فیدیبو نماینده قانونی انتشارات صابرین و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب کلیدهای آموزش و مراقبت از سلامت جنسی در کودکان و نوجوانان

کتاب کلیدهای آموزش و مراقبت از سلامت جنسی در کودکان و نوجوانان

نسخه الکترونیک کتاب کلیدهای آموزش و مراقبت از سلامت جنسی در کودکان و نوجوانان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب کلیدهای آموزش و مراقبت از سلامت جنسی در کودکان و نوجوانان

نقش والدین در شکل‌دهی متعادل و پایدار «هویت جنسی» فرزندان، یکی از مهم‌ترین، دشوارترین و درعین‌حال، ظریف‌ترین مداخله‌گری‌های تربیتی است که سهم بزرگی در آینده کودکان ــ یعنی زمانی که خود در نقش پدر یا مادر ظاهر می‌شوند ــ دارد. آشنایی والدین با مراحل رشد جنسی کودکان و چگونگی برخورد مناسب و سازنده با نیازها و ویژگی‌های روان‌شناسی و زیست‌شناختی آنان می‌تواند سلامت جنسی کودکان را در مراحل بعدی تأمین کند. آموزش‌های زودرس، شتاب‌زده و ناشیانه مسائل جنسی به کودکان، همان اندازه آسیب‌زا خواهد بود که اگر این آموزش‌ها با تأخیر، پنهان‌سازی و یا نادیده گرفتن همراه باشد. از همان نخستین روزهای زندگی، کودک نشانه‌هایی از لذت جسمانی را از خود نشان می‌دهد و اگر این احساس طبیعی به شکل سالم و متعالی هدایت شود، سازه‌های اصلی بهداشت روانی از نظر ارضای متعادل غرایز جنسی در دوره نوجوانی به‌درستی تشکیل خواهد شد. اگر والدین به سؤالات و کنجکاوی‌های جنسی کودکان واکنش‌های مناسب، طبیعی و متناسب با ظریفت و ادراک شناختی آن‌ها ــ به دور از مخفی‌کاری و سرکوب ــ داشته باشند، خطر منحرف شدن ذهن کودکان نسبت به مسائل جنسی، کاهش می‌یابد، چراکه کنجکاوی کودک در ابتدا صرفا جنبه شناختی دارد، اما اگر برخورد والدین با سرکوب و ممنوعیت همراه شود، ممکن است که این کنجکاوی معمولی و شناختی، جنبه جنسی پیدا کرده و نهایتا زمینه‌های انحراف اخلاقی را در آن‌ها به‌دنبال داشته باشد.

ادامه...

بخشی از کتاب کلیدهای آموزش و مراقبت از سلامت جنسی در کودکان و نوجوانان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

نقش والدین در شکل دهی متعادل و پایدار «هویت جنسی» فرزندان، یکی از مهم ترین، دشوارترین و درعین حال، ظریف ترین مداخله گری های تربیتی است که سهم بزرگی در آینده کودکان ــ یعنی زمانی که خود در نقش پدر یا مادر ظاهر می شوند ــ دارد.
آشنایی والدین با مراحل رشد جنسی کودکان و چگونگی برخورد مناسب و سازنده با نیازها و ویژگی های روان شناسی و زیست شناختی آنان می تواند سلامت جنسی کودکان را در مراحل بعدی تامین کند.
آموزش های زودرس، شتاب زده و ناشیانه مسائل جنسی به کودکان، همان اندازه آسیب زا خواهد بود که اگر این آموزش ها با تاخیر، پنهان سازی و یا نادیده گرفتن همراه باشد.
از همان نخستین روزهای زندگی، کودک نشانه هایی از لذت جسمانی را از خود نشان می دهد و اگر این احساس طبیعی به شکل سالم و متعالی هدایت شود، سازه های اصلی بهداشت روانی از نظر ارضای متعادل غرایز جنسی در دوره نوجوانی به درستی تشکیل خواهد شد.
اگر والدین به سوالات و کنجکاوی های جنسی کودکان واکنش های مناسب، طبیعی و متناسب با ظریفت و ادراک شناختی آن ها ــ به دور از مخفی کاری و سرکوب ــ داشته باشند، خطر منحرف شدن ذهن کودکان نسبت به مسائل جنسی، کاهش می یابد، چراکه کنجکاوی کودک در ابتدا صرفا جنبه شناختی دارد، اما اگر برخورد والدین با سرکوب و ممنوعیت همراه شود، ممکن است که این کنجکاوی معمولی و شناختی، جنبه جنسی پیدا کرده و نهایتا زمینه های انحراف اخلاقی را در آن ها به دنبال داشته باشد.
این یک واقعیت است که براساس «اصل بقای انرژی»، غریزه و نیروی جنسی با سرکوب و فشار نه تنها از بین نمی رود، بلکه شدت و قدرت آن چندین برابر می شود. زیرا، گرایش جنسی در ذات خود منبع انرژی و زیست مایه حیات پویای انسان و بستر آفرینش و محمل رشد بالنده و زاینده او است. اگر این انرژی در خلاف مسیر طبیعی خود جریان یابد به نیروی فروکاهنده و تباه کننده تبدیل می شود.

