فیدیبو نماینده قانونی انتشارات نظری و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب زنان خاکستری، مردان نقره‌ای

کتاب زنان خاکستری، مردان نقره‌ای

نسخه الکترونیک کتاب زنان خاکستری، مردان نقره‌ای به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب زنان خاکستری، مردان نقره‌ای

نگاهی متفاوت به مردان و شخصیت رفتاری آن‌ها به ما کمک می‌کند که زنانی خوشبخت‌تر و شادتری باشیم و بتوانیم زندگی متفاوت در کنار نگاه متفاوت خود داشته باشیم. این نگاه متفاوت کمک می‌کند جزء جزء رفتارها و واکنش‌ها را شناسایی کرده و برخوردها و رفتارهای مردان را در رابطه با موضوعات مختلف بشناسیم. این شناخت به‌نوعی، احساس امنیت به مردان ما می‌دهد و درمی‌یابند که بالاخره من هم توسط همسرم کنکاش می‌شوم و با فرمول‌های متداول برخورد نکرده و جا پای جای مادربزرگش نگذاشت و توانست با نگاهی متفاوت به شناختی جدید پی ببرد و رفتاری متفاوت داشته باشد.
کتاب‌های زیادی را مردان نوشته‌اند و با کلامی ساده خود را به ما معرفی می‌کنند. خواسته‌ها و نیازهایشان را می‌گویند و دوست دارند در زندگی با آنان چگونه رفتار شود، به همین سادگی. این موضوع آن‌قدرها پیچیده نیست که ما زنان آن را بغرنج می‌کنیم و همیشه مردان را از دیدگاه خود نگاه می‌کنیم. دنیای مردان بسیار متفاوت است و اگر این تفاوت را نتوانیم درک کنیم، حتماً با مشکلات غیرقابل‌حل روبه‌رو خواهیم شد.

ادامه...
  • ناشر انتشارات نظری
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 0.59 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۱۲ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب زنان خاکستری، مردان نقره‌ای

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیش گفتار: با شناخت بهتر به همسرتان احساس امنیت بدهید

نگاهی متفاوت به مردان و شخصیت رفتاری آن ها به ما کمک می کند که زنانی خوشبخت تر و شادتری باشیم و بتوانیم زندگی متفاوت در کنار نگاه متفاوت خود داشته باشیم. این نگاه متفاوت کمک می کند جزء جزء رفتارها و واکنش ها را شناسایی کرده و برخوردها و رفتارهای مردان را در رابطه با موضوعات مختلف بشناسیم. این شناخت به نوعی، احساس امنیت به مردان ما می دهد و درمی یابند که بالاخره من هم توسط همسرم کنکاش می شوم و با فرمول های متداول برخورد نکرده و جا پای جای مادربزرگش نگذاشت و توانست با نگاهی متفاوت به شناختی جدید پی ببرد و رفتاری متفاوت داشته باشد.
مطالبی را که قصد دارم در این کتاب به آن اشاره کنم سموم روابط عاشقانه و زناشویی است. این سموم می تواند همه زندگی را درگیر کرده و شرایط بحرانی در روابط به وجود آورد. بیشتر جدایی ها و طلاق ها ریشه در عواملی دارند که سعی کرده ام به اختصار به آن بپردازم و مصاحبه های متعددی که با مردانی در موقعیت های مختلف اجتماعی، فرهنگی و سنی داشتم، نظرات آن ها را پرسیدم و درواقع از زبان مردانی است که احساسات و نیازهایشان را کتمان نکردند و نظرشان را در رابطه با زن زندگی ایده آل بیان کردند. این مطالب شامل بخشی از مردان ما می باشد؛ و مردانی که واقعاً مشکلات اخلاقی و رفتاری دارند، روی سخن من نیستند زیرا بعضی از اخلاق ها مانند خسیس بودن که می تواند شامل خسیس بودن در مورد مسائل مالی (پول) و مادی (سایر دارایی ها) و یا در روابط عاطفی باشد که در این صورت چنین فردی احساسات و هیجاناتش را با دیگران شریک نمی شود و از شادی های خود نمی بخشد و یا بداخلاقی مردان که غیرقابل جبران است حتی اگر بهترین زن دنیا باشید.
