فیدیبو نماینده قانونی کلک آزادگان و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب بازتاب سایه

کتاب بازتاب سایه
افروختن نیروی نهفته در خویشتن حقیقی

نسخه الکترونیک کتاب بازتاب سایه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۷,۵۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب بازتاب سایه

کشمکش موجود میان آن کسی که هستیم و آن کسی که می‌خواهیم باشیم؛ یکی از علت‌های اساسی تقلای بشر است. در واقع دوگانگی در تجربه بشر؛ نهادینه است. زندگی و مرگ؛ خیر و شر و امید و ناامیدی در وجود هر کس خانه دارند و نیرویشان را بر هر جنبه زندگی اعمال می‌کنند.

ادامه...
  • ناشر کلک آزادگان
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.42 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۴۳ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب بازتاب سایه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



بخش یکم.سایه:دیپاک چوپرا

سایه

وقتی مردم در باره سایه یا نیمه تاریک سرشت بشری می شنوند، تقریباً هیچ کس منکر وجود آن نمی شود. خشم و ترس، خودشان را در زندگی هر کسی نشان می دهند. برنامه های خبری، هر روز و هر هفته بی وقفه بدترین جنبه های سرشت بشر را نشان می دهند. اگر صادق باشیم، می بینیم که امیال سیاه، در فکر ما آزادانه در گردش هستند و بهایی که برای خوب بودن - که آرزوی همه ماست - می پردازیم، این است که باید آدم بدی را که می تواند همه چیز را خراب کند، پنهان نگه داریم.
شاید به نظر برسد که به علت داشتن سایه باید به روان درمانی یا قرص رو بیاوریم یا نیمه شب ها با وجدانمان رو به رو شویم. همین که کسی وجود سایه را در خود می پذیرد، می خواهد از شر آن خلاص شود. نگرش «می توانم» و «باید درستش کنم» در بسیاری از جنبه های زندگی مفید واقع می شود، اما متاسفانه در برخورد با سایه چنین نیست. هیچ معلوم نیست چرا طی هزاران سال - از زمانی که انسان ها متوجه نیمه تاریک خود شده اند - سایه حل نشده و اسرارآمیز باقی مانده است. برای یافتن روش برخورد با هر رازی، ابتدا باید بدانیم آن راز چیست. بنا بر این، من بخش یکم را به سه قسمت تقسیم کرده ام و بنا بر غریزه پزشکی خود، نخست مساله را تشخیص می دهم، سپس راه درمان را پیشنهاد می کنم و پس از آن صادقانه چشم انداز آینده را برای بیمار شرح می دهم:
مِه توهم
راه خروج
واقعیتی جدید، قدرتی جدید
نخستین قسمت یا مرحله تشخیص که در این کتاب با نام مِه توهم آمده است، شرح می دهد که سایه چگونه به وجود آمد. من معتقدم سایه آفریده بشر است و با کسانی که می گویند سایه نیروی کیهانی یا بلای همگانی ست، همعقیده نیستم. دومین قسمت یا مرحله درمان که با نام راه خروج آمده است، نشان می دهد چگونه نیروی پنهان سایه را در زندگی روزمره بر خودتان کاهش دهید. سومین قسمت یا مرحله چشم انداز آینده که با نام واقعیتی جدید، قدرتی جدید آورده شده است، آینده ای را شرح می دهد که در آن بساط سایه نه تنها در برخی آدم ها، بلکه در همه ما برچیده شده باشد. ما همگی با هم سایه ای را آفریدیم که اکنون زجرمان می دهد. با وجود ترس و بی میلی به رویارویی با این واقعیت، در واقع همین واقعیت ، کلید دگرگونی ست. اگر من و شما بخشی از مساله نبودیم، نمی توانستیم امیدوار باشیم که بخشی از راه حل باشیم.

