فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب شخصیت سالم

کتاب شخصیت سالم
هفت سؤال کلیدی در روان‌شناسی سلامت و بالیدگی

نسخه الکترونیک کتاب شخصیت سالم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب شخصیت سالم

زندگی در عصر ما، آگاهی‌ها و مهارت‌های ظریف‌تری را می‌طلبد که با مطالعه و تجربه به دست می‌آیند. دسترسی به اطلاعات درست و کسب مهارت‌های لازم برای زندگی، در پیشگیری از آسیب‌های روانی سهم عمده‌ای دارد. هر چند علاوه بر اطلاعات درست، یافتن راهکارهای صحیح نیز ضروری است. تاکنون در ایران برای حل مسائل و مشکلات فردی و خانوادگی کتاب‌های ارزشمندی در حوزه روان‌پزشکی و روان‌شناسی، ترجمه و منتشر شده است، که بیشتر آن‌ها راه‌حل‌هایی متناسب با فرهنگ‌های غیرایرانی ارائه داده‌اند. لذا صِرفِ ترجمه ــ حتی علمی‌ترین ــ متون روان‌شناختی غرب نمی‌تواند راهگشای مشکلات جامعه ما باشد، و ما باید دریافت‌های خود از دانش غرب را با شرایط فرهنگی و میراث معنوی خود سازگار کنیم تا کلام‌مان آشنا و راهکارهای درمانی‌مان مؤثر باشد. این مجموعه به صورت پرسش و پاسخ و به زبانی ساده تنظیم شده است تا خوانندگان بتوانند با مسائل روان‌شناسی آشنا شوند و آگاهانه با مشکلات روانی برخورد کنند و نیز بدانند که به هنگام بروز مشکل چگونه می‌توانند راهنمایی‌های لازم را از مشاوران دریافت کنند.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.55 مگابایت
  • تعداد صفحات ۷۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب شخصیت سالم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



یادداشت ناشر

هنگامی جامعه ای سالم و متعادل خواهیم داشت که افراد آن جامعه، از سلامت روان برخوردار و در عرصه های اجتماعی فعال باشند. انکار کردن نابسامانی های روانی افراد جامعه درست نیست. برای اصلاح، نخست باید درد و بیماری را شناخت. در این صورت، درمان سهل تر خواهد بود.
در گذشته های دور، اندیشمندان و ادیبان، کتاب های پند و اندرز می نوشتند تا به مردم آگاهی های لازم را برای رسیدن به تعادل اخلاقی و روانی ارائه دهند. اما امروزه این پندنامه های ارزشمند به تنهایی کافی نیستند.
زندگی در عصر ما، آگاهی ها و مهارت های ظریف تری را می طلبد که با مطالعه و تجربه به دست می آیند. دسترسی به اطلاعات درست و کسب مهارت های لازم برای زندگی، در پیشگیری از آسیب های روانی سهم عمده ای دارد. هر چند علاوه بر اطلاعات درست، یافتن راهکارهای صحیح نیز ضروری است.
تاکنون در ایران برای حل مسائل و مشکلات فردی و خانوادگی کتاب های ارزشمندی در حوزه روان پزشکی و روان شناسی، ترجمه و منتشر شده است، که بیشتر آن ها راه حل هایی متناسب با فرهنگ های غیرایرانی ارائه داده اند. لذا صِرفِ ترجمه ــ حتی علمی ترین ــ متون روان شناختی غرب نمی تواند راهگشای مشکلات جامعه ما باشد، و ما باید دریافت های خود از دانش غرب را با شرایط فرهنگی و میراث معنوی خود سازگار کنیم تا کلام مان آشنا و راهکارهای درمانی مان موثر باشد.
نشر قطره بر آن شده است تا با همکاری روان پزشکان و روان شناسان برجسته ایرانی مجموعه کتاب هایی را با عنوان «روان و زندگی» منتشر کند. مولفان این مجموعه با دانش نظری و تجربه های بالینی و درمانی مفید، موضوع هایی را برای تالیف انتخاب کرده اند که در آن مهارت و تجربه ویژه ای دارند.
این مجموعه به صورت پرسش و پاسخ و به زبانی ساده تنظیم شده است تا خوانندگان بتوانند با مسائل روان شناسی آشنا شوند و آگاهانه با مشکلات روانی برخورد کنند و نیز بدانند که به هنگام بروز مشکل چگونه می توانند راهنمایی های لازم را از مشاوران دریافت کنند.
نشر قطره بر خود لازم می داند از روان پزشکان، روان شناسان و استادان محترمی که در این مجموعه ما را یاری کرده اند سپاسگزاری کند.

