پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
کتاب خاطرات

کتاب خاطرات

نسخه الکترونیک کتاب خاطرات به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

درباره کتاب خاطرات

پدربزرگ و مادربزرگم در یک مهمانی رقص همدیگر را دیده بودند. در آن زمان رسم بود. در دفترچه‌های رقص نام‌­نویسی می‌کردند. دفترچه‌ی مادربزرگم حسابی پر شده بود. پدربزرگم هم در آن دفترچه علامت گذاشت، با هم رقصیدند و همه در حرکت زانوهایشان هماهنگی خوبی دیدند. آن‌ها با هم شبیه آواز موزون زانوها بودند! همین به ازدواج آن‌ها انجامید. گمانم، ازدواج بی­‌روحی بود؛ چون از روز ازدواج­شان فقط یک عکس باقی مانده. تصویری که مثل مدرک با گذر زمان، سلطه‌جویانه تمام خاطرات یک عصر را ثبت کرده است. حاصل این ازدواج دو کودک بود و کودک سومی که مرده به دنیا آمد. خشونت گذشته را چطور می‌­توان تصور کرد؟ زمانی که کودکی را از دست می‌دهیم مانند آن است که یک قدم جا مانده‌ایم. مرگ کودک را در ششمین ماه بارداری تشخیص داده بودند. مادربزرگم حس کرده بود دیگر تکان نمی‌خورد ولی چیزی نگفته بود و خودش را متقاعد می‌کرد که واقعاً اتفاقی نیفتاده است. به خودش می‌گفت بچه‌ها هم حق دارند مانند آدم‌بزرگ‌ها استراحت کنند. چون از این‌که همیشه در رحمِ گرد بمانند خسته می‌شوند. بعد مجبور شد واقعیت سهمناک را بپذیرد: در شکمش چیزی کم شده بود. سه ماه صبر کرد تا مرگ از درونش خارج شود. مراحلِ معمول زایمان انجام شد. کودک را با آرامش از شکمش خارج کردند. به­‌جای ملافه‌ی گرم، او را در کفن پیچیدند. کودک مرده میشل نام گرفت. مادربزرگم فرصت نداشت افسرده شود. باید کار می‌کرد، به دو کودک دیگرش می‌رسید و دوباره باردار شد! به­‌نظرم این موضوع همیشه عجیب بود ولی آن‌ها نام این پسر کوچک را میشل گذاشتند. پدر من، همان میشل دوم است که با روح این کودک مرده شکل گرفت. آن زمان عجیب نبود که اسم مرده را روی کودکی بگذارند. من همیشه سعی کردم به پدرم نزدیک شوم. فرار بی‌وقفه‌ی او را به حساب روحی گذاشتم که با او زندگی می‌کرد. ما همیشه در پی دلایل کمبودهای احساسی والدینمان هستیم. همیشه در پی دلایل کمبود محبتی هستیم که ما را عذاب می‌دهد و اغلب، هیچ حرفی برای گفتن نداریم.

ادامه...

مشخصات کتاب خاطرات

  • ناشر نشر هیرمند
  • تاریخ نشر ۱۳۹۵/۱۰/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.54 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۱۵ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب خاطرات

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب خاطرات

چقد گرووون⁦:-\⁩من نسخه چاپیشو با تخفیف هجده تومن گرفتم،اونوقت نسخه الکترونیکیش سیزدهههه؟؟؟!!!!تو این مملکت همه چی فقط اولش خوبه یکم که جا میفتن بوسیله همین مردم سوارشون میشن⁦:-\⁩من قبلا از این برنامه کلی کتاب خریدم با قیمتای معقول و خیلی راضی بودم ولی واقعا ازچشم افتاد
در ۲ سال پیش توسط nae...h73 ( | )
خوب بود، فراز و نشیب داشت، ترجمه عالی
در ۱ سال پیش توسط رایحه گل بخت جونم ( | )
به خوانش گروهی @yaldarta در اینستاگرام بپیوندید.
در ۲ سال پیش توسط nil...ari ( | )
داستان زیبایی بود... دفتر خاطرات یک پسر... فراز و نشیب های زندگیش... درسهایی که از زندگی گرفت... و اینکه آرزوهاتونو هیچوقت فراموش نکنید... نگذارید تو روزمرگی‌هاتون رویاهاتون غرق بشن...
در ۲ سال پیش توسط لیلا بگلو ( | )
داستان این کتاب چرخه گاه لذت بخش و گاه کسالت بارِ تکراری و گریز ناپذیر زندگی رو به تصویر میکشه، که چطور در سه نسل پیاپی جریان داره، اشک ها و لبخند ها، غم ها و شادی ها، شوریدگی ها، روزمرگی ها، وصل ها و جدایی هایی که در بستر زمان تکرار می شوند و تکرار می شوند و با همه این فراز و فرودها آدمی همچنان سخت به زندگی آویخته است، آویختنی پر شکوه و تابیده در امید و تلاش برای بهبود. حتما براتون پیش اومده که پدر یا مادرتون رو در انتخاب ها یا رفتارشون نقد کرده باشید، ممکنه روزی برسه که در آینه وقتی به خودتون نگاه میکنید چهره خودتون رو نبینید و تعجب کنید از اینکه چقدر شبیه والدین تون هستید. خوندن این کتاب رو توصیه میکنم، بخصوص برای کسانی که پدربزرگ یا مادربزرگ در قید حیات دارن، یا کسانی که در برقراری ارتباط با سالمندان موفق نیستند. داستانی پر شتاب و خواندنی، بدون اینکه حوصله تون سر بره یا کلافه بشید.
در ۱ سال پیش توسط لی لا سهی ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • بعدی ›
  • آخرین ››