فیدیبو نماینده قانونی انتشارات بصیرت و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب اطلاعات

کتاب اطلاعات

نسخه الکترونیک کتاب اطلاعات به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب اطلاعات

اطلاعات علاوه بر اینکه اساس دانش‌های مختلف است، به دلیل تأثیر اخلاقی‌ای که بر فرد و جامعه دارد موضوع پژوهش اخلاقی هم است. پرسش‌های اخلاقی مربوط به اطلاعات از این دست است که آیا اطلاعات قابل تملک است؟ یا آیا کسانی حق جلوگیری از نشر آن را دارند؟ و یا آیا افراد خاصی حق دسترسی به آن را دارند؟ لوچیانو فلوریدی، استاد فلسفۀ اطلاعات، در این کتاب کوچک اما پر مطلب و جامع می‌کوشد به‌اختصار ابعاد مختلف اطلاعات را بررسی کند. گسترۀ نگاه فلوریدی به مقولۀ اطلاعات بسیار فراگیر است و شامل بحث از ریشه‌های ریاضیاتیِ اطلاعات (تعریف و اندازه‌گیری آنها در بیت‌ها) و نقش اطلاعات در ژنتیک و همچنین معنا و ارزش اجتماعی اطلاعات و نیز مسائل اخلاقی مربوط به آن مانند مالکیت، حریم خصوصی و دسترسی همگانی و... است.

ادامه...
  • ناشر انتشارات بصیرت
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.56 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۹۱ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب اطلاعات

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه مترجم

در دوران تحصیل در مقطع کارشناسی مهندسی صنایع دانشگاه علم و صنعت بود که پدرم کتاب حاضر را برای مطالعه به من معرفی کردند. رفته رفته با مطالعه کتاب حاضر و همچنین تحقیق در مفهوم «اطلاعات» و مسائل مربوط به آن آشنایی بیشتری با موضوع پیدا کردم و به آن علاقه مند شدم و تصمیم گرفتم این کتاب را ترجمه کنم.
در باب اهمیت این موضوع باید بگویم که ما در محیطی زندگی می کنیم که اطلاعات سراسر آن را فرا گرفته است. اطلاعات از طریق تلویزیون، رادیو، کتاب ها و خصوصاً اینترنت به فضای زندگی ما سرازیر می شود، به طوری که حتی برخی می گویند ما از اشباع اطلاعاتی رنج می بریم. اما اطلاعات واقعاً چیست؟ اطلاعات مفهومی عمیق دارد و ریشه همه دانش های ما، از ریاضیات گرفته تا دانسته های متعارف و روزمره، است. DNA اطلاعات لازم برای به وجود آمدن ما را فراهم می کند و در واقع، ما از طریق اطلاعات رشد و نمو می کنیم. به علاوه، آدمیان از طریق تبادل اطلاعات با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و حیات جمعی خود را سامان می دهند.
اطلاعات علاوه بر اینکه اساس دانش های مختلف است، به دلیل تاثیر اخلاقی ای که بر فرد و جامعه دارد موضوع پژوهش اخلاقی هم است. پرسش های اخلاقی مربوط به اطلاعات از این دست است که آیا اطلاعات قابل تملک است؟ یا آیا کسانی حق جلوگیری از نشر آن را دارند؟ و یا آیا افراد خاصی حق دسترسی به آن را دارند؟
لوچیانو فلوریدی، استاد فلسفه اطلاعات، در این کتاب کوچک اما پر مطلب و جامع می کوشد به اختصار ابعاد مختلف اطلاعات را بررسی کند. گستره نگاه فلوریدی به مقوله اطلاعات بسیار فراگیر است و شامل بحث از ریشه های ریاضیاتیِ اطلاعات (تعریف و اندازه گیری آنها در بیت ها) و نقش اطلاعات در ژنتیک و همچنین معنا و ارزش اجتماعی اطلاعات و نیز مسائل اخلاقی مربوط به آن مانند مالکیت، حریم خصوصی و دسترسی همگانی و... است.
برای آنها که با معنای دقیق و کاربرد وسیع اطلاعات به عنوان مفهومی فلسفی ناآشنایند، اطلاعات ممکن است مفهومی پیش پاافتاده و ساده به نظر آید. اما آنان که کمی از علوم یا فلسفه یا جامعه شناسی مطالعه کرده باشند هم اکنون از نقش محوری اطلاعات و غنای مفهومی آن آگاه اند. در کل، برای تمام خوانندگان این کتاب، فلوریدی یک معرفی بسیار جذاب و الهام بخش از این مفهوم بنیادین ارائه می کند.
آرزو دارم این کتاب برای کسانی که دغدغه آموختن دارند مفید واقع شود.
در آخر، از پدر بزرگوارم برای راهنمایی های ویژه شان سپاس گزارم. همچنین از سرکار خانم مریم هاشمیان به خاطر زحمات فراوانشان در ویرایش متن ترجمه شده نهایت تشکر را دارم.

