فیدیبو نماینده قانونی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب رسول بیداری شرق

کتاب رسول بیداری شرق
مجموعه مقالات دانشمندان تاجیک

نسخه الکترونیک کتاب رسول بیداری شرق به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب رسول بیداری شرق

انقلاب اسلامی در محدوده مرزهای ملی ایران محدود نشد. هر کجا روحی مستعد بود، با این الگو پیوند خورد و آثار پربار این پیام آسمانی در شرق و غرب عالم هویدا شد. عصاره پیام امام خمینی‌(ره) تکیه بر ایمان به پروردگار بزرگ و قدرت معنوی بود که توانست مطمئن‌ترین و گسترده‌ترین پشتوانه مردمی را به خود جذب نماید. امام خمینی‌(ره) را به حق باید محبوب‌ترین، مردمی‌ترین، شجاع‌ترین، صادق‌ترین و تحول‌آفرین‌ترین رهبر قرن بیست نامید که شعاع روشنگری او شرق و غرب را در‌نوردید. پیش‌بینی قاطع و روشن امام‌(ره) در خصوص فرجام شوروی و نامه تاریخی ایشان به گورباچف، نمونه‌ای روشن از درایت و دوربینی آن حضرت است. در آسیای میانه نیز با توجه به پیوندهای دیرینه تاریخی با ایران، شخصیت ایشان، مشتاقان و دلدادگان زیادی را به خود جلب نمود که البته در این میان، تاجیکستان با توجه به داشتن زبان فارسی جایگاه ممتاز و ویژه‌ای دارد. این دفتر بارقه‌ای از دلدادگی خردمندانه و عاشقانه تاجیکان است به آن پیر فرزانه.

ادامه...
  • ناشر پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.02 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۶۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب رسول بیداری شرق

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار

ظهور و بروز اندیشه های امام خمینی (ره) در معرفی اسلام ناب و رهبری مدبرانه ایشان در برپایی انقلابی بنیان کن علیه طاغوتیان زمان، حرکتی وصف ناپذیر است که نه تنها ایران اسلامی، بلکه کل جهان اسلام و حتی جوامع غیراسلامی را متاثر از خود ساخت. اندیشمندان و نویسندگان داخلی و خارجی به کرار صحت ادعای فوق را با نوشته های خود به اثبات رسانده و شخصیت بین المللی و جهانی امام خمینی (ره) را به تصویر کشیده اند. این بار نیز جمعی از اساتید دانشگاه و نویسندگان تاجیک با اشاره به شخصیت برجسته ایشان به صحت این ادعا افزوده اند.
گروه مطالعات جهان اسلام و آموزش عالی در دفتر برنامه ریزی اجتماعی و مطالعات فرهنگی معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نیز که از جمله اهدافش بررسی تحولات جهان اسلام است با چاپ و انتشار این مجموعه که حاوی مجموعه مقالات درباره امام خمینی (ره) است، قصد دارد شخصیت جهانی امام خمینی (ره) را بیش از پیش به تصویر بکشاند.
در اینجا شایسته است ضمن قدردانی از مترجم و مولفین محترم، از زحمات جناب آقای دکتر غلامرضا خواجه سروی، قائم مقام محترم معاونت و مدیر کل محترم دفتر برنامه ریزی اجتماعی و مطالعات فرهنگی، آقایان دکتر جلیل دارا و سید رازق بهیار مقدم، مدیر و کارشناس محترم گروه مطالعات جهان اسلام و آموزش عالی، همچنین ریاست محترم موسسه فرهنگی اکو جناب آقای دکتر رجبی و همکاران محترم گروه اطلاع رسانی که وظیفه آماده سازی و چاپ و انتشار این کتاب را عهده دار بوده اند، قدردانی شود.

دفتر برنامه ریزی اجتماعی و مطالعات فرهنگی
گروه مطالعات جهان اسلام و آموزش عالی

نقش آیت الله خمینی در اصلاح و تجدید شعور دینی مسلمانان

شیرزاد عبدالله زاده(۱)