مِه توهم

اگر نمی توانید سایه خود را ببینید، باید پی آن بگردید. سایه خجالت زده در کوچه های تاریک، راه های مخفی و زیرزمین های پرشبح آگاهی شما پنهان است. سایه داشتن به معنای ناقص بودن نیست، بلکه کامل بودن است. رو به رو شدن با این حقیقت، دشوار است. آیا برای شما پیش آمده حقیقت پوست کنده ای را به کسی در باره خودش بگویید و در مقابل بشنوید که می گوید: «مرا تجزیه و تحلیل نکن!» یا عبارتی شبیه به این؟ قلمروی ناخودآگاه همچون ژرفای اقیانوس، خطرناک به نظر می رسد؛ هر دو تاریک و پر از هیولاهای پنهان هستند. همه ما با تکه پاره های آرمان هایی شکست خورده زندگی می کنیم که زمانی راه حل هایی بی نقص به نظر می رسیدند. هر راه حلی، با تصویری از نیمه تاریک مطابقت دارد.
اگر گمان می کنید جنبه های سایه مانند ترس، خشم، اضطراب و خشونت در نتیجه تسخیر نیروهای منفی به وجود می آیند، پس راه حل، پالایش شخص مبتلاست. می توان نیروهای منفی را از طریق مناسک، پاک سازی بدن، روزه گرفتن و ریاضت های توان فرسا بیرون کرد. این یک عقیده کهنه و منسوخ نیست، بلکه میلیون ها انسان مدرن به شدت به آن معتقد هستند. امکان ندارد از جلوی دکه روزنامه فروشی رد شوید و مجله خوش آب و رنگی را نبینید که قول می دهد از راه نوعی پاک سازی، شُمای تازه ای را به وجود آورد؛ خواه از طریق نوعی رژیم غذایی باشد و شما را از هله هوله خوردن رها کند، خواه راهی برای دوری از آدم های نامناسب باشد تا همسری مناسب را در اختیارتان بگذارد. به زبان امروزی، «درست کردن رفتار»، همان بیرون کردن نیروهای منفی ست.
مفهوم مشابه دیگر، رها شدن از شر عالم گیر می باشد. اگر شما سایه را این گونه معنا می کنید، راه حل طبیعی آن است که شما را در جنگ میان خیر و شر، با خیر عالم گیر همسو می کند. از نظر میلیون ها انسان، این جنگ، بسیار واقعیو در همه زمینه های زندگی، از تمایل جنسی گرفته تا سقط جنین، شدت گرفتن بی خدایی و کاهش یافتن وطن پرستی ریشه دوانده است. شر، مسبب انواع دردها، رنج ها و خطاهای آدم هاست. با این همه، چندان مشخص نیست که این جنگ، سایه را شکست می دهد یا در واقع، سایه را با پدید آوردن احساس گناه شدید، خجالت و ترس، تقویت می کند.
از آنجا که به خود می بالیم در عصری زندگی می کنیم که دیگر خرافات زندگی مان را اداره نمی کنند، به این اوصاف دیرینه در باره نیمه تاریک، محدود نیستیم. آدم ها می توانند به شر کیهانی پشت کنند و مسوولیت خود را بپذیرند. تعریف جدید نیمه تاریک، بیماری ست و شاخه ای از بهداشت روانی به شمار می آید. در این مسیر، درمان های بسیار فراوانی وجود دارد؛ معتادان را به برنامه های بهبود می فرستند، آدم های مضطرب و افسرده را به روان پزشکان ارجاع می دهند وراننده های بسیار خشمگین که هنگام تصادف از کوره درمی روند، به کلاس های مدیریت خشم راه پیدا می کنند.
با این همه تعریف و راه حل مشخص، پس چرا سایه هنوز شکست نخورده است؟
شاید وضعیت نومیدکننده به نظر برسد، اما در واقع نخستین گام در راه رویارویی با سایه، شناخت قدرت آن است. سرشت بشر، یک نیمه خودویرانگر را در بر می گیرد. کارل یونگ، روان شناس سوئیسی در شرح کهن الگوی سایه می گوید: «سایه مِهی از توهم ایجاد می کند که دور خویشتن را می گیرد. ما گرفتار در این مِه، از تاریکی خود رو برمی گردانیم و هر چه بیش تر زیر سلطه سایه قرار می گیریم.» همه می دانند که شیوه برخورد پیروان مکتب یونگ با کهن الگوها بسیار پیچیده و روشنفکرانه است، در حالی که قدرت سرکش سایه به هیچ رو پیچیده نیست.
وقتی این سطور را می نوشتم، چنددقیقه ای دست کشیدم و تلویزیون را روشن کردم. مصاحبه ای با میلیاردر معروف، وارن بافت(۵۵) در باره شکوفایی و رکود چرخه اقتصادی پخش می شد.
