فیدیبو نماینده قانونی انتشارات البرز و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب برنامه پرواز

کتاب برنامه پرواز
چگونه بهتر و سریع‌تر از آنچه تاکنون تصور کرده‌اید به هدف خود دست یابید

نسخه الکترونیک کتاب برنامه پرواز به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۶,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب برنامه پرواز

کتاب «برنامه پرواز: چگونه بهتر و سریع‌تر از آنچه تا کنون تصور کرده‌اید به هدف خود دست یابید»، نوشته برایان تریسی ( -۱۹۴۴) نویسنده کتاب‌های پرفروش روانشناسی کاربردی است. او همچنین تا کنون، سمینارهای متعددی با موضوعات رهبری، فروش، مدیریت استراتژیک و موفقیت برگزار کرده است. این کتاب تریسی توسط مریم منیژه جلالی به فارسی ترجمه شده است. در مقدمه «برنامه پرواز» می‌خوانیم: «برایان تریسی به شما نشان می‌دهد برای رسیدن به موفقیت و دستاوردهای بزرگ‌تر چگونه مسیر خود را روی نقشه تعیین کنید. او می‌نویسد زندگی سفر است و شما برای این سفر به هدف‌های شفاف، نقشه و برنامه نیاز دارید. شما راز حقیقی موفقیت را در برنامه پرواز برایان تریسی خواهید یافت. خواندن این کتاب ساده و دنبال کردن برنامه گام‌به‌گام آن، شما را در مسیر رسیدن به هدف‌هایتان هدایت می‌کند. شما توانایی این را پیدا می‌کنید تا به موفقیت‌های بیش از آنچه تاکنون داشته‌اید، دست یابید. برایان خود با استفاده از همین اصول و تدابیر از فقر به ثروت رسیده است. او این اصول و تدابیر را به چهار میلیون انسان در چهل‌وشش کشور آموزش داده است. افرادی که دستور کار او را در برنامه پرواز به کار می‌بندند، تغییرات فوری و پیشرفت‌های پایداری را در هر زمینه از زندگی خود تجربه می‌کنند». کتاب «قورباغه را بخور» یکی از مشهورترین کتاب‌های تریسی است که در ایران چندین بار ترجمه و تجدید چاپ‌شده و یکی از پرفروش‌ترین کتابهای ناشران محسوب می‌شود.

ادامه...

بخشی از کتاب برنامه پرواز

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



۱. مقصد خود را انتخاب کنید

دقت، ویژگی مردان موفق است که آنان را از انسان های دیگر متمایز می کند. نبوغ، هنرِ تحمل کردن رنج های بی پایان است.
همه دستاوردهای بزرگ، حتی برای کوچک ترین جزئیات با تلاش فراوان و تحمل رنج های بیکران حاصل شده اند.

اِلبرت هوبارد(۲)

شما اکنون توانایی آن را دارید که بیش از آنچه تا به حال برای خود امکان پذیر می دانسته اید به دست بیاورید. شما دارای استعدادی بیش از آن هستید که بتوانید در دوره حیات صد ساله خود از آن استفاده کنید. پیش از این هرگز فرصت ها و امکاناتی بیش از آنچه امروزه برای توانمند ساختن شما در دستیابی به سطح بهتری از زندگی، خوشبختی و رفاه مادی فراهم آمده، وجود نداشته است. برای اینکه این امکانات بیکران را بشناسید، نخستین و بزرگ ترین مسئولیت شما این است که آنچه را به راستی می خواهید به طور کامل و روشن مشخص کنید.
هنگامی که به روشنی خود را بشناسید، بدانید چه می خواهید و به کجا می خواهید بروید، ده برابر یک انسان عادی را به دست خواهید آورد و به آن چه می خواهید بسیار سریع تر دست خواهید یافت.
به طور تقریبی همه ما چهار هدف مشترک داریم که عبارتند از: یک ــ داشتن اندامی خوب، سلامتی و عمر طولانی؛ دو ــ داشتن شغلی که دوستش بداریم و درآمد خوبی از آن به دست آوریم؛ سه ــ داشتن روابط خوب و شیرین با افرادی که دوستشان داریم و محترم می شماریم و همچنین با کسانی که ما را دوست دارند و محترم می شمارند؛ و چهار ــ به دست آوردن استقلال مالی به گونه ای که نداشتن پول هرگز نگرانمان نکند. وقتی در هر یک از این چهار زمینه، امتیازی از یک تا ده به خود بدهید، درخواهید یافت که بیشترین مشکلات و نگرانی شما به آن بخشی از زندگی تان مربوط می شود که کمترین امتیاز را گرفته است. سریع ترین پیشرفت در زندگی تان هنگامی رخ خواهد داد که در آن بخشِ به خصوص، پیشرفت کنید.