اگر حوادث مهم سیاسی جهان را در قرن بیستم مورد بررسی قرار دهیم، بدون شک دو رویداد عمده و تاریخی را در این میان می توان بیش از همه قابل اهمیت دانست که یکی انقلاب اکتبر روسیه و دیگری انقلاب اسلامی ایران بوده است. انقلاب دوم با رهبری آیت الله خمینی (ره) به وقوع پیوست و درست زمانی رخ داد که در دنیای غرب روحیه انقلابی مرده و نظریه های اصلاحات اجتماعی بر افکار انقلابی چیره شده بودند و این حرکت با فروپاشی اتحاد شوروی به مرحله نهایی خود رسید. اما آیت الله خمینی (ره) برخلاف پیش بینی ها و انتظارات به پیروزی دست یافت.
این انقلاب تمام دنیای اسلام را بیدار نمود و در فعال شدن ادیان و جنبش های مذهبی تاثیر عمیقی گذاشت. این انقلاب تصور شکست ناپذیری آمریکا و رژیم شاهنشاهی عروسکی دست نشانده او را نقش بر آب کرد، همچنان که این روزها حزب الله در لبنان این حقیقت را با رژیم دیگر دست نشانده آمریکا ـ اسرائیل ـ به اثبات رسانیده است. این است که با سقوط شوروی، آمریکا و طرفدارانش در پی آن بودند که نظام سلطه جهانی را در تمام کره زمین به دست بگیرند اما موفق نشدند به این خواسته خود دست یابند. این است که امروز در رسانه های خبری جهان موضوع ایران جایگزین اتحاد شوروی شده و می توان گفت این موضوع حتی بیش از هر چیز دیگر جایگاه کسب نموده است. علت اساسی این امر قبل از همه حمایت و پشتیبانی این انقلاب از سوی تمام اقشار مردم، به ویژه مستضعفین است؛ زیراکه در این راستا ارتقای سطح زندگی ملل عقب مانده و محروم ـ چه مسلمان و چه غیرمسلمان ـ یکی از اهداف والای آن و دیگری، کوتاه نمودن دست استکبار جهانی است.
موضوع مورد نظر ما نیز یکی از موضوعات کلیدی شناخت عوامل پیروزی و موفقیت امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی ایران است. اهمیت موضوع برای مسلمانان کشورهایی که هنوز از خواب غفلت قرون وسطی بیدار نشده اند و پایبندی ایشان از دین به جز اجرای عبادات و شعائر و چند مراسم تعریف شده بیشتر نیست، بسیار بوده است. پیرامون این موضوع هرچند در ایران و خارج از آن چند کتاب و مقاله به طبع رسیده است(۲)، اما هنوز آخر کار نیست و همه آن مسائلی که در این باره می توان از آثار، سخنرانی ها و دعوت های امام استنباط کرد، فرا گرفته نشده است. ما در خصوص این موضوع در سال ۲۰۰۰ میلادی در کنگره بین المللی «نقش امام خمینی (ره) در احیای معنویت» در مسکو سخنرانی داشتیم که فشرده آن به نشر رسیده است.(۳) در صفحات تاریخ افکار دینی و مذهبی اسلامی، مفاهیم «احیای علوم دین»، «تجدید افکار دینی»، «اصلاح مذهبی»، «نهضت اصلاح اسلامی»، همچنین «مصلح دین» تازه وارد نیستند، بلکه از مدت ها قبل بوده اند ومفاهیم شناخته شده ای هستند.
در مورد مفهوم «اصلاح» (رفورم Reform)، «تجدید» و «احیای دین یا اسلام» در کتابهای پژوهشی با دیدگاه های مختلف و ضد و نقیضی برمی خوریم. در میان اسلام شناسان اتحاد جماهیر شوروی سابق، اصطلاح «اصلاح اسلام» (ریفورماسیون) رایج بود که نظریه پردازان غربی طبق شرایط اجتماعی و اقتصادی قرن ۲۰ هم در مورد نهضت های اصلاح و یا تجدید افکار دینی چون نهضت سید جمال الدین اسدآبادی(۴) و هم در مورد تلاش های نوسازی (مدرنیزه کردن) اسلام از آن استفاده می کردند. ماهیت این پدیده ها را کاملاً نمی توان منعکس کرد؛ زیرا از سویی در افکار اسلامی این عقیده اصولی «الاسلام صالح لکل زمان و لکل مکان» ـ یعنی اسلام برای همه زمان ها و همه مکان ها سازگار است ـ مشهور است و کسی نمی تواند ادعای مصلحی اسلامی را داشته باشد و از سوی دیگر باید مشخص باشد که عمل اصلاح به کدام هدف صورت خواهد گرفت؛ چون واژه «اصلاح»، «مصلح»، «صالح» و «صالحون» از واژه های قرآنی هستند و در کتاب خدا به خصوص بر پاداش و اجر مصلحین تاکید شده است: «اِنا لما نُضیِعُ اَجرَ المُصلِحینَ» (سوره اعراف، آیه ۱۷۰). در این رابطه آیت الله العظمی موسوی اردبیلی فرموده اند: «نقش امام (ره) در احیای تفکر دینی بوده است نه در اصلاح تفکر دینی. اصلاح معنی دیگری را در ذهن تداعی می کند و چنین نبود که امام (ره) تحریف هایی را در دین ملاحظه کنند و از خود چیزی بر آن بیفزایند و یا از آن بکاهند و بدین ترتیب آن را اصلاح نمایند، بلکه همان دینی را که متروک، فراموش و بی رنگ شده بود، رنگ و جلا دادند و مردم را به سوی آن دعوت کردند. لذا تعبیر احیای تفکر دینی صحیح است، نه اصلاح تفکر دینی». (۵)
همچنان که به نظر می رسد، این مسئله بحث برانگیز است. اگر ما موضوع اصلاح را در نظر داشته باشیم، فقط به دو مورد برمی خوریم؛ یعنی مسئله یا در مورد اسلام است و یا در مورد مسلمانان. در مورد اول چنان که فرموده اند:

اسلام به ذات خود ندارد عیبی
هر عیب که هست در مسلمانی ماست

پس اسلام از اصلاح و تجدید عاری و مستثنی است. آنچه تجدید و اصلاح می خواهد و به آن نیاز دارد، مسلمانی ماست. اما مسلمانی ما هم اصلاح می خواهد، هم تجدید و هم احیا. از این رو، نقش امام خمینی (ره) در این سه نوع عمل که با هم ارتباط تنگاتنگ دارند، روشن و آشکار است. امام (ره) در کتاب ولایت فقیه از اصلاح حوزه های علمی، اصلاح تعلیم و تربیت مذهبی و برنامه های آن سخن گفته است. گذشته از این، ما وقتی درباره مسلمان ـ شخص با دین و دیانت ـ سخن می گوییم، موضوع شعور دینی (ذهن)، اندیشه و افکار و محتوای آن مدنظر است. پس موضوع، اصلاح شعور دینی مسلمانان است که اولاً به احیاگری، سپس به اصلاح و تجدید فکر دینی نیاز دارد؛ مثلاً آن برداشت ها و تصوراتی که مبشران استعمار و نوکران رژیم های طاغوتی در ذهن مسلمانان در مورد اسلام جا کرده بودند، به پاکسازی و اصلاح نیاز دارد، اما آن تصوری که در ذهن مسلمانان در اثر تفسیر غلط این یا آن آیه قرآن طبق آرای قوه های حاکمه و یا غیر، از نسلی به نسل دیگر رسیده است (مثلاً امیر یا شاه ، سایه و یا خلیفه خدا در زمین است)، باید تجدید شوند.
اما در مورد ضروری و غیرضروری بودن تجدید و اصلاح دین چه می توان گفت؟ آیا واقعاً افکار و شعور دینی به اصلاح و تجدید نیاز دارند یا نه؟ در این زمینه به افکار یکی از سرآمدان و پایه گذاران این جنبش در پایان قرن ۱۹، احمد دانش بخارائی، رجوع می کنیم. این دانشمند روشن ضمیر، ضرورت اصلاح و تجدید را برای مردم زمان خود با نمونه های عادی ثابت می کند و می نویسد: «نبینی که دهقان متمول (ثروتمند) مزرعه بسیاری دارد و از هر جنس بقولات (سبزیجات) می کارد و به نوبت آب می دهد. آن بقولات که اول آب داده است، پس از پانزده روز باز نوبت به آنها می رسد... در این مدت این مزرعه خیلی نمو می کند، گیاه های بیگانه بسیار در این مزرعه پدیدار می شوند. نزدیک است که آن بقولات را فاسد گردانند و از نمو باز دارند. باز دهقان آن علف های بیگانه را درویده و آن مزرعه را آب می دهد تا به کمال خویش برسد.»(۶)
احمد دانش با این تشبیهات بر ضرورت پاکسازی و اصلاح مزرعه اسلام تاکید نموده است. وی بر این عقیده بود که پروردگار مصلح در هر قرن و هر هزار سال «شخصی را به مجاز مشتری و عطارد و زهره در ملت اسلام برانگیزاند ، تا تجدید دین و مذهب کند»(۷). ظهور امام خمینی (ره) و رسالت احیاگری و اصلاح گری او نیز در پایان قرن ۲۰ و هزاره دوم مطابق با این سنت است.
همچنین، یکی از پیروان و مخلصان صادق محمد اقبال، علی شریعتی، در آثار خود، «ما و اقبال» و «امت و امامت» به مسئله ضرورت اصلاح شعور مذهبی توجه مخصوص می نماید و می نویسد: «از زمان سید جمال الدین اسدآبادی، یعنی صد سال قبل، ما متوجه شدیم که اسلام نه آن است که ما داریم و برای ما اصلاح عمیق تفکر دینی و احیای اسلام واقعی زمان پیامبر اکرم (ص) که از آن حداقل چهارده قرن فاصله گرفته ایم، لازم است.»(۸)
سید جمال الدین اسدآبادی در یکی از سخن هایش گفته بود: «اگر ما بخواهیم اسلام را به غربیان معرفی کنیم، پیش از همه باید اعتراف نماییم که ما مسلم نیستیم.» این سخن سید جمال الدین جهت بیرون آوردن اسلام از زیر منطق و حکمت مقال «رنگ ببین و حال بپرس» می باشد. آن حکمی که غربیان به اسلام پس از آشنایی با وضعیت فرهنگی و اجتماعی و سیاسی قرون ۱۹ و ۲۰ صادر نموده اند، براساس چنین منطقی بوده است. مشاهده وضعیت عقب ماندگی اجتماعی، فرهنگی، علمی و تکنولوژیکی کشورهای اسلامی از لحاظ منطق با چنین قضاوتی درباره اسلام به ایدئولوژی دینی این کشورها برمی گردد.
پس از این مقدمه، می توان گفت که در تاریخ اسلام تلاش ها و اقدام هایی جهت اصلاح و احیای تفکر دینی هم از لحاظ نظری و هم عملی انجام شده بودند. نخستین اقدام عملی تجدید یا اصلاح فکر دینی در تاریخ مردم ایرانی نژاد پس از پذیرش آیین اسلام در دوران سامانیان صورت گرفت. در این دوره نخست مردم ایرانی پس از دوران طولانی بعد از پیامبری زرتشت، استیلای اسکندر مقدونی، دوران حکومت سلوکی ها، یونانی ها، باختری ها و ساسانیان که دین زرتشتی را از اصل توحیدی آن بیگانه و با ثنویت و شراکت آلوده کرده بودند، توانستند در رسالت محمدی توحید خالص تری را نسبت به آن توحیدی که از تعلیمات زرتشت شناخته بودند دریابند. ثانیاً، می خواستند شعور دینی و مذهبی خود را بازسازی کنند. برای پیاده شدن این اهداف، آن اصلاحات و تجدیدنظری که امیران سامانی در مورد ترجمه و آموزش منابع اسلامی به زبان فارسی دری و برگزاری مراسم های دینی با این زبان نمودند ، موثر افتاد و مساعدت کرد.
اقدام دیگر در این راستا توسط یکی از معروف ترین متکلمین و فلاسفه اسلامی، امام محمد غزالی طوسی، در قرن ۱۰- ۱۱ میلادی صورت گرفت و این زمانی بود که از یک سو فلسفه کلاسیک یونانی محیط تفکر اسلامی را تنگ می کرد و از سوی دیگر یورش های صلیبی به مرزهای اسلام تهدیدکننده بود و به همین دلیل در همین دوره غزالی کتاب های باارزش خود احیاءالعلوم الدین و تهافت الفلاسفه را نوشت که واقعاً هم توانستند افکار اسلامی را از بحران فکری و سیاسی، سالم برون آورند.
نهضت دیگر دینی و سیاسی اصلاح و احیا که در دوران حکومت صفویان در ایران صورت گرفت، افکار دینی و اسلامی ایرانیان را از آن بحرانی که در دیگر مناطق دامنگیر مسلمانان شده بود، بیرون کشید و مدتی زمینه رونق افکار فلسفی و علوم دینی را در این سرزمین تامین نمود.
همه این نهضت ها خاص دوران کلاسیکی تاریخ ایران است. اما در دوره جدید نیز ایرانیان از پرچمداران نهضت های اصلاح طلبانه و تجدد خواهانه بوده اند.
اگر نهضت های اصلاح گری عالم اسلام را در قرون ۱۹- ۲۰ بررسی نماییم، نمونه های برجسته آن در ایران، افغانستان و مصر، نهضت سید جمال الدین اسدآبادی و پیروان او شیخ محمد عبده، قاسم امین، رشید رضا، عبدالرحمن کواکبی، در آسیای مرکزی آثار احمد دانش و در هندوستان تلاش های میراحمد خان و محمد اقبال محسوب می شوند.
این نهضت ها زمانی در کشورهای اسلامی آغاز شدند که اکثر دنیای اسلام تحت سلطه استعمار غرب یا به قول عجزی، شاعر قرن ۱۹ بخارا، «زیر پای صلیب» افتاده بود:

