام، مجازات قصاص در شبه جزیره عربستان مجازاتی پذیرفته شده بود. لیکن از آن جا که این مجازات از مبانی فلسفی نشات نمی گرفت و بر پایه اصول صحیح حقوقی وضع نگردیده بود، به دور از عدالت و تابعی از امور غیر معقول اعمال می گشت. اجرای این مجازات، مانند بسیاری از مقررات دیگر تحت تاثیر نظام طبقاتی رایج در شبه جزیره بود. هر قبیله ای که قدرت بیشتری داشت، در مقابل کشته شدن فردی از قبیله خود، نه یک فرد، بلکه چندین نفر از قبیله قاتل را به خونخواهی مقتول می کشت. در این مجازات، نه خبری از تساوی در قصاص بود و نه سخنی از اصل شخصی بودن مجازات.
عرب جاهلی درباره خونخواهی مقررات شناخته شده ای داشت؛ اگر مقتول در میان قوم خود از موقعیت اجتماعی بالایی برخوردار بود و قاتل در میان قوم خود دارای موقعیت اجتماعی پایینی بود، اولیای مقتول، قاتل را برای خونخواهی نمی پذیرفتند و خواستار کشتن کسی می شدند که از لحاظ موقعیت اجتماعی هم ردیف مقتول باشد و معتقد بودند که خون فرد شریف با کشتن فرد دون پایه شسته نمی شود. به بیان دیگر، کشتن قاتل کافی نیست، بلکه باید فردی هم طراز با او را از قوم قاتل انتخاب کرد و کشت تا خون مقتول شسته شده و خونخواهی پایان پذیرد و چه بسا گاهی اتفاق می افتاد که فردی که به عنوان قصاص کشته می شد هیچ ارتباطی با قاتل و مقتول نداشت.(۵۵)
اسلام پس از ظهورش در جزیره العرب، ضمن پذیرش اصل این مجازات، با توجه به مبانی جهان شناختی و انسان شناختی خود و نیز دیدگاهش نسبت به جرم، مجرم و زیان دیده از جرم، به تصحیح و تنظیم قوانین مربوط به این مجازات اقدام کرد که در مباحث آتی از آن سخن خواهیم راند.
۱ـ۲. جایگاه انسان در آموزه های اسلامی
انسان به عنوان برترین و شریف ترین آفریده خداوند، از جایگاه بلندی در آموزه های دین اسلام برخوردار است که به مصادیقی از آن اشاره می کنیم:
آفرینش انسان در بهترین وضعیت و تحسین این آفرینش:

خداوند کسی است که زمین را برای شما جایگاه امن و آرامش قرار داد و آسمان را همچون سقفی و شما را صورتگری کرد و صورتتان را نیکو آفرید و از چیزهای پاکیزه به شما روزی داد، این است خداوند پروردگار شما، جاوید و پر برکت است؛ خداوندی که پروردگار عالمیان است.(۵۶)

دستور سجده به ملائکه برای انسان:

و (به خاطر بیاور) هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشری از گل خشکیده ای که از گل بدبویی گرفته شده، می آفرینم. هنگامی که کار آن را به پایان رساندم و در او از روح خود دمیدم، همگی برای او سجده کنید.(۵۷)

اعطای استعداد جانشینی خدا بر روی زمین به انسان:

(و به یاد بیاور) هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: من در روی زمین، جانشینی قرار خواهم داد. (فرشتگان) گفتند: (پروردگارا) آیا کسی را در آن قرار می دهی که فساد و خونریزی کند؟ ما تسبیح و حمد تو را به جا می آوریم و تو را تقدیس می کنیم. پروردگار فرمود: من حقایقی را می دانم که شما نمی دانید.(۵۸)

تکریم انسان و برتری دادن او بر دیگر مخلوقات:

و ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم و آن ها را در خشکی و دریا (بر مرکب های راهوار) حمل کردیم و از انواع روزی های پاکیزه به آنان روزی دادیم و آن ها را بر سایر مخلوقاتی که خلق کردیم، برتری بخشیدیم.(۵۹)

