فیدیبو نماینده قانونی انتشارات قانون‌یار و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب جایگاه پلیس و نیروی انتظامی در حفظ حقوق شهروندی

کتاب جایگاه پلیس و نیروی انتظامی در حفظ حقوق شهروندی

نسخه الکترونیک کتاب جایگاه پلیس و نیروی انتظامی در حفظ حقوق شهروندی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب جایگاه پلیس و نیروی انتظامی در حفظ حقوق شهروندی

پلیس، سازمانی دولتی و مسئول برقراری نظم و امنیت عمومی در جامعه است لذا جهت برقراری این مقوله می‌بایست دارای وظایف و اختیاراتی بوده تا بتواند نسبت به ایفای نقش اقدام نماید از آنجا که اولین مرحله ورود افراد به نظام عدالت کیفری سازمان پلیس می‌باشد لذا اهمیت نقش آن بیشتر آشکار و مردم همواره نظام حاکم را با پلیس می‌شناسند. از آنجا که در مرحله نخستین ورود به نظام عدالت کیفری امکان بیشترین تعرض به حقوق بنیادی و اساسی افراد مشاهده می‌شود لذا مطالعه شرح وظایف و اختیارات پلیس توجه خاص حقوقدانان را به خود معطوف داشته است بنابراین امروزه توجه به جایگاه علمی پلیس، وضع قوانین و مقرارت محدود کننده تعرض به حقوق بنیادی بشر، ‌توسل به شیوه‌ها و اقدام‌های پیش‌گیرانه و حمایتی با هدف کاهش میزان جرایم و آسیب‌های ناشی از آن بر سیاست جنایی نظام‌های مختلف تأثیر گذاشته است. پلیس،سازمانی است دولتی که به نیابت از دولت و بر طبق قانون و در حدود وظایف و اختیارات محوله قانونی مسئول برقراری نظم و امنیت و اعمال و اجرای قانون بویژه حقوق کیفری می باشد بنابراین مأموریت پلیس در جامعه اجرای قوانین می باشد و هدف از اجرای قانون، برقراری نظم و امنیت و حفظ آن می باشد. ایجاد امنیت مسأله ای می باشد که پس از رفع مایحتاج اولیه بشر برای حیات انسانی در درجه اول اهمیت قرار دارد از طرفی همواره اشخاصی در همه جوامع وجود دارند که با رفتارهای نا معقول و ناهنجار خود سعی در برهم زدن نظم و امنیت عمومی جامعه دارند. برقراری نظم و امنیت نیز مستلزم اعطای اختیاراتی است که ممکن است سایر شهروندان یا سازمان ها صلاحیت داشتن آن را نداشته باشند از این رو پلیس برای برقراری و حفظ نظم و امنیت دارای اختیارات ویژه ای مانند تجهیز به سلاح گرم و اجازه استفاده از آن تحت شرایط قانونی، اختیار استفاده از قوای قهریه در موارد لزوم، اجازه سلب آزادی مطابق قانون و... است. بنابر این ممکن است پلیس در راستای برقراری نظم و امنیت که هدف و ماموریت ذاتی اوست خود باعث تعرض به حقوق سایر شهروندان و ایجاد اختلال در نظم جامعه شود، از این رو، اعطای چنین اختیاراتی به سازمان های پلیس باید در پرتو قوانین محدود و صریحی باشد که بقای نظم و امنیت جامعه را تضمین نماید. در رابطه با این اثر علمی سوالاتی که مطرح است با توجه به کمبود منابع در ایران بسیار فراوان می باشد. به طوری که هر گفتار و بند این کتاب درصدد پاسخ به سوالاتی است که ممکن است در عمل و تئوری پیش آید

ادامه...