مقدمه مولف

«فرزانه آموخته است که آموخته هایش را مطلق نداند و بی قید و شرط پایبندِ آن ها نباشد»
لائوتزو
ــ حکیم فرزانه چینی ــ

مولانا در کتاب گرانقدر مثنوی، حکایتی شیرین دارد که در جهان پیچیده است:
گروهی در تاریکی فیلی را لمس می کنند، یکی خرطوم فیل را لمس کرده و او را چون لوله می انگارد، دیگری پای فیل را لمس کرده و فیل را ستون انگاشته است، سومی گوش های فیل را لمس کرده و او را همچون بادبزن در نظر آورده است و چهارمی شکم فیل را لمس کرده و فیل را کیسه ای آویزان تصور نموده است. تا زمانی که نور نتابد و «کل فیل» دیده نشود، «جز انگاری» حاصلی جز اختلاف نظر ندارد. هنوز نور نتابیده و کل حقیقتِ زندگی و معنای وجود انسان، ناشناخته مانده است، دانش بشری چاره ای به جز لمسِ جز به جز حقیقتِ نادیدنی ندارد. بنابراین «روش علمی» بر پایه «کاهشگری» قرار دارد.
روان شناسی نیز جزئی از دانش بشری است که با همان «روش علمی کاهشگرانه» شکل گرفته است. هر یک از نظریه پردازانِ این حوزه به جزئی از بشر دست یافته است و بس، به همین دلیل در حوزه روان شناسی وجود اختلاف نظر و گاهی نظریاتِ متضاد چیزی غیرمنتظره نیست.
آنچه درباره «شخصیت سالم» نوشته ام، حاصلِ «چارچوب پنداشتی» من است که تحت تاثیر نظریات برخی از بزرگانِ این عرصه شکل گرفته و طبیعی است که مورد تایید همه نظریه پردازان و مکاتب روان شناسی نباشد.

این کتاب تنها روایتی از حقیقت است
و به قول «ریچارد باخ»:
«ممکن است همه مطالب این کتاب اشتباه باشند!»

محمدرضا سرگلزایی ـ پاییز ۱۳۸۶ ـ مشهد مقدس

چه ویژگی هایی نشان دهنده «شخصیت سالم» هستند؟

ابتدا لازم است که توضیح دهیم «معیار ما» برای تعریف «شخصیت سالم» چیست. برخی از صاحب نظران، «سلامتی» را معادل «فقدانِ بیماری» می دانند. با چنین نگاهی، اگر فردی دچار افسردگی آشکاری نباشد، از درد و رنج روانی شکایتی نداشته باشد و خودش، یا دیگران، او را نیازمند درمان ندانند از نظر روانی سالم است.
گروهی دیگر از صاحب نظران، «سلامتی» را بر مبنای «میانگین جامعه» تعریف می کنند. از نقطه نظر آن ها، اگر عملکرد فردی در حد میانگین جامعه باشد از نظر روانی سالم است.
گروه سوم از صاحب نظران، «سلامتی» را معادل «شکوفایی استعدادهای یک فرد» می دانند. بنابراین کسی که بیماری روانی آشکاری ندارد و عملکردِ او در حدّ میانگین عملکرد افراد جامعه است اما موفق به شناخت و شکوفا کردن استعدادهای انسانی خود نشده است، دارای «شخصیت سالم» نمی باشد.
در این کتاب، معیار ما برای تعریف «شخصیت سالم»، دیدگاه سوم است. بنابراین هنگامی که راجع به ویژگی های شخصیت سالم صحبت می کنیم منظورمان «استعدادهای ویژه انسانی» است. «دکتر آلکسیس کارل» متخصص برجسته فیزیولوژی و جراح عروق که موفق به دریافت جایزه نوبل و نشان های علمی برجسته جهانی شد، در کتاب های خود ـ «انسان، موجود ناشناخته» و «راه و رسم زندگی» ــ به بیانِ این مقوله می پردازد که انسان، دارای ویژگی خاصی است که می توانیم آن را «استعداد ویژه انسانی» بنامیم. بر خلافِ «غریزه حفظ حیات» و «غریزه تولید مثل و تداوم بقا» که در تمام موجودات زنده مشترک است، انسان دارای تمایل یا غریزه «تعالی روانی» است که منحصر به اوست. با این دیدگاه، ویژگی هایی که نشان دهنده «تعالی روانی» در انسان هستند را به عنوان ویژگی های «شخصیت سالم» انتخاب کرده ایم:

۱ـ انضباط شخصی یا کنترلِ خویشتن

انسان، توانایی این را دارد که قوی ترین کشش ها و تمایلات غریزی خود را آگاهانه کنترل کند، به تعویق اندازد یا در چارچوب خاصی محدود کند. این ویژگی خاصِ انسان است، بنابراین آن را یک «استعدادِ ویژه انسانی» می دانیم.
***
یکی از ویژگی های شخصیت سالم این است که فرد نه به دلیل «فشار بیرونی» بلکه به دلیل «متعهد بودن به انتخابِ خود» حاضر باشد محدودیتی را بپذیرد.
***
اگر این محدودسازی از بیرون صورت گیرد، یعنی جامعه، قانون یا عرف آن را بر فرد «تحمیل» کند و فرد چاره ای غیر از تبعیت از این محدودیت نداشته باشد، نمی توان این محدودیت را «انضباط شخصی» نامید. «انضباط شخصی» یا «خود کنترلی» به فرایندی اطلاق می شود که فرد، خود، آگاهانه و به دلیل هدفی بزرگ تر یا ماندگارتر، خواسته و میلی کوچک تر یا گذراتر را مهار می کند. این که فرد نه به دلیل «فشار بیرونی» بلکه به دلیل «متعهد بودن به انتخابِ خود» حاضر باشد محدودیتی را بپذیرد، یکی از ویژگی های شخصیت سالم است. سحرخیزی، پشتکار، وقت شناسی، مقید بودن به تعهدات، روزه داری و پرهیز، ورزش منظم و مقید بودن به دستورالعمل های مذهبی نمونه هایی از «انضباط شخصی» هستند. به قول برایان تریسی ــ مشاور برجسته مدیریت و بازاریابی ــ هیچ فردی بدون برخورداری از انضباط به موفقیت بزرگی نرسیده است. «نیچه» می گوید: «توانمندی بزرگ، از طریق خویشتن داری بزرگ، خود را آشکار می کند.»

۲ـ از خودگذشتگی یا خودفراروی

گرچه نمونه های «از خودگذشتگی» و «نوع دوستی» در سایر جانوران نیز دیده می شوند، گستره و عمق این گونه رفتارها در انسان ها بارزتر است. به این لحاظ می توان این رفتارها را نیز جز استعدادهای برجسته انسانی نام برد. یکی از ویژگی های «شخصیت سالم» این است که در حیطه هایی از زندگی، انتخاب های او، نه بر مبنای نفع خود که بر مبنای نفع دیگران صورت می گیرد. حتی گاهی انتخابِ نفع دیگران به صدمه خوردن و ضررِ خود فرد منجر می شود ولی با این حال، فرد نفع دیگران را انتخاب می کند. گرچه طبعا کسی که چنین انتخابی در زندگی دارد، از نفع دیگران و از خودگذشتگی خود لذت می برد و آرامش پیدا می کند. رسیدن به چنین قابلیت و استعدادی که از منافع دیگران رضایت خاطر و لذت کسب کنیم، یکی از ویژگی های شخصیت سالم است. این که چقدر از زندگی ما صرف فعالیت هایی می شود که خودمان به طور مستقیم از آن ها نفع نمی بریم، یکی از ملاک هایی است که سلامتی شخصیت ما را نشان می دهد. من معمولاً در مشاوره ها و جلسات روان درمانی، ضمن گرفتن شرح حال مراجعان، برنامه روزانه آن ها را مرور می کنم و یکی از چیزهایی که به دنبالش می گردم این است که چقدر از زندگی این فرد صرف تامین نیازها و منافع دیگران می شود، بدون این که در ازای آن چیزی دریافت کند. من ریشه بسیاری از اختلالات و روان نژندی ها را در «خودمحوری» می بینم و باور دارم که با حرکت دادن مراجعانم از موضع «خودمحوری» به موقعیت «از خودگذشتگی» قدم مهمی در درمان و رشد آنان برداشته می شود.
البته، ذکر این مسئله را لازم می دانم که برخی از افراد دچار الگوی روانی «آزارطلبی» یا مازوخیسم» هستند. آن ها در زندگی همواره «نقش قربانی» را برمی گزینند. وارد رابطه هایی می شوند که روشن است در آن به نوعی مورد سواستفاده قرار خواهند گرفت. آن ها روابط دردناک و پرتنشی را با افراد آزاردهنده و سواستفاده چی شروع می کنند و با آن که می دانند در این روابط به آن ها ظلم می شود، حاضر به قطع یا تغییر رابطه نیستند.
«آزارطلبی» یک اختلال و مسئله شخصیتی است و با «از خودگذشتگی» کاملاً متفاوت است. فردی که به مرحله «خود فراروی» رسیده است، خودش به طور آزادانه انتخاب می کند که در چه حیطه ای و تا چه حدی منافع دیگران را بر منافع خود مقدم بدارد. فضیلتِ این انتخاب، در آزادانه بودنِ آن است اما اگر کسی بتواند گذشتن از منافع مان را به ما تحمیل کند، دیگر «از خودگذشتگی» معنا نمی دهد. هرگاه کسی با تهدید، فشار، ارعاب، حیله، تحقیر یا قرار دادن ما در «رودرواسی» و «خجالت»، ما را وادار کند از منافع مان بگذریم، ما «از خودگذشتگی» را انتخاب نکرده ایم، چنین انتخابی بر ما تحمیل شده و این نه تنها نشانه قدرت شخصیت ما نیست که نشانه ضعف و ناتوانی ماست.