مهدی جوادی
پاییز ۹۵

درآمد

هدف این کتاب به دست دادنِ طرحی کلی است از چیستیِ اطلاعات، از سرشتِ متکثرِ آن، از نقش هایی که در بافتارهای علمی گوناگون ایفا می کند، و از مسائل اجتماعی و اخلاقی ای که با اهمیت فزاینده اطلاعات مطرح می شوند. این طرح کلی لاجرم گزیده است، در غیر این صورت این کتاب درآمدی بسیار کوتاه نام نمی گرفت. امیدم آن است که این کتاب مخاطب را در فهم تنوعِ وسیع پدیده های اطلاعاتی ای که هر روز با آنها سروکار داریم، فهم اهمیت مفرط و بنیادین شان و از این روی فهم جامعه اطلاعاتی ای که در آن زندگی می کنیم یاری دهد.
اطلاعات از جهت واقع شدن در اَشکال بسیار و برخورداری از معانی بسیار شُهره است. بسته به چشم انداز ماخوذ و الزامات و مطلوب هایی که در نظر داریم، می توان آن را با تبیین های مختلف پیوند داد. محض نمونه، کلود شَنن(۱) (۱۹۱۶-۲۰۰۱)، پدر نظریه اطلاعات، بسیار محتاط بود:

نویسندگان مختلف در حوزه عام نظریه اطلاعات، معانی متفاوتی به واژه «اطلاعات» داده اند. احتمالاً دست کم تعدادی از اینها در بعضی کاربردها به قدر کفایت سودمند از آب در خواهند آمد که سزاوارِ مطالعه بیشتر و بازشناسی مستمر باشند. دور از انتظار است که مفهومی منفرد از اطلاعات به نحوی رضایت بخش، کاربردهای محتملِ بی شمار این حوزه عام را توضیح دهد (تاکید از من است).

در حقیقت، وارن ویوِر(۲) (۱۸۹۴-۱۹۷۸)، یکی از پیشگامان ترجمه ماشینی و همکار شنن در تالیف نظریه ریاضی ارتباطات(۳)، مدافعِ نوعی تحلیل سه جانبه اطلاعات بر حسب موارد ذیل بود:

۱. مسائل فنی که مربوط اند به اندازه گیری اطلاعات و نظریه شنن به آنها می پردازد؛
۲. مسائل معناشناختی مرتبط با معنا و صدق؛ و
۳. آنچه وی مسائل «موثر» می نامید، مسائل مربوط به تاثیر و اثربخشی اطلاعات بر رفتار آدمی، که به زعم او می بایست نقشی به همان اندازه حائز اهمیت ایفا کنند.

شنن و ویور دو نمونه اولیه از مسائلی را به دست می دهند که با هر نوع تحلیل اطلاعات پیش می آیند. کثرت تفاسیر مختلف می تواند گیج کننده باشد و راجع به سوءفهم ها و سوءاستفاده ها از خود ایده اطلاعات به کرات، گیرم آشکارا بی فایده، گلایه هایی ابراز می شود. این کتاب در پی تدارک نقشه ای است از معانی اصلی ای که به آن معانی می توان از اطلاعات سخن گفت. این نقشه با تکیه بر شرحی ابتدایی از اطلاعات بر مبنای مفهوم داده ها رسم می شود. متاسفانه، حتی چنین شرح کمینه ای نیز در معرض اختلاف نظر است. به سودِ این رهیافت می توان گفت که دست کم بسیار کمتر از سایر رهیافت ها مناقشه آمیز است. مسلماً، تحلیلی مفهومی ناچار باید از جایی آغاز کند. این غالباً به معنای اتخاذ تعریفی مقدماتی و کلی از موضوع تحت مداقه است. اما آنچه می خواهم در اینجا بر آن تاکید کنم این مطلب پیش پاافتاده نیست. این دشواری کمابیش تشویش زاتر است. بررسی مفهوم اطلاعات هنوز در آن مرحله اسفناکی است که اختلاف نظر حتی بر شیوه بیان و شکل گرفتنِ موقتِ خودِ مسائل تاثیر می گذارد. پس علامت های متعددِ «شما اینجا هستید» در این کتاب را می توان جای دیگری قرار داد. کلِ مقصودْ استقرار خانواده مفاهیمِ اطلاعات بر نقشه و بدین سان امکان پذیرشدنِ تعدیل ها و جهت گیری های مجدد است.