مانده ای زلف چلیپا روی ابروی هلال
تا کجا در زیر پا گیرد هلالی را صلیب؟

آری، این نهضت ها در تلاش برای یافتن راه رهایی از زیر سلطه صلیب استعمار سرمایه داری غرب بودند و تا اندازه ای برای بیداری مسلمانان و مبارزه و رهایی از حالت مطیع بودن، خدمات ارزنده ای انجام دادند. اما با وجود این، از ابتدای نیمه دوم قرن بیستم همزمان با آغاز دوره انقلاب علمی، فن آوری، تمدن اطلاعاتی، کشف کیهان و تولید رایانه، هم کشورهای غربی و هم کشورهای شرقی را چنان روحیه ای فرا گرفت که طبق آن تصور می شد دیگر دوران ادیان به سر آمده است و چنین نگاهی بیشتر به اسلام برمی خورد. خلاصه، عقیده عموم و روحیه اکثریت، آن بود که دوران ادیان به پایان آمده و ادیان، از جمله اسلام، تنها باقی مانده قرون وسطی و جهان بینی دوران فئودالی ـ ملوک الطوائفی ـ در شعور مردم عوام است و با مرور زمان جای خود را به تدریج به جهان بینی علمی و بی خدایی لائیکی می دهد. در چنین شرایطی که محمد اقبال لاهوری فرموده است:

می رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند
دیده ام از روزن دیوار زندان شما