نگرش فراوانی

در پرواز به سوی هر یک از این چهار مقصد، شما می توانید یکی از این دو نگرش را داشته باشید: نگرش فراوانی یا نگرش کمبود. چنانچه نگرش فراوانی داشته باشید، اعتماد به نفس خواهید داشت، مثبت نگر و خوش بین خواهید بود و پیوسته با دلگرمی در مسیر آرزوهایتان پیش خواهید رفت.
وقتی نگرش فراوانی دارید، به دنیا با دیدی خیرخواهانه نگاه می کنید و ایمان دارید که جهان مکان زیبایی است که آدم های خوب آن را پر کرده اند. احساس خواهید کرد که زمان شما بهترین زمان ممکن برای زندگی کردن است.
این به آن معنا نیست که شما به مسائل و مشکلات جهان آگاه نیستید، بلکه می پذیرید که این مسائل و مشکلات همیشه وجود داشته اند. با نگرش فراوانی، شما مثبت تر و سازنده تر خواهید بود، روی راه حل ها بیش از مشکلات تمرکز خواهید کرد. بیشتر به پیشرفت و بهبود مسائل توجه می کنید تا اینکه چه کسی را باید سرزنش کرد یا در گذشته چه اتفاقی افتاده است.
اما اگر دیدگاهی حاکی از کمبود داشته باشید، درست در جهت مخالف آنچه گفته شد حرکت خواهید کرد. اعتقاد خواهید داشت که موفقیت تنها به بخت و اقبال بستگی دارد و افراد موفق به احتمال زیاد ثروت خود را از راه فریب دیگران و کلاه برداری به دست آورده اند. از همه جا بدی و ناجوانمردی خواهید دید. به سادگی بهانه های قدیمی را خواهید پذیرفت: «پولدارها، پولدارتر می شوند و فقیرها، فقیرتر!»، «مهم نیست شما چه کار بلدید یا چه دانشی دارید؛ مهم این است که چه کسی را می شناسید!»...
هر طرز فکر و نگرشی که داشته باشید، نیرویی همانند آن را در خود به وجود خواهید آورد؛ جهان بیرونی خود را با جهان درونی شما سازگار می کند. و شما به این دلیل که هم اکنون سرگرم خواندن این کتاب هستید، به طور حتم صاحب نگرش فراوانی، مثبت و خیرخواهانه هستید و خرد و توانایی لازم را برای در اختیار گرفتن زندگی خود در دست دارید و مطمئن هستید، آنچه برایتان پیش می آید به اراده و تصمیم خودتان بستگی دارد.
اگر شما شخصی سازنده و مثبت باشید، نسبت به خود و هرآنچه برایتان اتفاق می افتد مسئولیت پذیری بیشتری خواهید داشت. کسی را سرزنش نمی کنید و بهانه نمی آورید. اگر شرایطی را که در آن هستید دوست نداشته باشید می کوشید که آن را تغییر دهید و اگر نتوانید، آن را می پذیرید ولی هرگز شکایت نمی کنید.

