فیدیبو نماینده قانونی دفتر نشر فرهنگ اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب وحی قرآنی

کتاب وحی قرآنی
چیستی، حقیقت و چگونگی نزول وحی قرآنی، دیدگاه‌ها، نقد و نظر

نسخه الکترونیک کتاب وحی قرآنی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب وحی قرآنی

از جمله مسائل و موضوعات مهم و حساس که از آغاز شکل‌گیری حوزه‌های پژوهش و اندیشه‌ورزی پیرامون قرآن کریم در میان مسلمانان پدید آمده‌است، مسئلۀ چیستی و چگونگی پدید آمدن وحی قرآنی است. این مسئله به دلیل آنکه با اصل و اساس قرآن‌کریم ـ به عنوان اصلی‌ترین منبع اسلام ـ ارتباط وثیق دارد، همواره مورد توجه و در مرکز تأملات قرآن‌پژوهان قرار داشته و دارد. بی‌گمان، نظریه‌پردازی در باب چیستی وحی قرآنی و چگونگی تحقق آن تأثیر مستقیمی بر همۀ دریافت‌های قرآنی خواهد داشت؛ بدین معنا که مراجعه و استنتاج ما از آیات قرآن در حوزه‌های فقه،اخلاق، کلام، سیاست، اقتصاد، حقوق، دانش، تربیت و...

ادامه...
  • ناشر دفتر نشر فرهنگ اسلامی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.98 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۶۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب وحی قرآنی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



فصل اول: تبیین مسئله، اهمیت و جایگاه آن در علوم اسلامی

تبیین مسئله

قرآن کریم به عنوان آخرین کتاب از سلسله کُتب آسمانی، محور و مبنای جهان بینی و شریعت اسلامی شناخته شده است. با توجه به همین نقش بنیادین، نخستین پرسشی که می تواند ذهن و ضمیر هر انسان کنجکاو را به خود مشغول سازد، پرسش اساسی ذیل است:
آیا قرآن کریم با همین خصوصیات و ویژگی های موجود (۶۲۳۶ آیه در قالب ۱۱۴ سوره)، با همین محتوا و آموزه ها، الفاظ و ساختار کلامی و عربیّت، سخن خداوند و وحی نازل شده بر پیامبر اکرم حضرت محمد(ص) است که طی فرایند مشخصی از ناحیه خداوند بر ایشان نازل گردیده و آن حضرت نیز پس از دریافت معصومانه آن، مجموعه آن را بدون ذره ای دخل و تصرف و همچنان معصومانه به مردمان ابلاغ کرده است، یا آنکه آنچه در قالب این کتاب بر مردمان عرضه گردیده، عیناً سخن خداوند و وحی نازل شده بر آن حضرت نیست؛ بلکه وحی بر آن حضرت عبارت است از نوعی بسط شخصیت معنوی و کشف و شهود حقایقی درباره عالَم و آدم که طی تجربه ای خاص یا در اثر مواجهه و مکاشفه ای روحانی در وجود آن حضرت پدید آمده و آنگاه گزارشی از آن توسط آن حضرت، با زبان و ادبیات بشری در قالب قرآن بر مردمان عرضه گردیده است؟
اعتقاد به اینکه قرآن با همین خصوصیاتِ موجود و با همین محتوا و الفاظ و ساختار کلامی، وحیِ نازل شده بر پیامبر اکرم(ص) است، چگونگی تحقق آن را به گونه ای خاص قابل تبیین می سازد، اما اعتقاد به اینکه قرآن عیناً سخن خداوند و وحی نازل شده بر آن حضرت نیست، چگونگی تحقق آن را به گونه ای دیگر قابل تبیین می سازد. به عبارت دیگر، در این بحث ما با دو مسئله در هم تنیده مواجهیم:

- آیا قرآن کریم عیناً همان وحی نازل شده بر پیامبر اسلام(ص) است یا اینکه قرآن عیناً وحی نازل شده بر پیامبر نیست؛ بلکه روایت و گزارشی از وحی نازل شده توسط پیامبر است که شخص اول و شخصیت محوری در صحنه نزول آن بوده است؟
- نزول وحی چگونه و طی چه فرایندی به انجام رسیده است؟ آیا در این فرایند ما با سه عنصر اصلی، یعنی فرستنده (خدا)، گیرنده (پیامبر) و پیام مواجهیم یا اینکه فرایند به گونه ای دیگر رقم خورده است؟

تلاش برای حل مسئله اول و رسیدن به یک پاسخ مستدل و اقناع کننده درباره آن، ناچار باب مسئله دوم را نیز بر ما می گشاید؛ همچنان که آغاز کردن از مسئله دوم نیز ناچار باب مسئله اول را بر ما خواهد گشود. بنابراین، مسئله اصلی این نوشتار ترکیبی از دو مسئله درهم تنیده است که هر دو نیز در جای خود از اهمیت برخوردارند. مسئله محل بحث از دیرباز در شمار دغدغه های ذهنی و معرفتی اندیشمندان اسلامی قرار داشته؛ اگرچه با رونق یافتن مسائل جدید در عرصه قرآن پژوهی، توجه به این مسئله و تلاش جدی برای حل آن نیز از اهمیت بیشتری برخوردار گردیده است.

