فیدیبو نماینده قانونی انتشارات آوای نور و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب یادگیری‌ سازمانی در عصر فناوری‌ اطلاعات

کتاب یادگیری‌ سازمانی در عصر فناوری‌ اطلاعات

نسخه الکترونیک کتاب یادگیری‌ سازمانی در عصر فناوری‌ اطلاعات به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب یادگیری‌ سازمانی در عصر فناوری‌ اطلاعات

حیات سازمان‌ها در عصر حاضر، در محیط‌های متلاطم امروزی در‌گرو پارادایم‌هایی متفاوت از گذشته قرار گرفته‌است، که دارا بودن امتیازات رقابتی خاصی را طلب می‌کند، یکی از بزرگترین امتیازهای رقابتی، بی‌شک یادگیری‌سازمانی ‌است. نقش انکارناپذیر یادگیری‌سازمانی، در سازمان‌ها بر همگان اثبات شده‌است و از دیرباز از عوامل اصلی ثبات و موفقیت سازمان‌ها بوده‌است، یادگیری‌سازمانی از دیرباز مورد توجه اندیشمندان بزرگی بوده‌است و ضرورت شناخت دقیق ماهیت یادگیری‌سازمانی، به‌عنوان مولفه‌ای حیاتی در اجتماع بشر و شاهرگ اصلی بقای سیستم‌های گوناگون، بر کسی پوشیده‌نیست. افراد با تلفیق روش‌های سنتی و روش‌های نوین یادگیری، در سازمان‌های یادگیرنده به عنوان یک کل واحد، تلاش می‌کنند پویایی خود را در چشم‌اندازی مشترک از دست‌ندهند، چراکه در غیر این صورت بقای سازمان‌ از جوانب مختلف مورد تهدید قرار خواهد‌گرفت. در دهه‌های گذشته در‌پی پیشرفت‌های تکنولوژیک، فناوری‌اطلاعات توانسته‌است به صورت چشمگیری در تحقق یادگیری‌سازمانی تاثیر‌گذار باشد. فناوری‌اطلاعات به عنوان جزء جدانشدنی از یادگیری‌سازمانی، همچنین ابزاری قدرتمند در مدیریت جهانی در دنیای کنونی تنیده شده‌است و دهکده جهانی نیز با مفهوم یادگیری‌سازمانی، توام گشته‌است. با توجه به تعاریفی که از فناوری‌اطلاعات و فناوری‌اطلاعات و ارتباطات موجود‌است، به ‌نظر می‌رسد برخی پژوهشگران تفاوت خاصی میان فناوری‌اطلاعات و فناوری‌اطلاعات و ارتباطات قائل نیستند و به مرز ظریف موجود بین فناوری‌اطلاعات با فناوری‌اطلاعات و ارتباطات توجه‌ نکرده‌اند و از آنجا که این مطالعه بر پایه‌ مطالعات پیشین است، با مسامحه ممکن است به دلیل رعایت امانت در نقل قول از منابع دیگر، این مفاهیم مترادف یکدیگر عنوان شده‌باشد. از طرفی این نکته مهم باید درنظر گرفته‌شود که شالوده اصلی این مطالعه به نوع خاصی از یادگیری‌سازمانی و فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی محدود نشده‌است و سعی شده‌است به چیزی گسترده‌تر و فراتر از معنای لغوی یادگیری‌سازمانی و فناوری‌اطلاعات توجه‌شود. این کتاب برگرفته از پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد نویسنده است و نشان‌دهنده نگاهی متفاوت به یادگیری‌سازمانی و فناوری‌اطلاعات و بسط چهارچوب‌های اصلی موضوع، است.

ادامه...
  • ناشر انتشارات آوای نور
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.32 مگابایت
  • تعداد صفحات ۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب یادگیری‌ سازمانی در عصر فناوری‌ اطلاعات

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

فصل ۲: چند اصطلاح مرتبط با یادگیری سازمانی

قبل از اینکه به تشریح یادگیری سازمانی(۳۰) پرداخته شود، بهتراست، با مفاهیمی چون: آموزش، آموزش الکترونیکی، تکنولوژی آموزشی، تدریس، مدیریت آموزشی، یادگیری و یادگیری الکترونیکی و یادگیری ترکیبی آشنا شده و سپس به شرح یادگیری سازمانی و سازمان یادگیرنده پرداخته شود.

