فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب آن‌سوی اتهام

کتاب آن‌سوی اتهام
اسفند ۵۹ تا خرداد ۶۰ ، محاكمه و دفاعيات عباس اميرانتظام در دادگاه انقلاب - جلد ۲

نسخه الکترونیک کتاب آن‌سوی اتهام به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب آن‌سوی اتهام

عباس امیرانتظام از معدود بازماندگان مبارز ملی به رهبری دکتر مصدق است که هم عضو شورای مرکزی و هم عضویت هیئت اجرایی نهضت مقاومت ملی بوده است و در آن دوران که روز ۱۶ آذر ۱۳۳۲ یکی از برجسته ترین ایام آن است، سرپرستی کمیته دانشگاه و امور مربوط به آن را در نهضت مقاومت ملی به عهده داشته است. پس از اشغال سفارت امریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام متهم به جاسوسی به نفع آمریکا شد و در دادگاه انقلاب محکوم به حبس ابد گردید.

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 6.17 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۳۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب آن‌سوی اتهام

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



جلسه اول: (۲۶ اسفندماه ۱۳۵۹)

شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی مرکز به ریاست آیت الله محمد محمدی گیلانی حاکم شرع و رئیس دادگاه های انقلاب اسلامی مرکز، محاکمه مهندس عباس امیرانتظام، معاون نخست وزیر و سخنگوی دولت و سفیر سابق دولت جمهوری اسلامی ایران در کشورهای اسکاندیناوی را به اتهام داشتن رابطه با امریکا و ملاقات با برخی از امریکایی های مقیم ایران، آغاز کرد.
بعد از گذشت ۴۵۲ روز از بازداشت امیرانتظام، وی در ساعت ده وربع صبح همراه چند پاسدار وارد دادگاه شد. پیش از ورود به دادگاه، خبرنگار کیهان از وی سوال کرد: «آیا آمادگی دارید که محاکمه شوید؟» امیرانتظام درحالی که لبخند می زد، گفت: «بله، الان ۴۵۲ روز است که در انتظار هستم.» وی بعد از این گفت وگوی کوتاه وارد سالن دادگاه شد و بر روی صندلی متهمان نشست و عکاسان شروع به عکسبرداری از وی که هنوز لبخند برلب داشت نمودند. سپس محمدی گیلانی به اتفاق میرمهدی نماینده دادستان، میرفندرسکی عضو حقوق دان و سهرابی یکی از کارکنان دادسرای انقلاب اسلامی مرکز که در جریان بازجویی و بازپرسی از متهم بوده است، وارد سالن دادگاه شدند.
پس از دقایقی مهندس مهدی بازرگان نخست وزیر دولت موقت و نماینده مجلس شورای اسلامی وارد دادگاه شد و در ردیف اول تماشاچیان بر روی صندلی نشست.
امیرانتظام از داخل کیف دستی خود مقداری کاغذ نوشته شده بیرون آورد و جلوی خود قرار داد که در دفاع خود از آن استفاده کند. در یادداشتی که جلوی وی بود این نوشته به چشم می خورد: «آرام باش و به خدا توکل کن.»