از مقصد خود نموداری ترسیم کنید

هرچه برای تصمیم گیری درباره مقصد و هدف خود وقت بیشتری بگذارید، رسیدن به آنها برایتان سریع تر و آسان تر خواهد بود. هدف آتی شما، رفتارها و حرکت های هرروزه شما را در زمان کنونی تعیین خواهد کرد.
با مهم ترین پرسش آغاز کنید: من به راستی از زندگی خود چه می خواهم؟
هنگامی که در هر بخشی از زندگی هدف های خود را تعیین می کنید، کاملاً خودخواه و آرمان گرا باشید. به طور دقیق شرایطی را بخواهید که در صورت دستیابی به آنها خوشبخت خواهید بود و بیشترین رضایت را کسب خواهید کرد.
تصور کنید که می توانید عصایی جادویی را به چرخش درآورید و زندگی خود را از هر جهت عالی و بی نقص بسازید. در این صورت زندگی شما چه شکلی خواهد داشت؟ زندگی رویایی خود را چگونه ترسیم خواهید کرد؟
هنگام طرح این پرسش تصور کنید هیچ گونه محدودیتی برایتان وجود ندارد. تصور کنید وقت و پول، همه آگاهی ها و مهارت ها، دوستان و روابط و همه دانش و توانایی لازم را برای دستیابی به هدف هایی که برای خود تعیین می کنید در اختیار دارید. به شکل دیگر، تصور کنید کارت اعتباری نامحدودی دارید و می توانید به هر مقصدی که بخواهید پرواز کنید.

شغل و درآمد دلخواه شما

با کار و حرفه خود آغاز کنید. درآمد دلخواه شما چه مبلغی است؟ چه سازمان یا شرکتی محیط کاری دلخواه شماست؟ مایلید با چه افرادی کار کنید؟ اگر می توانستید کار و شغل خود را تعیین کنید، چه شغلی برایتان بیش از همه خوشایند و لذت بخش بود و از چه راه هایی بیشترین بازدهی را به دست می آوردید؟ چه استعدادها و توانایی های ویژه ای دارید که مایلید در بالاترین حد ممکن مورد استفاده قرار گیرد؟
از آنجا که به احتمال زیاد مجبور خواهید بود برای بیشتر عمرتان در یک شغل و حرفه مشغول به کار باشید، یکی از مهم ترین مسئولیتهای شما این است که شغلی را که به راستی و بیش از همه دوست دارید به روشنی مشخص کنید. همان گونه که ناپلئون هیل(۳) گفته است، «کلید موفقیت، تصمیم گرفتن درباره شغلی است که بیشترین رضایت و خوشحالی را برای شما فراهم آورد و سپس یافتن راهی که بتوانید از آن شغل درآمد خوبی به دست آورید.»
اگر می توانستید در تمام طول روز تنها یک کار انجام دهید و از آن راه درآمد خوبی داشته باشید، چه کاری را انتخاب می کردید؟

استعدادها و توانایی های ذاتی شما

وِین دایر(۴) می گوید: «هر کودکی با دستورهای محرمانه ای به دنیا می آید.» دستورهای محرمانه شما چیست؟ برای انجام چه کارهایی به دنیا آمده اید؟ استعدادها، توانایی ها، خواسته ها، آرزوها و مهارت هایی که شما را از دیگران متمایز می سازد کدامند؟ چگونه آگاه می شوید چه زمانی سرگرم انجام همان وظیفه ای هستید که به خاطرش متولد شده اید؟ چگونه می توانید آن را بیان کنید؟
در اینجا ده مشخصه وجود دارد که با استفاده از آنها می توانید تعیین کنید آیا در جایگاه درست قرار دارید یا نه، و آیا آنچه را برای انجامش به این جهان پا گذاشته اید، انجام می دهید:

۱. شما کار خود را دوست دارید. آن را با علاقه انجام می دهید، شما را مجذوب می کند، برایتان سرگرم کننده است.
۲. می خواهید در کارتان عالی باشید و جزء ده نفر اولی قرار گیرید که در زمینه شغلی شما کار می کنند.
۳. افراد موفقی را که در زمینه شغلی شما کار می کنند تحسین می کنید و می خواهید مانند آنان باشید و به همان سطح از موفقیت برسید.
۴. دوست دارید درباره رشته ای که برای کار انتخاب کرده اید بیشتر بیاموزید ــ درباره آن می خوانید، در کلاس ها و سخنرانی ها شرکت می کنید، به مطالبی که درباره آن گفته می شود گوش می سپارید و در زندگی خود هرگز از بیشتر آموختن خسته نمی شوید.
۵. کار مناسب برای شما کاری است که آموختن و انجام دادن آن برایتان آسان باشد، گویی به طور طبیعی به سوی شما آمده است، درحالی که انجام دادن آن برای دیگران مشکل است.
۶. هنگامی که کاملاً سرگرم انجام دادن کارتان هستید، گویی زمان متوقف می شود. بیشتر وقت ها فراموش می کنید چیزی بخورید، بنوشید یا استراحت کنید.
۷. تجربه های موفقیت آمیز در این رشته بالاترین احساس اعتماد به نفس و رضایت خاطر را به شما می دهد به طوری که به سختی می توانید منتظر به دست آوردن موفقیت بعدی بمانید.
۸. دوست دارید زمانی که سرگرم انجام کارتان نیستید به آن فکر کنید و درباره آن حرف بزنید. کار شما با تمامی زندگی شما در هم آمیخته شده است.
۹. دوست دارید با آدم هایی که در زمینه کاری شما هستند همنشین باشید و در هر فرصتی با آنان گفتگو کنید.
۱۰. تصمیم دارید این کار را در سراسر زندگی خود انجام دهید و هرگز بازنشسته نشوید، زیرا از آن بسیار لذت می برید.
می گویند: «کاری را که دوست دارید انجام دهید، پول در پی آن خواهد آمد.» موفقیت حقیقی، از کشف آنچه دوست دارید انجام دهید و سپردن تمامی وجودتان برای بهتر و بهتر انجام دادن آن به وجود می آید. تعیین شغل یا کار دلخواه در انتخاب مقصد حقیقی و تجلی توانایی های واقعی شما، نقشی حیاتی و اساسی دارد.

زندگی شخصی دلخواه شما

عصایی جادویی را در بالای سر روابط خانوادگی و زندگی شخصی خود بچرخانید. اگر زندگی خانوادگی شما کامل و بی عیب و نقص بود، این زندگی چه شکلی داشت؟ از کدام شیوه زندگی لذت می بردید؟ کجا زندگی می کردید؟ چه نوع خانه ای می خواستید داشته باشید؟ در داخل و خارج از خانه، با اعضای خانواده خود وقت خود را چگونه می گذراندید؟
اگر ازدواج نکرده اید، بهترین نوع رابطه را تعریف کنید. شخص رویاهای خود را توصیف کنید. خصایص و ویژگی هایی را که شخص دلخواه شما باید داشته باشد مشخص کنید و بنویسید. به طور حتم از کوتاهی زمانی که شخص دلخواه خود را ملاقات خواهید کرد، شگفت زده خواهید شد.
اگر زندگی شخصی شما در هر زمینه ای کامل و بی عیب و نقص بود، وقت و زندگی خود را چگونه می گذراندید؟ چه نوع خودرویی سوار می شدید؟ تعطیلات را چطور می گذراندید؟ آرزوی رسیدن به چه هدف هایی را داشتید؟ سالنامه دلخواه خود را ــ روز به روز، هفته به هفته، ماه به ماه و سال به سال تنظیم کنید. آگاهی از آنچه می خواهید، نخستین گام برای رسیدن به آن است.

هیچ محدودیتی تصور نکنید

اگر از لحاظ جسمی در سلامتی کامل به سر می بردید با شرایط جسمانی کنونی خود چه تفاوتی داشتید؟ وزنتان چقدر بود؟ اندامتان چه شکلی داشت؟ چه نوع غذاهایی می خوردید؟ در هر روز یا هر هفته چه نوع ورزش هایی را انجام می دادید؟ تصور کنید که می توانستید اندام دلخواه خود را بتراشید و شکل دهید. چگونه اندامی برای خود می ساختید؟
سرانجام، اگر زندگی مادی شما از هر جهت کامل و بی نقص بود، ثروت شما چقدر بود؟ در بانک چقدر پول داشتید؟ چه مقدار از پولتان را به سرمایه گذاری و کار خود اختصاص می دادید؟ سود یا درآمد خالص شما چقدر بود؟ درآمد ناخالص ماهانه و سالانه شما چقدر بود؟ به خصوص، مایل بودید درآمد خالص شما چقدر باشد؟
هرچقدر صداقت و شفافیت پاسخ های شما به این پرسش ها بیشتر باشد، تصمیم گیری برای تعیین مقصد و مشخص کردن برنامه پرواز برایتان آسان تر خواهد بود.

