فیدیبو نماینده قانونی انتشارات نظری و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب زندگی را بنوشیم

نسخه الکترونیک کتاب زندگی را بنوشیم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب زندگی را بنوشیم

افکار مختلفی در طول روز ذهن ما را بر روی خودش متمرکز می‌کند. این افکار خواه مثبت، خواه منفی تبدیل به عادات روزانه می‌شوند و به‌قدری روزمره و همیشگی می‌شوند که از درست یا نادرست بودن آن‌ها اطلاعی نداریم. اگر بتوان مراقب افکار بود و از داده‌هایی که به ذهن می‌سپاریم، مطلع باشیم، قطعاً قابل‌کنترل بوده و مسلماً به جمع‌آوری لحظه‌های خوش می‌پردازیم و با توالی این افکار، هرروز خوشحال‌تر و امیدوارتر خواهیم بود ولی اگر بدون کنترل باشد، مطمئن باشید قدرت افکار منفی بیشتر است، وارد ذهن شما می‌شوند و همه زندگی سراسر رنج و نگرانی خواهد شد، نگرانی‌هایی که امیدی به حل شدن آن‌ها نداریم و گویا باید در زندگی ما مانند دیگر اعضای خانواده حضورداشته باشند.
دور کردن نگرانی‌ها را از روزی به روز دیگر موکول می‌کنیم و به تنها چیزی که اهمیت نمی‌دهیم، حل و دور کردن آن‌ها برای همیشه است. غافل از اینکه آسیبی که به‌مرور بر سلامت انسان وارد می‌کند غیرقابل‌جبران خواهد شد؛ و اما چرا غیرقابل‌جبران!؟ به این دلیل که هر نگرانی و اضطراب، ابتدا شخص را درگیر می‌کند ولی دقیقاً مانند یک ویروس به دیگر اعضای خانواده منتقل‌شده و به جرات می‌توانم بگویم بر روی «دی ان ای» افراد اثر می‌گذارد و این حالات از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. چه‌بسا احساس شکست، ناامیدی و خشم که اکثر ما با آن درگیر هستیم، حاصل افکار اجداد ما می‌باشد. در ادامه کتاب به شما یاد خواهم داد که چگونه خشم موروثی را که از زمان جنینی به ما منتقل‌شده است را از بین ببرید.
ویروس نگرانی و ناامیدی ابتدا شخص را درگیر کرده و وقتی‌که به‌اندازه کافی توانست قدرت امید شخص را بگیرد به دیگر اعضای خانواده منتقل‌شده و آلودگی در خانواده منتشر می‌شود و قطعاً ویروس در خانه نمی‌ماند و راهی به بیرون از خانه و اجتماعی بزرگ‌تر باز می‌کند. این بیماری هیچ علائمی ندارد و چه‌بسا در موارد زیاد بدون این‌که بدانید تمام عالم را مسئول ناخوشی خود می‌دانید و کاملاً باحالتی حق‌به‌جانب برای گرفتن زندگی‌تان از دست ربایندگان خوشی و سرزندگی، دست به هر کاری می‌زنید تا جایی که خشم خود را بر روی همه‌چیز خالی می‌کنید و نگرانید، نگران زندگی که از شما دریغ شده و وقتی گرفتار این نوع افکار شدید، بدانید که با زندگی وداع کرده‌اید و فقط زندگی‌تان از روزها و سال‌ها گذر می‌کند بدون این‌که طعمی خوشایند برایتان به‌جا گذاشته باشد.

ادامه...
  • ناشر انتشارات نظری
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.53 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۱۲ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب زندگی را بنوشیم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیش­گفتار