آفرینش سایر آفریده های زمینی برای این که در راه رشد و تکامل انسان، در خدمت او باشند:

او (خدایی) است که همه آن چه را (از نعمت ها) در زمین وجود دارد، برای شما آفرید؛ سپس به آسمان پرداخت و آن ها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود و او به هر چیز آگاه است.(۶۰)

این آموزه ها که نظایر آن در اسلام فراوان است، به روشنی بر ارجمندی و شرافت انسان در جهان بینی اسلام دلالت دارد.
از این رو، تمامیت جسمانی انسان در حقوق کیفری اسلام با جدیت تمام مورد حمایت قرار گرفته است و هر گونه تعرض و ایراد صدمه ناروا و عمدی به آن با واکنش شدید مواجه می گردد که این واکنش با عنوان مجازات قصاص نفس و عضو در قوانین کیفری اسلام مقرر شده است.
۲ـ ۲. واکنش اسلام در برابر تعرض به تمامیت جسمانی انسان
آیاتی از قرآن کریم که به طور مستقیم یا غیر مستقیم جرایم بر ضد تمامیت جسمانی و مجازات آن را بیان کرده و به عنوان ماخذ این قوانین مورد استناد قرار گرفته اند، به چهار گروه قابل تقسیم اند:
الف) آیات نهی کننده از ارتکاب قتل:

۱. خداوند در قرآن کریم پس از بیان ماجرای قتل هابیل توسط قابیل و پشیمانی او از عمل ناپسند خود، می فرماید:

به همین جهت بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسان ها را کشته است.(۶۱)

این آیه بیان گر بزرگی جرم قتل در حقوق کیفری اسلام است تا آنجا که کشتن یک انسان بی گناه را با کشتن تمامی انسان ها برابر دانسته است.
مفسر بزرگ شیعه درباره این نکته می گوید:

این بیان کنایه است از این که انسان ها دارای یک حقیقت انسانی مشترک هستند که همگی در آن حقیقت انسانی برابرند. لذا کسی که انسانیتی را ـ که در یکی از آن هاست ـ قصد می کند، در واقع انسانیتی را که در همه انسان ها است قصد کرده است.(۶۲)

برابر این آیه کشتن انسان جایز نیست مگر این که او:
کسی را به ناحق کشته باشد؛ یا این که مرتکب فسادی روی زمین شده باشد که مجازاتش مرگ باشد.
فقیهانی از امامیه به این آیه برای حرمت قتل عمد و بزرگی آن استدلال کرده اند.(۶۳)

۲. و کسی را که خداوند [ریختن] خونش را حرام شمرده، جز به حق نکشید.(۶۴)

این آیه نیز ریختن خون انسان را حرام دانسته و از آن نهی کرده است، مگر در مواردی که فرد مستحق کشتن باشد؛ یعنی مواردی که شارع مقدس اجازه کشتن داده است.(۶۵)

۳. و هیچ فرد با ایمانی مجاز نیست که مومنی را به قتل برساند، مگر این که این کار از روی خطا و اشتباه از او سر بزند.(۶۶)

صرف نظر از اختلافی که فقیهان درباره متصل یا منفصل بودن استثنا در این آیه دارند، دلالت آن بر حرام بودن قتل انسان مومن در صورت عمد مورد تردید نیست.(۶۷)
گفتنی است که دایره حکم این آیه محدود به قتل مومن توسط مومن است بر خلاف آیات پیشین که عام می باشند.
هر چند «ما» در ابتدای این آیه، نافیه و مراد از آن نفی اقتضا است، لیکن آیه شریفه کنایه از تکلیف به یک نهی تشریعی می باشد به این معنا که هرگز خداوند کشتن مومن توسط مومن را مباح نکرده و نمی کند و آن را حرام کرده است.(۶۸)

۴. و فرزندانتان را از ترس فقر نکشید؛ ما آن ها و شما را روزی می دهیم؛ مسلماً کشتن آن ها گناه بزرگی است.(۶۹)

این آیه مربوط به قتل فرزندان است و قتل را در دایره شمول خود تحریم می کند(۷۰) و آن را گناهی بزرگ می شمارد.