بخشی از کتاب جایگاه پلیس و نیروی انتظامی در حفظ حقوق شهروندی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



بخش اول: پلیس و حقوق شهروندی

در این بخش در قالب دو فصل به تبیین مفاهیم پلیس و حقوق شهروندی می پردازیم.
در جهان به هم پیوسته امروز تمام مفاهیم باز تعریف شده اند مفاهیمی چون اقتصاد، سیاست و فرهنگ لذا نمی توان مسائل و مفاهیم را فقط ملی تعریف کرد. عصر جهانی شدن الزاماتی به همراه آورده است که دیگر خصوصی ترین مسایل را که زمانی فقط در دایره حوزه ملی تعریف می شد نمی توان از چشم جهان دور داشت. دنیای بدون مرزی پدید آمده که دیگر دولت ها نمی توانند با توسل به اینکه حوزه داخلی کشور است هرکاری در داخل مرزهای ملی انجام دهند در این بین مفاهیمی چون امنیت، پلیس، حقوق شهروندی و حقوق اجتماعی نیز دستخوش تغییر و تحول شده است و ابعاد تازه فرا ملی و فرا مرزی به خود گرفته اند. در این راستا کارکرد، نگرش و حتی تعریف مجدد از وظایف پلیس بعنوان نیرویی که مستقیما با مردم در جامعه سروکار دارد، ناگزیر می نماید.
در این فصل به تعریف مفاهیمی چون پلیس، حدود وظایف و اختیارات آن، انواع پلیس و رویکردهای مختلف آن و سابقه پلیس در ایران، نهادهای پلیسی در حوزه حقوق شهروندی و همچنین حقوق شهروندی، مفاهیم و پیشینه و خاستگاه حقوق شهروندی، حقوق شهروندی در دین اسلام، حقوق شهروندی در حقوق عرفی و حقوق شهروندی در حقوق بین الملل می پردازیم.

فصل اول: پلیس

از جمله مهمترین وظایف مسئولیت نهادها ی حکومتی و اجرایی هر کشور، برقراری نظم و تامین امنیت آن کشور است. یکی از نهادهای شاخص در این زمینه، نهاد انتظامی به شمار می رود که در سراسر جهان با عنوان ((پلیس)) خوانده می شود. پلیس مظهر اقتدار و قدرت هر نظام است که در نظام جمهوری اسلامی ایران، مطابق ماده ۳ قانون تشکیل نیروی انتظامی مصوب ۱۳۶۹ هدف از تشکیل این نیرو استقرار امنیت و تامین آسایش عمومی و فردی و نگهبانی از دستاوردهای انقلاب در چارچوب قانون برشمرده شده است. پلیس مهمترین سازمان دولتی و مسئول برقراری نظم عمومی و امنیت در جامعه به شمار می رود. نظم عمومی مجموعه مقررات و سازکارهای حقوقی و قانونی است که حسن جریان لازم در امور مربوطه به اداره کشور، صیانت اخلاقی، امنیتی و غیره منوط به حضور آنان است.
امنیت نیز همان آرامش خاطر و اطمینان است که در صورت برقراری آن، افراد جامعه هراسی از باب جان، معیشت، و حقوق مادی و معنوی خود ندارند. هر نوع اختلال و تهدیدی در عرصه امنیت اجتماعی کشور مانع تحقق اهداف عالی نظام اسلامی در ابعاد گوناگون می گردد.