۳ـ «خودشکوفایی» یا «خلاقیت»

«خلاقیت» به معنای آفرینش چیزی است که قبلاً و توسط دیگری ساخته نشده باشد. گرچه سایر موجودات زنده قدرتِ «ساختن» دارند، اما سازندگی آن ها بر مبنای یک «الگوی عمومی» صورت می گیرد. تمام موریانه ها، مورچه ها و زنبورهای جهان، از هزاران سال پیش تاکنون، سبک لانه سازی یکنواختی دارند. الگوی تغذیه خرس ها، گرگ ها یا گربه ها در طول صدها سال تغییر نکرده است. اما زندگی انسان ها با چند دهه قبل قابل مقایسه نیست. الگوهای زندگی نیز از یک شهر تا شهر دیگر تفاوت های چشمگیر دارند. تنوع وسیع زندگی بشری و پیشرفت گسترده صنعت و تکنولوژی محصولِ خلاقیت بشر است.
انسان ها می توانند طرح هایی در ذهن خود بسازند که تاکنون مشابهی برای آن را ندیده و نشنیده باشند. آن ها می توانند با جابه جا کردن اجزای پدیده ها، ادغام پدیده های مختلف، بزرگ یا کوچک کردنِ اجزای آن ها و معکوس کردن روندِ معمولِ انجام کار طرح جدید و محصول تازه ای خلق کنند.
از آن جا که «خلاقیت» یک ویژگی انسانی است، شکوفا کردن این استعداد درونی، یکی از ویژگی های ضروری «شخصیت سالم» است. لازم نیست این خلاقیت حتما به صورت تولید یک کالای جدید یا خلق یک اثر هنری خود را نشان بدهد. ابداعِ یک غذای جدید، چیدن دکوراسیون متفاوت و طراحی خلاق و بدیعِ برنامه روزانه زندگی نمونه های ساده ای از خلاقیت هستند.
گرچه استعداد خلاقیت در برخی افراد بیشتر از سایرین است، هیچ کس فاقد این استعداد نیست. هر کس به قدر استعدادی که در آفرینندگی دارد، لازم است این استعداد را به کار گیرد. برخورداری از «شخصیت سالم» بدون «خلاقیت» و «آفرینندگی» غیرممکن است.
کارهای روزانه خود را در طی هفته مرور کنید. ببینید در چه کارهایی «صاحب سَبک» هستید و چه کارهایی را از دیگران آموخته اید و کاملاً آن ها را «تقلید» می کنید. سعی کنید هر هفته در یکی از کارهایتان بازنگری کنید و آن را به سَبک جدیدی انجام دهید. ممکن است شیوه قبلیِ انجام آن کار ساده تر و مقرون به صرفه تر باشد. لازم نیست حتما سبک جدید شما بهتر از سبک های معمول باشد، مهم این است که شما استعداد آفرینندگی خود را تمرین بدهید. زمانی فرا خواهد رسید که در زمینه ای سبک شما بهتر از سبک دیگران باشد.