آموزش

مهم ترین رکن توسعه در ابعاد فردی، سازمانی و اجتماعی، آموزش است؛ که سازندگی و بهبود و تعالی انسان را به همراه دارد. آموزش، وسیله انتقال مواریث کهن فرهنگی، اخلاقی، دینی و عرفانی هر جامعه است. فرهنگ اقوام مختلف بر آموزش صحیح استوار است. آموزش، موجب پرورش شعور اجتماعی در مسئولیت پذیری و آگاهی می گردد. پیشرفت هرجامعه در گرو توان آموزش آن جامعه است و کارایی هر نظام آموزشی را می توان با سنجش میزان دستیابی دانش آموختگان آن نظام به هدف های آموزشی برآورد نمود.
طبق گفته بذرافکن و همکاران (۱۳۹۳، ص۲۷۴)، آموزش(۳۱)، یک پیش نیاز اساسی برای توسعه همه جانبه و پایدار هر جامعه است. به عقیده براکو و ملو(۳۲) (۲۰۰۴)، انتظار و امید همه دست اندرکاران آموزش این است که، این فرآیند به یادگیری بیانجامد و همین طور ترلینگ و فادل(۳۳) (۲۰۰۹) و کرسون(۳۴) (۲۰۰۸)، یادگیری را نتیجه و برآیند آموزش های برنامه ریزی شده یا تجربی که براثر تمرین یا برخورد مستمر که در فرد نهادینه شده و نمود بیرونی در رفتار دارد، دانسته اند. به عقیده نعیمی حسینی و همکاران (۱۳۹۱)، نتیجه آموزش، ارتقاء سطح بینش، بصیرت، معرفت و شناخت نیروی انسانی، برای اجرای وظایف محوله و در نهایت نیل به هدف ها با کارایی ثمربخشی بالاتر خواهد بود. مهم ترین هدف آموزش، تربیت فارغ التحصیلانی موفق و توانمند در استفاده از آموخته ها در حل مشکلات و چالش های محیط واقعی انجام کار است و برای رسیدن به این هدف باید روش های تدریس و یادگیری را در جهتی هدایت کنیم که برانگیزاننده رضایت و انگیزه تحصیلی آنها باشد. سیف (۱۳۸۰)، در خصوص آموزش می گوید: آموزش فعالیتی است که معلم برای آسان ساختن یادگیری طرح ریزی می کند و بین او و یک یا چند یادگیرنده به صورت کنش متقابل جریان می یابد؛ به زبان دیگر آموزش، هرگونه فعالیت یا تدبیر از پیش طرح ریزی شده با هدف آسان کردن یادگیری در یادگیرندگان است.
در عصر کنونی موضوع آموزش در هر کجا و هر زمان و یادگیری مادام العمر یک اصل پذیرفته شده است که نگاه سنتی به آموزش های مقطعی را نفی می کند. زندگی اثربخش در قرن بیست ویکم مستلزم شناخت ویژگی های آن است که اساس آن اطلاعات محوری است. به زعم صادق پور (۱۳۸۸)، همراه با تحولات و تغییرات وسیعی که در جهان به وجود آمده است، رویکردها و دیدگاه های اندیشمندان نسبت به آموزش و یادگیری نیز متحول شده است. در گذشته عبارت Training، را برای آموزش به کار می بردند که به معنای آموزش دادن، است و اکنون واژه Learning، را به کار می بریم که به معنای آموزش گرفتن، است. در آموزش سنتی چون مبنای کار با آموزش دادن همراه است، در نتیجه آموزش به صورت اجبار و تنبیه همراه بوده و در نتیجه در کنار مزایای خاص خود، افت تحصیلی چه در کلاس درس و چه در خارج کلاس را به همراه داشته است، اما در بحث یادگیری یا آموزش گرفتن چون خود فرد خواسته است که یاد بگیرد، بازدهی بالایی را برای فرد و سازمان به دنبال خواهد داشت. نتیجه ی آموزش، ارتقاء سطح بینش بصیرت، معرفت و شناخت نیروی انسانی در سازمان، برای اجرای وظایف محوله و در نهایت نیل به هدف های سازمانی با کارایی و ثمر بخشی بالاتر خواهد بود. آموزش همواره وسیله ای مطمئن برای بهبود کیفیت عملکرد و حل مشکلات سازمان است و فقدان آن یکی از مسائل اساسی و حاد هر سازمانی است. سیستم آموزشی هر سازمان باید با حرکت سریع علوم و فنون انفجار اطلاعاتی حاکم بر دنیای کنونی متناسب باشد و اطلاعات مورد نیاز در حوزه ی تخصصی خود را در اختیار کارکنان خود قرار دهد تا برای انجام وظائف محوله ی خود همواره آمادگی لازم را داشته باشند، علاوه بر این، آموزش یک وظیفه ی انسانی در سازمان ها و یک فرایند مداوم و همیشگی است. آموزش نه تنها از حقوق اولیه و اصلی انسان است بلکه جزء اصلی توسعه اقتصادی و اجتماعی نیز هست و در صورتی که برنامه ریزی آن به شایستگی انجام پذیرد می تواند بازده اقتصادی زیادی در کشور ها داشته باشد. با توجه به تعاریف ارائه شده می توان نتیجه گرفت که آموزش یک استراتژی است که با هدفی خاص و جهتی مشخص در طول زمان اجرا می شود، می توان آموزش را جریانی دانست که افراد طی آن حمایت ها، طرز تلقی ها و گرایش های مناسب را برای ایفای نقش خاصی می آموزند.