مجری برنامه پرسید: «فکر می کنید حباب دیگری پدید می آید که به رکود بزرگی بینجامد؟»
بافت پاسخ داد: «می توانید مطمئن باشید!»
مجری سرش را تکان داد: «چرا نمی توانیم درس های رکود پیشین را بیاموزیم؟ ببینید طمع، ما را به کجا کشانده است!»
بافت لبخندی مرموز زد و گفت: «طمع تا مدتی کوتاه شادی آور است و آدم ها نمی توانند در برابر آن مقاومت کنند. با این همه پیشرفتی که بشر کرده، از نظر عاطفی اصلاً رشد نکرده است؛ هنوز همان هستیم که بودیم.»
این، چکیده ای از سایه و مشکلاتی ست که ایجاد می کند. ما در مِه توهم نمی بینیم که بدترین کشش هایمان، ما را به نابودی می کشند. آن ها مقاومت ناپذیر هستند و حتی سرگرم کننده به شمار می آیند. به همین دلیل است که داستان های انتقام، چه در نمایش های شکسپیر(۵۶)، چه در فیلم هایی که به «وسترن اسپاگتی(۵۷)» شهرت دارند، بسیار پرطرفدار هستند. چه موضوعی بهتر از گسستن مهار از خشم پنهانی، نابود کردن دشمن و سربلند و پیروز گام برداشتن؟ سایه، قدرت خود را به این ترتیب اعمال می کند که تاریکی را نور جلوه می دهد.
حکمت های باستانی جهان، بیش ترِ انرژی و فکر خود را صرف رویارویی با همین مشکلات بنیادی کرده اند. عالم، نیمه ای تاریک دارد. نابودی در ذاتِ طبیعت موجود است. مرگ، زندگی را قطع می کند. تباهی، حیات را تحلیل می برد. شر، جذاب است. تعجبی ندارد که در نهایت، مِه توهم موقعیت دلپذیری به نظر می رسد. اگر با واقعیت شاخ به شاخ شوید، نمی توانید نیمه تاریک را تاب بیاورید. با این همه، نیرویی معکوس وجود دارد که به طور ثابت و با موفقیت بر نیمه تاریک چیره شده است، اما تکه پاره های راه حل های ناموفق نمی گذارند آن را ببینیم. افزون بر این، مِه توهم ما را از آن نیرو دور نگه می دارد. شاید نتوان باور کرد که با وجود همه بحران ها و فجایعی که هر شب در تلویزیون نشان می دهند، آدم ها همیشه قدرت دست یابی به آرامش، شادی و رهایی از تاریکی را داشته اند.
راز در واژه «آگاهی» نهفته است. با شنیدن این واژه، آدم ها دچار احساس سرخوردگی می شوند و می توانید این حس را در چهره آن ها ببینید. آگاهی، موضوع تازه ای نیست. از همان موقع که انواع آزادی ها مطرح شدند، در باره بالا بردن آگاهی هم حرف ها شنیده ایم. جنبش های معنوی بی شماری نوید آگاهی بالاتر را داده اند. شاید حتی وسوسه شوید آگاهی را روی توده آرمان های شکست خورده بیندازید، زیرا با وجود همه تلاش های صادقانه برای بالا بردن آگاهی، سایه دنیا را با جنگ، جنایت و خشونت به ستوه آورده؛ همان گونه که زندگی، آدم ها را با رنج و ترس به ستوه آورده است.
اکنون به نقطه عطفی رسیده ایم؛ یا «آگاهی» در زمره پاسخ های نادرست جا دارد یا این که آن را به شیوه درستی نیازموده ایم. به نظرِ من، برداشت دوم درست است. آگاهی والاتر، پاسخ و تنها پاسخ پایدار به مساله نیمه تاریک سرشت بشر می باشد. این پاسخ مشکلی ندارد، اما شیوه کاربرد آن اشتباه است. راه های بی شماری برای درمان جان(۵۸) وجود دارد؛ همان گونه که درمان های جایگزین بی شماری برای سرطان وجود دارد، اما هیچ کس وقت و نیروی کافی برای آزمودن همه آن ها ندارد. بسیار مهم است راهی را انتخاب کنید که شما را به مقصودتان می رساند. به این منظور، بررسی بسیار عمیق تر سایه ضروری ست. اگر به گونه ای سطحی با سایه برخورد کنید، همیشه پایدار می ماند. زیرا مساله سایه، دشمنی ساده ای همانند بیماری، روح خبیث یا شر کیهانی نیست، بلکه جنبه ای از واقعیت می باشد که چنان در آفرینش نهادینه شده است که فقط با درک کامل آن می توان در رویارویی با موفق شد.

