فیدیبو نماینده قانونی انتشارات آوین و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب گنج درونی شما چیست؟

کتاب گنج درونی شما چیست؟
آن کار شگفت‌انگیزی که برای انجامش متولد شده‌اید را کشف کنید

نسخه الکترونیک کتاب گنج درونی شما چیست؟ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب گنج درونی شما چیست؟

هر از گاهی کتابی بیرون می‌آید که واقعا می‌تواند به مردم کمک کند. اگر شما یکی از آن افرادی هستید که احساس می‌کنند ار کار خود ناراضی هستند یا نمی‌دانند که وقتی بزرگ شدند می‌خواهند چکار کنند. این کتاب را بخوانید. تمرین‌های آن را انجام دهید و شاهد تغییرات زندگی خود باشید.

  • ناشر انتشارات آوین
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 2.67 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۶۸ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب گنج درونی شما چیست؟

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



وقتی تازه به دانشگاه رفته بودم دی جی شدم و سرانجام آنقدر ماهر شدم تا در کلوپ های ایلینویز اجرا کنم. این مساله باعث شد اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل ۱۹۹۰ با برخی از بزرگترین دی جی ها از جمله بد بوی بیل(۲) و جولین جامپین پرز(۳) روی یک صحنه اجرا داشته باشم.
در سن ۲۰ سالگی، فانکی پیکل(۴) را در کاربوندال ایلینویز، درست بیرون دانشکده ایلینویز جنوبی باز کردم. پیکل مفهومی منحصربفرد بود؛ یک کلوپ شبانه غیرالکلی در وسط کلوپ های شبانه الکلی کاربوندال. این کار در نگاه اول اشتباه بزرگی بنظر می رسید، اما درواقع برنامه ای برای آن داشتم.
می دانستم که نوجوانان محلی گزینه های بسیار کمی برای تفریح داشتند. پس از ۸ بعدازظهر تا ۱۱:۳۰ شب به افراد زیر ۱۸ سال سرویس می دادیم. ساعت ۱۱:۳۰ تعطیل می کردیم، به تمیزکاری می پرداختیم و دوباره در نیمه شب کلوپ را باز می کردیم و تا ۶ صبح به افراد بالای ۱۸ سال سرویس می دادیم.
طبق قوانین شهر، برخی کلوپ ها می بایست ۱:۳۰ بامداد تعطیل کنند. با اینکه ما مجوز نوشیدنی های الکلی نداشتیم می توانستیم تمام شب باز باشیم و مشتریان زیادی داشتیم. سرانجام با شریک تجاری خود به مشکل خوردم اما با این موفقیت اولیه، آتش کارآفرینی من شعله ور شد.
از آن زمان به بعد چندین کسب و کار میلیون دلاری در حوزه های مختلف ایجاد کرده ام از جمله شرکت لیکور بای وایر (که ابتدا به عنوان یک شرکت کاتالوگ آغاز بکار کرد و سپس در سال ۱۹۹۳ فروشگاه الکترونیکی کامپیوسرو(۵) راه اندازی شد و ۱۹۹۵ به یکی از نخستین وبسایت های تجارت الکترونیک تبدیل شد)؛ لیکور دات کام (بعنوان موسس و رییس)؛ و بولد دولوپمنت(۶) (یک شرکت توسعه املاک با تمرکز بر استفاده دوباره و متفاوت) که من راهکارهای خلاقانه ای را در هرکدام بکاربرده ام.
همه ی فعالیت های اقتصادی من نتیجه بخش نبوده اند و افت و خیزهای بزرگی را تجربه کرده ام. ورشکستگی، طلاق و افسردگی را از سر گذرانده ام. اما دوباره عاشق شده ام، دارای سه فرزند خارق العاده شده ام و شرکت های بسیار موفقی ساخته ام.
سال ۱۹۹۷ با همسرم لنا ازدواج کردم و سه پسر فوق العاده دارم. عشق بهترین آموزگار زندگی است. عشق نیازمند صبوری، مهربانی و ازخودگذشتگی است؛ رفتارهایی که همیشه بصورت طبیعی همراه من نیستند اما هرروز روی آنها کارکرده ام. با اینکه اغلب دچار اشتباهاتی می شوم، دیدن نگاه ناامیدانه در چشمان کسی که دوستش دارم همیشه مرا به نقطه تمرکزم بازمی گرداند.
از آگوست ۲۰۰۰ نزد یکی از استادان بزرگ به نام کارلسون گریسی کوچک و مرحوم کارلسون گریسی بزرگ آموزش جیوجیتسوی برزیلی دیده ام.
کارلسون گریسی کوچک یک قهرمان است، ۱۰ مسابقه قهرمانی جیوجیتسوی برزیلی را برنده شده و عضو خانواده ای است که جیوجیتسوی برزیلی را روی نقشه جهانی قرارداد. اگر با جیوجیتسو آشنا نیستید، یک تکنیک مبارزه است که در آن هدف این است که حریف را مجبور کنید تسلیم شود. این ترغیب ماهرانه در نتیجه گرفتن گردن یا اجرای فن روی اندام زیرین صورت می گیرد (به بازو، پا، زانو، آرنج شکسته و غیره فکر کنید). گرفتن گردن تا مرز بیهوشی و پیچیده شدن اندام زیرین در جهت هایی که هرگز فکرش را هم نمی کنید در انسان امکان پذیر باشد باعث شده انسانیت و احترام را به دردناک ترین روش ها بیاموزم.