آیا واقعاً به جز این که "مرد که گریه نمی کند " و "روی حرف مرد نباید حرف زد و "همیشه باید غذای همسرم آماده باشد و منتظر او بمانم " و یا در حالت بسیار خوش بینانه و پر از مهر و محبت، احترام او را نگه داشتن و همیشه بامحبت و فداکاری پاسخگوی زحماتش بودن، چه چیز دیگری درباره مردان می دانید؟
در رفتارشناسی از دیدگاه پروفسور باهر(۱)، مرد شناسی با تعابیر کامل تری بیان شده است.

۱- مرد از مرگ می آید یعنی مَردنی کما اینکه زن از زندگی می آید به معنی زندگانی.
۲- مرد موجودی است اندامی، عضلانی و فیزیولوژیک که قدرت بدنی اش با زن قابل مقایسه نیست.
۳- مردها معمولاً عقلشان مقدم است.
۴- مردها، از اینکه بزرگ دیده شوند خوششان می آید.
۵- معمولاً تابه حال، اقتصاد را مردها و فرهنگ را زن ها اداره کرده اند.
۶- آسیب شناسی مردان "غیرت " و آسیب شناسی زنان "عفت " است.
۷- مردها برای دفاع از خود دادوبیداد می کنند و زن ها جیغ و فریاد.
۸- مردها پلی-گامی و زن ها مونو-گامی هستند؛ یعنی، به این ترتیب، میل به چندهمسری و انحصارطلبی دارند.
۹- مردها در طبیعت زیباتر از زنان اند. بااین وجود زنان مظهر نازند و مردان مظهر نیاز.
۱۰- درهرصورت مرد باید مردانگی داشته باشد چون درخت و ن باید زنانگی داشته باشد، چون گل.
۱۱- مردها از مرگ می ترسند ولی شهادت را استقبال می کنند.
۱۲- مردها کمتر از زنان خودکشی می کنند ولی در کارشان جدی ترند.
۱۳- مردها حسودتر از زنان اند حتی در ذکر القاب درست دیگران.
۱۴- مردهای تحصیل کرده غیر فرهیخته، القاب دیگران را غصب می کنند.
۱۵- مردها از تعارف دروغین خوششان می آید و زن ها از تعریف دروغین.
۱۶- مردهای فاسد اهل زور و زر اند و زن های فاسد اهل تزویر و زیور.
۱۷- مردها دوست دارند برای معشوق خیالی شعر بسرایند نه برای معشوق رئالی.
۱۸- اکثر اعداد درست تاریخ در هر زمینه ای، مردها بوده اند و مادرشان زن
۱۹- مردها در امور فنی حرف اول را می زنند، حتی در آشپزی و رانندگی.(۲)

با قلبت در صلح باش
تا
ضیافت زندگی ات باشکوه تر بر پا شود.

" تقدیم به پدرم "

بخش اول: زنان خاکستری

خشونت خانگی، مردان ما را تهدید می کند

به اعتقاد من، مردان حساس تر و آسیب پذیرتر هستند و شاید ندانی که عشق و علاقه آن ها از زنان بیشتر است و وقتی عشق واقعی را تجربه می کنند حال و هوای بسیار پایدارتر و بهتری دارند و می توانند زندگی را برایتان سرشار از عشق کنند و حتی منتظر عشق ورزیدن شما نمی مانند. آیا می دانستید که در روابط و رفتارهای خود صادقانه و بدون پرده رفتار می کنند و به راحتی از احساس درونی خود با شما حرف می زنند؟ آیا می دانستید پسربچه ها بیشتر از دختربچه ها به محبت و مراقبت احتیاج دارند؟ شاید همیشه زنان خودشان را آسیب پذیرتر و منفعل در زندگی تصور می کنند ولی واقعیت این است که زنان بهتر و قدرتمندتر می توانند در بحران ها و مشکلات زندگی مقاومت کنند و حتی آمار نشان داده زنان بعد از مرگ همسر و یا طلاق، باقدرت بیشتری توانستند مشکلات را تحمل کنند ولی مردان آسیب بیشتری دیدند. همچنین بعد از طلاق رشد مثبت در مردان کمتر از زنان گزارش شده است. به این معنی که مردان بیشتر می گویند هیچ چیز خوبی اتفاق نیفتاده است و فرقی در زندگی شان ایجاد نشده است اما بسیاری از زنان بعد از جدایی و طلاق به سرعت با محیط اطراف و مشکلات احتمالی سازگار شدند و حتی بسیاری از موفقیت های آن ها پس از طلاق رشد مثبت داشته است. آن ها در عرصه های تحصیلی، شغلی، مالی و هنر بسیار موفق بوده اند و توانسته اند مسیر زندگی خود را پیدا کنند و باروحیه ای بسیار بالاتر از زمان تاهل، اهداف خود را پیش ببرند و ازنظر روحی و روانی سالم تر شدند.