۱. انقلاب اطلاعاتی

ظهور جامعه اطلاعاتی
تاریخ معیارهای اندازه گیریِ بسیاری دارد. بعضی از آنها، که متکی بر فصولِ تکرارشونده و حرکات سیاره ای هستند، طبیعی و دورانی اند. بعضی اجتماعی یا سیاسی و خطی اند و با، مثلاً، توالی بازی های المپیک یا شماره سال ها از زمان بنای شهر رم (condita ab urb) یا بر تخت نشستنِ یک پادشاه تعیین می شوند. معیارهایی دیگر نیز دینی و V شکل اند و سال های پیش و پس از واقعه ای خاص، همچون تولد مسیح، را محاسبه می کنند. ادوار بزرگ تری هستند که ادوار کوچک تر را دربر می گیرند و نام سبک های تاثیرگذار (باروک)، مردم (دوره ویکتوریا)، شرایط خاص (جنگ سرد) یا تکنولوژی ای تازه (دوران هسته ای) بر آنها گذاشته می شود. آنچه تمام اینها و بسیاری معیارهای اندازه گیری دیگر در آن مشترک اند این است که همگی تاریخی هستند به این معنای دقیق که همه وابسته اند به پیشرفت سامانه هایی برای ثبت وقایع و بنابراین، جمع آوری و ارسال اطلاعات راجع به گذشته. بدون ثبتْ تاریخی در کار نیست، پس تاریخ در واقع، مترادف است با عصر اطلاعات، زیرا پیشاتاریخ آن عصری در پیشرفت انسان است که مقدم بر دسترس پذیریِ سامانه های ثبت است.
در نتیجه، می توان به نحوی منطقی استدلال کرد که انسان دست کم از عصر برنز، دوره ای که مشخص کننده اختراع خط در بین النهرین و در نواحی دیگر جهان (هزاره چهارم پیش از میلاد) است، در جوامع اطلاعاتی گوناگونی زیسته است. و در عین حال، آنچه نوعاً از انقلاب اطلاعاتی مراد می شود این نیست. چه بسا تبیین های بسیاری در میان باشند، اما یکی از آنها قانع کننده تر از هر تبیین دیگری به نظر می آید: فقط به تازگی است که پیشرفت و بهروزی انسان اندک اندک عمدتاً به مدیریت موفق و کارآمد چرخه حیات اطلاعات وابسته می شود.
چرخه حیات اطلاعات نوعاً شامل این مراحل است: وقوع (کشف، طراحی، تالیف و...)، ارسال (شبکه سازی، توزیع، دسترسی، بازیابی، ارسال و...)، پردازش و مدیریت (گردآوری، معتبرسازی، مناسب سازی، سازمان دهی، فهرست سازی، طبقه بندی، پالایش، به روزرسانی، مرتب سازی، ذخیره سازی و...) و کاربرد (پایش، مدل سازی، تحلیل، تبیین، برنامه ریزی، پیش بینی، تصمیم گیری، آموزش، پرورش، یادگیری و...). شکل ۱ تصویری ساده شده به دست می دهد.
حال تصور کنید شکل ۱ همانند یک ساعت باشد. مدت زمانی که تکامل چرخه های حیاتِ اطلاعات لازم داشته تا جامعه اطلاعاتی را پدید آورد عجیب نیست. بر اساس برآوردهای اخیر، زندگی روی زمین یک میلیارد سال دیگر ادامه خواهد داشت، تا زمانی که با افزایش دمای خورشیدی نابود شود. پس مورخی را تصور کنید که در آینده ای نزدیک، مثلاً یک میلیون سال دیگر، در حال نوشتن است. وی چه بسا عادی، و شاید حتی به شکل زیبایی متقارن، بداند که حدوداً شش هزاره طول کشیده است تا انقلاب کشاورزی، از آغاز خویش در عصر نوسنگی (هزاره دهم قبل از میلاد) تا عصر برنز، تاثیر کامل خود را بگذارد و سپس شش هزاره دیگر، از عصر برنز تا پایان هزاره دوم بعد از میلاد، طول کشیده تا انقلاب اطلاعاتی به ثمره اصلی خود برسد. طیّ این فاصله زمانی، تکنولوژی های اطلاعات و ارتباطات (ICTs)، خاصه پس از گوتنبرگ و اختراع چاپ، از اینکه عمدتاً سامانه های ثبت ــ نگارش و تولید نسخه خطی ــ باشند به اینکه سامانه های ارتباطی نیز باشند و، خاصه پس از تورینگ و اشاعه کامپیوترها، به اینکه سامانه های پردازش و تولید نیز باشند تحول یافتند. به لطف این تحول، امروزه پیشرفته ترین جوامعْ سخت به دارایی های نامشهودِ اطلاعات مبنا، خدمات متمرکز بر اطلاعات (به ویژه تجارت و خدمات املاک، ارتباطات، سرمایه گذاری و بیمه، و سرگرمی) و بخش های دولتی اطلاعات مدار (به ویژه آموزش و پرورش، اداره امور عمومی و مراقبت سلامت) وابسته اند. مثلاً، تمام اعضای گروه جی هفت(۴) ــ یعنی کانادا، فرانسه، آلمان، ژاپن، ایتالیا، بریتانیا و ایالات متحد امریکا ــ جوامع اطلاعاتی محسوب می شوند، زیرا در هر کدام از این کشورها دست کم هفتاد درصد تولید ناخالص داخلی (GDP) به کالاهای غیرمادی وابسته است، که به اطلاعات مرتبط اند، نه به کالاهای مادی، که محصول عینی فرآیندهای زراعی یا تولیدی اند. عملکرد و رشد آنها مستلزم و مولدِ مقادیرِ هنگفتِ داده هاست، داده هایی بیش از آنچه بشر در سرتاسر تاریخ خود دیده است.



