فیدیبو نماینده قانونی راشین و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب دختر ساده‌دل

کتاب دختر ساده‌دل
چطور با درمان ساده‌دلی اجازه ندهيم ديگران از ما سوء‌استفاده كنند

نسخه الکترونیک کتاب دختر ساده‌دل به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب دختر ساده‌دل

آیا شما یک دختر ساده‌دل هستید؟ آیا دیگران اغلب از صبوری، مهربانی و سخاوت شما سوء‌استفاده می‌کنند؟ آیا همیشه از اینکه دیگران همان طوری که شما با آنها رفتار می‌کنید با شما رفتار نمی‌کنند دل‌شکسته می‌شوید؟ آیا بیش از اندازه به اطرافیان‌تان برای جبران اشتباهات‌شان فرصت می‌دهید؟ آیا محبت بیش از حد به اطرافیان به معضلی برای شما تبدیل شده ‌است؟ اگر به چند مورد از این پرسش‌ها پاسخ مثبت داده‌اید، بدانید که تنها نیستید و خیلی‌ها مثل شما هستند. میلیون‌ها خانم در سراسر دنیا وجود دارند که دقیقا مثل شما فکر می‌کنند و احساس شما را دارند. در حقیقت بهتر بگویم: هر زنی در درون خود یک دختر ساده‌دل دارد. این کتاب برای تمام زنانی است که هنوز یاد نگرفته‌اند اگر برای خودشان ارزش قائل نشوند دیگران هم به آنها اهمیت نمی‌دهند. یعنی زنانی که برای جذب یک مرد یا حفظ او از نیازهای خودشان چشم‌پوشی می‌کنند. تمام زنانی که می‌آموزند که ساده‌دل بودن در بلندمدت، به جز ضرر چیزی عایدشان نمی‌کند. مهم‌تر از همه این کتاب برای زنانی است که از لحاظ عاطفی، ذهنی و جسمی مورد سوء استفاده قرار گرفته‌اند.

ادامه...
  • ناشر راشین
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.55 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۸۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب دختر ساده‌دل

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

بخش اول: زنان قوی ساده دل نیستند

فصل ۱: هزینه بالای بیش از اندازه ساده بودن

وقتی کسی تظاهر می کند، سرتاپایش عکس العمل نشان می دهد.