در اوایل سال ۲۰۰۹، همه چیز تغییر کرد. ناپدری ام که از ۱۰ سالگی مرا بزرگ کرده بود در بستر مرگ بود. بیماری که سالها با آن جنگیده بود در حال پیروز شدن بود. همانطور که کنار هم نشسته بودیم دست او را گرفتم. اگرچه دیگر نمی توانست سخن بگوید، باوردارم که از طریق اتصال فیزیکی با من گفتگو کرد.
چشم اندازی از مراسم تدفینم از جلوی چشمانم گذشت. در همان حال که در تابوت تاریک و نمناک داخل زمین گذاشته می شدم، می توانستم کلماتی را از اطراف قبر بشنوم: «استیو اولشر اینجا زندگی می کند. او زندگی خود را وقف دویدن دنبال دلار کرد.» این تمام چیزی بود که گفته شد.
این ندای بیدارکننده ی بزرگی بود که با نیروی ضربه به سرم وارد شد. شروع کردم به فکر کردن در مورد کارهایی که در پایان زندگی می توانستم به آنها نگاه و افتخار کنم. جالب اینکه هیچ کدام آنها ارتباطی با پول درآوردن نداشت.
همیشه این حس را داشتم که باید کار فوق العاده ای انجام دهم. چشم انداز مراسم تدفین مرا روشن کرد، مسیری که ساخته بودم مرا از استعدادهای طبیعی ام دور می کرد. به من گفته شده بود مسیرم را عوض کنم. با آن لحظه ای روبرو شدم که اکنون آنرا تصمیم گیری می نامم. لحظه ای اساسی از حقیقت که می تواند شما را به یکی از این دو مسیر هدایت کند:
  • مسیری جدای از احترام به شخصی که واقعا هستید، یا
  • مسیری که به بهترین نحو مطابق وجود اصلی شما است و به خود فردای تان اجازه می دهد به عقب بازگشته و از خود کنونی تان سپاسگزاری کند.
از آن زمان آموخته ام که تفاوت زیادی بین خوب زندگی کردن و زندگی بخاطر پول در آوردن وجود دارد.
اشتباه نکنید؛ هرکدام از ما مستحق یک زندگی شگفت آور هستیم. شما مجبور نیستید بخاطر هزینه کردن برای چیزی که ارزشش را دارید عذرخواهی کنید یا همانند یک هنرمند قحطی زده از زندگی کناره گیری کنید به این دلیل که مجبور به ایجاد هنر هستید. اگر یک ورزشکار بتواند با ضربه زدن به توپ بوسیله یک چوب میلیون ها دلار بدست آورد، چرا یک هنرمند نباید نقاشی، کتاب یا نمایشنامه هایی که مطابق سلیقه بازار است را میلیون ها دلار بفروشد؟ و اگر پول برای تان مهم نیست آنرا ببخشید و به خیریه مورد علاقه تان بدهید.
سرانجام، همگی ما توسط بند مشترک انسانیت مان ملزم به دنبال کردن مواردی هستیم که نه فقط موفقیت مالی برای ما دارند بلکه می توانند اثر مثبتی هم بر جامعه، کشور و جهان ما بگذارند. از زمان آغاز تغییرم آموخته ام که موهبت شهودی خود را در آغوش گرفته و توسعه دهم تا به افراد در یافتن گنج درونیشان کمک کنم. دنبال کردن این مسیر باعث شده
  • در فیلم پرفروش کلیددار با جک کنفیلد، جان گری و مارسی شیموف بازی کنم
  • کارگاه کشف دوباره را تاسیس و اداره کنم که بسیاری از شرکت کنندگان آنرا رویدادی اساسی در زندگی خود توصیف کرده اند
  • تاسیس و میزبانی رادیوی کشف دوباره، نمایشی اختصاصی در مورد ساختن رهبرانی قدرتمند که تفاوتی اساسی ایجاد می کنند
  • نوشتن کتاب پرفروش سایت آمازون و کتاب سال یو اس ای بوک نیوز در حوزه کتابهای کمک به خود، سفری به خود شما: راهنمای گام به گام تبدیل شدن به آن چیزی که برای انجام آن متولد شده اید
  • نوشتن کتاب سال فناوری کسب و کار، بزرگان اینترنت: متخصصان برجسته دنیا می گویند چگونه بصورت آنلاین سود کنید
  • تاسیس و میزبانی برنامه زنده بزرگان! نخستین کارگاه اینترنتی، موبایل و بازاریابی که بهترین افراد دنیا را گردهم می آورد تا دانش خود را به اشتراک گذاشته و به شرکت کنندگان کمک کنند از اطلاعات آنها برای تغییر زندگی خود استفاده کنند
  • رهبری چرخه ۱۰ که یک برنامه ی مشاوره خصوصی ۱۲ ماهه است که به کارآفرینان قدرت می دهد درآمدی که مستحقش هستند و سبک زندگی که می خواهند را بدست بیاورند
  • شرکت در شبکه های تلویزیونی ABC و FOX و بیش از ۳۰۰ برنامه رادیویی از جمله برنامه های ملی با میزبانی لو دوبس، جیم بونان و مانکو مولر
شاید مهمتر از همه این باشد که اکنون فرصت دارم با تمام گروه های سنی صحبت کنم و هنگامی که رویای ساختن زندگی پر از موفقیت و شادی را در سر می پرورانند نور را در چشمان آنها ببینم.
هدف از گفتن این موارد پررنگ کردن زندگی خودم نیست، بلکه می خواهم اشتیاق خود به نوشتن این کتاب را توضیح دهم. این تجربیات زندگی است که باعث نوشتن این کتاب بی پرده و صادقانه و اشاره به جنبه هایی در مورد رشد شخصی شده است.