۱. نمونه ای از چرخه حیات اطلاعات
عصر زتابایت(۵)
در سال ۲۰۰۳، محققان دانشکده مدیریت و سیستم های اطلاعات در دانشگاه بارکلی برآورد کردند که بشر در سیر تاریخ خویش تا زمان کالایی شدنِ کامپیوترها تقریباً دوازده اگزابایت داده انباشته است (۱ اگزابایت برابر است با ۱۰۱۸ بایت یا فیلمی باکیفیت دی وی دی که پنجاه هزار سال طول بکشد). با این حال، آنان تخمین زدند که افزون بر این، چاپ، فیلم، رسانه های ذخیره نوری و مغناطیسی پیش تر فقط در سال ۲۰۰۲ بیش از پنج اگزابایت داده تولید کرده بوده اند. این رقم برابر است با ۳۷۰۰۰ کتابخانه جدید به اندازه کتابخانه کنگره. با در نظر گرفتن اندازه جمعیت جهان در سال ۲۰۰۲، معلوم شد که هر شخص تقریباً ۸۰۰ مگابایت (MB) داده ثبت شده تولید کرده بوده است. مانند این است که بگوییم هر نوزادی با سنگینیِ سی فوت کتاب، برابر هشتصد مگابایت داده چاپ شده بر کاغذ، به دنیا آمده باشد. نودودو درصد از این داده ها بر رسانه مغناطیسی، عمدتاً روی دیسک سخت، ذخیره و از این رو باعث نوعی «دموکراتیک سازی» بی سابقه اطلاعات شدند: افراد بیشتری صاحب داده هایی بیش از هر زمانی در گذشته اند. چنین افزایش تصاعدی ای مداوم بوده است. طبق پژوهشی متاخر، بین سال های ۲۰۰۶ و ۲۰۱۰ مقدار جهانی داده های دیجیتالی بیش از شش برابر، از ۱۶۱ اگزابایت تا ۹۸۸ اگزابایت، افزایش یافته است. «سیلِ اگزا»(۶) نوواژه ای است که برای توصیف این سونامیِ بایت ها که در حال غرق کردن دنیاست وضع شده است. البته صدها میلیون ماشین محاسبه گر برای در جریان نگاه داشتنِ چنین سیل اگزایی و عبور از آن پیوسته به کار گرفته می شوند. تمام اعداد قبلی فعلاً بی وقفه به رشد خود ادامه خواهند داد، خاصه به این دلیل که کامپیوتر ها از جمله بزرگ ترین منابع اگزابایت های بیشترند. به لطف آنها، به سرعت به عصر زتابایت (۱۰۰۰ اگزابایت) نزدیک می شویم. این چرخه ای است که خود را تقویت می کند و غیرطبیعی است که احساس مستغرق بودن نکنیم. این احساسی دوگانه است، یا دست کم باید باشد.
اینک بیش از نیم قرن است که ICTها عمیقاً و به نحوی بازگشت ناپذیر، با گستره ای خارق العاده و سرعتی سرسام آور، در حال تغییر جهان بوده اند. از سویی، فرصت های قطعی و قریب الوقوع در جهت نفع هنگفت به حالِ آموزش، بهروزی، رفاه و پرورش مردم و نیز مزایای عظیم اقتصادی و علمی پدید آورده اند. تعجب ندارد که وزارت بازرگانی و بنیاد ملی علومِ آمریکا تکنولوژی نانو، زیست تکنولوژی، تکنولوژی اطلاعات و علوم شناختی (NBIC) را حوزه های پژوهشی با اولویت ملی تشخیص داده اند. در نظر داشته باشید که سه حوزه(۷)NBC بدون تکنولوژی اطلاعات تقریباً ناممکن اند. در حرکتی قابل مقایسه، روسای دولت ها و حکومت های اتحادیه اروپا وقتی توافق کردند اتحادیه اروپا را «تا سال ۲۰۱۰ رقابت پذیرترین و پویاترین اقتصاد دانش محرک» کنند به تاثیر عظیم ICTها اذعان کردند.
از دیگر سو، ICTها خطرات قابل توجه ای نیز به همراه دارند و محظورها و پرسش های عمیقی راجع به ماهیت واقعیت و شناخت ما از آن، پیشرفت علوم متمرکز بر اطلاعات (e-science)، سازمان دهی جامعه ای با انصاف(۸) (شقاق دیجیتالی را در نظر بگیرید)، مسئولیت ها و الزام های ما در قبال نسل های فعلی و آینده، فهم ما از دنیایی جهانی شده و دامنه تعاملات بالقوه ما با محیط پدید می آورند. در نتیجه، ICTها سخت از فهم ما از سرشت و تضمن های مفهومی شان پیش افتاده اند، در حالی که مسائلی را پدید می آورند که پیچیدگی و ابعاد جهانی شان به سرعت گسترش می یابد، بسط پیدا می کند و بیش از پیش جدی می شود.
