فیدیبو نماینده قانونی انتشارات بهار سبز و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب افتاده باش اما نه از دماغ فیل

کتاب افتاده باش اما نه از دماغ فیل

نسخه الکترونیک کتاب افتاده باش اما نه از دماغ فیل به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب افتاده باش اما نه از دماغ فیل

مرد فقیری بود که همسرش کره می‌ساخت. آن زن کره‌ها را به صورت دایره‌های یک کیلویی آماده می‌کرد. مرد کره‌ها را به یکی از بقّالی‌های شهر می‌فروخت و با پولی که به دست می‌آورد، مایحتاج خانه را می‌خرید. روزی مرد بقّال به وزن کره‌ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. وزن هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از این موضوع بسیار عصبانی شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره نمی‌خرم، تو پولِ یک کیلو کره را از به من می‌گرفتی، در حالی‌که وزن هر کدام از آنها ۹۰۰ گرم است. مرد فقیر ناراحت شد، سرش را پایین انداخت و گفت: ما در خانه ترازو نداریم، یک کیلو شکر از شما می‌خریدیم و آن را به عنوان وزنه قرار می‌دادیم. مطمئن باش که وزن کره‌هایی که به تو داده‌ایم به اندازه شکرهایی است که از تو گرفته‌ایم. اخلاق مسئله مهمی است. فلاسفه، حکما، روان‌شناسان، جامعه‌شناسان، متخصصین دینی و حتی حقوق‌دانان، قرن‌هاست به این مقوله پرداخته‌اند و در این رابطه قلم‌فرسایی‌ها کرده‌اند. در این کتاب به قدر وسعم به صفات و ویژگی‌های رفتاری اخلاقی ـ براساس نظریه اقتدار ـ اشاراتی خواهم داشت.

ادامه...
  • ناشر انتشارات بهار سبز
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.05 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۳۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب افتاده باش اما نه از دماغ فیل

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

اقوام روزگار به اخلاق زنده اند
قومی که گشت فاقد اخلاق مردنی است

«ملک الشعرای بهار»

در این بازار عطاران مرو هر سو چو بی کاران
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد

تقدیم به جناب نعمت اله عصّاری
هنرپروری و فرهنگ دوستی تان را قدردانیم و به واسطه حمایت های بی دریغ تان مراتب سپاس خود را اعلام می داریم.

مقدمه

مرد فقیری بود که همسرش کره می ساخت. آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویی آماده می کرد. مرد کره ها را به یکی از بقّالی های شهر می فروخت و با پولی که به دست می آورد، مایحتاج خانه را می خرید. روزی مرد بقّال به وزن کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. وزن هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از این موضوع بسیار عصبانی شد و روز بعد به مرد فقیر گفت:
دیگر از تو کره نمی خرم، تو پولِ یک کیلو کره را از به من می گرفتی، در حالی که وزن هر کدام از آنها ۹۰۰ گرم است.
مرد فقیر ناراحت شد، سرش را پایین انداخت و گفت:
ما در خانه ترازو نداریم، یک کیلو شکر از شما می خریدیم و آن را به عنوان وزنه قرار می دادیم. مطمئن باش که وزن کره هایی که به تو داده ایم به اندازه شکرهایی است که از تو گرفته ایم.

اخلاق مسئله مهمی است. فلاسفه، حکما، روان شناسان، جامعه شناسان، متخصصین دینی و حتی حقوق دانان، قرن هاست به این مقوله پرداخته اند و در این رابطه قلم فرسایی ها کرده اند. در این کتاب به قدر وسعم به صفات و ویژگی های رفتاری اخلاقی ـ براساس نظریه اقتدار ـ اشاراتی خواهم داشت.

روان شناسی یا نظریه «اقتدار» برای بازتعریفِ مفهوم قدرت و ارائه تعریفی روان شناختی از قدرت فردی و تمییز آن از انواع و مظاهر دیگر قدرت، حاصل تلاش شخصی من در این مجموعه هاست.