فصل ۱

مقدمه

طبق گفته معنوی پور و همکاران(۱) (۲۰۱۱، ص۱۰)، گسترش سریع فناوری(۲)، دسترسی همگانی به اطلاعات، فروریختن مرزهای جغرافیایی دانش، پدیده جهانی شدن، افزایش چشمگیر تقاضای ورود به آموزش عالی و رشد سازمان های صنعتی و تجاری برای مقابله با بحران ها، ناملایمات و تهدیدها و همچنین بقای خویش و دوام در دنیای پر رقابت، نیاز به یادگیری را به وضوح نشان داده است. اگرچه وجود فناوری پیشرفته، فضای مناسب، تجهیزات روز و سرمایه های مادی و مالی، از شرایط لازم و ضروری پیشرفت و موفقیت به حساب می آیند، ولی کافی نیستند، بنت و بنت(۳) (۲۰۰۸)، بیان داشته اند که، برای اینکه سازمان ها برای رقابت موثر در بازارهای رقابتی توانمند شوند، نکته کلیدی این است که چگونه باید یاد بگیرند و دانایی جدید تولید کنند. سازمان ها درصورتی می توانند، ضرورت ها و تغییرات محیطی را به موقع پیش بینی نمایند و بقای خود را در محیط دائماً متغیر ادامه دهند، تعادل را برقرار کرده و اوضاع را سامان بخشند و ارزشی از خود بر جای گذارند و مزیت رقابتی را از آن خود کنند که بر یادگیری سازمانی تمرکز و تاکید کنند. لویس(۴) در ۱۹۹۷ (نقل از میرکمالی و همکاران، ۱۳۹۰، ص۶)، عنوان کرده است، بدون شک در دنیای متلاطم کنونی که تغییرات محیطی رشد روزافزونی دارند، سازمان ها نه تنها می خواهند در آینده پابرجا بمانند، بلکه خواهان حفظ قدرت خود نیز هستند. به عقیده نکویی مقدم و بهشتی (۱۳۸۶، ص۴)، یادگیری در سازمان ها نیازمند تحول بنیادی در طرز تفکر کارکنان و بازبینی پیش فرض های ذهنی آنها است. چنین تصویری از یادگیری با آنچه در محاوره های روزمره متداول است بسیار تفاوت دارد. یادگیری واقعی در قلب وذهن افراد نفوذ می کند و موجب آگاهی و تغییر رفتار می شود. انسان از طریق یادگیری خود را دوباره خلق می کند و به انجام کارهایی که تاکنون نتوانسته است، توانمند می سازد. چنین یادگیری به انسان قابلیت ارتباط موثر با جهان خارج از ذهن را می دهد و از این طریق چشم اندازهای نوینی را فراسوی او قرار می دهد، قابلیت هایش گسترش می یابد و بر توانایی خلاقیت و نوآوری های او می افزاید. بدین منظور سازمان ها بایستی دائماً با تغییرات محیطی همگام بوده و همگامی با تغییرات در گرو یادگیری سازمانی است.
اما پرسش اینجاست که کدامین ابزار، وسیله یا رویکردی قادر است چنین بستری را فراهم کند؟ بنا به گفته، امامی و رحیمیان (۱۳۹۲، ص۱۸)، با کمی تامل درمی یابیم که یکی مهم ترین این ابزارها، بی شک فناوری اطلاعات(۵) است و در راس آن اینترنت می تواند زمینه ساز چنین فضایی باشد. اینترنت پدیده ای فرهنگی است که در دو دهه اخیر، رشد سریعی داشته است و راهی برای ارتباط بین المللی و دسترسی به دانش محسوب می شود. فناوری اطلاعات، جنبه های مختلف سازمان را تحت تاثیر قرار می دهد، از جمله آثار مهم و موثر این فناوری در سازمان ها نقش انکار ناپذیر آن در یادگیری سازمانی است. میزان این تاثیر در همه جا و همه موارد یکنواخت نیست، چراکه ویژگی ها و زیرساخت های جوامع یکسان نیست و بهره آنان از علم و فناوری، در مواردی، بسیار متفاوت است. شیوه های سنتی برای بهبود فرایند یادگیری در فراگیران جوابگو نیست و یادگیری با روش ها و ابزارها و محیط ها ی جدید ارتباطی همراه شده است.به تعبیر طالبی(۶) ( ۲۰۱۳)، پیشرفت های اخیر در صنعت رایانه ای و اطلاع رسانی فناوری اطلاعات با ورود و ظهور شبکه های اینترانت، اکسترانت محلی، اینترنت جهانی و امکانات چند رسانه ای فناوری های ارتباطی، ابزارها و روش های جدیدی را پیش روی طراحان، برنامه ریزان، مدیران و مجریان، قرار داده است. پیشرفت های فناوری به ویژه فناوری اطلاعات، به سرعت جهان را درنوردیده، خواسته های بشر را تحت تاثیر قرار داده و نیازهای جدیدی را به وجود آورده است. تا جایی که به گفته ترزمی نژاد و ترزمی نژاد (۱۳۹۲)، با رشد فناوری الکترونیک(۷) و شبکه های عظیم رایانه ای، رویکرد فناوری اطلاعات به جای خود اطلاعات مد نظر قرار گرفته است. بنا به گفته طالقانی و طالقانی (۱۳۹۳، ص۵۹) ، فناوری اطلاعات، یکی از مهم ترین و موثرترین توانمندسازها (توانمندسازها عواملی هستند که سازمان را در تبدیل به یک سازمان یادگیرنده یاری می‎کنند)، در سازمان های یادگیرنده است. به طوری که می توان ادعا کرد حتی در صورت وجود سایر توانمندسازها، بدون فناوری اطلاعات، تحقق سازمان یادگیرنده ناقص و یا غیر ممکن خواهد بود. فناوری اطلاعات، به طور مستقیم بر مانع زمان و اشاعه اطلاعات اثر می گذارد، یعنی با کاهش زمان لازم برای انجام فرآیندهای عادی، زمان بیشتری را برای تحول باقی می گذارد و با فراهم کردن بستری برای اشاعه اطلاعات از دوباره کاری ها جلوگیری می کند و یادگیری سازمانی را نیز تقویت می نماید. بنابراین یکی از نکات مهمی که در سازمان مورد توجه است افزایش یادگیری سازمانی بر پایه فناوری اطلاعات است.
