Loading

چند لحظه ...
کتاب رستاخیز شیطانی

کتاب رستاخیز شیطانی
نبرد با شیاطین - کتاب ششم

نسخه الکترونیک کتاب رستاخیز شیطانی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۵,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب رستاخیز شیطانی

هیولایی شبیه به عقربی غول‌پیکر، نیش‌هایش را درون چشمان یک زن فرو ‌کرد. همین‌که چشم‌های زن از حدقه خارج ‌شد، تخم‌هایش را درون کاسه‌ی خالی‌شده‌ی و خونی او تف کرد. سپس با چشمان نیمه‌انسانی به تخم‌هایی که در حال شکستن بودند و کرم‌هایی که با ولع در حال لولیدن روی گوشت‌های زن بودند، خیره ‌شد. هیولای دیگر شبیه به خرگوشی بانمک بود؛ با این تفاوت که یک برآمدگی کریه پشتش قرار داشت و روی یک مرد و دو بچه‌اش بالا ‌آورد. مواد بیرون‌آمده یک مایع اسیدی بود که جلزوولزکنان تا مغز استخوان‌هایشان را حل می‌کرد. یکی دیگر از نوچه‌های شیطان به دنبال یکی از مهمانداران هواپیما ‌دوید. بدنش به اندازه‌ی یک پسربچه‌ی نوپا ولی سرش از یک فرد بالغ بزرگ‌تر بود. به جای مو روی سرش شپش‌های زنده در هم می‌لولیدند و در حفره‌ای که جای چشمانش بود، دو گلوله‌‌ی آتشین جای گرفته بود. دو دهان اضافی هم در کف دستانش داشت و همان‌طور که دنبال مهماندار می‌دوید دندان‌های هر دو دستش را مشتاقانه با سرعت باز و بسته می‌کرد. همه‌ی مردم داخل هواپیما جیغ می‌کشیدند؛ البته به‌جز آنهایی که قبلاً مُرده بودند و تمام اینها در گوش ارباب شیطانی، لرد لاس، حکم یک موسیقی را داشت. او بین راهروی هواپیما، با لبخندی نفرت‌انگیز در هوا شناور بود. چشمان قرمزش به نقطه‌ای دور خیره شده بود و چند تا از بازوان هشت‌گانه‌اش با ریتم جیغ‌ها، همانند رهبر ارکستر حرکت می‌کرد اما بعد نگاهش را برگرداند و به من خیره ‌شد...

ادامه...

مشخصات کتاب رستاخیز شیطانی

بخشی از کتاب رستاخیز شیطانی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب رستاخیز شیطانی

درست زمانی که گرابز فکر میکند کار برایش تمام شده و توسط لرد لاس گرفتار شده برانابوس او را نجات میدهد. او همه چیز را برای جادوگر تعریف میکند. بعد مدتی یادش میاید که چیزی را از قلم انداخته روح دختری که در غار دیده بود که با او حرف میزد. وقتی برانابوس حرف های دختر را ترجمه میکند به حقیقت تلخی میرسد شهر گرابز توسط شیاطین تسخیر شده و تمامی دوستان و آشناهای او به قتل رسیده اند. مریدان باید مبارزه کنند. نبرد دارد به ضرر مریدان تمام میشود که معادله ها به هم میریزند توسط قطعه آخر کا-گاش
در ۲ سال پیش توسط wintor ( | )
۴تا کتاب اول داستان هاشون باهم فرق ولی از کتاب پنچم به بعد خییللیی جالب میشه
در ۳ هفته پیش توسط مهدی ( | )
جذاب و خواندنی مثل جلدهای قبل . پایانی که شروع یه عالمه سوال و سفری دیگه به دنیای شیاطین
در ۱۱ ماه پیش توسط نغمه جودی ( | )
به خوبی بقیه قسمتها
در ۱ سال پیش توسط سیامک رهبری ( | )