فیدیبو نماینده قانونی انتشارات نظری و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب اصول شفای۱

کتاب اصول شفای۱
تحلیلی بر تاریخ طب اسلامی

نسخه الکترونیک کتاب اصول شفای۱ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب اصول شفای۱

علم تاریخ، علمی است که از آن می‌توان حوادث و وقایع گذشتگان را مورد ارزیابی قرار داد، و چون حوادث گذشتگان در هر زمانی به نوعی دیگر تکرار می‌شود، لذا وظایف ما این است تا از حوادث نیاکان خویش عبرت گرفته و خود را در عصر حاضر از وقوع چنین حوادثی مصون و محفوظ نماییم و در مسیر توسعه و پیشرفت و رشد قرار گیریم. به تعبیری بنابر قول امام امیرالمومنین علی علیه‌السلام که می‌فرمایند: تجارب گذشتگان را چراغ راه آینده قرار دهید، ما هم بر خود وظیفه می‌دانیم تا با مطالعه و تحقیقی در حوزه تاریخ حوادث گذشتگان، راه صحیح را شناسایی نموده و خود را از ظلمت، جهالت و نادانی خارج و در مسیر نور علم و معرفت، به اذن الهی هدایت نماییم. این کتاب، تنها اشاره‌ای دارد بر حوادث عالَم، از جایگاه تاریخ طب اسلامی یا طب سنتی. مؤلف می‌خواهد در این کتاب به مباحث ذیل اشاره نماید و به تعبیر کلام امام و مولایش علی (علیه‌السلام) نتیجه‌ای جامع را به مقصد رساند. ۱- آشنایی با تاریخ طب اصیل و قدیم ۲- چرا طب سنتی را طب اسلامی می‌گوییم؟ ۳- اشاره‌ای بر طریق طب قدیم در درمان بیماری‌ها و نمونه‌گیری از آن. ۴- نقدی بر بعضی روش‌های طب نوین و غفلت از تجارب گذشتگان.

ادامه...
  • ناشر انتشارات نظری
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 1.13 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۵۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب اصول شفای۱

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



آیا می توان طب قدیم را نادیده گرفت؟

در پاسخ به این سوال باید به عرض برسانم که آیا می توان با توجه به ظهور طب نوین در عصر کنونی، با طب قدیم خداحافظی کرد؟ باید به عرض برسانم که قطعاً چنین چیزی ممکن نمی باشد، اگرچه طب نوین هم در زمان خودش تجارب ارزنده ای به دست آورده است، اما به دلیل جوان بودن عمر تجاربش نیاز به آزمون و خطاهای بسیاری دارد تا به تجارب قابل توجه برسد. اما با توجه به کلام ارزشمندی که حضرت علی علیه السلام می فرمایند: تجارب گذشتگان را چراغ راه آینده خویش قرار دهید، باید الگو گرفت و توجه کرد به این که نتایج به دست آمده از طب اسلامی یا طب سنتی در درمان بیماری ها، برگرفته شده از تجارب صد سال و هزار سال نیست. بلکه ده ها هزار سال بیماری های مختلف به وجود آمد که بعضی جسمانی بود و قابل شهود و بعضی مربوط به اعصاب و روان و یا به تعبیری روحانی بود که غیرقابل مشاهده می باشد. از آن ابتدا، به علت آن که خدای متعال ذره ای را بی حکمت در این عالم خلق ننمود و به تعبیری هر کدام از اشیاء، حیوانات، گیاهان و تغییرات نجومی و محیطی، عاملی در ایجاد بیماری و یا رفع آن می بودند، لذا انسان های صاحب بینش از آیات الهی بهره مند گردیده و با جمع آوری یک چنین نتایجی در طول چند هزار سال، امروز مشاهده می کنیم که برای درمان بسیاری از بیماری ها راه درمانی کشف گردیده است.
به همین دلیل نمی توان طب قدیم را نادیده گرفت بلکه تمامی اطباء موظف می باشند تا با توجه به تجربیات گذشتگان و استفاده از روش های درمانی ساده و کم هزینه که در گذشته مورد مصرف بوده است استفاده بهینه نموده و با درمان آسان و کم هزینه امراض بیماران، خود را مورد دعای خیر مردم قرار دهند.

