فیدیبو نماینده قانونی انتشارات صابرین و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب کلیدهای رفتار با نوجوانان

کتاب کلیدهای رفتار با نوجوانان

نسخه الکترونیک کتاب کلیدهای رفتار با نوجوانان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب کلیدهای رفتار با نوجوانان

بسیاری از مطالبی که درباره جوانان و نوجوانان نوشته شده است، بر عواملی همچون تغییرات فیزیکی، روحی و اجتماعی، همراه با پریشانی و سرگردانی در این سنین تأکید دارد. نه‌تنها مرحله بلوغ دورانی دشوار برای نوجوانان است، بلکه والدین نیز در این دوران دچار فشارهای روانی، پریشانی، اضطراب و سایر دگرگونی‌ها می‌شوند. تاکنون مطالب قابل توجهی درباره مشکلات و نگرانی‌های والدین و همچنین تغییراتی که در دوران میان‌سالی بر آن‌ها حاکم می‌شود، نوشته نشده است، درحالی‌که این تغییرات، تأثیری مهم در برخورد آن‌ها با نوجوانان دارد. شناخت برخی از رفتارهای طبیعی والدین و نوجوانان در این مرحله انتقالی، از اهمیتی بسیار برخوردار است. برخی از والدین چنین می‌پندارند که وجود پاره‌ای روحیات و رفتارها در نوجوانان بیانگر یک معضل است، حال آنکه درواقع چنین نبوده و وجود این روحیات و رفتارها در سن بلوغ طبیعی است و باید به‌عنوان پدیده‌ای عادی با آن‌ها برخورد شود. ما در اینجا پیشنهادهایی چند در زمینه چگونگی تشخیص یک رفتار طبیعی از رفتاری غیرطبیعی در نوجوانان ارائه می‌دهیم تا مشخص شود که والدین چه زمانی نباید نگران شوند و چه موقع و تا چه حد جای نگرانی وجود دارد.

ادامه...

بخشی از کتاب کلیدهای رفتار با نوجوانان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

هنگامی که فرزندانم را به همراه دیگر دوستانشان به ماهیگیری یا سایر مکان ها می بردم، بسیاری اوقات آن ها از من می خواستند که درباره دوران گذشته با آن ها صحبت کنم، درباره اینکه قیمت یک نوشابه و یا پول بلیت سینما چقدر بود، یا وقتی که به ماهیگیری می رفتم چند ماهی می گرفتم. از زمانی که ما (والدین فعلی نوجوانان) جوان بودیم تاکنون تغییراتی چشمگیر روی داده است که بسیاری از این تغییرات موجب سخت تر شدن و پیچیده تر شدن دوران نوجوانی برای کودکان و والدین آن ها شده است.
یک بررسی در اواخر دهه ۱۹۵۰ و اوایل دهه ۶۰ در امریکا نشان داد که نوجوانان، والدینشان را مهم ترین عامل موثر در زندگی خود می دانند. در کنار آن، ده عامل موثر دیگر همچون معلم، مربی ورزشی، رئیس جمهور و سایر شخصیت های سیاسی قرار داشتند. بررسی مشابهی که اخیرا صورت گرفت، نشان داد که از میان عوامل ده گانه مزبور، والدین، نهمین رتبه موثر را در زندگی فرزندانشان دارا هستند. دیگر عوامل عبارت بودند از: ورزشکاران، هنرپیشه های سینما، خوانندگان و سایر هنرمندان؛ به عبارت دیگر، از ده عامل موثر در زندگی نوجوانان، فقط «والدین» همچنان اهمیت داشتند و سایر عوامل دچار تغییر شده بودند.
امروزه آمار طلاق و تعداد کودکانی که تنها با یکی از والدین خود زندگی می کنند یا دارای نامادری و ناپدری هستند، افزایش یافته است. در بسیاری از خانواده ها، والدین شاغل هستند و کودکان نیز قبل و بعد از ساعات مدرسه به خود وانهاده شده اند، ضمن آنکه موادمخدر به راحتی در دسترس قرار دارد. فیلم و تلویزیون به افزایش اطلاعات و تجربه های کودکان کمک کرده و به طور کلی نرخ رشد در زندگی افزایش یافته است.
دوران نوجوانی یک مرحله انتقالی برای کودک و والدین او محسوب می شود. ما دیگر با یک کودک روبه رو نیستیم بلکه با یک نوجوان مواجهیم، بنابراین باید روش های انضباطی، ارتباطی، واکنشی و کنترلی خود را تغییر دهیم. والدین باید از رفتار طبیعی یک نوجوان آگاه باشند تا بتوانند به گونه ای موثر با نوجوانان برخورد کنند. بسیاری از والدین می کوشند با همان روش هایی که یک کودک را تربیت و مدیریت می کنند با نوجوانان برخورد کنند و طبیعی است که به مشکل دچار می شوند.
این کتاب برای والدین نگاشته شده است تا در برخورد با نوجوانان به آن ها کمک کند؛ نوجوانانی که به اقتضای سن خود دارای رفتاری طبیعی هستند، نه آن ها که دارای اختلالات رفتاری بوده و به کمک متخصص نیاز دارند. هدف این کتاب ارائه شیوه هایی برای درک بهتر نوجوانان و همچنین روش هایی موثرتر برای برخوردهای مستمر با آن هاست، به گونه ای که مدیریت خانواده را ساده تر سازد و درگیری های روزمره را کاهش دهد. در این کتاب سعی شده است تا از واژگان تخصصی و مفاهیم پیچیده استفاده نشود بلکه به جای آن از زبان ساده استفاده شود تا مطالعه و درک کتاب را سهل تر نماید.