۵. و خود را نکشید.(۷۱)

علامه طباطبائی در تفسیر آیه فوق می گوید:

ظاهر این جمله از آیه نهی از خودکشی است، لیکن به جهت مقارن بودن این جمله با جمله «و لا تا کلوا اموالکم بینکم» در آیه ـ که به نظر می رسد مجموع مومنان را مانند نفس واحدی فرض کرده که برایش مالی است و باید آن را از طریق غیر باطل مورد استفاده قرار دهد ـ اشعار و دلالت دارد بر این که مراد از «نفس» تمامی نفوس جامعه دینی است که مثل نفس واحد فرض شده است، نفس هر فردی نفس دیگری است. پس در چنین جامعه ای نفس انسان نفس اوست و نفس دیگری نیز نفس او. در نتیجه، اگر کسی خودش یا دیگری را بکشد، در حقیقت خودش را کشته است و در این صورت این آیه مطلق است و شامل خودکشی و کشتن فرد دیگری از مومنان می شود.(۷۲)

برابر این آیات کشتن انسان بدون مجوز قانونی و ارتکاب جرمی که مجازات مرگ داشته باشد، جرمی بزرگ است تا آن جا که به مثابه کشتن همه انسان ها ارزیابی گردیده است.
ب) آیات خاص تشریع مجازات قصاص
برخی از آیات قرآن کریم به تشریع مجازات قصاص به طور خاص پرداخته است که عبارتند از:

۱. ای افرادی که ایمان آورده اید! حکم قصاص در مورد کشتگان، بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد و برده در برابر برده و زن در برابر زن. پس اگر کسی از سوی برادر (دینی) خود، چیزی به او بخشیده شود، (حکم قصاص او، تبدیل به دیه گردد) باید از راه پسندیده پیروی کند و او [ـ قاتل] نیز، به نیکی دیه را بپردازد.(۷۳)

این آیه مجازات قصاص نفس را تشریع می نماید(۷۴) و به ولی دم حق تقاضای قصاص را اعطا می کند که جامعه و قاتل مکلفند حق او را محترم شمرده و به آن گردن نهند. لیکن نکته سزاوار اندیشیدن در آیه مذکور، مخیر کردن ولی دم در تقاضای اجرای قصاص یا عفو در مقابل گرفتن دیه و یا عفو مجانی است که با انتخاب ادبیاتی نوین و ظریف (فَمَنْ عُفِی لَهُ مِنْ اَخِیهِ شَیءٌ) او را به عفو ترغیب کرده است؛ از جانی و ولی دم به عنوان «برادر دینی» تعبیر آورده است تا به این روش، حس محبت و انسان دوستی ولی دم را برانگیزد و به سوی صلح سوقش دهد. به دیگر بیان، در عین به رسمیت شناختن مجازات قصاص و توجه و احترام به احساسات جریحه دار شده ولی دم برای کاستن آلام او، در نهایت ظرافت او را به سوی عفو هدایت می کند.(۷۵)
علامه طباطبائی در این باره می گوید:

این که در آیه «فَمَنْ عُفِی لَهُ مِنْ اَخِیهِ شَیءٌ» از ولی دم با واژه «اخ» (برادر دینی) تعبیر آورده شده است برای برانگیختن حس محبت و رافت است و اشاره به بهتر بودن عفو دارد.(۷۶)

بسیاری از مفسرین درباره شان نزول این آیه بیان داشته اند که در میان اعراب جاهلی قصاص امری مرسوم بود لیکن ضابطه ای عادلانه بر آن حکم فرما نبود؛ چگونگی اجرای آن به توان و نفوذ قبیله قاتل و مقتول بستگی داشت. قبیله قوی تر مدعی بود به لحاظ برتری و شرافت افراد قبیله اش اگر برده ای از آنان کشته شود فرد آزادی از قبیله قاتل را خواهند کشت، اگر زنی از آنان کشته شود مردی از قبیله قاتل را خواهند کشت، اگر فردی از طبقه پایین از آنان کشته شود فردی از طبقه بالا از قبیله قاتل را خواهند کشت و اگر قاتل از قبیله آن ها و مقتول از قبیله مقابل باشد قصاص را نمی پذیرند و دیه خواهند پرداخت و گاه قبیله مقابل نیز علی رغم ضعیف تر بودن چنین ادعایی را مطرح می کرد و سبب می شد که سال ها نزاع و خون ریزی بین دو قبیله جریان داشته باشد و از این نوع بود نزاع و درگیری بین بنی نضیر و بنی قریظه که برای حل این مشکل به پیامبر(ص) مراجعه کردند و این آیه برای جلوگیری از بی عدالتی مذکور نازل شد که در قصاص نباید افراط و تفریط کرد بلکه مجازات باید به قاتل محدود گردد.(۷۷)

