فیدیبو نماینده قانونی دفتر نشر فرهنگ اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب راهنمای والدین و معلمان در تربیت وآموزش کودکان

کتاب راهنمای والدین و معلمان در تربیت وآموزش کودکان

نسخه الکترونیک کتاب راهنمای والدین و معلمان در تربیت وآموزش کودکان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب راهنمای والدین و معلمان در تربیت وآموزش کودکان

شناخت ویژگی‌ها و قوانین حاکم بر نفسانیات کودکان و نوجوانان، تشخیص و تبیین نیازهای متنوع ایشان در مراحل مختلف رشد، و اتخاذ مؤثرترین شیوه‌های تأمین این نیازها و مقابله با خلاها از اساسی‌ترین ارکان تعلیم و تربیت است. کتاب حاضر که با هدف راهنمایی اولیا و مربیان در تعلیم و تربیت کودکان که توسط برادر فاضل و متعهد و صاحب نظر جناب آقای دکتر اسماعیل بیابانگرد تألیف گردیده است از جمله منابع ارزشمند و مفیدی است که می‌تواند مورد استفاده همۀ خانواده‌ها و مربیان و معلّمان مدارس واقع گردد. مؤلف آگاه و بصیر این کتاب تلاش نموده‌اند تا برخی از مهم‌ترین مسائل تربیتی را که مبتلا به بسیاری از خانواده‌ها و مورد نیاز اغلب مربیان مدارس می‌باشد با بهره‌گیری از تازه‌ترین یافته‌های علمی در عین حال به زبان ساده و شیوۀ مؤثر و به صورت کاربردی مورد بحث و بررسی قرار داده و راهنمایی‌های لازم را ارائه نمایند.

ادامه...
  • ناشر دفتر نشر فرهنگ اسلامی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.4 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۳۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب راهنمای والدین و معلمان در تربیت وآموزش کودکان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

به نام آنکه جان را فکرت آموخت
چراغ دل به نور جان برافروخت

کودکی که به دنیا می آید به صورت بالقوه عالی ترین و کامل ترین امکانات لازم برای رشد را داراست، وی آمادگی دارد که به شایسته ترین شکل پرورده شود و سیر تکاملی خویش را طی نماید. کافی است که سالم به دنیا آمد و در شرایط خانوادگی، آموزشی و محیطی مناسب قرار گیرد تا رشد و نمو یابد. اما متاسفانه گاه این شرایط به گونه ای است که برخی از آن ها نمی توانند ظرفیت ها و توانایی های خویش را شکوفا سازند و ممکن است حتی روندی نامناسب را طی کنند و به انواع و اقسام مشکلات رفتاری مبتلا شوند.
از سوی دیگر، قطعاً هر پدر و مادری مایل است که فرزندش را خوب تربیت کند و هر معلّمی مشتاق است که دانش آموزان خود را به بهترین وجه ممکن مورد تربیت و آموزش قرار دهد. امّا این تمایل کافی نیست و اولیا و مربیان گرامی باید از مسائل تربیتی کودکان و روش های آن و شیوه تاثیرگذاری بر کودک اطلاع داشته باشند، زیرا عمل کردن بدون داشتن اطلاعات کافی نه تنها ما را به هدف نمی رساند بلکه حتی ممکن است از هدف نیز دور سازد. ما غالباً ممکن است وقتی فرزندمان به یک بیماری جسمانی مبتلا شود نه تنها مقصرش ندانیم بلکه بر بالین او بنشینیم و شبانه روز تیمارداریش کنیم و هر کاری که از دستمان بر می آید برای بازگرداندن سلامت او انجام دهیم. اما وقتی مشکل عاطفی پیدا کند، بترسد، حسادت ورزد، شب ادراری کند، دروغ بگوید و دچار افت تحصیلی شود و... نسبت به آن بی تفاوت باشیم، آزارش دهیم و تحقیرش کنیم. غافل از اینکه این مشکل و یا بیماری بسیار خطرناک تر بوده و برخوردی ظریف تر و تیمارگونه تر می طلبد..
هدف از تدوین این کتاب کمک به اولیا و مربیان است تا اهدافی را که در مورد فرزندان و دانش آموزان خود دارند بشناسند و روش هایی برای جامه عمل پوشاندن آن ها به دست آورند. این نگارش براساس چندین سال تجربه کاری مستمر با دانش آموزان، والدین و معلّمان تدوین شده است. موضوعات کتاب بر اساس نیاز اولیا و مربیان عزیز در جلسات آموزش خانواده انتخاب شده است. تلاش شده است تا مطالب به گونه ای بیان شود که خوانندگان با حداقل سود خواندن بتوانند از آن بهره ببرند. برای تحقق این هدف از دو محور اساسی، یعنی آوردن مثال های عینی و بیان توصیه های لازم در هر فصل استفاده بسیار شده است.
این کتاب حاوی سه بخش و ۱۸ فصل است. در بخش نخست موضوعات مرتبط با آموزش های مورد نیاز برای اولیا و مربیان در امر تربیت و آموزش کودکان آورده شده است. بخش دوم دربرگیرنده مهم ترین مباحث در مورد عوامل موثر در تربیت و شخصیت کودکان است و بالاخره بخش سوم به بیان ماهیت، علل و درمان چند نمونه از شایعترین مسائل و مشکلات رفتاری کودکان اختصاص یافته است.
در پایان بر خود فرض می دانم که از استاد فاضل و اندیشمند خودم جناب آقای دکتر غلامعلی افروز که کتاب را مطالعه و پیشنهادات ارزنده ای ارائه داده اند و نیز کتاب را با مقدمه راهنمابخش خود مزیّن فرمودند صمیمانه تشکر نمایم. همچنین از مسئولین و دست اندرکاران دفتر نشر فرهنگ اسلامی که در چاپ و نشر کتاب متحمل زحمات زیادی شده اند قدردانی می شود. امید است که این تحفه ناچیز مورد قبول درگاه حق و خوانندگان عزیز قرار گیرد.