۱. روحیات و رفتارهای طبیعی دوران بلوغ

بسیاری از مطالبی که درباره جوانان و نوجوانان نوشته شده است، بر عواملی همچون تغییرات فیزیکی، روحی و اجتماعی، همراه با پریشانی و سرگردانی در این سنین تاکید دارد. نه تنها مرحله بلوغ دورانی دشوار برای نوجوانان است، بلکه والدین نیز در این دوران دچار فشارهای روانی، پریشانی، اضطراب و سایر دگرگونی ها می شوند. تاکنون مطالب قابل توجهی درباره مشکلات و نگرانی های والدین و همچنین تغییراتی که در دوران میان سالی بر آن ها حاکم می شود، نوشته نشده است، درحالی که این تغییرات، تاثیری مهم در برخورد آن ها با نوجوانان دارد. شناخت برخی از رفتارهای طبیعی والدین و نوجوانان در این مرحله انتقالی، از اهمیتی بسیار برخوردار است. برخی از والدین چنین می پندارند که وجود پاره ای روحیات و رفتارها در نوجوانان بیانگر یک معضل است، حال آنکه درواقع چنین نبوده و وجود این روحیات و رفتارها در سن بلوغ طبیعی است و باید به عنوان پدیده ای عادی با آن ها برخورد شود.
ما در اینجا پیشنهادهایی چند در زمینه چگونگی تشخیص یک رفتار طبیعی از رفتاری غیرطبیعی در نوجوانان ارائه می دهیم تا مشخص شود که والدین چه زمانی نباید نگران شوند و چه موقع و تا چه حد جای نگرانی وجود دارد.

رفتار طبیعی چیست؟
یک کودک باید تا چه اندازه سرحال باشد، تا چه اندازه پرحرف، سرکش، انتقادگر و مقاوم؟ رفتار یک نوجوان طبیعی چگونه است؟