در مقدمه بالا قصد داشتم که با خصوصیات درونی مردان شما را آشنا کنم. لطفاً این کتاب را بادید بازتر و متفاوت تر بخوانید و سعی کنید تمام آموزش هایی که تاکنون به شما داده شده را برای مدتی کنار بگذارید و سعی کنید بدون تعصب و بدون در نظر گرفتن ظاهر قدرتمند مردان، قدرت نهانی آن ها را بیدار کنید و با شناخت واقعیت وجودشان، آن ها را درک کنید و در زندگی مشترک خود دست از توقعات خود بردارید و رابطه را از یک ارتباط یک طرفه به ارتباطی قدرتمند و تبادل انرژی و عشق پیش ببرید.
شاید بیشتر شما خوانندگان که در حال مطالعه این کتاب هستید با خود فکر کنید که در زندگی مشترک خود با همسرم احساس بسیار خوبی دارم و ارتباطی بر پایه احترام در بین ما حاکم است. همیشه نیازهای همسرم را به موقع پاسخ داده ام و به عنوان یک زن از عملکرد خود راضی هستم. ولی اجازه دهید با خود صادق باشیم، آیا همسر شما نیز چنین احساسی را دارد؟
بسیاری از مردان ما گرفتار خشونت خانگی هستند درحالی که شاید حتی خودشان هم ندانند، آن ها از طرف همسران خود به خوبی ازلحاظ عاطفی و احساسی تغذیه نمی شوند و همیشه باید در نقش "مرد قدرتمند" در کنار همسرشان ظاهر شوند و حتی فراتر از این هم گاه گاهی با فریادهایی بلندتر جایگاه و موقعیت خود را به همسر و فرزندانشان گوشزد کنند و وقتی نقش او به عنوان یکی از پایه های اصلی خانه نادیده گرفته می شود، سعی در جلب نظر و توجه اطرافیانش را خواهد داشت و با فریادهایی بلندتر و خشم و عصبانیت سعی در برقراری ارتباط با اعضای خانه خواهند داشت. به هرحال هرچه باشد روزی مادرش به او یاد داده که هرچه تو بگویی درست است و حتماً باید همه از تو حرف شنوی داشته باشند، همان طوری که خود نیز از شوهرش حرف شنوی داشته است.
وقتی مرد در حال دادوفریاد است دچار خشونت خانگی شده، حتی اگر به ظاهر فکر کنید که این اوست که نظم و آرامش زندگی را بر هم زده! چطور می تواند دچار این خشونت شده باشد؟ کاملاً واضح است که این خشم در اثر نادیده گرفتن احساس او در آن خانه به وجود آمده وقتی هیچ راهی برای ابراز مخالفتش پیدا نکند مطمئن باشید که از قدرت فیزیولوژیک خود استفاده می کند و دادوبیداد به راه می اندازد. حتی زمانی که مادرش به قصد حمایت او را تشویق به تحکم افکارش می کند، باز دچار خشونت خانگی شده است. درنتیجه ما با شناخت و درک بیشتر همسر خود می توانیم از بروز چنین رفتاری جلوگیری کنیم. مهر و عشق شما باید او را به آرامش کامل برساند و اجازه دهید مخالفت ها و نظرات خود را در جوی دوستانه مطرح کند و با گوشی شنوا در کنارش بنشینید و خودتان را برای لحظه ای به جای او بگذارید. مردان نیاز دارند از دید همسرانشان، به شکلی واقعی دیده و درک شوند.