پیش گفتار

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد الله کما هو اهله و الحمد و الثناء لعین الوجود ثم الصلوه و السلام اباالقاسم محمد و علی اهلی بیته
الطیبین الطاهرین المعصومین و علینا و علی جمیع عبادالله الصالحین

علم تاریخ، علمی است که از آن می توان حوادث و وقایع گذشتگان را مورد ارزیابی قرار داد، و چون حوادث گذشتگان در هر زمانی به نوعی دیگر تکرار می شود، لذا وظایف ما این است تا از حوادث نیاکان خویش عبرت گرفته و خود را در عصر حاضر از وقوع چنین حوادثی مصون و محفوظ نماییم و در مسیر توسعه و پیشرفت و رشد قرار گیریم. به تعبیری بنابر قول امام امیرالمومنین علی علیه السلام که می فرمایند: تجارب گذشتگان را چراغ راه آینده قرار دهید، ما هم بر خود وظیفه می دانیم تا با مطالعه و تحقیقی در حوزه تاریخ حوادث گذشتگان، راه صحیح را شناسایی نموده و خود را از ظلمت، جهالت و نادانی خارج و در مسیر نور علم و معرفت، به اذن الهی هدایت نماییم.
این کتاب، تنها اشاره ای دارد بر حوادث عالَم، از جایگاه تاریخ طب اسلامی یا طب سنتی. مولف می خواهد در این کتاب به مباحث ذیل اشاره نماید و به تعبیر کلام امام و مولایش علی (علیه السلام) نتیجه ای جامع را به مقصد رساند.
۱- آشنایی با تاریخ طب اصیل و قدیم
۲- چرا طب سنتی را طب اسلامی می گوییم؟
۳- اشاره ای بر طریق طب قدیم در درمان بیماری ها و نمونه گیری از آن.
۴- نقدی بر بعضی روش های طب نوین و غفلت از تجارب گذشتگان.
نویسنده در صدد است تا با تکمیل این کتاب، خواننده گرامی را با تاریخ طب اسلامی و سنتی آشنا نموده و حقیقت اصالت آن را به نوعی دیگر حیات مجدد بخشد و طالبان معرفت به علم شریف طب را، در تالیفات آینده به قید حیات، با مباحثی چون زمان شناسی و نجوم و طب، اثرات طب در درمان اخلاق، مستندات روایی در خصوص طب، مزاج شناسی، داروشناسی، حجامت و فصد درمانی، ماساژدرمانی و دیگر عناوین به روشی نوین و ابتکاری بهره مند گرداند.
از خوانندگان محترم تقاضا می گردد، کتاب را با نگاهی حکیمانه و بی طرف مطالعه کنند و با توجه به الگوگیری کردن از روش قدما و توجه به جایگاه آن به این روش توجه ویژه نموده و غافلان را از این حقیقت مطلع و بهره مند نمایند که هر کار زکاتی دارد و زکات علم نشر آن می باشد.
پیشنهاد می گردد با توجه به جایگاهی که این علم در منظر اهل بیت علیهم السلام دارد و آنها عالمان حقیقی به معارف وحیانی می باشند، لذا، برای استخراج نور این علم به اسم طبیب خدا و اثرگذاری آن بر جسم و جان شما، حتماً با وضو و با نیتی خالص و با توسل به امام الحی و الحاضر، حضرت بقیه الله الاعظم، مهدی فاطمه، روحی له الفداء خود را برای درک مبانی این علم تجهیز و آماده نمایید. از خدای متعال برای همگان آرزوی توفیق و سعادت در کسب معارف حقه را می نمایم.