مبحث اول: مفهوم و انواع پلیس

در ابتدا آنچه از اصول و آیین نگارش استنباط میشود، این است که ما بدانیم در رابطه با چه موضوعی می نویسیم، از آنجا که موضوع پایان نامه (بررسی وظایف و اختیارات پلیس در حفظ حقوق شهروندی) می باشد، بنابر این قبل از هر چیز بایستی کلمات ((پلیس)) و ((حقوق شهروندی)) تعریف شده و جایگاه این واژه ها را بیان نماییم.
گفتار اول: مفهوم پلیس
در این گفتار به بیان مفهوم پلیس در لغت و اصطلاح می پردازیم:
الف) مفهوم پلیس در لغت
از نظر لغوی کلمه پلیس فرانسوی و از ریشه یونانی Politera به معنای ((سازمان سیاسی)) و ((هنر حکومت کردن)) و نیز از کلمه Policia، Police به معنای شهر و جامعه گرفته شده است. (۱)
استاد علی اکبر دهخدا در معنا و مفهوم کلمه پلیس چنین نوشته است: ((پلیس لفظ فرانسوی که در فارسی به معنی پاسبان اداره شهربانی استعمال میشود و پلیس مخفی نیز کاراگاه را گویند یعنی محتسبی که لباس خاصی ندارد تا شناخته نشود)) (۲)
استاد محمد معین در معنا و مفهوم کلمه پلیس چنین مینویسد ((پلیس یعنی شهربانی، نظمیه، پاسبان، محتسب و اداره پلیس یعنی سرکلانتری و اداره پلیس مخفی به معنای اداره آگاهی و ماموران آن را کاراگاه می گویند)) (۳)
ب) مفهوم پلیس در اصطلاح
امروزه پلیس در معنی لغوی آن به کار نمی رود بلکه هر کجا لفظ پلیس استعمال می شود معنای اصطلاحی آن مد نظر می باشد چنانکه فرهنگ لغت اکسفورد پلیس را در سازمان رسمی که وظیفه اش الزام افراد به پیروی از قانون و پیشگیری از جرم و پاسخ به آن می باشد تعریف نموده است. (۴)
از نظر دکترین نیز پلیس در معانی مختلف به کاررفته است. استاد گاستون استفانی برای پلیس سه معنا ذکر نموده اند: اول، مجموعه قواعدی است که به وسیله مقامات عمومی به شهروندان تحمیل شده است دوم، در معنای محدودتر که در اینصورت محدود به حقوق اداری میشود، پلیس را عملیاتی دانسته اند که هدف آن تامین آرامش، امنیت و سلامت عمومی از راه عمومی یا فردی و به وسیله برخی اقدامات مناسب است و سوم، پلیس طبقه ای از کارمندان دولت است که نقش آن عبارت است از تامین اجرای دستورات عمومی و اقدامات متناسبی که از طرف مقامات پلیس به منظور تحقق هدف اساسی فوق الذکر اتخاذ می شود. (۵) برخی دیگر پلیس را بعنوان میانجی بین جامعه و سیستم قانونی کشور معرفی می نمایند. (۶)
حقوقدانان و نظریه پردازان علم حقوق، تعاریف و مفاهیم مختلفی برای واژه پلیس بیان نموده اند، پروفسور ((فارالیک)) واژه پلیس را چنین تعریف مینماید:
(پلیس عبارت است از یک سازمان دولتی، که ماموریتش حمایت از قانون اساسی جلوگیری از تخطی، تامین نظم عمومی و حفظ جان و مال اشخاص است) (۷)
با توجه به آنچه در باره پلیس نوشته شد شاید بتوان تعریفی جامع و مانع در رابطه با پلیس به شرح ذیل ارائه کرد ((سازمان پلیس یک سازمان دولتی است که وظیفه اش برقراری و حفظ امنیت عمومی، اجرای مقررات و نظارت اجتماعی، پیشگیری از وقوع جرایم، کشف و تعقیب جرم، مبارزه با بزه کار و حمایت از بزه دیده می باشد)).
گفتار اول: انواع پلیس:
پلیس به اقسام مختلف تقسیم شده است، از قبیل پلیس اداری و قضائی، پلیس عمومی و خصوصی که در این گفتار به شهرح هر یک از آنها خواهیم پرداخت:
الف: پلیس اداری و پلیس قضایی
پلیس اداری در دو مفهوم عام و خاص استعمال می شود. در مفهوم عام پلیس اداری هر نوع نظارت و مداخله ای است که دولت برای حفظ نظم عمومی و فعالیت افراد در جامعه بعمل می آورد و طریق دخالت و نظارت در حفظ نظم، وضع آیین نامه ها و مقررات و اجرای آنها است. در اینصورت کلیه مقامات دولتی از رئیس جمهور تا یک کارمند ساده کار پلیسی انجام میدهند و مفهوم خاص پلیس اداری کلیه اقداماتی است که به منظور جلوگیری از وقوع جرائم، بی نظمی ها و اغتشاشات بعمل می آید.(۸)
