فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب به سوی تئاتر بی‌چیز

کتاب به سوی تئاتر بی‌چیز

نسخه الکترونیک کتاب به سوی تئاتر بی‌چیز به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب به سوی تئاتر بی‌چیز

کتاب «به سوی تئاتر بی‌چیز» نوشته یرژی گروتفسکی(۱۹۹۹-۱۹۳۳)، نظریه‌پرداز و کارگردان تئاتر روس است. او بینان‌گذار لابراتوار تئاتر است و در طی سالها فعالیت خود کارگاه‌های تئاتر بسیاری را نیز پایه‌گذاری کرد. گروتفسکی در این کتاب با رویکردی نقادانه به نظریه‌های آرتو، رهیافتی عملی از اندیشه‌های او به دست می‌دهد و تجربه‌ی سال‌ها فعالیت نمایش خود را بی‌پرده و صادقانه در اختیار نسل‌های پی از خود می‌گذارد. اما این اثر دامی نیز پیش‌پای خواننده می‌گسترد: گام نهادن در راهی که گروتفسکی در آن پای گذاشت و خود او به صراحت به این نکته اشاره می‌کند. در واقع این کتاب بیش از آن‌که خواهان آموزش رویش به خواننده باشد، روش‌شناسی کار تئاتر را به مخاطبان آموزش می‌دهد. پس هر رهروی، خود باد مسیر بالندگی و پویندگی خویش را کشف کند. تنها در دالان را نشان می‌دهد؛ پی جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.65 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۴۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب به سوی تئاتر بی‌چیز