خشونت خانگی علیه مردان وقتی شکل جدی تری به خود می گیرد که دیگر در خانه خود و در کنار همسرش احساس امنیت نکند و درصدد جلب توجه در بیرون خانه اش برآید. متاسفانه مردان از همان کودکی ناخواسته در معرض خشونت خانگی قرار می گیرند زمانی که مادر با رفتارهای نادرست خود تربیت آن ها را آغاز کرده اند. عده ای از مادران با توجه بیش ازحد و افراطی و عده ای دیگر با تفکر "پسر باید قوی و مرد باشد" بزرگ می شوند؛ طبیعی است که گروه اول مردانی وابسته و تحت کنترل مادر می شوند که حتی برای هر تصمیمی رضایت و توجه مادر را طلب می کنند، مردانی به اصطلاح نازپرورده که اثرات مخرب این توجه بیش ازحد در زندگی زناشویی آن ها مشخص می شود و مهر بیش ازحد مادر، اجازه استقلال پسر را در زندگی اش نمی دهد که در موارد بسیاری پسران به آغوش گرم مادر بازخواهند گشت! و یا گروه دوم مادرانی که به اصطلاح خود پسرشان را یک مرد واقعی تربیت کردند و هرگونه مهر و محبت را از آن ها دریغ می کنند. از یاد می برند که پسران بیشتر از دختران به حمایت و عشق مادر نیاز دارند و درنهایت با مردی روبرو می شویم که برای جلب مهر و محبت هر کاری می کند و دست به سوی هرکسی دراز می کند که قطعاً این گونه مردان نیز در زندگی مشترک خود با همسرشان موفق نیستند. پس وقتی صحبت از خشونت خانگی می شود صرفاً نگاه ما به همسران نیست بلکه این خشونت می تواند ریشه در دوران کودکی هم داشته باشد. چند ازدواجی، اعتیاد، عدم موفقیت های شغلی، افسردگی، و اعمال غیراخلاقی، همه و همه ریشه در رفتارهایی دارد که ناآگاهانه در تربیت فرزندان خود اعمال می کنیم و اثرات و رشد این دانه ها و بذرهای آلوده را در دوران نوجوانی، جوانی و بعد از ازدواج آن ها می بینیم که اگر بخواهیم این مردان را درمان کنیم و یا بخواهیم زندگی مشترک آن ها را نجات دهیم حتماً باید نگاهمان را از دوران کودکی و تربیت او شروع کنیم تا دوباره بتوانیم آن شخص را احیا کنیم.
می بینید که خشونت خانگی علیه مردان ما ریشه در عوامل مختلف دارد و بهتر است قبل از اینکه او را به هر برچسبی محکوم کنیم، ریشه ها را شناسایی و رفع کنیم. گاهی باید اجازه دهیم مردان ما گریه کنند و نیاز به نوازش و آرامش ما را به عنوان مادر و یا همسر خود تجربه کنند و گاهی هم باقدرت با نظرش مخالفت شود و فقط به خاطر مرد بودنش, بی چون وچرا او را تائید نکنیم. اطمینان داشته باشید که مردان ما نیز دوست دارند با آن ها برخورد واقع بینانه داشته باشیم و هیچ مردی علاقه مند ارتباطی بر پایه ترس با خانواده اش نیست.
آمارها نشان می دهد،، تنها در ۷ ماه نخست سال ۱۳۹۳ بیش از هزار مرد قربانی خشونت خانگی همسران خود شده اند اما واقعیت این است که خشونت علیه مردان حتی بیش از این آمار بوده و احتمالاً ترس از قضاوت اطرافیان و نگاه جامعه عامل بروز ندادن این واقعه است.