۲. و آن کس که مظلومانه کشته شده، برای ولیش سلطه (و حق قصاص) قرار دادیم؛ اما در قتل اسراف نکند.(۷۸)

مطابق این آیه، ولی دم نسبت به قاتل سلطه دارد و مراد از سلطه، حق قصاص است.(۷۹) لیکن آیه شریفه ضمن تشریع مجازات قصاص، از یک عمل مجرمانه رایج در میان اعراب نهی می کند و آن کشتن چند نفر اعم از مجرم و غیر مجرم به خاطر یک نفر و کشتن غیر قاتل بجای قاتل است.(۸۰)

۳. و بر آن ها [ـ بنی اسرائیل] در آن [ـ تورات] مقرر داشتیم که جان در مقابل جان و چشم در مقابل چشم و بینی در مقابل بینی و گوش در مقابل گوش و دندان در مقابل دندان می باشد و هر زخمی قصاص دارد.(۸۱)

اگرچه این آیه اخبار از شریعت موسوی است، لیکن به دلیل اجماع جزء شریعت محمدی نیز می باشد.(۸۲)

۴. و برای شما در قصاص، حیات و زندگی است، ای صاحبان خرد!(۸۳)

خداوند پس از تشریع مجازات قصاص در آیه ۱۷۸ سوره بقره، در آیه ۱۷۹ سوره مذکور حکمت این تشریع را بیان می فرماید و آن را موجب حفظ حیات و زندگی بشر و جامعه بشری معرفی می کند. اما این که مجازات قصاص چگونه موجب حیات انسان و جامعه انسانی می شود، در حالی که به ظاهر با کشتن قاتل در مقابل مقتول، از فرد دیگری نیز سلب حیات می شود و از آمار جامعه یک نفر دیگر کاسته می گردد، گفته اند: آن گاه که فردی اراده قتل انسانی را می کند اگر بداند در صورت کشتن او، کشته خواهد شد، از این کار خودداری می کند؛ در نتیجه او را نمی کشد و خودش نیز کشته نمی شود و به این ترتیب حیات انسان و جامعه انسانی حفظ خواهد شد.(۸۴)
ج) آیات عام تشریع مجازات به مثل
در برخی از آیات قرآن کریم مجازات به مثل و به دیگر بیان «مقابله به مثل» تشریع شده است که مجازات قصاص نیز مصداقی از آن می باشد.

۱. و هرگاه خواستید مجازات کنید، تنها به مقداری که به شما تعدی شده کیفر دهید و اگر شکیبایی کنید، این کار بهتر است.(۸۵)

در این آیه شریفه ضمن تشریع مجازات مقابله به مثل،(۸۶) به صبر و گذشت توصیه و تشویق شده است.

۲. و تمام حرام ها (قابل) قصاص است. و هر کس به شما تجاوز کند، همانند آن بر او تعدی کنید.(۸۷)

این آیه شریفه نیز اصل مقابله به مثل را ـ که قصاص یکی از مصادیق آن است ـ تشریع می کند.(۸۸)
گفتنی است وقتی می توان عملی را به عنوان مجازات قصاص پذیرفت که آن عمل ذاتاً قبیح و ظالمانه نباشد؛ لذا می بینیم در فقه جزایی اسلام برای جرایمی مانند زنا و لواط مجازات دیگری وضع گردیده است. زیرا این اعمال ذاتاً قبیح و ظالمانه هستند.(۸۹)