لطفا از میانبر استفاده کنید

من کتاب گنج درونی شما چیست؟ را نوشتم چون می خواستم بخاطر داشتن موهبتی جشن بگیرید که منحصر به شما است، استعدادهای خاص خود را با دنیا به اشتراک بگذارید و تبدیل به شخصی شوید که برای آن زاده شده اید.
طی ۲۵ سال گذشته تمرینات، نظریات و اصولی را توسعه داده و اصلاح کرده ام که در این صفحات آنها را خواهید یافت. آنها برگرفته از تجربیات شخصی (و اغلب دردناک) من هستند. اشتباهاتی کرده ام و از نتایج اجتناب ناپذیر آنها رنج هایی کشیده ام که شما دیگر مجبور نیستید آنها را تحمل کنید.
من کاملا باوردارم که باید از تلاش ها و آزمون های دیگران درس بیاموزیم. خوش شانس بوده ام که از راهنمایی آموزگاران بزرگی استفاده کنم. امیدوارم به من اجازه دهید راهنمای شما باشم.
روش منحصربفرد من خرد باستانی (مثلا برگرفته از بودا، لائوتزه و کتاب مقدس) را با درس های انقلابی استادان مدرن (مثل جک ولش، دیوید آلن و لری وینگت) ترکیب می کند. این تکنیک ها در ترکیب با تمرینات منحصربفرد و راهکار فردی من برای دستیابی به تغییر دایم و مثبت، سیستمی اثبات شده برای پیشرفت نهایی در کسب و کار و زندگی است.
برای کمک به شما در فرایند کشف، در بخش هایی از کتاب داستان ها و معادلات کامل شده ی گنج درونی را خواهید یافت مربوط به اعضای برنامه خصوصی مربیگری من (چرخه ۱۰) و فارغ التحصیلان کارگاه کشف دوباره که با استفاده از این سیستم زندگی خود را تغییر داده اند. شما نیز معادلات کامل شده گنج درونی افرادی را خواهید یافت که با کار آنها آشنا هستید مانند جک کنفیلد، کریس بروگان، مارسی شیموف، گای کاوازاکی، و ماری اسمیت، که با آنها نشستم تا گام های کلیدی مسیر کشف آنها را مورد بحث قرارداده و گنج درونی آنها را با دنیا به اشتراک بگذارم.
همانطور که پیشتر اشاره کردم، گنج درونی شما شامل سه عنصر به هم وابسته است. برای اینکه تمرکز روشنی روی گنج درونی خود داشته باشید، پیشنهاد می کنم بیانیه راهنمای دقیقی بنویسید که آن عناصر را خلاصه کند. شکل ۱.۲ مثالی از یک معادله کامل شده ی گنج درونی را نشان می دهد.