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مجموعه تئاتر امروز جهان

وجود بیش از هجده دانشکده ی هنرهای نمایشی دولتی و خصوصی در سراسر کشور، به اضافه ی ده ها کارگاه آزاد آموزش هنر بازیگری و کارگردانی، که هر ساله دست کم ۱۲۰۰ فارغ التحصیل متخصص و تعلیم دیده وارد بازار تولید هنرهای نمایشی می کنند، در جوار ۲۰۰ گروه داوطلب شرکت در جشنواره ی نمایش های آیینی سنتی، ۳۳۶ گروه تئاتر معلولین در سراسر کشور، ۵۱۰ گروه تئاتر مردمی در ۴۳۷ سرای محله های تهران، وجود ۱۲۰ گروه تئاتر فعال در حوزه ی نمایش های ویژه ی کودک و نوجوان، ۴۵۷ گروه تئاتر عروسکی متقاضی در جشنواره های داخلی تئاتر عروسکی، ۲۶۷ گروه خیابانی دارای پروانه و ۴۷۰ گروه حرفه ای خواهان شرکت در جشنواره ی سالیانه ی تئاتر فجر، که در مجموع یک نیروی فعال ۲۰۰ هزار نفره در سراسر کشور را تشکیل می دهند، ما را در برابر مطالبات نیرویی فعال، جوان و پویا قرار می دهد که برای آموختن و اندوختن، بیش تر از هر زمان دیگر، نیازمند منابع و کتاب های پرارزش و علمی در همه ی زمینه های نظری و عملی هنر نمایش اند. کافی است تنها یادآوری کنیم که در زمینه ی نمایش نامه نویسی، در سال ۱۳۹۲، حدود ۳۰۰۰ نمایش نامه توسط درام نویسان جوان ایرانی به رشته ی تحریر درآمده است. ارقام و آمار زمینه های دیگر نیز بسیار درخور توجه اند:
ـ برپایی ۸۷ جشنواره و همایش و یادواره: ۳۲ جشنواره ی استانی، ۶ جشنواره ی منطقه ای و ۵۲ جشنواره با عناوین مختلف از سوی گروه های نمایش در نقاط مختلف کشور.
ـ تولید ۴۹۳۸ نمایش از سوی گروه های نمایش و ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی سراسر ایران.
ـ تعداد ۶۷۶۹۹ اجرا از نمایش های تولید شده در گونه های مختلف.
ـ وجود ۱۲۲۳۰۶۹۱ مخاطب و تماشاگر.
تعداد تالارهای فعال محل اجرای نمایش در سراسر کشور ۳۹۹ سالن.
طرفه آن که (بر طبق آمار ارائه شده از طرف دفتر طرح و برنامه ی اداره ی کل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) این آمار و ارقام تنها مربوط به فعالیت های یک ساله ی ۱۳۹۲ در مراکز هنری و ادارات وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. حال اگر فعالیت های گوناگون: ۷۲ کانون نمایش دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی، کانون های فرهنگی و هنری مساجد، واحد فرهنگی هنری بنیاد شهید، واحد آموزش و تولید حوزه ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی، و سرانجام حجم بالای آموزش و تولید نمایش در ده ها خانه ی فرهنگی و فرهنگ سراهای تهران و شهرستان ها را هم بیفزاییم، خواهیم دید با نیرو، توان، کار و خلاقیت بسیار گسترده تری روبه روییم که به علت جوانی و جست وجوگری، از هر نظر نیازمند تعلیم و آموزش اند. بنابراین بر اهل فن و قلم و مراکز علمی و انتشاراتی است تا در برابر استقبال گسترده و بی سابقه ی هنرمندان، دانشجویان و هنرجویان از این هنر پایه ای کهن و توانمند، تا آن جا که در توان دارند، بکوشند به قدر وسع و دانش خود از خرمن تجارب زنده و منابع علمی امروز دنیا توشه بردارند و به نوبه ی خود، پالوده و پیراسته و علمی، در دسترس این نسل جست وجوگر و زنده و فعال بگذارند، تا حتی الامکان فاصله ی فنی و فکری خود را با آخرین تجربیات و دستاوردهای امروز جهان کم و کم تر کرده باشیم.
از این نظر تالیف و ترجمه ی مجموعه ای از کتاب های ارزنده و علمی که هم، ارزش دانشگاهی داشته باشد و به کار کلاس های درس و تحقیق دانشگاهی بیاید، و هم مفید به حال تجربیات عملی و کارهای اجرایی گروه های فعال نمایشی در مراکز حرفه ای و تجربی، اولین دل مشغولی ما برای تالیف و انتشار این مجموعه است. به خصوص که در غیاب مراکز پژوهشی و علمی، نبود تحقیقات منظم هنرهای نمایشی، فقدان مراکز اسناد و مدارک هنری، و نیز کمبود کتاب و کتابخانه های تخصصی، ما در همه ی زمینه ها با کاستی های جدی و چشمگیری روبه روییم.
وجود پاره ای پژوهش های سطحی ژورنالیستی نیز که تالیف شان بسیار شتاب زده صورت می گیرد و اغلب آن ها به شدت کهنه و تکراری بوده و یا رونویسی ناشیانه از کتاب های دیگران و منابع خارجی اند و تقریبا هیچ کدام به نیازهای واقعی امروز هنر و هنرمندان ایران پاسخ نمی گویند و تا به امروز جز غلط آموزی، سطحی نگری و «پخته خواری» سود دیگری در بر نداشته اند.
گفتن ندارد که خلاقیت های نمایشی گوناگون هنرمندان ما زمانی به سامان می رسد و از ارزش های مثبت و ماندگار برخوردار می شود که زیربنای تئوری محکمی داشته باشد. و به درستی این مهم به دست نمی آید مگر به یاری آموزش درست، استادان فرهیخته، وجود منابع موثق و داشتن م آخذ دقیق و علمی که باب نظریات نوین یا بحث های تازه را بگشاید، و یا از اصول پایه و راه کارهای نوین برای غنای زیبایی شناسی نمایش امروز سخن در میان آورد.
از سوی دیگر کثرت فرهنگ ها و وجود سبک ها، شیوه ها و گونه های جدید تئاتر در کنار آثار گوناگون بازمانده از حوزه های تمدن های مختلف از ۲۵۰۰ سال پیش تاکنون، فرهنگ تئاتر را چنان غنی و پیچیده و پرپشتوانه کرده است که بدون شک بدون تجهیز خود به منابع معتبر تاریخی یا تشریح اصول و روش های آن به یاری منابع پایه ای و مآخذ تشریحی نوین، امکان ندارد از دستاوردها و تجربیات گرانبار هزاران ساله ی این هنر در سطح جهان باخبر شویم.
بنابراین تلاش ما این خواهد بود تا این مجموعه، هم در زمینه ی نظری و عملی به نیازها پاسخ گوید و هم در باب مباحث تاریخی، ژانرها، سبک ها و تجربه های نوین، کمبودها را برطرف کند. و هدف در همه حال ارتقای سطح کمی و کیفی هنر نمایش و تامین نیاز هنرمندان، دانش آموختگان و دوستداران این هنر در زمینه های فکری و فنی پر ارزش است. باشد تا در جای خود پژوهشگران، منتقدان، گزارشگران هنری و خوانندگان مختلف را نیز به کار آید. و به ویژه هنرمندان گرامی شهرستان های دور و نزدیک را که امکان دسترسی کم تری به مراکز علمی و دانشگاه ها دارند از هر نظر یاری رسان باشد.