مقایسه ای ساده می تواند به فهم وضعیت فعلی کمک کند. جامعه اطلاعاتی مانند درختی است که شاخه های گسترده اش را بسی وسیع تر، سریع تر و بی نظم تر از ریشه های مفهومی، اخلاقی و فرهنگی اش پرورانده است. عدم توازنْ واضح و مساله تجربه روزانه میلیون ها شهروند است. به عنوان مثالی ساده، سرقت هویت، استفاده از اطلاعات برای جعل هویت فردی دیگر به منظور دزدیدن پول یا کسب منافع دیگر را در نظر بگیرید. به گفته کمیسیون تجارت فدرال(۹)، کلاه برداری ها و از جمله سرقت هویت در آمریکا فقط در سال ۲۰۰۲ حدود ۶ /۵۲ میلیارد دلار خسارت به بار آورد، که تقریباً ده میلیون آمریکایی را تحت تاثیر قرار می داد. خطر این است که، همچون درختی با ریشه های ضعیف، بنیادی شکننده در پایین به رشد بیشتر و سالم تر در بالا لطمه بزند. در نتیجه، امروز هر جامعه اطلاعاتی پیشرفته ای با وظیفه الزامی تجهیز خود به نوعی فلسفه قابل قبولِ اطلاعات مواجه است. با استفاده از قیاس قبل، در حالی که تکنولوژی به رشد از پایین به بالا ادامه می دهد، وقت آن است که کاوش عمیق تر، از بالا به پایین، را شروع کنیم و فهم نظری خود را از عصر اطلاعات مان، از ماهیت آن، از تضمن های کمتر آشکارش و از اثر آن بر انسان و بهزیستی محیطی اش گسترش دهیم و تقویت کنیم و به این ترتیب، به خودمان فرصتی برای پیش بینی دشواری ها، تشخیص موقعیت ها و حلّ مسائل دهیم.
فورانِ تقریباً ناگهانیِ یک جامعه اطلاعاتیِ جهانی، بعد از چند هزاره تکوین نسبتاً آرام تر، چالش های جدید و بنیان کنی پدید آورده است که تا همین چند دهه قبل عمدتاً پیش بینی ناشدنی بودند. همچنان که گروه اخلاق در علوم و تکنولوژی های نوین اروپا (EGE)(۱۰) و رصدخانه یونسکو در خصوص جامعه اطلاعاتی به خوبی مستند کرده اند، ICTها ایجاد، مدیریت و به کارگیری منابع اطلاعاتی، ارتباطی و کامپیوتری را به مسائلی حیاتی برای فهم ما از جهان و از تعاملات مان با آن و نیز برای خود سنجی و هویت ما تبدیل کرده اند. به عبارت دیگر، علوم کامپیوتر و ICTها یک انقلاب چهارم پدید آورده اند.
انقلاب چهارم
به بیانی بیش از حد ساده شده، علم واجد دو شیوه بنیادین برای تغییر فهم ماست. یکی را برون گرایانه، یا درباره جهان، می توان نامید و دیگری را درون گرایانه، یا درباره خودمان. سه انقلاب علمی اثر هنگفتی از هر دو گونه برون گرایانه و درون گرایانه داشته اند. در تغییر فهم ما از دنیای خارج، برداشت مان از آنچه هستیم را نیز تغییر دادند. بعد از نیکولاوس کوپرنیک (۱۴۷۳-۱۵۴۳)، کیهان شناسیِ خورشیدمرکزْ زمین و بنابراین بشریت را از مرکز جهان بیرون کرد. چارلز داروین (۱۸۰۹-۱۸۸۲) نشان داد که تمام انواع حیات طیِ زمان از رهگذر انتخاب طبیعی از اجداد مشترک تکامل یافته اند، بدین سان بشریت را از مرکز قلمرو زیست شناختی بیرون کرد. و ما امروزه با تاسی به زیگموند فروید (۱۸۵۶-۱۹۳۹) تصدیق می کنیم که ذهن همچنین ناخودآگاه و دستخوش مکانیسم دفاعی سرکوب است. پس ما بی حرکت، در مرکز جهان، نیستیم (انقلاب کوپرنیکی)، به نحوی غیرطبیعی مجزا و متفاوت با بقیه قلمرو حیوانی نیستیم (انقلاب داروینی) و به هیچ وجه اذهانی مستقل که یکسره برای خودمان قابل فهم باشیم، چنان که، مثلاً، رنه دکارت (۱۵۹۶-۱۶۵۰) می پنداشت، نیستیم (انقلاب فرویدی).
به سهولت می توان ارزش این تصویر کلاسیک را زیر سوال برد. با این همه، فروید اولین کسی بود که این سه انقلاب را به عنوان بخشی از یک فرآیند منفردِ بازاندیشی در سرشت انسان تفسیر کرد و چشم انداز او به طرز فاحشی خودخواهانه بود. اما اگر علوم شناختی یا علم عصب شناسی را جایگزین فروید کنیم، باز هم می توانیم این چارچوب را برای تبیین دریافت شهودی مان مبنی بر اینکه اخیراً چیزی بسیار مهم و عمیق در خودشناسی انسان اتفاق افتاده است مفید بدانیم. از دهه ۱۹۵۰، علوم کامپیوتر و ICTها، با تغییر تعاملات ما با جهان و نیز خودشناسی مان، تاثیری هم برون گرایانه و هم درون گرایانه گذاشته اند. ما از بسیاری جهات، نه موجوداتی مستقل، بلکه سازواره های اطلاعاتی هم بسته یا اینفورگ ها [یا اطلاع سازه ها](۱۱)یی هستیم که با عاملان زیستی و مصنوعات طراحی شده در محیطی جهانی، که اساساً از اطلاعات ساخته شده است، اینفوسفر [یا اطلاع سپهر]،(۱۲) سهیم هستیم. این محیطِ اطلاعاتی برآیند همه فرآیندها، خدمات و موجودیت ها اطلاعاتی است، از این رو شامل عاملان اطلاعاتی و نیز کیفیات، تعاملات و روابط متقابل آنهاست. اگر خواهان دانشمندی هستیم که مظهر انقلاب چهارم باشد، این دانشمند قطعاً اَلن تورینگ(۱۳) (۱۹۱۲-۱۹۵۴) است.