شکل ۲. نمونه معادله گنج درونی

این کتاب به شما می آموزد چگونه معادله گنج درونی خود را بنویسید. همچنین میانبرهای قدرتمندی را به شما معرفی خواهد کرد که می توانید بلافاصله استفاده کنید تا در جهت زندگی که استحقاقش را دارید حرکت کنید.
البته کاری که شما باید انجام دهید فقط به خواندن خلاصه نمی شود؛ باید تمام تمرینات این کتاب را انجام دهید و از ابزارهای آن استفاده کامل کنید. به قول جیم ران، نویسنده و سخنگوی انگیزشی که به ایجاد شغل های «توسعه شغلی» ازجمله آنتونی رابینز و مارک ویکتور هانسن کمک کرده «نمی توانید شخص دیگری را استخدام کنیدتا به زور شما را هل دهد.»
هنگامی که خواندن کتاب را به پایان برسانید، درک کاملی از هدف زندگی خود و اشتیاقی فراوان و تمرکز زیاد برای بدست آوردن آن خواهید داشت. پس از آن اگر تلاش کردید تا گنج درونی خود را به بار بنشانید، از پاداش های بیکران احساسی و مادی آن لذت خواهید برد.

این کتاب چگونه سازماندهی شده است

گنج درونی شما چیست؟ در سه بخش نوشته شده است
بخش ۱ به شما قدرت می دهد تا اساس را ایجاد کنید و نشان می دهد چگونه چهار مرحله یادگیری بر کیستی شما و علت انجام کارهای تان اثر می گذارد. می آموزید چگونه لنگرهای عمیقی در روح خود ایجاد کنید که شما را در مسیر نگه دارند (تا در مقابل باد یا توسط نیروهای بیرونی از مسیر منحرف نشوید). به قدرت سهمگین درونی خود دست خواهید یافت و می آموزید نواحی مشخصی از زندگی خود را با چنان استادی اداره کنید که برای دیگران معجزه بنظر برسد.

بخش ۲ به شما می آموزد چگونه به تغییر دایمی و مثبت دست یابید و با هفت اصل تغییر دهنده زندگی آشنا می شوید (S.L.A.P). هر اصل راهبردهای قدرتمندی برای زندگی دارد و در ایجاد راهنماهای روشن برای زندگی با اعتقاد راسخ و هدف به شما کمک می کند. دام هایی که در بسیاری از مواقع برسر مسیر برتری قرار گرفته را بررسی خواهید کرد و موثرترین روش ها را برای دستیابی به اهداف می آموزید.

بخش ۳ با آموزش چگونگی پاسخ دادن به این پرسش کلیدی: گنج درونی شما چیست؟ شما را راهنمایی می کند تا تبدیل به شخصی شوید که برای آن متولد شده اید. شناسایی گنج درونی خود و اجازه دادن به آن برای راهنمایی شما به سوی آینده، شما را به آزادی ورای آنچه که تجربه کرده اید می رساند. همچنین می آموزید که پس از کشف گنج درونی خود چه کاری باید انجام دهید و چگونه درک واضحی بدست آورید از اینکه که هستید و برای انجام چه کاری به دنیا آمده اید و چگونه به بزرگی ذاتی خود دست یابید.

چه چیز بدست خواهید آورد

با خواندن کامل این کتاب می توانید
  • موانع گذشته خود را دور انداخته و با خودواقعی تان دوباره مرتبط شوید.
  • از استعدادهای طبیعی خود بهره گرفته، اصلی ترین استعدادهایی که برای عالی بودن در آنها ساخته شده اید را بهبود ببخشید.
  • موانعی که ناخودآگاه ساخته اید را کشف و حذف کنید.
  • تغییر اساسی در پایین ترین سطوح وجود خود را درک کنید؛ تغییری که از تفکرات و اعمال شما جداناپذیر خواهد شد.
  • گنج درونی خود را شناسایی کرده و طرح عملی برای به اشتراک گذاشتن گنج درونی خود با دنیا ایجاد خواهید کرد.
  • مقصود زندگی، اهداف خود و عواملی را شناسایی کنید که مشوق و الهام بخش شما خواهند بود.
  • به صلح و کامیابی دست یابید.
من قویا باوردارم که جاده همان مقصد است و سفر مقصد می باشد. گنج درونی شما چیست؟ جستجویی است برای ارزشمندترین مقصدها یعنی خود واقعی شما.
بیایید سفر را آغاز کنیم.

