فیدیبو نماینده قانونی دانشگاه امام صادق (ع) و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب راهنمای بصیر

کتاب راهنمای بصیر
ره، مجموعه رساله‌های راهنمایی شده توسط حضرت آیت‌الله مهدوی کنی

نسخه الکترونیک کتاب راهنمای بصیر به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب راهنمای بصیر

جمعی از دانش‌آموختگان دانشگاه امام صادق (ع) این توفیق را یافته‌اند که در تدوین رساله‌های خود از آن فقیه سعید به عنوان استاد راهنما و یا مشاور استفاده نمایند. بر آشنایان به تحقیقات دانشگاهی پوشیده نیست که یکی از بهترین‌ فرصت‌های تبلور و بروز یک اندیشه و تثبیت آن همین فرصت مغتنم است. وستداران دانش از این مسیر با اندیشه مرحوم حضرت آیت‌الله مهدوی‌کنی (ره) آشنا می‌گردند. این مقالات علمی ـ پژوهشی در فرصت دیگری و به عنوان یک مجموعه کامل به جامعه علمی عرضه خواهد شد و مجموعه حاضر توصیفی است از موضوعات و مباحثی که در این رساله‌ها مطرح شده است.

ادامه...
  • ناشر دانشگاه امام صادق (ع)
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.05 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۷۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب راهنمای بصیر

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

آثار رجال بهترین معرف شخصیت آن هاست و رمز حیات و بقای عالمان تا بقای روزگار حضور آثار حیاتی آن ها در جامعه است؛ برکات و آثار علمی فقیه پارسا و مجاهد هم در حوزه تربیت شاگردان نخبه و هم در ارائه مباحث دقیق علمی به وضوح قابل مشاهده است.
جمعی از دانش آموختگان دانشگاه امام صادق (ع) این توفیق را یافته اند که در تدوین رساله های خود از آن فقیه سعید به عنوان استاد راهنما و یا مشاور استفاده نمایند. بر آشنایان به تحقیقات دانشگاهی پوشیده نیست که یکی از بهترین فرصت های تبلور و بروز یک اندیشه و تثبیت آن همین فرصت مغتنم است.
ازاین روی بر آن شدیم که مجموعه ای با عنوان «چکیده اندیشه ها» که حاوی مقالات فرهیختگان فوق الذکر می باشد و در آن به معرفی و ارائه اندیشه استاد فقید پرداخته شده؛ نشر یابد.
دوستداران دانش از این مسیر با اندیشه مرحوم حضرت آیت الله مهدوی کنی (ره) آشنا می گردند.
این مقالات علمی ـ پژوهشی در فرصت دیگری و به عنوان یک مجموعه کامل به جامعه علمی عرضه خواهد شد و مجموعه حاضر توصیفی است از موضوعات و مباحثی که در این رساله ها مطرح شده است.
در پایان از همه افرادی که در شکل گیری مجموعه حاضر تلاشی داشته اند به ویژه از عنایات ریاست محترم دانشگاه امام صادق (ع) حجت الاسلام و المسلمین دکتر سعید مهدوی کنی تشکر و قدردانی می شود.

حسین علی سعدی
رئیس دانشکده الهیات معارف اسلامی و ارشاد دانشگاه امام صادق (ع)