آشنایی با سایه یک ضرورت است.

کشمکش موجود میان آن کسی که هستیم و آن کسی که می خواهیم باشیم، یکی از علت های اساسی تقلای بشر است. در واقع دوگانگی در تجربه بشر، نهادینه است. زندگی و مرگ، خیر و شر و امید و ناامیدی در وجود هر کس خانه دارند و نیرویشان را بر هر جنبه زندگی اعمال می کنند. به این دلیل با شجاعت آشنا هستیم که ترس را تجربه کرده ایم و به این دلیل می توانیم صداقت را تشخیص دهیم که با فریب رو به رو شده ایم؛ با این همه، بیش ترِ ما سرشت دوگانه خود را نادیده می گیریم یا انکار می کنیم.
اگر فرض ما در زندگی این است که فقط این جور یا آن جور هستیم و در طیف محدودی از ویژگی های بشری به سر می بریم، آن وقت باید ببینیم چرا بیش ترِ ما در حال حاضر از زندگی خود به طور کامل راضی نیستیم؟ چرا با وجود این همه آموزش، از توان و شجاعت کافی برخوردار نیستیم و نمی توانیم با انتخاب های نیرومند، نیت خیرمان را عملی کنیم؟ از همه مهم تر، چرا همچنان کارهایی برخلاف ارزش ها و اعتقادهایمان انجام می دهیم؟ ما می گوییم علت این ناهماهنگی، زندگی بررسی نشده، یعنی وجود تاریک یا سایه مان است؛ همان جایی که بخشی از قدرت ما پنهان است. در همین جای دور از انتظار، کلید جاری کردن توان، خوشبختی و تحقق بخشیدن به آرزوهایمان را می یابیم.
ما شرطی شده ایم تا از نیمه تاریک زندگی و نیمه تاریک وجود خود بترسیم. هر وقت متوجه فکر ی سیاه در سرمان می شویم یا می بینیم مرتکب کاری نامعقول شده ایم، درست مانند موش با شتاب به سوراخمان برمی گردیم، پنهان می شویم و امیدواریم و دعا می کنیم تا بار دیگر که جرات ترک لانه را بیابیم، آن کار یا فکرمان ناپدید شده باشد. چرا این کار را می کنیم؟ چون می ترسیم با همه تلاشمان باز هم نتوانیم از این بخش خودمان رها شویم. اگر چه معمول است که سایه مان را نادیده بگیریم یا سرکوب کنیم، حقیقت تامل برانگیز این است که فرار از سایه بر نیروی آن می افزاید. انکار آن فقط به درد، رنج، پشیمانی و انفعال بیش تر می انجامد. اگر مسوولیت نپذیریم و خرد پنهان در زیر سطح ذهن خودآگاهمان را بیرون نکشیم، سایه اختیاردار می شود و به جای این که ما مهارش کنیم، به تسخیر آن درمی آییم و بازتاب سایه آشکار می شود. نیمه تاریک با تصمیم گیری برای ما، حق تصمیم گیری آگاهانه را از ما می گیرد؛ خواه در زمینه غذا خوردن یا پول خرج کردن باشد، خواه در رابطه با هر اعتیاد و وابستگی دیگر. سایه ما موجب می شود دست به کارهایی بزنیم که حتی فکرش را نمی کردیم و به این ترتیب، انرژی حیاتی مان را با عادت های بد و رفتارهای تکراری هدر می دهیم. سایه اجازه نمی دهد خود را به طور کامل ابراز کنیم، حقیقتمان را بیان داریم و زندگی اصیل و صادقانه ای داشته باشیم. فقط با پذیرش دوگانگی مان می توانیم خود را از رفتارهایی که می توانند ما را پایین بکشند، رها کنیم. اگر همه وجودمان را نپذیریم، بی تردید تحت الشعاع بازتاب سایه قرار می گیریم.
بازتاب سایه همه جا وجود دارد. نفوذ آن در همه جنبه های زندگی قابل مشاهده است. آن را لا به لای اخبار اینترنتی و تلویزیونی، در دوستان، خویشاوندان و آدم های بیگانه در خیابان می بینیم. اما شاید از همه مهم تر این باشد که می توانیم بازتاب سایه را در افکارمان تشخیص دهیم، در رفتار خود ببینیم و در برخوردمان با دیگران احساس کنیم. ما نگران هستیم که با تاباندن نور بر این سیاهی، به شدت دچار احساس خجالت شویم یا از آن بدتر، وحشتناک ترین کابوسمان را تحقق بخشیم. می ترسیم به درون خود بنگریم، چون نمی دانیم چه خواهیم دید. در نتیجه سرمان را پایین می اندازیم و حاضر نیستیم با سایه خود رو به رو شویم.