مطلع شدن از رفتارها و روحیات سایر نوجوانان هم سن وسال فرزندتان.
منظور این نیست که فرزندتان را همه جا تعقیب کنید، اما باید هم بازی های او را بشناسید تا با اطلاع از رفتار و روحیه آن ها بتوانید رفتار فرزند خود را در مقایسه با آنان ارزیابی کنید. با والدینی که نوجوانانی در خانواده خود دارند مشورت کنید تا از رفتار سایر نوجوانان آگاه شوید و بتوانید رفتار فرزند خود را با آن ها مقایسه کنید، رفتار، طرز تلقی، نحوه لباس پوشیدن و معیارهای ارزشی نوجوانان هم سن وسال او را مورد بررسی قرار دهید. البته برخی از نوجوانان منحرف بوده و دارای مشکل هستند، ازاین رو باید فرزندتان را با نوجوانانی که سالم هستند، مقایسه کنید.
معلمان، مربیان ورزشی و مشاوران تربیتی و افرادی که بیشتر با نوجوانان سروکار دارند، به طور معمول با رفتارهای طبیعی نوجوانان آشنایی دارند. این عده به سهولت می توانند رفتارهای غیرعادی نوجوانان را تشخیص دهند. هرچند ممکن است قادر نباشند دلیلی برای آن ارائه کنند و روش تشخیص رفتار طبیعی از غیرطبیعی را آموزش دهند.

یک رفتار مشخص چقدر تکرار می شود؟
همه کودکان گاهی بداخلاق می شوند، مشاجره می کنند و یا حالت گوشه گیری از خود نشان می دهند. این رفتارها درصورت تکرار شدن نگران کننده هستند. کودکی که گاه یکباره از کوره به در می رود و یا رفتاری گستاخانه و دور از ادب از خود نشان می دهد، به طور قطع در مقایسه با یک کودک مودب و خوش اخلاق، غیرطبیعی نیست. هرچه میزان تکرار یک رفتار ناخوشایند بیشتر باشد به همان میزان می توان درباره غیرطبیعی بودن آن رفتار نگران بود.

آیا بروز یک رفتار خاص، در توانایی نوجوان به هنگام برخورد با محیط اطراف، دخالت دارد؟
همه ما گاهی دلگیر و بی حوصله می شویم، اگر این روحیه مانع از این شود که به محل کار خود برویم و یا ما را از انجام وظایف روزمره بازدارد، موجب نگرانی خواهد بود ولی اگر این حالت های روحی و روانی خللی بر فعالیت های روزانه ما وارد نیاورد، نباید درباره آن نگرانی چندانی داشت. بیشتر کودکان از انجام تکالیف درسی یا کارکردن در خانه بیزار هستند، اما اگر این روحیات یا رفتارها باعث کاهش سطح تحصیلی آن ها شود، نمی توان آن را طبیعی تلقی کرد، حال آنکه اگر لطمه ای به فعالیت های آن ها وارد نسازد و از یک کودک متوسط عقب نمانند، نباید نگرانی زیادی به خود راه داد.

آیا بروز یک رفتار خاص، اثری منفی بر روی دیگران دارد؟
بسیاری از نوجوانان باهم دعوا می کنند، اما اگر این رفتار موجب ترس و بروز واکنش منفی در طرف مقابل گردد، نمی توان آن را طبیعی تلقی نمود. نوجوانی که همیشه با سایر نوجوانان دعوا می کند و در محیط خانه نیز وسایل را به هم می ریزد، درصورتی که رفتار او به دیگر اعضای خانواده و دوستان لطمه ای بزند، از حالت طبیعی خارج شده است.

تفاوت افراد را فراموش نکنید.
کودکان دارای شخصیت هایی متفاوت هستند. یکی ممکن است زودرنج باشد و دیگری پرحرف یا خجالتی و... ازاین رو، افزون بر مقایسه او با سایر نوجوانان، به شخصیت خاص او هم توجه داشته باشید. مثلاً نوجوانی که در دوران کودکی هیچ گاه پرحرف نبوده و احساسات خود را آشکار نمی کرده است، هنگامی که به سن بلوغ برسد، رفتارهای یادشده را با شدت بیشتری نمایان می سازد. یک کودک سمج و کله شق، هنگامی که در مرحله بلوغ قرار گرفت، بسیار سرکش تر از نوجوانی خواهد بود که در دوران کودکی منفعل بوده و برای برطرف ساختن مشکلاتش از دیگران استمداد جسته و از آن ها دادخواهی می کرده است.
به طور کلی برای تشخیص یک رفتار طبیعی از رفتاری غیرطبیعی، می توان این پرسش ها را مطرح نمود:
رفتار فرزند شما تا چه حد با رفتار سایر نوجوانان تفاوت دارد؟
یک رفتار خاص چقدر تکرار می شود؟
آیا یک رفتار خاص لطمه ای به توانایی فرزندتان در روبه رو شدن با محیط اطراف (والدین، معلمان، دوستان، همسایه ها و سایر کسانی که به طور روزمره با او برخورد دارند) وارد می سازد؟