تقدیم به
تقدیم به افراد بی باکی که با رهاسازی مناسب، گنج درونی خود را دنبال می کنند و اشتیاق شدیدی برای اثرگذاری بر کسانی دارند که در این زندگی با آنها شریک هستند و همچنین افرادی که جزو نسل های آتی هستند

جهان منتظر شما است.
استیو اولشر

تقدیم به
همسر عزیز و مهربانم که همیشه یار و یاورم بوده و هست؛
پیمان بیگدلی عزیزم که در بازبینی این کتاب همکاری کرد؛
و آنهایی که در مسیر کشف گنج درونی خود و اثرگذاری برجهان هستند.

پیش گفتار مترجم

همه ما برای انجام کاری ساخته شده ایم یا بهتر بگویم به این دنیا آمده ایم، خواه آنرا ماموریت بنامیم یا گنج درونی یا هر نام دیگری که شما بر آن بگذارید. در هر صورت این موهبت در درون ما وجود دارد. برخی افراد از همان ابتدا می دانند که برای کاری ساخته شده اند و در مقطع زمانی مناسب آنرا می یابند. برخی دیگر هرگز بدان دست نمی آیند و تمام عمر را همچون مرغی سرکنده به این طرف و آن طرف می دوند، شغل خود را عوض می کنند و تغییرات دیگری در زندگی خود ایجاد می کنند تا بلکه آن حس کمبود را جبران کنند غافل از آنکه هرگز بدان دست نخواهند یافت، چون نمی دانند که چه می خواهند و به دنبال چه باید باشند. اما برخی دیگر تلاش می کنند به گوهر وجود خود دست یابند و پیوسته به دنبال راه رسیدن به آن هستند.
کتابی که پیش روی شماست در حقیقت راهنمایی گام به گام و بسیار ساده برای شناسایی و دست یابی شما به گنج درون تان است، آن کاری که برای انجامش قدم به این دنیا نهاده اید، همان کاری که وقتی به آن دست یابید هم از زندگی و کارتان لذت خواهید برد و هم به ثروت دست خواهید یافت.
گام به گام با مراحل این کتاب پیش بروید و در نهایت خواهید دید که چه قدرت شگرفی در درون شما نهفته است. آن را بیابید، بکارگیرید و به خواسته های تان دست یابید.

با آرزوی موفقیت روزافزون
مترجم

پیشگفتار نویسنده

من تنها یکی هستم،
اما همچنان یکی هستم.
نمی توانم همه کاری را انجام دهم،
اما می توانم برخی کارها را انجام دهم؛
و چون همه کاری نمی توانم انجام دهم،
از انجام دادن آن چیزهایی که می توانم خودداری نخواهم کرد.

ادوارد اورت هیل

آیا تابحال به این موضوع اندیشیده اید که چرا ما اینقدر داستان سیندرلا، خدمتکاری که به یک پرنسس تبدیل شد را دوست داریم؟ یا داستان لوک در آسمان راه می رود، پسر مزرعه دار فروتنی که تبدیل به ناجی کهکشان شد؟
اگر عمیقا در مورد داستان های آنها فکر کنید، متوجه می شوید با اینکه دستخوش تغییرات بزرگی می شوند اما شخصیت آنها از یک شخص به شخصی کاملا متفاوت تغییر نمی کند.
درعوض آنها با بزرگی ذاتی خود اقدام می کنند که براثر سختی های دوران کودکی متوقف و توسط شرایط سخت دفن شده است. هرچند آنها طی دوره ماجراجویی هایشان می آموزند موانع گذشته را کنار زده و به خود واقعی شان تبدیل شوند؛ رهبران، اشخاصی الهام بخش و قهرمانان.
پیام اصلی این داستان ها طنین بزرگی برای همه ما دارد. وقتی سختی های زندگی را تحمل می کنیم، تمایل داریم تماس خود با بزرگی درونمان را قطع کنیم. شروع می کنیم به سازش های ناخوشایند، راضی شدن به کم و تبدیل شدن به افرادی متفاوت از خود عمیق ترمان.