آناییس نین

آیا شما یک دختر ساده دل هستید؟ آیا دیگران اغلب از صبوری، مهربانی و سخاوت شما سوء استفاده می کنند؟ آیا همیشه از اینکه دیگران همان طوری که شما با آنها رفتار می کنید با شما رفتار نمی کنند دل شکسته می شوید؟ آیا بیش از اندازه به اطرافیان تان برای جبران اشتباهات شان فرصت می دهید؟ آیا محبت بیش از حد به اطرافیان به معضلی برای شما تبدیل شده است؟ اگر به چند مورد از این پرسش ها پاسخ مثبت داده اید، بدانید که تنها نیستید و خیلی ها مثل شما هستند. میلیون ها خانم در سراسر دنیا وجود دارند که دقیقا مثل شما فکر می کنند و احساس شما را دارند. در حقیقت بهتر بگویم: هر زنی در درون خود یک دختر ساده دل دارد. در اینجا به چند موردی که خودم شاهد آنها بودم اشاره می کنم.
نامزد مریم اتومبیلی قدیمی داشت که مرتب خراب می شد. مریم که نگران بود نامزدش هر روز با این لکنته به سر کار برود اتومبیل خودش را به او داد. او با خودش این طور حساب کرد، من که مسیرم به اندازه او طولانی نیست پس می توانم از اتوبوس استفاده کنم. یک روز که مریم با اتومبیلش به تعمیرگاه رفته بود تا ببیند احتیاج به تعویض لاستیک دارد یا نه متوجه شد که نامزدش بارها اخطارهای مربوط به تعمیر اتومبیل را دریافت کرده ولی هیچ گاه هزینه های آن را نپرداخته بود. اما این بدترین قسمت ماجرا نبود. چون مریم به جای اینکه متوجه شود که نامزدش فرد مسئولیت پذیری نیست، به او اجازه داد باز هم به همین روند ادامه دهد. نامزد مریم دو ماه بعد اتومبیل را به کلی خراب کرد و شرکت بیمه هم به اندازه ارزش همان وقت اتومبیل به مریم پول داد که برای خرید یک اتومبیل جدید اصلا کافی نبود. آیا نامزد مریم به او برای خرید یک اتومبیل جدید کمک کرد؟ خیر؛ آیا حداقل تا زمانی که مریم یک اتومبیل جدید بخرد او را به محل کارش رساند؟ خیر؛ دلیلش هم این بود که این کار موجب می شود دیر به محل کار خود برسد. مهم تر از همه، آیا مریم درباره مسئولیت ناپذیری و بی ملاحظگی نامزدش با او صحبت کرد؟ خیر.
جمشید، شوهر ماندانا خیلی دل او را می شکند. هر وقت ماندانا حتی یک کلمه را بد تلفظ کند فورا از او ایراد می گیرد یا هر وقت ماندانا نمی تواند از طرز کار وسیله جدیدی که برای خانه خریده اند سردربیاورد به او چشم غره می رود. جمشید حتی جلوی دیگران به ماندانا توهین می کند. دوستان ماندانا به او می گویند که رفتار شوهرش اصلا درست نیست اما ماندانا به آنها می گوید جمشید اصلا مرد بدی نیست اخلاقش این طور است. او می داند که جمشید واقعا عاشقش است و فقط وقتی خسته یا تحت فشار است این طور می شود.
کتایون طرز نگاه مدیرش و همچنین جوک های نامناسبی را که برایش تعریف می کند دوست ندارد. او با خودش می گوید شاید طرز پوششم غلط انداز باشد، بنابراین لباس های رسمی تری می پوشد. اما تغییری در اوضاع به وجود نمی آید. با خودش فکر می کند تا با مدیرش صحبت کند اما می ترسد که مدیر این مساله را توهین به خود تلقی کرده و اوضاع بدتر شود.
مریم، ماندانا و کتایون همه دخترانی ساده دل هستند. آنها هم مانند سایر زن ها می ترسند که با بیان خواسته هایشان به احساسات کسی لطمه بزنند یا طرد بشوند و خودشان صدمه ببینند. متاسفانه این افراد تقریبا همیشه باید بهای سکوت خود را بپردازند. مریم اتومبیلش را به خاطر یک نامزد سهل انگار و بی مسئولیت از دست می دهد؛ کتایون مورد سوء استفاده قرار می گیرد؛ و اعتمادبه نفس ماندانا همیشه تخریب می شود.
یک دختر ساده دل چه طور دختری است؟
ساده دل بودن به معنی بااخلاق بودن نیست. حتی مونیکا لوینسکی هم یک دختر ساده دل بود چون باورش شده بود بیل کلینتون واقعا دوستش دارد و هیلاری را به خاطر او طلاق می دهد. او دختر ساده دلی بود چون خواسته های کلینتون را بر خواسته های خودش ترجیح داد و حتی بعد از اینکه گیر افتادند باز هم دروغ می گفت زیرا امیدوار بود که با کلینتون ازدواج کند با وجود اینکه کاملا روشن بود که کلینتون او را ترک کرده است.
