فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب از جنس رؤیا

کتاب از جنس رؤیا
نگاهی به آثار ناصر یوسفی

نسخه الکترونیک کتاب از جنس رؤیا به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب از جنس رؤیا

یوسفی رؤیاهایش را با دیگران در میان می‌گذارد و به آدم‌هایی که رؤیا ندارند، رؤیا می‌دهد. حتی وقتی با یک زندگی تهی به سراغ‌اش می‌روی، راه را برایت باز می‌کند و در افکار خود شریک‌ات می‌کند و آزادت می‌گذارد تا هر قدر که دل‌ات می‌خواهد، همراه‌اش بروی. یوسفی انسان خلاقی است و هر روز یک فکر جدید دارد و می‌خواهد کار تازه‌ای بکند. او برای جامعه‌ی فاقد خلاقیت ما، پاسخ‌گوست. زیرا ما اغلب اغتشاشات ذهنی خود را با خلاقیت اشتباه می‌گیریم. اما یوسفی تفکر منسجم دارد و هرچند ایده‌های عجیب و غریب به ذهن‌اش می‌رسد و اغتشاشات ذهنی خود را نیز دارد، ولی آن‌ها را با خلاقیت اشتباه نمی‌گیرد. یوسفی هم رؤیا دارد و هم راه رسیدن به آن‌ها را پیدا می‌کند. او به نوعی خالق رؤیاهاست.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.86 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۸۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب از جنس رؤیا