هست باران از پی پژمردگی 
هست باران از پی پروردگی

درحقیقت؛ غریزه جنسی همچون آب انباشته در پشت سد عظیمی است که اگر به درستی هدایت شود موجب طراوت، نشاط و باروریِ خلاقِ ذهن و روان می شود و اگر با این نیروی بالقوه، برخورد منفی و سرکوب گرانه صورت گیرد، نه تنها از قدرت تخریبگری آن کاسته نمی شود، بلکه شدت و سرعت آن فزونی می یابد.
از همین روست که «اُشو» در کتاب بلوغ خود، در باب چگونگی برخورد با غریزه جنسی عبارتی متناقض نما و متفاوت با شیوه های رایج و پیش داوری های «معمول» دارد. او معتقد است هرگونه سرکوب و مخالفت با غریزه جنسی و نادیده گرفتن این نیاز طبیعی و زیست شناختی نه تنها به سلامت جنسی و پیشگیری از انحراف های اخلاقی کمک نمی کند، بلکه خود عامل پیدایش آسیب های اخلاقی و توسعه و گسترش کنش های انحرافی این غریزه می شود.
او به کسانی که با تعصب و کوردلی به جای برخورد صحیح و متعالی با غرایز جنسی، روش مخالفت و سرکوب را پیش می گیرند می گوید:
خواهش می کنم با امیال جنسی مخالفت نکنید وگرنه در دام امیال جنسی بیشتر و شدیدتر کشیده می شوید.
اگر بخواهید از این غریزه خلاص شوید هیچ گاه از دست آن نفس راحتی نخواهید کشید. بله، درجه ای از تعالی هست که در آن میل جنسی ناپدید می شود، اما چنین نیست که از طریق مخالفت و سرکوب از بین برود.
این کشش و غریزه قوی و پایدار، زمانی از بین می رود که آدمی بتواند در وجود خویش مایه سرمستی و نشاط بهتری بیابد.(۱)
یعنی لذت های پایدارتر، عقلانی تر و متعالی تر را جایگزین لذت های پست و زودگذر کند. به قول شاعر:

اگر لذت ترک شهوت بدانی
دگر شهوت نفس لذت ندانی

درواقع، ضدیت با چیزی، نه تنها آن چیز را از بین نمی برد، بلکه نیروی آن را شدیدتر و کارکرد آن را مخفی تر و پیچیده تر می کند؛ به گونه ای که: «ذهن ضدجنسی، انحراف جنسی را به دنبال می آورد.»
بنابراین، به جای ضدیت و سرکوب، باید روش هدایت و تعالی انرژی جنسی را در پیش گرفت؛ همان گونه که به جای مبارزه با تاریکی، باید روشنایی را وسعت بخشید. ضدیت با تاریکی نورانیت را به دنبال نمی آورد، بلکه با تاباندن نور است که تاریکی خودبه خود از بین می رود. این گونه است که او در جایی دیگر می گوید:
هرگز مخالف پست تر نباشید، بلکه همیشه به دنبال برتر باشید و لحظه ای که برتر آشکار شد، ناگهان خواهید دید که گرایش به پست تر خودبه خود از میان می رود.(۲)
«تربیت جنسی» در پیدایش «حس زیبایی دوستی»، «هنر عشق ورزیدن»، «محبت»، «صمیمیت» و «ایثار و فداکاری» نقش مهمی دارد. غریزه جنسی همچون آب، گاه زلال است و گاه راکد است و گاه رقصان و چرخ زنان درحال تصعید و والایش؛ گاه در پشت سدی متراکم و ساکن است و به ظاهر آرام و خموش و گاه طوفنده و جهنده و ویرانگر بنیادهای روح و روان.
به همین سبب است که این نیروی «دوسویه» و این شمشیر «دولبه»، اگر با اصول «روان شناختی» و «قواعد تربیتی»، تعدیل و تلطیف شود، نه تنها موجب انحراف و انحطاط اخلاقی نمی شود، بلکه منبع جوشان عشق و مهر در روابط بین فردی انسان ها می شود.
بنابراین، آنچه که در پیش رو دارید، به قصد آشناسازی والدین، مشاوران و مربیان تربیتی با مراحل رشد جنسی کودکان و نوجوانان و چگونگی برخورد با نیازها و انتظارات هریک از این مراحل برای تامین و تحکیم سلامت جنسی آنان است.
کتاب کلیدهای آموزش و مراقبت از سلامت جنسی در کودکان و نوجوانان، اثر کریستال دفریتاس، با ترجمه روان و شیوای سرکار خانم سارا رئیسی طوسی به شیوه ای بسیار ملموس و سرشار از نکته ها و توصیه های «کاربردی» می تواند راهنما و راهگشای مخاطبان برای پاسخگویی به مسائل و مشکلات «تربیت جنسی» کودکان و نوجوانان باشد.
درضمن، یادآوری این نکته ضروری است که مترجم محترم در خلال ترجمه متن اصلی، با مطالب، توصیه ها و یا تصاویری مواجه می شد که در پاره ای از موارد با آداب تربیتی و آموزه های فرهنگی و دینی جامعه ما همخوانی نداشت و ناگزیر به حذف آن ها گردید. ازاین رو، باتوجه به اینکه مولف کتاب، مشکلات و مسائل تربیتی جامعه خود را مورد بازشکافی و بررسی قرار داده است، طبیعی است که بخشی از این مسائل ارتباطی با فرهنگ و هنجارهای جامعه ما ندارد. اما اغلب مطالب مطرح شده، محورها و موضوع های مشترکی هستند که می توان آن ها را در شرایط مختلف و متناسب با ارزش ها و هنجارهای جامعه خود به کار بست.
این کتاب در سی ونُه فصل تدوین گردیده است و با سیری تکوینی و گام به گام، مراحل تحول جنسی کودکان را از نخستین روزهای تولد تا پایان نوجوانی مورد بررسی قرار داده است.
امید است که والدین گرامی ضمن توجه به تفاوت های فرهنگی و تکیه بر آموزه ها و ارزش های دینی در جامعه اسلامی، از این تجربه ها و یافته ها در جهت رشد و تعالی بهتر فرزندان خود استفاده نموده و ما را از نقدها و پیشنهادهای سازنده خود نیز بهره مند سازند.