اینفورگ ها را نباید با تصور علمی ـ تخیلی از بشریتی «سایبورگ شده»(۱۴) اشتباه گرفت. پرسه گردی با هدفون بی سیمِ بلوتوث که در بدن ما کار گذاشته شده تصمیم خوبی به نظر نمی رسد، خصوصاً به این دلیل که ناقض پیام اجتماعی ای است که آن را نیز بناست ارسال کند: دائماً در دسترس بودن نوعی بردگی است و کسی که چنین پرمشغله و مهم است باید در عوض دستیاری شخصی داشته باشد. قسمی سایبورگ بودن چیزی نیست که مردم پذیرای آن باشند، بلکه چیزی است که می کوشند از آن اجتناب کنند. ایده اینفورگ ها نیز گامی به سمت بشریتی به لحاظ ژنتیکی تغییریافته، مسئول دی ان ای اطلاعاتی اش و بدین جهت مسئول تجسم های آتی اش، نیست. این چیزی است که ممکن است در آینده رخ دهد، اما هنوز به لحاظ تکنیکی (انجام پذیریِ ایمن) و نیز به لحاظ اخلاقی (پذیرفتنی بودنِ اخلاقی)، بسیار دورتر از آن است که در این مقطع به طور جدی از آن بحث کنیم. انقلاب چهارم دارد، تا اندازه ای، سرشتِ ذاتاً اطلاعاتی عاملان انسانی را در معرض دید می گذارد. این چیزی ورای صرفِ این گفته است که افراد دارند صاحب «سایه ای اطلاعاتی» یا همزادی دیجیتالی می شوند، نوعی آقای هاید(۱۵) که با @ها، بلاگ ها و httpهای آنان بازنمایی می شود. این حقایق واضح فقط ما را به اشتباه گرفتن ICTهای دیجیتالی با تکنولوژی های بهبود دهنده ترغیب می کند. آنچه مورد سوال است تغییری آرام تر، کمتر مهیج و در عین حال حیاتی و عمیق در تلقی ماست از اینکه عامل بودن چه معنایی دارد و این عامل های جدید در چه نوع محیطی ساکن اند. این تغییری است که نه از رهگذر دگرگونی هایی نامتعارف در بدن ما یا نظرپردازی های علمی ـ تخیلی درباره شرایط پساانسانی مان، بلکه، به مراتب جدی تر و واقع بینانه تر، از رهگذر نوعی استحاله بنیادینِ فهم ما از واقعیت و از خودمان رخ می دهد. شیوه مناسبی برای توضیح این مطلب تکیه بر تمایز میان وسایل بهبوددهنده(۱۶) و تکمیل کننده(۱۷) است.
وسایل بهبوددهنده، مثل باتری قلب، عینک یا اعضا و جوارح مصنوعی، باید واجد واسط هایی باشند که به وسیله امکان می دهند به نحوی به بدن کاربر متصل شود که به لحاظ راحتی و کارآمدی (ارگونومیکی) بیشینه باشد. این شروع ایده سایبورگ است. وسایل تکمیل کننده در عوض واجد واسط هایی اند که ارتباط میان جهان های ممکن متفاوت را امکان پذیر می کنند. به طور مثال، از سویی، زیستگاه هر روزه کاربرِ انسانی، جهان خارج یا واقعیت، در میان است، چنان که بر سکونتِ عامل در آن تاثیر می گذارد؛ از دیگر سو، جهان پرتحرک، پر از آب، صابونی، داغ و تاریک ماشین ظرف شویی در میان است؛ جهانِ به همان اندازه پرآب، داغ و تاریک اما همچنین چرخانِ ماشین لباسشویی؛ یا جهان ساکن، ضدعفونی شده، بی صابون، سرد و بالقوه روشن یخچال. این روبات ها می توانند موفق باشند، چراکه محیط شان حول قابلیت هاشان «بسته»(۱۸) و طراحی شده است، نه برعکس. به این دلیل است که تلاش برای ساخت یک آدم ماشینی، همانند C3PO در جنگ ستارگان، برای شستن ظرف های داخل ظرف شویی دقیقاً به همان شیوه عاملی انسانی فکری احمقانه است. حال، ICTها به معنایی که هم اکنون توضیح داده شد، بهبوددهنده یا تکمیل کننده نیستند. آنها ابزارهایی از بنیاد دگرگون کننده اند، زیرا محیط هایی را مهندسی می کنند که از طریق دروازه هایی (احتمالاً سهل الوصول) می