۲. نوجوانان چگونه به مسائل می نگرند

در مطب من جمله ای به دیوار آویخته است که می گوید: «تا زمانی که خودتان را به جای فرزندتان قرار ندهید و از دید او به مسائل نگاه نکنید، نمی توانید با او ارتباط برقرار کنید.» شاید بهترین راهی که به شما کمک می کند تا با نحوه نگرش یک نوجوان آشنا شوید، این باشد که سعی کنید به دوران نوجوانی خود بازگردید و احساسات، امیدها و ایده هایی را که داشتید به یاد آورید. بسیاری از والدین به طور معمول این دوران از زندگی خود را فراموش می کنند و در برخورد با فرزندشان، از آن بهره نمی برند. مثال اغراق آمیزی که خواهید خواند، ممکن است به شما کمک کند تا بتوانید از دریچه چشم یک نوجوان به محیط نگاه کنید.
تصور کنید که شما یکی از تیزهوش ترین جوانان جهان هستید؛ اطلاعات عمومی بسیار خوبی دارید و میزان هوش شما برابر با اینشتین و یا کمی ضعیف تر از اوست. افزون بر این ها، اطلاعات عمومی بسیار قوی شما موجب شده است تا برخوردی بسیار موثر و کارآمد با مشکلات داشته باشید.
اکنون تصور کنید که شما ازسوی دو نفر کودن که مسن تر از شما نیز هستند، استخدام شده اید. ضریب هوشی این افراد بسیار پایین تر از شما بوده و اطلاعات عمومی آن ها بسیار محدود است، اما همواره به شما دستور می دهند که چه کاری را انجام دهید و چه کاری را انجام ندهید. آن ها همچنین به شما پند می دهند که چه چیزی مهم و چه چیزی بی اهمیت است. از شما می خواهند کارهایی انجام دهید که دلیلی منطقی برای انجام آن ها وجود ندارد و درباره مسائلی با شما صحبت می کنند که با کار و فعالیت شما کاملاً بی ارتباط است. آن ها سعی می کنند درباره یک زندگانی سعادتمند شما را راهنمایی کنند، درحالی که خودشان مفهوم نصایح مذکور را درک نکرده اند. با وجود آنکه شما سعی می کنید به آن ها بفهمانید گفته های آن ها بسیار کلی و ذهنی است، آن ها به کارشان ادامه می دهند و با دستور دادن و نصایح تحمیلی و تقاضاهای بی ارتباط با کار شما، آزارتان می دهند. در چنین وضعیتی چه احساسی خواهید داشت؟ احتمالاً بسیار عصبانی خواهید شد زیرا افرادی که صلاحیت کمتری از شما دارند، به شما می گویند چکار کنید. اگر آن ها کاری را از شما بخواهند، شاید خلاف آن عمل کنید و یا کاری را که خودتان درست تشخیص می دهید انجام دهید و به درخواست آن ها توجهی نکنید. امکان دارد ارتباط خودتان را با آن ها کم کنید و با دوستانی که درخور شما هستند و درک بهتری دارند رابطه برقرار کنید. اکنون ببینیم در مثال یادشده، کدام شخصیت به جای نوجوان و کدام شخصیت به جای والدین قرار دارند. دوستان یک نوجوان معمولاً همان کسانی هستند که صلاحیت و هوشمندی آن ها ازسوی او موردتایید است.
فصل های سوم و چهارم این کتاب، به شما کمک می کند تا با دوران بحرانی سنین بلوغ آشنا شوید. در این فصل ها تغییراتی را که شخصا در والدین و نوجوانان شاهد بوده ام، تشریح کرده ام. این تغییرات تاکنون در هیچ کتابی نگاشته نشده است.