بیابانگرد ـ دی ماه ۱۳۷۵

تقدیم به
پدر و مادر مهربان و صبورم که بهترین مربیانم بوده اند.

بخش اول: آموزش ها

فصل اول: اصول، ابعاد و عوامل موثر بر رشد

یکی از مسائل تربیتی بسیار مهم، آگاهی والدین و مربیان از چگونگی فرآیند رشد و تکامل کودکان و نوجوانان و به دنبال آن نقش و تاثیری است که آن ها می توانند در این فرآیند داشته باشند. هر گاه باغبانی که به پرورش گیاهی می پردازد از خصوصیات گیاه مورد نظر خود آگاه نباشد و نداند که چه نوع خاک و با آب و هوایی برای رشد گیاه او لازم است نخواهد توانست در کار خود موفق گردد. همین امر در مورد اولیا و مربیان نیز صدق می کند. پرورشکاری که از چگونگی نیروهای جسمانی، ذهنی، اجتماعی، عاطفی و اخلاقی کودکان و حد توانایی درک و یادگیری آنان در مراحل مختلف رشد بی خبر باشد و نداند چه عواملی بر ابعاد مختلف رشد تاثیر می گذارد، پرورشکار مفید و کامیابی نخواهد بود.
تعریف رشد (تحول)
رشد(۱) عبارت است از کلیه تغییر و تحولاتی که از زمان تشکیل سلول تخم تا هنگام مرگ در انسان روی می دهد. رشد حرکتی مستمر، دائمی و پیوسته بوده، گاهی آهسته و زمانی همراه با جوش و خروش است.
یکی از مفاهیم نزدیک به مفهوم رشد که با آن تفاوت دارد پختگی(۲) (رسیدگی) است. پختگی عبارت است از «تغییراتی که عامل اساسی در آن گذشت زمان همراه با تکامل و نظام یافتگی دستگاه های عصبی است و به تجربه کودک از محیط بستگی چندانی ندارد.» موجود زنده قادر نیست رفتاری را به طور کامل فراگیرد مگر اینکه به حداقلی از رشد و تکامل و آمادگی ضروزی رسیده باشد. برای مثال، رفتارهایی چون خزیدن، نشستن، راه رفتن، صحبت کردن، خواندن،... مستلزم آن است که کودک از نظر عضلانی و دستگاه عصبی رشد و نمو لازم را کرده باشد تا بتواند آن ها را فراگیرد و چنانچه قبل از رسیدن کودک به آن حداقل رشد و نمو لازم، ما بخواهیم از طریق آموزش رفتاری را در وی ظاهر سازیم، آموزش ما چندان موثر نخواهد بود. دو نکته اساسی زیر را در فرایند رشد باید توجه داشته باشیم: الف) رشد در هر فردی بدون جهت و نظم نبوده، بلکه از اصول خاصی پیروی می کند و قاعده مند است، که برخی از آن قواعد را به اختصار اشاره می کنیم.