عنوان پایان نامه: مفهوم غنا از دیدگاه فقهای شیعه

استاد راهنما: حضرت آیت الله مهدوی کنی (ره)
نویسنده: دکتر سعید مهدوی کنی
استادیار دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ ارتباطات
دانشگاه امام صادق (ع)
تاریخ دفاع پایان نامه: ۱۳۷۰
مقدمه
برخی از اسلام شناسان معتقدند که نگاه اسلام به هنر، زیبایی شناسی و حس زیبا خواهی انسان، نگاهی چندان مثبت نیست و حتی برخی پا را فراتر نهاده و اسلام را مخالف هنر می­دانند و برای اثبات ادعای خود به دیدگاه اسلام در مورد داستان سرایی، آوازخوانی، موسیقی، و... اشاره می­کنند.
در این میان برخی روشنفکران اسلامی که متاثر از فرهنگ مدرن بودند، تلاش کرده­اند تا آنجا که می­شود پاره­ای از دیدگاه­های اسلام در این زمینه را توجیه کنند و آنجا که از توجیه فرو مانده­اند، مشکل را ناشی از تفاسیر غلط علما از منابع دینی و جمود فقیهان در این حوزه قلمداد کردند و در این راستا حتی از جهان مدرن معذرت خواسته­اند.
واقع آن است که نه دیدگاهی که اسلام را در مقابل هنر معرفی می­کند، کلام مستدل و محققانه­ای بیان می­کند و نه کسانی که به توجیهاتی این چنین در همسازی این دو دست می­زنند، البته باید اذعان داشت که مواردی مانند اجمال کلمات علمای دین در باب هنر، تلاش ناکافی فقهای معاصر برای تبیین اجمال گویی­ها و وجود پاره­ای از نظرات متعصبانه و غیر محققانه برخی، در شکل دهی چنین نگرش­هایی بی تاثیر نبوده است.
ریشه یابی اجمال و ابهام در بیان اسلام در این حوزه، نیازمند پاسخ به چند سوال در این رابطه می­باشد: آیا برخی ادله شرعی به دست علما نرسیده است؟ آیا اهمیت سایر مباحث، سبب کم توجهی به این زمینه شده است؟ شاید هم بحث ساده تر از این­ها است، اجمالی که ما امروز احساس می­کنیم ناشی از تعدد و تفاوت مصادیقی است که هنر در دنیای امروز نسبت به گذشته یافته است.
ابهام در مسئله غنا از احکام آن نیست و تقریباً همه فقهای شیعه ـ به جز چند تن مانند فیض کاشانی و محقق سبزواری ـ به صورت اجمالی می پذیرند که غنا حرام است، اما آنچه معرکه آراست، تعیین محدوده موضوع این حکم می­باشد. به عبارت دیگر مفهوم و تعریف غنا چیست و ظابطه­ تعیین مصادیق غنا حرام چه می­باشد؟
غنا یک (حقیقت شرعیه) نیست بلکه مانند بسیاری از موضوعات شرعی دیگر، فهم آن به عرف واگذار شده است. در واقع آنچه ابهام دارد، فهم عرف است از موضوعی به نام غنا (آواز خوانی) نه ادله شرعیه.
در این نوشتار تلاش شده است با جمع آوری آراء و اقوال فقهای شیعه در موضوع غنا و دسته بندی آن­ها به سوالات اساسی در این باب پاسخ داده شود. بر این اساس در ابتدا مفهوم غنا در لغت نامه­ها بررسی شده و با نشان دادن تعارض موجود در آن­ها، بحث مختصری در خصوص میزان و نوع حجیت آرای لغویان صورت گرفته است. در ادامه تعریف­های فقهای شیعه در باب غنا ارائه گردیده و سپس به بررسی این کلمات و ارائه نظر در این حوزه پرداخته شده است.
۱. معنای لغوی غنا
در این راستا، باید ابتدا معنای لغوی غنا استخراج گردد و سپس به این مباحث بپردازیم که آیا آنچه در کتاب­های لغت آمده، مبین معنای این لفظ است؟ آیا مراجعه به لغت شناسان در تبیین موضوعات شرعی حجیت دارد؟
۱-۱. غنا در لغت نامه­ها
