Loading

چند لحظه ...
کتاب مالیخولیای محبوب من

کتاب مالیخولیای محبوب من

نسخه الکترونیک کتاب مالیخولیای محبوب من به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۱,۵۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب مالیخولیای محبوب من

«برایم نوشته بودی که ابن‌سینا در تعریف عشق گفته که «عشق نوعی مالیخولیای عارض بر روح است.» و من در جوابت نوشتم که این اولین مالیخولیای محبوب من است.» این مال چتهای این اواخرمان بود که تا میآمد به‌جایی برسد مینوشتی: کارهایت تلنبار شده و شرکت جای لاس اینترنتی نیست و بی‌هیچ آیکونی آف میشدی! یکبار هم که دیگر رو کرده بودی میخواهی ولم کنی برایم نوشتی: «اما حسرت نداشتنت یاری است که یک‌عمر بر شانههایم سنگینی میکند.»

بخشی که خواندید از داستان کتاب مالیخولیای محبوب من است که در پشت جلد این کتاب هم آمده است. بهاره رهنما توانایی فوق‌العاده‌ای در روایت داستان زنان عاشق دارد. این کتاب بهترین نمونه‌ی این داستان‌هاست.

دربارهی کتاب مالیخولیای محبوب من اثر بهاره رهنما

کتاب مالیخولیای محبوب من نوشتهی بهاره رهنما است. این کتاب برای نخستین بار در سال 1391 توسط انتشارات نگاه منتشر شد. این کتاب شامل هشت داستان کوتاه است که چهار داستان تاکنون تبدیل به نمایشنامه شدهاند و توسط خود رهنما روی صحنه رفتهاند. داستان چشمهایی که مال توست یکی از شاهکارهای رهنما محسوب میشود و چندین سال است که این تئاتر در دورهها و زمانهای متفاوت اجرا میشود. کتاب مالیخولیای محبوب من تا امروز تنها مجموعهی داستان کوتاه رهنما است که نثر ساده و روانی دارد  و از هرگونه ابهام به دور است. به همین دلیل است که کتاب همیشه فروش بالایی داشته است. خلاقیت و تبحر رهنما در استفاده از کلمات باعث شده است که توصیفات جالب و بی‌نظیری در این کتاب وجود داشته باشد. همهی داستانهای کتاب را زنی عاشق، وامانده و کنار گذاشته‌شده روایت میکند، البته داستان اردک زرد از این قاعده مستثنا است. 

مروری بر داستانهای مالیخولیای محبوب من

داستان اول: اردک زرد

داستان دوم: چشمهایی که مال توست

داستان سوم: فلامینگو

داستان چهارم: اعترافات یک عشق

داستان پنجم: عروس شمارهی دو

داستان ششم: باد میآید با بوی تو

داستان هفتم: مالیخولیای محبوب من

داستان هشتم: این تابستان فراموشت کردم

در بخشی از کتاب مالیخولیای محبوب من میخوانیم

شروع اتفاق

از شدت ضربه گیج گیجم، از بچگی شنیده بودم اگر کسی به سرش ضربه‌ای بخورد و بالا بیاورد باید سریع او را به دکتر رساند، اما آن‌قدر بی‌رمقم و آن‌قدر احمقانه این اتفاق افتاده که فقط می‌توانم کلید را به داخل قفل خانه بیندازم و خودم را پرت کنم روی کاناپه قهوه‌ای گوشه نشیمن کوچکم. اگر هنوز بودی شاید زنگ می‌زدم تا بیایی و برسانی‌ام به دکتر اما حالا فقط ترجیح می‌دهم در این گیجی عجیب سرم با تو حرف بزنم: خدا شما مردان را ازچه جنسی آفریده نمی‌دانم. گاهی فکر می‌کنم درست از جنس آتش هستید. وقتی زنی را می‌خواهید هیچ‌چیز جلودارتان نیست، نه موقعیت آن زن، نه مشکلاتش، نه خطرهای این رابطه و نه هیچ‌چیز دیگر. اما امان از وقتی‌که به خر دلیلی نخواهیدش، معمولاً که هیچ نیازی به توضیح نمی‌بینید، اگر هم نیازی باشد دلایل خاص خودش را دارد، مثلاً این‌که به هزار دلیل پای آبرو یا منافع خودتان وسط است، یکی‌اش این‌که زنی که از چشمتان افتاده، رئیستان باشد یا موقعیت کاری شما دستش باشد یا اصلاً زن داشته باشید و بترسید به تریج قبا‌ی خانواده‌ی نازنینتان بربخورد. یا در آستانه‌ی ازدواج با یک دختر آفتاب‌مهتاب‌ندیده باشید یا موقعیت‌هایی مشابه همین‌ها، آن‌وقت است که شروع می‌کنید به منطقی و معلم شدن، ‏ و دلایل مستدل به هم زدن این رابطه را رو می‌کنید که معمولاً هم طی این دلایل مستدل، طوری ماجرا را وارونه جلوه می‌دهید که زن بدبخت رهاشده، فکر کند که خب این بابا که بیشتر به فکر من است تا خودش ! اما روش دیگری هم دارید که تو از آن استفاده کردی : این‌که خودتان را بزنید به ننه‌من‌غریبم بازی و ناراحتی کشنده‌تان از به هم خوردن این رابطه، اما درعین‌حال خودتان را در این تصمیم کاملاً محکم نشان دهید. درست مثل وقتی‌که از اتاق بغلی با من چت می‌کردی و میان همه‌‌ی دلایل دلسوزانه‌ات برای جدایی‌ای که اصرار داشتی به نفع من است، ناگهان نوشتی :« باوجود همه‌ی این‌ها هر زمان به تو فکر می‌کنم غمی به سنگینی جهان هستی بر شانه‌هایم سنگینی می‌کند» و من الان به احمقانه‌ترین شکل ممکن هنوز خوشحالم از این‌که مردی هست که بافکر کردن به من غمی به سنگینی جهان هستی بر شانه‌هایش سنگینی می‌کند . اوج حماقتم را می‌بینی؟ می‌دانم دروغ بوده اما به آن می‌بالم.

