فیدیبو نماینده قانونی دفتر نشر فرهنگ اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب راهنمای همسران جوان

کتاب راهنمای همسران جوان

نسخه الکترونیک کتاب راهنمای همسران جوان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب راهنمای همسران جوان

در این کتاب سعی نگارنده بر این بوده است که با تکیه بر تعالیم اسلامی و تجربیات ممتد خویش در این زمینه، بینش درستی نسبت به زندگی زناشویی ارائه شود؛ و مطالب و موضوعات ضروری تا حدّ امکان به زبانی ساده و به دور از اصطلاحات و پیچیدگی‌های علمی بیان گردد؛ به گونه‌ای که بتواند مورد استفادۀ عموم قرار گیرد.

ادامه...

بخشی از کتاب راهنمای همسران جوان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

در روزگار ما هیچ نهاد اجتماعی به اندازه «خانواده» در کشورهای صنعتی گرفتار بحران نشده است؛ به عبارت دیگر، آثار تحولات فکری، اخلاقی و فرهنگی چند قرن اخیر در عرصه «خانواده» به میزان گسترده ای مشاهده می شود. وضعیت خانواده در کشورهای غربی آینه تمام نمایی است که می توان روحیات انسان جدید را در آن دید.
کسانی که با فرایند تحولات اجتماعی در غرب آشنا هستند، به خوبی می دانند که از هم پاشیدن خانواده در آن دیار مشکلات حل ناشدنی فراوانی را به وجود آورده است. آلوین تافلر ـ نظریه پرداز نام آور آمریکایی ـ نقش اساسی از هم پاشیدن خانواده را در ایجاد بحران های موجود چنین بیان می کند:

«امروزه بار دیگر انسان ها حس می کنند که شخصیت شان مانند پوسته تخم مرغی که بر دیواری کوبیده شده باشد، خرد شده است. ولی برخلاف گذشته گناه کنونی، ناشی از گسیختگی خانواده است نه عوامل اقتصادی.»(۱)