در کتاب­های لغت، معانی متعددی را برای غنا بیان داشته­اند که از جمله­ آن ها می­توان به صوت (مصباح المفید)، جنس صوت (مقیاس اللغه)،
بلند کردن صدا (جمهره اللغه)، بلند کردن صدا و ادای پی در پی آن
(لسان العرب)، زینت دادن دهان (همان)، کشیدن صوت و چرخاندن آن در گلو (قاموس)، ایجاد طرب در صوت (مصباح المفید)، کشیدن صوت مشتمل بر غلت (ترجیع) طرب انگیز (مصباح المنیر) و.... اشاره کرد.
۱- ۲. بررسی معانی لغوی
معانی مانند صوت، جنس صوت، بلند کردن صدا، و... مسلماً از مصادیق غنا نمی­باشد یا به تعبیری مانع اغیار نیست، معنایی که قاموس ذکر کرده (کشیدن صوت و چرخاندن آن در گلو) نیز نه جامع است و نه مانع، چرا که پاره­ای از آوازها نه ترجیع دارد و نه مد. برخی از مدها و ترجیع ها وجود دارند که غنا نیستند . همان گونه که پیامبر (ص) فرمودند: «قرآن را با آواز و صوت بخوانید و از آواز اهل گناه و معصیت دوری کنید؛ به درستی پس از من، مردمانی خواهند آمد که قرآن را با چرخش غنا و نوحه گری و به طریقه راهبان می خوانند. در این روایت، پیامبر اکرم (ص) «ترجیع» را به سه دسته از خواندن نسبت می دهند: غنا، نوحه گری و آواز راهبان.
به نظر می­رسد مشهور ترین معنای غنا، که همانا فقیهان نیز بدان استناد کرده­اند، کشیدن صوت، مشتمل بر غلت (ترجیع) طرب انگیز می­باشد که آن هم جامع و مانع نمی­باشد که در ادامه بدان پرداخته خواهد شد.
۱- ۳. حجیت آرای لغویان
دیدگاه فقها در مورد استفاده از کلمات لغویان در فهم موضوعات شرعی به دو دسته تقسیم می­شود؛ گروه اول کسانی هستند که معتقدند آرای اهل لغت به منزله­ شهادت و یا روایت است و حاکی از عرف، گروه دوم کسانی هستند که معتقدند آرای لغویان در موضوعات شرعی حجت نبوده و نمی تواند بر فرض حجیت مورد استناد قرار گیرد و به عنوان آرای اهل نظر و خبره قابل بررسی است.
مطابق نظر اول، می­توان با جرح و تعدیل معانی ارائه شده توسط اهل لغت، به یک تعریف دقیق و به یک قدر متیقن از موضوعات شرعی و فقهی دست یافت اما مطابق دیدگاه دوم، کلمات لغویان حداکثر راهنما و ارائه طریقی است که می­تواند در مسیر دستیابی به معنا و مفهوم موضوعات شرعی کمک کند، خصوصاً که آرای لغویان در بعضی موارد مانند غنا، قابل جمع نیست و با هم تعارض دارد.
۲. مفهوم غنا در کلمات فقهای شیعه
در این زمینه، ابتدا باید مفهوم و تعریف «غنا» نزد فقهای شیعه ارائه گردد تا از این رهگذر به این مسئله پرداخت که آیا که این تعاریف مبین مفهوم غنا می­باشد؟
۱- ۲. تعریف فقها از غنا
۱- ۱- ۲. غنا؛ صدای مشتمل بر کشش و غلت است که طرب انگیز می باشد.
۲- ۱- ۲. غنا؛ غلت صدا را گویند به صورتی که انسان را از یاد خدا باز دارد و بانوای معمول نزد خوش گذرانان و گناهکاران همراهی داشته باشد.
۳- ۱- ۲. غنا؛ کشش و غلت صوت است به گونه­ای خاص که طرب انگیز و متناسب مجالس لهو، اختلاط زن و مرد و عیاشی است .
۴- ۱- ۲. غنا؛ صوت لهوی است که آن را سرود و خوانندگی گویند؛ اگرچه به واسطه­ بودن آن در قرآن و مرثیه، آن را خوانندگی نگویند و مطرب نباشد.
۵- ۱- ۲. غنا؛ صدای انسان است که قابلیت ایجاد طرب را برای معمول مردم دارد؛ آن هم به این علت که بین اجزای آن، تناسب برقرار است .
