فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب عباس کیارستمی

کتاب عباس کیارستمی

نسخه الکترونیک کتاب عباس کیارستمی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب عباس کیارستمی

کیارستمی‌ تحصیلات‌ ابتدایی‌ را در فاصلۀ‌ سال‌های‌ ۱۳۲۶ تا ۱۳۳۲ در دبستان‌ بهرام‌ شمیران‌، و تحصیلات‌ متوسطه‌ را در سال‌های‌ ۱۳۳۲ تا ۱۳۳۹ در دبیرستان‌ جم‌ قلهک‌ گذراند. یک ‌دو سال‌ پس‌ از کودتای‌ بیست و هشت مرداد، در کلاس‌ ششم‌ و هفتم‌ دبیرستان‌ با علی‌ گلستانه‌ و آیدین‌ آغداشلو هم‌دوره‌ بود و به‌ نقاشی‌ علاقه‌مند شد. در سال‌ ۱۳۳۹ در کنکور رشتۀ‌ نقاشی‌ دانشکدۀ‌ هنرهای‌ زیبای‌ دانشگاه ‌تهران‌ شرکت‌ کرد و پذیرفته‌ شد. چند سال‌ بعدتر هم‌دوره‌هایش‌، که‌ پاره‌ای‌ از آن‌ها هم‌درس‌های‌ سابقش‌ بودند، فارغ‌التحصیل‌ شدند و او که‌ سر در کارهای‌ دیگری‌ داشت‌، کماکان‌، سر در لاک‌ خود به‌ دانشکده‌ آمدوشد می‌کرد. تحصیلاتش‌ سیزده‌ سال‌ به‌ درازا کشید و در سال‌ ۱۳۵۲ به «افتخار» دریافت‌ درجۀ‌ لیسانس‌ نایل‌ شد. «این‌ همه‌ طول‌ کشید چون‌ بیرون‌ کار می‌کردم‌، توی‌ کار تبلیغاتی‌ بودم‌ و توی‌ پلیس‌ راه‌.» از همان‌ سال‌ اول‌ تحصیل‌ در دانشگاه‌ به‌عنوان‌ کارمند پلیس‌ راه‌ و مأمور ادارۀ‌ ترافیک‌ استخدام‌ شد. شب‌ها به‌ کار اداری‌اش‌، که‌ نظارت‌ بر تعریض ‌جاده‌ها بود، می‌پرداخت و روزها کلاس‌های‌ دانشکده‌ را پی‌ می‌گرفت‌. او که‌ از هجده ‌سالگی‌ جدا از خانواده‌ زندگی‌ می‌کرد و تأمین‌ معاش‌ خودش‌ را به‌عهده‌ داشت‌ چندان‌ اصراری‌ به‌ پایان‌ تحصیلاتش‌ نداشت‌.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 3.27 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۰۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب عباس کیارستمی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



عباس کیارستمی

«کیاکلا» منطقه ای سرسبز در استان مازندران است؛ حدفاصل بابل و بابلسر ، و «کیارستم هزار اسب »، بزرگ مردی از خطه شمال کشور ، در زمان حمله مغول به ایران می زیسته است؛ اما عباس کیارستمی نسبتی با این ها ندارد. او متولد تهران است : اول تیر ۱۳۱۹. معاصر ناصر تقوایی ، علی حاتمی ، بهرام بیضایی ، داریوش مهرجویی، پرویز کیمیاوی ، سهراب شهیدثالث و مسعود کیمیایی است . فیلم سازی را با هم نسلان خود شروع کرد؛ در مسیری ، کمابیش ، متفاوت از کیمیایی ، حاتمی ، مهرجویی ، تقوایی و بیضایی ، و از حیث آزمایش گری و بدعت در مسیری گام نهاد که کیمیاوی و شهیدثالث می رفتند؛ با هدفی که هم متفاوت تر بود و هم دیرتر به نتیجه رسید. او از همان نخستین فیلم هایش نشان داد که فیلم سازی تجربه گرا است. فیلم هایش حاصل زندگی و فیلم سازی او است و نشان از فردیت خودویژه او دارند. او شاید روش فیلم سازی خود را متمایز از سایر فیلم سازان هم دوره اش می دانست؛ اما ممتاز نمی دانست. به تعبیر خودش روش او یکی از روش های بی شمار فیلم سازی بود که می توانست به واسطه آن فیلم بسازد.

۱

کیارستمی تحصیلات ابتدایی را در فاصله سال های ۱۳۲۶ تا ۱۳۳۲ در دبستان بهرام شمیران ، و تحصیلات متوسطه را در سال های ۱۳۳۲ تا ۱۳۳۹ در دبیرستان جم قلهک گذراند. یک دو سال پس از کودتای بیست و هشت مرداد، در کلاس ششم و هفتم دبیرستان با علی گلستانه و آیدین آغداشلو هم دوره بود و به نقاشی علاقه مند شد. آغداشلو چهره دقیقی از او در این دوره ترسیم می کند:

پسربچه سخت ساکت و آرامی را می یابم که پوستی تیره و بینی صاف و زیبایی دارد. با وقار و تودار. هنر را دوست دارد و نقاشی خوب را که می بیند در ته چشمان آرامش گذار برقی را می بینی ؛ درخشش گوهری گاه وبی گاه در افق شبی ساکت و تیره . اما چه آرام است و محتاط . سال ها می گذرد و او هم چنان ته حیاط مدرسه جم قلهک می پلکد. قد می کشد. دوستان خودش را دارد و بی ماجرای خاصی ایام را می گذراند، بی بارقه نبوغی یا شرارتی .