در این کتاب به این موضوع می پردازم که قدرت از دریچه اخلاق به چه معنایی است و فرد مقتدر از منظر موازین اخلاقی دارای چه مشخصات، صفات و الگوهای رفتاری ای است.
کتاب شامل چهار پیش فرض اساسی است:
۱ ـ ترس، مادر تمام رذایل اخلاقی است.
۲ ـ رابطه مستقیمی بین عزّت نفس و اخلاق مدارانه زیستن وجود دارد. با افزایش حسّ عزّت نفس، تمایل فرد به اتّخاذ انتخاب های غیراخلاقی کاهش می یابد.
۳ ـ کنترل درونی (وجدان اخلاقی) نسبت به نظام کنترل بیرونی (کنترل رفتار فرد به وسیله منابع بیرونی) در کاهش میزان لغزش های اخلاقی و گرایش فرد به سوی رشدیافتگی انسانی نقش مفید و موثرتری دارد.
۴ ـ دیگرآزاری همان خودآزاری است (با صدمه زدن به دیگران به خود آسیب می زنیم).
در فصل اولِ کتاب، به توضیح این چهار پیش فرض عمده می پردازم. در فصل دوم ـ که مهم ترین بخش کتاب است ـ بیست و هفت ترس یا رذیلت اخلاقی بررسی شده است.
فصل سوم «اخلاق در عرصه زندگی» است با سه مبحث: اخلاقِ جوانمردان، اخلاق در خانواده و اخلاقِ کسب و کار.
در فصل پایانی کتاب به چند موضوع مهم، از جمله: رابطه عشق و اخلاق، ارتباط دین و اخلاق و مکانیزم های دفاعی اشاراتی شده است. در این مجموعه نیز همچون مجلّدات قبلی، از ابزار داستان کوتاه برای انتقال بهترِ معنی سود جسته ام.
در این چند سال مسیری طولانی با شما دوستان و مخاطبان همراه و همدل طی کرده ام. بیش از ده سال از چاپ اولین مجموعه از کتاب های «شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید» می گذرد. دغدغه همیشگی من در این مجموعه ـ و دیگر آثارم ـ این بوده که با ارائه کتاب های کیفی و با زبان ساده تاثیری مثبت ـ ولو مختصر ـ بر زندگی مخاطبانم بگذارم. امیدوارم این کتاب نیز مورد استقبال و استفاده شما واقع شود. پیشنهادات و انتقادات شما را از طریق سامانه پیامکی، که به همین منظور طراحی شده، دریافت می کنم و برای ارائه کارهای بهتر حتماً از آنها استفاده خواهم کرد.

شاد، عاشق و خلاق باشید.
مسعود لعلی
masoodlaali.com
masoodlaali@gmail.com

۱. چهار پیش فرض بنیادین

پیش فرض اول: ترس و احساس ناامنی، مادرِ همه رذایل است.

داستان خشم و ترس

در سرزمینی خیالی، دریاچه ای کم عمق با آبی پاک و زلال وجود داشت. یک روز «خشم» و «ترس» به این دریاچه رفتند تا در آنجا شنا کنند. هر دو لباس هایشان را درآوردند و به درون آب رفتند.
«خشم» بدون اینکه در نظر بگیرد چرا وارد آب شده، خیلی تند و شتاب زده ــ همان طور که طبیعتش ایجاب می کند ــ بیرون آمد.
از آنجا که «خشم» درست نمی بیند، اولین لباسی را که روی زمین افتاده بود، برداشت و به تن کرد. از قضا، لباسی که پوشید لباس خودش نبود و لباس «ترس» بود.
اما «ترس» بدون عجله و بی توجه به زمان، آب تنی کرد. وقتی از دریاچه بیرون آمد، متوجه شد که لباس هایش نیست. ناچار لباس «خشم» را پوشید.
از آن به بعد بود که گفتند وقتی انسانی دچار خشم می شود کور و سنگدل است. شاید اگر به خودمان فرصت دهیم و خوب ببینیم دریابیم که خشم فقط یک لباس مبدّل است که پشتِ آن ترس پنهان شده است.
نظریه اقتدار
در این کتاب بیش از هر واژه دیگر، با کلمه «ترس» و مترادفات آن (اضطراب، نگرانی، هول، بیم، وحشت، رُعب، بزدلی، جُبن) سروکار داریم. در واقع موضوع مورد بحث ما «روان شناسی ترس» است. اولین و بنیادی ترین پیش فرضِ کتاب این است که ترس به عنوان یک تجربه هیجانی و احساسی مولّد و سرچشمه تمام پلشتی ها، زشت کرداری ها و صفات مذموم اخلاقی است. این ترس است که انسان را به سمت رذالت، شقاوت و پلیدی سوق می دهد. انسانِ غیراخلاقی، فردی ترسو و بزدل است. برای توضیح بیشتر، توجه شما را به مدل چند مرحله ای زیر جلب می کنم:

نگرش -> هیجان-> رفتار
۱ ـ نگرش
نگرش ها و عقاید فردی، نقش مهمّی را در زندگی روانی فرد از جمله در رابطه با شکل دادن به عواطف و رفتار بر عهده دارند.
نگرش، همان باورها و اندیشه های سازمان یافته فرد درباره مردم، اشیاء، رویدادها و موقعیت هاست. اگر بخواهیم نگرش را به چیزی تشبیه کنیم، می توان آن را به منزله عینکی رنگی در نظر بگیریم. در این شرایط ما دنیا را از پشت صافی اندیشه ها و باورهای شخصی می نگریم. اینکه هر اتفاقی چه معنایی می دهد، کاملاً به نگرش و اندیشه ای که درباره آن اتفاق داریم، بستگی دارد.
۲ ـ هیجان
تفسیر ما از یک رویداد یا موقعیت، احساسات و هیجان های ما را به وجود می آورد. مثلاً اگر فکر کنیم (باور) در موقعیت خطرناکی هستیم، احساس ترس (هیجان) می کنیم و یا اگر فکر کنیم (باور) حقّی از ما ضایع شده است دچار خشم (هیجان) می شویم.
۳ ـ رفتار
هیجانات بر بدن اثر می گذارند. در واقع، وقتی هیجان شدیدی از قبیل ترس یا خشم داریم، در بدنِ ما تغییرات متعدّدی به وجود می آید. از جمله تند شدن تنفس و ضربان قلب، خشکی گلو و دهان، عرق کردن، لرزش و احساس دل آشوبه.
این تغییرات فیزیولوژیک، بدن انسان را در حالت آمادگی رفتاری و عکس العمل نسبت به موقعیتی که در آن واقع شده، قرار می دهد. مثلاً هنگام ترس ممکن است از شرایط خطرناک بگریزیم (رفتار) یا آماده جنگ و جدال باشیم (رفتار).
براساس الگوی فوق، انسان ابتدا فکر می کند، سپس فکر او تبدیل به هیجان و هیجانش تبدیل به رفتار می شود(۱). به این ترتیب هیجان، شکل احساسی باورها و نگرش ها و رفتاری که از ما سر می زند، حالت مادی و بیرونی اندیشه های ماست. رفتار، فکری است که تجسد پیدا کرده است. ردّ پا و نمود افکار در هیجانات و عملکرد آشکار می شود.
***
به من بگو چه رفتار و احساسی داری تا به تو بگویم اندیشه ها و نگرش های تو چیست
***
همان طور که شما از ردّ پا به وجود یک رونده و از دیدن دود به وجود آتش ــ حتی اگر خودِ آتش را ندیده باشید ــ پی می برید، هیجانات و کنش های ما هم، نوع و تجسم عینی عقاید و باورهای ما را نشان می دهند.
۱ ـ نگرش
در روان شناسی اقتدار دو نوع نگرش کلی و طرح واره وجود دارد:
۱ ـ نگرش اقتدار
۲ ـ نگرش ضعف
برخی از نگرش ها و اجزای نظام فکری اقتدار عبارتند از:
۱ ـ انسان، موجودی اخلاقی، خردورز و آینده نگر است.
۲ ـ همه انسان ها با هم برابرند.
۳ ـ انسان توانایی دارد که با کشف قوانین علّت و معلولی، کیفیت زندگی
خود را به گونه ای شکل دهد که به شادکامی دست یابد.
۴ ـ هر فرد ذاتاً دارای ارزش کرامتِ غیرمشروط و خدشه ناپذیر است.
۵ ـ دنیا سرشار از فراوانی و برکت است.
۶ ـ زندگی یک فرصت است برای رشد و تجربه زیستن.
نظام فکری ضعف
۱ ـ انسان، موجودی غیراخلاقی، غیرقابل اعتماد و حیوان صفت است.
۲ ـ انسان ها با هم نابرابرند. قوی ترین ها باقی می مانند و ضعیف ها محکوم به نابودی اند.
۳ ـ شرایط زندگی انسان، تحت نیروهای غیرقابل کنترلی چون، ژنتیک، غرایز، اتفاق و شانس است.
۴ ـ ارزش انسانی، اکتسابی است و انسان باید آن را اثبات کند.
۵ ـ زمین با کمبود منابع طبیعی برای رفع احتیاجاتِ همه انسان ها رو به روست.
۶ ـ زندگی یک ستیز و جدالِ توام با رنج و مرارت است.
۲ ـ هیجان
براساس رابطه علّت و معلولی میان «نگرش» و «هیجان»، هر کدام از دو نوع نظام فکری که به آنها اشاره شد، پیامدهای عاطفی و هیجانی خاص خود را دارند. نظام عقیدتی اقتدار، موجد یک سری احساسات (مثبت) و نظام فکری ضعف، به وجودآورنده هیجانات و عواطف (منفی) است. (۲)
سرلیست هیجانات منفی «ترس» است و کلیه احساسات ناخوشایندِ دیگر، از ترس زاییده می شوند. از طرفی مهم ترین حالت هیجانی مثبت، عشق (احساس مهرورزی ناشی از فقدان ترس) است و تمام عواطف مثبت، برآمده از هیجانِ عشق است.