دکتر عبدالعظیم کریمی

بخش اول: رشد انسان

۱. درک جنسیت

والدین مسئولیت آموزش جنسی فرزندان خود را برعهده دارند و نخستین قدم برای آن ها در انجام این امر، آموزش دادن به کودکان در زمینه اصول اولیه جنسیت است، اما بسیاری از والدین از پیچیدگی های واژه جنسیت(۳) درک روشنی ندارند و اغلب آن را با جنس(۴) اشتباه می گیرند. جنسییت چیزی بیش از جنس یا هویت جنسی است و در رشد هر فرد نقشی حیاتی ایفا می کند. درک جنسیت شامل درک چگونگی کارکرد بدن انسان، به ویژه چگونگی تولیدمثل است. جنسیت علاوه بر آن شامل گستره ای از مفاهم مربوط به روابط انسانی، مهارت های زندگی فردی، هویت جنسی و برخی از مسائل بهداشتی نیز هست. والدین باید آنچه را که می خواهند فرزندان شان درباره جنسیت بدانند، به آن ها آموزش بدهند اما علاوه برآن، همواره باید بین فرزندان خود و تاثیرات جامعه و رسانه ها ــ که اغلب ارزش های سالم خانوادگی را موردتهدید قرار می دهند ــ مداخله کنند. روشن است که آموزش درباره جنسیت، فرایندی پیچیده است که در طول عمر آدمی ادامه می یابد.
کودکان از آغاز تولد، دارای نوعی کنجکاوی نسبت به مسائل محیط و از جمله نسبت به بدن خود هستند. آگاهی و کنجکاوی شدید آن ها نسبت به کارکردهای بدن شان از نوپایی آغاز می شود و تا دوران بلوغ ادامه می یابد. بچه هایی که نحوه کارکرد بدن خود را می شناسند، درک بهتری از مفهوم جنسیت دارند و از هویتی محکم تر برخوردار هستند. دانش به کودکان قدرت می بخشد، بنابراین کودکان نیز مانند نوجوانان باید به منابع اطلاعاتی قابل اعتماد دسترسی داشته باشند، چه درون خانواده و چه دیگر منابع موجود در جامعه.
کودکان علاوه بر دانش زیست شناختی، به آموزش درباره روابط انسانی هم نیاز دارند. بچه ها برای شکل دادن به جنسیت خود، به خانواده و روابط حاکم بین اعضای خانواده خود رجوع می کنند.
ازآنجایی که دوستان، آموزگاران و آشنایان، نقشی حیاتی در دنیای کودکان دارند، فراگرفتن مهارت های برقراری و حفظ روابط موفقیت آمیز، امری اساسی به شمار می آید. اگر در خانواده، روابطی نزدیک بین اعضا برقرار باشد، بچه ها با الگو قرار دادن آن ها، به ابزاری نیرومند دست می یابند. این ابزار به آن ها کمک می کند که در آینده و خارج از خانواده، روابط خود را بسازند. این مهارت ها را باید ابتدا درون خانواده و با والدین و همسالان تمرین کرد، بنابراین والدین باید از تاثیرات قوی الگوی روابط خانوادگی در پایه ریزی روابط آینده فرزندان شان آگاه باشند.
جنسیت سالم همراه با مجموعه ای از ارزش ها و اخلاقیات، به زندگی جهت و هدف می بخشد. بچه ها نیازمند موقعیت هایی هستند که در آن مهارت های زندگی را براساس اصول اخلاقی خود بیاموزند و تمرین کنند. تصمیم گیری مسئولانه، بیان احساسات و نیازها و مذاکره هنگام اختلاف نظر، مهارت های ضروری زندگی موفق بزرگسالان است. این مهارت ها اساس حفظ و افزایش عزت نفس را در کودکان پدید می آورد و به تضمین زندگی سالم آن ها کمک می کند. پرورش دادن ارزش های اخلاقی سالم در بچه ها به آن ها کمک می کند که هنگام نوجوانی که با مسائل مهمی مانند تصمیم گیری درباره زمان و چگونگی فعالیت جنسی، خشونت و پرهیز از تجاوز به حقوق دیگران روبه رو می شوند، بتوانند بهتر تصمیم بگیرند.
