Loading

چند لحظه ...
کتاب غریبه‌ای در خانه

کتاب غریبه‌ای در خانه

نسخه الکترونیک کتاب غریبه‌ای در خانه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

معرفی کامل کتاب غریبه‌ای در خانه را رایگان بشنوید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۶,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب غریبه‌ای در خانه

«او مال این محله نیست.

در پشتی رستوران متروکه را پشت سرش میکوبد. درون تاریکی سکندری می‌خورد- بیشتر چراغ‌های خیابان سوخته یا شکسته‌اند- نفس‌نفس میزند؛ مانند حیوانی ترسیده به سمت محل پارک خودرواش می‌دود اصلاً نمی‌داند چه‌کار میکند. در خودرو را باز می‌کند. طبق عادت، کمربندش را میبندد. از محل پارک خودرو که خارج می‌شود صدای کشیده شدن لاستیک‌های خودرو بر روی آسفالت را می‌شنود. بدون آنکه سرعتش را کم کند، بیمحابا به داخل خیابان می‌رود. چیزی در کنار فروشگاه آن سمت خیابان نگاهش را جلب می‌کند. به چهارراه نزدیک می‌شود، وقتش را ندارد که بیشتر توجه کند. بی‌هیچ فکری، سرعتش را زیاد و چراغ قرمز را رد می‌کند.» اینها جملاتی است که شاری لاپنا رمان غریبهای در خانه را با آن آغاز کرده است. خالق رمانهای معمایی «مهمان ناخوانده» و «زن همسایه» رمان دیگری که نوشته است که توانست مانند کتابهای دیگرش در فهرست پرفروشترینهای نیویورک‌تایمز قرار بگیرد.

درباره کتاب غریبه‌ای در خانه اثر شاری لاپنا

غریبهای در خانه با عنوان اصلی «A stranger in the house» سال 2017 در کانادا منتشر شد. داستانی معمایی که پیچیدگی و هوش نویسندهاش را در خود نمایان کرده است. این رمان با لحنی ساده و روان نوشته شده است و هیچ عنصر عجیب‌وغریبی ندارد. شاری لاپنا این داستان را از زبان سوم شخص نوشته است و هر بخش آن را از ذهن و نگاه یکی از شخصیتهای داستان روایت کرده است. گاهی در ذهن کرن کراپ است، گاهی در ذهن همسرش تام، گاهی از نگاه بازرسان پلیس به مسئله نگاه کرده و گاهی هم به ذهن بریجید، زن همسایه نفوذ کرده است. شاری لاپنا مانند عروسک‌گردان و کارگردانی ماهر عناصر داستانش را کنار هم قرار داده و رمانی لذت‌بخش خلق کرده است که پایان آن را هرگز نمیتوانید تصور کنید.

خلاصه داستان غریبه‌ای در خانه

غریبهای در خانه داستان زنی خانه‌دار و آرام به نام کرن از طبقهی مرفه است که در یک خانهی زیبا زندگی میکند و همراه همسرش زندگی آرامی دارد؛ اما این آرمش با توفانی عجیب مواجه میشود. شبی تام، همسر کرن به خانه میآید و متوجه میشود همسرش درحالی‌که هیچ‌کدام از وسایلش را برنداشته و در خانه را هم قفل نکرده است با ماشین‌ خانه را ترک کرده و هیچ یادداشتی هم از خود نگذاشته است. هم‌زمان پلیس در آن‌سوی شهر جایی که محلهی مناسبی برای زنی مثل او به‌حساب نمیآید گزارشی از یک تصادف دریافت میکند. زنی که هیچ مدرک شناساییای همراهش ندارد با سرعتی دیوانه‌وار رانندگی میکرده و پس از رد کردن دو چراغ‌قرمز ماشینش را به تیر چراغ‌برق کوبیده است. هم‌زمان تام پس از تماس با دوستان همسرش با پلیس تماس میگیرد تا گم‌شدن همسرش را گزارش دهد. چند لحظه بعد پلیس در خانه میآید و معلوم میشود کرن تصادف کرده است. او از تصادف زنده بیرون میآید، اما اتفاق عجیبی افتاده او هیچ‌چیز از تصادف به خاطر نمیآورد و برای خودش، همسرش و پلیس سؤال است که او در آن منطقه از شهر چه میکرده؟ اما اتفاقات پیچیده‌تر از این حرفهاست. پایین‌شهر چند پسر جوان جنازهی مردی را پیدا میکنند که در رستورانی متروک افتاده است. مردی که سه گلوله به او شلیک‌شده است، اما چه ارتباطی بین تصادف کرن و قتل مرد وجود دارد؟