۳. دگرگونی والدین در هنگام بلوغ فرزندان

هم زمان با تغییراتی که در کودکان، هنگام رسیدن به سن بلوغ روی می دهد، والدین نیز دچار تغییراتی می شوند. این دگرگونی ها ممکن است به نحوی باشد که به توانایی والدین در برخورد با فرزند بالغ شان لطمه وارد آورد. تغییراتی از قبیل مشکلات زناشویی، بحران میان سالی، مشکلات اقتصادی، بحران هویت، افسردگی و سایر گرفتاری هایی که در یک زندگی عادی رواج دارند. افزون بر این ها، تغییراتی نیز هستند که تاکنون درباره آن ها بحث نشده است و ما به برخی از آن ها اشاره می کنیم:

قدرت هوش شما کاهش می یابند.
تصور می کنم این جمله از مارک تواین(۱) باشد که می گوید: «هنگامی که ۱۶ساله بودم والدینم خیلی احمق بودند. هنگامی که ۲۰ساله شدم اطلاعات و دانشی که آن ها در طی ۴ سال به دست آورده بودند، خیره کننده بود.» اگرچه مدرکی علمی برای حمایت از این فرضیه وجود ندارد، اما به نظر می رسد که انرژی ویژه ای که کودک برای رشد فیزیکی خود در دروان بلوغ نیاز دارد، از مغز والدین او کاسته می شود. نتیجه اینکه، ضریب هوشی ما کاهش یافته و از دست می رود و نسبت به دورانی که کودکی ۹ یا ۱۰ساله داشتیم، از توانایی هوشی پایین تری برخوردار خواهیم بود. به دلیل همین فروکش کردن ضریب هوشی است که برخورد منطقی و استدلالی ما نیز دچار نقصان می شود و توانایی ما در رویارویی با دشواری ها و یافتن راه حل، به شدت کاهش می یابد.

تغییرات بدنی.
هنگامی که فرزندتان بالغ می شود، تغییراتی در شما روی داده است که شاید برای خودتان ملموس نباشد اما برای فرزندتان بسیار آشکار است. متاسفانه هنوز مشخص نشده است که این تغییرات به طور دقیق کدام اند. ممکن است طرز لباس پوشیدن، طرز سخن گفتن، رفتار، مدل مو و یا غیره باشد ولی بی تردید یک چیز بدتر شده است. کودکی که همیشه می خواست با شما باشد، اکنون در سن بلوغ مایل نیست با شما در جایی ظاهر شود، گویا حضور شما برای او خجالت آور است. به همین دلیل ممکن است از دعوت کردن دوستانش به منزل خودداری کند تا وجود شما سبب خجالت او نشود. درصورت دعوت دوستان نیز، درِ اتاق را به روی خود قفل می کند تا کمتر با شما روبه رو شود. اگر فرزندتان را به مدرسه، سالن ورزش یا سینما می رسانید، ممکن است از شما بخواهد او را نزدیک محل موردنظر پیاده کنید تا دوستانش شما را نبینند. نوجوانان به طور معمول دوست ندارند در مجامع عمومی با والدین خود ظاهر شوند، به همین دلیل در موقع قدم زدن نیز چند قدم جلوتر و یا عقب تر از والدین خود حرکت می کنند. اگرچه آن ها پیش تر دوست داشتند با خانواده خود به گردش بروند، ولی اکنون از موقعیت هایی که موجب می شود همه بدانند شما والدین آن ها هستید اجتناب می کنند. شاید پیش تر در مهمانی های خانوادگی شرکت می کردند ولی در سن بلوغ تمایلی به آن نداشته باشند.