تواند وارد آنها شود و شکلی از تشرف را تجربه کند. هیچ اصطلاحی برای این شکل از بازمهندسی وجود ندارد، پس می توانیم هستی شناختی کردنِ مجدد را به مثابه نوواژه ای برای اشاره به شکل بنیادینی از بازمهندسی به کار ببریم، شکلی که نه فقط سامانه ای (مثلاً شرکتی، ماشینی یا مصنوعاتی) را از نو طراحی می کند، می سازد یا سازمان می دهد، بلکه سرشت ذاتی آن سامانه، یعنی هستی شناسی اش، را به طور بنیادین دگرگون می کند. به این معنا، ICTها دارند جهان ما را نه فقط بازمهندسی، بلکه به واقع مجدداً هستی شناختی می کنند. مثلاً با نگاه به تاریخ ماوس(۱۹) درمی یابیم که تکنولوژیِ ما نه تنها با ما به عنوان کاربران سازگاری یافته، بلکه آموزش مان نیز داده است. داگلاس انگلبارت(۲۰) (م. ۱۹۲۵) زمانی به من گفت وقتی در حال اصلاح ماوس، معروف ترین اختراعش، بود حتی قرار دادن ماوس زیر میز را آزمایش کرده بود تا، برای آزاد گذاشتن دستان کاربر، با پای او کار کند. تعامل انسان ـ کامپیوتر رابطه ای متقارن است.
بازگردیم به تمایز خودمان: در حالی که واسطِ ماشین ظرف شویی صفحه ای است که از طریق آن ماشین وارد جهان کاربر می شود، واسطی دیجیتالی دریچه ای است که از طریق آن کاربر می تواند در فضای مجازی باشد. این تفاوت ساده اما بنیادین زمینه ساز بسیاری از استعاره های فضایی مانند «واقعیت مجازی»، «آنلاین بودن»، «گشت و گذار در شبکه جهانی»، «دروازه» و غیره است. چنین برمی آید که شاهد نوعی مهاجرت سرنوشت ساز و بی سابقه بشر از زیستگاه معمولش به خودِ اینفوسفر هستیم، خاصه به این دلیل که دومی در حال جذب اولی است. در نتیجه، انسان ها اینفورگ هایی در میان سایر اینفورگ ها (ی احتمالاً مصنوعی) خواهند بود و نیز عاملانی که در محیطی که با موجودات اطلاعاتی مهربان تر است عمل می کنند. وقتی بومیان دیجیتالی همچون فرزندان ما جایگزین مهاجران دیجیتالی چون ما شوند، مهاجرت کامل خواهد شد و نسل های آینده هر زمان که از اینفوسفر جدا شوند، مثل ماهی بیرون از آب، بیش از پیش احساس محرومیت، طردشدگی، عقب ماندگی یا بیچارگی خواهند کرد.
بنابراین، آنچه ما اینک در فرآیند اختلال و بازنگری در سرشت و نقش بنیادین مان در جهان تجربه می کنیم یک انقلاب چهارم است. ما در حال تغییر چشم انداز هرروزه مان نسبت به سرشت نهایی واقعیت، یعنی متافیزیک مان، از چشم اندازی مادی گرایانه، که در آن اشیا و فرآیندهای مادی نقشی کلیدی ایفا می کنند، به چشم اندازی اطلاعاتی هستیم. این جابه جایی یعنی اشیا و فرآیندها مادیت زدایی می شوند، به این معنا که مستقل از حمایت می دانیم شان (یک فایل موسیقی را در نظر بگیرید). آنها سنخ نمون می شوند، به این معنا که نمونه ای از چیزی (نسخه کپی من از یک فایل موسیقی) به همان خوبی است که سنخ آن (فایل موسیقی شما که کپی من نمونه ای از آن است). و فرض بر این است که آنها به طور پیش فرض کاملاً قابل مشابه سازی اند، به این معنا که نسخه کپی من و نسخه اصلی شما قابل جانشینی می شوند. تاکید کمتر بر سرشت مادی اَعیان و فرایندها یعنی حق استفاده دست کم به اندازه حق مالکیت مهم است. در نهایت، معیار هستی ــ معنای وجود داشتنِ چیزی ــ دیگر نه به واقع نامتغیر بودن (به زعم یونانیان فقط درباره آنچه تغییر نمی کند می توان گفت که کاملاً وجود دارد)، یا بالقوه در معرض ادراک بودن (فلسفه مدرن برای موجود به حساب آمدن چیزی بر قابل ادراک بودنِ تجربیِ آن از رهگذر حواس پنجگانه تاکید می کرد)، بلکه بالقوه در معرض تعامل بودن، ولو تعامل نامحسوس، است. بودن، تعامل پذیر بودن است، حتی اگر تعامل صرفاً غیرمستقیم باشد. به مثال های زیر توجه کنید.