قطب الدین صادقی

پیشگفتار مترجم

پیشنهاد ترجمه کتابی را که در دست دارید، دوست و استاد عزیزم، مدیا کاشیگر به من داد. قرار اوّل مان هم این بود که نیمی از کتاب را خودش و نیم دیگر را من ترجمه کنم. امّا مدیا به دلیل مشغله بسیار و این اواخر هم ناراحتی قلبی، ترجمه کل کار را به من محول کرد. با این همه، بازهم با آن لطف و محبت فراوان و با دقت نظری که دارد، مرا در ترجمه کتاب کمک کرد و بسیاری از دشواری های متن را برایم حل نمود.
اما برگردان این اثر جز با همدلی یارانم در گروه تئاتر«نیوشا» به انجام نمی رسید؛ که در «سال بد، سال روزهای بلند و استقامت های کم» و در سخت ترین شرایط روحی مرا به ادامه کار امیدوار کردند:
دوست عزیزم نازنین گودرزیان، زحمت مقابله ترجمه با متن انگلیسی را به عهده گرفت و جابه جا از پیشنهادها و راهنمایی های ارزشمندش استفاده کردم. ناگفته نماند که متن اصلی هیچ پانوشت و پی نوشتی نداشت و تمام پانویس ها را هم همین عزیز گردآوری و در مواردی ترجمه کرده است.
وامّا محمود رضا رحیمی ــ که این ترجمه بیش از این ها مدیون اوست ــ بسیاری از مباحث پیچیده این کتاب را برایم روشن کرد. در واقع ترجمه این اثر به نوعی حاصل همکاری و همفکری ما در سال های اخیر و نتیجه یک فرایند عملی و گروهی است.

کیاسا ناظران
دیماه۱۳۸۱

برای آگاهی بیشتر

یرژی گروتفسکی(۱) به سال ۱۹۵۹، تئاتر آزمایشگاهی را در شهر شصت هزار نفری اُپُل(۲)، در جنوب غربی لهستان، پایه گذاری کرد. لودویک فلاژن(۳)، منتقد سرشناس تئاتر و ادبیات و همکار نزدیک گروتفسکی، در این راه یار و یاور او بود. در ژانویه ۱۹۶۵، تئاتر آزمایشگاهی به شهر دانشگاهی وروسلاو(۴) نقل مکان کرد. شهری که با نیم میلیون نفر جمعیت، پایتخت فرهنگی غرب لهستان نیز هست. گروتفسکی موسسه پژوهش برای بازی بازیگر را در همین شهر پایه گذاری کرد. آزمایشگاه همواره در فعالیت هایش از کمک های مالی حکومت بهره برداری می کند. این کمک ها از طریق شهرداری اپل و وروسلاو در اختیار آزمایشگاه قرار می گیرد.
خود نام آزمایشگاه بیانگر ماهیت روش آن است. تئاتر آزمایشگاهی نه تئاتر به معنای معمولی کلمه که بیشتر موسسه ای است که خود را وقف پژوهش در زمینه هنر تئاتر و به ویژه هنر بازیگری می کند. نمایش های تئاتر آزمایشگاهی نشان از گونه ای الگوی کاری دارد که در آن پژوهش های جاری درباره هنر بازیگری می تواند به جامه عمل درآید. در محافل تئاتری از این الگو به نام روش گروتفسکی یاد می شود. آزمایشگاه علاوه بر کار پژوهشی روشمند و اجرای نمایش های عمومی، عهده دار تربیت بازیگران، کارگردان ها و دیگر افرادی است که در زمینه های مرتبط با تئاتر مشغول به کارند.
تئاتر آزمایشگاهی، گروه ثابت خود را دارد که اعضای آن مربی هم هستند و برای دوره های کوتاه هنرجویانی هم می پذیرند که بسیاری از آن ها خارجی اند. همچنین آزمایشگاه همواره ارتباط تنگاتنگ خود را با متخصّصان دیگر رشته ها مانند روان شناسی، آواشناسی، انسان شناسی فرهنگی و... حفظ می کند.
تئاتر آزمایشگاهی در گزینش رپرتوار خود کاملاً منسجم عمل می کند. به این ترتیب که کلاسیک های بزرگ لهستانی و بین المللی که به اسطوره آگاهی جمعی نزدیک ترند در اولویت قرار دارند. نمایشنامه های زیر شاهدی هستند بر مراحل پیشرفت پژوهش روشمند و هنری گروتفسکی: قابیل اثر بایرون(۵)، شاکونتالا(۶) اثر کالیداسا(۷)، نیاکان اثر میکیویچ(۸)، کوردیان(۹) اثر سلواکی(۱۰)، آکروپولیس(۱۱) اثر ویسپیانسکی(۱۲)، هملتِ شکسپیر، دکتر فاستوسِ مارلو(۱۳) و همیشه شاهزاده کالدرون(۱۴) با بازنویسی سلواکی شاعر لهستانی. در حال حاضر آزمایشگاه مشغول تمرین نمایشی برگرفته از کتاب مقدس است. تئاتر آزمایشگاهی تورهای نمایشی خارج از کشور نیز برگزار می کند. دراین سفرها گروتفسکی در مراکزتئاتری کشورهای مختلف، کلاس های نظری و عملی بسیاری درباره روش خود برپا می کند.
ریشارد چیشلاک(۱۵)، نزدیک ترین همکار گروتفسکی در پژوهش های اوست. یک منتقد فرانسوی روزنامه «اکسپرس»(۱۶) معتقد است که چیشلاک در نقش همیشه شاهزاده، تصویر زنده ای از روش گروتفسکی است.