جامعه و خانواده علاوه بر تاثیر بر رفتار کودکان، به آن ها در زمینه نقش جنسی نیز آموزش می دهند. نقش جنسی دربرگیرنده حیطه تمام رفتارهایی است که به مرد بودن یا زن بودن فرد مربوط می شود. نقش جنسی دیکته شده ازسوی جامعه، می تواند بر تصمیم گیری های کودکان درباره نحوه روابط و سلامت خود در آینده، تاثیری عمده و جدی بر جا بگذارد. بچه ها درخصوص درک نگرش والدین و جامعه نسبت به ارزش ها و عقاید مربوط به جنسیت، بسیار تیزبین هستند. والدین هرچه نسبت به خود و هویت جنسی خود احساس بهتری داشته باشند، راحت تر می توانند جنسیت خود را فرافکنی کنند.
کودکان علاوه بر رفتارها، اخلاقیات و آگاهی از نقش هویت جنسی خود، باید درباره مسائل بهداشتی مربوط به جنسیت نیز آموزش ببینند. امروزه والدین، مسئولان آموزشی و مسئولان خدمات بهداشتی، بیش ازپیش آگاهند که ناگزیر باید به نوجوانان درباره ایدز (HIV/AIDS) و بیماری هایی که از طریق جنسی سرایت می کند، نکاتی دقیق را آموزش دهند. بسیاری از اوقات اطلاعاتی که از یک منبع به دست می آید، یا با اطلاعات منابع دیگر در تضاد است یا کاملاً قدیمی شده است. بچه ها در حیاط مدرسه، از طریق رسانه ها و ــ اگر خوش اقبال باشند ــ در کلاس های آموزش بهداشت مدارس، چیزهایی دراین باره می شنوند. همگام با رشد بچه ها، سوالات آن ها نیز درباره ایدز (HIV/AAIDS) و بیماری هایی که از طریق جنسی سرایت می کند، دقیق تر و دقیق تر می شود. بنابراین، هم والدین و هم مسئولان مدرسه باید به طور مرتب مسائل مربوطه را با بچه ها در میان بگذارند. علاوه بر آن، والدین نیز باید به طور فعال مسائل جدید مربوط به این بیماری ها را بیاموزند و به فرزندان خود منتقل کنند.
عامل دیگری که بر جنسیت کودکان تاثیر می گذارد، وجود رسانه هاست. تلویزیون، مجلات و بازی های ویدئویی، همواره نگرش هایی را ارائه می دهند که درون چارچوب ذهنی کودک جای می گیرد. ممکن است این پیام ها همیشه با ارزش های خانوادگی افراد مختلف هماهنگ نباشد. والدین باید هم در خانه و هم در سطح اجتماع، درباره کیفیت و محتوای رسانه هایی که بچه ها را تحت تاثیر قرار می دهد، موضع گیری کنند. برخی رسانه ها [از جمله شبکه های ماهواره ای و فیلم های ویدوئویی و اینترنت* به طور کلی بیش ازحد بر روابط جنسی تاکید می کنند و پیام های گیج کننده، متضاد و گوناگونی به بچه ها ارائه می دهند، لذا تاثیر رسانه ها بر ساختار شخصیتی کودکان، بسیار شدید است.
والدین می توانند با درک بهتر خود از پیچیدگی های جنسیت، به فرزندان خود کمک کنند تا با عزت نفس بیشتری رشد کنند و صاحب دانشی شوند که مسئولیت پذیری آن ها را در آینده، افزایش دهد.
کلیدهای جنسیت سالم عبارتند از:
* همه انسان ها با ظرفیت تجربه احساسات جنسی به دنیا می آیند.
* بچه ها از لحظه تولد موجوداتی جنسی اند.
* جنسیت سالم، بخشی حیاتی از عزت نفس کودک را تشکیل می دهد.
* رفتار شما به عنوان پدر و مادر، الگویی قابل توجه برای رشد جنسیت فرزندان است.
* ارائه دادن اطلاعات متناسب با مرحله رشد کودک، برای درک جنسی او از دنیا ضروری است.
* جنسیت هم بر جنبه های جسمی تاثیر دارد و هم بر جنبه های عاطفی همچون روابط، مهارت های زندگی و مهارت های تصمیم گیری.
* کودکان از رسانه ها، همسالان خود و به طور کلی از جامعه درباره جنسیت اطلاعات کسب می کنند. اغلب والدین لزوما با تمام این اطلاعات موافق نیستند اما باید کودکان خود را برای رویارویی با این اطلاعات آماده کنند.
* والدین باید پیام هایی روشن درباره ارزش های خانوادگی و نگرش های خود درباره جنسیت به فرزندان خویش ارائه دهند.(۵)