به نقل از باشگاه خبرنگاران آمارهای غیررسمی از سازمان نظام پزشکی قانونی نشان می دهد که تنها در ۷ ماه نخست سال ۱۳۹۳ بیش از هزار و ۳۵۰ تن مرد قربانی خشونت به این سازمان مراجعه کرده اند(۳).
خشونت خانگی فقط شامل این نمی شود، به اعتقاد من حتی وقتی همسر شما احساس شادی و سلامتی در خانه اش ندارد و یا با توقعات بیش ازحد، برای داشتن امکانات رفاهی بیشتر، باعث می شوید که در تجارت و کار خود قدم هایی را بردارد و همین قدم ها، مشکلات اقتصادی را برای خود رقم میزند و یا برای خوشحالی شما، ارتباط با دوستان و یا خانواده اش را قطع کرده است؛ نیز در یک خشونت خانگی از طرف شما به سر می برد و چگونه انتظار دارید بااین همه فشار و سلب آزادی و امنیت او، احساس خوب و یکی شدن داشته باشید. آیا وقتی از تجربیات و آرامشی که همسرتان نیازمند آن است، او را محروم کنید، احساس خوب را می توانید به او بدهید؟
شاید بتوان فراتر از این هم این موضوع جدی را بررسی کرد و این درزمانی است که همسر شما حتی تجربه غذاهای جدید را در کنارتان نمی تواند داشته باشد، همیشه مشتاق تجربه های جدید در کنار شماست ولی از او دریغ می کنید چون حتی به خود زحمت یادگیری آن ها را نمی دهید و یا صبحانه ای پر از عشق را در صبح های دلپذیر، به این دلیل که کودکتان همه انرژی شما را گرفته، از او دریغ می کنید و وقتی نتواند صبحی سرشار از انرژی را در کنارتان داشته باشد، قطعاً شب در هنگام بازگشت از محل کارش همه جنجال ها را با خود خواهد آورد و با کوچک ترین جرقه ای منفجر می شود.
به راستی تابه حال علل همه عصبانیت های او را در خودتان یافته اید؟ بدون هیچ تعصبی گاهی به اطرافتان نگاهی بیندازید و ببینید چقدر برای زندگی تان تلاش کرده اید و رضایت واقعی همسرتان را تا چه حد برآورده کرده اید؟ آیا وقتی از زندگی و احساسی که همسرتان دوست دارد، او را محروم می کنید احساس خوب را می توانید به او بدهید و آیا بعداز رفتارهای خالی از احساس امنیت، می تواند ایفاگر نقش "مرد قدرتمند" در زندگی شما باشد؟ قطعاً نه! و به همین دلیل است که برای کوچک ترین بهانه ها بر سر شما فریاد میزند.
اگر توانستید احساس واقعی مرد زندگی تان را شناسایی کنید، مطمئن باشید که توانسته اید قدم هایی بزرگ را در جهت زندگی شاد و پر از موفقیت و سرخوشی را در کنار هم برای سال های طولانی تجربه کنید.
"مرد قدرتمند" نیازمند "زن قدرتمند" است و وقتی می توانید قدرتی واقعی به او هدیه دهید که او را به عنوان یک انسان و از دیدگاه کسی که در کنارتان آمده تا تجربه های خوشایند را تجربه کنید، نگاه کنید و اگر نتوانید این احساس خوب و قدرتمند را به او هدیه دهید، قطعاً او راهی جز این که با صدای بلندتر و پر از خشم خود، توجه شما و فرزندان را به خود جلب کند، ندارد.
بردیا، ۳۴ ساله و فارغ التحصیل در رشته عمران می باشد. در عرصه کار موفق است ولی تاکنون ازدواج نکرده است. وقتی از او نظرش را در رابطه با خشونت خانگی علیه مردان جویا شدم و نظرش را این گونه بیان کرد: به نظر من خیانت یک زن، خشونت خانگی علیه مرد است و وقتی در زندگی مشترک اتفاق می افتد، نتیجه ای به جز شکاک شدن مرد را به همراه ندارد و او دیگر نمی تواند به هیچ کس دیگری اعتماد کند و آسیبی که از این نظر می بیند بسیار غیرقابل جبران خواهد بود. دلسرد شدن و بی علاقه شدن به ادامه زندگی، اثرات نامطلوبی را بر روی فرزندان، شغل و همه روابطش با دوستانش خواهد داشت و حتی در صورت جدایی از همسرش، امکان شروع و ازدواج دیگری را از او سلب می کند.