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

ناصر یوسفی یکی از نویسندگان مستقل ادبیات کودکان ایران است. او از نوجوانی در محافل ادبی حضور داشته و مجموعه کتاب هایی که از او چاپ شده از مرز ۲ میلیون نسخه گذشته است. این آمار فروش برای نویسنده ای که هم کوشیده است استقلال خود را حفظ کند و هم در دام بازار نیفتد بسیار چشم گیر است. یوسفی از معدود نویسندگانی است که برای خردسالان قصه می نویسد و برخلاف گروهی از نویسندگان، تاکنون به معیارهای بازارپسند ناشران تن نداده و غم نان باعث نشده است که حرمت کودکان را بشکند.
اولین قصه های یوسفی در سال ۱۳۶۵ در مجله ی شاپرک چاپ شد. بسیاری از خوانندگان مجله ی کیهان بچه ها (شاپرک) و رشد کودک، در همان سال ها با قصه های او آشنا شده و انس گرفتند. این آثار را بعدها و در دوره های مختلف، ناشران متعددی نیز در اختیار کودکان قرار دادند. نشر مرکز، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، قدیانی، افق، پیدایش، قطره، کارگاه کودک و... از ناشرانی بوده اند که قصه های او را منتشر کردند. بسیاری از قصه های او از چاپ پانزدهم نیز گذشته است. ماه پیشانی، قصه های یاسمن، تا بهار، پیشی جیلینگ جیلینگ و... در دوره های مختلف، جز قصه های محبوب کودکان بوده اند.
علاوه بر این، قصه های او در بسیاری از نشریه های کودکان در کشورهای سوئد، نروژ، دانمارک، امریکا و کانادا نیز به چاپ رسیده است.
یوسفی در مجموعه کارهای خود نشان داده است که برای کار با کودکان، معیار و بینش خاصی دارد و با فلسفه ی خاص خود، به زندگی و کودکان نگاه می کند. او در همه ی آثار خود این نگرش را حفظ کرده و تداوم بخشیده است. در بیش تر قصه های او:
ـ کودک مهم و ارزشمند است؛
ـ مستقل است؛
ـ کودک دنیایش متکثر و متنوع است؛
ـ کودک عاری از خشونت است؛
ـ و در نهایت به زندگی امیدوار است.
کودکان بسیاری با قصه های او بزرگ شده، و رویاپردازی کرده و به دنیایی زیباتر دل بسته اند. فضای عمومی قصه های یوسفی بسیار گرم و لطیف است، آگاهانه از خشونت دوری می کند و سعی دارد در قصه هایش تصویر مثبتی از روز و روزگار به کودکان نشان دهد، گویی تصمیم گرفته است کودکان را در برابر ناامیدی و تهدید بزرگ ترها حفظ کند و پناهی برای آن ها باشد. استقبال کودکان از قصه های او نشان می دهد که کودکان جامعه ی ما به محیطی امن نیاز دارند. او در سال های گذشته که اتفاق های تهدیدکننده ی بسیاری برای کودکان رخ داده، کوشیده است، به آن ها نشان دهد در میان این ناامنی ها می توان به دنیا و فردایی بهتر اعتماد کرد. قصه های یوسفی سرشار از حس اعتماد به زندگی، انسان ها و امروز و فرداست. اما بسیاری از منتقدان، فضای سرشار از اعتماد و امنیت قصه های او را درک نمی کنند و بارها درباره ی دیدگاه او قضاوت کرده اند.
اما به راستی این همه اعتماد و دوستی در قصه های یوسفی از کجا می آید؟ وقتی نگاهی مشکوک، تلخ و ناامید، جامعه ی جهانی را به خود مشغول کرده است و این تلخی و ناامنی در آثار بسیاری از نویسندگان ایرانی و خارجی به چشم می خورد، یوسفی با چه پیشینه و احساسی سعی در تلطیف کردن این دنیا دارد؟ و چرا اصرار دارد دنیا را برای کودکان نرم و لطیف نشان بدهد؟ به راستی قصد او چیست؟ آیا در پسِ این قصه ها، فلسفه و نگاه خاصی نهفته است؟
وقتی به مجموعه آثار یوسفی نگاه می کنیم و بر آن ها متمرکز می شویم، دیگر نمی توانیم به سادگی از آن ها بگذریم یا پیام های او را حاصل یک اتفاق بدانیم. باید گفت شیوه ی کار و نگاه یک دست او را در آثار کمتر نویسنده ای می توان یافت.
یوسفی در بازنویسی افسانه های ایرانی نیز نگرش صلح طلبانه ی خود را وارد کرده یا روایت هایی را نقل می کند که به دیدگاه های او نزدیک باشد. او برای پیدا کردن روایت های صلح طلبانه ـ حتی از افسانه ی خشنی چون «دختر نارنج و ترنج» ـ به روستاهای مختلف سر می زند و صدها روایت را مطالعه می کند؛ گویی می کوشد رگه های صلح، تفاهم و روابط سالم را در خرد جمعی این سرزمین بیابد و آن ها را گسترش دهد. وقتی از کودکان روستایی می نویسد (قصه های یاسمن) یا کودکان را در قصه های واقعی تری (عمه معصومه) نشان می دهد ـ با این که کودکان او از طبقه ی متوسط جامعه هستند ـ باز هم دنیای آثارش نرم و آرام است. با این که هیچ یک از داستان های او در دنیای مجلل و مرفه یا طبقاتی نمی گذرد، می توان دید که حال و هوای همه ی کارهای او بسیار فاخر است. شخصیت های داستان های او محترم و با عزت نفس بالا هستند و با مناعت طبع رفتار می کنند.
اما آیا یوسفی فقط می خواهد چهره ی مثبتی از زندگی به کودکان نشان بدهد؟ آیا از این همه اعتمادی که درباره ی انسان ها و دنیا به کودکان می دهد، آگاه است؟ آیا نگران نیست که کودکان روزی متوجه شوند زندگی آن قدرها هم آرام و امن نیست؟ در این نوشتار می خواهیم بدانیم او درباره ی این پرسش ها چه فکری می کند و چه پاسخ هایی دارد.
نوع نگاه او به زندگی در کارهایش یک سوی ماجراست؛ اما این که این نگاه چه قدر مصنوعی یا وارداتی است و چه قدر از وجود نویسنده تراوش می کند، قابل بررسی است. از دید برخی منتقدان، آثار یوسفی ریشه در تفکر معاصر دنیای غرب دارد. از دید گروهی نیز این همه نرم و گرم بودن قصه ها، فضای عمومی آن ها را کمی غیر ایرانی می کند. گروهی دیگر نیز معتقدند این ذهنیت کاملاً منطبق بر اندیشه های ایرانی، از نوع دیدگاه های مانویان و حتی بر اساس اندیشه های سهروردی و عین القضاه همدانی است؛ اما مهم این است که بدانیم آیا نویسنده به این پیشینه ها فکر می کند یا این فضا در قصه هایش زاییده ی نگاه خود اوست؟
بنا بر آن چه گفته شد گفت وگو با کارشناسان مختلف ضرورت یافت تا بتوان این پرسش ها را با آن ها در میان گذاشت. در این کتاب با تعدادی از کارشناسان و متخصصان صاحب نام در حوزه ی ادبیات کودکان، گفت وگو کرده ایم. کسانی که سال ها با یوسفی کار کرده اند، او را از نزدیک می شناسند یا کارهای او را در تمام این سال ها دنبال کرده اند. این متخصصان، ضمن بررسی قصه های او، حتی به ارزیابی دیدگاه ها و اندیشه های یوسفی پرداخته اند و می کوشند نگاه همه جانبه ای به او و کارهایش داشته باشند.
از دید بسیاری که او را می شناسند، یوسفی همان گونه کار می کند که می اندیشد و همان گونه می نویسد که زندگی می کند.
به هر حال، چه این همه خوش بینی در قصه های یوسفی را بپذیریم چه نپذیریم و چه به نگاه سرشار از اعتماد او به دنیا معتقد باشیم چه نباشیم، مهم ارتباطی است که کودکان این سرزمین با کارهای او برقرار می کنند. استقبالی که از قصه های او می شود، نشان دهنده ی این ارتباط است. شاید این استقبال نشان می دهد که کودکان نیاز دارند حس اعتماد به دنیا را از بزرگ ترها، قصه ها و افسانه های خود بگیرند و شاید به همین دلیل است که قصه های یوسفی بخشی از خاطرات کودکان این سرزمین شده است.
***