عمده وظایف پلیس ذیل این عنوان قرار میگیرد چنانکه بسیاری از بندهای ماده ۴ قانون نیروی انتظامی مصوب ۱۳۶۹ ناظر به این وظیفه است مانند استقرار نظم وامنیت، اقدام لازم جهت کسب اخبار و اطلاعات در محدوده وظایف محوله، حراست از اماکن و تجهیزات، حفاظت از مسئولین و... بطور کلی ۲۵ بند از ۲۶ بند ماده ۴ این قانون در حیطه وظایف اداری قرار میگیرد.
پلیس اداری عمومی در برگیرنده مفاهیم امنیت عمومی، آسایش عمومی و بهداشت عمومی است و پلیس اداری اختصاصی دارای دو مفهوم سنتی و جدید است. در مفهوم سنتی پلیس اختصاصی حکایت از مجموعه وظایف و فعالیت ها می کند که از نظر هدف با اهداف پلیس عمومی تفاوت ندارد لیکن به دلیل تبعیت آن از یک نظام حقوقی خاص از پلیس عمومی متمایز میشود. پلیس راهنمایی و رانندگی بعنوان مثال پلیس اختصاصی است که هدف آن برقراری نظم در رفت و آمد خودروهاست. پلیس راهنمایی و رانندگی تابع سازمان و مقررات خاص است که آن را از سایر پلیس های اختصاصی متمایز می سازد. پلیس گمرک، پلیس اتباع بیگانه، پلیس راه آهن و غیره نیز همان اهداف سنتی نظم عمومی را دنبال می کند. وظایف این پلیس متعدد و در عین حال بسیار مهم است و این وظایف از زمانی آغاز میگردد که جرمی به وقوع می پیوندد. به عبارتی دیگر میتوان گفت وظایف پلیس اداری ناظر بر قبل از وقوع جرم و وظایف پلیس قضایی ناظر بر بعد از وقوع جرم است به همین دلیل گفته شده است که وظایف دوگانه پلیس ممیز انفکاک آن ها از همدیگر نیست بلکه وظایف مزبور نشان از پیوستگی آنها است و معرف این است که آن ها لازم و ملزوم و متمم و مکمل یکدیگر هستند. (۹) این پیوستگی وظایف اثر متقابلی بر هم دارند، بدان معنا که هرچه میزان عملکرد پلیس اداری بهبود یابد، میزان جرائم کاهش یافته و در نتیجه اثر مستقیمی بر میزان عملکرد پلیس قضایی خواهد داشت از طرف دیگر در صورتی که پلیس اداری دارای ضعف باشد جرائم افزایش یافته (۱۰)، ناگفته پیداست که در جامعه هر چه در کشف جرم و دستگیری مجرم سرعت داشته باشد مع الوصف از وقوع جرم زیان می بیند و مدت ها اثر این جرائم در اذهان باقی می ماند. (۱۱) وظایف این قسم از پلیس که اغلب از آن ها به عنوان ضابط قوه قضاییه یاد میکنند در ماده ۱۵ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب ۱۳۷۸ در امور کیفری بیان شده است طبق این ماده، کشف جرم، بازجویی مقدماتی، حفظ آثار و دلایل جرم، جلوگیری از فرار و مخفی شدن متهم، ابلاغ اوراق و تصمیمات قضایی از وظایف آنها است. همچنین بند ۸ ماده ۴ قانون نیروی انتظامی در ۹ بند وظایف ظابطین قوه قضاییه را بر شمرده که علاوه بر موارد فوق، مبارزه با مواد مخدر، مبارزه با قاچاق، مبارزه با منکرات، پیشگیری از وقوع جرائم نیز ذکر شده است.
روسای این پلیس در ارتباط مستقیم با مقامات قضایی بوده و اقدامات قضایی خود را تحت نظارت و تعلیمات آنان به انجام می رسانند و باید دارای قابلیت های ویژه حقوقی و قضایی باشند. همانند لزوم تشخیص جرم و تفکیک رفتارهای غیر مجرمانه، توانایی در تشخیص مصادیق قالب هر یک از آنها، آشنایی با حقوق اساسی متهم و شاکی و شهود و مطلعین، توانایی و تسلط بر مسائل حقوقی و تسلط بر چگونگی انتقال یافته های حقوقی خود به دیگران و بالاخره قدرت فهم عدالت ترمیمی و چگونگی به کار بستن آن. (۱۲)

نظرات کاربران درباره کتاب جایگاه پلیس و نیروی انتظامی در حفظ حقوق شهروندی