وقتی علت ازدواج نکردن و تشکیل خانواده را از او جویا شدم، دریافتم که ترس از این اتفاق احتمالی همه امید و احساس خوب را برای تشکیل خانواده ازدست داده و ادامه داد اگر روزی بخواهم ازدواج کنم، بسیار سخت گیرانه برخورد خواهم کرد. او زیاده خواهی این روزهای زنان و تحمل فشارهای اقتصادی و مالی که مردان برای تامین نیازهای همسرانشان با آن درگیر هستند را یکی دیگر از صورت های خشونت خانگی علیه مردان دانست. در پشت این افکار بردیا کامل واضح و روشن بود که آرزوی یافتن همسری قابل اعتماد و همراه را در سر دارد.
در مصاحبه بالا بردیا، خیانت، فشارهای اقتصادی و زیاده خواهی برخی زنان، ذهنیت او را برای تشکیل خانواده مغشوش کرده است. محیط اطراف، تجربیات دوستانش و مشاهده موارد این چنینی، باعث ترس و محاط شدن او برای انتخاب همسر آینده اش شده است. آیا به نظر شما این نوعی از خشونت خانگی علیه بردیا نیست؟ و عامل این خشونت را در کجا باید پیدا کنیم؟ در وجود یک زن، کسی که نتوانسته ارتباط سالم و عاشقانه خود را در کنار همسرش به بهترین نحو تجربه کند و به دلایل بسیار واهی درصدد تجربه ای غیرمعقول بوده است. زن محور عشق و احساس خانه است و به راحتی می تواند با هدیه ای که خداوند در وجودش به ودیعه گذاشته، مرد خود را به عشقی واقعی و کاملی دعوت کند. مردان نیز همیشه آرزوی تجربه های بسیار عاشقانه و احساسات زیبا را در سر می پرورانند و اگر شما بتوانید بستر این عشق را برای همسرتان فراهم کنید، بهترین لحظات را با او سپری خواهید کرد و او همان مرد رویاهایتان می شود و روزی درمی یابید که شوالیه سوار بر اسب سفید، فقط در رویاها و افسانه ها حضور ندارد و شما می توانید او را به طور ملموس در زندگی خود ببینید. وقتی که ماشین شما در وسط اتوبان پنچر می شود، سراسیمه خودش را به شما می رساند و در هرلحظه از شبانه روز، حضور دائمی و عاشقانه اش را در کنار خود احساس می کنید. در روزهایی که کارهای خانه و فرزندانتان، انرژی شما را سلب کرده، آماده کردن و تهیه ناهار آن روز را به عهده می گیرد و باری از شانه های شما برمی دارد. همسران ما، وفاداری و احساس واقعی ما زنان را نیاز دارند و وقتی بتوانند احساسات واقعی را از طرف شما ببینند، خود را خوشبخت ترین مرد روی زمین احساس می کنند و "مرد قدرتمند" شما می شوند و با عشقش خانه شما را عطرافشانی می کند. لبخندش همه فضای خانه را پر می کند و ملکه سرزمین او می شوید.
پوریا مردی ۴۵ ساله و از مدیران موفق یکی از سازمان ها و با تحصیلات خود در رشته نرم افزار کامپیوتر یکی از شاخص ترین مدیران ما می باشد.