در اینجا منظورم از دختر ساده دل، دختری است که بیشتر نگران این است که مردم راجع به او چطور فکر می کنند تا اینکه خودش راجع به خود چگونه فکر می کند. بیشتر نگران صدمه ندیدن احساسات دیگران است تا اینکه به احساسات خودش فکر کند. دختر ساده دل، باگذشت است، یعنی به جای اینکه به برداشت خود از رفتار دیگران اعتماد کند سعی می کند با مثبت جلوه دادن آنها فرصتی دوباره به آنها بدهد.
در فرهنگ لغت ساده دل معادل زودباور، نجیب و خوب عنوان شده است. خُب، این توصیف کاملی از ساده دلی است. در حقیقت بسیاری از دختران ساده دل روی اینکه دیگران راجع بهشان همین طور فکر کنند خیلی حساب می کنند. اما وقتی من به کلمه ساده دل فکر می کنم معانی دیگری مثل توسری خور، منفعل، بی اراده و ریاکار به ذهنم می رسد.
دختران ساده دل، توسری خور هستند؛ زیرا همان کاری را انجام می دهند که از آنها خواسته می شود. آنها به غلط آموخته اند که خیلی راحت تر است به درخواست دیگران پاسخ مثبت دهند تا اینکه درباره آن بحث کنند. دختران ساده دل، منفعل هستند؛ آنها منتظر اتفاقات می مانند نه اینکه خودشان اتفاق ساز باشند. اغلب می ترسند حق خود را بگیرند و به راحتی می توان آنها را کنترل و از آنها سوء استفاده کرد. دختران ساده دل دختران بی اراده ای هستند، زیرا می ترسند سر حرف شان بایستند، گاهی یک حرف و گاهی حرف دیگری می زنند. آنها می خواهند همه را راضی نگه دارند به همین دلیل با یک نفر موافقت می کنند و درست در همان زمان با فرد دیگری هم که عقیده ای صددرصد مخالف دارد ابراز توافق می کنند. زیرا همیشه از ابراز احساس واقعی خود می ترسند. دختران ساده دل دختران ریاکاری نیز هستند؛ آنها مرتب در حال تظاهرند. وانمود می کنند کسی را دوست دارند که درواقع هیچ علاقه ای به او ندارند. تظاهر می کنند خیلی دوست دارند در یک مکان حضور داشته باشند در صورتیکه در حقیقت هیچ علاقه ای به آنجا ندارند.
می فهمم که دادن صفات ریاکار، توسری خور، منفعل یا بی اراده به یک شخص فقط به دلیل سادگی بیش از اندازه او اصلا خوشایند نیست. اما من در این کتاب این کار را می کنم و حتی صفت دیگری هم اضافه می کنم به نام لجبازی. بله، دختران ساده دل، لجباز هم هستند زیرا کاملا معتقدند که راه درستی را در پیش گرفته اند و فکر می کنند که این روش، روش کارآمدی است. دوست دارند فکر کنند که بالاترین اصول اخلاقی را رعایت می کنند و دیگران هم با رعایت همین اصول می توانند موفق شوند. من در این باره بسیار سخت گیر خواهم بود زیرا می دانم که برای رها شدن از ذهنیت دختر ساده دل تان، نبرد سختی را پیش رو دارید.
اما معنی این کارها این نیست که با کسانی که دچار بیماری ساده دلی هستند همدردی نمی کنم. من تمام دلایلی را که موجب بروز چنین رفتاری در شما شده است می فهمم. می دانم که تقصیر خودتان نیست. می دانم که تحت تاثیر شرایط فرهنگی، القائات والدین و تجربیات دوران کودکی، شمایی که دچار بیماری ساده دلی هستید فقط همان کاری را انجام می دهید که آموخته اید و برای انجام آن شرطی شده اید. من همه اینها را می فهمم زیرا خودم هم یک دختر ساده دل بودم.
مشکل ساده دلی تا چه اندازه بزرگ است؟
مطمئنا در این برهه از زمان این گونه زنان باید بسیار کم باشند، مگرنه؟ متاسفانه، خیر. تعداد دختران ساده دل خیلی بیشتر از چیزی است که تصورش را بکنید. حتی زنان بسیار قوی هم در درون خود نوعی دختر ساده دل دارند.