امّا در جامعه ما وضع به گونه ای دیگر است. سلامت اخلاقی نسبی که در جامعه ما وجود دارد، سبب قوام و استحکام نهاد خانواده شده است. آمار طلاق در کشور ما در مقایسه با کشورهای دیگر، به ویژه کشورهای پیشرفته، بسیار پایین است. این آمار در دوران بعد از انقلاب کاهش چشم گیری داشته و از بیست درصد در سال های ۵۶ ـ ۱۳۵۵ به حدود هفت درصد ـ و گاهی کمتر ـ در سال های اخیر کاهش یافته است. این در حالی است که میزان طلاق و نیز طول مذت ازدواج در کشور های صنعتی حیرت انگیز است؛ برای نمونه، میانگین طول مدّت ازدواج در کشوری مانند سوئد تنها شش ماه است!(۲) و میزان تجرد قطعی در برخی کشورهای غربی به رقم ۴۸ درصد بالغ می شود. براساس آمار، عمومیت ازدواج (تمایل به تشکیل خانواده) در بین زنان کشور ما بالغ بر ۹۹ درصد است و یک درصد باقیمانده مربوط به کسانی است که به علّت معلولیت و موانعی از این دست قادر به تشکیل خانواده نیستند؛ حال آنکه این رقم در کشوری مانند ایرلند ۵۴ درصد است. (۳) علّت این تفاوت چشم گیر را باید در درجه اول در دوگونگی وضعیت اعتقادی و اخلاقی جامعه ما و جوامع غربی دانست. غیراخلاقی شدن جوامع غربی و از دست رفتن هویت اعتقادی در این کشورها، موجب عوارضی بسیار از جمله تزلزل بنیان خانواده شده است و مشکلات بسیاری را برای این جوامع به دنبال آورده است که به اعتقاد برخی صاحب نظران غربی خبر از انقراض تمدن جدید می دهد.
بی تردید، در جوامعی که روابط آزاد میان زن و مرد رواج دارد، ازدواج و تشکیل خانواده محکوم به شکست است. همچنین جامعه ای که خانواده در آن گرفتار بحران و از هم پاشیدگی است، دوامی نمی یابد و دیر یا زود از هم خواهد پاشید.
برای جوان غربی تشکیل خانواده آغاز محدودیت هاست؛ به همین دلیل او از آن می گریزد و اگر هم تن به تشکیل خانواده بدهد همواره می اندیشد که چگونه خود را از این «زندان» رها سازد. در جامعه ما به ویژه در میان اکثریتی که از سلامت اخلاقی برخوردار هستند، ازدواج آغاز محدودیت نیست بلکه پایان محرومیت است. برای یک جوان مسلمان که تشکیل خانواده را آرزویی شیرین و رویایی طلایی می داند، ازدواج پایان دوران انتظار و آرزومندی است. او همسرش را مایه خوشبختی خود می داند نه کسی که «زندانبان» اوست(۴)؛ از این رو، نهاد خانواده در جامعه ما از ارزشی والا برخوردار است و این، امتیاز بسیار مهمی است که جامعه ما نسبت به جوامع عنان گسیخته غربی دارد؛ بنابراین، باید بیش از پیش در تقویت این نهاد مقدّس کوشید و از سردی کانون خانواده ها که علّت اساسی بسیاری از مشکلات است، پیشگیری کرد.
توجّه ویژه اسلام به نهاد خانواده سبب شده است که این نهاد از موقعیتی ویژه در میان مسلمانان برخوردار شود. نظام خانوادگی اسلام با تکیه بر مبانی فطری و طبیعی، ظریف ترین نکته ها را در روابط میان زن و شوهر مورد توجّه قرار می دهد و آیینی مدّون را برای زندگی زناشویی بنا مین هد. یکی از اصولی که اسلام همواره به آن توجّه دارد، رونق بخشیدن به خانواده و گرمی و استحکام این کانون است؛ به گونه ای که با هر عاملی که ممکن است از گرمی روابط زناشویی بکاهد، به شدّت مبارزه کرده است. در تعالیم اسلامی انجام وظایف همسرداری و مراعات اخلاق خانواده از بهترین عبادت ها به شمار می رود و به این وسیله، طرف های ازدواج به خدا نزدیک می شوند و بر مراتب بندگی و تقرب خود می افزایند؛ از این رو، در جهان بینی اسلامی خانواده در هاله ای از قداست قرار می گیرد و مفهومی ملکوتی می یابد. و این، همان زیربنای مستحکمی است که نهاد خانواده را از سردی و سستی حفظ می کند و بر بالندگی آن می افزاید.
در جامعه ما گروهی از مردم که بنا به علل فرهنگی، شیوه زندگی غربی را برگزیده اند و زندگی خود را از بُعد اخلاقی تهی ساخته اند، گرفتار همان مشکلاتی هستند که جوامع غربی با آن دست به گریبانند. کاهش عواطف خانوادگی و سستی بنیان خانواده از جمله این مشکلات است. بررسی های آماری نشان می دهد که برخورداری زوجین از تحصیلات عالی به تنهایی قادر به تقویت کانون خانواده نیست بلکه انچه مهم است داشتن فلسفه زندگی ارضاء کننده ای است که بتواند با تقویت انگیزه های معنوی و انسانی، بر غنای محتوایی زندگی بیفزاید. از آثار و نتایج مهم رسوخ فرهنگ غربی در کشور های مشرق زمین، کاهش انگیزه های معنوی است که اثار آن در کلیه عرصه های زندگی به ویژه در روابط خانوادگی آشکار شده است. با وجود این، هنوز عواطف خانوادگی نیرومندی در جامعه ما وجود دارد که می توان و باید با آگاه ساختن مردم از وظایف خانوادگی و به ویژه همسرداری، این عواطف را در جهت درست هدایت کرد و از بروز ضعف و سستی در انگیزه های معنوی افراد خانواده جلوگیری نمود.