۱. رشد از طرحی معین پیروی می کند. به عنوان مثال، رشد جسمانی از آن جهت قابل پیش بینی است که در دوره قبل از تولد، رشد اندام های موجود زنده به ترتیب انجام می گیرد. یعنی، نخست رشد سر آغاز می شود، سپس رشد تنه و در مرحله نهایی پاها رشد می کنند. همین ترتیب در دوره بعد از تولد نیز مشاهده می شود. در زمینه حرکتی و عاطفی نیز رشد کودک از الگوهای معینی پیروی می کند. مثلاً کودک ابتدا در ۵ ماهگی می تواند بغلتند، در ۷ ماهگی بخزد و در ۹ ماهگی بنشیند،... و یا در ۸ ماهگی اضطراب جدایی را در کودکان داریم که در این سن معمولاً کودکان به محض اینکه مادر و یا یک شخص مهم دیگر که بیشترین ارتباط را با کودک دارد او را در اتاق تنها گذارد، کودک حالت ها و رفتارهایی نشان می دهد که حاکی از اضطراب و ناراحتی وی است.

۲. رشد نتیجه تاثیر و کنش متقابل عوامل وراثتی و محیطی است. مجادله وراثت به محیط و یا طبیعت به تربیت مدت هاست که وجود داشته است. به این معنا که عده ای طرفدار وراثت بوده و رشد و توانایی های فرد، مثلاً هوش، را تابع و نتیجه عوامل وراثتی و ژنتیکی می دانستند، چنانکه سعدی نیز می گوید:

اصل بد نیکو نگردد چونکه بنیادش بد است
تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است

و در مقابل عده ای دیگر اهمیت را به محیط و عوامل و امکانات آن نظیر، سطح اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و تحصیلی خانواده می دهند و انسان را دست پرورده و محصول محیط می دانند، چنانکه حافظ هم می گوید:

مکن در این چمن سرزنشم به خود رویی
چنانکه پرورشم می دهند می رویم

واقعیت این است که طرح سوال فوق به این صورت که وراثت مهم تر است با محیط، بی معنی است. برای اینکه متوجه شوید چه چیزی در طرح این سوال اشتباه است مثال زیر را در نظر بگیرید. در مساحت مستطیل کدام یک مهم تر است، طول یا عرض؟ (اینجا نیز سوال بی معنی است، نه طول و نه عرض، هیچ یک چیزی را مستقل از یکدیگر انتقال نمی دهند). همین مسئله در مورد نقش وراثت و محیط در تعیین رفتار نیز مصداق دارد. آنچه مهم است این است که والدین و مربیان عزیز باید نگرش محیطی داشته باشند، زیرا این بُعد است که در اختیار ماست و قابل تغییر است. ما تاثیر چندانی بر عوامل وراثنی نمی توانیم داشته باشیم، اما با تغییر دادن روش تربیت کودک، استفاده از فنون تغییر رفتار و غنی کردن محیط آموزشی و تربیتی فرد اقدامات شایان و بسیار زیادی می توانیم انجام دهیم. متاسفانه گاه دیده می شود که بعضی از اولیا و مربیان برای شانه خالی کردن و فرار از مسئولیت سنگین تربیت کودک از این توجیه استفاده می کنند که این بچه ذاتاً این صفت خاص (دروغگویی، حسادت، شیطنت و لجبازی و...) را دارد و کاری نمی توان کرد. آنچه تا به امروز متخصصان علم ژنتیک به آن رسیده اند این است که کودکان یک خانواده، هوش، توانایی دقت، تنبلی و استعداد انجام دادن کارها را مانند یک خانه، زمین، ماشین، از پدر و مادر خود به ارث نمی برند. احتمالاً توارث نمی تواند انتقال ویژگی های روان شناختی یا اخلاقی را، آن طور که معمولاً فکر و تصور می شود، بر عهده داشته باشد. بدون تردید صحیح تر خواهد بود اگر بگوییم که آنچه به ارث می رسد عبارت است از توانایی ها، حساسیت ها یا عدم حساسیت ها، که اجازه می دهند تا یک فرد برخی از رفتار ها را راحت تر و برخی دیگر را با دشواری یاد بگیرد و در نتیجه از نظر بازده و صفات شخصیتی از دیگران متفاوت باشد. می توان گفت که محیط و توارث کنش متقابل دارند. طبق مقتضیات محیط، بعضی تمایلات طبیعی، نه تنها اجازه ظهور پیدا می کنند بلکه موقعیت مناسبی به دست می آورند که به استعدادها یا به صفات شخصیتی تبدیل شوند. برخی دیگر از تمایلات طبیعی منع می شوند، تغییر مسیر می دهند و به صورت دیگری تجلی می کنند و بالاخره، برخی دیگر هرگز بیدار نمی شوند و طبیعتاً کنش های همراه آن ها نیز هرگز تشکیل نمی شود.