۳. کیفر بدی مجازاتی است همانند آن و هر کس عفو و اصلاح کند، پاداش او با خداست؛ خداوند ظالمان را دوست ندارد.(۹۰)

در این آیه شریفه، خداوند ضمن تشریع مجازات قصاص،(۹۱) دارنده حق قصاص را به عفو و اصلاح(۹۲) سفارش می کند و با وعده پاداش اخروی، او را به این کار ترغیب می نماید.
د) سایر آیات مورد استناد در مباحث قصاص

۱. و هیچ گنهکاری گناه دیگری را متحمل نمی شود.(۹۳)

برخی از فقیهان شیعه به این آیه برای عدم جواز استرقاق اولاد ذمی به دلیل نقض قرارداد ذمه از سوی پدرشان استناد کرده اند. به دیگر بیان، از این آیه اصل شخصی بودن مجازات ها را استفاده کرده اند.(۹۴)
از این رو، این آیه شریفه می تواند دلیلی بر اصل شخصی بودن مجازات ها از جمله مجازات قصاص باشد.

۲. و کسی که بعد از مظلوم شدن یاری طلبد (انتقام گیرد) ایرادی بر او نیست.(۹۵)

فقیهان از این آیه جواز قصاص نفس، عضو، جرح و ضرب را استفاده کرده اند.(۹۶)
آیات شریفه ای که ذکر گردید بیان گر اهمیت و بزرگی جرم بر ضد تمامیت جسمانی انسان، اعم از زن و مرد از دیدگاه اسلام و واکنش منطقی و معقول و به دور از افراط و تفریط آن در برابر این جرم است.

فصل دوم: تفاوت بین زن و مرد در امور جزایی و فلسفه آن

حقوق زنان از زمان صدور اعلامیه استقلال آمریکا در سال ۱۷۷۶ میلادی و اعلامیه حقوق بشر فرانسه در سال ۱۷۸۹ میلادی در غرب مطرح گردید؛ زمانی که که ابی گیل آدامز همسر رییس جمهور وقت آمریکا و از سردمداران اعلامیه استقلال آمریکا، با صدور نامه ای با عنوان «خانم ها را به خاطر داشته باشیم» گوشزد می کند اگر حقوق خانم ها در این اعلامیه مورد توجه قرار نگیرد آنان سر به شورش می گذارند و همین طور از زمانی که خانم اولیمپ دگونگ، از رهبران انقلابی پاریس و هم رزمانش پس از انتشار اعلامیه حقوق بشر ـ که مختص حقوق مردان بود ـ در اعتراض به آن، به جرم ضد انقلابی بودن، گردنشان زیر تیغ گیوتین قرار می گیرد. لیکن در حدود بیش از یک قرن است که تفاوت بین حقوق زن و مرد به یکی از مباحث جنجالی و پراهمیت بسیاری از محافل و سازمان های علمی و حقوق بشری داخلی و بین المللی تبدیل گشته است. مسائلی نظیر نقش و تاثیر جنسیت در حقوق و تکالیف و برابری یا تشابه زن و مرد در کلیه امور، از جمله امور حقوقی موضوع مطالعات و همایش های فراوان در سطح ملی و بین المللی قرار گرفته است. تشکیل شورای بین المللی زنان (ICW) و شورای ملی زنان فرانسوی (CNFF)، برپایی کنفرانس بین المللی زنان در مکزیکوسیتی (۱۹۷۶م)، کپنهاک (۱۹۸۰م)، نایروبی (۱۹۸۵م) و پکن (۱۹۹۵م) و ده ها مورد نظیر آن، همگی حول محور امور زنان بوده است. اموری نظیر برابری و مشارکت زنان در امر توسعه و صلح، آموزش، اشتغال و بهداشت زنان و بهبود حقوق و وضعیت زنان از اهداف این قبیل شوراها و کنفرانس ها بوده است. تصویب کنوانسیون حقوق سیاسی زنان (۱۹۵۳م)، اعلامیه رفع خشونت از زنان (۱۹۶۷م)، کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان (۱۹۷۹م) و اعلامیه رفع خشونت از زنان (۱۹۹۴م) را می توان از دستاوردهای این فعالیت ها بشمار آورد. در سطح داخلی نیز مراکزی مانند سازمان دموکراتیک زنان (۱۳۲۱ش) وابسته به حزب توده، سازمان زنان (۱۳۴۵ش) به ریاست اشرف پهلوی، جمعیت راه نو به رهبری مهرانگیز دولتشاهی، شورای عالی جمیعت زنان و... به ظاهر در این راستا فعال بوده اند.
در طی این سال ها از این رهگذر قوانین و مقررات بسیاری از کشورها تحت تاثیر قرار گرفته است.
این حرکت با ورود به کشورهای اسلامی از جمله ایران ـ که متاثر از نهضت زنان در غرب بود ـ در دو جهت به حیات خود ادامه داد؛ یکی مبارزه با آداب و رسوم و عرف جامعه که به نوعی برای زنان، حقوقی کمتر از مردان می شناختند و دیگری به چالش کشیدن آن دسته از آموزه های دینی که به نوعی برای زنان، حقوقی متفاوت از حقوق مردان وضع می کردند. از آن جمله می توان به انتقادات نشریاتی چون «صور اسرافیل» و «ایران نو» از مسئله حجاب و حق طلاق مردان اشاره کرد.(۹۷) «عالم نسوان» یکی دیگر از این نشریات است که در سال ۱۲۹۸ش. به صاحب امتیازی خانم نوابه صفوی و همکاری فارغ التحصیلان و شاگردان مدارس آمریکایی انتشار یافت؛ در یکی از شماره های آن آمده است:

... نسوان مغرب زمین بر عکس ما در هر کاری حق تقدم را داشته و دارا هستند و مردان در کارهای مشکل و مطالب غامض و حتی سیاست ها با زن ها مشورت می کنند... ما زن های ایران بدون شک در صورت داشتن آزادی و نداشتن تحکمات و تهاجمات و ترس مردانمان کارهای مرجوعه را صد هزار مرتبه به مراتب بهتر از آن ها انجام می دهیم... ای برادران و ای خواهران من آیا فرزندان والدین ایرانی الاصل قدیم خود نمی باشیم؟ آیا ما حسن سلوک و رفتار و مهربانی مخصوص ایرانیت خود را بر طاق نسیان گذارده ایم؟... مملکت چندین هزار ساله ایران که مردمش دارای هزاران خصایل حمیده و اخلاق پسندیده بودند به واسطه هجوم و تخطی تازیان به خاک ایران به این روز رسیده است. این اعراب پس از استیلا و فرمانروایی بر ایران نه فقط زبان و خط و صنعت و تجارت و هوش و فکر و بالاتر از همه آن روح پاک و صادق ما را از بین بردند، بلکه خصلت های زشت و بد سلوکی ناهنجار خویش را که به طبقه نسوانشان داشتند به پدران و مادران آن عهد ما یاد دادند... ای خواهران محترمه و برادران من، ما از تازیان وحشی گذرانده ایم اگر آن ها یک مرتبه دخترهایشان را زنده به گور می بردند، شما روزی هزار مرتبه آن ها را می کشید و زنده می سازید شما دمی ما را به حال خود راحت نمی گذارید. قرن هاست که ما را علاوه بر شداید و زحمات طاقت فرسا زنده زنده کفن کرده اید. آن هم چه کفنی؟ کفن سیاهی که حتی حیوانات وحشی هم از هیبت دیدار آن وحشت کرده و فرار می کنند!... چرا از یک دختر جوانی که با پسری طرح دوستی می ریزد جلوگیری می کنید و می خواهید او را بکشید و می گویید این کارها را دختر نباید بکند....(۹۸)