۲. سری بودن و خصوصی بودن

وقتی با کودکان درباره جنسیت صحبت می کنیم، واژه های «سری» و «خصوصی» معانی جدیدی پیدا می کنند. بچه های کم سن وسال ممکن است نتوانند تفاوت های ظریف بین معنی این دو واژه را دریابند، ازاین رو والدین باید سعی کنند که تفاوت های بین این دو واژه را آشکارا برای کودکان، بازگو کنند.
کودکان می توانند بیاموزند که برای اشاره به اعضای تناسلی خود از عبارت «اعضای خصوصی بدن» استفاده کنند. بسیاری از بچه های پیش دبستانی می توانند برخلاف بچه های بزرگ تر این عبارت را خیلی راحت و بدون احساس شرم بر زبان بیاورند، لذا یکی از کارهای مهم والدین این است که سطح شرم را در کودکان روبه رشد خود در سطحی نگه دارند که وقتی بچه ها به اطلاعات نیاز داشتند، نه والدین و نه کودکان نسبت به پرسش دراین باره بی میل نباشند. به نظر من، کلید این موضوع درک تفاوت بین «سری» بودن و «خصوصی» بودن و درک قدرت حاصل از دانش است. یکی از معلمان بهداشت هنگام صحبت کردن درباره جنسیت، برای اینکه بچه ها احساس آرامش کنند، به آن ها می گفت: «از دانش شرمگین نشوید».
بیایید کلمه سری را درنظر بگیریم. بیشتر بچه ها از شنیدن این کلمه می خندند و خوب می دانند که راز و رازداری چیست. راز یا سر، چیزی است که فقط تعداد محدودی از افراد نسبت به آن آگاهی دارند و نباید آن را با دیگران در میان گذاشت. بی تردید اگر کسی سر خود را به دیگری بگوید، دیگر سر نخواهد بود و اگر همه از آن آگاهی داشته باشند، دیگر ارزش خود را از دست می دهد. پس سر یا راز چیزی است که همه کس اجازه ندارد از آن آگاهی داشته باشد و نباید آن را برای کسی بازگو کرد.
از سوی دیگر، اطلاعات خصوصی اطلاعاتی است که می توان از آن آگاه بود اما ضرورتی برای درمیان گذاشتن آن با دیگران وجود ندارد. مثلاً هریک از اعضای خانواده ها، مسائل خصوصی خود را دارند. ما می دانیم که خانواده های دیگر مسائل خصوصی خود را دارند و خانواده های دیگر نیز می دانند که ما مسائل خصوصی خودمان را داریم. پس تفاوت اصلی بین خصوصی و سری این است که موضوع خصوصی یعنی موضوعی که دسترسی به آن محدود است و هر خانواده ای مسائل خصوصی خود را دارد اما آن را با خانواده های دیگر در میان نمی گذارد. اگر تصمیم می گیریم موضوعی خصوصی بماند، حتما دلایلی برای این کار داریم و فقط اعضای خانواده هستند که می توانند از آن آگاه شوند. اعضای خصوصی بدن هم چنین وضعی دارند، یعنی همه آدم ها در بدن خود اعضای خصوصی دارند ولی هرکس فقط می تواند به اعضای خصوصی خود دسترسی داشته باشد و نه به دیگران.
شما می توانید برای روشن کردن این تفاوت ها مثال زیر را برای فرزند خود بزنید: خانه هرکس، همراه با اشیای داخل آن، خصوصی است. همه می دانند که تو، خانه، تلویزیون، اسباب و اثاثیه و... داری اما فقط تعداد کمی از افراد هستند که اجازه دارند به اموال تو دسترسی داشته باشند. خانه تو و اموال تو خصوصی هستند. بقیه هم تلویزیون دارند اما تو اجازه نداری سرت را پایین بیاندازی و بروی در خانه کس دیگری اخبار را تماشا کنی. آن تلویزیون متعلق به آن هاست، مالِ خصوصیِ آن هاست، دست نزن! مثال دیگر، مثال مهمانی است: بیشتر مهمانی ها خصوصی هستند. خیلی از مردم ممکن است بدانند که در فلان خانه مهمانی برگزار می شود اما همه به آن دعوت ندارند، زیرا مهمانی خصوصی است. برای حضور در مهمانی باید دعوت داشت.
برای بچه های کوچک تر می توان از مثال خصوصی بودن توالت استفاده کرد چون درک آن برای آن ها راحت تر است: همه می دانند که ما همه به توالت می رویم. این اطلاعات سری نیست اما قطعا خصوصی است. چطور است که دسترسی به آن محدود است؟ خوب ما وقتی به درون توالت می رویم در را می بندیم. هیچ کس به کسی که به توالت می رود نمی خندد و او را مسخره نمی کند چون همه این کار را می کنند. رفتن ما به توالت سری نیست اما می دانیم که باید این کار را تنها انجام بدهیم، پس این کار خصوصی است. همان طور که برای محدود کردن دسترسی دیگران به توالت از در استفاده می کنیم، برای محدود کردن دسترسی دیگران به اعضای خصوصی بدن خود نیز از لباس استفاده می کنیم.