مسئله ای که یاکل(۸) (۲۰۰۹، ص۷۵)، به آن اشاره داشته است، این بوده است که یادگیری سازمانی، عامل تعیین کننده ای در عملکرد بلندمدت و بقای سازمان است و زمانی رخ می دهد، که اعضا به صورت آشکار به تغییرات محیط بیرونی و درونی و اصلاح اشتباهات بین بازدهی ها و انتظارات پاسخ دهند. از طرفی می توان گفت: از عوامل مهم در سازمان یادگیرنده، مدل ذهنی در سازمان (ویژگی های اصلی و عمیق که بر فهم از دنیا و نحوه عمل در مقابل آن اثر می گذارد)، است. سازمان ها باید، الگوهای ناصحیح از قبل ساخته شده را تغییر دهد، که این امر می تواند به وسیله ایجاد یک چشم انداز مشترک برای سازمان، توسط رهبر راهبردی سازمان انجام پذیرد. طبق گفته شمس و همکاران (۱۳۹۳، ص۱۱)، یادگیری و کسب دانش مستمر ویژگی کلیدی سازمان های پاسخگو به عنوان عنصری رقابتی، استراتژیک و پویاست. به عقیده نوناکا(۹) (۱۹۹۴، ص۱۸)، آنچه باعث رشد سازمان می گردد، جریان دانش است. چراکه دانش راکد و ایستا، نمی تواند موفقیت سازمان را تضمین کند. بنابر گفته قربانیزاده و خالقی نیا (۱۳۸۸، ص۸۸)، این جریان از تعامل دو نوع دانش آشکار و پنهان به وجود می آید. سازمان ها باید با تبدیل کردن دانش ضمنی به دانش صریح چرخه حیات دانش سازمان را حفظ کنند.
امروزه بسیاری از فعالیت های سازمانی با استفاده از فناوری های اطلاعاتی صورت می گیرد، این امر موجب سرعت انجام فعالیت ها و بالا رفتن دقت و صحت اطمینان در آنها شده است. به زعم موحدی و معتمدی(۱۰) (۲۰۱۱)، ظهور فناوری هایی نظیر محصولات گروه افزارها و اینترنت جهش بالقوه ای در بهبود روشی که افراد با همدیگر در سازمان ها ارتباط برقرار کرده و همکاری می کنند، ایجاد کرده است. می توان گفت: این هم کاری زمانی می تواند بهتر نتیجه دهد که فناوری اطلاعات در سازمان توانمند و با تکنولوژی روز، همگام باشد. در سازمان های فناورانه، از سیستم ها و شبکه های ارتباطی و اطلاعاتی برای بهبود ارتباطات، چرخش و دسترسی سریع اطلاعات، سهولت فراینده و تحلیل بر روی اطلاعات، امنیت اطلاعات و در نهایت ارتباط با دنیای خارج استفاده می کنند و راه حل منطقی برای مدیریت فراهم می آورد تا همراه با کاهش هزینه ها و زمان، سعی شود تا همه امور از یک نقطه مرکزی کنترل و نظارت شود. پیش زمینه بهره گیری از فناوری اطلاعات در هر کشور، توسعه زیرساخت های آن است، عناصر زیرساخت فناوری اطلاعات، نیازمند استفاده از تجهیزات و امکانات فیزیکی گسترده ای نظیر سیستم های سوئیچینگ، روتینگ، شبکه ای گسترده از خطوط تلفن ثابت، سیار و شبکه های رادیوئی، است. جامعه اطلاعاتی، بشر را به عصر جدیدی وارد کرده است که در آن ابعاد مکانی و زمانی کم رنگ و تعاملات انسانی پیش از پیش، تقویت می شود. آینده از آن سازمان هایی خواهد بود، که خود را با واقعیت های جدید و الزامات آن هماهنگ می سازند و سریع تر و بهتر از رقبا یاد می گیرند. یکی از چالش های فراروی سازمان های امروزی چگونگی بهره مندی بهتر از فناوری اطلاعات در افزایش یادگیری سازمانی، است، که باعث افزایش بهره وری، اثربخشی و کارآمدی سازمان خواهدشد. در این زمینه پژوهش هایی انجام یافته است، که هریک بنابه شباهت ها یا تفاوت های موجود با این مطالعه به نتایج مثبت و یا منفی دست یافته است. از پژوهش هایی که به رابطه مستقیم و مثبتی میان فناوری اطلاعات و یادگیری سازمانی دست یافته است، می توان نام برد از: رئال و همکاران(۱۱) (۲۰۰۶)، دموسکی و کرلاوج(۱۲) (۲۰۰۳)، چنگ و مک لارینی(۱۳) (۲۰۰۰)، پژوهش رینگ استاف و کلی(۱۴) (۲۰۰۰)، طالبی و همکاران(۱۵) (۲۰۱۳)، رمضان کیایی(۱۶) (۲۰۰۶)، محمدپور زرندی و طباطبایی مزدآبادی (۱۳۹۲)، جعفری مجد و همکاران (۱۳۹۰)، سلیمانی و همکاران (۱۳۹۰)، شریفی و اسلامیه (۱۳۸۷) و اخوان (۱۳۸۹). آیا این یافته ها با مطالعه حاضر همخوانی دارد؟ و می توان بین مولفه فناوری اطلاعات و یادگیری سازمانی، به یک رابطه مثبت و معنادار دست پیدا کرد؟ و چند درصد از واریانس یادگیری سازمانی و فناور ی اطلاعات، توسط عوامل شناخته شده تبیین شده است. محققان از فناوری اطلاعات، به عنوان یکی دیگر از ابعاد سازمان یادگیرنده (مارکورات، ۱۳۸۵)، و عامل موثر بر یادگیری سازمانی (دموکسی و کرلاوج(۱۷)، ۲۰۰۳)، نام برده اند.
در مطالعه حاضر یکی از دغدغه های فکری نگارنده رابطه ایست که فناوری اطلاعات، می تواند با یادگیری سازمانی در جامعه مورد مطالعه داشته باشد، تا با بررسی مسائل، اطلاعات، فواید، مشکلات، چالش ها، بتوان به تحلیل یافته ها و ارائه راهکار ها پرداخت و از طرفی پژوهش هایی چون رهنورد آهن و همکاران (۱۳۸۹) و باسیوس (۱۳۹۰)، که یافته هایشان مبنی بر این بوده است، که بین فناوری اطلاعات و درجه تحقق سازمان یادگیرنده رابطه معناداری وجود نداشته است، چه وجه تشابه و یا تمایزی با مطالعه حاضر دارد؟