پس از بیان این مقدمه، سزاوار است موضع دین مقدس اسلام را درباره حقوق زن و مرد با این پرسش به بحث بنشینیم؛ آیا آموزه های اسلامی بین مرد و زن تفاوت گذاشته است؟ و برای آن ها حقوق و تکالیف متفاوتی در نظر گرفته است؟ یا این که آن ها را در همه امور برابر می داند و برای آن ها حقوق و تکالیف مشابه وضع کرده است؟ در صورت تفاوت، فلسفه آن چیست و از این تفاوت چه هدفی دنبال می شود؟
پیش از ورود به بحث تفاوت ها بیان دو نکته ضروری به نظر می رسد:
اول: مواردی که به عنوان تفاوت بیان می شود، لزوماً به معنای پذیرش آن نمی باشد؛ چه بسا مواردی که صرفاً به جهت ذکر آن توسط چالش کنندگان حقوق جزایی اسلام، آورده می شود تا در جای خود به آن پاسخ داده شود که آن چه به عنوان تفاوت ذکر شده، اصلاً تفاوت نیست.
دوم: از آنجا که پرداختن به تمامی جنبه های تفاوت بین زن و مرد از دایره شمول این تحقیق بیرون است، موضوع را فقط حول محور حقوق ماهوی و جزایی اسلام دنبال می کنیم. از این رو، تبیین مسئله را در دو گفتار پی می گیریم:
۱. تفاوت بین زن و مرد در امور جزایی اسلام.
۲. فلسفه تفاوت.
گفتار اول: تفاوت بین زن و مرد در امور جزایی
درباره تفاوت زن و مرد در آموزه های کیفری اسلام، اموری مطرح یا ادعا شده است که می توان آن ها را به شکل زیر تقسیم کرد: تفاوت در جرم انگاری، تفاوت در وضع مجازات، تفاوت در سن مسئولیت کیفری و تفاوت در اجرای مجازات.
۱. تفاوت در جرم انگاری
برخی مدعی هستند که حقوق کیفری اسلام در حوزه جرم انگاری تفاوت هایی را بین زن و مرد در نظر گرفته است که عبارتند از:
۱ـ ۱. مساحقه: مساحقه که در فارسی از آن به «طبق زدن» تعبیر می کنند، در اصطلاح فقهی عبارت است از:
مالیده شدن آلت تناسلی دو زن به یکدیگر.(۹۹)
ماده ۱۲۷ قانون مجازات اسلامی در این باره چنین مقرر می دارد:

مساحقه، همجنس بازی زنان است با آلت تناسلی.

یکی از عناوین مجرمانه در حقوق کیفری اسلام مساحقه است که بنا بر نظریه مشهور فقهی دارای مجازات یک صد ضربه شلاق می باشد و فرقی بین محصنه و غیر محصنه در این حکم نیست.(۱۰۰) قانون گذار نیز در ماده ۱۲۹ قانون مجازات اسلامی همین مجازات را مقرر کرده است.
در فقه جزایی اسلام این پدیده مجرمانه همان گونه که از تعریف آن روشن است اختصاص به زنان دارد.
۲ـ ۱. لواط: یکی از جرایم مذکور در فقه جزایی اسلام جرم لواط است و آن بر دو قسم است:
۱. ادخال آلت تناسلی ذکوریت در دبر جنس مذکر.
۲. مالیدن آلت تناسلی ذکوریت به ران یا میان دو الیه و کفل جنس مذکر.(۱۰۱) این قسم از جرم لواط به تفخیذ مشهور است.
ماده ۱۰۸ قانون مجازات اسلامی در این باره مقرر می دارد:

لواط وطی انسان مذکر است چه به صورت دخول باشد یا تفخیذ.

مجازات قسم نخست از این جرم قتل است و مجازات تفخیذ برابر نظر مشهور فقیهان یک صد ضربه تازیانه می باشد.(۱۰۲) قانون گذار نیز همین نظریه را در مواد ۱۱۰ و ۱۲۱ قانون مجازات اسلامی مقرر داشته است.
این دو عمل مجرمانه چنان که از تعریف آن ها پیداست اختصاص به جنس مذکر دارد.
اما آیا این به معنای تفاوت گذاشتن بین زن و مرد در حوزه جرم انگاری است یا جهت دیگری دارد؟ در گفتار بعدی به آن خواهیم پرداخت.

نظرات کاربران درباره کتاب قصاص مرد در برابر زن با نگاهی به تفاوت‌ها

خوبه
در 3 هفته پیش توسط dariuosh