۶- ۱- ۲. غنا؛ صدای انسان است که لطافت و زیبایی ذاتی دارد و همچنین قابلیت ایجاد طرب را برای معمول مردم داراست، به این علت که بین اجزاء آن تناسب برقرار است.
۷- ۱ -۲....
۱- ۲- ۲. نقد و بررسی تعریف اول
منطقیان می­گویند که تعریف باید خالی از الفاظ مبهم باشد. در این تعریف لفظ «مطرب» استفاده شده که به نظر بعضی مفهوم آن مبهم است. این ابهام از سه جهت است: الف) لغویان معنای «طرب» را «سستی که از شدت سرور یا حزن در انسان ایجاد می­شود» دانسته­اند. اما فقها در خصوص اینکه چه میزان از شادی یا غم سبب صدق عنوان طرب می شود، سکوت کرده اند.
ب) برخی از لغویان برای «طرب» معنایی متفاوت از «اطراب و تطریب» ذکر کرده­اند. طرب، سستی است که از شدت سرور یا حزن در انسان ایجاد می­شود و تطریب، کشش و غلت و زیباسازی است؛ و می­دانیم که لفظ مطرب که در تعریف آمده، اسم فاعل از «اطراب» است. در این راستا بعضی از فقها نیز معانی متفاوتی برای مصدر ثلاثی مجرد و ثلاثی مزید قائل شده­اند که مشخص نیست کدام در تعریف غنا مد نظر خواهد بود.
ج) ابهام دیگر از اینجا ناشی می­شود که منظور از «اطراب» در تعریف، طرب فعلی است شانی؟ توضیح آنکه صفت مطرب را به آن دسته از اصوات یا آوازهایی که در آن ها «اطراب» تحقق یافته نسبت دهیم یا آنکه طرب در شنونده محقق نشده ولی شرایط ایجاد طرب فراهم است. نوع اول را «طرب فعلی» و نوع دوم را «طرب شانی» می نامند.
در مجموع می­توان گفت این تعریف راه به جایی نمی­برد چرا که آن­ها که قائل به فعلیت در طرب می­باشند، بسیاری از مصادیق عرفی غنا را از آن خارج می­کنند و آن­ها که به شانیت قائل شده­اند در پیچ و خم بیان حدود شانیت به همان نقطه­ آغازین بحث می­رسند زیرا ابهام شانیت طرب کمتر از ابهام «غنا» نیست.
۲-۲-۲. بررسی تعریف های دوم، سوم و چهارم
بعضی از فقها قدر متیقن حاصل از تعاریف عرفی و لغوی را با هم یکی دانسته­اند (مانند کلام مرحوم نراقی در تعریف دوم). ایشان معتقدند که قدر متیقن از غنا «لحن خاصی است که مخصوص اهل لهو و لعب است». اما در واقع این تعریف نه با تعاریف لغوی کاملاً منطبق است و نه با تعاریف عرفی. میان لحن لهوی و غنا، نسبت عموم و خصوص من وجه وجود دارد. آیا آنچه را امروزه در مجلس لهو و لعب غربی تحت عناوینی چون «رپ» (rap) خوانده می شود، می­توان مصداقی از همه­ تعاریف لغوی و عرفی دانست.
۳- ۲- ۲. بررسی تعریف پنجم
این تعریف را مرحوم آل شیخ (آیت الله محمدرضا اصفهانی) در رساله­ خود تحت عنوان «الروضه الغنا فی تحقیق معنی الغنا» آورده است. نکته­ اصلی این تعریف قید «تناسب» است و حدی که وی برای «طرب» ذکر می کند یعنی اسکار و زوال عقل. آل شیخ هر ایجاد طربی را با صوت، غنا نمی­داند بلکه وجود تناسب میان اعضای آن را به همراه طرب موجد غنا بر می شمرد. امام خمینی (ره) سه اشکال به این تعریف وارد می کند: ۱. حدی که برای «طرب» ذکر شده است نه با عرف و نه با لغت سازگار است. ۲. آل شیخ در توضیح تعریف خود می­گوید: «صوت متناسبی که از فرد بد صدایی صادر شود، غناست اگرچه طرب ایجاد نکند بلکه باعث نفرت شود». این گفته نشان می­دهد که لزوماً طرب، ناشی از تناسب میان اجزای صدا نمی­باشد و همچنان مشکل «طرب» و معنای آن باقی می­ماند. ۳. ادعای آل شیخ به بازگشت همه­ تعاریف به این تعریف قابل قبول نیست.