این پیشگویی و پیش بینی اقبال بی شک ظهور آیت الله العظمی امام خمینی بود؛ انسانی مصلح، تجدیدکننده و احیاکننده اسلام که صحیفه جدیدی در احیاگری، تجدیدگری و اصلاح گری شعور و افکار دینی باز نمود.
انقلاب اسلامی ایران در نیمه دوم قرن ۲۰ در نتیجه تلاش های احیاگرانه آیت الله خمینی، نه تنها دیدگاه مسلمانان، بلکه کل بشر را نسبت به نقش اجتماعی و سیاسی اسلام و از این طریق نقش همه ادیان را متحول ساخت. این انقلاب نشان داد که امکانات بنیادی و سازندگی اسلام هنوز تمام نشده است، بلکه فراوان و بی پایان است و این انقلاب ثابت نمود که اسلام واقعاً برای تمام زمان ها و تمام مکان ها صالح می باشد.
اما تجربه دینی و راه و روش تجدیدگری و اصلاح گرانه ای که آیت الله خمینی در راه احیای فکر دینی پیش گرفته بود، در قرنی که فزون خواهی، افراط گرایی، تروریسم و ارعاب، عالم شرق و غرب را فراگرفته است، اهمیت و نکات آموزنده ای دارد. این روش را می توان از بهترین روش های مسالمت آمیز، کم ضایعه، عملی و واقعی در کار اصلاح شعور دینی و بازگرداندن دین به شاهراه بنیادی تاریخ بشر برشمرد.
نهضت اصلاح گرایانه امام خمینی (ره) با تمام تلاش های رایج در این راه تفاوت داشت. تفاوت مهم و عمده نهضت امام خمینی (ره) آن بود که تا زمان انقلاب ایران هیچ جنبش و حرکتی اهمیت عمومی ملی و عمومی مذهبی کسب نکرده و بیشتر تلاش های اصلاح طلبانه از سطح فکری ـ ایدئولوژی روشنفکران جامعه تجاوز نکرده بود و تنها در میان قشر تحصیل کرده و با شعور مذهبی نفوذ داشت. برجسته ترین نهضت از نهضت های اصلاح گرایی، تلاش های سید جمال الدین بود که بیشتر به روشنگری رهبران سیاسی کشورهای اسلامی و روشنفکران معطوف بود. این کوشش جهت اصلاح شعور مذهبی از طریق مقامات بالا انجام می شد.
اما شیوه دعوت امام خمینی به کلی تفاوت داشت. هدف امام خمینی (ره) بیدارگری طبقه پایین جامعه اسلامی، مردم عام و مستضعفین بود. برای رسیدن به این هدف نخستین کاری که امام انجام داد، بیدار سازی و اصلاح شعور مذهبی حوزه های علمیه، مراکز تعلیمی و روحانیت تشیع بود. از این رو، تفاوت دعوت اصلاح گری امام خمینی با نهضت های قبلی در آن بود که این نهضت نه از بالا به پایین و نه از پایین به بالا، بلکه از متن این اقشار ـ مراکز تعلیمی و روحانیت ـ به قشر پایین اختصاص یافت. روحانیت شیعه که بیشتر از همه طبقات جامعه با مردم ارتباط دارند، می بایست بیشتر از دیگران ماهیت دعوت امام را درک می کردند. مرحله دوم نهضت امام، اصلاح شعور مذهبی مردم از طریق دعوت مستقیم و کارکرد حوزه های علمیه و مراکز تعلیمی بود.
نهضت سید جمال الدین توجهی به مردم و به حوزه های علمیه نداشت. گذشته از این، یک نهضت فوق ملی و فوق مذهبی بود، اما نهضت امام خمینی هرچند اسلامی بود، در زمینه منافع مشترک یک ملت و یک مذهب گام برمی داشت. آیت الله خمینی توانست اهداف دورنمای ـ استراتژی ـ عمومی اسلامی (بیدارسازی مسلمانان) را منوط به حل مسائل روشی ـ تاکتیکی ـ نماید؛ یعنی نخست، بنیاد پایگاه قوی نهضت های بعدی را در زمینه پیوستن منافع ملی و مذهبی طرح ریزی کند. آن بیداری و نیروی ایمان و اعتقاد که ما امروز در عالم اسلام، مثلاً در پیروزی حزب الله نهضت سومالی می بینیم، همه نتیجه آن نیرویی است که انقلاب اسلامی ایران به آن الهام بخشیده است.
درواقع مانند دیگر کشورهای استعمارشونده و نیمه مستعمره، در ایران زمان سلطنت خاندان محمدرضاشاه نیز دین و روحانیت از صحنه اجتماعی سیاسی دور و برکنار شده و مراکز و حوزه های علمیه با بحث و جدال های از سال ها قبل به میراث مانده مشغول بودند.(۹) در چنین شرایطی می بایست پیش از همه روحانیت را بیدار و اصلاح کرد و حوزه های علمیه را به کارکرد مسائل اجتماعی و سیاسی زمان معطوف داشت. این بود که آیت الله خمینی در کتاب حکومت اسلامی نوشته است: «اسلام را به مردم معرفی کنید، تا جوانان تصور نکنند که آخوندها نشسته اند در نجف و قم و دارند احکام حیض و نفاس می خوانند و کاری به سیاست ندارند و باید دیانت از سیاست جدا باشد! این را که دیانت باید از سیاست جدا باشد و علمای اسلام در امور اجتماعی و سیاسی دخالت نکنند، استعمارگران گفته و شایع کرده اند. این را بی دین ها می گویند.»(۱۰)
امام واقعاً وضعیت روحی و معنوی کشورهای استعمارزده را در سیمای ایران خوب درک کرده بود و توانست تلاش های نیروهای ارتجاعی و عاملان آنان را که نمی خواستند مردم شرق بیدار شوند و حق و حقوق طبیعی خود را طلب کنند، بسیار ساده و رسا آشکار کند. واقعاً برای استعمار و رژیم های وابسته و ارتجاعی ضد ملی کدام اسلام خطرناک است؟ آن اسلامی که وظیفه مسلمان را به قول احمد دانش تنها در «پنج اصل که بالای مناره برآمدن و باطهارت یا بی طهارت نفیری بردارند، اگر عذری نباشد، پنج وقت نماز و لوازم آن... و اگر قوتی و قدرتی است، روزه رمضان از مواجب...» و «دیگر اوامر منصوصه چون جهاد و عزل سلاطین و تقسیم بیت المال به مصارف و صرف زکات در محل و غیرذالک»(۱۱) می شمارد، برای استعمارگران، سیاست های استعماری و رژیم های ارتجاعی خطری ندارند. این است که امام می فرمایند: «اگر ما مسلمانان کاری جز نماز خواندن و دعا و ذکر گفتن نداشته باشیم، استعمارگران و دولت های استبدادی متحد آنها هیچ کاری به ما ندارند. شما برو، هرقدر می خواهی اذان بگو، نماز بخوان؛ بیایند هرچه داری ببرند، حواله شان به خدا آنها کاری به ما ندارند...»(۱۲)
