فیدیبو نماینده قانونی سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب رنگ در طراحی سه‌بعدی

کتاب رنگ در طراحی سه‌بعدی

نسخه الکترونیک کتاب رنگ در طراحی سه‌بعدی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب رنگ در طراحی سه‌بعدی

ازآنجا که رنگ تکمیل کننده فرم است، شناخت تاثیرات ترکیبات رنگی از لحاظ روان‌شناختی و میزان تعامل این ترکیبات با فرم‌های مختلف یکی از عوامل تاثیرگذار بر روال طراحی فضای کار و زندگی است. رنگ در نگاه انسان‌های مختلف، به دلیل تفاوت‌های کوچک فیزیولوژیکی، کمی متفاوت جلوه می‌کند و این باعث شده تا قانون جامع و معینی برای رنگ وجود نداشته باشد. با این حال در طول تاریخ همواره افرادی سعی برآن داشته‌اند که در تحلیل رنگ، تئوری‌هایی جامع و مفید ارائه کنند و فرضیات این تئوریسین‌ها پایه کار هنرمندان بعدی قرار گرفته است. در این کتاب پس از معرفی تعدادی از این تئوریسین‌ها و تئوری‌های آنها در مورد رنگ، به تعاریف اصلی رنگ، ترکیبات هارمونیک و متضاد رنگی پرداخته شده‌است. سپس کاربرد این مباحث در طراحی فضاهای مختلف با توجه به نیاز مخاطبان و تاثیر ترکیبات رنگی در این فضاها مورد بررسی قرار گرفته‌است. همچنین عواملی همچون نور، بافت و مواد موجود در طراحی نیز به عنوان عوامل تاثیر‌گذار بر روی رنگ در فصل‌هایی مجزا تشریح شده‌اند.

ادامه...
  • ناشر سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 13.58 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۵۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب رنگ در طراحی سه‌بعدی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

پیامد دوری انسان از طبیعت، روانی رنجور و روحیه ای شکننده است. علاوه بر آن زندگی ماشینی با فراز و نشیب های متعدد، کلاف سردرگمی ساخته که انسان را در خود غرق نموده است. حیاط های حوض دار با ماهی های رنگین و گیاهان قد و نیم قدی که روزی در همین شهر خانه های ما را مزین می کردند نیز در هیاهوی این تغییرات رنگ باختند و آپارتمان های پر واحد و کوچک میزبان کار و استراحت مان شدند. این مکان های کوچک، بدون تفکیک فضاها و عدم توجه به نیازهای کاربران، تنها درحد یک سرپناه خواهند بود و در دنیای رقابت جایی ندارند. ورود به میدان رقابت، نیازمند مزیت هایی است که طراحی آنها را خلق می کند. طراحی یک روند منطقی و هدفمند است که بر اساس اطلاعات طراح شکل می گیرد. هرچه این اطلاعات گسترده تر و به روزتر باشند بازتاب طراحی مناسب تر و کارآمدتر خواهد بود.
ازآنجا که رنگ تکمیل کننده فرم است، شناخت تاثیرات ترکیبات رنگی از لحاظ روان شناختی و میزان تعامل این ترکیبات با فرم های مختلف یکی از عوامل تاثیرگذار بر روال طراحی فضای کار و زندگی است. رنگ در نگاه انسان های مختلف، به دلیل تفاوت های کوچک فیزیولوژیکی، کمی متفاوت جلوه می کند و این باعث شده تا قانون جامع و معینی برای رنگ وجود نداشته باشد. با این حال در طول تاریخ همواره افرادی سعی برآن داشته اند که در تحلیل رنگ، تئوری هایی جامع و مفید ارائه کنند و فرضیات این تئوریسین ها پایه کار هنرمندان بعدی قرار گرفته است.
در این کتاب پس از معرفی تعدادی از این تئوریسین ها و تئوری های آنها در مورد رنگ، به تعاریف اصلی رنگ، ترکیبات هارمونیک و متضاد رنگی پرداخته شده است. سپس کاربرد این مباحث در طراحی فضاهای مختلف با توجه به نیاز مخاطبان و تاثیر ترکیبات رنگی در این فضاها مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین عواملی همچون نور، بافت و مواد موجود در طراحی نیز به عنوان عوامل تاثیر گذار بر روی رنگ در فصل هایی مجزا تشریح شده اند.
در بخش دیگری از این کتاب، که برگرفته از کتاب های متعددی در زمینه هنر ایرانی است، چند گرایش هنری و رنگ های متعارف به کار رفته در آنها بررسی شده است تا پالتی از رنگ های معمول و تکرار شده را در اختیار هنرجو قرار دهد. باشد تا شناخت این مجموعه به طراحی یک فضای آشنا و خاطره انگیز منجر شود. در انتها نیز مجموعه ای از تحقیقات روان شناختی در مورد برخی ترکیبات رنگی مطرح شده است که همراه شدن آن با علوم بازاریابی و جامعه شناسی، منبع اطلاعاتی خوبی را در اختیار طراح قرار خواهد داد.
این مجموعه باهدف افزایش دانش رنگ گردآوری شده و امید است که راهگشا و مسمر ثمر باشد.