افزایش سن و فراموشکاری.
شما ممکن است در دوران نوجوانی خود خواب بوده و یا به طور کلی این دوره از زندگی خود را فراموش کرده باشید. هیچ خاطره ای از دوران نوجوانی خود نداشته باشید و ندانید نوجوان بودن یعنی چه، به همین دلیل قادر نخواهید بود هیچ نوع ارتباطی با یک نوجوان و نیازها و مشکلات او برقرار کنید.
این فراموشکاری می تواند درمورد سایر مسائل نیز مطرح باشد.
آشپزی یکی از مسائلی است که ممکن است دچار فراموشی شود. دست پخت شما ممکن است تغییر کند و فرزندتان تمایلی به خوردن غذا نشان ندهد و به استفاده از کنسرو روی بیاورد. ممکن است مدیریت خرید مواد غذایی را نیز فراموش کرده باشید، مواد خوراکی فراوانی بخرید و یخچال منزل را پر کنید ولی فرزندتان گله کند که در منزل چیزی برای خوردن وجود ندارد. اگر از فرزندتان سوال کنید به چه غذایی علاقه دارد، پاسخی دریافت نخواهید کرد. درواقع ممکن است علت غذا نخوردن فرزندتان این باشد که نمی خواهد با شما غذا بخورد. اگر همان غذا را در یخچال قرار داده و کاری به فرزندتان نداشته باشید، متوجه می شوید که غذای مذکور ناپدید شده است. اگر فرزند شما به غذاهای خاصی علاقه دارد، آن ها را برای او تهیه کنید و زمان و نحوه خوردن آن را نیز به عهده خودش بگذارید.
والدین ممکن است در اثر فراموشکاری، مطلبی را بارها برای فرزندشان تکرار کنند، به گونه ای که او گفته های آن ها را به دقت در خاطر داشته باشد. برای جلوگیری از این امر بهتر است صحبت ها و نصایح خود را در تقویمی یادداشت کنید تا از تکرار بیش ازحد آن ها جلوگیری شود.

ارتجاعی شدن.
تازمانی که فرزند شما بالغ نشده است، احساس می کنید که او را درک می کنید ولی با ورود او به سن بلوغ، شما نیز به دوران گذشته (هنگامی که جوان بودید) بازمی گردید، سنتی می شوید و از فرزندتان انتظار دارید عاداتی را که در آن دوران رایج بوده است از خود نشان دهد، و این گونه توانایی شما در درک فرزندتان کاهش می یابد. ممکن است با لذت تمام درباره دوران گذشته سخن بگویید، به آهنگ های قدیمی گوش دهید و از آنچه که اکنون می گذرد غافل باشید و حتی نام فیلم های جدید، کتاب های تازه و یا ورزشکاران روز را هم ندانید. در چنین حالتی، هیچ گاه سعی نکنید برای فرزندتان لباسی بخرید زیرا نمی دانید که مد روز چیست و اطلاعات شما حتی از سایر والدین نیز کمتر است.

توانایی برقراری ارتباط در شما پایین می آید.
گاهی اوقات وقتی با فرزندان تان سخن می گویید آن ها طوری به شما نگاه می کنند که گویی شما نادان هستید و آن ها چیزی از سخنان شما نمی فهمند. وقتی از آن ها می خواهید کاری را انجام دهند، توجهی نمی کنند، گویی صدای شما را نشنیده اند و یا ممکن است برخلاف خواسته شما عمل کنند. آیا در چنین مواردی می توان گفت که شما توانایی برقراری ارتباط با فرزندان خود را از دست داده اید؟ وقتی شما با آن ها حرف می زنید اما آن ها توجهی به گفته های شما نمی کنند و سرگرم کار خود می شوند، به این دلیل است که یا سخنان شما را نمی فهمند و یا شما قدرت برقراری ارتباط با آن ها را از دست داده اید و با زبانی بیگانه سخن می گویید.

شما سوهان روح می شوید.
گاهی اوقات صِرف حضور شما در کنار فرزند بالغ تان او را عصبانی می کند؛ در این موارد هیچ سوالی از او نپرسید، حتی احوالپرسی هم نکنید زیرا ممکن است با پاسخ گستاخانه ای روبه رو شوید. گاهی اوقات هر کاری که شما بکنید او را عصبانی می کند. طرح پرسش های نابخردانه و نصایحی که فرزندتان بارها شنیده است، بر میزان وخامت این وضعیت می افزاید.