پیشگفتار

گروتفسکی یگانه است.
چرا؟
چون تاجایی که من می دانم، پس از استانیسلاوسکی(۱۷)، تنها گروتفسکی به گونه ای عمیق درباره ماهیت، پدیده و معنای بازی بازیگر و درباره ماهیت و علم فرایندهای ذهنی، بدنی و احساسی به مطالعه پرداخته است.
او تئاتر خود را به حق یک آزمایشگاه می نامد. تئاتر او یک مرکز پژوهشی است؛ تنها تئاتر پیش ـ رو(۱۸) که در آن نه بی چیزی عیب است و نه بی پولی عذری برای روش های نامناسب. روش هایی که خود به خود هر تجربه ای را به تباهی می کشند. در تئاتر گروتفسکی، مثل هر آزمایشگاه حقیقی دیگری، تجربه ها از اعتبار علمی برخوردارند؛ چرا که شرایط اساسی کار در آن ها مراعات شده است. درتئاتر گروتفسکی از محدودیت زمانی خبری نیست و هر چه هست تمرکز مطلق گروهی کوچک است. بنابراین، اگر یافته های او برای شما جالب است، باید به لهستان سفر کنید.
یاهمان کاری را بکنید که ما کردیم. گروتفسکی را به این جا بیاورید.
او دو هفته با گروه ما کار کرد. من از کار او هیچ چیز نمی گویم. چرا؟ به دو دلیل: نخست این که چنین کاری تنها زمانی آزادانه انجام می شود که پای اعتماد در میان باشد. دوم این که چنین کاری اساساً در بیان نمی گنجد. صحبت کردن از این تمرین ها، پیچیده کردن و حتی ضایع کردن آن هاست. امّا اگر جسمی که با جان خود یکی شده است، آن ها را انجام دهد، می بینیم که این تمرین ها بسیار روشن و ساده اند.
امّا کار او با گروه ما چه ارمغانی در پی داشت؟
تمرین های او شوک های زیادی به تک تک بازیگران وارد کرد:
۱) رو در روی مسائل ساده و غیر قابل انکاری قرارگرفتند.
۲) با کلیشه ها، کلک ها و سمبل کاری هاشان آشنا شدند.
۳) گوشه هایی از منابع گسترده و کشف نشده درون شان را شناختند.
۴) مجبور شدند از خود بپرسند که اصلاً چرا بازیگرند.
۵) مجبور به پذیرش وجود این پرسش ها شدند ــ به رغم سنّت طولانی انگلیسی که از هر آن چیزی که در هنر تئاتر جدی است روی گردان است ــ و پذیرفتند که زمان رویارویی به آن ها فرا رسیده است و فهمیدند که خود، خواهان رویارویی با این پرسش ها هستند.
۶) فهمیدند که در گوشه ای از این دنیا عده ای کمتر از دوازده نفر خود را مانند راهبان به تمامی وقف هنر بازی در تئاتر کرده اند و این عبارت تکراری آرتو(۱۹) را حقیقتاً به شیوه ای فراگیر برای زندگی بدل کرده اند: «سنگدل در قبال خودم.»
اما به یک شرط، خود را وقف بازی کردن، بازی را به غایتی در خود بدل نمی کند. برعکس، برای گروتفسکی بازی کردن یک وسیله است. چطور بگویم؟ برای او تئاتر یک گریزگاه یا یک سرپناه نیست؛ شیوه ای برای زیستن است. شاید این جمله رنگ و بویی مذهبی داشته باشد، امّا این تمام چیزی است که می توان درباره او گفت؛ بی هیچ بیش و کم. آیا تمرین های او نتیجه ای هم درپی داشت؟ مشکل بتوان گفت. آیا اکنون بازیگران ما بازیگران بهتری شده اند؟ آیا انسان های بهتری شده اند؟ تاآن جا که من دیده ام ــ نه تاآن جا که ادعا کرده اند ــ چنین نیست.
البته همه بازیگران هم مجذوب تجربه به دست آمده نشدند. حتی بعضی ها حوصله شان سر رفت.
اما همان طور که آردن(۲۰) می گوید:

«چون سیب دانه ای در دل دارد که جان می گیرد
از شادی سنگین گذر و از زندگی،
تا درختی شود شکوفایی میوه های خود
برای همیشه و برای یک روز.»

کار گروتفسکی و کار ما به موازات یکدیگر پیش می روند و در بعضی نقاط یکدیگر را قطع می کنند. ما از رهگذر این نقاط اشتراک و از رهگذر همسویی و حرمتی که برای هم قائلیم به یکدیگر پیوند می خوریم.
امّا زندگی تئاتر ما از زندگی تئاتری او یکسر متفاوت است. او یک آزمایشگاه را هدایت می کند و هراز چندگاهی به عدّه اندکی تماشاگر احتیاج دارد. او پیرو سنّتی کاتولیکی ـ یا ضد کاتولیکی است؛ که اگر چنین باشد، افراط کاری در هر دوی این سنت ها به یک نقطه می انجامد. اوخالق شکل تازه ای از آیین است. امّا ما در سرزمینی دیگر، زبانی دیگر و سنّتی دیگر زندگی می کنیم. هدف ما رسیدن به یک آیین عشاء تازه نیست؛ ما به دنبال پیوندهایی جدید در سنّت الیزابتی هستیم. پیوندهایی که خلوت و جلوت، درون و جمعیت، پنهان و پیدا و عامی و جادویی را با یکدیگر مرتبط سازد. پس نیازمند حضور توامان دو جمعیتیم: جمعیتی بر صحنه و جمعیتی نظاره گر. و در دل این صحنه لبریز، نیازمند کسانی هستیم که درونی ترین حقیقت خود را به تالاری سرریز پیشکش کنند وتجربه ای جمعی را با آن ها قسمت کنند.
ما برای رسیدن به یک الگوی فراگیر ــ رسیدن به ایده یک گروه یا یک جمع ــ راه درازی پیموده ایم.
امّا کار ما برای رشد و بالندگی یکایک اعضای گروه، همواره بسیار عجولانه و ابتدایی بوده است.
می دانیم که از دید نظری، هر بازیگر باید هر روز هنر خود را به نقد بکشد ــ مثل نوازندگان پیانو، رقصنده ها و نقاشان ــ و اگر این کار را نکند دور نیست روزی که دچار جمود شود و بیش از پیش کلیشه ها را به کار گیرد و در سرازیری زوال بیفتد. ما این را می دانیم،با این همه در جستجوی بی وقفه خون تازه و سرزندگی جوانی تلاش چندانی نمی کنیم. البته به استثنای چند تن از مستعدترین آدم ها که طبعاً بیشترین بخت و اقبال هم نصیبشان می شود و بیشترین وقت را هم صرف می کنند.
استودیوی استراتفورد(۲۱) محل مناسبی برای بررسی دوباره این مساله بود. ما از سویی همواره در تنگنای اجراهای پی درپی و خستگی کار قرار داشتیم و از دیگر سو با ضرر و زیان شرکت تئاتری مان مواجه بودیم.
کار گروتفسکی این نکته را گوشزد می کند که آن چه او کم و بیش به گونه ای معجزه آسا انجام می دهد، برای هریک از افراد این دوگروه بزرگ که کیلومترها با یکدیگر فاصله دارند لازم است.
شدّت، صراحت و صداقت کار او تنها یک چیز پشت سر او برجای می گذارد: مبارزه طلبی. نه فقط برای یک روز و تنها یک بار در زندگی، که برای همیشه.

پیتر بروک(۲۲)

برای عشق از دست رفته ام
ک. ن

نظرات کاربران درباره کتاب به سوی تئاتر بی‌چیز

داداش گروتوفسکی لهستانی بوده
در 12 ماه پیش توسط hoo...y29