در بخشی از کتاب غریبه‌ای در خانه می‌‎خوانیم

بعدازظهر تام، کرن را از بیمارستان به خانه برد. از روز تصادف سه روز گذشته بود. به‌آرامی و با دقت رانندگی می‌کرد که مجبور نباشد جایی محکم بر روی پدال ترمز بزند. کرن نیز بیرون از پنجره را نگاه می‌کرد. خیلی خوشحال بود. با لذت به تام هنگام رانندگی نگاه می‌کرد. از فشاری که تام به فکش می‌داد می‌فهمید که استرس دارد، اما وانمود می‌کرد همه‌چیز روبه‌راه است.

سرانجام به خیابان کوچک محله‌ی خود رسیدند. تام در محل پارکینگ خانه ایستاد. خیلی خوب بود که پس از چند روز از بیمارستان بیرون آمده و به خانه برمی‌گشت. عاشق رشد درخت‌های اینجا بود.

اینجا از ازدحام شهری خبری نبود. خانه‌ها جدید، گران‌قیمت بودند و زیاد به هم نزدیک نبودند. محوطه‌ی سبز قشنگی داشتند. باغش را خیلی دوست داشت. همه‌ی گل‌های ادریسی درآمدند و حسابی آن را زیبا کردند.

هردو برای دقیقه‌ای در کنار هم ساکت نشستند و به صدای خنک شدن موتور گوش می‌کردند. تام دستش را بر روی دست او گذاشت. کرن به‌آرامی از خودرو پیاده شد.

به درون خانه رفتند؛ کرن برگشت تا در را ببندد که تام دسته‌کلیدش را بر روی میز کنار در پرت کرد. شقیقهی کرن تیر کشید. لحظه‌ای چشم‌هایش را بست و دستش را به دیوار تکیه داد.

تام با ناراحتی پرسید: «ببخشید! حالت خوبه؟ نباید اون کار رو می‌کردم.»

کرن گفت: «خویم. فقط کمی سرم گیج می‌ره.» صداهای بلند. نور تند چراغ و حرکت‌های تند اذیتش می‌کرد. مغزش به زمان نیاز داشت تا بهتر بشود. پس از لحظه‌ای، وارد اتاق نشیمن شد. از رنگ گرم خاکستری و سفید مبلمان لذت می‌برد. کاناپه‌ی سفید رو به شومینه و جلوی کاناپه. یک میز صفحه شیشه‌ای مربع و بزرگ که چند دکوری عتیقه و زیبا بر روی آن قرار داشت. بالای آتشدان؛ یک آینهی بزرگ و چند تا قاب عکس از عکس‌های دونفری آنان بود. مبل‌های خاکستری در کنار سفیدی کاناپه؛ با چند کوسن صورتی و سبز ملایم جلوه‌ای قشنگ داشت. بقیه‌ی فضای سالن روشن و تمیز و برای او کاملا آشنا بود. انگاری که چند روز گذشته اصلاً اتفاقی نیفتاده است. به سمت پنجره بزرگ سالن رفت و نگاهی به بیرون انداخت. خانه‌های اطراف نیز زیبا بودند.

برگشت و به دنبال تام به آشپزخانه رفت...

درباره شاری لاپنا

شاری لاپنا نویسندهی زن کانادایی خالق رمانها جذاب رازآلود است. او سال 1960 در کانادا به دنیا آمده و پیش از آنکه به‌عنوان نویسنده مشغول به کار شود، مشاغلی مانند وکالت و معلمی زبان انگلیسی را بر عهده داشته است.

شاری لاپنا اولین کتابش به نام «things go flying» را سال 2008 منتشر کرد که یک سال بعد برندهی جایزهی سانبرست شد. او رمان دومش با نام «اقتصاد خوشبختی» را هم سال 2012 نوشت که برای جایزهی «استفن لیکاک» نامزد شد؛ اما کتابی که او را سر زبانها انداخت و به نویسندهای مشهور در ژانر معمایی تبدیل کرد رمان «the couple next door» بود که در ایران به نام «زن همسایه» ترجمه شده است. این رمان همان سال به یکی از پرفروش‌ترین رمانهای آمریکا و کانادا تبدیل شد و به زبانهای مختلف برگردانده شد. پس‌ازآن او رمانهای غریبهی در خانه و مهمان ناخوانده را نوشت. مهمان ناخوانده توانست در هفته‌های آغازین پس از انتشار در صدر فهرست پرفروشترین کتابهای نیویورک‌تایمز قرار بگیرد.