ضرورتی که مارکورات(۱۸) (۲۰۰۲)، به آن توجه کرده است، این بوده است که برای ارتقای سطح یادگیری سازمانی، عاملی بس حیاتی به نام فناوری اطلاعات و ارتباطات، در سازمان ها بسیار اهمیت دارد و اظهار نموده است که: باید به این نکته مهم توجه نمود که فناوری اطلاعات، نقش بسیار مهمی در جهت ارتقای یادگیری سازمانی کارکنان دارد، زیرا تنها منبع قدرت و ماندگاری سازمان ها، یادگیری بهتر و سریع تر نسبت به رقباست. چراکه یادگیری، عامل اصلی، کلیدی و مورد نیاز سازمانی است که می خواهد در دنیای نوین اقتصادی و محیط رقابتی پابرجا باقی بماند و بدون استفاده از آن این مهم به موفقیت منجر نخواهد گردید. سازمانی که درآن سرعت یادگیری از سرعت تغییرات محیطی بیشتر باشد، حیات طولانی­تری خواهد داشت، چرا که در چنین سازمانی اعضای سازمان در هر لحظه به دنبال کشف نیازهای دانش و اطلاعاتی خود و برآورده کردن این نیازها برمی­آیند و به­کارگیری دانش فراگرفته شده در عمل برای تطبیق دادن خود و سازمان با محیط متغیر تلاش می­کنند. دانشی که مستند شده باشد و بیرونی سازی شده باشد، می تواند در سازمان باقی بماند و پشتبانه خوبی برای سازمان باشد، بر خلاف دانش ضمنی که درونی است و به دست فراموشی سپرده خواهد شد. از طرفی بنابر گفته موغلی و همکاران (۱۳۹۰)، نیروی انسانی در هر سازمانی مهم ترین و با ارزش ترین منبع و مخاطب اصلی فناوری اطلاعات محسوب می شود. یک نیروی انسانی که با اتکای به یادگیری سازمانی، زمینه تعالی سازمان و یا جلوگیری از اضمحلال و نابودی دارائی های معنوی را خواهدگرفت.
سنگه(۱۹) (نقل از علوی و همکاران، ۱۳۹۳، ص۷۲)، اهمیت یادگیری سازمانی(۲۰)، در آن است که کلید موفقیت سازمان ها در راستای نیل به عمر طولانی محسوب می شود، زیرا موفق ترین سازمان ها اگر دچار فقر یادگیری شوند ممکن است به حیات خود ادامه دهند، اما هرگز نمی توانند از تمامی قابلیت های خود استفاده کنند. به عقیده سرات (۲۰۰۹)، چرایی استفاده از یادگیری سازمانی، به فرار از رو به زوال رفتن و نابودی، کاهش خطاها و اشتباه های احتمالی، خلق نوآوری و ابتکار و ارتقای توانایی مدیریت تغییرات تعبیر می شود. زها و همکاران(۲۱) (۲۰۱۰)، بیان داشته اند، اکنون سازمان ها در شرایطی هستند، که استفاده از دانش و فناوری اطلاعات نه به عنوان یک گزینه، بلکه به عنوان یک ضرورت تبدیل شده است. از این رو به گفته علوی (۱۳۸۹، ص۶۷)، در آینده نزدیک تنها سازمان هایی می توانند ادعای برتری کنند که قادر باشند از قابلیت ها، تعهد و ظرفیت یادگیری افراد در تمام سطوح سازمانی خود به نحو احسن بهره برداری کنند. مولایی (۱۳۸۸)، بیان کرده است، درجهان کنونی آموزش، یاد دادن و یادگیری در سازمان یکی از مکانیزم های اصلی توسعه منابع انسانی در حوزه سازمان ها و بنگاه های اقتصادی بوده و مورد توجه بسیاری از صاحب نظران و مدیران آموزش قرار گرفته است. ابل(۲۲) (۲۰۰۸)، بیان کرده است، یادگیری سازمانی، دارای یک اهمیت فزاینده است، که باعث افزایش مزیت رقابتی، نوآور بودن و اثربخش بودن خواهدشد و افراد در سازمان در مورد چالش های مربوط به کار و درک حل آنها، یاد خواهندگرفت. لوسی(۲۳) (۲۰۰۵)، یادآوری کرده است که یادگیری سازمانی، برای موفقیت سازمان ها ضرورت دارد و فهم چگونگی یادگیری سازمانی و عمل کردن به آن به عنوان فعالیت های دانشی، یکی از مهم ترین فعالیت های اساسی مدیران در آینده است.
طبق گفته یانگ(۲۴) (۲۰۱۲، ص۱۸۲)، امروزه بشر از تمدن صنعتی عبور کرده است و به مرحله فرا صنعتی یعنی تمدن اطلاعات و برخورداری از دانش وارد شده است. حمیدی و همکاران(۲۵) (۲۰۱۱)، بیان کرده اند که، در عصر حاضر که تغییر از جامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی لقب گرفته است، طبیعی است که اطلاعات، دانش و آگاهی به عنوان اساسی ترین دارائی ها برای انسان و جوامع بشری به حساب آید و توسعه سریع فناوری اطلاعات یکی از پدیده هایی است که این عصر را توصیف می کند. می توان گفت: این توسعه از زیرساخت ها شروع می شود، زیرساخت فناوری اطلاعات در سطح قابل قبول، از نیازهای ابتدایی سازمان است. علیزاده قاجاری و محرابی (۱۳۹۰، ص۲۰۰)، در مورد ضرورت استفاده از فناوری اطلاعات بیان داشته اند، بیش از دو دهه است که اطلاعات در کنار سایر عوامل تولید به عنوان یک منبع با ارزش مطرح شده است، همگام با گسترش فعالیت های بازرگانی، جهانی شدن و تغییرات در محیط سازمان ها، اطلاعات به عنوان عاملی استراتژیک به شمار می رود، تا جایی که امروزه به عنوان ابزار رقابتی قدرتمندی در مواجهه با مشکلات محیطی و چالش و نیز استفاده مناسب از فرصت ها محسوب می شود. بسیاری از سازمان ها به اهمیت فناوری اطلاعات و تاثیر آن بر سرعت و دقت جریان امور، رضایت بیشتر مشتریان، سیستم های پشتیبانی، تصمیم گیری مدیران و به ویژه کارایی سازمان ها پی برده اند. آگاهی از چنین تاثیراتی باعث شده است، بیشتر سازمان ها به سرعت به سمت استفاده از فناوری اطلاعات گرایش پیدا کنند. به عقیده مهرداد و کلینی (۱۳۹۰، ص۱)، فناوری های اطلاعاتی، در تمام کشورهای جهان اولویت اول توسعه دولت ها، دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی است. پس از پیدایش اینترنت و پیشرفت های حاصل در ارتباطات داده ها موضوع فناوری های اطلاعاتی بیش از پیش مورد توجه جوامع قرار گرفته است. اکنون، آموزش های مجازی، تجارت الکترونیکی، مدیریت ارتباطات، محتوای الکترونیکی و به طور کلی، مبحث اینترنت مسیر فعالیت های علمی و تحقیقاتی را در کشورهای مختلف جهان دگرگون ساخته و در معرض تغییر و تحول قرار گرفته است و سازمان ها باید از لحاظ به کارگیری انواع فناوری های اطلاعاتی دارای آمادگی باشند.