هدف از تالیف این کتاب

نگارنده در طول سالیان دراز تعلیم و تربیت و تماس مشاوره ای با خانواده های بسیار، این واقعیت را به روشنی دریافته است که علّت بروز بسیاری از مشکلات در خانواده ها، ناآشنایی با حقایق و معلومات بسیاری است که در زمینه زندگی زناشویی وجود دارد. این ناآگاهی سبب میشود که برخی زوجین نتوانند از زندگی خانوادگی خود بهره لازم را ببرند و چه بسا این موهبت بزرگ الهی را که می توانست موجب خوشبختی آن ها باشد، به دست خود تباه می کنند؛ حال آنکه اگر از ابتدا آموزش های لازم را دریافت کنند و با وظایف شرعی، اخلاقی و قانونی خود آشنا شوند و به روشی درست راهنمایی شوند، می توانند خانواده را به عرصه رشد و تعالی و نیکبختی خود و فرزندانشان تبدیل کنند و بهره های فراوان از آن ببرند. به ویژه اینکه در زمینه روابط زناشویی، افکار نادرست و اعتقادات آمیخته به عادت ها و سنّت های قومی و محلی چنان بر افکار و رفتار مردم سایه افکنده است که در برخی موارد خلاصی از آن ها کار آسانی نیست. این اعتقادات اغلب فاصله زیادی از حقیقت دارند و خود نوعی خرافه و تصور نادرست ذهنی به شمار می روند؛ از این رو، یکی از امور ضروری، آموزش فرهنگ صحیح زناشویی به جوانانی است که در آستانه ازدواج قرار دارند.
انتشار مجموعه دو جلدی «راهنمای پدران و مادران» که به تربیت کودکان و نوجوانان اختصاص داشت، و استقبال بیش از حدّ انتظاری که از آن به عمل آمد، و نیز تشویق و ترغیب کسانی که آن مجموعه را به دیده عنایت نگریسته بودند، نگارنده را واداشت تا به تالیف این کتاب که در واقع مکمل مجموعه یاد شده است، بپردازد. در این کتاب سعی نگارنده بر این بوده است که با تکیه بر تعالیم اسلامی و تجربیات ممتد خویش در این زمینه، بینش درستی نسبت به زندگی زناشویی ارائه شود؛ و مطالب و موضوعات ضروری تا حدّ امکان به زبانی ساده و به دور از اصطلاحات و پیچیدگی های علمی بیان گردد؛ به گونه ای که بتواند مورد استفاده عموم قرار گیرد. بی تردید، نگارنده تذکرات اصلاحی خوانندگان محترم به ویژه صاحب نظران را در اصلاح و تکمیل کتاب پاس خواهد داشت.

مولف
مهرماه ۱۳۷۵

۱.در آستانه ازدواج

یکی از انگیزه های زیبا و متعالی بشر، گرایش او به تشکیل خانواده و داشتن فرزند است. زندگی خانوادگی بشر صددرصد طبیعی است؛ به این معنی که آفرینش انسان به گونه ای است که او را به طور فطری و طبیعی به سوی تشکیل کانون خانوادگی و داشتن فرزند سوق می دهد. شواهد تاریخی نیز نشان می دهد که انسان در تمام طول تاریخ، زندگی خانوادگی داشته است و کسانی که قصد برانداختن خانواده را داشته اند، همواره با شکست روبه رو شده اند. نه تلاش های افلاطون در جهت حذف خانواده به جایی رسید و نه در زمان ما کوشش های مارکسیست ها راه به جایی برد. زندگی قبایل وحشی عصر حاضر نیز که نمونه ای از زندگانی بشر قدیم به شمار می رود، چنین است.(۵) اندیشمندانی که تاریخ را از سر بصیرت مطالعه کرده اند بر این باورند که در طول تاریخ هیچ رسم و قانونی به اندازه همسرگزینی و تشکیل خانواده اهمیّت نداشته است. علّت این حقیقت آن است که ازدواج یک امر نوعی است نه شخصی؛ یعنی، هدف آن بقا و پرورش و استمرار نوع بشر است.
ویل دورانت ـ اندیشمند نامی آمریکایی ـ در کتاب «لذات فلسفه» می گوید:

«طبیعت خانواده را ساخته است تا مرد را به خدمت زن و زن را به خدمت کودک بپیوندد؛ مردان از روی طبع خادم و بنده زنان، و زنان از روی طبع خادم و بنده کودکان و نوع انسانند.»(۶)

او در جای دیگری می گوید:

«پیوند ازدواج برای قانونی ساختن رابطه عشقی و شهوانی زن و مرد نیست بلکه پیوندی است میان پدر و مادر و فرزند برای حفظ و استواری بنیاد نوع».(۷)

آفرینش زن و مرد به گونه ای است که هیچ یک از آن دو به تنهایی نمی تواند به خوشبختی برسد و همه نیازهای خود را برآورد. این دو به گونه ای آفریده شده اند که وجود یکی مکمّل دیگری است و تنها در پیوند با هم است که می توانند استعدادهای خود را شکوفا سازند و به کمال برسند؛ به عبارت دیگر، برخی استعدادهای زن و مرد پس از ازدواج و تشکیل خانواده به رشد شایسته خود می رسد و آن ها را به پختگی لازم می رساند.
***
کسانی که تن به ازدواج نمی دهند و از این سنّت الهی سرپیچی می کنند، نوعی خامی در وجودشان باقی می ماند و برخی ابعاد وجودی آن ها شکوفا نمی شود.
***
پس از تشکیل خانواده زن و مرد از روی عشق و محبّت در خدمت یکدیگر در می آیند و هر یک خود را وقف آسایش و راحتی دیگری می کند. در مرحله بعد، این دو در خدمت پرورش و رفاه فرزندان قرار می گیرند و به این ترتیب از حصار تنگ خودخواهی ـ تنها برای خود کار کردن و جز خود کسی را ندیدن ـ تا حدّی خارج می شوند؛ عواطف و ویژگی های روحی آن ها با قرار گرفتن در محدوده این پیوند صیقل می خورد و جز خود، دغدغه کس دیگری نیز در درون آن ها به وجود می آید؛ این تمرینی مناسب برای مبارزه با خودبینی و خودخواهی است که اولین شرط رشد و کمال آدمی به حساب می آید.
بسیاری از نیازهای اساسی انسان در خانواده تامین می شود: نیاز زیستی و غریزی به جنس مخالف، نیاز به محبّت و عاطفه، نیاز به داشتن فرزند و...