و من الله التوفیق
محمدمهدی علوی

چرا طب سنتی را طب اسلامی می نامند؟

سنت، در ادبیات به معنای آیین و روش نیاکان ما می باشد. طب قدیم را طب سنتی نامیدند، زیرا این طریق و روش برگرفته شده از تجارب گذشتگان و ایجاد قراری در میان خویشان و نیاکان برای استفاده از آن در درمان بیماری ها می باشد. از این رو، با توجه به آن که از ابتدای خلقت بشر تاکنون، مردمان هر دیاری با نوعی مرض برخورد نمودند، لذا همگان از قدیم الایام تا به حال در تلاش بودند تا راهی جهت رفع بیماری ها از راحت ترین روش های ممکن بیابند و میزان مرگ و میر و امراض را کاهش داده و جامعه خویش را به سوی سلامت و سعادت هدایت کنند.
اما نکته ای که در این جا مطرح است، لطافت و ظرائفی است که در بعضی کلمات و حوادث واقع می گردد، اما چون نگاه اکثریت به حوادث عالم نگاهی تک بعدی است، لذا از درک اسرار آن محروم می مانند.
بنای سنت ها و آیین ها، از زمان حضرت آدم ابوالبشر در میان بشر بنا نهاده شده و تا زمان کنونی ادامه یافته است، در این میان در هر زمانی که میان بشر و انبیاء فاصله افتاد، مردمان بومی هر منطقه ای برای خود آئینی وضع کردند و هر حادثه ای را به نام خویش ثبت نمودند، اگرچه ریشه همه نعمت ها از پدر همه بشر می باشد ولی شاگردی که بخواهد بی استاد رهی را طی کند، دچار ضلالت و گمراهی می شود. کسانی هستند که بی استاد راه طریقت را برای خویش، وضع می کنند ولی نه تنها هدایت نمی شوند و به رشد و تعالی نمی رسند بلکه در ظلمت و حجاب سِری از اسرار الهی گمراه گشته و جاهل از دنیا می روند. کلام همه انبیا، از آدم تا خاتم علی نبینا و علیهم السلام غیر از توحید مشترک، هدایت و سلامت بشر چیز دیگری نبوده و نیست و در هر زمانی وقتی رسولی آمد بشارت داد بشر را به ظهور پیامبری بی مثل و مانند، سرّ خلقت بشر، افضل الانبیاء محمد مصطفی صلی الله علیه و آله که نمونه هایی از آن در کتب زبور، انجیل، تورات و قرآن بیان گردیده است و عیسی بن مریم به قوم بنی اسرائیل فرمود:
وَاِذْ قَالَ عِیسَی ابْنُ مَرْیمَ یا بَنِی اِسْرَائِیلَ اِنِّی رَسُولُ اللَّهِ اِلَیکم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَینَ یدَی مِنَ التَّوْرَاهِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یاْتِی مِن بَعْدِی اسْمُهُ اَحْمَدُ (۱)
و باز یاد آر هنگامی که عیسی بن مریم به بنی اسرائیل گفت من همانا رسول خدا به سوی شما هستم و به حقانیت کتاب تورات که مقابل من است تصدیق می کنم و نیز شما را مژده می دهم که بعد از من رسولی بیاید که نام او احمد است.
آیه ی وَمَنْ اَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَی عَلَی اللَّهِ الْکذِبَ وَهُوَ یدْعَی اِلَی الْاِسْلَامِ وَاللَّهُ لَا یهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ (۲)
و ظالمتر از کسی که به خدا دروغ بسته است کیست و حال آن که او به اسلام دعوت می شود و خداوند قوم ستمگر را هدایت نمی کند.
هوَ الَّذِی اَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کلِّهِ وَلَوْ کرِهَ الْمُشْرِکونَ (۳)
اوست خدایی که با رسولش هدایت و دین حق فرستاد تا او را هرچند کافران خوش ندارند بر همه ادیان عالم غالب گرداند.