اما فکر بررسی کارهای ناصر یوسفی از کجا آمد؟

برای یک دانشجوی روان شناسی، با توجه به تحقیق ها و گزارش های گوناگون و پایان نامه ای که باید ارائه دهد، پرداختن به موضوع هایی با زیرساخت های مفاهیم روان شناسی همیشه مهم بوده است. بنابراین یا می توان به تحقیق های کلیشه ای تن داد و خوشحال بود که برگه هایی پر شده و در اختیار دانشگاه قرار می گیرد یا باید عمیقاً کار و تحقیق کرد و به مواردی پرداخت که با جسم و جان هماهنگ و هم نوا باشد.
کودک، روان شناسی، ادبیات، شعر و شاعری، عواطف، ارزش های زندگی، صلح و از همه مهم تر انسان ها، همواره برای ام مهم و ارزشمند بوده اند و این طور نبوده است که هریک یک شبه سر برسند و به سرعت نیز از ذهن ام خارج شوند. آغاز یک کار تحقیقاتی که همه ی این ارکان را در من زنده کند و به من این فرصت را بدهد که بتوانم با تمام آن ها زندگی کنم، برای ام مهم و ارزشمند بود. به سخن دیگر، تحقیقی مورد نظرم بود که با آن بتوانم خودم را ببینم، بشناسم و در عین حال بتوانم حوزه های ادراک ام را توسعه دهم. بنابراین، از هر کار کلیشه ای فرار کردم و به کاری روی آوردم که بتوانم در آن مولفه های زندگی را ببینم و پیش بروم.
تمامی این مقدمه ها و شاخص ها مرا به آثار یوسفی رساند، با این آگاهی که حضور او در زندگی کودکان، همکاران، دوستان و در زندگی من بسیار پررنگ بوده و هست. این حضور همه جانبه در زندگی اطرافیانش، خودش و کارهایش نیز دیده می شود. درهم تنیده بودن ادبیات، روان شناسی، کودکان و.... در کارهای یوسفی مرا به صرافت انداخت تا درباره ی این حضور بیش تر تعمق کنم، ببینم، بشنوم، و حرف بزنم و گوش بدهم و با دیگران درباره ی آثارش گفت وگو کنم.
طبیعی است با این هدف، کارهای او را دقیق تر خواندم، و با افراد بسیاری گفت وگو کردم، نقدها و مقاله ها ی فراوانی خواندم و با همکاران بسیاری ارتباط یافتم تا از زوایای مختلف، این جریان را بررسی کنم.
در نهایت، تصمیم گرفتم تجربه هایم را با گروهی که به هر دلیلی با کارهای یوسفی آشنا نیستند و نیز آن هایی که او را می شناسند و کسانی که در کودکی خواننده ی قصه هایش بوده اند، سهیم شوم تا شاید بتوانیم بهتر داستان های او را بفهمیم یا بر عکس، از طریق داستان هایش بیش تر با او آشنا شویم.

