فیدیبو نماینده قانونی نشر ایران‌بان و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب چطور مثل فروید فکر کنیم؟

کتاب چطور مثل فروید فکر کنیم؟

نسخه الکترونیک کتاب چطور مثل فروید فکر کنیم؟ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب چطور مثل فروید فکر کنیم؟

«فروید در واقع یک رمان نویس بود که توانمندی‌هایی هم در زمینه‌های علمی داشت. جالب این است که خود او هم نمی‌دانست بیش از این که یک دانش‌پژوه باشد،یک رمان‌نویس خبره است!... هیچ‌یک از روانکاوان پس از او نیز این را نمی‌دانستند.» فروید به معنای واقعی یک بت‌شکن بود. او تمام فرضیه‌هایی را که در ارتباط با آشفتگی‌ها و نابه‌سامانی‌های روانی تا زمان او «اصول مسلم»، «خدشه‌ناپذیر» و «دانش محض» انگاشته می‌شد، به چالش کشید و تلاش کرد علت هرگونه عدم تعادل روانی را در انسان‌ها بیابد. او یک «دگراندیش» بود. سر نترسی هم داشت. فروید با به ‌اصطلاح «نخبگان» و روشنفکران ازخودراضی که گمان می‌کردند در تمام زمینه‌ها حرف آخر را زده‌اند، در می‌افتاد و اِبایی نداشت که با آنان به بگومگوهای رو در رو بپردازد. علاوه بر آن، تأثیر اندیشه‌های او به حوزه‌ی روح و روان انسان محدود نمی‌شد و نشد. اگر حتی در حال حاضر نگاهی به فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی، تئآتر، به موسیقی، به ادبیات و حتی به آنچه در مدرسه‌های ما تدریس می‌شود، بیندازیم، نمی‌توانیم آثار اندیشه‌ها و نظریه‌های او را نادیده بگیریم. ما هم اکنون حتی در گفتگوهای معمولی خود از اصطلاحات یا مواردی نظیر ناخودآگاه، «زیست‌مایه»(۳)، میل کودک به مکیدن پستان مادر یا پستانک و غیره استفاده می‌کنیم. نباید فراموش کرد که فروید برای اولین بار و جسورانه از این مفاهیم سخن گفت و به تبیین آنها پرداخت. البته اگر کمی تخصصی‌تر به مفاهیمی که فروید در محافل علمی مطرح می‌کرد بنگریم، باید به اصطلاحات یا مفاهیمی مانند عقده‌ی اُدیپ، تمایلات هم‌جنس‌گرایانه در زنان و مردان، عقده‌ی ویژه‌ی زنان به خاطر نداشتن آلت جنسی بزرگ و برجسته، «تخت (یا نیمکت) مخصوص روانشناسی» و نظایر آنها نیز اشاره کنیم.

ادامه...
  • ناشر نشر ایران‌بان
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.94 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۳۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب چطور مثل فروید فکر کنیم؟

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



وقایع مهم در زندگی زیگموند فروید(۱۹)