در سال های اخیر، بسیاری از کشورها از آمریکا پیروی کرده و تحصیلِ نرم افزار را نه هزینه تجارتی جاری، بلکه نوعی سرمایه گذاری به حساب آورده اند که باید با آن مانند هر ورودی سرمایه دیگری که مکرر در تولید به کار گرفته می شود برخورد کرد. هزینه کردن برای نرم افزار اکنون مرتباً در تولیدات ناخالص داخلی سهیم است. پس تصدیق می شود که نرم افزار یک کالا(ی دیجیتال)، گیرم تاحدی غیرعینی، است. نباید زیاد دشوار باشد قبول اینکه دارایی های مجازی نیز می توانند معرف سرمایه گذاری های مهمی باشند. یا پدیده به اصطلاح «بیگاری خانه های مجازی» در چین را در نظر بگیرید. کارکنان، در اتاق های خفقان آور و پرازدحامْ تا دوازده ساعت در روز مشغول بازی هایی آنلاین، مانند دنیای وارکرفت(۲۱) یا تبار(۲۲)، می شوند تا کالاهای مجازی تولید کنند، نظیر شخصیت ها، تجهیزات یا پول رایج درون بازی، که بعداً می توانند به سایر بازیکنان فروخته شوند. اینک به هنگام نگارش این کتاب، توافق نامه های مجوز کاربر نهایی ((EULA(۲۳ ، این قراردادی است که هر کاربرِ نرم افزار تجاری آن را با نصب نرم افزار می پذیرد) در مورد بازی های نقش آفرینیِ آنلاین با بازیکنان بسیار (MMORPG)(۲۴)، مانند دنیای وارکرفت، هنوز اجازه فروش دارایی های مجازی را نمی دهند. این همانند توافق نامه های مجوز کاربر نهاییِ نرم افزار وُرد(۲۵) است که مالکیت اسناد دیجیتالی را که به وسیله نرم افزار ایجاد شده است از کاربران مضایقه می کنند. اگر افراد بیشتری صدها و بعداً هزاران ساعت در ساختن آواتارها [یا نمایه ها] و سرمایه هاشان سرمایه گذاری کنند، وضعیت احتمالاً تغییر خواهد کرد. نسل های آینده موجودیت های دیجیتالی ای را که خواهان تملک شان خواهند بود به ارث خواهند برد. در حقیقت، با وجود ممنوعیت، هزاران سرمایه مجازی درebay در معرض فروش قرار داشت. سونی، با بی پروایی بیشتر، یک «پایگاه معاوضه»(۲۶) ایجاد کرد، نوعی خدمات حراج رسمی که «روش امنی را برای خرید و فروشِ [تصریح می کنم دلاری] حق استفاده از سکه ها، اقلام و شخصیت های بازی بر طبق توافق نامه مجوز(۲۷)، قواعد و راهنماهای کمپانی سرگرمی آنلاین سونی»(۲۸) در اختیار بازیکنان می گذاشت. زمانی که مالکیت دارایی های مجازی قانوناً پایه گذاری شود، قدم بعدی بررسی پیدایش دادخواهی های مربوط به مالکیت است. این امر پیش از این نیز رخ می داده است: در ماه می سال ۲۰۰۶، یکی از وکلای پنسیلوانیا از ناشر بازیِ زندگی دوم شکایت کرد، به این دلیل که بنا به ادعا معادل ده ها هزار دلار ملک و سایر مستغلات مجازی اش را به ناحق ضبط کرده بود. چه بسا بیمه هایی لازم شوند که در برابر خطراتِ متوجه آواتارها محافظت کننده باشند، بیمه هایی قابل مقایسه با بیمه های حیوانات خانگی که می توان از سوپر مارکت محلی خرید. بار دیگر دنیای وارکرفت مثال بسیار خوبی به دست می دهد. این بازی، با حدود دوازده میلیون عضویت ماهانه (۲۰۰۹)، هم اکنون بزرگ ترین MMORPG در جهان است و در مرتبه هفتادویکم در فهرست ۲۲۱ کشور و سرزمین مستقل به ترتیب جمعیت قرار دارد. کاربران آن، که میلیاردها ساعت کار را صرف ساخت، توسعه و بهبود دارایی های دیجیتال خود می کنند، تمایل بسیاری به هزینه کردن چند دلار برای بیمه آنها خواهند داشت.
ICTها عملاً در حال ایجاد محیط اطلاعاتی جدیدی اند که نسل های آینده اکثر اوقات شان را در آن خواهند زیست. مثلاً بریتانیایی ها، به طور متوسط، زمان بیشتری را آنلاین می گذرانند تا پای تلویزیون، در حالی که بزرگ سالان امریکایی معادل تقریباً پنج ماه در سال را داخل اینفوسفر به سر می برند. سن چنین جمعیتی به سرعت در حال افزایش است. مثلاً، به گفته انجمن نرم افزارهای سرگرمی، در سال ۲۰۰۸ بازیکنِ متوسطْ سی وپنج ساله بوده و به مدت سیزده سال بازی می کرده است، متوسطِ سن دائمی ترین خریدارِ بازی چهل سال است، و ۲۶ درصد امریکایی های بالای پنجاه سال، افزایشی از ۹ درصد در سال ۱۹۹۹، بازی های ویدئویی می کردند.

نظرات کاربران درباره کتاب اطلاعات