گنج درونی شما چیست؟ به شما قدرت می دهد مثالهای سیندرلا و لوک را دنبال کنید. اگر با جدیت تمرین های این کتاب را انجام دهید پتانسیل واقعی خود را کشف خواهید کرد و به کسی تبدیل خواهید شد که متولد شده اید تا باشید، و به موفقیت و پیروزی ژرف دست یابید.
این مساله نه فقط به سود شما، بلکه به سود تمام کسانی خواهد بود که با شما در تماس هستند. وقتی این کار را انجام دادید و بارسفر بستید، جادوی اثرگذاری مثبت بر تعداد زیادی از افراد را خواهید داشت.
مثال های این فرایند ورای افسانه ها است. سفرهای ماهاتماگاندی، مادر ترزا و دکتر مارتین لوترکینگ، سه نفر از محترم ترین و تاثیرگذارترین افراد قرن اخیر را درنظر بگیرید.
هیچکدام از آنها پولدار یا قدرتمند به دنیا نیامدند اما هرکدام برای دستیابی به موهبت های طبیعی از طرح اولیه شخصی خود استفاده کردند؛ بهترین راه یا وسیله استفاده از آن موهبت ها را تعیین کردند؛ متوجه شدند که مخاطب اصلی آن موهبت ها چه کسانی هستند و سپس از بهشت و آسمان گذشتند تا آن موهبت ها را با جهان تقسیم کنند.
به عبارت دیگر، آنها گنج درونی خود را کشف کردند با تعهد به گنج درونی خود پایبند شدند و پشتکار به خرج دادند تا مزایای گنج درونی خود را به افرادی که بیشتر به آن نیاز داشتند ارایه کنند.
این مسیری است که از آغاز بشریت برای دستیابی به موفقیت های چشمگیر دنبال شده است. این مدلی است که می توانید و حتما باید از آن استفاده کنید.
کشف کردن گنج درونی به سه مرحله نیاز دارد:
شناسایی موهبت های طبیعی که خدا به شما داده.
شناسایی بهترین وسیله برای تقسیم کردن موهبت های تان با جهان.
شناسایی مخاطبان خاصی که بیشترین سود را از موهبات های شما خواهند برد.
پس از این اکتشافات، می توانید با بیان آنها بصورت خلاصه که نقش جملات راهنمای زندگی شما را بازی خواهند کرد، تمرکز خود را حفظ کنید.
اگر تاکنون گنج درونی خود را کشف نکرده اید نگران نباشید؛ وقتی خواندن این کتاب را به پایان برسانید آنرا کشف خواهید کرد و در همین حین، دیگر تنها نیستید.
حقیقت غم انگیز این است که بیشتر افراد بدون برداشتن حتی یکی از این گام ها برای پیشرفت شخصی به بستر مرگ می افتند؛ آنها در تشخیص اینکه برای دستیابی به هدفی شگفت انگیز به زمین آمده اند شکست می خورند.
تعداد کمی دو گام را به انجام می رسانند و درصد بسیار بسیار کمی از افراد هر سه مرحله را به انجام خواهند رساند.
تا حدی به همین دلیل است که بیشتر افراد به افراد مشهوری که بنظر می رسد «زندگی رویایی» دارند غبطه می خورند. غیر از این چگونه می توان محبوبیت عظیم نمایش هایی را توضیح داد که در مورد موفق شدن در هالیود هستند یا اینکه توضیح داد چرا برخی افراد ساعت ها زیر باران می ایستند تا نگاهی به یک فیلم یا یک ستاره تلویزیونی بیاندازند؟
ما بصورت طبیعی جذب افرادی می شویم که باورداریم بهترین زندگی را دارند: افرادی که بر روح ما اثر می گذارند، الهام بخش اعمال ما هستند و براساس گنج درونی خود زندگی می کنند.
خبر خوب این است که برای پیوستن به جرگه ی آنهایی که «زندگی رویایی» دارند هیچ راز خاصی وجود ندارد که مجبور به کشف آن باشید. کل کاری که برای دستیابی به شادی و شکوفایی باید انجام دهید کشف گنج درونی تان، تلاش مجدانه و تقسیم کردن موهبت های تان با جهان است.
واقعا کار ساده ای است. جهان منتظر شما است.