۳. تفاوت در سرعت و میزان رشد. رشد افراد متفاوت است. فرایند رشد در کودکان به طور یکسان صورت نمی پذیرد و هر یک وضع خاصی دارد. رشد بعضی از افراد سریع و تند و حال آنکه برخی دیگر کند است بعضی بلند قامت و دسته ای کوتاه قد، گروهی لاغر و عده ای فربه می شوند،... در برخی از مراحل رشد میان پسران و دختران تفاوت هایی در سرعت و میزان رشد دیده می شود. وزن پسر ها در سال های نخستین زندگی بیشتر از دختران است، اما چون دختران زودتر از پسران بالغ می شوند، پیش از بلوغ و تا سن ۱۴ سالگی وزنشان از پسران بیشتر است. از لحاظ هوش، پسر ها و دختر ها با هم فرق چندانی ندارند ولی گرایش ها و آرزو های متفاوتی دارند.

۴. رشد جهت دارد. در رشد پاسخ ها و عکس العمل ها ابتدا جنبه عمومی دارد و سپس اختصاصی می شود. این قاعده در مورد تمام ابعاد رشد مصداق دارد، مثلاً در زمینه رشد حرکتی یک نوزاد برای برداشتن چیزی ابتدا همه بدن خود را حرکت می دهد و بعد می آموزد که فقط دستش را حرکت دهد. و یا در زمینه رشد ذهنی، کودک ابتدا تمام مردها را بابا صدا می زند (پاسخ عمومی یا تعمیم) و بعد می آموزد که فقط به پدرش و نه دیگر مردها، بابا بگوید (پاسخ اختصاصی یا تمیز...).

۵. اختلافات فردی در فرایند رشد کمابیش ثابت است. معمولاً تصور می شود کودکی که رشدش به حد متوسط نرسیده است، پس از چندی جبران نقصان یا تاخیر رشد گذشته را خواهد کرد. این گمان از نظر علمی چندان صحیح نیست، بلکه بر عکس بجز موارد استثنا دلایل متعددی وجود دارد که میزان رشد ثابت می ماند. نوزادانی که در ابتدا به سرعت رشد کرده اند، مثلاً از توانایی ذهنی خوبی برخوردار بوده اند، در مراحل بعدی رشد نیز به همان ترتیب به رشد خود ادامه می دهند. در حالی که آن دسته از نوزادان که رشدشان کند بوده است، بعداً نیز به کُندی رشد می کنند.

۶. رشد را می توان پیش بینی کرد. از آنجا که میزان تکامل هر فردی ثابت می ماند می توان حدود تقریبی تکامل وی را در هنگام بلوغ و اوایل عمر وی پیش بینی کرد. مثلاً، می توان یک کودک را در ۵ سالگی از نظر هوشی مورد ارزیابی قرار داد و پیش بینی نمود که در ۱۰ یا ۱۵ سالگی این فرد دارای چه بهره هوشی خواهد بود و یا می توان با توجه به پیشرفت تحصیلی یک دانش آموز کلاس سوم ابتدایی پیش بینی نمود که در مقطع راهنمایی یا دبیر ستان چه وضعیت درسی را خواهد داشت، درست همان طور که با اندازه گیری وزن و قد یک کودک یک ساله می توان وزن و قد او را در سنین بعد با دقت زیادی پیش بینی کرد. البته در این رابطه به چند نکته باید توجه داشت اولاً قدرت و دقت پیش بینی ما در مورد صفات روانی و ذهنی به اندازه صفات فیزیکی نیست، ثانیاً قبل از ۴ سالگی پیش بینی بسیار دشوار و گاهی محال است و بالاخره استثنا نیز بسیار دیده می شود. علم به این موضوع که تکامل ذهنی و شناختی یک کودک چه خواهد بود اهمیت فراوان دارد، زیرا از این راه می توان پی برد که وی دارای چه توانایی ها و استعداد هایی است، برای چه شغل یا مشاغلی آمادگی بیشتری دارد و مطابق با آن وی را مورد آموزش قرار داد.