۱۸۵۶:در ۶ ماه مه زیگموند فروید در شهر فرایبِرگ(۲۰) که در آن زمان در منطقه ای به نام موراویا(۲۱) در امپراتوری اتریش قرار داشت، به دنیا آمد.
۱۸۶۰: خانواده ی فروید پس از یک اقامت کوتاه در شهر لایپزیگ(۲۲)، به وین (۲۳)پایتخت اتریش نقل مکان کرد.
۱۸۶۵: زیگموند تحصیلات ابتدایی و رسمی خود را در مدرسه ای که در آن زمان «مدرسه ی محله ی لئوپولد در وین(۲۴)» نامیده می شد، آغاز کرد.
۱۸۷۳: فروید در دوره ای آموزشی که طی آن «نظریات گوته درباره ی طبیعت» تدریس می شد، شرکت کرد. او تصمیم گرفت که در رشته ی پزشکی به تحصیل بپردازد.
۱۸۷۶: زیگموند کار خود را در «آمایشگاه ارنست بروکه(۲۵)»آغاز کرد.
۱۸۸۱: فروید پس از هشت سال کار مداوم و تحقیق پیگیر، موفق به اخذ دکترای پزشکی شد.
۱۸۸۲: مارتا برنِیز (۲۶)موافقت کرد که با زیگموند ازدواج کند.
۱۸۸۳: فروید شغلی در «درمانگاه روانی تئودور مِینرت»(۲۷) پیدا کرد و در آن درمانگاه مشغول به کار شد.
۱۸۸۴: زیگموند پژوهشی را درباره ی اثر پزشکی کوکائین بر روی انسان آغاز کرد.
۱۸۸۵: ژان مارتن شارکو(۲۸) در بیمارستان سالپِتریر(۲۹) پاریس روش «خواب مصنوعی» (هیپنوتیزم) را برای درمان ناراحتی های روانی به فروید آموخت.
۱۸۸۶: فروید برخی از روش های «خوددرمانی» را در مورد ناراحتی های روانی بر روی خود مورد آزمایش قرار داد. در همین سال او با مارتا بِرنِیز ازدواج کرد.
۱۸۸۷: مارتا اولین فرزند خود را که یک دختر بود و نام او را ماتیلدا(۳۰) گذاشتند، به دنیا آورد. در همین سال روابط دوستانه ی فروید با ویلهلم فلیس(۳۱) آغاز شد.
۱۸۸۹: دومین فرزند فروید، که یک پسر بود و نام او را جین- مارتین(۳۲) گذاردند، به دنیا آمد.
۱۸۹۱ :فروید اولین کتاب خود را تحت عنوان «درباره ی زبان پریشی» (۳۳)منتشر کرد. دومین پسر فروید که نام اُلیویه(۳۴) را برای او انتخاب کردند، متولد شد.
۱۸۹۲: سومین پسر فروید نیز که نامش ارنست(۳۵) شد، به دنیا آمد.
۱۸۹۳: این بار همسر فروید یک دختر به دنیا آورد و نام سوفی(۳۶) برای او انتخاب شد.
۱۸۹۵: فروید و جوزف برووِر(۳۷) به طور مشترک کتابی به نام «مطالعاتی درباره ی هیستری (تشنج های عصبی)(۳۸)» منتشر کردند. فروید صاحب دختر دیگری به نام آنا(۳۹) شد.
۱۸۹۶: یاکوب(۴۰) پدر فروید درگذشت. فروید در این سال برای اولین بار از واژه ی «روانکاوی(۴۱)» استفاده کرد.
۱۸۹۷: فروید اعلام کرد که طی یک دوره ی سه ساله به روانکاوی بر روی خود خواهد پرداخت.
۱۸۹۹: کتاب معروف فروید تحت عنوان «تفسیر خواب(۴۲)»منتشر شد.
۱۹۰۰: درمان روان پریشی «دورا(۴۳)» به عنوان یک «موردپژوهی» توسط فروید آغاز شد.
۱۹۰۲: فروید «انجمن روانشناسی چهارشنبه ها(۴۴)» که هر هفته در روز چهارشنبه در خانه ی او جلسه ای برگزار می کرد را بنیان نهاد.
۱۹۰۴: فروید نامه نگاری های خود را با اُیگِن بلولر(۴۵) آغاز کرد.
۱۹۰۵: فروید سه کتاب را تحت عنوان های «لطیفه ها و رابطه ی آنها با ناخودآگاه انسان(۴۶)»، «سه جستار درباره ی گرایش های جنسی(۴۷)» و «بخشی از یک موردپژوهی درباره ی هیستری(۴۸)»که کتاب آخر در واقع اشاره ای بود به مورد «درمان دورا»، منتشر کرد.
۱۹۰۷: فروید برای اولین بار با کارل یونگ ملاقات کرد.
۱۹۰۸: اولین کنگره ی بین المللی «روانکاوی» در سالزبورگ اتریش برگزار شد.
۱۹۰۹ :اثری از فروید تحت عنوان «تجزیه و تحلیل ترس در مورد یک پسربچه ی پنج ساله معروف به"هانس کوچولو"» (۴۹) منتشر شد. همچنین، فروید نوشته ای تحت عنوان «یادداشت هایی درباره ی موردی از وسواس پریشی(۵۰)» (که فروید از بیماران مبتلا به این اختلال روانی تحت عنوان «موش مَرد»(۵۱) یاد می کرد) را منتشر کرد. در همین سال فروید همراه با یونگ و سَندور فرینچی (۵۲)به آمریکا سفر کرد.
۱۹۱۰: «انجمن بین المللی روانکاوی»(۵۳) تاسیس شد. در همین سال کتاب «لئوناردو داوینچی و خاطراتی از دوران کودکی او»(۵۴) از فروید به چاپ رسید.
۱۹۱۱: مشاجره ای بین فروید و آلفرد آدلر(۵۵) درگرفت.
۱۹۱۲: مجله ی «ایماگو»(۵۶) انتشار خود را آغاز کرد. در همین سال فروید با ویلهلم اشتکل(۵۷) اختلاف نظر پیدا کرد.
۱۹۱۳: کتاب معروف فروید تحت عنوان «توتِم و تابو»(۵۸) منتشر شد.
۱۹۱۴: کتاب های«تندیسی که میکل آنجلو از موسی ساخت»(۵۹)، «مقدمه ای بر "خودشیفتگی"»(۶۰) و «درباره ی تاریخ جنبش روانکاوی»(۶۱) از فروید منتشر شدند. یونگ با فروید قطع رابطه کرد. جنگ جهانی اول آغاز شد.
۱۹۱۵-۱۹۱۷: فروید در دانشگاه وین در چند جلسه «سخنرانی های مقدماتی»(۶۲)خود را انجام داد که بعدا متن آنها به صورت کتابی منتشر شد.
۱۹۱۷: کتاب دیگری از فروید تحت عنوان «سوگواری و مالیخولیا»(۶۳) انتشار یافت.
۱۹۱۸: باز هم کتاب دیگری از فروید به نام «درباره ی تاریخ موردی از روان پریشی در دوران کودکی»(۶۴) به چاپ رسید. (در این کتاب زیگموند به ویژه درباره ی یکی از بیمارانش که لقب «گُرگ مرد»(۶۵) را به او داده بود، سخن گفت.)
۱۹۲۰: کتاب فروید تحت عنوان «در آن سوی اصل رضایت»(۶۶) که در آن مقدمه ای درباره ی «غریزه ی مرگ»(۶۷) نیز نوشته بود، منتشر شد. در همین سال سوفی دختر فروید فوت کرد.
۱۹۲۱: کتاب «گروه روانشناسی و تجزیه و تحلیل "من" در روانکاوی»(۶۸) منتشر شد.
۱۹۲۳: پزشکان تشخیص دادند که فروید دچار سرطان فک و دهان شده است. نوه ی فروید که هاینس(۶۹) نام داشت، درگذشت. کتاب «"من" و "او"»(۷۰) از فروید منتشر شد.
۱۹۲۵: فروید کتاب «مطالعه ای درباره ی زیست نامه ی خودم»(۷۱) را منتشر کرد.
۱۹۲۷:کتاب «آینده ی یک گمانه زنی»(۷۲) از فروید انتشار یافت.
۱۹۳۰: کتاب دیگری تحت عنوان «نارضایی از تمدن»(۷۳) از فروید منتشر شد. آمالیا (۷۴)مادر فروید از دنیا رفت.
۱۹۳۳: کتاب «رساله ی مقدماتی نوین درباره ی روانکاوی(۷۵)» به چاپ رسید. فروید نامه ای به آلبرت انشتین با عنوان «چرا جنگ؟(۷۶)»نوشت. نازی ها آثار فروید را در انظار عمومی به آتش کشیدند.
۱۹۳۸: هیتلر اتریش را رسما ضمیمه ی آلمان کرد. نازی ها به دفتر «انجمن روانکاوی وین» حمله کردند. آنا دختر فروید توسط گشتاپو بازداشت شد. فروید و خانواده اش به لندن مهاجرت کردند.
۱۹۳۹: زیگموند فروید در ۲۳ سپتامبر از این دنیا رفت. در همین سال کتاب او تحت عنوان «موسی و یکتاپرستی(۷۷)» منتشر شد.
۱۹۴۰: کتاب نیمه تمام «خطوط کلی روانکاوی(۷۸)» از فروید تکمیل و منتشر شد.
۱۹۵۱: مارتا همسر فروید نیز درگذشت.