اساس رابطه زناشویی از نظر قرآن کریم

قرآن کریم اساس رابطه زناشویی را «مودّت و رحمت» می داند که رابطه ای برتر و والاتر از پیوند شهوانی یا بهره گیری اقتصادی و سودجویانه است.(۸) بنیانی که براساس «مودت و رحمت» شکل می گیرد، آثار بسیار پر خیر و برکتی نه تنها برای زن و شوهر و فرزندان بلکه برای جامعه دارد.
***
جامعه ای که در آن نهاد خانواده گرفتار به هم ریختگی و نابسامانی است، عاقبت روشنی ندارد و دیر یا زود از هم خواهد پاشید.
***
از اینجا می توان به اهمیّت تحکیم بنیان خانواده پی برد.

اوّلین گام به سوی تشکیل خانواده

اوّلین مرحله در تشکیل خانواده داشتن نیت و انگیزه صحیح از تشکیل خانواده است. این مسئله از این جهت اهمیّت دارد که ما در جهانی زندگی می کنیم که آگاه و باشعور است و به نیت ها و هدف های حقیقی ما پاسخ می دهد. به قول مولوی:

این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا

هرگاه قصد و نیت ما درست باشد، درخت زندگیمان به بار می نشیند و ثمره های نیکویی به ارمغان خواهد آورد. گاه آثار پرخیر و برکت یک نیت چنان گسترده است که بر زندگی انسان تاثیر فراوان می گذارد. تشکیل خانواده نیز چون اقدامی بزرگ و سرنوشت ساز است، اگر از ابتدا بر پایه قصد و نیت درست استوار شود، در تامین سعادت زوجین موثّر می افتد؛ از این رو، زن و مردی که با بستن پیمان مقدس زناشویی به تشکیل خانواده می پردازند، باید از همان آغاز بنیاد کار خود را بر صداقت و پاکی و خشنودی خدا قرار دهند و تصمیم بگیرند که در پیوند الهی خود و در تمام مراحل زندگی زناشویی جز خشنودی خدا را طلب نکنند تا از لطف و عنایت الهی برخوردار شوند؛ در این صورت، خانه آن ها محل نزول رحمت و برکت الهی خواهد بود و از مودّت و رحمتی که خداوند و عده آن را داده است، بهره مند خواهند شد. نخستین اثر از آثار رحمت و مودّت الهی این است که دل های آن ها در این خانه سرشار از پاکی و فضیلت، آرام خواهد گرفت و دلهره و اضطراب خاطر از زندگی آن ها رخت بر خواهد بست.

