Loading

چند لحظه ...
کتاب شاهدی برای دادگاه

کتاب شاهدی برای دادگاه

نسخه الکترونیک کتاب شاهدی برای دادگاه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۳,۶۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب شاهدی برای دادگاه

درباره کتاب شاهدی برای دادگاه

کتاب «شاهدی برای دادگاه» مجموعه‌ای از چند داستان کوتاه از نویسنده‌ی انگلیسی آگاتا کریستی است که اولین بار در اکتبر 1933 در انگلستان منتشر شد. در آن زمان ناشر اصلی کتاب‌های این نویسنده ویلیام کالینز و پسران برخلاف همیشه این اثر را منتشر نکردند و آن را انتشارات اودامز Odhams Press  به چاپ رساند. این کتاب بانام انگلیسی The Hound of Death اولین اثر این نویسنده‌ی سرشناس بود که در انگلستان منتشر شد اما در ایالات‌متحده با تا خیر بسیار راهی بازار شد. داستان‌های این مجموعه‌ هم برخلاف سایر آثار آگاتا کریستی محتوای کارآگاهی نسبتاً کمی دارند و مضمون اصلی داستان‌های آن اتفاقات عجیب‌وغریب و ماوراءالطبیعه است. مهم‌ترین داستان این مجموعه «شاهدی برای دادگاه» The Witness for the Prosecution است که براساس آن فیلم‌نامه‌ای برای ساخت مجموعه تلویزیونی نوشته شده است.

کتاب «شاهدی برای دادگاه» نوشته‌ی آگاتا کریستی شامل ده داستان خواندنی و دل‌نشین است که عبارت‌اند از:

  • تازی مرگ
  • علامت قرمز
  • مرد چهارم
  • کولی
  • چراغ
  • شاهدی برای دادگاه
  • راز کوزه آبی
  • قضیه عجیب سر آرتور کارمایکل
  • ندای بال‌ها
  • درخواست کمک

خلاصه کتاب شاهدی برای دادگاه

داستان اول کتاب «شاهدی برای دادگاه» بانام «تازی مرگ» با سفر آقای آنستروتر به فولبریج آغاز می‌شود. او برای مدتی به خانه‌ی خواهرش می‌رود که در دوران جنگ به بلژیکی‌های در راه مانده جا و مکان می‌داده است. او متوجه می‌شود در میان آن‌ها راهبه‌ای‌ عجیب حضور داشته است. کیتی پس از کنجکاوی برادرش نشانی این راهبه را می‌دهد که نزد دکتر رایان زندگی می‌کند. دکتر رایان مرد جوانی است که به تازگی به این روستا آمده است. او شیفته‌ی شخصیت پریشان راهبه است و او را در کلبه‌ای چوبی نگه‌داری می‌کند. آقای آنستروتر زمانی که در کلبه را باز می‌کند با زنی رنگ پریده با چشمانی نافذ و فوق‌العاده روبه‌رو می‌شود که هزاران حرف ناگفته دارد. آشنایی آن‌ها با یکدیگر داستان «تازی مرگ» نوشته‌ی آگاتا کریستی را شکل می‌دهد.

درباره آگاتا كريستی

آگاتا كريستی نویسنده‌ی این مجموعه داستان یکی از معروف‌ترین نویسندگان بریتانیایی است. او در 15 سپتامبر سال 1980 به دنیا آمد و کودکی‌اش را در خانواده‌ای از طبقه‌ی اشراف گذراند. او در جوانی تحصیلات دانشگاهی را دنبال نکرد ولی داستان‌نویسی را از دهه‌ی بیست میلادی آغاز کرد. او با انتشار ده‌ها داستان جنایی به شهرت جهانی رسید و به یکی از چهره‌های ماندگار ادبی تبدیل شد. نام او در کنار نام چهره‌های همچون ژول ورن و شکسپیر می‌درخشد و ماندگار در تاریخ ادبیات جنایی دنیا است.

به آگاتا كريستی لقب ملکه‌ی جنایت داده‌اند. او بیش از هفتاد داستان جنایی نوشت که هر کدام از آن‌ها گنجینه‌ای اسرارآمیز از اتفاقات مرموز و پلیسی هستند. براساس تعداد زیادی از این داستان‌ها تاکنون چندین فیلم سینمایی و مجموعه تلویزیونی ساخته شده است. کریستی، اولین نویسنده‌ای است که کتاب‌هایش بیشترین ترجمه را به زبان‌های مختلف دنیا داشته‌ است. او در میان خوانندگان فارسی زبان هم بسیار شناخته شده و محبوب است و طرفداران بسیار زیادی دارد. «قتل راجر آكرويد»، «آقای كوئين مرموز» و «قتل در قطار سريع‌السير شرق» ازجمله آثار این نویسنده هستند که به فارسی ترجمه شده‌اند و نسخه‌ی الکترونیک آن‌ها در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است.