قدرت نفوذ شما کاهش می یابد.
در مرحله بلوغ ممکن است قدرت نفوذ شما روی فرزندتان کاهش یابد و حتی کمتر از تاثیرگذاری دوستان او باشد. در دوران مدرسه ابتدایی، والدین بیشترین نفوذ را روی کودکان خود دارند و هیچ عامل دیگری قادر نیست با آن ها به رقابت برخیزد. در دوران مدرسه راهنمایی، این قدرت نفوذ مطلقه کاهش یافته و در ردیف نفوذ و تاثیرگذاری سایر دوستان فرزندتان قرار می گیرد. در دوران دبیرستان، قدرت نفوذ والدین بسیار اندک می شود و دوستان جایگزین آن ها می گردند.

۴. تغییرات دوران بلوغ در نوجوانان

همان گونه که به هنگام دوران بلوغ فرزندتان تغییراتی در شما ایجاد می شود، در فرزند نوجوان شما نیز دگرگونی هایی پدید می آید:

افزایش میزان هوش.
چنان که در فصل سوم عنوان شد، کودکان با ورود به سن بلوغ ناگهان تیزهوش می شوند، اطلاعات عمومی آن ها بالا می رود و سعی می کنند برای هر پرسش پاسخی داشته باشند. یک بار نوشته ای خواندم بدین مضمون: «نوجوانان! اگر از بگومگو کردن با والدین سنتی خود خسته شده اید، مشغول کار شوید و هزینه خود را تامین کنید زیرا خودتان را شناخته اید.»

دوستان خود را باهوش تر از والدین می دانند.
طبیعی است که در این هنگام، هوش و ذکاوت دوستان آن ها نیز افزایش می یابد. کودکانی که شما سال ها می شناختید، ناگهان جوشش عجیبی در ظرفیت هوشی خود احساس می کنند و مهارت های بسیاری فرامی گیرند. درواقع، این نوجوانان به دلیل همین ظرفیت بالای هوشی، می توانند مشاوران عالی یک رئیس جمهور شوند. اگر سخنی از دوستان خود بشنوند آن را عین حقیقت تلقی می کنند. به یاد دارم هنگامی که پسرم می خواست رشته ورزشی خود را تغییر دهد، من به او توصیه کردم از این تصمیم صرف نظر کند زیرا ادامه دادن رشته ای که در آن مهارت دارد برای او بهتر است. او به توصیه من توجهی نکرد ولی پس از مدتی وقتی همین پیشنهاد را از دوست خود شنید، به آن عمل کرد.

محدودیت ارتباطات.
فرزندتان که زمانی درباره همه چیز با شما سخن می گفت، وقتی به سن بلوغ می رسد، حرف کمتری برای گفتن دارد. او به پرسش های شما خیلی کوتاه و فشرده پاسخ می گوید و دیگر رازهایش را با شما در میان نمی گذارد. اما اگر شما هم جای او بودید چنین برخوردی می کردید و به سخن گفتن با بزرگ ترها تمایل نداشتید.

تمایل به تنها بودن در منزل.
نوجوانان تمایل دارند بیشتر وقت خود را در اتاق شان به تنهایی بگذرانند، شاید به این دلیل که نمی خواهند با والدینی که مسائل آن ها را درک نمی کنند مواجه شوند. اگر تلفن، یا تلویزیون و یا ضبط صوتی در اتاق آنان باشد، فقط برای رفتن به توالت از اتاق خود خارج خواهند شد. یکی از دیگر دلایلی که نوجوانان بیشتر اوقات خود را در اتاق شان می گذارنند این است که در این سنین به خواب بیشتری نیاز دارند و در روزهای تعطیل، اغلب تا قبل ازظهر از خواب برنمی خیزند. تغییر دیگری که در سنین بلوغ روی می دهد، نیاز نوجوان به داشتن حریم خصوصی است. نوجوانان نیز همانند بیشتر بزرگسالان، به یک حریم خصوصی مانند اتاق برای ملاقات با دوستان و صحبت تلفنی نیاز دارند. والدین باید به این حقوق نوجوانان احترام بگذارند.