امام در آخر این کتاب برنامه مفصل راه حل های اصلاح را بیان کرده اند و چگونگی شناخت مردم از اسلام را وابسته به اصلاح شعور روحانیت می دانند. ایشان در قسمت «اصلاح حوزه های روحانیت» یکی از ضروریت های شناساندن اسلام را اصلاح حوزه های روحانیت می دانند. در همان سال ها بر اثر این نوشته های امام یک نگاه انتقادی عمیق و آشکار به وضع روحانیت و حوزه های روحانیت آغاز شده بود. از جمله در کتاب «روحانیت و شیعه» آمده است: «باید اعتراف کنیم که ما گرفتار فساد و خرابی هستیم، باید اقرار کنیم که از روح و معنویت اسلام به دور افتاده ایم. ما خیلی بیشتر از آنچه به تربیت مردم می کوشیم، خود نیازمند ادب و تربیت هستیم. متاسفانه، بهره ما از معارف و علوم اسلامی بیشتر مادی و جسمانی بوده و تن و هوای نفس ما از آن نصیب گرفته است. کتاب و درس و منبر و محراب، شکم ما را سیر کرده، خانه ما را فرش نموده، بساط لذت ما را گسترده، مسند آقایی ما را نهاده و به ما اعتبار داده است. اما به جان و دل ما فروغی نبخشیده و ما را روحانی نساخته است. هر آیه و حدیثی که بر آن می گذریم، هر شعر و مطلبی که به آن برمی خوریم، همه در فکر این بوده و هستیم که کجا و در چه مجلس بالای کدام منبر آن را خرج کنیم و دانش و تجربه خود را به رخ مردم بکشیم».(۱۳) به همین مضمون، امام در مورد آنکه بسیاری از احکام عبادی اسلام منشا خدمات اجتماعی و سیاسی دارد، سخن گفته و می فرمایند: «... بعضی ها در این فکرها نیستند و بیش از آنکه ولاالضالین را خوب ادا کنند، فکری ندارند».(۱۴) باید گفت این انتقادات که در آثار احمد دانش و آیت الله خمینی خیلی آشکارا و واقع بینانه بیان شده اند، امروز نیز ماهیت خود را از دست نداده اند. هنوز هم در بسیاری از کشورهای اسلامی این وضعیت دین داری و برداشت های نادرست از اسلام و مسلمانی وجود دارند؛ لذا اصلاح تعلیم و تربیت دینی و نیز تجدید فکر و اندیشه دینی نیز ضرورت دارد و کارکرد نظری و عملی اصلاح و تجدید شعور دینی یکی از مسائل مبرم و ضروری پژوهش های علمی، هم در پژوهشگاه های آکادمی و هم در حوزه های علمیه محسوب می شود. اما مشکل آن است که در مذاهب دیگر اسلام، شرایطی که اهل شیعه از آن برخوردارند، وجود ندارد.
در اسلام، تنها مذهب شیعه دارای سازمان روحانیت به عنوان سازمان منظم و دارای ساختار مشخص و معین و با درجات و مراتب علمی و روحانی می باشد. روحانیت در مذهب شیعه دارای سنت و کارکرد تاریخی بوده و زمینه بسیار عمیق نظری ولایت فقیه را داراست. مراکز علمی و حوزه های علمیه در شهرهای نجف، کربلا، قم و مشهد با دارا بودن شرایطی که در بالا ذکر شد، در تربیت روحانیون و کارکرد علوم اسلامی موثر بوده اند. این است که امام تلاش برای اصلاح حوزه های علمیه، اصلاح برنامه کتاب های آموزشی و اصول تعلیم را به میان گذاشت. ایشان بر ضرورت دوری از حالت یاس، عدم اطمینان به نفس، توجه جدی به مسائل، تلاش، امید و خودباوری تاکید کرده اند(۱۵) و گفتنی است که این برنامه برای بنیاد یک حکومت اسلامی عاری از افراط و تفریط طراحی شده و برای عملی شدن آن وقت و زمان مدیدی پیش بینی شده بود.
یکی از مهم ترین دستاوردهای نهضت امام خمینی آن بود که تحت تاثیر و رهبری ایشان جنبش اصلاح شعور مذهبی از حوزه های علمیه به دانشگاه های کشور، حسینیه ارشاد و دیگر مراکز علمی انتقال یافت. در دانشگاه ها شاگردان و پیروان خط امام همچون آیت الله طالقانی، استاد مرتضی مطهری، مهندس مهدی بازرگان، علی شریعتی و دیگران در راه اصلاح شعور مذهبی جوانان تلاش فراوان انجام دادند. به ویژه تلاش هایی که علی شریعتی در راه بیداری مذهبی جوانان از طریق دانشگاه و حسینیه ارشاد انجام داد و محبوبیتی که او در میان جامعه داشت، در این امر موثر واقع افتاد.
برای اصلاح ذهن مذهبی، تعبیرات تازه ای از احکام اصولی اسلام نیاز است. سهم آیت الله خمینی در این مورد آن است که به برخی مفاهیم کلیدی اسلام تابش و جلای نوین معنوی بخشید. ما در بررسی های خود این جنبه تعلیمات امام و پیروانش را «الهیات توحیدی»(۱۶) نامیده ایم.
معلوم است که اصل بنیادین اسلام «توحید» است و نزد مسلمانان این مفهوم به معنی یگانگی خداوند و بی شریک بودن اوست. اما کارکرد «الهیات توحیدی» آیت الله خمینی و پیروانش، بهترین و کامل ترین سیستم فکری توحیدی در تاریخ اسلام بوده اند.
تا این دوره تلاش برای تفسیر و تحول گسترده اجتماعی و حتی سیاسی مفهوم توحید از سوی مصلحین نسل اول چون عبدالرحمان الکواکبی، محمد اقبال و چند نفر دیگر صورت گرفته بود. اما این تلاش ها همچون سیستم مکمل «الهیات توحیدی»، از ترکیب جهان بینی توحیدی، دولت توحیدی، اقتصاد توحیدی و جامعه توحیدی شکل نگرفته بود.
کارکرد نوین مفاهیم کلیدی اسلام ـ اصول عدل، ولایت فقیه، امامت و رهبری- طبق مقتضای زمان و شرایط اجتماعی پایان قرن ۲۰، توسط امام خمینی (ره) انجام گرفت. یکی از موفقیت های امام در مردمی شدن دعوت ایشان ـ همچنان که محمدحسین هیکل تاکید داشت ـ آن بود که امام توانست روح و مضمون تازه ای برای مفاهیم قرآنی آشنا چون طاغوت، مستضعفین، محرومین، حزب الله، جنود و شیاطین برای مردم مسلمان فراهم کند.(۱۷)