به گفته علیزاده (۱۳۸۱، ص۱۸۵)، در مورد فناوری اطلاعات، دو نگرش عمده در استراتژی کشورها وجود دارد، یکی از آن توسعه صنعت فناوری اطلاعات است و دیگری برنامه توسعه کاربری فناوری اطلاعات است. بر اساس گزارش سال ۲۰۰۱ برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP)، استراتژی ملی کشورهای در حال توسعه در زمینه توسعه فناوری اطلاعات، با یکی از دو دیدگاه توسعه صنعت و خدمات فناوری اطلاعات و یا توسعه فناوری اطلاعات به عنوان فعال کننده بخش های دیگر کاربری فعالیت می کنند، وی عنوان داشته است، اگرچه کشور ما تا کنون استراتژی مشخصی نداشته است که می خواهد در چه مسیری وارد شود و سرمایه گذاری نماید، ولی در هر کدام از این ابعاد و رویکرد ها تلاش هایی انجام یافته است.
نوبخت و بختیاری(۲۶) (۲۰۰۸، ص۱۰)، بیان نموده اند، کشور ما از لحاظ کاربرد فناوری اطلاعات، دربین کشورهای جهان رتبه ۱۰۷ را به خود اختصاص داده است. به گفته لاودن ولاودن (۱۳۹۲)، با توجه به اینکه جامعه ایران اسلامی از سند چشم انداز بیست ساله کشور، جامعه ای دانایی محور و دانش بنیان تعریف شده است، ضرورت بسط و توسعه استفاده از فناوری های جدید اطلاعاتی و ارتباطاتی، کاملاً آشکار است. توجه به این امر، ضرورت انجام این تحقیق را بیشتر نمایان می کند. به باور مارکوارت(۲۷) (ترجمه زالی ۱۳۸۵، ص۳۰۳)، امروزه سازمان هایی که فناوری اطلاعاتی یا قابلیت استفاده از آن را ندارند، از نظرکسب، ذخیره و انتقال دانش دچار زیان کاملی هستند، چرا که فناوری در کمیت و کیفیت یادگیری، نقش دارد و به جریان اطلاعات و ذخیره سازی داده ها بیش از روش غیرالکترونیکی سرعت خواهدبخشید.
طبق گفته یزدان پناه و مستاجران (۱۳۸۸)، منافع حاصل از به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات(۲۸) (فاوا)، باعث شده است، در اغلب شهرها تلاش هایی برای پیاده سازی این فناوری صورت گیرد. اما این تلاش های آغازین، در اغلب کشورها (به خصوص در کشورهای توسعه نیافته و کشورهای در حال توسعه)، چالش عمده ای را ایجاد کرده که علی رغم سرمایه گذاری در این فناوری، گسترش و نفوذ کاربردهای متنوع فناوری اطلاعات، به کندی صورت می پذیرد. به گفته وی علت این مشکل، پایین بودن سطح آمادگی الکترونیکی جامعه برای پذیرش و استفاده از فاوا در جوامع و همچنین عدم بررسی کارایی و اثربخشی سرمایه گذاری صورت گرفته در این زمینه است. به گفته لوک(۲۹) (۲۰۱۰)، به کارگیری فناوری اطلاعات، در سازمان های خدماتی، نه تنها بر شیوه عملکرد کارکنان موثر است، بلکه به نحوی ارتباط آنها با مشتریان، هنگامی که تعامل کارمند با مشتری دست خوش مداخلات فناورانه می شود، نیز تاثیر خواهد داشت.
سازمان ها، در معرض تغییرات مداوم قرار دارند. ارتباط و تعامل سازمان ها با عوامل مختلفی چون دولت، بخش خصوصی، حامیان مالی، سازمان های تابعه، شهروندان و دیگر عوامل و سازمان ها و مهم تر از همه عوامل اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی موجب می شود که سازمان ها با خواسته های متفاوت و گوناگونی در ارتباط باشد. از همین رو ضروری است، تا سازمان ها برای حفظ جایگاه خود و موفق بودن در رسالت سازمانی خود یادگیری سازمانی خود را همگام با فناوری اطلاعات، ارتقا بخشند. سازمان ها باید به طور جدی به مسئله یادگیری سازمانی، از طریق استفاده از فناوری اطلاعات، برای بالا بردن آگاهی مدیران و کارکنان مربوطه نسبت به تغییر و تحولات در عرصه های گوناگون توجه کنند. اگرچه مهم ترین ویژگی دوره کنونی، تمایل مدیران و سیاست گذاران به کنترل و هدایت لحظه به لحظه و صحیح فرایندهای سیستم خود و تولید نرم افزارها و سخت افزارهای مناسب این کار است، اما نکته قابل توجه برای بهره مندی به نحو احسنت از فواید یادگیری سازمانی و فناوری اطلاعات، شناسایی دقیق آن است. چراکه به گفته ابراهیم آبادی (۱۳۹۰، ص۹۷)، فرآیندهای آموزش و یادگیری، با ظهور جامعه اطلاعاتی و جامعه مبتنی بر دانش با چالش هایی، از جمله، تناسب با فناوری های اطلاعات و ارتباطات، مواجه شده است.
تا آنجا که نگارنده مطالعه کرده است، مطالعاتی که به طور مستقیم به رابطه بین فناوری اطلاعات و یادگیری سازمانی بپردازد، بسیار کم بوده است. به همین خاطر، جای این کتاب لازم و مفید به نظر می رسد، تا نتایج آن به جامعه علمی معرفی شود. همچنین نتایج بدست آمده این مطالعه، می تواند در به وجود آمدن محیطی پویا برای یادگیری در سازمان موثر واقع شود. امید است که، استفاده از نتایج آن توسط اشخاص و سازمان ها نظیر (مدیران، متخصصان، کارکنان، حامیان و دیگر سازمان های دولتی و غیر دولتی)، مستمر ثمر واقع شود. با توجه به مطالب مطرح شده، مطالعه و پرداختن به یادگیری سازمانی و فناوری اطلاعات، در سازمان بسیار ضروری است.
***