۴ـ یادگیری مداوم

برخی از مردم، تنها به عنوان یک وظیفه اجتماعی، یا برای به دست آوردن شغل، مدتی را صرف یادگیری دانش یا مهارتی خاص می کنند و پس از آن، دست از یادگیری فعال برمی دارند. البته، ما هر روز در زندگی چیزهایی را می آموزیم، اما وقتی از «یادگیری فعال» صحبت می کنیم،منظورمان این است که خودمان، به طور عمدی و انتخاب شده، یک مسیر آموزشی را طی کنیم. یک «شخصیت سالم» همیشه در حال «یادگیری فعال» است. شرکت فعال در سخنرانی های مذهبی یا اجتماعی، شرکت در کلاس ها و دوره های آموزشی، داشتن یک سیر مطالعاتی منظم و هدف دار و حضور در سمینارها و کنفرانس ها نمونه هایی از برنامه های آموزشی فعال و مداوم هستند.
برنامه هفتگی خود را مرور کنید و ببینید آیا در طول هفته، به طور منظم، برنامه فعالی برای ارتقا دانش و یادگیری خود دارید. برخورداری از چنین برنامه ای شرط ضروری داشتن «شخصیت سالم» است.
یکی از راه های یادگیری مداوم «طرح سوال» است. سوال در ذهن فضایی خالی ایجاد می کند که اطلاعات را از محیط به سمت خود می کشد. ذهنی که سوالی در خود ندارد نسبت به اطلاعات بی تفاوت است، ممکن است کتابی را بخواند، فیلمی را تماشا کند یا به سخنرانی ای گوش بسپارد ولی در آن هیچ چیز «تکان دهنده ای» نیابد. درحالی که برای کسی که «جستجوگرانه» به همان کتاب، فیلم، گفتگو یا سخنرانی توجه نشان می دهد، انبوهی از اطلاعاتِ عمیق و تاثیرگذار وجود دارد. «آلن دو باتن» فیلسوف و نویسنده سوئیسی، سوال درست را همچون نخِ میانِ دانه های گردن بند می داند که بدون آن، اطلاعات به دست آمده بی خاصیت و فرّار خواهند بود. می توانید در ابتدای هر هفته سوالی را برای خود طرح کنید و در طول هفته همچون یک «کارآگاه» یا «مکتشف» در جستجوی پاسخ سوال خود باشید.

«شیوه تفکر» در کسی که شخصیت سالمی دارد چگونه است؟

ما در تمام ساعات بیداری در حال فکر کردن هستیم. فکر کردن در واقع یک «گفتگوی درونی» است. گرچه ما خاموشیم اما در درون خود در حال مذاکره و گفتگو هستیم. ما چنان در افکارمان غرق هستیم که کمتر به «چگونگی فکر کردن مان» فکر می کنیم. در نتیجه، شیوه تفکر ما اغلب به یک شکل ادامه می یابد.
صاحب نظران برجسته ای مثل «آئورن بک» و «ادوارد دو بنو» پیشنهاد می کنند که ما به شیوه تفکرمان نگاه کنیم و سبک آن را مرور کنیم. «فکر کردن به فکر کردن مان» یا همان «نگاه کردن به شیوه تفکرمان» را «فراشناخت» نامیده اند. مطالعاتِ متخصصانِ «فراشناخت» و «شناخت درمانی» نشان داده است که «شیوه فکر کردن ما» بر احساسات و رفتارهای مان موثر است. برخی از شیوه های فکر کردن، حالِ ما را بد می کنند، این شیوه ها مغایر با «برخورداری از شخصیت سالم» هستند. ما به این شیوه های تفکر، «افکار ناکارآمد» می گوییم. برخی از «افکار ناکارآمد» به قرار زیرند:

«تعمیم دادن مفرط»