اما این کتاب، حقیقت جدیدی را آشکار می سازد و از سه دیدگاه متحول کننده گوناگون شرح می دهد که درست برعکس، آنچه را می ترسیم تجربه کنیم، در واقع رخ می دهد. اگر با سایه رو به رو شویم، به جای احساس خجالت، احساس همدلی خواهیم کرد، به جای شرمندگی، شجاعت خواهیم یافت و به جای محدودیت، آزادی را تجربه خواهیم کرد. اگر با سایه رو به رو نشویم، برایمان مانند یک جعبه پاندورا(۵۳) پر از اسرار خواهد بود که می ترسیم هر آنچه را دوست داریم و برای ما عزیز است نابود کند. اما اگر این جعبه را بگشاییم، پی می بریم که محتویات آن می تواند زندگی ما را به گونه ای اساسی و مثبت دگرگون کند. آنگاه از این توهم بیرون می آییم که تاریکی مان بر ما چیره خواهد شد و برعکس، جهان را با نگاهی تازه خواهیم دید. در این حالت، نسبت به خود مهربان می شویم و این مهربانی، موجب افزایش اعتماد به نفس و شجاعت ما می گردد؛ آنگاه پذیرای اطرافیان خود می شویم. در این وضعیت، نیرویی را به دست می آوریم که کمکمان می کند با ترسی که بازدارنده ما بود، رو به رو شویم و تشویقمان می کند با توانمندی به سوی بالاترین امکان خود پیش برویم. در آغوش کشیدن سایه نه تنها به هیچ رو ترسناک نیست، بلکه این فرصت را به ما می دهد تا کامل و واقعی باشیم، قدرتمان را پس بگیریم، شور و شوق خود را آزاد کنیم و به آرزوهایمان تحقق بخشیم.
این کتاب، برخاسته از این آرزوست که هدایای دگرگون کننده و بی شمار سایه، روشن شوند. در صفحات بعدی، هر کدام از ما سه آموزگار، این موضوع را از دیدگاه خاص خود بررسی می کنیم. نیت ما، این است که درکی چندبُعدی و جامع را در باره چگونگی تولد سایه و کارکرد آن در زندگی مان ارایه کنیم و از آن مهم تر، نشان دهیم چگونه می توانیم هدایای سرشت حقیقی مان را کشف نماییم. می توانیم قول دهیم که پس از مطالعه این کتاب، نگاهی کاملاً متفاوت به سایه خود خواهید داشت.
در بخش یکم، دیپاک چوپرا نگرشی کلی و مشروح را در باره سرشت دوگانه ما مطرح می کند و راهی برای بازگشت به یکپارچگی نشان می دهد. چوپرا از پیشگامان پزشکی ذهن و بدن، میلیون ها زندگی را با آموزش های خود دگرگون کرده است. نگاه کل نگر او به سرشت تفرقه آمیز سایه، بنیادی و روشنگر است.
در بخش دوم، من بر پایه نزدیک به پانزده سال آموزش و هدایت فرایند سایه در سراسر جهان، به گونه ای ساده و در ضمن عمیق، تولد سایه، نقش سایه در زندگی هر روز و روش پس گرفتن قدرت و استعداد سرشت اصیلمان را بررسی می کنم.
در بخش سوم، ماریان ویلیامسن با کاوش پرشور در رابطه میان سایه و جان، بر فکر و دل ما تاثیر می گذارد. این آموزگار سرشناس جهانی، دستمان را می گیرد و ما را از مسیر ناهموار نبرد میان عشق و ترس عبور می دهد.