پونه علی پوریان

فصل اول: آشنایی با اصول رنگ

اهداف آموزشی
هدف کلی: آشنایی اولیه با مفهوم رنگ
بر اساس هدف کلی مورد نظر، فراگیر بعد از مطالعه مطالب این فصل باید بتواند:
* مکانیزم دیده شدن رنگ را شرح دهد.
* تعاریف پایه در خصوص رنگ را بشناسد.
* با انواع نقص دریافت رنگ آشنا شود.

مقدمه

رنگ چیست؟ چرا به مطالعه رنگ می پردازیم؟ چرا رنگ برای ما مهم است؟
رنگ بخشی از زندگی ما است، هر چیز در این دنیا رنگی دارد، ولی ما همیشه نگاهی گذرا به آن داشته ایم و در طول زندگی ممکن است هیچ وقت عمیقاً به آن فکر نکرده باشیم. در شکل۱-۱ اثر هنری کاترینا گراس(۱) را می بینید که رنگ آن را به وجود آورده است.
چشم و مغز انسان ارگان های عجیبی هستند که با آنها دنیا را تجربه می کند و از این تجربه لذت می برد. یکی از این تجربه های لذت بخش رنگ است، برای مثال هنگام غروب خورشید ما مسحور رنگ های جادویی می شویم که خالق این تابلوی زیبای طبیعت هستند.
رنگ تغییر می کند و واقعیت ندارد، در حال نوسان است و ماهیت ثابتی ندارد. رنگ مانند شعر است یعنی هرکس درک متفاوتی از آن دارد.
هرگز نمی توان فهمید که آیا دوست یا همسایه ما دقیقاً همان رنگی را می بیند که ما می بینیم؟ رنگ یک تجربه شخصی است و راز رنگ همین است. در جواب این سئوال می توانیم احساسات و افکارمان را در مورد رنگ با هم مقایسه کنیم ولی هیچ روش عینی قابل اندازه گیری برای ارائه یک پاسخ قطعی وجود ندارد. تنها روش رسیدن به نتیجه استاندارد این است که از فرمول های مشخصی برای ترکیب رنگ ها استفاده شود ولی درک ما از ته رنگ ها مانند شکل دانه های برف در یک روز زمستانی متنوع است.
یکی از سئوالات مرسوم دیگر این است که آیا حیوانات هم مانند انسان رنگ را می بینند؟
یقیناً برخی از حیوانات مانند ما توانایی دیدن رنگ را دارند، ولی بیشتر آنها ابزارهای دیگری برای درک محیط پیرامونشان در اختیار دارند؛ مانند توانایی دیدن اشعه فرابنفش که برای ما قابل رویت نیست. زنبور قادر است اشعه فرابنفش را تشخیص دهد؛ ولی نمی تواند طول موج بالاتر را ببیند، در صورتی که این اشعه با طول موج کوتاهی که دارد برای انسان قابل دیدن نیست.