نتیجه گیری

سازمان ها درصورتی می توانند، ضرورت ها و تغییرات محیطی را به موقع پیش بینی نمایند و بقای خود را در محیط دائماً متغیر ادامه دهند، تعادل را برقرار کرده و اوضاع را سامان بخشند و ارزشی از خود بر جای گذارند و مزیت رقابتی را از آن خود کنند که بر یادگیری سازمانی تمرکز و تاکید کنند. بدین منظور سازمان ها بایستی دائماً با تغییرات محیطی همگام بوده و همگامی با تغییرات در گرو یادگیری سازمانی است. اما پرسش اینجاست که کدامین ابزار، وسیله یا رویکردی قادر است چنین بستری را فراهم کند؟ با کمی تامل درمی یابیم که یکی مهم ترین این ابزارها، بی شک فناوری اطلاعات و در راس آن اینترنت می تواند زمینه ساز چنین فضایی باشد. اینترنت پدیده ای فرهنگی است که در دو دهه اخیر، رشد سریعی داشته است و راهی برای ارتباط بین المللی و دسترسی به دانش محسوب می شود. فناوری اطلاعات، جنبه های مختلف سازمان را تحت تاثیر قرار می دهد، از جمله آثار مهم و موثر این فناوری در سازمان ها نقش انکار ناپذیر آن در یادگیری سازمانی است. برای ارتقای سطح یادگیری سازمانی، عاملی بس حیاتی به نام فناوری اطلاعات، در سازمان ها ضرورت دارد.
فناوری اطلاعات، یکی از مهم ترین و موثرترین توانمندسازها، در سازمان های یادگیرنده است. به طوری که می توان ادعا کرد حتی در صورت وجود سایر توانمندسازها، بدون فناوری اطلاعات، تحقق سازمان یادگیرنده ناقص و یا غیر ممکن خواهد بود. یکی از چالش های فراروی سازمان های امروزی چگونگی بهره مندی بهتر از فناوری اطلاعات در افزایش یادگیری سازمانی، است، که باعث افزایش بهره وری، اثربخشی و کارآمدی سازمان خواهدشد. فناوری اطلاعات، به طور مستقیم بر مانع زمان و اشاعه اطلاعات اثر می گذارد، یعنی با کاهش زمان لازم برای انجام فرآیندهای عادی، زمان بیشتری را برای تحول باقی می گذارد و با فراهم کردن بستری برای اشاعه اطلاعات از دوباره کاری ها جلوگیری می کند و یادگیری سازمانی را نیز تقویت می نماید. اکنون سازمان ها در شرایطی هستند، که استفاده از دانش و فناوری اطلاعات نه به عنوان یک گزینه، بلکه به عنوان یک ضرورت تبدیل شده است.
کشور ما از لحاظ کاربرد فناوری اطلاعات، دربین کشورهای جهان رتبه و جایگاه خوبی ندارد، از طرفی جامعه ایران اسلامی از سند چشم انداز بیست ساله کشور، جامعه ای دانایی محور و دانش بنیان تعریف شده است، ضرورت بسط و توسعه استفاده از فناوری های جدید اطلاعاتی و ارتباطاتی، کاملاً آشکار است. امروزه سازمان هایی که فناوری اطلاعاتی یا قابلیت استفاده از آن را ندارند، از نظرکسب، ذخیره و انتقال دانش دچار زیان کاملی هستند، چرا که فناوری در کمیت و کیفیت یادگیری، نقش دارد و به جریان اطلاعات و ذخیره سازی داده ها بیش از روش غیرالکترونیکی سرعت خواهدبخشید. بنابراین یکی از نکات مهمی که در سازمان مورد توجه است افزایش یادگیری سازمانی بر پایه فناوری اطلاعات است. از همین رو ضروری است، تا سازمان ها برای حفظ جایگاه خود و موفق بودن در رسالت سازمانی خود یادگیری سازمانی خود را همگام با فناوری اطلاعات، ارتقا بخشند و سازمان ها باید به طور جدی به مسئله یادگیری سازمانی، از طریق استفاده از فناوری اطلاعات، برای بالا بردن آگاهی مدیران و کارکنان مربوطه نسبت به تغییر و تحولات در عرصه های گوناگون توجه کنند.
***