ب) نکته دوم اینکه رشد هر فردی حداقل در پنج بعد ذهنی (شناختی، هوشی یا عقلانی)، جسمانی (فیزیکی یا بدنی)، روانی (عاطفی)، اجتماعی و اخلاقی صورت می گیرد. هر یک از این ابعاد به سهم خود بسیار مهم است، امروزه متخصصان بهداشت روانی فرد سالم را فردی می دانند که در هر یک از ابعاد فوق به نحو تقریباً متعادلی رشد کرده باشد. چنانچه فرد تک بعدی رشد کرده باشد نمی تواند فردی مفید برای خود و دیگران باشد. بعضی اوقات دیده می شود که خانواده ها و حتی معلّمان فقط به بعد ذهنی توجه دارند و همه چیز را در درس و حفظ کردن مطالب و نمره می بینند. برای مثال، آیا دیده شده است که پدر و مادری به مدرسه مراجعه کند و به خاطر بهبود وضعیت اجتماعی و عاطفی فرزند خود از معلّم تشکر کند و یا در این مورد، سوال کند، در حالی که به ظاهر تغییر چندانی در درس او ایجاد نشده باشد. لازم به ذکر است که این ابعاد در یکدیگر تاثیر متقابل دارند، بهبود در یکی منجر به بهبود در دیگری و برعکس افت و تاخیر در یک بعد، تاخیر در ابعاد دیگر را در پی خواهد داشت. چگونه می توان انتظار داشت دانش آموزی که گرسنه به مدرسه می رود و یا در سر کلاس هر لحظه مجادله و احتمالاً دعوای شب گذشته پدر و مادر در صفحه ذهنش مجسم می شود در بعد ذهنی پیشرفت کند و درس یاد بگیرد. اگر به کتب دوره ابتدایی نگاهی بیندازیم می بینیم که برای پرورش هر یک از این ابعاد درس خاصی در نظر گرفته شده است. مثلاً، ریاضی عمدتاً برای رشد ذهنی، ورزش عمدتاً برای رشد جسمانی و حرکتی، تعلیمات اجتماعی عمدتاً برای رشد اجتماعی، و تعلیمات دینی عمدتاً برای رشد اخلاقی و عاطفی. یکی از دلایل اینکه برخی از صاحب نظران مخالف جهشی درس خواندن کودکان تیزهوش هستند این است که ممکن است کودک از نظر هوش و ذهنی جلو باشد اما از نظر ابعاد دیگر، مثلاً جسمانی و اجتماعی، به همان اندازه جلو نباشد و لذا در برخورد و ارتباط با همسالان موجبات احساس حقارت، ناسازگاری با رفتارهای نامطلوب را در آن ها فراهم آورد.
حال که اهمیت هر یک از ابعاد فوق مشخص شد به طور جداگانه به شرح هر یک از آن ها می پردازیم. آگاهی در مورد این ابعاد از یک سو، شناخت ما را درباره علت های رفتار فرد افزایش می دهد و از سوی دیگر ما را در تامین فرصت های رشد و تکامل سالم کودکان و نوجوانان کمک می کند.
۱. رشد و تکامل جسمانی یا بدنی
رشد و نمو جسمانی عبارت است از تغییرات ارگانیک و تشریحی که به طور مداوم انجام می گیرد. هر گاه بدن کودک نقص فطری نداشته باشد و از تغذیه و بهداشت مناسب برخوردار باشد می توان انتظار داشت که وی در هر یک از مراحل رشد و تکامل ویژگی های آن مرحله را دارا خواهد بود.
عوامل موثر در رشد و تکامل جسمانی عبارتند از:
۱. نقص های حسی مانند نابینایی، ناشنوایی، نزدیک بینی، دوربینی، صدمات هنگام تولد و بعد از آن ابتلا به بیماری ها به ویژه در سال های اول زندگی می توانند فرآیند رشد را از مسیر طبیعی خویش خارج سازند.