جرعه­های زندگی برای نوشیدن است

***
افکار مختلفی در طول روز ذهن ما را بر روی خودش متمرکز می کند. این افکار خواه مثبت، خواه منفی تبدیل به عادات روزانه می شوند و به قدری روزمره و همیشگی می شوند که از درست یا نادرست بودن آن ها اطلاعی نداریم. اگر بتوان مراقب افکار بود و از داده هایی که به ذهن می سپاریم، مطلع باشیم، قطعاً قابل کنترل بوده و مسلماً به جمع آوری لحظه های خوش می پردازیم و با توالی این افکار، هرروز خوشحال تر و امیدوارتر خواهیم بود ولی اگر بدون کنترل باشد، مطمئن باشید قدرت افکار منفی بیشتر است، وارد ذهن شما می شوند و همه زندگی سراسر رنج و نگرانی خواهد شد، نگرانی هایی که امیدی به حل شدن آن ها نداریم و گویا باید در زندگی ما مانند دیگر اعضای خانواده حضورداشته باشند.
دور کردن نگرانی ها را از روزی به روز دیگر موکول می کنیم و به تنها چیزی که اهمیت نمی دهیم، حل و دور کردن آن ها برای همیشه است. غافل از اینکه آسیبی که به مرور بر سلامت انسان وارد می کند غیرقابل جبران خواهد شد؛ و اما چرا غیرقابل جبران!؟ به این دلیل که هر نگرانی و اضطراب، ابتدا شخص را درگیر می کند ولی دقیقاً مانند یک ویروس به دیگر اعضای خانواده منتقل شده و به جرات می توانم بگویم بر روی «دی ان ای» افراد اثر می گذارد و این حالات از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. چه بسا احساس شکست، ناامیدی و خشم که اکثر ما با آن درگیر هستیم، حاصل افکار اجداد ما می باشد. در ادامه کتاب به شما یاد خواهم داد که چگونه خشم موروثی را که از زمان جنینی به ما منتقل شده است را از بین ببرید.
ویروس نگرانی و ناامیدی ابتدا شخص را درگیر کرده و وقتی که به اندازه کافی توانست قدرت امید شخص را بگیرد به دیگر اعضای خانواده منتقل شده و آلودگی در خانواده منتشر می شود و قطعاً ویروس در خانه نمی ماند و راهی به بیرون از خانه و اجتماعی بزرگ تر باز می کند. این بیماری هیچ علائمی ندارد و چه بسا در موارد زیاد بدون این که بدانید تمام عالم را مسئول ناخوشی خود می دانید و کاملاً باحالتی حق به جانب برای گرفتن زندگی تان از دست ربایندگان خوشی و سرزندگی، دست به هر کاری می زنید تا جایی که خشم خود را بر روی همه چیز خالی می کنید و نگرانید، نگران زندگی که از شما دریغ شده و وقتی گرفتار این نوع افکار شدید، بدانید که با زندگی وداع کرده اید و فقط زندگی تان از روزها و سال ها گذر می کند بدون این که طعمی خوشایند برایتان به جا گذاشته باشد.
افکاری که نگرانتان کند، هیچ گاه تمام نمی شود و اگر شیوه زندگی در کنار آن ها را بدانید، هیچ گاه، خودت را در لحظات زندگی ات گم نمی کنی و این افکار با اختیار تو می توانند در کنارت قدم بزنند ولی قادر نخواهند بود انرژی های تو را ببلعند. فرمان بردار تو می شوند و بدون اجازه در همه امور مربوط به زندگی ات، دخالت نخواهند کرد.
حتماً برایت پیش آمده که چگونه در لحظه ای بسیار آرام روحی و جسمی به کوهی از انفجار تبدیل می شوی! حتی پیش بینی لحظه بعد را هم نداشتی و شاید حتی بی خبر از این بخش دیگر خودت بودی.
حتماً لحظه هایی را داشته ای که با شنیدن یک جمله در پشت خط تلفن، ناگهان و بدون اطلاع قبلی، تبدیل به آدم دیگری شده ای!
و حتماً عصبانیت در حد انفجار و غیرقابل کنترل را دیده اید! تقریباً همه ما بارها با این حالات ناخوشایند خود روبرو شده ایم. درست مثل اینکه یک آدم دیگری در درون ما هست و در آن لحظات کنترل همه اعمال و رفتار ما را به عهده می گیرد.
لحظات مثل برق و باد می آیند و تا به خودت بیایی، مانند کسی که در رینگ بوکس به این طرف و آن طرف پرت شده، هیچ چیزی به یاد نمی آوری. حرف هایی که زده ای و رفتارهای ناخوشایندی که داشته ای!
پس ازآن ندایی از درونت می شنوی و شروع به آرام کردن تو می کند و به تو حق می دهد و حتی تشویق به تکرار در زمان هایی مشابه!
از دریچه «من بیچاره» به تو نگاه می کند و به یادت می اندازد که همه با تو رفتار ناشایست دارند! و هیچ کس قدر تو را نمی داند! همیشه همین بوده و تو بدبخت هستی!!! و....
آرام آرام تو احساسی از آرامش به همراه خشمی خاموش در درونت می ماند و به خاطر می سپاری که دفعه بعد...
این ندای کسی نیست جز، درون ناآرامی که در ترس زندگی می کند! کسی که هرلحظه سعی دارد کنارت بماند و از وفاداران روی این کره زمین به تو است! درونی که بدون جهتی صحیح تربیت شده و ترس سرلوحه همه رفتارهایش می شود، با هر ترفندی سعی می کند همیشه خود را درست جلوه دهد و آرامش روح و روان تو را در دست بگیرد و هیچ گاه نخواهی فهمید که قابل اعتماد هست یا نه! مطمئناً اگر جواب این سوال را بخواهی پیدا کنی، درمی یابی که عوامل مختلفی در تربیت این درون به ظاهر نازنین دست اندرکار بودند! که به تفضیل آن در مباحث بعدی خواهیم پرداخت.
در این کتاب باهم خواهیم آموخت که چگونه می توان لحظات زیبایی را در زندگی ساخت و در طول زندگی همواره در جشن و پایکوبی باشی. چیزی دریای درونت را متلاطم نکند و همه لحظه ها را بااحساسی نیرومند و مثبت باشی. هر اتفاق بهترین درس تو باشد و هر روز رو به رشد و تکامل باشی. هر چه می گذرد آرامش درونت گسترده تر گردد تا جایی که به دیگران نیز ببخشی و از درونت سرازیر شود. در این حال فقط به دیگران احساسی سرشار از خوبی و لطافت می بخشی و همه ابرهای آسمانت، گذرا می شوند. پس از رعدوبرق ها در انتظار رنگین کمان می مانی و می دانی که برای آبیاری روحت به باران هم نیاز است. چه بسا بزرگ ترین نتایج مطلوب جهت ادامه زندگی سرشار از آرامش در سایه همین باران ها و گاه گاه سیلاب های زندگی است که لازم است گاهی همه چیزها را با خود بشوید و ببرد.
در این کتاب با هم به استقبال زندگی تازه ای می رویم. بدون وابستگی به هر عامل بیرونی شاد کننده. با چند فرمول بسیار ساده و منحصربه فرد، می توانی لحظات شاد را از درونت بیرون بکشی و هرلحظه مطلوبت را زندگی کنی. قدرت زندگی و شناخت از خودت را پیدا می کنی و لحظاتی را به دوراز جنجال های بیرونی، با درونت، تنها، زندگی می کنی. دیگر به خاطر دیگری شاد و یا غمگین نمی شوی! هر چه هست از درون تو ورق می خورد و البته اگر خانواده زیبا و دوست داشتنی ات و یا گروه دوستانت در این شادی می توانند سهیم باشند، بهتر!! اما بدون آن ها هم لحظات برایت سخت نمی شود.
در ادامه به تفضیل مهم ترین ابعاد هر انسانی می پردازیم که ارتباط مستقیم با سلامتی و شادی و نزدیک تر شدن به خدای مهربان دارد. نقطه عطف هر انسانی وابسته به این دوستی و عشق می باشد. جسم، ذهن و روح ابعاد بسیار مهم هر انسانی است و سلامتی هر یک بر دیگری نیز اثر می گذارد و اگر یکی از آن ها دچار اختلال گردد به شرط آن که ابعاد دیگر در تعادل باشند، قطعاٌ به بهبود بخش آسیب دیده کمک می کند؛ و این ارتباط به قدری به هم وابسته و نزدیک است که شفای کامل را به همراه دارد.