ترجمه کتاب شاهدی برای دادگاه به زبان فارسی

کتاب «شاهدی برای دادگاه» نوشته‌ی آگاتا كريستی با ترجمه‌ی «حميدرضا بلندسران» از سوی انتشارات هرمس در سال 1393 منتشر شد که نسخه‌ی الکترونیک آن در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. «حميدرضا بلندسران» از مترجمان ایرانی فعال در زمینه‌ی ترجمه‌ی آثار جنایی و پلیسی است که سایر آثار آگاتا کریستی هم ترجمه کرده است.

در بخش‌هایی از کتاب شاهدی برای دادگاه می‌خوانیم

کانن پارفیت کمی به نفس‌نفس افتاده بود. دنبال قطار دویدن برای مردی به سن و سال او کار چندان آسانی نبود. به خاطر اینکه هیکلش به درد این کار نمی‌خورد و با آن افت بدنی، امکان داشت نفس کم بیاورد. استعدادی که کانن خودش همیشه بامتانت، از آن به‌عنوان «مشکل قلبی» یاد می‌کرد.

نفس راحتی کشید و گوشه کوپه درجه یک لم داد. گرمای بخاری کوپه برایش لذت‌بخش‌ترین چیز بود. بیرون برف می‌بارید. خوش‌شانس بود که در این سفر شبانه طولانی یک صندلی را در گوشه‌ای دنج برای نشستن پیدا کرده بود. در غیر این صورت بدبختی محض بود. باید در این قطار کوپه خواب هم می‌گذاشتند.

سه گوشه دیگر قطار قبلاً اشغال شده بودند، و با توجه به این موضوع کانن پارفیت متوجه کسی شد که در گوشه‌ای دورتر نشسته و داشت لبخند ملایمی حاکی از آشنایی به او می‌زد. مردی اصلاح کرده بود با چهره‌ای شوخ که موهای روی شقیقه‌هایش کمی سفید شده بودند. آن قدر واضح بود او یک وکیل است که هیچ کس حتی برای لحظه‌ای او را با چیز دیگری اشتباه نمی‌گرفت. در واقع سر جرج دوراند وکیل خیلی مشهوری بود.

سرزنده و خونگرم پرسید: - خب، پارفیت: مثل اینکه دنبال قطار دویده‌ای، نه؟

کانن گفت: – متأسفانه برای قلبم خیلی بد است. چه تصادفی که شما را می‌بینم، سر جرج. دارید به شمال می‌روید؟

سر جرج کوتاه جواب داد: - نیوکاسل

سپس افزود: - راستی، دکتر کمپبل کلارک را می‌شناسی؟

او مردی بود که همان طرف کوپه نشسته بود و کانن با خوش‌رویی سرش را به طرفش خم کرد.

وكيل ادامه داد: - روی سکو همدیگر را دیدیم، این هم یک تصادف دیگر.

کانن پارفیت با علاقه زیادی به دکتر کمپیل کلارک نگریست. اسمش را شنیده بود. دکتر کلارک از پیشکوستان و متخصصان روان‌پزشکی بود و کتاب آخرش، مسئله ضمیر ناخودآگاه، به‌عنوان بحث‌برانگیزترین کتاب سال شناخته می‌شد. كانن، چهره‌ای را می‌دید با فک‌های چهارگوش، چشمان آبی آرام و موهای متمایل به قرمز که هنوز سفید نشده بودند، ولی به‌سرعت داشتند می‌ریختند. همچنین تأثیر یک شخصیت قوی او را حس می‌کرد.

کانن با حواسی کاملاً جمع نگاهی به صندلی مقابلش انداخت، انتظار داشت آنجا هم با نگاه آشنایی روبه‌رو شود، اما مثل اینکه چهارمین مسافر کوپه آدم کاملاً غریبه‌ای بود. کانن فکر کرد شاید یک خارجی باشد. مردی نیمه سبزه بود و چیز خاصی در ظاهرش دیده نمی‌شد. در پالتو بزرگی کز کرده بود، انگار خیلی زود خوابش برده بود.

مشخصات کتاب شاهدی برای دادگاه

  • ناشر هرمس
  • تاریخ نشر ۱۳۹۳/۱۰/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.31 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۳۸ صفحه
  • شابک

نظرات کاربران درباره کتاب شاهدی برای دادگاه

داستان های کوتاه .....تقریبا جالب بودن.
در ۱ سال پیش توسط mr zm ( | )
ترجمه بعضی جاها خیلی آشفته بود. ضمنا مجموعه داستان است
در ۲ سال پیش توسط zoh...asi ( | )
سلام ، این کتاب به لحاظ روانشناسی بسیار قشنگ نوشته شده بود و سرگرم کننده بود
در ۳ سال پیش توسط زهره صالح زاده ( | )
هیچکدوم, مجموعه داستانه
در ۴ سال پیش توسط man...a28 ( | )
این از مجموعه پوآروئه یا خانم‌ مارپل یا هیچ کدام ؟
در ۴ سال پیش توسط a.h...377 ( | )
  • ۱
  • ۲
  • بعدی ›
  • آخرین ››