ارتباط مسئله با شاخه های مختلف علوم اسلامی

آشنایان با علوم اسلامی به نیکی بر این نکته واقف اند که اندیشمندان و صاحب نظران در شاخه های مختلف علوم اسلامی ـ از قبیل تفسیر، فقه، کلام، اخلاق، تاریخ اسلام، حقوق، اقتصاد و سیاست ـ برای حل و فصل مسائل مختلفی که این علوم متکفل حل آن ها هستند، همواره به قرآن کریم مراجعه می کنند و به آیات آن استناد می ورزند. در پاره ای از این علوم، تکیه بر آیات قرآن نقش محوری و اصلی دارد (مانند: تفسیر، فقه، کلام، اخلاق و حقوق اسلامی)؛ در پاره ای دیگر، مراجعه به قرآن و استنتاج از آیات آن مهم و غیرقابل اغماض بوده است (مانند: تاریخ صدر اسلام یا فلسفه تاریخ، اقتصاد اسلامی و سیاست بر مبنای اندیشه اسلامی.)
در صورتی که اندیشمند و صاحب نظر در یکی از علوم مذکور در نگاه پیشین خود در باب چیستی وحی قرآنی، بر این باور باشد که قرآن عیناً سخن خداوند و وحی نازل شده بر پیامبر اسلام(ص) است، در این صورت تعامل او با آیات قرآن و استنتاج از آن ها، تعامل با کلام خدا و استنتاج از کلام خدا خواهد بود. چنین تعاملی با قرآن، اندیشمند مسلمان را به تامل همه جانبه، تدبر جامع و دقت های موشکافانه در آیات وحی وا می دارد. در این تعامل، نقطه نقطه قرآن، حرف حرف آن و جمله جمله آن حاوی پیام خداوند خواهد بود که به هدف هدایت آدمیان نازل گردیده و همه ظرافت های لفظی، ساختاری و متنی آن در ابلاغ پیام، در رساندن آدمیان به همان هدف والا، دخیل و صاحب نقش هستند. اندیشمند مسلمان با چنین باوری هرگز خود را به مرور سطحی و عبور عجولانه و غیرتخصّصی از ظرافت های لفظی و ساختارهای کلامی و متنی قرآن مجاز نمی داند و از ورای ظواهر، ظرافت ها و ساختار کلامی آیات، صبورانه به فحص و کشف حقایق و پیام های راه گُشای قرآن می نشیند.
اما در صورتی که اندیشمند مسلمان در نگاه پیشین خود در باب چیستی وحی قرآنی بر این باور باشد که قرآن روایت و گزارشی است که پیامبر اسلام(ص) از صحنه نزول و رخداد وحی داده است و عینِ کلام خداوند نیست، در این صورت تعامل او با قرآن تعامل با کلام خداوند نخواهد بود؛ بلکه تعامل با کلام پیامبری است که از جنس بشر، و محکوم به تاثیرپذیری از فرهنگ و عادات عصر خویش است. کلام چنین انسانی ـ هرچند پیامبر باشد ـ کلام انسان است و در خور توجهی از نوع توجه به کلام انسان. به همین سبب، در خور تامل همه جانبه و دقت های موشکافانه ـ آن گونه که در مواجهه با کلام خداوند رایج است ـ نخواهد بود.
درنگی هرچند گذرا در سنت مکتوب و آثار تفسیری، فقهی، کلامی، حقوقی و... اندیشمندان و صاحب نظران بزرگ اسلامی از آغاز رواج این علوم در جهان اسلام تاکنون، این حقیقت را در اختیار می گذارد که تعامل آنان با قرآن از نوع تعامل با کلام خدا و بسیار دقیق، روشمند، محتاطانه و موشکافانه بوده است، اما آنجا که آثاری در حوزه تفسیر، فقه، کلام و یا سایر علوم با ابتنا بر نگاه دوم به وحی قرآنی پدید آمده، از دقت، روشمندی و موشکافی های تخصّصی در آیات کاسته شده و در عمل، نوعی تاویل یا تفسیر به رای یا تحمیل رای بر آیات قرآن پدید آمده است.
نمونه ای از تعامل دو دیدگاه با آیات قرآن را می توان در مواجهه با نظریه تکامل زیستی موجودات زنده، به روشنی دریافت کرد. در مواجهه با نظریه مذکور، متفکرانی همچون علامه طباطبایی(۱)، علامه جعفری(۲)، استاد مرتضی مطهری(۳) و بسیاری از اندیشمندانی که با ابتنا بر نگاه اول (قرآن عینِ وحی نازل شده بر پیامبر و کلام خداوند است) به تفسیر آیات آفرینش و در پرتو آن به اظهار نظر درباره نظریه تکامل پرداخته اند، با دقت های روشمند و موشکافی های تخصّصی عمل کرده و به نتایج در خور توجهی دست یافته اند، اما نویسندگانی همچون دکتر سحابی(۴)، مهندس بازرگان(۵)، حبیب الله پیمان(۶) و برخی از روشنفکران دیگر که با ابتنا بر نگاه دوم به تفسیر آیات آفرینش و تطبیق مفاد آن ها بر نظریه تکامل پرداخته اند، بر بسیاری از دقت ها و ظرافت های آیات چشم پوشیده و در عمل، مرتکب تفسیر به رای و تحمیل رای بر قرآن شده اند.(۷)