برای دست یابی به بصیرت و توانمندی زودتر اقدام کن!

«کسی که از محافظت و محبت بی دریغ مادر خود برخوردار می شود، در تمام عمر خود احساس سرافرازی و اعتماد به نفس می کند، احساسی که باعث می شود او در اغلب کارهایی که انجام می دهد به کامیابی دست یابد.»
زیگموند فروید، ۱۹۱۷

در ششم ماه مه ۱۸۵۶ زیگیزموند اشلومو فروید(۷۹) در شهر فرایبِرگ که در آن زمان در منطقه ای به نام موراویا در امپراتوری اتریش- مجارستان قرار داشت، به دنیا آمد. (فرایبرگ در حال حاضر شهری است به نام «پریبور»(۸۰) در جمهوری چک.) زیگیزموند را از همان ابتدا «زیگموند» که کمی ساده تر هم بود صدا می کردند. او اولین فرزند یاکوب فروید، یک تاجر نسبتا موفق پشم، و همسرش آمالیا ناتانزون(۸۱) بود. یاکوب و آمالیا اختلاف سن زیادی داشتند. یاکوب قبلا هم ازدواج کرده بود و از همسر پیشین خود دو فرزند داشت و آمالیا هم شش فرزند دیگر برای او به دنیا آورد.
زیگموند را زمانی که هنوز کودک بود «زیگی»(۸۲) صدا می کردند. تنها یک سال پس از او مادرش پسر دیگری به دنیا آورد که نام او را «یولیوس»(۸۳) گذاشتند. یولیوس از همان آغاز کودکی به برادر بزرگ ترش که محبوب خانواده بود، حسودی می کرد. اما «زیگی» برادرش را دوست داشت و وقتی یولیوس در سال ۱۸۵۸ در اثر بیماری درگذشت، بسیار ناراحت شد و تا چند سال احساسی آمیخته از غم و نوعی احساس گناه رهایش نمی کرد. با این حال، زیگموند به طور کلی از زندگی زمان کودکی خود راضی بود و او در سال ۱۹۳۱ درباره ی زندگی خود در فرایبِرگ چنین نوشت: «از یک چیز مطمئنم و آن این که من در فرایبِرگ دوران خوش و لذت بخشی داشتم. مادرم جوان بود و از همه نظر به من می رسید. خاطره ی آن روزها، خاک و هوای شهری که در آن زندگی می کردم و دوران خوشی کودکی ام را هرگز فراموش نمی کنم.»

نظرات کاربران درباره کتاب چطور مثل فروید فکر کنیم؟