پیش گفتار

حیات سازمان ها در عصر حاضر، در محیط های متلاطم امروزی در گرو پارادایم هایی متفاوت از گذشته قرار گرفته است، که دارا بودن امتیازات رقابتی خاصی را طلب می کند، یکی از بزرگترین امتیازهای رقابتی، بی شک یادگیری سازمانی است. نقش انکارناپذیر یادگیری سازمانی، در سازمان ها بر همگان اثبات شده است و از دیرباز از عوامل اصلی ثبات و موفقیت سازمان ها بوده است، یادگیری سازمانی از دیرباز مورد توجه اندیشمندان بزرگی بوده است و ضرورت شناخت دقیق ماهیت یادگیری سازمانی، به عنوان مولفه ای حیاتی در اجتماع بشر و شاهرگ اصلی بقای سیستم های گوناگون، بر کسی پوشیده نیست. افراد با تلفیق روش های سنتی و روش های نوین یادگیری، در سازمان های یادگیرنده به عنوان یک کل واحد، تلاش می کنند پویایی خود را در چشم اندازی مشترک از دست ندهند، چراکه در غیر این صورت بقای سازمان از جوانب مختلف مورد تهدید قرار خواهد گرفت. در دهه های گذشته در پی پیشرفت های تکنولوژیک، فناوری اطلاعات توانسته است به صورت چشمگیری در تحقق یادگیری سازمانی تاثیر گذار باشد. فناوری اطلاعات به عنوان جزء جدانشدنی از یادگیری سازمانی، همچنین ابزاری قدرتمند در مدیریت جهانی در دنیای کنونی تنیده شده است و دهکده جهانی نیز با مفهوم یادگیری سازمانی، توام گشته است. با توجه به تعاریفی که از فناوری اطلاعات و فناوری اطلاعات و ارتباطات موجود است، به نظر می رسد برخی پژوهشگران تفاوت خاصی میان فناوری اطلاعات و فناوری اطلاعات و ارتباطات قائل نیستند و به مرز ظریف موجود بین فناوری اطلاعات با فناوری اطلاعات و ارتباطات توجه نکرده اند و از آنجا که این مطالعه بر پایه مطالعات پیشین است، با مسامحه ممکن است به دلیل رعایت امانت در نقل قول از منابع دیگر، این مفاهیم مترادف یکدیگر عنوان شده باشد. از طرفی این نکته مهم باید درنظر گرفته شود که شالوده اصلی این مطالعه به نوع خاصی از یادگیری سازمانی و فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی محدود نشده است و سعی شده است به چیزی گسترده تر و فراتر از معنای لغوی یادگیری سازمانی و فناوری اطلاعات توجه شود.
این کتاب برگرفته از پایان نامه کارشناسی ارشد نویسنده است و نشان دهنده نگاهی متفاوت به یادگیری سازمانی و فناوری اطلاعات و بسط چهارچوب های اصلی موضوع، است. لذا با توجه به موارد مذکور و نیز کمبود شواهد معتبر در زمینه های تعریف یادگیری سازمانی و فناوری اطلاعات و نارسایی های موجود در تعیین دقیق و کامل ابعاد، جنبه ها و عوامل آن، سبب شد، تا مطالعه حاضر بر پایه هدف اصلی (ارتباط یادگیری سازمانی و فناوری اطلاعات)، طراحی و اجرا شود. از طرفی همان طور که خاکی (۱۳۸۴، ص۱۶۶)، عنوان داشته است، هر مطالعه ضمن اینکه، مبتنی بر مطالعات قبلی است، خود نیز مقدمه ای است برای مطالعات بعدی. در هر مطالعه ای لازم است تفکر و تعمقی که قبلا درباره پژوهش انجام شده است را بررسی کرد و طرح مطالعه تازه را به گونه ای انتخاب کرد که با مطالعات پیشین ارتباط داشته باشد. بررسی مطالعات در یک زمینه خاص می تواند از لحاظ تشخیص مدل مناسب برای تحلیل داده ها، کمک به تفسیر یافته های پیشین، انتخاب بین توضیحات متفاوت، همچنین نشان دادن کاربردهای مفید، رهنمودهای با ارزشی در اختیار افراد قرار دهد. بنابراین در این کتاب علاوه بر مطالعه حاضر، به صورت مختصر به ذکر چند مورد از مطالعات و پژوهش های مرتبط نیز پرداخته شده است. در مجموع، آنچه پیش روی است دربردارنده موارد زیر است:
*در فصل یکم این کتاب، به بیان کلیات در مورد موضوع اصلی مورد مطالعه پرداخته شده است و سعی شده است در این قسمت به مسئله اصلی و اهمیت یادگیری سازمانی و فناوری اطلاعات در شمایی کلی بر پایه اطلاعات اولیه به دست آمده از دیگر پژوهش ها و مطالعات گوناگون توجه شود.
* در فصل دوم، تعاریفی چون: یادگیری، یادگیری الکترنیک، آموزش و آموزش الکترونیک، پیش زمینه ای برای درک بهتر موضوع درنظر گرفته شده است.
* بخش سوم، به مفهوم یادگیری سازمانی پرداخته شده است، و در راستای شناسایی آن از زوایای مختلف تلاش گردیده است.
* در فصل چهارم، تعاریفی چون: فناوری و اطلاعات، پیش زمینه ای برای درک بهتر موضوع درنظر گرفته شده است.
* بخش پنجم، به مفهوم فناوری اطلاعات پرداخته شده است، و در راستای شناسایی آن از زوایای مختلف تلاش گردیده است.
* فصل ششم، رابطه ای که می تواند بین این دو مولفه ایجاد شود، مورد توجه قرار گرفته است.
* در فصل هفتم کتاب نیز بر پایه اطلاعات اولیه به دست آمده از دیگر پژوهش ها و مطالعات گوناگون و اطلاعات به دست آمده از پژوهشی که این کتاب از آن برداشت شده است، یک نتیجه گیری کلی به همراه ذکر چند پیشنهاد از مبحث یادگیری سازمانی و فناوری اطلاعات آورده شده است.

زهره فرامرزی

نظرات کاربران درباره کتاب یادگیری‌ سازمانی در عصر فناوری‌ اطلاعات