هر یک از ما با اندوخته سال ها تجربه و امید صادقانه به روشن کردن قطعی و دایمی سایه گام پیش گذاشته ایم؛ چرا که اگر نیروی سایه را خنثی نکنیم و خرد آن را با وجودمان در هم نیامیزیم، این قدرت را دارد که به ایجاد اغتشاش در زندگی و جهانمان ادامه دهد. اگر به آسیب پذیری هایمان اعتراف نکنیم و رفتارهای بد خود را تشخیص ندهیم، ناگزیر در آستانه موفقیتی شخصی یا حرفه ای، همه چیز را به هم خواهیم ریخت. آنگاه سایه پیروز می شود. هر وقت با خشمی نامتناسب با فرزندان خود حرف می زنیم، سایه پیروز است. هر گاه عزیزان خود را فریب می دهیم، سایه پیروز است. هر وقت حاضر نیستیم سرشت حقیقی مان را بپذیریم، سایه پیروز است. اگر نور وجود برترمان را بر تاریکی وسوسه های بشری خود نتابانیم، سایه پیروز می شود. تا وقتی همه آنچه را هستیم نپذیریم، بازتاب سایه قدرت ویران کردن شادمانی ما را خواهد داشت. سایه پذیرفته نشده مانع از کامل بودن ما می شود، اجازه نمی دهد حساب شده ترین برنامه هایمان را پیاده کنیم و موجب می گردد نیمه زندگی کنیم. ما با امید به روشن کردن سایه دست به نگارش این کتاب زده ایم. اکنون بهترین فرصت برای ایجاد واژه نامه ای جدید، روشن کردن سایه و سرانجام، درک آن مطالبی ست که فهمیدن آن ها بسیار سخت و شرح دادنشان دشوار بوده است.
شرح و بررسی سایه در این کتاب، فراتر از فرایندی روان شناختی یا تفریح روشنفکرانه است، بلکه راه حلی تجویزی برای مسایل حل نشده می باشد. این واکاوی، سفری دگرگون کننده و فراتر از هر نظریه روان شناسی ست، زیرا نیمه تاریک را به عنوان مساله ای انسانی در نظر می گیرد؛ مساله ای که همه ما باید آن را در این زندگی حل کنیم تا بتوانیم با همه وجود زندگی کنیم. سرانجام می فهمیم چرا با داشتن هر رنگ، وضعیت، گرایش، ساختار ژنتیکی یا گذشته ای، نه از هیچ کس دیگر بهتر هستیم، نه بدتر. هیچ کس در جهان، بدون سایه نیست. با جدی گرفتن و درک سایه، واقعیت تازه ای از سایه متولد می شود که این نگرش جدید، چگونگی احساس ما را در باره خودمان، شیوه تربیت کردن فرزندان، رفتار با همسر، برخورد با اعضای دیگر جامعه و ارتباط با کشورهای دیگر دگرگون خواهد کرد.
به باور من، سایه یکی از بزرگ ترین هدایایی ست که در دسترس ما قرار دارد. کارل گوستاو یونگ(۵۴) آن را «حریف تمرین مشت زنی» خوانده است؛ حریفی در درون ما که کاستی هایمان را آشکار و مهارت هایمان را تقویت می کند. سایه آموزگار، مربی و راهنمایی ست که به ما کمک می کند تا از شکوه حقیقی مان پرده برداریم. سایه مساله ای نیست که باید حل شود و دشمنی نیست که باید شکست بخورد، بلکه زمینی حاصل خیز است که باید کشت شود. دستان خود را در این خاک حاصل خیز فرومی بریم و بذر قدرتمند کسانی را می یابیم که آرزو داریم مانند آن ها باشیم. صادقانه امیدواریم با ما همسفر شوید، زیرا می دانیم چه چیزهایی در درون، چشم به راه شما هستند.

دبی فورد

بررسی سایه، کار مبارز راه دل است.

نظرات کاربران درباره کتاب بازتاب سایه

این کتاب عاااالی بود اگر دنبال آرامش واقعی هستید این کتاب خیییلی بهتون کمک میکنه
در 8 ماه پیش توسط rox...rch
جالب نیست. یک سوم اول کتاب که انتقال مطلبش خیلى بده. یک سوم دومش ام که کلا تو ١٠ صفحه میشد جمعش کرد و همش تکرارى بود. آخرش باز نسبتا خوب بود
در 2 ماه پیش توسط had...ehr
دبی فورد و دیپاک چوپرا واقعا کتابهای خوبی دارن...
در 3 هفته پیش توسط کیمیا تهرانی
از کتاب هایی که دبی فورد و دیپاک چوپرا نویسنده شون هستن ساده نباید گذشت. خیلی تاثیرگذار و متحول کننده هستن
در 1 ماه پیش توسط فهیمه ذاکری
معرکه اس
در 3 ماه پیش توسط e.k...392
این همون کتاب نیمه تاریک وجود از دبی فورد هست؟؟؟؟
در 1 ماه پیش توسط nafas soleimani