شاری لاپنا رمانهایی دلهره‌آور مینویسد. داستانهای او خارقالعاده و عجیب غریب نیستند تنها پر از ظرافتهای روانکاوانهای هستند که به ذهن مخاطب هم خطور نمیکند. توجه به جزئیات، مرور گذشتهی شخصیتها و ایجاد پیچیدگیهای جذاب و آمیختن وقایع به هم از ویژگیهای قلم اوست. او را یکی از بهترین نویسندگان معمایی قرن حاضر میدانند.

آخرین کتاب شاری لاپنا «کسی که میشناسیم» نام دارد و سال 2019 منتشرشده است. این کتاب نیز مانند کتابهای قبلی با استقبال بسیار خوبی مواجه شد. درمجموع داستانهای لاپنا تا کنون به بیش از 35 ز زبان ترجمه و در سراسر دنیا توجه علاقه‌مندان را به دست آورده است. مخاطبان رمان‌های پلیسی و معمای منتظرند ببینند شاری لاپنا دیگر چه داستان فوق‌العاده‌ای در ذهن دارد تا برایشان تعریف کند.

ترجمه کتاب غریبه‌ای در خانه به فارسی

کتابهای شاری لاپنا در ایران نیز مانند دیگر نقاط دنیا ترجمه و منتشر شده است. عباس زارعی غریبهای در خانه را مانند آثار دیگری از این نویسنده سال 97 برای نشر آموت به فارسی برگرداند. ترجمهی دیگر این کتاب را فرانک سالاری انجام داده که نشر البرز آن را روانهی بازار کتاب ایران کرده است.

این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟

شاری لاپنا داستانی معمایی و سرشار از اتفاقات جذاب نوشته است. داستانی هیجان‌انگیز و پر از فرازوفرود. ماجرایی که پیچیدگیهای زیادی دارد و ذهن خواننده را هم همراه افسران پلیس داستان، درگیر معمای پیچیدهای میکند که از هر زاویهای به شکلی درمی‌آید. داستانی که تکههای آن مانند یک پازل هزار تکه با دقت و ظرافت کنار هم چیده شدهاند و کوچک‌ترین حرکت شخصیتهای داستان همه‌چیز را تغییر میدهد. داستانی جذاب و دلهره‌آور که برای هرکسی که اندک علاقهای به داستانهای معمایی و پلیسی داشته باشد بسیار جذاب و نفسگیر خواهد بود.

آنچه در بالا خواندید بررسی و نقد کتاب غریبهای در خانه اثر شاری لاپنا با ترجمهی فرانک سالاری است. خرید و دانلود کتاب الکترونیکی این اثر در همین صفحه ممکن است.

 

.

 

مشخصات کتاب غریبه‌ای در خانه

نظرات کاربران درباره کتاب غریبه‌ای در خانه

با تشکر از فیدیبو .باکتابی جذاب و خواندنی روبرو هستیم ،که با خواندن نمونه متوجه این موضوع میشوید ،اما روی سخنم با برخی دوستان کتابخوانه..که متأسفانه بجای اظهارنظر در خصوص کتاب یا ارائه نقد ،از متن و شرح داستان مینویسند و گاها قسمت مهم داستان رو لو میدهند،این کار غیرحرفه‌ای و نوعی بی اخلاقی بوده و یا شاید هم ناشیانه می‌باشد ،بحرحال خواهشمندم با درک این نکته که عزیزانی دیگری مثل ما قصد مطالعه کتاب را دارند ضمن احترام به خوانندگان و ناشر و...،جانب احتیاط در نظر دادن رعایت کنند . تا دیگر کسی با ترس لو رفتن داستان به بخش نظرات نرود...با تشکر
در ۱ سال پیش توسط وحید امرودی ( | )
کتتب قبلی اش هم عالی بود
در ۱۲ ماه پیش توسط مينا نظيفي ( | )
فوق العاده
در ۱۲ ماه پیش توسط مينا نظيفي ( | )
پایان داستان در واقع گویی شروع داستان دیگه ای بود! کتابای شاپنا کشش زیادی دارن.طوری ک وقتی مشغول خوندن کتاب میشی یهو میبینی کلی جلو رفتی.طوری ک انگار داری فیلم سینمایی میبینی
در ۱ سال پیش توسط Missy ( | )
جالب بود.پایانش هم حالت تعلیقی داشت
در ۲ سال پیش توسط شیرین آزاد ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • بعدی ›
  • آخرین ››