۲. وضع جسمانی والدین: چگونگی وضع جسمانی والدین در رشد و تکامل فرزندشان تاثیر دارد چنانکه والدین چاق معمولاً فرزندان چاق و والدین لاغر، فرزندان لاغر دارند. البته موارد استثنا نیز وجود دارد و به طور طبیعی همواره در همه خصوصیات یک گرایش به طرف میانگین و حد وسط وجود دارد. چنانکه والدین بلند قد فرزندانشان نیز بلند قد است ولی کمی کمتر از آن ها و یا والدین کوتاه قد فرزند کوتاه قد دارند ولی کمی قد فرزندانشان بزرگ تر از آن ها است.
۳. اختلال های غده ای: چگونگی کار غده های درون ریز (داخلی) در تعیین سرعت رشد و نمو و میزان نسبی آن سهم مهمی دارد و در هوش نیز موثر است، چنانکه اگر تراوش هورمون رشد که از بخش پیشین غده هیپوفیز ترشح می شود در سال های رشد کودک از حد معمول بیشتر باشد، فرد اندام بسیار درشتی پیدا می کند و طول قد او به ۲۴۰ تا ۲۸۰ سانتیمتر می رسد. این پدیده را غول پیکری نامیده اند. اما افزایش تراوش آن پس از پایان دوران رشد سبب درشت و سنگین شدن استخوان های دست و پا و فک پایین می شود. این حالت را آکرومگالی خوانده اند و کسی که به این بیماری گرفتار شود دچار عوارض روانی مانند ضعف حافظه، خشم و بی میلی جنسی می گردد.
۴. چگونگی تغذیه: غذای مناسب و کافی پایه و اساس رشد و تکامل بدنی است و کودکان محروم از آن از رشد و نمو بدنی طبیعی محروم خواهند شد. چنانکه بسیاری از بیماری هایی که کودکان از آن ها رنج می برند، ناشی از غذای ناکافی و سو تغذیه در قبل از تولد یعنی هنگام بارداری و یا بعد از آن می باشد.
۵. وضع اقتصادی و اجتماعی خانواده: چنانچه والدین از لحاظ اقتصادی بتوانند امکانات غذایی و تفریحی لازم را برای کودک فراهم آورند و اهمیت این امر را در رشد و نمو کودک بدانند احتمال بهره مندی فرزندان آن خانواده از رشد و تکامل جسمانی سالم بیشتر خواهد بود، به همین سبب از جمله مهم ترین وظایف معلّم، راهنمایی والدین در کمک به رشد و نمو کودک است. چه بسا خانواده هایی مخصوصاً در روستا که وضع اقتصادی اجتماعی مطلوب و خوبی دارند لکن راه استفاده از آن را در کمک به رشد و نمو فرزندانشان نمی دانند.
۶. تندرستی کودک در دوره نوزادی و شیرخوارگی: هرگاه کودکی در دوره نوزادی یا شیرخوارگی به بعضی از بیماری های سخت و مسری دچار شود و درمان آن زیاد به طول بکشد احتمال زیاد است که رشد و نمو جسمانی کودک به تعویق افتد.
۷. هوش: بیشتر مردم چنین می پندارند که کودکان باهوش لاغراندام و ناسالم می شوند. لکن آزمایش های متعدد نشان داده اند که وزن متوسط کودکان پرهوش بیش از کودکانی است که هوش متوسط دارند و زودتر از آن ها به مرحله بلوغ رسیده اند و تندرستی شان نیز بهتر بوده است. کودکان کند ذهن به طور قابل ملاحظه دیرتر از کودکان عادی و پر هوش سخن گفتن و راه رفتن را یاد می گیرند و رشد هماهنگی چشمان و دست هایشان نیز دیرتر انجام می گیرد.
۸. فشار عاطفی: بهداشت و سلامت روانی یا ذهنی کودک به رشد و نمو جسمانی او کاملاً بستگی دارد، مشکلات عاطفی کودک به احتمال زیاد با ناراحتی های هاضمه، مشکلات دفع، کم خوابی و اختلال گردش خون همراه است. اضطراب و تشویش خاطر مداوم، رشد و نمو جسمانی کودک را به تعویق می اندازد و همین امر ممکن است در تمام انواع یادگیری و سازگاری های اجتماعی کودک تاثیر کند.

نظرات کاربران درباره کتاب راهنمای والدین و معلمان در تربیت وآموزش کودکان