به نظر پوریا خشونت خانگی علیه یک مرد، بداخلاق بودن همسر اوست. او این طور ادامه می دهد: بعضی از زنان در اجتماع بسیار مهربان و خوش اخلاق هستند ولی در خانه بسیار خشن و بداخلاق؛ درواقع این زنان در بیرون خانه یک بازیگر حرفه ای هستند و برای آدم های اطراف خود نقش یک زن رئوف و دوست داشتنی را بازی می کنند و به همه اطرافیان می خواهند بفهمانند که من زنی کامل و بی عیب و نقص هستم به طوری که وقتی او را ملاقات می کنی باورت نمی شود آن روی سکه رفتارهای زیبنده به خوش خلقی، زنی بدخلق و خشن حکومت می کند. این زنان در اجتماع فعال و پرانرژی هستند ولی در خانه سرد و بی روح؛ این زنان آسیب زیادی به روابط زناشویی می زنند که با صبوری هم حل نمی شود. مثلاً وقتی با شوق به سمت خانه می روی و برای یک شب عاشقانه برنامه ریزی کرده ای و یا برای رفتن به تاتر، برنامه ریزی کرده ای با یک زن منفعل و بی انرژی روبرو می شوی و به هر طریقی ماندن در خانه را ترجیح می دهی؛ در این صورت چه اتفاقی برای یک مرد می افتد؟ او هم انرژی و احساس شوق خود را از دست می دهد. به نظر من یک زن باید یک همراه خوب و واقعی در زندگی باشد و برای هر برنامه ای از طرف همسرش استقبال کند حتی وقتی خسته است و توان جسمی ندارد می تواند آن را به شکلی دیگر برنامه ریزی کند، نه اینکه با بدخلقی و رفتار سردش، آتش اشتیاق آن مرد را خاموش کند. من دوست دارم وقتی به همسرم می گویم که برای آخر هفته برنامه کوه نوردی داشته باشیم، او هم استقبال کند و در مقابل هر چیزی مقاومت نکند. اگر قرار است شیء را برای خانه بخریم، او هم با من هم عقیده باشد و از تغییرات استقبال کند. بعضی از مواقع دوست دارم بدون برنامه ریزی های قبلی و زمان بر، به سفر برویم حتی یک سفر کوتاه یک روزه؛ اما زنانی که هیچ علاقه ای به زندگی ندارند، روح زندگی را از بین می برند.
بعضی از زمان ها ما مردان اشتیاق بیشتری داریم که اوقاتی را در یک رستوران بگذرانیم و ساعاتی را با هم تنها باشیم و اصلاً اشتیاقی برای دیدن پدر یا مادر او نداریم ولی زنان این را نمی دانند که چه زمانی ما مردان به چه چیزی احتیاج داریم که در این صورت دو وضعیت اتفاق می افتد یا مانند مادران و پدرانمان سوختن و ساختن و یا جدایی و طلاق؛ که در جامعه امروزی کمتر زن وشوهری با سوختن و ساختن موافق است و راه دوم را برمی گزیند؛ ولی در زمان های پدرانمان، حتی باوجود مشکلات به خاطر حفظ خانواده و فرزندان، زندگی را ادامه می دادند و آمار طلاق خیلی کمتر از الآن بود. وقتی همسری نیازهای یک مرد که خیلی هم نیازهایی سخت و غیرقابل دسترسی نیست را نتواند برآورده کند، جایی برای عشق و همدلی و صمیمیت نمی گذارد؛ و بدترین اتفاق در یک زندگی این است که مردی بدون میل و رغبت به طرف خانه اش برود.
زنی که نتواند هرروز برای همسرش زندگی را شاداب و پرنشاط حفظ کند، نتوانسته احساس امنیت عاطفی مرد را تامین کند. البته نکته مهم این است که این احساس و عشق باید واقعی باشد نه دروغین و ساختگی و یا برای حفظ منافع باشد که در این صورت درواقع به جای کلمه ازدواج باید از کلمه معامله استفاده کنیم که هیچ ارزش و جایگاهی ندارد. مردان ابراز عشق دروغین را به خوبی تشخیص می دهند ولی وقتی محبت و عشق واقعی باشد، مرد به محض ورود به خانه تمام دغدغه های بیرون را فراموش می کند و دوست دارد با تمام حواس در کنار همسرش باشد و به هیچ چیز دیگری فکر نکند؛ لحظات را با هم باشند بدون حضور فکر یا شخص دیگری.