بعد از تلاوت قرآن، محمدی گیلانی چنین گفت: «آیه ای که تلاوت شد دادسرای انقلاب اسلامی مرکز در صدر کیفرخواست عباس امیرانتظام [قرار داده اند]. آن طوری که مطالعه کرده اند تشخیص کرده به این آیه شریفه، و نویسنده کیفرخواست آقای عباس امیرانتظام را با این استدلال برائت به قول ما طلبه ها ایشان را متهم به آیه قرآن کرده اند، یعنی مدعی شد که ایشان در ارتباط جاسوسی با دشمنان دین و ملت بوده اند. توضیح اجمالی آیه این است که جناب آقای امیرانتظام درست توجه کنند و مفاد آیه را تلقی کنند و آزادانه از این اتهام به هرشکلی که اسلام پسند و قانون پسند است از خودشان دفاع کنند. آیه ای که قاری تلاوت کرد و در صدر کیفرخواست اصل این آیه شریفه در مسئله زنای محصنه ای بین یهودیان به وجود آمده بود. آمدند از پیغمبر اسلام که حکم مسئله را می دانستند سوال کردند.
قرآن کریم آن گروه یهود و گروه منافقینی که هم پیمان یهود بوده اند افشا می کند که اینان مشتریان دروغند و جاسوسانی هستند به نفع دیگران و مطالب دولت اسلامی، به تعبیر بنده مدارک و اسناد دولت اسلامی را در اختیار آنهایی که حضور رهبر نیستند به آنان می رسانند و اینها آنهایی هستند که بعد از آن که نهادهایی در اسلام در دولت اسلامی شکل گرفت، در تلاش و تکاپو هستند به وسیله بیگانگان [آن] را تحریف کنند و به انحراف بکشانند. جناب آقای امیرانتظام این اتهام که دادسرای انقلاب اسلامی به ایشان وارد کرده است، اصول اتهام همین است که به عرض شما رساندم. مدارکی در دست دادسرای انقلاب اسلامی است که او حتما باید از این اتهام بعدا دفاع کند. آنچه که من می توانم به عنوان حاکم شرع بگویم، به ایشان اطمینان می دهم که کوچک ترین حقی از ایشان ضایع نشود. و خود این بنده که حاکم هستم، مطمئن باشد که در مقام دفاع و وکالت از حقوق ایشان هستم و البته خیلی جای تاسف است از جهتی که این صحنه دادگاه تشکیل بشود و برادر آقای امیرانتظام به این اتهام در اینجا حاضر بشود. ولی چهره دیگر، این مایه مباهات است که فرزندان پیشگاه این آب و خاک احترام به قوانین الهی می گذارند و اگر متهم شدند در دادگاه حاضر می شوند. امیرانتظام شیعه است و مولایش امیرالمومنین است و هیچ گونه نقصی برای انسان وابسته نیست که در دادگاه اسلام حاضر شود و از خودش آزادانه دفاع کند و مطمئن باشد که تشکیلات قاضی به خلاف آنکه در بیرون شایعه سازها تعریف می کنند، در مقام احقاق حق است و خدای نکرده. به ایشان اطمینان داده می شود که مطالبی که می گوید آزادانه باشد. و به عنوان مرشد اخلاقی به ایشان من عرض می کنم که آنچه که واقعیت است آزادانه و صادقانه در این دادگاه بیان کنند و چیزی را کتمان نکنند که النجّاه فی الصّدق».
در این موقع نماینده دادستان متن کیفرخواست را به شرح زیر قرائت کرد:

متن کیفرخواست

بسم الله الرحمن الرحیم
«یا اَیهَا الرّسولُ لا یحزُنک الّذینَ یسارِعُونَ فِی الکفرِ مِنَ الّذینَ قالوا آمَنّا بافواهِهِم وَ لَم تُومِنُ قُلُوبُهُمْ وَ مِنَ الّذینَ هادُوا سَمّاعُونَ للکذِبِ سَمّاعونَ لِقَومٍ آخرینَ لَمْ یاتوک یحَرِّفونَ الکلِمَ مِنْ بَعْدِ مواضِعِه» (مائده، ۴۱).
ترجمه آیه: ای پیامبر (رهبر بزرگوار) آنان که با شتاب به سوی کفر می روند از گروه یهود و منافقان که به زبان اظهار ایمان نموده ولی قلوبشان از ایمان بی خبر است اندوهگینت نسازند، اینان مشتریان دروغ پردازی و جاسوسان بیگانه اند که با شما سروکاری ندارند، اینان بنیادهای شکل گرفته را، از مجرای خود منحرف می نمایند.

مقدمه

بعد از سال ها اسارت، ملتی با اتکال به خدا و با اعتصام به «حبل الله» درحالی که جان ها در کف اخلاص گرفته اند به پا می خیزند و این بار رهبری جنبش عظیم امت مسلمان که با شعار «الله اکبر» و «لا اله الا الله» پا به میدان نبرد گذاشته اند، با مردی از تبار ابراهیم و محمد و حسین علیهماالسلام است که در طول سال های رنج و تبعید و خفقان بیش از همه در راه دفاع از اسلام عزیز خروشیده است، بر همین اساس است که مردم رنجدیده و مسلمان ایران پروانه وار بر گرد وجود عزیز امام و مقتدای خویش حلقه می زنند و با جانبازی ها و مجاهدت های خود به حرکت انقلاب تداوم می بخشند. انقلاب با هزاران شهید و معلول در ۲۲ بهمن پنجاه و هفت به یاری خداوند و به اذن الله به پیروزی می رسد و این سوگند مصداق دیگری می یابد که «والفجر و لیالٍ عشر». آری سوگند به سپیده دم انقلاب و قسم به «ده شب» که انقلاب به سحرگاه پیروزی می رسد. توطئه های شیطان بزرگ بیش از پیش آغاز می شود، همان شیطان که امواج توفنده انقلاب امتی به پا خاسته بنیاد سازمان های جاسوسی عریض و طویلش را درهم ریخته است. توطئه ها گه گاه به شکل ترور و دامن زدن به اختلافات داخلی، زمانی به صورت شعله ور ساختن جنگ های داخلی و قومی، روزی به صورت ارسال کمک های مالی به گروهک های وابسته و از پیش ساخته، موقعی دیگر در هیئت حمله مستقیم نظامی، زمانی در چهره کودتای ننگین و رسوای پایگاه نوژه و روز دیگر به شکل یورش از جانب بعثیان مزدور انجام می پذیرد. اما به خواست خداوند با هوشیاری امت و رهبری های پیامبرگونه «امام» و ایثارها و فداکاری های مردم مسلمان، تمامی توطئه های «شیطان بزرگ» خنثی و نابود می گردد. اینک «شیطان بزرگ» به شگرد دیگر خود، یعنی نفوذ در درون دستگاه های اجرایی به وسیله عوامل شناخته شده خود امید بسته است و چنین است که در همان آغاز همّ خود را مصروف شناسایی عناصر «سازشکار» و تقویت آنها می کند. این عناصر همان مهره هایی هستند که آرام آرام و با انتخاب روش های «تسلیم طلبانه و سازشکارانه» و با نادیده انگاشتن خون هزاران شهید، مقدّم الجیش حضور دوباره شیطان در اندرون امت مسلمان می شوند. شیطان های بزرگ که از رودررویی مستقیم و تحریم و تهدید طرفی نبسته اند، با وساطت این عناصر حضور ننگین و پلشت خود را در صحنه سیاسی ملتی قهرمان تمهید می کنند. این مهره ها با ندیده انگاشتن فرمان صریح قرآن در آشتی ناپذیری کفر و اسلام و حق و باطل و به تعبیر زیبای امام گرگ و برّه، آب سردی بر آتش انقلاب فرو می پاشند. به راستی امریکا و قدرت های جهانخوار از چه می هراسند؟ مگر نه این است که آنها از خروش و طغیان انقلابی ملتی به پاخاسته و شهیدپرور می ترسند؟ آری این دلاّلان سیاست باز، وحشت همراه با یاس جهانخواران را دوباره به «امید مبدّل می کنند» و [با] مذاکرات پشت پرده صمیمانه و سازشکارانه، آنها را به بازگشت دوباره امیدوار می کند و اینجاست که فرزندان راستین انقلاب احساس نگرانی کرده و دوباره به پا می خیزند و این بار انقلابی بزرگ تر از انقلاب اول صورت می گیرد، «لانه شیطان» به تصرف رزمندگان مسلمان پیرو خط امام درمی آید و سنگر مستحکم امریکای جهانخوار به دست امامیان فتح می شود و این بار زلزله ای دیگر رخ می دهد «یومئذٍ تحدّثُ اخبارَها» اسناد و مدارک و مذاکرات پشت پرده افشا می شود و «اخرجتَ الارضُ اَثقالها» و چهره های سازشکار و تسلیم طلب شناخته می شوند. کسی چه می داند اگر این سنگر مخوف به تصرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام درنیامده بود چه بر سر این انقلاب می آمد و سرنوشت این حرکت عظیم الهی و اسلامی به کجا منتهی می شد و به راستی آیا پس از آن همه تلاش های عقیم امریکای غارتگر برای بازگشت دوباره و ناچیزنمودن خون هزاران شهید و سلطه مجدد فرهنگی، سیاسی، اقتصادی در ایران اسلامی راهی جز توسل به عناصر سازشکار وجود می داشت؟

الف. مشخصات متهم:

نام: عباس، نام خانوادگی: امیرانتظام، نام پدر: یعقوب، شماره شناسنامه: ۴۹۴ صادره از تهران، ایرانی، مسلمان، ۴۸ ساله، متولد سال ۱۳۱۱ در تهران، متاهل، دارای سه فرزند، حدود تحصیلات: دکترای مهندسی از امریکا، بازداشت از تاریخ ۲۸ آذرماه ۱۳۵۸.