مصاحبه با کارشناسان

طبیعی است برای شکل دادن به این کارِ تحقیقاتی لازم بود از افراد متخصصی که در حوزه ی ادبیات کودکان، دانش، بینش و تجربه دارند، یاری بگیرم. در جامعه ی ادبیات کودک، کارشناسان بسیاری در بخش های مختلف فعالیت می کنند که هریک جایگاه ویژه ای دارند. اما طبیعی است، در مورد نویسنده ای چون یوسفی لازم بود به سراغ قله های این متخصصان بروم. بنابراین، لازم دیدم از کسانی یاری بگیرم که سال هاست در کار خود جدیت دارند، افرادی که با بینش خاص خود به بهبود روند ادبیات کودکان این سرزمین یاری رساند و در عین حال به ارتقای سلیقه ی جامعه کمک کرده اند. در ضمن نیاز داشتم، از کسانی کمک بگیرم که هم در حوزه ی شناخت انسان صاحب بینش و آگاهی اند و هم در زمینه ی ادبیات کودک کار کرده اند. بدین ترتیب، دست یابی به این قله ها کمی سخت تر شد، زیرا یافتن چنین گزینه هایی سهل و ساده نبود. هر شاخصی که برای خود تعیین می کردم انتخاب متخصصان را برای ام دشوارتر می کرد. اما برای گفت وگو درباره ی کارهای یوسفی، گویی بهترین ها جمع بودند و ناب ترین کارشناس ها دعوت و درخواست مرا برای گفت وگو پذیرفتند. از بین این افراد، باز هم کوشیدم ویژه ترین آن ها را با گرایش های مختلف انتخاب کنم که به معرفی کوتاهی از آن ها می پردازم:

۱. استاد توران میرهادی

استاد مسلّم، توانا و صاحب نظر در حوزه ی ادبیات کودک. او، علاوه بر این که یکی از متخصصان ارشد ادبیات کودک است، از نظریه پردازان تعلیم و تربیت در ایران نیز محسوب می شود.

۲. خانم گیتا گرکانی

از مترجمان معروف ایران که بیش از سی عنوان کتاب در حوزه های مختلف، به ویژه ادبیات بزرگ سالان و نوجوانان، از او منتشر شده است.

۳. خانم شکوه قاسم نیا

شاعر و نویسنده ی ادبیات کودک و از شخصیت های برجسته در رشته ی ادبیات کودک که تاکنون بیش از هزار شعر، ترانه و قصه از او منتشر شده است

۴. خانم نوش آفرین انصاری

پژوهش گر، نویسنده و استاد کتاب داری و متخصص ارشد اطلاع رسانی و دبیر شورای کتاب کودک، با کوله باری از تجربه های ملی و بین المللی در زمینه ی ادبیات کودک.

۵. خانم زهرا فرمانی

متخصص ارشد آموزش کودکان خردسال و شخصیتی فعال و شناخته شده در ترویج و توسعه ی آموزش پیش از دبستان در ایران.

۶. خانم ثریا قزل ایاغ

نویسنده، مترجم، پژوهش گر و استاد دانشگاه در رشته ی ادبیات کودکان. قزل ایاغ از معدود محققان صاحب نظر در زمینه ی ادبیات کودک در ایران است و یک دوره عضو هیئت داوران جایزه ی هانس کریستین اندرسن، در دفتر بین المللی کتاب برای نسل جوان بوده است.