دربارهی بهاره رهنما نویسندهی کتاب مالیخولیای محبوب من

بهاره رهنما بازیگر، وبلاگ نویس، شاعر و  فعال زنان ایرانی متولد 10 آذرماه 1352 در اراک است. بهاره رهنما دارای لیسانس ادبیات نمایشی و فوق‌لیسانس حقوق قضایی و ادبیات فارسی است. او در شبکههای اجتماعی بسیار فعال است و قبل از شبکههای اجتماعی نیز روزانه در وبلاگ شخصی خود مینوشت. باوجوداینکه بیشتر شهرت بهاره رهنما به دلیل حضورش در سینما و تلویزیون است اما او شاعر هم هست و مجموعهی شعر او بانام زن باران تاکنون چندین بار تجدید چاپ‌شده است. انتشارات نگاه کتاب مالیخولیای محبوب من را عرضه کرده و در اختیار علاقهمندان قراردادهاست. انتشارات نگاه یکی از ناشران قدیمی تهران محسوب میشود. نگاه با بیش از 40 سال فعالیت حرفهای صدها کتاب از ناموران و نوآمدگان عرصه فرهنگ و ادبیات چاپ و منتشر کرده است و همچنان این راه پرفرازونشیب را در صنعت نشر طی میکند. این انتشارات طی سال‌ها افتخار داشته تا به شکل تخصصی ناشر آثار بزرگانی چون: احمد شاملو، سیمین بهبهانی، مرتضی راوندی، نیما یوشیج، شهریار، حسین منزوی، عماد خراسانی، یدالله رویایی، نصرت رحمانی، بزرگ علوی، محمدعلی افغانی، رضا براهنی، غلامحسین ساعدی …؛ و بسیاری دیگر از شاعران و نویسندگان معاصر باشد.

چرا باید کتاب مالیخولیای محبوب من را خواند؟

کتاب مالیخولیای محبوب من نوشتهی بهاره رهنما نثر لطیف و دل‌نشینی دارد. همهی داستانهای این کتاب در ایران اتفاق میافتند و بومی بودن این کتاب خواننده را ترغیب به مطالعهی بیشتر میکند. کتاب مالیخولیای محبوب من در دستهی کتابهای داستانهای کوتاه فارسی قرار دارد. کتاب مالیخولیای محبوب من مناسب برای گروه سنی بزرگسال است. تعداد صفحات نسخهی چاپی کتاب 104 صفحه است که بامطالعه‌ی روزانه 20 دقیقه میتوانید این کتاب را در 5 روز بخوانید. کتاب مالیخولیای محبوب من حجم اندکی دارد و برای افرادی که وقت کافی برای خواندن کتابهای طولانی را ندارند و قصد دارند کتابی مختصر با موضوع داستانهای کوتاه فارسی را بخوانند مفید خواهد بود.

آنچه در بالا خواندید بررسی و نقد کتاب مالیخولیای محبوب من اثر بهاره رهنما بود.خرید و دانلود این اثر در همین صفحه امکانپذیر است. برای مطالعهی دیگر کتابها درزمینه‌ی داستانهای کوتاه فارسی میتوانید به قسمت دستهبندی کتابها مراجعه و کتابهای این موضوع را یکجا مشاهده کنید.

مشخصات کتاب مالیخولیای محبوب من

نظرات کاربران درباره کتاب مالیخولیای محبوب من

میدونین این سلبریتی ها دنبال چی ان؟دنبال پرکردن جیبشون دقیقا هم هدف با انتشاراتی ها یکی مثل بهاره رهنما میخاد بگه من فقط هنرم جداشدن و ازدواج کردن و پزدادن نیست من حتی میتونم بنویسم.میتونین روی منم حساب کنین من یک فرهیخته اااام.
در ۲ سال پیش توسط مهدیه مددکار ( | )
کتاب پر احساس و بسیار زیبا اما من چهار چهارشنبه رو بخاطر خاطراتم با اون کتاب بیشتر دوست دارم...
در ۲ سال پیش توسط سینا مصحفی ( | )