مثلث تغییر

هر انسانی با ۳ بعد زندگی می کند و این ابعاد ارتباط مستقیم و موثری باهم دارند و اگر هر یک دچار نقص و فقدان سلامتی باشد تاثیر خود را بر روی دیگر ابعاد می گذارد. اگر یک انسان را به یک مثلث بزرگ تشبیه کنیم، می توانیم ۳ مثلث کوچک تر را هم درون آن جای دهیم. جسم، ذهن و روح بخش های کوچک تر این مثلث بزرگ می باشد و اگر هر بخش را نادیده بگیریم، قطعاً با آسیب و صدمات دیگر بخش ها مواجه می شویم (البته این مثلث، کلید طلایی دارد که اگر آن نادیده گرفته شود، شرایط موفق شدن در آن را سخت می کند و آن پول است که فعلاً بحث موردنظر ما نمی باشد.)
سلامت ذهن در یک جسم سالم مقدور است و اگر شخصی بخواهد دارای ذهنی سالم و عاری از آلودگی باشد باید از سلامت جسم خود شروع کند و همچنین یک ذهن بیمار نمی تواند در جسمی سالم باشد چون قطعاً با تحلیل های ذهنی در امور زندگی، جسم خود را به بن بست می رساند. مهم ترین بخش این مثلث روح می باشد که مرکز پاکی و الوهیت هر انسان است و هدف هر انسانی رسیدن به کمال و درک خداوند و آفریدگارش می باشد پس اگر نتوانیم جسم سالم و ذهن عاری از هرگونه آلودگی داشته باشیم، ملاقات پروردگار عملی نمی شود. البته روی سخن من با افرادی است که سالم به دنیا آمده اند و هیچ مشکلی در بدو تولد نداشته اند. برنامه ای که قصد دارم ارائه دهم شامل افرادی می شود که در نیمه راه خود را رها کرده اند و راه خود را گم کردند و با سعادت و موفقیت فاصله گرفتند. هرچند انسان هایی هستند که با معلولیت های ذهنی و جسمی به دنیا آمده اند و در بسیاری از موارد با پیشرفت های بسیار بزرگشان به ما یادآوری می کنند که هیچ محدودیتی برای پیشرفت و تعالی وجود ندارد و برعکس انسان هایی سالم، باهوش و تحصیل کرده ای هستند که معلول اتفاقات اطرافشان می شوند و به جای قدرتمند کردن خود و حل مسائلشان به مرحله یاس و ناامیدی می رسند.
با راهکارهایی ساده ولی موثر می توانید شور و شعف درونتان را بیدار کنید و هرلحظه برای ثانیه هایی که خداوند برای تجربه های زیبا در اختیارتان قرار داده، شاکر باشید و باقدرت هرروز به خودتان بگویید:
«من هستم».