همه ما تا به حال زنان ساده دلی را دیده ایم که رفتارهای غیرقابل قبول دوستان، خانواده یا نامزدشان را با صبر و حوصله زیاد تحمل می کنند. زنانی که خیلی بیش از آنچه لازم است از خود فداکاری نشان می دهند. وقتی شخصی رفتاری بی مبالات، توهین آمیز و حتی بی رحمانه نسبت به آنها دارد به جای اینکه خشمگین شوند سعی می کنند او را درک کنند. آنها بیشتر سعی می کنند رفتار آن شخص را توجیه کنند تا اینکه با او صحبت کنند و بگویند چه رفتار ناشایستی داشته است.
اگر تعداد زنان ساده دل این قدر زیاد نبود مسلما شاهد خشونت و سوء استفاده کمتری بودیم و تعداد زنانی که شاهد آزار عاطفی، جسمی و جنسی فرزندان شان توسط شوهر یا نامزدشان هستند ولی دم برنمی آورند این قدر زیاد نبود. تعداد زنانی که اغفال شده و مورد سوء استفاده قرار می گیرند خیلی کمتر بود و ما شاهد این همه زن نبودیم که مورد آزار و سوء استفاده جنسی والدین شان قرار می گیرند.
آیا خواندن این کتاب فایده ای برای شما دارد؟
این کتاب برای تمام زنانی است که هنوز یاد نگرفته اند اگر برای خودشان ارزش قائل نشوند دیگران هم به آنها اهمیت نمی دهند. یعنی زنانی که برای جذب یک مرد یا حفظ او از نیازهای خودشان چشم پوشی می کنند. تمام زنانی که می آموزند که ساده دل بودن در بلندمدت، به جز ضرر چیزی عایدشان نمی کند. مهم تر از همه این کتاب برای زنانی است که از لحاظ عاطفی، ذهنی و جسمی مورد سوء استفاده قرار گرفته اند.
اگر در مورد ساده دل بودن خود شک دارید، پرسش های زیر می توانند به شما کمک کنند.
پرسش ها: آیا شما یک دختر ساده دل هستید؟
۱. آیا نمی توانید به راحتی حق خود را از کارکنان یک محل خدماتی مثل رستوران یا فروشگاه بگیرید؟ (مثلا، بشقاب غذا را در یک رستوران پس بدهید یا به فروشنده بگویید که کالایش را نپسندیده اید.)
۲. آیا تحت تاثیر حرف های طرف مقابل قرار می گیرید، مثلا به خاطر اینکه نمی توانید به فروشنده نه بگویید، کالایی را که لازم ندارید می خرید؟
۳. آیا همیشه نگران این هستید که مردم راجع به شما چطور فکر می کنند؟
۴. آیا برایتان مهم است که دیگران دوست تان داشته باشند؟
۵. آیا از اینکه کسی را عصبانی کنید می ترسید؟
۶. آیا بیش از اندازه معذرت خواهی می کنید؟
۷. آیا دوست یا آشنایی دارید که واقعا دوستش ندارید یا مشترکات کمی با هم دارید اما ناچار به ادامه رابطه با او هستید؟
۸. آیا اغلب به دعوت های دیگران پاسخ مثبت می دهید به خاطر اینکه نمی خواهید ناراحتشان کنید؟
۹. آیا اغلب در مقابل کمک به دیگران تسلیم می شوید زیرا احساس می کنید در صورت عدم انجام این کار آدم خودخواهی هستید؟
۱۰. آیا می ترسید در صورت عدم همکاری با دیگران، از شما متنفر شوند؟
۱۱. آیا اغلب وقتی با شما ناعادلانه رفتار می شود نمی توانید صحبت کنید و حق تان را بگیرید؟
۱۲. آیا اگر کسی شما را عصبانی یا احساسات تان را جریحه دار کرد، در گفتن این مساله به او درنگ می کنید زیرا نمی خواهید احساس بدی به او دست بدهد؟
۱۳. آیا نمی توانید به کسی که شما را ناراحت کرده است این مساله را بگویید زیرا فکر می کنید فایده ای ندارد و ممکن است باعث بروز مشکل بزرگ تری در بین شما شود؟
۱۴. آیا کسانی در زندگی شما حضور دارند که از وجود شما نفع می برند؟
۱۵. آیا همیشه تقصیرات را به گردن می گیرید زیرا نمی خواهید بحث بالا بگیرد و یا از طرد شدن و تنها شدن می ترسید؟
۱۶. آیا برای رفتارهای ناشایست دیگران دلیل می تراشید، مثلا با خودتان می گویید منظورش این نبود یا رفتار درست را بلد نیست؟
۱۷. آیا به هر قیمتی شده از بحث و گفتگو اجتناب می کنید؟
۱۸. آیا زمانی که شخصی نسبت به شما خشمگین است احساس خیلی بدی دارید؟
۱۹. آیا وقتی که دیگران می گویند یک شخص مشکل دارد باز هم به او فرصت می دهید؟
۲۰. آیا وقتی دیگران به رفتارهای ناشایست و آزاردهنده شان ادامه می دهند باز هم به آنها فرصت می دهید؟