شکل ۱-۱. هنرمند در این اثر قصد دارد نشان دهد که احتیاجی به وجود فرم مشخصی نیست.
(عکس: اولاف برگمن)

در بین آنهایی که رنگ را می بینند پستانداران تکامل یافته ترهستند، اخیراً به این تنیجه رسیده اند که دلفین ها و وال ها رنگ را می بینند. برخی حیوانات مثل سگ و گربه رنگ را نمی بینند آنها فقط سایه هایی از خاکستری را می بینند. برای مثال وقتی آنها استخوان زرد رنگ یا اسباب بازی صورتی رنگ را برایتان می آورند در حقیقت سایه ای از خاکستری روشن شبیه یک سکه رنگ و رو رفته از آن رنگ ها می بینند.
به این ترتیب گربه شما به رنگ موش عروسکی واکنش نشان نمی دهد؛ بلکه شباهت فرمی آن باعث عکس العمل او می شود (شکل ۱-۲).



شکل ۱-۲. شکل سمت راست آن چیزی است که شما می بینید و شکل سمت چپ تصویری است که گربه یا سگ می بیند. (عکس: استیون بلچر)

وقتی چشم رنگ ها را می بیند از لحاظ بصری آنها را گروه بندی می کند و به صورت ناخودآگاه آنها را با هم تطابق می دهد و خصوصیاتی را که باعث تفاوت رنگ ها شده است را تشخیص می دهد. از آن جایی که هر رنگ خصوصیات متعدد و منحصربه فردی دارد، آبشار برگ های سبز رنگ گیاه بر روی نمای آجری رنگ ساختمان برجسته شده و خودنمایی می کند و یا جای گره چوب به صورت لکه ای تیره و عمیق بر روی سطح تخته چوبی دیده می شود.
طراح اثر رنگ را در جهت ارتقای دنیای پیرامونش به کار می گیرد. هرچه ما تاثیر رنگ و عکس العمل خودمان را بیشتر بشناسیم، قابلیت ما در بهره جویی طبیعی از پدیده رنگ در طراحی افزایش می یابد. شاید مواقعی رنگ در طراحی ناچیز شمرده شود ولی مهم ترین و قدرتمندترین عنصر است. به هم پیوستگی رنگ می تواند بیشتر از کلمات با مخاطب ارتباط برقرار کند. حتی یک ته رنگ به تنهایی می تواند یادآور شادی یا غم باشد.
رنگ یکی از دو عنصر طراحی است که باعث عکس العمل ناخودآگاه مغز بیننده می شوند، عنصر دیگر فرم است. بیننده قبل از اینکه برچسبی را بخواند و تحت تاثیر متن قرار بگیرد به رنگ به کار رفته در آن واکنش نشان می دهد و این همان قدرت حقیقی رنگ است.
مقالات زیادی در مورد خلاقیت و تجسم نوشته شده ولی از بین عناصر طراحی کمتر به رنگ پرداخته شده چون همیشه در ابهام است و قطعیتی در مورد آن وجود ندارد. به این دلیل بسیاری از مکاتب، رنگ را از بخش های دیگر طراحی در متون درسی جدا کرده اند.
شناخت رنگ در این کتاب بر بینش تئوریسین های رنگ با قدمتی در حدود ۴۰۰ سال استوار است. تئوریسین ها فرضیه های مختلف و متدهای اندازه گیری متعددی را پایه گذاری کرده اند. مجموعه گردآوری شده آنها برای مبتدیان قالبی است از اصول سیستماتیک تجربه پیچیده رنگ که با کمک آن بتوانند تاثیرات بصری را پیش بینی کنند.