انتخاب همسر

موثّرین قدم در موفقیّت یک خانواده، دقت و بررسی کافی در مرحله انتخاب همسر است. تجربه نشان می دهد که بسیاری از ناکامی های خانوادگی از ناآگاهی یا غفلت و اشتباه در همین مرحله ناشی می شود. برخی به سادگی و بدون بررسی کافی اقدام به تشکیل خانواده می کنند و بی آنکه از عواقب سهل انگاری خود در این زمینه آگاه باشند، همسری برمی گزینند و پس از گذشت مدّتی درمی یابند که میان آن ها تناسب فکری و اخلاقی لازم وجود ندارد. برخی دیگر ملاک هایی را در انتخاب همسر برای خود در نظر می گیرند که جز خسران و پشیمانی چیزی به دنبال نخواهد داشت؛ از این رو:
***
موفقیّت خانواده در درجه اوّل به این بستگی دارد که انتخاب همسر از روی آگاهی و با توجّه به معیار های درست صورت گیرد.
***
کسی که هنوز ازدواج نکرده و تجربه زندگی زناشویی را ندارد اغلب نمی تواند اهمیّت دقت در انتخاب همسر را به درستی درک کند. پس از ازدواج و تشکیل خانواده است که انسان به تاثیر و نفوذ گسترده این انتخاب در زندگی خود پی می برد.
کسی که قصد ازدواج دارد قبل از هر چیز باید این نکته اساسی را برای خود روشن کند که هدف او در زندگی چیست و از زندگی خود چه می خواهد. آیا تنها به ثروتمند شدن و برخورداری هرچه بیشتر از لذّت های مادی می اندیشد یا داشتن خانواد ه ای سالم با حفظ اصالت های انسانی و معنوی را هدف خود قرار داده است؟
پاسخ ما به این پرسش، خط سیر زندگی ما را روشن می سازد و انتخاب همسر نیز در همین راستا خواهد بود. امّا باید توجّه داشته باشیم که:
***
اگر تنها مسائل و ارزش های مادی و ظاهری را ملاک تصمیم و انتخاب خود قرار دهیم، دیگر نباید انتظار وفاداری و صمیمیت و فداکاری و عاطفه را داشته باشیم.
***
و معلوم است خانواده ای که تهی از این ارزش ها باشد، عدمش وجود. بسیاری از خانواده هایی که گرفتار مشکلات اساسی هستند (خانواده های آشفته) یا خانواده هایی که به زودی از هم پاشیده می شوند اغلب خانواده هایی از این نوعند؛ یعنی، خانواده هایی هستند که بنیاد آن ها بر ارزش های اصیل نیست.
تجربه نشان می دهد که برخی جوانان ازدواج را با تجارت اشتباه می کنند و هدف آن ها از ازدواج به دسمت آوردن سود و ثروت است. برخی دیگر نیز تنها به شکل ظاهری و زیبایی طرف مقابل توجّه می کنند و از جنبه های فکری و شخصیتی او غافل می شوند. برخی دیگر نیز شغل و موقعیت اجتماعی را اصل قرار می دهند و به عوامل دیگر چندان توجّه نمی کنند. در همه این موارد، ادامه زندگی مشترک دشوار خواهد بود. از این رو، یادآوری این نکته اساسی به خانواده ها و جوانانی که در آستانه تشکیل خانواده هستند بسیار ضروری است که در مرحله انتخاب همسر با انتخابی ناآگاهانه و سطحی آینده خود را تباه نسازند؛ زیرا در پی این اشتباه عمری را به پشیمانی سپری خواهند کرد.

معیارهای انتخاب همسر

برای کسانی که پایبند به ارزش های دینی هستند، اساسی ترین معیار در انتخاب همسر، ایمان و تقواست. اهمیّت ایمان از دو جهت اصلی قابل توجّه است:
اوّل اینکه شخص باایمان، به علّت ارتباط قلبی با خدا، و برخورداری از یک نیروی کنترل کننده درونی، فردی قابل اعتماد است. اعتماد کردن به کسی که نیروی کنترل کننده ایمانی و اعتقادی ندارد، نوعی خطر کردن است و اغلب به صلاح نیست. افرادی که در پیشگاه خدا تعهد قلبی دارند، در برابر دیگران نیز به تعهدات خود عمل می کنند و می توان به قول و تعهد آن ها در امر ازدواج اعتماد کرد.
دوم اینکه افراد با ایمان به علّت اینکه از نظام اعتقادی و ارزشی واحدی پیروی می کنند؛ دارای بینش ها و گرایش ها و سلیقه های کم و بیش یکسانی هستند؛ از این رو، در زندگی مشترک، تناسب فکری و روحی زیادی با هم دارند.
***
زن و شوهری که هر دو در مکتب دین تربیت یافته اند، اگرچه از قبل همدیگر را نمی شناخته اند، در موارد اساسی نقاط مشترک فراوانی با هم دارند.
***
این گونه افراد در مواردی که اختلاف نظری پیش می آید، می توانند با مراجعه به تعالیم دینی ـ که مورد قبول هر دو است ـ به وحدت نظر برسند و این، بهترین و مطمئن ترین وسیله برای تضمین سعادت در پیوند زناشویی است.
تجربه نشان می دهد کسانی که تعهدات ایمانی ندارند، حتّی اگر قبل از ازدواج مدّت ها با هم آشنایی داشته باشند، پس از تشکیل زندگی مشترک به دلیل نداشتن ارزش های ثابت و واحد، با دخالت کوچک ترین عامل پیوندشان سست می شود و چه بسا از هم می گسلد؛ به همین دلیل، آمار دعاوی در دادگاه ها نشان می دهد همسرانی که به تعالیم دینی پایبند نیستند، مشکلات بیشتری دارند.

نظرات کاربران درباره کتاب راهنمای همسران جوان

خیلی خیلی سطحی بود هیچ نکته ای نداشت
در 6 ماه پیش توسط shi...haf