مصرف بی رویه.
گویا نوجوانان چنین تصور می کنند که گنجینه ای در همه جا دارند که بدون حدوحصر می توانند از آن برداشت کنند. بنابراین بدون هیچ محدودیتی با تلفن صحبت می کنند، صدای رادیو را بلند می کنند و هیچ گاه آن را خاموش نمی کنند، لامپ ها را روشن می گذارند و...

بداخلاق شدن.
در سنین بلوغ عصبانیت و زودرنجی افزایش می یابد. هنگامی که از آن ها برای انجام کاری نظیر بردن ظرف زباله و... درخواست می کنید، با غُرولُند انجام می دهند و عصبانی می شوند که چرا مزاحم آن ها می شوید و کارهایی را که از نظر آن ها مهم تر است، متوقف می سازید.

افزایش تاثیرپذیری از دوستان.
گروه دوستان برای نوجوانان بسیار اهمیت دارد. به دلیل تمایلی که به گذراندن وقت با افراد هم سن وسال خود دارند از فعالیت های خانوادگی دوری می کنند. اگر برای انجام کاری از آن ها کمک بخواهید ناراحت می شوند و غرورشان جریحه دار می شود. اگر دوست شان همراه آن ها باشد، ممکن است دعوت شما را برای گردش و... قبول کنند. به دلیل اینکه مردم همیشه به سخنان کسانی که فکر می کنند باهوش ترند گوش فرا می دهند، نوجوانان نیز از دوستان شان، بیشتر از والدین خود تاثیر می پذیرند.

کم حوصلگی، یک ویژگی مشترک در نوجوانان.
در سنین بلوغ، حالت هایی چون کم حوصلگی، زودرنجی و کم تحمل شدن افزایش می یابد. اگرچه این روحیات به طور مکرر در این سنین مشاهده می شود، اما هربار که بروز می کند به سرعت هم فرومی نشیند.

نوع لباس پوشیدن.
نوجوانان دوست دارند همچون سایر هم سن وسال های خود لباس بپوشند تا هویت خود را از این طریق ابراز نمایند، لذا هر لباسی که مد شود، به گونه ای یکپارچه بین نوجوانان رواج می یابد.

کاهش علاقه به درس.
ممکن است در سنین بلوغ اُفت تحصیلی مشاهده شود زیرا فعالیت های بیشتری وارد زندگی نوجوانان می شود. بازی فوتبال، توجه به جنس مخالف، مکالمات تلفنی و مهمانی های دوستانه، از فعالیت هایی است که در مراحل سنی قبل وجود نداشت.

گریزان بودن از کار.
بسیاری از والدین فرزندان خود را تنبل می نامند. البته این بدان معنی نیست که فرزندشان فعالیت ندارد، بلکه فقط در کارهای منزل به والدین کمک نمی کند و خود را به فعالیت هایی که علاقه دارد مشغول می سازد. اگر کمکی از آن ها بخواهید، به سرعت ناپدید می شوند یا حجم زیاد درس هایشان را بهانه می کنند. اولویت اصلی آن ها این است که نوجوان باشند؛ و این وضعیت نیازمند حداقل کار است. کار اصلی آن ها درواقع عبارت است از تفریح کردن، نوار و CD گوش دادن، گفت وگوی تلفنی با دوستان و...؛ و درست به دلیل همین سرگرمی هاست که از کار کردن و کمک کردن در کارهای منزل اجتناب می ورزند.
وجود این روحیات در نوجوانان طبیعی است. اگر برخی از نشانه های یادشده را در فرزند خود مشاهده کردید، آگاه باشید که او درحال گذراندن مرحله بلوغ است. مطالب این کتاب به طور عمده درمورد چگونگی برخورد با این رفتارهای طبیعی و همچنین مشکلاتی است که در دوران بلوغ ظاهر می شود.

نظرات کاربران درباره کتاب کلیدهای رفتار با نوجوانان