Loading

چند لحظه ...
کتاب مرد توی زیرزمین خانه‌‌ام

کتاب مرد توی زیرزمین خانه‌‌ام

نسخه الکترونیک کتاب مرد توی زیرزمین خانه‌‌ام به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۷,۵۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب مرد توی زیرزمین خانه‌‌ام

والتر موزلی رمان مرد توی زیرزمین‌ خانه‌ام را در سال ۲۰۰۴ به روی کاغذ آورد و به سال ۲۰۱۶، جایزه‌ی ادبی ادگار آلن پو را دریافت کرد. پیرنگِ مرد توی زیرزمین خانه‌ام خیلی ساده آغاز می‌شود: مردی جلوی در خانه‌ات ظاهر شده و می‌خواهد زیرزمین‌ات را اجاره کند، اما ادامه و پایان آن... فقط می‌توانیم بگوییم؛ به این سادگی‌ها نیست. این رمان، اگرچه ابتدا اثری معمایی به‌ نظر می‌رسد، اما در مسیر داستان، خواننده را در برزخی میان نثر مختص ژانر معمایی و مجموعه‌ای از تمثیل‌های کافکایی سرگردان می‌کند. والتر موزلی در این اثر، برای نمایاندن فرایند سقوط اخلاقی راوی، با رویکردی بی‌رحمانه، نوعی سرگیجه‌ی فکری در خواننده ایجاد می‌کند. قلم وی به‌گونه‌ای حرکت کرده که هرگونه تلاش ذهنی خواننده را در راستای هم‌دردی با راوی عقیم بگذارد. در حقیقت، راوی و شخصیت اصلی داستان، دقیقاً به ‌اندازه‌ی هر یک از ابناء بشر، و نه بیشتر، از سوی خواننده حس همدردی دریافت می‌کند.

ادامه...

مشخصات کتاب مرد توی زیرزمین خانه‌‌ام

  • ناشر نشر هیرمند
  • تاریخ نشر ۱۳۹۶/۱۰/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.42 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۵۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب مرد توی زیرزمین خانه‌‌ام

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب مرد توی زیرزمین خانه‌‌ام

اول باید بگم کتاب سلیقه ایه و حتی ممکنه شاهکارهای ادبیات جهان رو یه عده نپسندن.ولی من از این کتاب بشدت خوشم اومد خیلی نثر جذاب و گیرایی داره به طوری که سر کار بودم ولی کتاب رو یک روزه تمومش کردم کتاب دوس داشتنی بود وقتی میخونیش دوس نداری زمین بذاریش یه ماجرای جذاب که مطمئنن شما رو تا آخر با خودش همراه میکنه هر چند یه جاهایی مطمئنم که از سانسور بی نصیب نمونده برشی از کتاب پدرم جای مبهمی در خاطراتم داشت.با پوستی تیره تر از مادرم و بدنی چغر.چاق نه،اما مثل تنه ی درخت استوار بود.دستانی پهن داشت و مثل غول غصه ها میخندید.هیچ کس انتظارش را نداشت که ناغافل سر بگذارد و بمیرد؛به خصوص من. شاید اگر انتظارش را داشتم ،تا وقتی زنده بود ،موشکافانه تر نگاهش میکردم و دقیق تر به حرفهایش گوش میدادم.به این ترتیب او با رفتنش یک حفره ی بزرگ در حافظه من ایجاد کرد؛حفره ای مالامال از حسرت.
در ۲ سال پیش توسط akbar kh13 ( | )
من این کتاب رو خیلی پسندیدم
در ۱۱ ماه پیش توسط shi....62 ( | )
داستان بدی نداشت و تا حدی جذب می کرد. حدودا کتاب یک دسته و خیلی نقطه اوج نداره و بیشتر مکالمات بین دو شخصیت اصلی و تفکرات شخصیت اصلی مورد توجه قرار گرفته بود تا تعریف یک داستان
در ۲ سال پیش توسط امیر سلیمانی ( | )