وابستگی یک زن به پدر یا مادرش به عنوان یک ارزش تلقی نمی شود به خصوص وقتی که تمام تصمیمات را فقط با صلاحدید آن ها انجام دهد، درواقع زنانی که با اجازه پدرشان هر تصمیمی را اجرا می کنند درواقع تسلیم در مقابل پدرشان هستند نه تسلیم در برابر شوهر.
این ها نمونه هایی از خشونتی است علیه مردان که زنان با ناآگاهی، روابط را تا مرحله جدایی پیش می برند؛ خواسته­ها و انتظارات ما مردان عجیب و غریب و غیر قابل دسترس نیست. آیا چشیدن طعم واقعی زندگی چیز زیادی است که ما آن را از همسر خود طلب می کنیم؟ و آیا توجه و احساس خوب و دریافت انرژی از همسر خودکار سختی است که از ما مردان دریغ می شود؟ اگر زنان بیشتر به زندگی خود توجه می کردند، مردان ما هم بهتر امنیت و عشق و صداقت را به آن ها نشان می دادند؛ و آیا مردی مغموم و افسرده از ابتدا این چنین بوده یا به مرورزمان و در اثر رفتارهای همسرش به این نقطه رسیده است؟ بهتر است علت رفتارهای ناخوشایند مردان امروز را در خانه هایشان جستجو کنیم و کمک کنیم تا با افزایش آگاهی هر دو، زندگی را به شکلی دیگر تجربه کنند و در لحظه های شاد و پایدار به سر ببرند.
پوریا عاشق زنی است که وقتی محیط کار را ترک می کند، با اشتیاق به خانه برگردد و با خانه ای مرتب و میز شام آراسته شده به چند شاخه گل، شب را در کنار خانه پر از مهر خود بگذراند. آیا این توقع زیادی است برای دریافت عشق از طرف همسرش؟ قبول کنیم که تعداد کمی از زنان به این جزئیات در کنار همسر خود اهمیت می دهند و حتی از مردان دیگری شنیده ام که وقتی می خواهند به خانه برگردند، هیچ انگیزه ای ندارند و ترجیح می دهند با دوستان مجرد خود در بیرون از خانه وقت بگذارند. اگر لحظه ای به آن ها فکر کنید می بینید که واقعاً حق با آن ها است و ما حتی تلاشی برای دعوت آن ها به خانه خودشان نیز نداشته ایم.
وقتی می خواستم بحث خشونت خانگی علیه مردان را با دوستان و اطرافیان خود شروع کنم و نظر آن ها را بپرسم، ابتدا با خنده تجسم می کردند که مردی از دست همسرش کتک بخورد و حتی با طنز می گفتند، فکر کنید مردی اجازه دهد کتک بخورد!!! و برایشان قابل قبول نبود، اما وقتی موضوع را برایشان توضیح می دادم و منظورم را از خشونت خانگی برایشان واضح و شفاف روشن می کردم، به راحتی ساعت ها درباره این موضوع صحبت کردیم و نظرات بسیار جالب و تجربه های زیادی داشتند. مردان زیادی که به ازدواج دوم فکر کرده بودند، نیازهای ساده و کمبود محبت واقعی باعث شده بود که آن ها به سمت این تصمیم کشانده شوند، به این امید که شاید زن دیگری قدر آن ها را بداند و بتواند به عنوان یک "مرد واقعی" به آن ها توجه شود.
بعضی دیگر از مردان فقط به شکل تامین کننده نیازهای مالی، دیده شده بودند و تنها نکته مثبت خود را از دیدگاه همسرش، پرداخت پول به آن ها می دانستند و جایگاه خود را در آن خانه به عنوان همراه و همدم ازدست داده بودند و هیچ انگیزه ای برای ادامه زندگی خود نمی دیدند. این دسته از مردان احساس خوب خود را در کنار دوستانشان و سفرهای مجردی خود جستجو می کردند.

نظرات کاربران درباره کتاب زنان خاکستری، مردان نقره‌ای