ب. موارد اتهام

۱. توطئه و تماسهای پی درپی و مکرّر در حدّی بسیار گسترده و صمیمی با عوامل امریکایی و جاسوسان حرفه ای «CIA‎» در جهت به سازش کشاندن خط اصیل انقلاب و ارائه اطلاعات و بعضی نقطه ضعف های انقلاب اسلامی و حکومت نوپای آن به عوامل دشمن.
۲. اعلام مخالفت با اساس و محور اصلی انقلاب بدین بیان که نگرانی خود را از نفوذ مذهب در سیاست برای عناصر دشمن اعلام می دارد که به تعبیری دقیق تر خود نوعی محاربه با ایدئولوژی اسلام و قرآن است.
۳. زمینه سازی و توطئه با همکاری عوامل دشمن سرسخت «امریکای جهانخوار» جهت از بین بردن نهادهای انقلابی و به تعبیر متهم تشکیلات موازی با دولت.
۴. زمینه سازی و اقدام در جهت انحلال مجلس خبرگان بدون هیچ گونه وجهه قانونی که این عمل خود نوعی مخالفت با اسلام و امام و امت تلقی می شود.

ج. دلایل اتهام

دلایل و مدارک اتهامات متهم که به تفصیل در پرونده مربوطه ضبط و منعکس گردیده و به شرح زیر خلاصه می شود، لکن قبل از اشاره به مندرجات بعضی از اوراق پرونده توجه ریاست محترم دادگاه را به این نکته روشن جلب می نماید که هشدارها و خروش ها و طنین فریادهای بهنگام رهبر کبیر انقلاب علیه شیطان بزرگ، امریکای جهانخوار و مستبدین عالم نه تنها در این مقطع از تاریخ ما، بلکه برای تاریخ آینده ایران و مستضعفین جهان به عنوان الگو و اسوه باقی خواهد ماند. درحالی که امام یعنی عصاره و چکیده و مظهر آرمان های اصیل یک امت به پاخاسته فریاد می کرد که «رابطه ما با امریکا رابطه مظلوم با ظالم است، ما این رابطه را می خواهیم چه کنیم؟ الهی که قطع شود» و بارها نهیب زد که «هرچه فریاد دارید بر سر امریکا بکشید» و درواقع این فریادهای کوبنده نه تنها به معنی محاکمه سال ها سیاست «شیطان بزرگ» در ایران بلکه در جهان، و نیز مخاطب این خروش ها قبل از هر کس، مسئولان حکومتی کشوری بودند که مردمش با ایثار و جانبازی و قرن ها خیره ماندن در افق تاریک تاریخ به انتظار طلوع فجر اینک به اسلام عزیز خویش بازگشته بودند و اینان داعیه رهبری مملکت و هدایت این کشتی طوفان زده را داشتند، آنسان کردند که دیدیم و بیشتر در این پرونده خواهیم دید.
با عنایت به مقدمه ای که گذشت و با توجه به این واقعیت که متهم از جمله کسانی نیست که به نیرنگ های امریکا در ایران در چندین دهه گذشته به ویژه در ۲۸ مرداد پی نبرده و آگاهی از حیله ها و توطئه های امریکا نداشته باشد، به طور خلاصه به موارد زیر اشاره می شود:

۱. کاتم یکی از ایادی باتجربه امریکاست و از سال ها قبل و به قول آقای امیرانتظام در کودتای ۲۸ مرداد نیز سنگ حمایت از ایران را به سینه می زده و اکنون نیز بعد از انقلاب اسلامی دوباره سروکله اش پیدا شده، از همان زمان با متهم آشنایی دارد. در گزارش به سفارت امریکا در تهران خاطرنشان می سازد که «امیرانتظام» در ملاقات با کاتم گفت که او (متهم) آرزو می کرد که با سفارت تماس بگیرد، ظاهرا این آرزو بعدها برآورده می شود. (ص ۵۰ پرونده)
۲. آقای امیرانتظام نه تنها در کمال صمیمیت به ضعف دولت موقت آن هم در برابر دشمن دیرین و قسم خورده ملت ایران و ملل مستضعف جهان اعتراف می کند، بلکه از مشکلات نداشتن توانایی و عدم قدرت جهت کنترل «سیستم های غیررسمی یعنی کمیته های انقلاب» سخن به میان می کشد و بعد از تقاضای «تبادل اطلاعات» از دشمن به خاطر آسان کردن حرکت به طرف عادی کردن روابط دوجانبه، مورد تشکر و قدردانی قرار می گیرد و بار دیگر به خاطر ارسال وسایل مخابراتی به امریکا تقدیر می شود. (ص ۸ و ۹ پرونده)
۳. آقای امیرانتظام به بی دانشی و عدم تخصص مردم اشاره می کند و در ملاقات مورخ ۱۷/ ۴ /۵۸ با سفارت امریکا می گوید که «این مردم حتی دانش و تخصص اداره مملکت را ندارند» آنگاه اضافه می کند که «دولت موقت به کرّات سعی کرده است که این افراد دست از مزاحمت بردارند». می بینیم که متهم دخالت مردم قهرمان را در امور و حضور آنها را در صحنه سیاست مزاحمت تلقی می نماید، بعد از آن در همین مذاکره به درددل نشسته و اطلاعاتی را که از تشتّت و اختلاف آرای رهبر انقلاب و مردم از یک سو و دولت موقت از سوی دیگر دارد، در کمال صداقت در اختیار دشمن گذاشته، می گوید: «همه از امام گرفته تا کمیته ها و پاسداران انقلاب و دادگاه های انقلاب، بر ضد دولت موقت کار می کنند» آنگاه اضافه می کند که آنها «عوامل مذهبی ارتجاعی می خواهند زمان را هزارسال به عقب برگردانند» روشن است که این کلام تا چه حد شبیه همان نغمه ای است که شاه منفور به خاطر حفظ خود و تاج و تختش بارها تکرارش کرد و تلخ تر از همه اینکه متهم تنفر خود را به دادگاه انقلاب و کمیته ها و پاسداران که سربازان جان به کف و ایثارگر انقلاب بودند حتی برای دشمن پنهان نکرده است و گویی موضع رهبر انقلاب را نسبت به پاسداران و دیگر نهادهای انقلابی به کلی نادیده گرفته است و برکسی این حقیقت عریان پوشیده نیست که عوامل شیطان بزرگ با چه دیدی پاسداران انقلاب و دیگر نهادهای انقلابی را نگریسته و چه وحشت عظیمی از آنان در دل دارند.
۴. آقای امیرانتظام قبل از عزیمت به استکهلم به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران، خوشبینی خود را از ادامه ارتباط با سفارت امریکا اعلام می کند و اضافه می نماید که «حتی ارتباط ساده تر نیز خواهد شد» و بی گمان مفهوم ساده بودن ارتباط را از خود متهم باید پرسید. جمله بعدی شاید معنی را دقیق تر بیان می کند او می گوید: «آنجا، یعنی استکهلم بهتر از واشنگتن و تهران می توانیم حرف های خود را بزنیم» آنگاه آرزو می کند که در مورد تعیین سفیر برای امریکا خود نامزد این مقام باشد. محتویات پرونده روشن می سازد که چه انگیزه ای متهم را به تصدی مقام سفارت در امریکا تا این حد راغب و مشتاق ساخته است. (ص ۸ و ۱۱ و ۱۲ و ۱۳ پرونده)
۵. کار به جایی می رسد که آقای «ونس» در گزارش خود به سفارت امریکا در تهران از قول متهم چنین می گوید: «انتظام خیلی نگران نفوذ مذهب بر سیاست بود» و به دنبال آن اطلاعاتی را که از آقای امیرانتظام گرفته به عنوان سوغاتی برای سفارت خود ارسال داشته و اضافه می کند که «اصطکاک های قابل ملاحظه ای بین گروه های مذهبی رادیکال افراطی اطراف خمینی و کسانی که صرفا مسلمانان خوب در نهضت آزادی خوانده می شوند و هم اکنون دولت را اداره می کنند وجود دارد» عجبا ملت مسلمان بعد از قرن ها و سال ها محرومیت به نام «اللّه» و با تکیه بر اسلام راستین برای راندن شیطان بزرگ قد برافراشته و اجرای احکام حیات بخش اسلام را خواستار شده اند، آنگاه متهم به نام یکی از مجریان دولت انقلابی جمهوری اسلامی ایران از نفوذ مذهب در سیاست اظهار نگرانی می نماید و راستی آیا این خیانت به آرمان یک امت نیست و آیا خود هدردادن خون جوانان صادقی نیست که با فریاد «اللّه اکبر» در برابر گلوله دژخیمان و عوامل مزدور امریکایی جان سپردند و باز هم آیا خوش خدمتی ها و دُرفشانی های مزبور، مخالفت با موتور محرکه انقلاب یعنی ایدئولوژی اصیل اسلامی نیست؟ راستی مصداق «یصُدّون عن سبیل الله...» سدشدن در راه اجرای احکام اسلامی، کدامین افرادند؟» (ص ۷۷ پرونده)
۶. وزیر امور خارجه امریکا در گزارش خود به «سفارت امریکا» در تهران که نتیجه ملاقات ایادی امریکایی را گزارش می کند، چنین می گوید که امیرانتظام گفت: «عادی کردن روابط با امریکا باید به آهستگی پیش رود تا سوءظن کسانی را که نظر خوبی نسبت به امریکا ندارند برنیانگیزد» و به دنبال آن به نقل از متهم اضافه می کند «مسلما الان خیلی زود است که بشود با آیت الله خمینی ملاقات کرد» ملاحظه می شود که متهم به عنوان دلال صمیمی چه تمهیدات و راهنمایی هایی جهت بازگرداندن امریکا به ایران انقلابی نموده است (ص ۱۸ پرونده). به همین منظور حتی آقای امیرانتظام آرزو می کند که وسایل اعزام دانشجویان ایرانی را به امریکا و کشورهای انگلیسی زبان فراهم نماید. ونس در گزارش خود «به سفارت امریکا» اضافه می کند «خود او یعنی امیرانتظام شخصا می خواهد که دانشجویان زیادی به امریکا و کشورهای انگلیسی زبان بروند» (ص ۱۹ پرونده) در همین صفحه به گزارشگر فوق می گوید «انتظام یادداشت کرد و گفت در ملاقات آینده اش در تهران در هفته آینده مسئله را فقط به خاطر جلب رضایت خاطرها حل خواهد کرد» (ص ۱۹ پرونده).
۷. مسلما متهم به عنوان کسی که مدعی است سال ها در سیاست گام برداشته از نقش فعال و ضداستعماری روحانیون مبارز در تاریخ ایران آگاه بوده و می داند که استعمارگران از روحانیت چه سیلی ها خورده اند و چه تلاش هایی داشته اند که روحانیت مبارز را به زانو درآورند، مع ذالک با آگاهی از این حقایق تاریخی و با اطلاع از نیرنگ های استعمار برای شکستن چنین سدی اکنون می بینیم که برای خوش خدمتی به امریکای خونخوار چگونه اظهارنظر می کند. در گزارش ونس به «لانه جاسوسی» از قول آقای امیرانتظام چنین می خوانیم: «انتظام بدین حقیقت اقرار کرده که روحانیون در انتخابات آینده بیش از نیمی از کرسی های مجلس را به دست خواهند آورد و به امریکا و دیگران تذکر داد که مجبور خواهد بود مدت چهار سال با روحانیون درگیر باشند». (ص ۲۱ پرونده) و نیز توجه دادگاه محترم به اظهارات دیگر متهم جلب می شود که می گوید «عادی کردن روابط می بایست با دقت صورت گیرد» (ص ۹۶ پرونده).
۸. آقای امیرانتظام که این همه تلاش برای عادی کردن روابط ایران و امریکا می کند و در عین اینکه به شدت نگران تنفر ملت ایران از امریکا می باشد، در مورد فلسطین این گونه به اظهارنظر می نشیند: «شخصی به نام ناس در گزارش خود به واشنگتن از قول آقای امیرانتظام می گوید و او (امیرانتظام) افزود که دفتر فلسطین در اهواز موجب نگرانی دولت موقت شده است و سپس با جنباندن سر گفت: متاسفانه دولت هیچ کاری در برابر این دفتر نمی تواند بکند چرا که بازشدن این دفتر با تمایل خمینی انجام شده است» (ص ۹۷).
با توجه به موارد یادشده درمی یابیم که آقای امیرانتظام یعنی معاون نخست وزیر دولت انقلابی ایران در دادن اطلاعات به دشمن سرسخت، یعنی امریکا هیچ گونه احتیاط نکرده و سخنان او با جاسوسان «CIA‎» به گونه ای بوده که گویی با دوستان صمیمی و انقلابی ایران درددل می کند، فلذا تعجب آور نیست که می بینیم متهم در انحلال مجلس خبرگان پیشقدم می شود و پیشنهاد انحلال مجلس خبرگان را طرح و تعقیب می نماید و همان گونه که اوراق پرونده حکایت دارد جمعی به پیشنهاد آقای امیرانتظام، در اندیشه انحلال مجلس خبرگان می افتند و در این خصوص از آقای امیرانتظام باید پرسید:

۱. انگیزه شما در انحلال مجلس خبرگان چه بود؟
۲. شما به عنوان پیشنهادکننده با چه اختیار قانونی و بنابر چه استدلالی در مقام انحلال مجلس خبرگان برآمدید؟

آقای امیرانتظام در حاشیه نامه ای که جهت انحلال مجلس خبرگان تنظیم شده و قرار براین بوده است که به ناگهان از رادیو و تلویزیون قرائت شود، در تاریخ ۱۸ /۷/ ۵۸ در قسمتی از نامه چنین می نویسد: «قرار گذاشته بودیم که بلافاصله پس از تصویب (انحلال مجلس خبرگان) آن را از طریق جراید و رادیو و تلویزیون به اطلاع مردم برسانیم و به همین دلیل بود که جلسه تا ساعت ۳۰/ ۱۰ شب به درازا کشید. حتی روزنامه ها را آماده نگاه داشته بودیم که در همان ساعت شب بتوانند مصوبه دولت را به صورت فوق العاده چاپ کنند. جلسه دولت تمام شد و طرح هم تصویب شد ولی «ان قُلتی» که روی طرح گذاشتند عبارت از آن بود [که] تا اطلاع امام منتشر نشود، معنی این کار یعنی نفی مطلب بود، چون متاسفانه مهندس بازرگان با همه خصوصیات عالی و قدرت فوق العاده در قبول شرایط سنگین زمان فاقد جسارت کافی است.» و در قسمت دیگری از نامه چنین می نویسد «فردا بازرگان و عده ای از افراد هیئت دولت به دیدن امام رفتند و طرح را مطرح کردند. پرواضح بود که امام آن را رد خواهد کرد، درحالی که اگر قبلاً اعلام شده بود شانس ردکردن آن ده درصد بود، ولی در عوض سی وشش میلیون مردم که به دلیل وضع خاص زمان فکر می کنند به جای پیاده شدن قانون اسلام، آخوندیسم بر مملکت حکومت خواهد کرد به پا خاستند و تحت رهبری امام بازگشت بازرگان را از ایشان خواستند.» با عنایت به موارد یادشده دادگاه محترم انقلاب اسلامی توجه دارد که تمامی این تمهیدات در جهت به سازش کشاندن انقلاب اسلامی بود و انحراف آن در جهت منافع دشمنان اسلام و پاسخ به آوای شوم همیشگی جغد استعمار یعنی جداسازی دین از عرصه سیاست.
از سویی مشخص است که هدف از انحلال مجلس خبرگان عدم تحقق پی ریزی ستون اول حکومت انقلاب، یعنی تدوین قانون اساسی اسلامی و ایجاد تزلزل در گام های استوار جامعه نوپای انقلابی بوده است و پرواضح است که از این همه چه کسی سود می برد. با توجه به دلایلی که فوقا اشاره رفت و با امعان نظر به محتویات پرونده و سایر قرائن و امارات که موارد جرم را روشن تر می سازد مجرمیت متهم محرز و مسلم است، لذا از دادگاه عدل اسلامی تقاضا می شود با توجه به موازین و اصول اسلامی، حکم عادلانه و مقتضی در خصوص متهم را صادر فرمایند.

دادستان انقلاب اسلامی مرکز

نظرات کاربران درباره کتاب آن‌سوی اتهام

آخرین نسل از سیاست‌مداران اخلاق‌گرا که تا پای جان در راه حقیقت ایستادگی کردند .
در 6 ماه پیش توسط Mei...hhh
برای آشنایی با فضای فکری دوران انقلاب حتما بخونید. پرنکته و جذاب. ممنون از فیدیبو برای آوردن این دو جلد.
در 6 ماه پیش توسط خالد صالحی
خدا رحمتش کنه
در 6 ماه پیش توسط razieh rezaee
کد تخفیف chelle چرا روی این کتاب اعمال نمیشه ؟
در 6 ماه پیش توسط مهرداد