ذکر این نکته ضروری است که این افراد سال هاست یوسفی را می شناسند و کارهای او را دنبال می کنند.
بخشی از این مجموعه به مصاحبه با این بزرگان اختصاص دارد که هریک بسیار خواندنی و با ارزش است.
در بخش دیگر، پس از خاتمه ی گفت وگوها، خلاصه ای از نشست هایی که با خود یوسفی داشته ام و پرسش هایی که با او در میان گذاشته ام، آمده است.
آن چه تجربه کردم
این مجموعه برای من فقط یک فعالیت تحقیقاتی نبود، بلکه دستاوردهایی نیز به همراه داشت که در نوع خود بی نظیر بود.
در حین کار، پس از مدتی متوجه شدم، بر خلاف همه ی کارهای تحقیقاتی یا احتمالاً دانشگاهی، اصراری برای تمام شدن آن ندارم. گویی از نتیجه رها شده ام و بیش از هر چیز به فرایند کار و دستاوردهایی که از این مسیر به دست می آوردم، علاقه مند شده بودم. متوجه شدم عجله ای در کارم نیست و با صبوری به حرف همه ی این عزیزان گوش می دهم. حین مصاحبه ها راه های زیادی برای ام باز شد، نکته های مختلفی کشف کردم و با حقایق جدیدی آشنا شدم. گوش کردن مداوم مصاحبه ها، مطالعه ی چندباره ی کتاب ها و هم چنین مطالعات جانبی برای ام دوره ی بی نظیری بود که بیرون آمدن از آن ها آسان نبود. پس از مدتی متوجه شدم، ویژگی کارهای یوسفی، به شکلی جدی، وابسته نبودن به نتیجه را ترویج و بیش از هر چیز، بودن در لحظه و فرایند کار را توسعه می دهد. نه تنها یوسفی، بلکه بسیاری از مصاحبه شونده ها نیز این فضا را برای ام دامن زدند.
آشنایی نزدیک تر با افرادی چون خانم میرهادی، انصاری، قزل ایاغ و... برای ام فراتر از همه ی دوره های دانشگاهی بود؛ شیوه ی تعیین زمان ملاقات برای گفت وگو، نوع پاسخ دادن به پرسش های من و حتی کوچک ترین رفتارآن ها برای ام درس های بزرگی بود.
عمق حرف های خانم میرهادی، نگاه دقیق و تخصصی خانم قزل ایاغ، توجه همه جانبه ی خانم انصاری، صداقت خانم گرکانی و.... بارها و بارها مرا شگفت زده کرد.
در عین حال آموختم، اگر نویسنده ای به راستی بخواهد بنویسد و کار خلاقانه ای انجام بدهد، فقط نوشتن یک سری کلمات یا خلق ماجراها کافی نیست، عوامل بسیاری دست به دست هم می دهند و روی هم اثر می گذارند تا یک اثر بتواند نتیجه ی دل خواه را حاصل کند. به عبارت دیگر، تجربه های عمیق نویسنده از زندگی، نوع نگاه اش به زندگی، تفکر و رویاها و آرزوهایش و حتی حضورش موجب می شود که داستانی جان بگیرد!
در این مسیر آگاه شدم که نمی توان با یک بار خواندنِ کتاب های یوسفی درباره ی خوب یا بد بودن آن ها، داوری کرد. باید بارها و بارها آن ها را خواند و با نوع نگاه اش آشنا شد و از جوانب مختلف کارهای او را بررسی کرد. این کاری است که باید درباره ی آثار هر نویسنده ای انجام داد.
و نکته ی آخر اهمیت ارتباطی است که این نویسنده با گروه بزرگی از همکاران و دست اندرکاران ادبیات کودکان دارد که این برای ام بسیار آموزنده بود. در حین کار متوجه شدم یوسفی خیلی در محافل یا نشست های ادبی و هنری و... شرکت نمی کند. کارش رفتن از این جلسه به آن جلسه نیست. به سادگی در میهمانی ها و برنامه های مرتبط با کارش حاضر نمی شود. در نگاه اول ارتباط بسیار محدودی با مراکز و سازمان های ادبی دارد و در برنامه های عمومی بسیار کم دیده می شود. با روزنامه ها و نشریه ها مصاحبه نمی کند. در برنامه های تلویزیونی حاضر نمی شود. پاسخ هیچ یک از نقدهای خوب و بد را نمی دهد. اخبار فعالیت هایش را منتشر نمی کند. حتی دعوت مراکز مختلف را برای برگزاری برنامه هایی چون دیدار با نویسنده، نشستی با نویسنده و... قبول نمی کند. و البته این روزها وبلاگ، سایت و فیسبوک هم ندارد.
این ارتباط محدود از دید گروه های مختلف هیچ خوشایند نیست. دوست داران اش معتقدند این کار موجب محروم بودن خوانندگان از ایده ها و نظرات اش می شود، زیرا لازم است یک نویسنده این فرصت را به خوانندگان اش بدهد تا بیش تر با دیدگاه های او آشنا شوند؛ این حق خوانندگان است تا با نویسنده ای که کتاب اش را می خوانند، ارتباط بگیرند. تندروترین منتقدان یوسفی نیز او را به برج عاج نشینی محکوم می کنند. از او یک قطعه عکس هم نمی توان در اینترنت پیدا کرد.
با همه ی این ها متوجه شدم، کسانی که با یوسفی ارتباط دارند، چه قدر این ارتباط را عمیق و پایدار می دانند و در عین حال، چه قدر طیف همکاران و دوستان او وسیع و گسترده است. به عبارت دیگر، یوسفی با این که با همه ی جریان ها برخوردی بسیار محترمانه دارد، خود را آگاهانه از همه ی ماجراها، حرف و حدیث ها و... دور نگه داشته است تا بتواند مستقل بودن خود را حفظ کند.
شاید به همین دلیل بود که وقتی می خواستم برای مصاحبه با متخصصان هماهنگ کنم، با این که همه ی آن ها افراد بسیار پرکاری هستند، با شنیدن نام یوسفی، این وقت را در اختیارم می گذاشتند.
به هر حال، برای ام جای خوش وقتی ی بزرگی است که در یک دوره ی طولانی این فرصت را پیدا کردم تا از نزدیک با کار، زندگی، ایده و بینش کسی آشنا شوم که به شیوه ای همه جانبه می کوشد بین زندگی، کار و آثارش یگانگی به وجود بیاورد.

مونا جدیدی

نظرات کاربران درباره کتاب از جنس رؤیا