۴- ۲- ۲. بررسی تعریف ششم
امام خمینی (ره) پس از نقد تعریف استادشان آل شیخ، به تعریف خود می پردازند که حاصل آن همین تعریف ششم است. اشکال اول و سوم امام (ره) به تعریف آل شیخ، به تعریف خودشان وارد نیست ولی اشکال دوم ایشان به تعریف خودشان نیز وارد است. گفته شد که مبنای تعریف الفاظ، عرف است و عرف نه طرب را و نه قید زیبایی صوت را از اجزای ماهیت غنا نمی­داند بلکه آن را از محسنات غنا محسوب می­نماید.
نتیجه
فقیه نمی­تواند با گفتن اینکه تعیین مصادیق با مقلد است، خود را رهایی بخشد چرا که موضوعاتی چون غنا تنها در یافتن مصادیق دچار مشکل نیستند (شبهه­ مصداقیه) بلکه مشکل اصلی آن­ها، ابهام در فعلیتشان است (شبهه­ مفهومیه)، لذا این وظیفه مجتهد است که تدبیری بیندیشد و در جهت وضوح نسبی و قانونمند کردن چنین موضوعاتی اقدام کند.
در این مورد راهی به نظر می­رسد که شاید به وسیله آن بتوان عرف را مد نظر قرار داد اما آن را تا حدودی منضبط و قانونمند ساخت. به این ترتیب که علی رغم ابهامات موجود، بعضی از مشترکات در جزئیاتی که عرفاً مصداق موضوع مورد نظر محسوب می­شوند، شناسایی کرد. دستیابی به این مشترکات می­تواند ملاکی را جهت شناسایی سایر مصادیق و همچنین محدوده و معنای این موضوع به دست دهد. می­توان گروهی متشکل از متخصصان زبان شناسی، ادبیات، تاریخ، علوم اجتماعی، و صاحبان علم و فن در حوزه­ موسیقی تشکیل داد که با بررسی اطلاقات عرف، عواملی که در اکثر مصادیق مشترک است را شناسایی کرده و به عنوان ملاک، عرضه نمایند.
البته اگر ملاک­ها جنبه­ تخصصی داشته باشند، عامه از درک آن نیز عاجز خواهند بود؛ در این صورت باز این متخصصین فن هستند که باید جزئیاتی را که مشتبه می­سازند، شناسایی و به صدق عنوان مورد نظر بر آن ها حکم کنند.
بدین ترتیب هم مرجعیت عرف عام برای تفسیر و تبیین موضوعات و عناوین شرعی (که برای آن ها اصطلاح خاصی توسط شرع وضع نشده است) حفظ می­شود و هم بعضی ابهامات که در معنا و تعیین مصداق، در عرف عام موجود است؛ برطرف گردد. نکته دیگر آنکه اصول لفظیه و عملیه جایگاه واقعی خود را خواهد یافت؛ چرا که تحقیق در مورد عرف زمان صدور ادله و تغییرات احتمالی آن در طول سالیان از دو نتیجه خالی نیست؛ یا تحولات عرف شناخته می­شود و یا تحولات عرف شناخته نمی شود که در این وقت، اجرای اصل تشابه از منه و عدم تعدد وضع می شود.
اگر بخواهیم از چارچوب فقهی رایج فراتر رویم، این مسئله مطرح می شود که آیا می­توان احتمال داد در این مجمل گویی ها­ی شارع در این عرصه، حکمتی نهفته است؟ شارعی که در باب طهارت و تخلی، اطعمه و اشربه تا بدین حد دقیق و مبسوط، احکام را بیان کرده است، چرا در بیان بعضی موضوعات تا بدین حد به اجمال گذرانده است؟ آیا نمی­توان احتمال داد که در این اجمال، مصلحتی است که اهل حجیت با تمسک به کلیت (واجتنبو قول الزور) (حج/۳۰) به پرهیز از مصادیق مسلم لهو و لعب بسنده کنند و اهل رضا به شمول (عن اللغو معرضون) به پرهیز از هر آنچه او نمی پسندد (و حتی مشتبهات امور) کمر همت ببندد تا ( ما جعل علیکم فی الدین من حرج) (حج/۷۸) مصداقی دیگر یابد که هدایت الهی چون باران رحمت باریدن بگیرد.

نظرات کاربران درباره کتاب راهنمای بصیر