خرد کیورلی

راه های زیادی برای تشریح گنج درونی شما وجود دارد. یکی از محبوب ترین های راه های من را می توانید در فیلم زرنگ های شهر ۱۹۹۱ پیدا کنید.
در این فیلم، میچ رابینز (که نقش آن را بیلی کریستال بازی کرده) از زندگی شلوغ خود در منهتن خارج می شود تا برای تعطیلات به مزرعه ای شخصی در روستا برود تا «خود را پیدا کند» و در نیمه عمر مسیر خود را بیابد. طی این سفر، او با کیورلی واش بورن(۱) (که جک بالانس نقش آن را بازی کرده) ملاقات می کند که نماینده تمام چیزهایی است که میچ ندارد: سبک بار، سفت و محکم و مهمتر از همه متمرکز.
در طول زندگی هزاران فیلم دیده ام اما تنها تعداد انگشت شماری از آنها واقعا اثرگذار بوده اند. آنچه که از فیلم زرنگ های شهر بیشتر در ذهن من مانده صحنه ای بود که ناگهان بطرز عجیبی عمیق بنظر رسید، اما تا سالها بعد به معنای کامل آن پی نبردم.
در آن صحنه کیورلی و میچ هرکدام سوار بر اسبی بودند و در مورد زندگی صحبت می کردند. اگر فیلم را ندیده اید، یک گاوچران مسن بی احساس و خشن را تصور کنید که کلاه گاوچرانی سیاه برسر، دستمال گردن قرمزی بر گردن و دستکش های سواری مشکی و سیگار روشنی بر گوشه لب دارد. صدای او گویی از زمان قدیم می آید و با اعتماد به نفس مردی سخن می گوید که تمام آنها را دیده و زندگی کرده است.
در مقابل او میچ یک فرد شهرنشین کوچک و فروتن است که کلاه بیسبال متز نیویورک برسر و پیراهن و لباس خاکی برتن دارد که احتمالا از ال ال بین رسیده بود. بهترین روش توضیح تفاوت بین آنها این سخن شیوای کیورلی است که در ابتدای فیلم به میچ می گوید: «من بیشتر از تو چرند میگم.»
در آن صحنه که بیشترین اثر را بر من داشت، کیورلی می گوید: «شما شهریا، نگران خیلی چیزای مزخرف هستین.»
میچ پاسخ می دهد: «اه!؟ زنم اساسا به من گفته بود که نمی خواد این دوروبر باشم.»
کیورلی پیش خود خندید. «اون یه کله قرمزه؟»
«من فقط میگم--»
کیورلی حرف او را قطع می کند. «چندسالته....۳۸؟»
«۳۹».
«بله. همه شما حدود یک سنی با یک سری مشکلات میاین اینجا. حدود ۵۰ هفته در سال به طنابتون گره میزنید و مشکل درست می کنین، بعد فکر می کنی دو هفته اینجا موندن اون طنابا و مشکلاتو از شما باز میکنه. هیچکدوم از شما متوجه نمیشین. میدونید راز زندگی چیه؟»
«نه، چیه؟»
کیورلی می خندد و یک انگشتش را بالا می گیرد: «این.»
«انگشت تو؟»
کیورلی همانطور که یک انگشتش را بالا گرفته می گوید «یه چیز. فقط یه چیز. به همون می چسبی و همه چیزای دیگه بی اهمیت هستن.»
میچ انگشتش را بالا نگهداشت. «عالیه. اما اون یه چیز چیه؟»
کیورلی می گوید: «این همون چیزیه که باید متوجه بشی....» و سپس می رود.
کیورلی نام آن را «یه چیز» می نامد. من آنرا گنج درونی شما می نامم. مهم نیست آنرا چه بنامید. فقط باید بفهمید چیست.