بعد اول: جسم

جسمتان را از خواب بیدار کنید

در دنیای مدرن و پیشرفته امروزی که همه وسایل رفاه و آسایش برای همه ابعاد و نیازها فراهم شده، به جز برای حفظ و بقای جسم!! به راحتی با یک ریموت کنترل می توانی کانال تلویزیون را عوض کنی و فقط با فشار یک دکمه درب پارکینگ برایت باز می شود و حتی با فشار یک دکمه غذای خود را گرم می کنی! هرلحظه که اراده کنی می توانی با روشن کردن اتومبیل به هرکجا که دلت می خواهد سر بزنی! لوازمی راحت و آسوده برای گذراندن روز و شب! و به عبارتی دیگر یک زندگی هیجان انگیز! من با تکنولوژی مخالف نیستم و برعکس، بسیار هم استقبال می کنم اما موضوع مهم دراین بین «جسم» توست. بخشی مهم که در بین این تکنولوژی ها فراموش شده است.
در زمان های قدیم برای هر بخش از کوچک ترین امور تا بزرگ ترین کارها باید از نیروی جسمانی استفاده می کردند. بد نیست سری به اجداد غارنشینمان بزنیم و بعضی از کارهایی که ضامن سلامتی شان بوده است را یاد بگیریم. زنان برای تهیه غذا، پوشاک و همه امور زندگی بیشترین انرژی را صرف می کردند. مردان بر روی زمین های کشاورزی با استفاده از قدرت جسمانی خود کار می کردند. به تدریج تکنولوژی و ماشین آلات صنعتی به کمک انسان ها آمد و کارها آسان شد و بهره وری از زمین های کشاورزی بالا رفت. به شکلی که امروزه، ماشین ها در همه بخش های زندگی ما مشاهده می شود و حتی در موقعیت های خطرناک صنعتی، نظامی و کشاورزی، ربات ها سهم قابل توجهی در آسان کردن کارها به عهده دارند. ولی در کنار همه این پیشرفت ها، جسم انسان به فراموشی سپرده شد. بدن ما به شکلی طراحی شده که باید برای تک تک عضلات و جزء جزء بدن فعالیت و تحرک لازمه را داشت.
درگذشته های دور، مراکز ورزشی وجود نداشته و نیازی هم نبوده، ولی این روزها، تنها جایی که می توانی جسم خود را قدرتمند کنی، مراکز ورزشی است البته اگر بتوانی ساعتی از روز را به آن اختصاص دهی که قطعاً باید به هزینه ها هم توجه کنی در غیر این صورت راهی برای سلامت جسم خود در نظر ندارید. باید بتوانید مکان و زمانی را برای این کار اختصاص دهید و اگر این دو فاکتور را نتوانید در زندگی تان هماهنگ کنید، سلامتی شما به خطر می افتد. به راستی چرا خطر، زندگی روزانه ما را تهدید می کند!؟ چون در طول زندگی کاری باقی نمانده تا با استفاده از قدرت بدنی، انجام دهی؛ همه کارها توسط ماشین انجام می گیرد. یکی از تمرین های ورزشی که گروه زیادی از عضلات را به کار می گیرد، حرکتی است شبیه به تبر زدن. درواقع این حرکت با سیم کش و دستگاه ها در سالن های بدن سازی انجام می شود و همان عضلاتی را فعال می کند که پدران ما هنگام خرد کردن چوب عضلاتشان هم ورزیده می شد البته این حرکات نمایشی نبوده و برای خرد کردن چوب و گرم کردن خانه و پختن غذا، استفاده می کردند. ولی ما باید برای قدرتمند نگاه داشتن جسم خود از حرکات جایگزین استفاده کنیم چون جسم ما نیاز به قدرتمند شدن دارد و به همین دلیل از مراکز ورزشی کمک می گیریم. سوارکاری، شنا، دویدن و تیراندازی، جزء امور روزمره بوده نه کار تشریفاتی و وقت گیر؛ همه انسان ها به نسبت نیاز و شرایط اقلیمی حاکم بر محیط زندگی­شان از هرکدام این امور برای گذران زندگی استفاده می کردند و نیاز به مکان خاص یا صرف هزینه های گزاف هم نبوده است. ولی امروزه باید و تاکید می کنم باید به تقویت جسم پرداخت و حتی بیشتر از زمان های گذشته. یک مسئله مهم که باید همیشه به خاطر بسپارید این است:

جسم ضعیف = افسردگی

این مقدمه ای بود برای ملزم کردن خودمان به ورزش و تحرک. با هر سیستمی و هر نوع ورزشی که دوست دارید به این امر مهم، بپردازید و اگر از بیماری جسمانی خاصی مثلاً کمردرد رنج می برید حتماً ابتدا از ورزش های درمانی در آب استفاده کنید و سپس به سمت دیگر رشته های ورزشی بروید. شاید فکر کنید که وقت کافی ندارید و یا رفتن به یک باشگاه ورزشی هزینه زیادی می خواهد! این جواب برای شانه خالی کردن از ورزش کردن کافی نیست. در جواب این افراد همیشه چند مسئله را گوشزد می کنم:

۱- مدیریت زمان را یاد بگیرید ۲- پیاده روی یا دویدن در پارک نیاز به صرف هزینه ندارد ۳- هزینه درمان بسیار گران تر است.

از بهترین ورزش هایی که می تواند به حفظ تناسب اندام شما کمک کند و درنتیجه سلامتی شما را بیشتر تضمین نماید، پیاده روی است. پیاده روی یکی از مفیدترین، در دسترس ترین و کم هزینه ترین ورزش ها محسوب می شود که به راحتی می توانید آن را در برنامه روزانه زندگی خود جای دهید و با داشتن برنامه غذایی مناسب قبل و بعد از پیاده روی حتی در حین آن میزان کاهش وزن خود را از طریق این فعالیت فیزیکی مناسب به حداکثر برسانید. البته این در صورتی است که مفاصل و زانوی خود در سلامت کامل باشد. در غیر این صورت بهترین جایگزین آن راه رفتن در آب می باشد. حتی اگر از وزن بالایی برخوردار هستید، اصلاً قدم زدن بر روی سنگ فرش خیابان و پارک را توصیه نمی کنم، زیرا در این صورت با آسیب جدی روبرو خواهید شد.
اگر برای ورزش کردن خود با هزاران دلیل منطقی روبرو هستید ولی با دلایل کافی از انجام آن طفره می روید، مشکل را در جای دیگر جستجو کنید و به نظر من باید دلیل نداشتن انگیزه کافی و برنامه ریزی یک زندگی شاد را در خودتان پیدا کنید. تجربیات نشان می دهد، انسان ها هرچقدر زندگی راحت تری دارند، انگیزه کمتری برایشان باقی می ماند. شاید به این دلیل است که بعضی از انسان ها هدف خود را در این دنیا درک نکرده اند و فقط رفع نیازهای مادی برایشان مهم ترین کارشده و رفاه بیشتر به بی انگیزه کردن زندگی اشان منجر شده، بنابراین نیاز است که دیدگاه خود را در زندگی بررسی کنید و از خود سوال کنید خوب! بعد از همه این ها چه چیزی برای انجام دادن باقی می ماند؟

جایی هست که جز تو هیچ کس نمی تواند آن را پر کند. کاری هست که جز تو هیچ کس قادر به انجامش نیست

پس در ابتدا بهتر است با یک آزمایش کامل، وضعیت جسمانی ات را بررسی کنید. گاهی اوقات با مصرف ویتامین و درمان کم خونی، به نتایج حیرت آوری می رسی. شاید تعجب کنید که این چه ربطی به نداشتن انگیزه برای زندگی دارد ولی من به شما توصیه می کنم که فقط کافی است امتحان کنید!!

نظرات کاربران درباره کتاب زندگی را بنوشیم