استفاده افراطی از «عبارت های تعمیمی» مثل «همیشه»، «همه»، «همه جا»، «هیچ وقت»، «هیچ کس»، «هیچ جا» باعث می شود که احساساتِ ما نسبت به موقعیتی که در آن قرار داریم اغراق آمیز و غیرقابل کنترل شوند. عبارت های زیر نمونه هایی از «تعمیم دادن مفرط» هستند:
ــ «هیچ کس مرا دوست ندارد.»
ــ «همه مردم فقط به فکر منافع خود هستند.»
ــ «همه به دنبال فرصتی هستند که از آدم سواستفاده کنند.»
ــ «هیچ وقت سعی نکردی مرا بفهمی، تو همیشه به خودت فکر کردی.»
چنین عبارت هایی نشان دهنده «تحریف واقعیت» هستند و «واقع بینی» از ویژگی های بارز شخصیت های سالم است.

«برچسب زدن»

هنگامی که افراد، نهادها یا پیشامدها را در یک «صفت» خلاصه می کنیم، واقعیتی را که اجزا و زوایای متعددی دارد چنان محدود می کنیم که واکنش ما به آن، نه واکنش به خود آن پدیده، که واکنش به نامی است که ما بر آن پدیده نهاده ایم.
وقتی فردی را با یک صفت (مثلاً «پَست»، «سواستفاده چی»، یا «چاپلوس») توصیف می کنیم، تنها با یک بخش از این فرد ارتباط برقرار کرده ایم و طبیعی ترین واکنش ما در برابر این بخش، «خشم» یا «تنفر» است. وقتی یک واقعه را «بدبیاری»، «بدبختی» یا «کم شانسی» نام می نهیم، در مقابل آن تنها می توانیم احساس «ناامیدی» و «یاس» داشته باشیم. ما در واقع با «برچسب زنی» خودمان را در یک «کوچه بن بست» گرفتار می کنیم. خودمان را در «تله» می اندازیم و ابتکار عمل و توانمندی خودمان را محدود می کنیم.
برای مدتی افکارتان را بنویسید. بهترین روش این کار آن است که در یک دفتر خاطرات، همان طور که خاطراتِ روزانه را می نویسید، افکار خود را نیز بنویسید. بعد از چند روز، برگردید و دفتر خاطراتِ خود را بخوانید. افکارتان را مرور کنید و ببینید چقدر به «برچسب زنی» پرداخته اید. شرطِ موفقیت این تکنیک آن است که در هنگام نوشتن «خودسانسوری» نکنید. سعی نکنید اول افکارتان را اصلاح کنید و بعد آن ها را روی کاغذ بیاورید. ما برای «اصلاحِ عمیق خود» نیاز داریم ابتدا خودمان را به دقت مشاهده کنیم. قبل از این که به تغییر دادنِ افکارمان اقدام کنیم، لازم است افکارمان را به وضوح ببینیم و تاثیرشان را بر روحیه و احساسات مان درک کنیم.
***
در فضایی که هرکس در حال تجزیه و تحلیل افکار و رفتارِ دیگران است، صمیمیت و دوست داشتن معنا نخواهد یافت.
***
«سایادو او جوتیکا»، راهب بودایی برمه ای، درباره مشاهده ذهن چنین می نویسد:
«مهم این است که هر آنچه در ذهن رُخ می دهد را ببینیم، بدون این که بخواهیم در آن تغییری ایجاد کنیم و یا بخواهیم به آن بچسبیم و سعی کنیم طولانی ترش کنیم. اگر ناراحت هستید که چرا این افکار وجود دارند، آن ها را به روشنی نخواهید دید زیرا مضطرب هستید و احساس بیزاری دارید. تنها زمانی که مایلید بدون احساس گناه، بدون این که بخواهید اقدامی کنید به ذهن تان بنگرید، می توانید آن را به روشنی ببینید. آن گاه ذهن تسلطش را بر شما از دست خواهد داد زیرا بر ملا شده است، شفاف شده است.»

نظرات کاربران درباره کتاب شخصیت سالم

این شد یکی از کتابهای مرجع من برای زندگی. مختصر و مفید، از توضیح اضافه که از حوصله خارج شود خودداری کرده. مطالب طبقه بندی شده و منظم. از ساعت ۱۰ صبح شروع به خوندن کردم و الان ساعت ۱ ظهر تموم شد.
در 4 هفته پیش توسط پریسا عطری