در تاریخ اسلام معاصر کمتر کسی را می توان پیدا کرد که به اندازه امام خمینی بر ضرورت شناخت واقعی قرآن، و تفسیر و تاویل نوین آن تاکید نموده باشد. واقعاً، فرهنگ اسلامی هم در جهت عمودی و هم افقی نیاز به تحقیق و بررسی دارد. به جز قرآن باید تمام آثار مربوط به اسلام شناسی و قرآن شناسی، از جمله تفاسیر قرآن از موضع فرموده های خود قرآن و نیازمندی های امروز جامعه اسلامی و بشری دوباره مورد بررسی قرار گیرند. این موضوعی است که به عنوان گام نخست در راه اصلاح شعور اسلامی توسط امام به میان گذاشته شد. آیت الله خمینی تمام اصول پیشینه قرآن شناسی و تعلیم و تعلّم قرآن را بررسی فرمودند و چنین می نویسند: «...مقصود ما از تعلیم و تعلّم و استفاده قرآن شریف آن نیست که جهان ادبیات و نحو و صرف را از آن تعلیم بگیری یا به خاطر فصاحت، بلاغت، نکات بیانیه و بدیعیه از آن فرا گیری یا در قصص و حکایات آن به نظر تاریخی و اطلاع بر امم پیشین بنگری. هیچ یک از اینها دخیل در مقاصد قرآن نیست و از منظور اصلی کتاب الهی دور است و استفاده ما نیز از این کتاب بزرگ بسیار کم است. برای همین است که بدان نظر تعلیم و تعلّم نداریم. چنانچه غالباً این طوریم، قرائت قرآن می کنیم برای ثواب و اجر و لهذا جز به تجوید آن اعتنایی نداریم. می خواهیم قرآن را صحیح بخوانیم که ثواب به ما عنایت شود و در همین حد واقف می شویم و به همین امر قناعت می کنیم. لذا چهل سال قرآن شریف را می خوانیم به هیچ وجه از آن استفاده حاصل نمی شود جز اجر و ثواب قرائت و یا اگر نظر تعلیم داشته باشیم با نکات بدیعه و بیانیه و وجود اعجاز آن و قدری بالاتر جهات تاریخ و سبب نزول آیات و اوقات نزول و مکی و مدنی بودن آیات و سوره و اختلاف قرائات و اختلاف مفسرین از عامه و خاصه و دیگر امور خارج از مقصد که خود آنها موجب دوری از قرآن و غفلت از ذکر الهی است، سروکار داریم».(۱۸)
چنان که می بینید، حضرت امام در این بخش همان معرفت سنتی قرآن را که تا به حال در مراکز تعلیمی دینی اسلام است، در نظر دارد. متاسفانه، در برخی از کشورها این حالت هیچ تغییری نکرده است. در اینجا نکته مهم، اصلاح در راستای عمودی آن است که آیت الله خمینی در ادامه این مطلب چنین می افزایند: «...بلکه مفسرین بزرگ ما نیز عمده هَمّ خود را صرف در یکی از این جهات یا بیشتر کرده و باب تعلیمات را به روی مردم مفتوح نکرده اند و به عقیده نویسنده تا کنون تفسیر برای کتاب خدا نوشته نشده است».(۱۹) با بیان این مطلب جالب از دیدگاه تجدید فکر دینی، حضرت امام افزوده اند: «به طور کلی، معنی تفسیر آن است که شرح مقاصد آن کتاب را بنماید و مهم ترین قصد آن، بیان منظور صاحب کتاب باشد.» با بیان گسترده آنکه تفسیر کتاب خدا چگونه باید باشد و خود قرآن به آن چگونه اشاره می کند، حضرت امام (ره) چنین اظهارنظر می فرمایند: « بالجمله کتاب خدا، کتاب معرفت و اخلاق و دعوت به سعادت و کمال است. کتاب تفسیر نیز باید کتاب عرفانی اخلاقی و مبیّن جهات عرفانی، اخلاقی و دیگر جهات دعوت به سعادت باشد. مفسری که از این جهت غفلت کرده یا صرف نظر نموده یا بدان اهمیت نداده، از مقصود قرآن و منظور اصلی انزال کتب و ارسال رُسُل غفلت ورزیده و این خطایی است که قرن هاست این ملت را از استفاده از قرآن شریف محروم نموده و راه هدایت را به روی مردم مسدود کرده است».(۲۰) چنانکه آیت الله جعفر سبحانی فرموده اند، امام در تفسیر قرآن نه تنها بُعد اجتماعی، فلسفی و اقتصادی بلکه «بُعد معرفتی، عرفانی و ماوراءالطبیعی را نیز نشان داد».(۲۱)
خلاصه اینکه، اصلاح شعور و تجدید تفکر دینی از دیدگاه امام به معنی اصلاح اسلام یا موافق نمودن آن با زمان نیست و اجمالاً شامل موارد زیر است:
۱. اصلاح تفکر و اندیشه به اصطلاح معمول فلسفی ما، شعور دینی، پالایش شعور مسلمین از خرافات و تعصبات، آلایش ها و آمیزش ها، بدعت های مضر و آن روحیه و برداشتی که دشمنان اسلام و استعمارگران با گذشت زمان در اذهان مردم جای کرده اند؛
۲. احیای افکار اجتماعی و سیاسی اسلام و بیان شیوا و روان احکام اسلامی؛
۳. بازنگری ادبیات غیرمستند اسلامی از تفاسیر و تاویل ها، مقایسه و بررسی آنها با منابع اصلی اسلام، تفسیر و تاویل تازه منابع و ماخذ؛
۴. بیرون کشیدن مسلمانان از حالت تنبلی، کرختی (رکود)، خودناباوری و باور نداشتن امکانات اسلام برای حل مسائل قرن معاصر؛
۵. اصلاح فلسفه سوگواری و عزاداری، علی الخصوص عزای حسینی(۲۲)، به هم پیوستن امور دنیوی و اخروی، شناخت ابعاد تازه تعلیمات قرآن و اسلام که برای گذشتگان به خاطر مقتضای شرایط و زمان مقدور نبود.
متاسفانه، فرصت کافی برای بررسی تمام ابعاد دیدگاه تجدیدنظر طلبانه و اصلاح گری و احیاگری حضرت امام وجود ندارد وگرنه هیچ بخشی از زندگی، الهیات و اصول چه در شریعت و چه فقه وجود ندارد که ایشان با دید بنیادی انتقادی و اصلاحی بدان توجه نفرموده باشند.
اما بررسی این موضوع در آثار و افکار آیت الله خمینی (ره) برای شرایط امروز چه تاثیری می تواند داشته باشد؟ ما به این موضوع پرداخته و سمت های اساسی اصلاح گری و تجدید فکر دینی را در شکل فشرده بیان نموده ایم و چون آن مقاله در مجله آکادمی و با تعداد اندک نشر شده بود، لذا لازم دانستیم در این کتاب آن را بیاوریم.