۲۱. آیا با خودتان می گویید که نباید از رفتار یک شخص ایراد بگیرید حتی اگر خودتان قبلا بابت آن رفتار مواخذه شده باشید؟
۲۲. آیا جذب مردهای فاسد یا افرادی می شوید که سابقه خوبی ندارند؟
۲۳. آیا شدیدا بر رعایت انصاف تاکید دارید حتی اگر سایر مردم با شما با عدالت رفتار نکنند؟
اگر به بیش از دو عدد از پرسش های بالا پاسخ مثبت داده اید معلوم است که هر چقدر هم که فکر کنید جسور، موفق و خودساخته هستید، در شما نوعی دختر ساده دل وجود دارد. این کتاب به شما کمک می کند که بقایای این ساده دلی را که هنوز در شما وجود دارد بیرون بریزید.
اگر به بیش از پنج پرسش بالا پاسخ مثبت داده اید، باید در دیدگاهی که راجع به خودتان دارید تجدید نظر کنید.
اگر پاسخ شما به بیش از ده پرسش مثبت است یعنی نشانه های ساده دلی در شما به حد نهایت رسیده است و باید برای رها کردن خودتان از این عقاید منفی و غلط که کنترل زندگی شما را در دست گرفته اند به طور جدی تلاش کنید.
شما نمی توانید از عهده ساده دل بودن برآیید
چرا باید از تفکر و رفتار ساد ه دلانه خود دست بردارید؟ امروزه زنان، دیگر نمی توانند ساده دل باشند. دلیل این ادعا چیست؟ اولین و مهم ترین دلیل این است که دختران ساده دل بیش از سایر زنان از لحاظ عاطفی، جسمی و جنسی قربانی می شوند.
برای مثال کیانا دعوت مردی را که از او می خواهد بعد از پایان کار با هم به بیرون بروند می پذیرد فقط به دلیل اینکه دلش برای او می سوزد. «من او را دوست ندارم، اما او مرتبا از من می خواهد که با او بیرون بروم و من از اینکه هر دفعه به او پاسخ منفی بدهم احساس بدی دارم. او از زنان خجالت می کشد. من با خودم فکر کردم که خیلی خوب است او را برای خوردن یک غذای خانگی به منزلم دعوت کنم.» این مرد در همان شب بعد از شام سوء نیت خود را به کیانا نشان داد. کیانا نه تنها خودش را به دلیل دعوت او به خانه اش مقصر می داند، حتی این حادثه را گزارش نمی دهد. «خیلی خجالت می کشیدم، نمی خواستم همکارانم از موضوع مطلع شوند.» مشکل دیگرش این بود که هر روز می ترسید که دوباره آن مرد را ملاقات کند.
ساده دلی کیانا واقعا زندگی او را در مخاطره قرار داد. نگرانی او درباره یک شخص دیگر، موجب شد که چشمانش را در مقابل خطرات رابطه با یک فرد غریبه ببندد. دختران ساده دل، هدف افراد سوء استفاده گر هستند. زیرا آنها بیشتر به فکر دیگران هستند تا خودشان و برای اینکه به احساسات دیگران صدمه نزنند از توجه کافی به احساسات و امنیت خودشان غافل می شوند. در این مورد، کیانا به قدری غرق در سادگی اش بود که کمترین توجهی به غریزه اش نکرد و نظرات دیگران را درباره این مرد بررسی نکرد. او آن قدر نگران تصویری بود که از خودش ارائه می دهد (که خصلت رایجی در دختران ساده دل است) که مردی را که می تواند باز هم به زنان و دختران دیگر آسیب برساند به پلیس معرفی نکرد.
از آنجایی که دختران ساده دل، افراد زودباوری هستند، خیلی راحت توسط همسران شان مورد بهره برداری، خیانت و سوء استفاده قرار گرفته و رها می شوند. ثریا مدتی شک کرده بود شوهرش با زن دیگری رابطه دارد. او شب ها دیر به خانه می آمد، تمایلی به رابطه جنسی نشان نمی داد و بوی عطر ملایمی هم از لباسش به مشام می رسید. اما هر بار که ثریا این مساله را به شوهرش می گفت، او قسم می خورد که هیچ مسئله ای وجود ندارد. شوهر ثریا بسیار بی غل و غش تر از اتهاماتی که به او وارد می شد به نظر می رسید و ثریا با خودش فکر می کرد که با این کارها احساسات او را جریحه دار می کند، بنابراین با خودش می گفت: «خیلی شکاک شده ام، منصفانه نیست که وقتی هیچ مدرکی در دست ندارم او را متهم کنم» او این حرف ها را در اولین جلسه درمانی که با من داشت بیان کرد. ثریا برای چه نزد من آمده بود؟ او متوجه شده بود شوهرش نه تنها با یک زن دیگر رابطه دارد بلکه این زن فقط یکی از زنان بیشماری است که با آنها رابطه داشته است.