کیارستمی گفته است تصویری که آغداشلو از «گذشته » او ارایه داده کاملاً درست است ، اما کم تر شباهتی به شخصیت امروز او دارد. به تعبیر خودش او در مدرسه شاگرد ممتازی نبود، آرام و منزوی و گوشه گیر بود و از کلاس اول تا ششم دبستان حتی با یک نفر هم نجوشید، که شاید تعبیر دقیق ترش این باشد که با کسی دوستی به هم نزد.
در سال ۱۳۳۹ در کنکور رشته نقاشی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شرکت کرد و پذیرفته شد. چند سال بعدتر هم دوره هایش ، که پاره ای از آن ها هم درس های سابقش بودند، فارغ التحصیل شدند و او که سر در کارهای دیگری داشت ، کماکان ، سر در لاک خود به دانشکده آمدوشد می کرد. تحصیلاتش سیزده سال به درازا کشید و در سال ۱۳۵۲ به «افتخار» دریافت درجه لیسانس نایل شد. «این همه طول کشید چون بیرون کار می کردم ، توی کار تبلیغاتی بودم و توی پلیس راه .»
از همان سال اول تحصیل در دانشگاه به عنوان کارمند پلیس راه و مامور اداره ترافیک استخدام شد. شب ها به کار اداری اش ، که نظارت بر تعریض جاده ها بود، می پرداخت و روزها کلاس های دانشکده را پی می گرفت . او که از هجده سالگی جدا از خانواده زندگی می کرد و تامین معاش خودش را به عهده داشت چندان اصراری به پایان تحصیلاتش نداشت .
می گوید حُسن درس و مشق دانشکده این بود که به او فهماند نقاشی بلد نیست ؛ اگر چه پیش از سال های دانشکده مقدار معتنابهی شتر و گاو و پلنگ و گل و بُته و منظره کف بشقاب های چینی کشیده و به افراد فامیل هدیه داده بود، و پاره ای از آن ها هم به شوق این که بالاخره روزی این نقاشی ها بها پیدا می کنند آن ها را نزد خود عزیز و محفوظ نگه می داشتند.
کیارستمی از سال ۱۳۴۰ به عنوان نقاش تبلیغاتی در «آتلیه ۷» و یک دو موسسه دیگر به کار طراحی جلد کتاب و آفیش می پردازد و چند صباحی بعدتر، به انگیزه درآمد بیش تر، به «تبلی فیلم » می رود، که مدیریت آن با انقلابی معروف بیژن جزنی بود، و دفترش در جوار محلی بود که او در آن جا کار می کرد. به جزنی اطمینان می دهد که «می توانم فیلم تبلیغاتی بسازم » و جزنی از او می خواهد که طرحی درباره کالای «دئوترم » بنویسد و کیارستمی ، همان شب ، با الهام از شعری از شاملو: «در رگ کوچه ها بچرخ و بریز، مقدمت بس مبارک این ایام ... و دئوترم گرم ، چون خورشید؛ قرص خورشید بر تو باد سلام »، شعر را به جزنی می سپارد و دو سه شب بعد، با ناباوری ، شعر خود را با صدای آذر پژوهش از تلویزیون می شنود. او به یاد می آورد که زمستان بود و مسئولان «تبلی فیلم » مقداری «فیلم آرشیوی » را سرِ هم کرده بودند و هم راه شعر و صدای پژوهش در شبی که برف می بارید از تلویزیون پخش کرده بودند. کیارستمی برای شعری که ساخته بود یک صدوپنجاه تومان دستمزد می گیرد که «خیلی زیاد نبود، ولی خوب بود».
کیارستمی در «تبلی فیلم » کارش را ادامه می دهد. دستمزد ساختن هر فیلم تبلیغاتی هشت صد تومان بود و او درصدد برمی آید که امکان ساختن یک فیلم تبلیغاتی را فراهم کند. «به جزنی گفتم و گفت که اگر می توانی برو بساز.» فیلمی درباره کرم نرم کننده «پرتی فیت » می سازد و به هم کارانش نشان می دهد. «همه گفتند که این عکسِ جهت دارد، که من نفهمیدم چه می گویند.» تصاویری که گرفته بود از دست و آرنج و قوزک پا بود و ارتباط «عکسِ جهت » را با این تصاویر درنمی یافت . جزنی به او یادآوری می کند که چون به عنوان فیلم نامه نویس به «تبلی فیلم » آمده است هم کارانش که او را رقیب خود می پنداشتند اجازه نخواهند داد پله ها را دو تا یکی طی کند و توصیه می کند که کار ساختن فیلم را در موسسه دیگری شروع کند و چند صباحی بعد به عنوان فیلم ساز به «تبلی فیلم » بازگردد. کیارستمی اندرز جزنی را می پذیرد، به دفاتر دیگر می رود و شروع به کار می کند. حدود پنجاه فیلم تبلیغاتی می سازد، تا این که یکی از دوستانش به او تذکر می دهد که چرا در هیچ یک از فیلم های او «کاراکتر زن » وجود ندارد. «این موضوع حتی برای خود من هم جالب بود.» به تعبیر خودش هیچ تعمدی در این کار نداشته است . «کاملاً اتفاقی و ناخودآگاه بود، و از روزی که فهمیدم این کار را نکرده ام بلافاصله با آوردن کاراکتر زن در فیلم هایم سعی کردم گذشته را جبران کنم .»
کیارستمی جمعاً حدود یک صدوپنجاه فیلم تبلیغاتی ساخته است ؛ اما کم تر فرصتی برای او پیش آمده است که با دوربین و سازوکار آن آشنا شود. «چون غالب فیلم برداران اجازه نمی دادند که دوربین را حتی لمس یا از پشت ویزور به صحنه نگاه کنم.»

نظرات کاربران درباره کتاب عباس کیارستمی