از این کلمات بشارت ظهور پیامبری که سید الانبیاء و الاوصیاء می باشد به گوش می رسد، از عیسای نبی، موسی، آدم ابوالبشر، ابراهیم خلیل و تمامی انبیاء چنین بشارتی به تمام فرق و ادیان عالم طنین انداز گردیده است.
آیا نه این است که تمام خلقت چند میلیاردی بشر از خلقت واحد حضرت آدم و حوا علیهما السلام کلید خورد و بعد هابیل و قابیل و شیث (حبه الله) و دیگر فرزندان جناب حضرت آدم که هر کدام در سویی از عالم پراکنده گردیدند؛ عده ای ادامه دهنده راه پدر و عده ای به انحراف کشیده شده از راه پدر! یکی هابیل وار و دیگری قابیل وار! یکی در مسیر هدایت، علم و نور و دیگری در مسیر ظلمت و تاریکی و گناه!
آیا نه این است که در قرآن کریم آمده است:
اِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الاِسْلاَمُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ اُوْتُواْ الْکتَابَ اِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیا بَینَهُمْ وَمَن یکفُرْ بِآیاتِ اللّهِ فَاِنَّ اللّهِ سَرِیعُ الْحِسَابِ (۴)
همانا دین پسندیده نزد خدا آئین اسلام است و اهل کتاب در آن راه مخالفت نکردند مگر پس از آن که به حقانیت آن آگاه شدند.
همه مردمان و عالمان ادیان دیگر می دانستند که دینی خواهد آمد که کامل کننده دین آن هاست، اما با ظهور نبوت حضرت نبی اکرم صلی الله علیه و آله همگان شمشیر عناد و دشمنی به سویش کشیدند و حاضر به قبول آن نگردیدند.
حتی حقیقت اسلام تنها از زمان جناب رسول الله صلی الله علیه و آله صادر نگردید بلکه تمام انبیای قبل، قائل بر حقیقت دین کامل اسلام بودند چه این که در قرآن آمده است:
مَا کانَ اِبْرَاهِیمُ یهُودِیا وَلاَ نَصْرَانِیا وَلَکن کانَ حَنِیفًا مُّسْلِمًا وَمَا کانَ مِنَ الْمُشْرِکینَ (۵)
ابراهیم به آیین (سنت) یهود و نصاری نبود لیکن به دین حنیف توحید و اسلام بود و هرگز از آنان نبود که به خدا شرک آوردند.
تمام این آیات و روایات دلیل بر اثبات برهان طب اسلامی دارد زیرا از خلقت ازل، انبیاء که عامل وسعت خلقت همه بشر کنونی و مدعیان دیدگاه های مختلف می باشند، همه مسلمان بودند و جز مسیر محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین راه دیگری را نمی پیمودند، لذا حقیقت سنت، همان اسلام است که کاملترین آیین و روش را بر تمامی انبیاء و مردمان بشر القا کرد. اگرچه بعضی خود را صاحب خلق طریق (روش های نوین) می دانند ولی این ها باید بدانند که اولاً، حقیقت ذات طریق آن ها الگویی است از طریق انبیاء و اولیاء و اگر راهی جدید برای خود ساخته اند که مخالف با سنت هادیان بشر می باشد قطعاً راه چنین کسانی جز به ضلالت و گمراهی نخواهد رسید که در وصف بیش تر این موضوع، از نگاه علمی در بخش های دیگر این کتاب تاملی خواهد گردید.
نتیجه می گیریم، چون بیماری از ابتدای خلقت در میان بشر بر اثر افراط و تفریط های بهداشتی وجود داشته است و در هر عصری پیامبری آمد و راه هایی جهت رفع دردهای بی درمان بشر آموزش داد، لذا، تمامی دانشمندان عالم چون جالینوس در برابر عیسی، جابربن حیان در محضر امام صادق علیه السلام زانوی شاگردی می زدند و یا بعضی از انبیاء چون بقراط حکیم، داوود، سلیمان نبی، محمد و آل محمد علیهم السلام، خود، بیاناتی گرانبها دارند که از آن ها می توان به کتب طب النبی، طب الصادق و رساله ذهبیه طب امام رضا علیهم السلام اشاره نمود.
به همین دلیل، دور از انصاف است که غافل باشیم از این روایت که می فرماید: لیس العلم بکثره التعلم، و انّما هو نورٌ یقذفه الله فی قلب من یشا (۶)
یعنی: علم به کثرت درس خواندن نیست، بلکه آن نوری است که خداوند در قلب هرکس که بخواهد قرار می دهد.
در بیان علم دنیوی و اخروی علم به کثرت درس خواندن نیست بلکه آن نوری است که خداوند در قلب هر کس که بخواهد قرار می دهد.
به همین دلیل سنت حقیقی که برگرفته از حکومت جهانی پیامبرانی چون داوود و سلیمان و دیگر انبیاء سلف بوده است، وسیله ای گردید تا تجارب و تحولات علمی در خصوص تمامی معارف من جمله طب از شرق یعنی از سرحد چین و ماچین و تا غرب، چون بابل و یونان و آندلس توسعه یافت و از نتایج تمامی تجارب جهانی که حد و مرز نمی شناسند، امروزه دریایی از معارف در خصوص طب اسلامی و یا به تعبیری طب سنتی در دنیا ترویج پیدا کرده است.

نظرات کاربران درباره کتاب اصول شفای۱