وحی در لغت و اصطلاح

پیش از پرداختن به دیدگاه های اصلی در موضوع این نوشتار، لازم است چیستی وحی در لغت و اصطلاح مورد مطالعه قرار گیرد.
وحی در لغت به معنای القای پنهانی دانش و غیر آن به دیگری است.(۸) این واژه در کاربردهای لغوی به معنای اشاره، کتابت، رسالت، الهام، کلام خفی و آنچه به دیگری القا می شود به کار رفته است(۹) که در همه آن ها، معنای اصلی آن ـ یعنی القای پنهانی و نامحسوس (القای رمزی) لحاظ گردیده است.(۱۰) به همین دلیل، برخی لغت شناسان وحی را در کاربردهای لغوی به اشاره(۱۱) و برخی دیگر آن را به اشاره سریع(۱۲) معنا کرده اند.
صاحب التحقیق در جمع بندی معنای وحی چنین گفته است: «اصل واحد در ماده وحی همان القای امری در باطن غیر است؛ چه القا به تکوین باشد یا به ایراد در قلب، و چه آن امر دانش باشد یا ایمان یا نور یا وسوسه یا غیر این ها، و چه آن غیر، انسان باشد یا فرشته باشد یا غیر آن ها، و چه با واسطه صورت گیرد یا بدون واسطه.»(۱۳)
علامه طباطبایی نیز در جمع بندی موارد استعمال واژه وحی چنین گفته است: «و المحصّل من موارد استعماله انّه القاء المعنی بنحو یخفی علی غیر مَن قُصِدَ افهامه»(۱۴) (نتیجه ای که از دقت در موارد استعمال واژه وحی به دست می آید، این است که وحی عبارت است از القای مطلبی به دیگری؛ به گونه ای که بر غیر او مخفی بماند.)
برای وحی در اصطلاح تعریف های متنوعی ارائه شده است. شیخ مفید در تعریف اصطلاحی وحی چنین می گوید: «اصل وحی همان کلام پنهان است... و در عرف و شریعت اسلام آنگاه که وحی به خداوند نسبت داده می شود، مراد همان علومی است که خداوند به پیامبران خود اعطا می کند.»(۱۵)
ابن سینا در تعریف وحی می گوید: «انّه القاء الشّیء الی النبیِّ بلا زمانٍ»(۱۶) (وحی عبارت است از القای چیزی به پیامبر؛ بدون آنکه در آن، زمان طبیعی لحاظ شده باشد.) محمد عبده در تعریف وحی می گوید: «وحی همان شناخت و آگاهی است که پیامبر در وجود خود، آن را می یابد و یقین دارد که از ناحیه خداوند به او ارزانی گردیده.»(۱۷)
استاد جعفر سبحانی در تبیین اصطلاحی وحی چنین می گوید:«وحی ادراک خاصی است که از سایر ادراکات بشری متمایز است؛ زیرا چنین ادراکی از ناحیه حواس، عقل و یا غریزه به دست نمی آید؛ بلکه شعور خاصی است که ما حقیقت آن را نمی شناسیم و خداوند آن را در وجود پیامبران ایجاد می کند و با سایر آگاهی های فکری مشترک بین آدمیان تفاوت دارد. پیامبران در چنین شناختی گرفتار هیچ گونه خطا، اشتباه و شکی نمی گردند که آن را خداوند بر ایشان القا کرده؛ بدون آنکه نیازی به اِعمال نظر، درخواست دلیل و یا اقامه برهانی داشته باشند.»(۱۸)
استاد حسن زاده آملی در تعریف وحی می گوید: «وحی عبارت است از علم الهی غیبی که از عالَم غیب نازل می شود و در روح پیامبر تجلّی می یابد؛ پس از آنکه پیامبر با روح القدُس (عقل فعّال در زبان فلاسفه، سروش غیبی در زبان عمومی، جبرئیل در زبان شرع) متصل و متحّد گردد.»(۱۹)
بر اساس تعاریف فوق و سایر تعاریفی که از وحی شده است، می توان مولفه های اساسی وحی را این گونه برشمرد: ۱) وحی از نوع علم و شناخت است؛ ۲) از ناحیه خداوند القا می گردد؛ ۳) محل دریافت آن قلوب و نفوس پیامبران الهی است؛ ۴) در فرایندی فراتر از فرایند علوم و ادراکات حسی، عقلی و تجربی به ظهور می رسد؛ ۵) دریافت کنندگان آن ـ یعنی پیامبران ـ در آن گرفتار هیچ گونه خطا، اشتباه و شک نمی شوند.
کاربردهای واژه وحی در آیات قرآن
وحی و مشتقات آن در مجموع ۷۷ بار در آیات قرآن کریم استعمال شده است. در پاره ای از کاربردهای قرآنی، وحی در همان معانی لغوی استعمال شده است؛ مانند:

- استعمال به معنای القای تکوینی: «فَقَضاهُنَّ سَبعَ سَماواتٍ فی یَومَینِ وَ اوحی فی کُلِّ سَماءٍ امرَها...» (فصلت: ۱۲) (پس خداوند آن ها را در هفت آسمان در طی دو روز [دو دوره] مقرر داشت و کار هر آسمان را به آن وحی کرد....)
- استعمال به معنای القای غریزی: «وَ اوحی رَبُّکَ الی النَّحلِ انِ اتَّخِذی مِنَ الجِبالِ بُیوتًا وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمّا یَعرشونَ» (نحل: ۶۸) (و پروردگارت به زنبور عسل وحی کرد که: از کوه ها و از درختان و از آنچه داربست می کنند، خانه هایی برگیر.)
- استعمال به معنای الهام: «وَ اوحَینا الی اُمِّ موسی ان ارضِعیهِ فاذا خِفتِ عَلَیهِ فالقیهِ فی الیمِّ» (قصص: ۷) (و به مادر موسی وحی کردیم که او را شیر دِه. پس آنگاه که بر او بیمناک شدی، او را در دریا افکن.)
- استعمال به معنای اشاره: «فَخَرَجَ عَلَی قَومِهِ مِنَ المِحرابِ فاوحَی الَیهِم ان سَبِّحوا بُکرَهً وَعَشیا» (مریم: ۱۱) (پس زکریا از محراب بر قوم خویش درآمد و با اشاره به آنان فهماند که صبح و شام خدا را تسبیح گویید.)
- استعمال وحی به معنای القای شیطانی: «وَ کَذلِکَ جَعَلنا لِکُلِّ نَبیّ عَدواً شَیاطینَ الانسِ وَ الجِنِّ یوحی بَعضُهُم الی بَعضٍ زُخرُفَ القَولِ غُروراً» (انعام: ۱۱۲) (و این گونه برای هر پیامبری، دشمنی از شیاطین انس و جن قرار دادیم که بعضی از آنان به بعضی دیگر برای فریب، سخنان زیبایی القا می کنند.)
- استعمال به معنای تفهیم نامحسوس: «اذ یوحی رَبُّکَ الی المَلائِکَهِ انّی مَعَکُم فَثَبِّتوا الَّذینَ آمَنوا» (انفال: ۱۲) (هنگامی که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد که من با شما هستم، پس آنان را که ایمان آورده اند [در این راه] استوار سازید.)

با وجود این، غالب کاربردهای واژه وحی در آیات قرآن کریم در معنای اصطلاحی آن است. از باب نمونه:

- «کَذلِکَ یوحی الَیکَ وَ الی الَّذینَ مِن قَبلِکَ اللّهُ العَزیزُ الحَکیمُ» (شوری:۳) (خداوند عزیز و دانا این گونه به سوی تو و رسولان پیش از تو، وحی می کند.)
- «وَ اوحی الیّ هذا القُرآنَ لِاُنذِرَکُم بِهِ وَ مَن بَلغ» (انعام: ۱۹) (و این قرآن بر من وحی شده است تا به وسیله آن، شما و آنان را که قرآن به آنان می رسد انذار نمایم.)
- «... ان اتَّبِعُ الّا ما یوحَی الَیّ وَ ما انا الّا نَذیرٌ مُبینٌ» (احقاف: ۹) (من جز آنچه بر من وحی می شود را پیروی نمی کنم و جز آنکه با بیان روشن مردمان را انذار کنم، وظیفه ای ندارم.)
- «وَما کانَ لِبَشَرٍ ان یُکَلِّمَهُ اللّهُ الّا وَحیاً او مِن وَراءِ حِجابٍ او یرسِلَ رَسولًا فَیوحی بِاذنِهِ ما یشاءُ انَّهُ عَلیٌّ حَکیمٌ» (شوری: ۵۱) (هیچ انسانی شایسته آن نیست که خداوند با او سخن بگوید؛ مگر به صورت وحی یا از پس پرده یا آنکه خداوند فرشته ای بفرستد تا به اذن خداوند، آنچه را بخواهد به او وحی کند. او خدای بلندمرتبه و حکیم است.)

نظرات کاربران درباره کتاب وحی قرآنی