دو انتخاب شما

اکنون دو انتخاب دارید:
  • این کتاب را تا آخر بخوانید، گنج درونی خود را شناسایی کنید و آن را جلوی چشمتان قراردهید و موهبت منحصربفرد خود را با جهان تقسیم کنید، یا
  • بپذیرید که کار فعلی شما گنج درونی شما است، به بهترین وجهی که می توانید آنرا بازی کنید و دست از غرولند کردن بردارید.
شاید فکرکنید امکان ندارد مورد آخر درست باشد. برای مثال، اگر با اعداد کار می کنید، شاید به خودتان بگویید «۵۰ سال بعدی را با مشتریانی بگذرانید که با صفحه گسترده کار می کنند، بازده های مالیاتی را فایل می کنند یا برای سبد بازنشستگی برنامه ریزی می کنند؟ مطمئنا نه!»
اما اگر با استعداد ریاضی و حل معادلات پیچیده بزرگ شده اید، در آن صورت واقعا مجبور هستید حسابدار یا برنامه ریز مالی باشید.
تعداد زیادی افراد ماهر وجود داشته اند که کار خود را بصورت پاره وقت بعنوان کتابدار آغاز کرده و در نهایت در بخش مالی تلاش هایی کرده اند که میلیون ها دلار برای آنها درآمد داشته است.
لازم نیست بصورت خودآگاه این سه مرحله را برای گنج درونی خود انجام دهید تا مسیر خود را درک کنید. برخی از افراد خوش شانس بصورت طبیعی فورا آنرا می یابند درحالیکه برخی دیگر باید طی چندین سال اصلاحات زیرکانه ای انجام دهند تا به جایی که باید برسند. برخی دیگر همچنان در نقطه ای چرخش تند ۱۸۰ درجه ای انجام داده و شغل کاملا جدیدی را آغاز می کنند.
مثال آن دکتر جو آمویا از امرسون نیوجرسی است. جو ده ها هزار دلار و بیش از ۱۵ سال از عمر خود را صرف کرد تا یک کایروپراکتور شود، مطب خود را باز کند و صدها بیمار وفادار پیدا کند. اگر هشت سال پیش از او می پرسیدی حاضر است مطب را رها و کار خود را عوض کند احتمالا به شما می خندید.
اما امروز جو یک متخصص قرار و رابطه است که به زنان مجرد در یافتن عشق مشاوره می دهد.
چرا یک دکتر موفق باید از چیزی دست بردارد که برای دستیابی به آن به سختی تلاش کرده است؟ چه چیز به او قدرت داده که از ابتدا آغاز کند؟
او آن چیزی را کشف کرد که برای انجامش متولد شده بود و هنگامی که گنج درونی خود را شناسایی کرد همه چیز واقعا بدیهی شد.
***
گنج درونی شما چیزی نیست که انتخابش کنید. گنج درونی شما را انتخاب می کند.
***
برعکس، اکثریت افراد هرگز مسیر خود را پیدا نمی کنند... اکثرا به این دلیل که از تشخیص وجود آن امتناع می کنند.
حتی وقتی مشتریان به اندازه کافی علاقمند به شرکت در کارگاه هایم هستند، همیشه کسانی هستند که در مقابل این مفهوم مقاومت می کنند. آنها می پرسند:
«چطور ممکن است شخصی فقط یک چیز داشته باشد که پرقدرت عاشق انجام آن باشد؟»
«اگر من یک گنج درونی نداشته باشم چه؟»
«چرا باید وقتم را صرف کنم تا ببینم گنج درونی ام چیست؟ زندگی من خیلی هم خوب است.»
وقتی مردم در مقابل کشف کیستی خود و موهبتی که دارند مقاومت می کنند ناراحت می شوم. هرچند، بیشتر ناراحت می شوم که برخی از بهترین ذهن ها و پرحرارت ترین روح های جهان ما گنج درونی خود را کشف کرده اند اما در موقعیت هایی گیرکرده اند که آنها را از فرصت دستیابی کامل به بزرگی خودشان محروم می کند.
اگر این مطالب را روی یک صندلی راحتی، صندلی پارک در یک روز زیبا، یا در قهوه خانه محبوب خود می خوانید، نعمت های خود را بشمارید. متوجه شوید هرچیزی که می خواهید می تواند در اختیار شما باشد؛ چون شما آزادید که سرنوشت خود را دنبال کنید.
تمام بهانه ها را کنار بگذارید. سپاسگزار فرصت هایی باشید که در دسترس شما هستند، مهمتر از همه خود را آماده سفری کنید که زندگی شما را تغییر می دهد.

کمی در مورد من

من در اوانستون ایلینویز به دنیا آمدم و دوران کودکی نسبتا کوتاهی داشتم. هفت ساله بودم که والدینم از هم جدا شدند. من، برادر و خواهرم با مادرم زندگی می کردیم و مادرم به سختی تلاش کرد تا با درآمد محدود ما را بزرگ کند.
در سن ۱۰ سالگی شروع به کارکردم. همه جور کار عجیب انجام دادم؛ برف روبی، جمع کردن برگها، چمن زنی. هرکاری که درآمدی داشت آنرا می قاپیدم.
در دبیرستان یک معدل ۴ داشتم. منظورم معدل درسی نیست، منظورم این است که در هر تلاش می توانستم با دخترها قرار بگذارم. به عبارت دیگر، از هر ۱۰ دختری که می خواستم با او قرار بگذارم، بطور متوسط چهار نفر قبول می کردند.
در حقیقت این مساله برای بازیگر کوتاه مدت با موی فرفری و گوشواره حلقه ای طلایی (شکل ۱.۱) بد نبود. در دوران دبیرستان پیشخدمت بودم، بنزین زدم، ماشین تعمیر کردم، درام زدم، طبقه چیدم، در رستوان کارکردم و حتی پشت ون بلندگو فروختم.



شکل ۱. استیو در دوران دبیرستان

نظرات کاربران درباره کتاب گنج درونی شما چیست؟