دخترهای ساده دل به آسانی مورد بهره کشی قرار می گیرند بدون اینکه از آنها تقدیر شود یا حقوق کافی و ترفیع لازم را بگیرند. برای مثال زهرا دو مرتبه، ترفیعی را که باید می گرفت، نگرفت. هر مرتبه هم بهانه رییسش این بود که خیلی به زهرا نیاز دارد. «من بدون تو نمی توانم کار کنم»، «تو دست راست من هستی.» آن قدر مساله مورد نیاز بودن برای زهرا مهم بود که از این موضوع غافل شده بود که رییسش از او سوء استفاده می کند. همین که این قدر مورد نیاز رییسش بود برایش کافی بود تا از او نخواهد که حقوقش را افزایش دهد.
علاوه بر بهره کشی و سوء استفاده، دلایل دیگری نیز وجود دارند تا از ساده دلی دست بردارید:
  • مردم به دختران ساده احترام نمی گذارند.
  • اگر به دیگران نگویید که چه چیزی شما را عصبانی، ناراحت و ناراضی یا ناامید می کند شانس کمی برای حل مشکل دارید.
  • اگر راجع به احساسات تان با مردم صحبت نکنید آنها نمی توانند شما را خوب بشناسند.
  • اگر احساسات تان را صادقانه به مردم نمی گویید پس فرد دروغگویی هستید.
  • فقط در صورتی می توانید از صمیمیت واقعی در روابط تان بهره ببرید که درباره احساسات تان صادق باشید.
دختران ساده دل همیشه هم ساده دل نیستند
دلیل دیگری که باید دست از سادگی بردارید این است که دختران ساده دل همیشه ساده نیستند. درواقع بعضی وقت ها می توانند کوته فکر باشند و پشت سر مردم غیبت کنند زیرا از اینکه مسائل را پیش روی آنها مطرح کنند می ترسند. آنها به شکل منفعلانه ای پرخاشگر هستند یعنی وقتی از کسی عصبانی می شوند در پیش رویش لبخند زده و وانمود می کنند همه چیز رو به راه است ولی پشت سرش سعی می کنند از او انتقام بگیرند. ببینید که چگونه بعضی از زنان و دختران پشت سر هم غیبت و شایعه پراکنی می کنند.
جنس زن طوری است که بیشتر به همکاری و ارتباط اهمیت می دهد تا مواجهه و غلبه کردن، بنابراین همین مساله موجب می شود که خشمش را به طور مخفی ابراز کند. راشل سیمونز نویسنده کتاب وصله ناجور بعد از مصاحبه با سیصد دختر درمی یابد که دختران خشم خود را به طور پنهانی ابراز می کنند. شاید دخترها به اندازه پسرها به طور فیزیکی با هم درگیر نشوند ولی اغلب زورگویی های مخرب تری در بین آنها اتفاق می افتد. این رفتار به شکل ناسزاگویی، حرف های نیشدار، نگاه های ناجور، غیبت کردن و شایعه پراکنی بروز می کند. از آنجایی که برقراری و حفظ رابطه برای زنان خیلی مهم است، نهایی ترین شکل انتقام یا تنبیه در بین آنها، طرد شدن از گروه است. در برخی از فرهنگ ها از جمله خاورمیانه، زنان شیوه های سخت گیرانه و در عین حال غیرتهاجمی مثل چشم غره رفتن، قرار دادن بدن در وضعیت های خاص و سکوت را به عنوان ابزارهایی برای نشان دادن قدرت شان به کار می برند.
دختران ساده دل در برخی موارد در زندگی خود بیش از اندازه خوب هستند ولی در موارد دیگری چندان هم خوشایند نیستند. برای مثال با رفتارهای غیرقابل قبول نامزد یا دوستان خود کنار می آیند اما با فرزندان خود خشمگین، غیر منطقی و ناشکیبا هستند. برخی در محل کار کم توقع و در منزل گستاخ و پرتوقع هستند. دختران ساده دل اغلب آن قدر با رفتارهای غیرقابل قبول همسرشان کنار می آیند که سرانجام از کوره در می روند. اینجاست که به شدت احساس گناه کرده و مرتب معذرت خواهی می کنند و سعی می کنند با محبت بیش از اندازه به شخص مقابل، این رفتار را جبران کنند.

نظرات کاربران درباره کتاب دختر ساده‌دل

کتاب خیلی خوبی اه و دیدگاه هاش به فرهنگ ما نزدیک است و کتاب به صورت دسته بندی واقعیتها رو نشون میده
در 1 ماه پیش توسط sar...4kh