۳ ـ الگوهای رفتاری
هیجان، فرزند اندیشه و مادرِ رفتار است. بنابراین ترس و عشق به عنوان هیجان های اصلی، دو نوع کنش رفتاری مرتبط با خود را پدید می آورند.
ترس و احساسات تابعه، صفات انگیزشی و الگوهای رفتاری ضد اخلاقی و عشق و هیجانات پدیدآمده از آن، ویژگی های شخصیتی و عملکردهای اخلاق مدارانه را به وجود می آورند.



نتیجه و خلاصه بحث: احساس ناامنی و خطر، انگیزه ای مهم برای در پیش گرفتن الگوهای رفتاری غیراخلاقی است.

دروغ، ترسی است که جامه رفتار پوشیده است. حرص و طمع، نگرانی ای است که تجسم عینی پیدا کرده است. خسیس ، انسان ترسویی است که انگیزه رفتاری اش هراس و تشویش است.
از طرف دیگر، احساس امنیت و قدرت، مولّد عشق و پرورش دهنده فضایل اخلاقی مثبت است. صداقت یک توانمندی رفتاری است که در افراد مقتدر بروز پیدا می کند.
بخشش و تواضع، قابلیت انسان های مطمئن و ایمن است.
فقط انسان های توانمند می توانند گشاده رو و خوش خو باشند.
فقط انسان های قدرتمند می توانند عدالت را اجرا نمایند.
و فقط انسان های شجاع می توانند خطاهای دیگران را ببخشند.
و در نهایت، دو انگیزه ترس و عشق، عامل شکل گیری کلیه فضایل و رذایل اخلاقی است.

نظرات کاربران درباره کتاب افتاده باش اما نه از دماغ فیل

ای کاش کتاب به دنیا آمده ام تا عاشق تو باشم را از این نویسنده موجود می کردید
در 7 ماه پیش توسط Mah...7sh
کتاب خیلی خوبیه حتما بخونید
در 6 ماه پیش توسط محمد مهدی سبحانی