نام گذاری رنگ

در گذشته رنگ را بر اساس زبان و فرهنگ نام گذاری می نمودند. این نام ها معمولاً توصیف کننده مواد معدنی، گیاهان یا چیزهایی هستند که عامل ساخت رنگ می باشند. قبل از قرن هجدهم، رنگ ها نام های ساده ای مثل آبی آسمانی یا زرد اصلی داشتند.
در طول قرن نوزدهم با شناخت بیشتر رنگ، تغییری در جهت رومانتیک شدن نام رنگ ها به وجود آمد، مانند زرد قناری، سبز ماهیتی و چندین نام دیگر. از سال ۱۹۵۰ که رونق اقتصادی شکل می گرفت تغییری دوباره در نام ها پدیدآمد و نام ها توصیفی شدند مانند صورتی آدامسی(۲) و یا قرمز آتش نشانی(۳). تولیدکنندگان رنگ ها را برای بالابردن سطح فروش خود انتخاب می کردند. در طول سال های ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ نام رنگ ها با دوره مصرف گرایی مترادف شد. نام هایی مانند طلایی گندمی یا سبز آواکادو برای ما یادآور وسایل آشپزخانه مانند یخچال و گاز هستند.
نام رنگ ها مناسب با نیاز افراد جامعه هم زمان با پیشرفت صنعت تغییر کرد. نام ته رنگ ها در صنایع بهداشتی و آرایشی با نام هایی که درصنعت خوردو استفاده می شود متفاوت است و هیچ گونه انسجامی ندارد. انتخاب نام رنگ ها در هر زمان نشان دهنده نوع تفکر و فرهنگ جامعه و مد روز است. اصولا ً امروزه رنگ ها با محتوای رنگدانه ای رنگ و توسط مراجع سیستماتیک نام گذاری می شوند.

درک رنگ

قبل از استفاده از رنگ باید نحوه درک آن را بدانیم، واژه مناسب در اینجا دیدن رنگ نیست؛ بلکه درک رنگ است. نحوه درک، حس، لمس و تست رنگ هنوز کاملاً برای انسان مشخص نشده است، توضیحات ما در این زمینه خراشی جزئی بر سطح قدرتمندترین عنصر طراحی است.
اولین مرحله دیدن و درک رنگ واکنش به محرک های قابل دیدن است. این پاسخ یا واکنش به محرک را احساس می گویند که از طریق فعال سازی گیرنده های نوری که اجزا اصلی درک هستند صورت می گیرد. درک تلاشی برای فهمیدن و حس کردن محرک است.
اصطلاح علمی حداقل مقدار انرژی محرک برای درک رنگ، آستانه مطلق است. نور شمع در شبی با هوای صاف، حداقل مقدار نور برای ساختن یک شکل قابل رویت در پنج کیلومتری را دارد، با اینکه نور را درک می کنیم ولی از این فاصله ما رنگ را تشخیص نمی دهیم. حس بینایی ما بسیار قوی تر از آن چیزی است که تصور می کنید.

مشاهده رنگ(۴)

پروسه احساس بصری در دو مرحله انجام می شود: چشم مبدا حس رنگ است و بعد منطقه تمایز که در مغز جای دارد. چشم مسئول حس بینایی است و به ما در تمایز فرم و رنگ کمک می کند. بعد از اینکه چشم تحریک می شود، تصاویر به مغز راه می یابند.
عکس العمل ما به نور و قدرت ما برای تعیین آنچه می بینیم با هم در ارتباط هستند. فردی با یک دید معمولی حساس به رنگ در مقایسه با فرد دیگری که در تشخیص رنگ دچار اختلال است، برداشتی متفاوت از یک شیء مشترک دارد. در اینجا شی ثابت است ولی تصویر هر مشاهده کننده به قدرت او در تشخیص رنگ بستگی دارد.
برخی از این تفاوت های دید قابل تخمین زدن و محاسبه است، برخی دیگر کاملاً ذهنی است و قابل اندازه گیری نمی باشد. به دلیل یگانگی و منحصربه فرد بودن فیزیک هریک از ما، هیچ نوع تصویر مطلقی از اطراف ما وجود ندارد. یعنی هر کدام از ما مجموعه ای از تصاویری را می بینیم که تنها این تصاویر برای ما واقعیت دارد. توصیفات ما ممکن است در یک جمع یکسان به نظر برسد؛ ولی هر مشاهده برای ما تجربه ای شخصی است. در بحث بعدی جنبه ی فیزیکی دید مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

نظرات کاربران درباره کتاب رنگ در طراحی سه‌بعدی