بسیاری از بچه ها قبل از رسیدن به سن بلوغ، هنگام صحبت کردن درباره مسائل مربوط به جنسیت می خندند و خجالت می کشند. شاید علت ناراحتی آن ها این است که فکر می کنند جنسیت یک مسئله سری است، اما والدین می توانند برای آن ها روشن کنند که همه آدم ها موجوداتی جنسی اند، حتی افراد جنس مخالف هم جنسی اند، پس دانش درباره جنسیت چیزی نیست که از آن خجالت بکشیم. دانش به ما کمک می کند که یکدیگر را بهتر درک کنیم و می تواند به کم کردن خجالت ما هم کمک کند و بدانیم که هیچ وقت نباید از دانستن شرم داشته باشیم.
جنسیت موضوعی خصوصی است و ما خودمان تصمیم می گیریم که آن را با چه کسانی در میان بگذاریم. پس والدین باید به کودکان پیش دبستانی و دبستانی خود بگویند که گرچه موضوعات خصوصی خود را با خانواده در میان می گذارند اما نباید آن را به دوستان کوچک ترشان بگویند. شاید والدین دوستان شان بخواهند خود، اولین کسی باشند که درباره اعضای خصوصی بدن و مسائل مربوط به جنسیت با فرزندان شان صحبت می کنند. بچه ها باید یاد بگیرند که ممکن است والدینِ دیگر نخواهند ارزش های خانوادگی خود را با دیگران در میان بگذارند و ممکن است نخواهند فرزندشان از «غریبه ها» اطلاعات به دست بیاورد. برای اینکه به فرزند خود آموزش بدهید که چه چیزهایی را می تواند با دیگران در میان بگذارد و چه رفتارهایی از او قابل قبول است، با او نقش بازی کنید: «اگر دوستت از تو خواست که اعضای خصوصی بدنت را به او نشان بدهی، به او چه می گویی؟» یا: «اگر دوستت پرسید همجنس بازی یعنی چه، تو چه کار می کنی؟» شما می توانید به عنوان والدین کودک، چند جمله ساده به فرزند خود بیاموزید تا اگر یک دوست یا «غریبه» خواست به مسائل خصوصی او دسترسی پیدا کند او بتواند آن ها را به زبان بیاورد. مثلاً:
ــ بدن من خصوصی است.
ــ دراین باره از پدر و مادر خودت سوال کن.
ــ این سوال خوبی است اما جوابش خیلی پیچیده است.
درباره تفاوت بین خصوصی بودن و سری بودن، یک نکته باقی مانده که به یادگیری مربوط می شود. مهم ترین آموزگاران بچه ها، والدین آن ها هستند. ما والدین درک می کنیم که یاد گرفتن مسائل مربوط به جنسیت در سلامت و سعادت آینده کودکان مان نقش اساسی دارد اما اغلب وقتی می خواهیم آن مسائل شخصی و خصوصی را که هم درحال حاضر و هم در آینده به دردشان می خورد، با آن ها در میان بگذاریم، دستپاچه و نگران می شویم و احساس شرم می کنیم. ما می خندیم و فرزندان مان هم می خندند، ما دست و پایمان را گم می کنیم و نمی توانیم به چشم آن ها نگاه کنیم، و بچه ها هم همین طور و سرانجام همه ما متوجه تمسخرآلود بودن موقعیت مان می شویم و همه باهم می خندیم. اوضاع خوب است. خنده و شرم و شوخی، همراهان جدایی ناپذیر حقایق خصوصی جنسیت هستند. همان طور که هریک از ما ضرورت های خصوصی خود را تجربه می کنیم، جنسیت خود را نیز به طریق خاص خود تجربه می کنیم. همه انسان ها موجوداتی جنسی اند و همه درباره جنسیت می آموزند، پس هنگامی که والدین می خواهند خود را برای حرف زدن درباره «آن موضوع» آماده کنند، باید عبارات خود را درخور فهم کودکان تغییر بدهند، درواقع همین که به هنگام باز کردن سر صحبت، خجالت می کشند و می خندند، رفتاری طبیعی از خود نشان می دهند و با این کار از میزان تنش موجود می کاهند. درواقع، این موقعیت، باعث خنده های ما می شود و نه دانشی که می خواهیم منتقل کنیم. نه ما و نه کودکان مان، هیچ گاه نباید از دانستن خجالت بکشیم زیرا همه ما حق داریم که بدانیم.

نظرات کاربران درباره کتاب کلیدهای آموزش و مراقبت از سلامت جنسی در کودکان و نوجوانان

گرون
در 1 هفته پیش توسط kho...nam