سمت های اساسی اصلاح

کدام یک از جهات شعور و افکار دینی نیاز به اصلاح دارند؟
شعور دینی امروزه مسلمین تنها محصول امروز نیست، بلکه تصورات و تعلیمات مذهبی طی چندین قرن شکل یافته است که عاری از تاثیر بدعت ها، تحریفات، انحرافات، تعصبات، تاثیرات، آیین ها و رسم و رسوم محلی نبوده اند؛ لذا اصلاح این امر باید طبق اصول هندسی هم در سمت عمودی و هم در سمت افقی انجام شود. به جز قرآن که منبع اصلی، اساسی و بی تردید اسلام محسوب می شود، باید با معیار معینی تمام افکار دینی، فلسفی و مذهبی گذشته را زیر ذره بین و قالب اصلاح گذاشت. ضمن ارزیابی دقیق وضع اقشار و سطح آگاهی آنان از دین و آموزش منابع مهم اسلامی، می توان دریافت که ما تا چه اندازه از اسلام ناب محمدی و از اصل معنی آیات قرآنی دور مانده ایم. همزمان با نگاه عمودی، باید به اطراف و محیط دینی و مذهبی خود نگاه افقی افکند؛ یعنی همزمان با جستجوی منابع و ابتدای انحراف و اعتزال از اسلام واقعی، باید خصیصه و سطح دینداری افراد جامعه، برداشت و سطح اطلاعات آنها از علوم دینی را نیز بررسی کرد و تنها بعد از انجام این کار می توان اقدام نمود.
اصلاح موردنظر ما به معنی امروزی نیست که آن را به عنوان سلفی گرایی و بنیادگرایی شایعه کرده اند، بلکه یک نهضت کاملاً اصلاحاتی است که اگر بدان عمیق بنگریم، به قول احمد دانش هر مزرعه ای، هر درخت سرسبزی و نهایت هر فکری بدان احتیاج دارد. این دعوت بازگشت به عقب نیست، زنده کردن نظم و شعور قرون وسطی نیست، بلکه برعکس، زمینه سازی برای دستیابی به سطح والای رشد معنوی، اجتماعی و اقتصادی ملت و نیز شناخت واقعی اسلام است.
چنین راهی به نظر ما با وجود مشکل و دوربودنش، یگانه راه مفید و باثمر می باشد؛ زیرا اصلاح شعور مذهبی امری آسان و سهل نیست و نیز تنها پاکسازی نقش کهنه و کشیدن نقش جدید در لوح خاطر یا پرکردن خلا با دانش نمی باشد. این مهم تنها از طریق نگرش دقیق بر مذهب، تقویت ایمان، استدلال و برهان دینی و دلایل قرآنی می تواند مثمرثمر باشد.
قرآن استفاده از عقل را در هیچ یک از امور دنیوی ممنوع نکرده و در ادیان دیگر نیز در امر خداشناسی، بر استفاده از عقل و احتیاج به شعور بشر تاکید شده است. پس امروز وقت آن است که در برابر تکیه بر الهیات وحیانی، از الهیات عقلانی که در تاریخ اسلام سابقه و زمینه دارد نیز استفاده کنیم. راه دیگر، معین کردن آن است که در کدام امور از الهیات عقلانی، و در کدام مورد از الهیات عرفانی استفاده کنیم.
به همین صورت، اگر بخواهیم سمت اساسی اصلاح و تجدید شعور مذهبی را مشخص کنیم، حداقل چنین خواهد بود:
۱- اصلاح عمودی شعور مذهبی:
باید تمام میراث فرهنگی گذشته به جز قرآن و احادیث صحیحه، یعنی هم تفاسیر، هم تاویل ها و هم فتواها و مخصوصاً آثار علمای دین را از دیدگاه شناخت امروز، مورد بررسی انتقادی قرار داد. قرآن کتابی است که برای نسل های گوناگون نازل شده است و امروز مشخص شده که حتی در زمان پیامبر (ص)، معاصرانش از درک و فهم معنی اصلی برخی از آیات قرآنی عاجز بودند، اما امروز فهمیدن چنین آیت ها و درک ماهیت آنها آسان تر است.
هنگام بررسی این موضوع به نکات زیر باید توجه داشت:
الف. مسلمان دارای شعور آخرت گرایی، یعنی هم در اندیشه آبادی خانه آخرت و هم در فکر آبادی دنیا باشد؛
ب. در سطح اول قرار دادن ایمان و اعتقاد از طریق شناخت عقلانی، و تثبیت اینکه قرآن با این موضوع مخالفت ندارد؛
پ. در اولویت قرار دادن مواردی که بر تحمل، مدارا و مناسبات حسنه میان انسان ها تاکید می کنند و بررسی دقیق و روشنی انداختن از نگاه علم نسخ و منسوخ به آن مواردی که خصلت تعدی و تعصب دارند؛
ت. تبرجسته نشان دادن مقام انسان در قرآن؛
ث. بیان تازه فلسفی از عبادت و توضیح آن.
۲- اصلاح افقی شعور مذهبی:
الف. متمایز نمودن مسلمانی ظاهری از مسلمانی واقعی؛
ب. انتقاد از صوفی گرایی و زهدگرایی ظاهری؛
پ. اصلاح روحانیت؛
ت. اصلاح مکاتب و مدارس تعلیمی دینی؛
ث. اصلاح مراسم های دینی و اجتماعی، تعزیه ها، عروسی ها و...؛
ج. تعیین حوزه و عملکرد امور خیریه؛
چ. توسعه امور تبلیغ و ارشاد و جستجوی منابع غیرخیریه ای، توسعه صاحب کاری، ارزش گذاری به اقتصادیات و غیره.
اینها تلاش های نخستین در امر مشخص ساختن مسائل اصلاح شعور دینی محسوب می شود.
نخستین نکته ای که می توان جهت اصلاح شعور دینی در راستای عمودی بر آن تاکید کرد، این است که ما امروز باید در قرآن و احادیث پیامبر به دنبال مسائلی باشیم که مطابق با وضع و شعور امروز جامعه باشد. البته این بدان معنی نیست که مانند تجددخواهان ـ مدرنیست های عرب در پایان قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ ـ با هدف مطابق سازی اسلام و قرآن با ابتکارات علمی و به خاطر سازگار ساختن نیازهای طبقه حاکمه دست به تقلب زد. نه، هرگز! اسلام و قرآن به جعل و ساخته کاری نیاز ندارند، بلکه در آنها گنج هایی نهفته است که همه ارزش آن را درک نکرده اند. مسائلی در قرآن وجود دارد که مفسرین پیشین به آن اعتبار نداده اند، زیرا توجه آنان به مسائل دیگری بوده است. یکی از مهم ترین مسائل اسلام، اعتراف به مقام والای انسان می باشد که حتی خدای تعالی به ملائک فرمود به او (انسان) سجده کنند و به آنها فضلیت مقام انسان را نشان داد.
یکی از بخش های اصلاح شعور مذهبی در جامعه امروز، به مراسم، سنن و درک اشتباه از خیر و سخاوت مربوط می شود. وجود مراسم های پرخرج و بدعت ها به نام اسلام و یا به عنوان نشان مسلمان بودن، موجب لطمه و صدمه به مردم می شود و اصلاح این بدعت ها به تجدیدنظر و درک واقعی از مفهوم خیر، سخاوت، صدقه و درمجموع امور خیریه احتیاج دارد.

نظرات کاربران درباره کتاب رسول بیداری شرق