استقلال مالی

در اینجا تمرین ساده ای وجود دارد: تعیین کنید برای داشتن یک زندگی راحت، ماهانه به چه مقدار پول نیاز دارید؟ همه مخارج مسکن، غذا، سفر، هزینه های درمانی، تعطیلات، تفریحات و سرگرمی را محاسبه و رقم به دست آمده را در دوازده (تعداد ماههای یک سال) ضرب کنید. سپس آن رقم را در بیست (تعداد احتمالی سالهایی که پس از بازنشستگی زندگی خواهید کرد) ضرب کنید. رقمی که حاصل می شود هدف شما را برای زندگی در دوران بازنشستگی نشان خواهد داد. این مبلغی ست که شما باید پس انداز کنید تا در زندگی خود از لحاظ مالی استقلال داشته باشید.
سپس دارایی کنونی خود را محاسبه کنید. به طور دقیق روی کاغذ حساب کنید امروز چقدر ثروت دارید. تصور کنید تصمیم دارید همه چیز را بفروشید و به یک کشور خارجی مهاجرت کنید. صادق باشید. اگر همین امروز همه دارایی های خود را به صورت نقد درآورید، در مجموع چقدر خواهید داشت؟ این همان روشی است که وقتی شما درخواست وام می کنید، بانک انجام می دهد. وام دهنده می خواهد بداند شما چقدر ثروت دارید، چقدر بدهکارید، در حساب های بانکی خود چقدر پول نقد دارید.
اکنون از نقطه آغاز زندگی اقتصادی، دارایی حقیقی و اهداف مالی خود در زندگی و همچنین از رقمی که می خواهید در سال های آتی به آن برسید، آگاهی دارید. شما برای حرکت آماده اید.

بازگشت ـ از ـ فکر آینده

در تعیین هدف نهایی زندگی خود در هر زمینه، «چشم اندازی بلندمدت» را بررسی کنید. این روش که به وسیله بیشتر آدم های موفق به کار برده می شود، شما را ملزم می دارد از هم اکنون برای چند سال آینده خود برنامه ریزی و تعیین کنید که در پایان آن دوره می خواهید کجا و در چه شرایطی باشید.
سپس «بازگشت ـ از ـ فکر آینده» را تمرین کنید. از موقعیت مناسب آینده که در تصورات خود به آن رسیده اید به پشت سر یعنی جایی که اکنون هستید نگاه کنید. سپس درباره قدم هایی که امروز، در نقطه آغاز، می توانستید بردارید، تا شما را از جایی که هستید به آنجایی که می خواهید در آینده باشید، برسانند، فکر کنید.
این چشم انداز درازمدت به شما امکان می دهد که خود و زندگی خود را با شفافیت بیشتری ببینید. این چشم انداز روشن می سازد که اگر به راستی می خواهید به هدف خود برسید، لازم است امروز چه کاری را انجام دهید و چه کاری را متوقف کنید.
هنگامی که به طور کامل و به روشنی هدف و مقصد خود را بشناسید، خواهید دید که تصمیم گیری برای حرکت و عمل بسیار آسان تر خواهد بود. راز مهم این است که مطمئن شوید گامی که امروز برمی دارید و هر تصمیمی که می گیرید شما را به سوی هدفی که انتخاب کرده اید پیش می برد.

چهار روش نیرومند

در تعیین هدفتان، شما می توانید برای سریع تر شدن پیشرفت تان و افزایش احتمال دستیابی به اهداف و برنامه هایتان، چهار روش ویژه را به کار گیرید. این چهار روش عبارتند از: نوشتن، تجسم ذهنی، برخورد احساسی و توجیه منطقی. اکنون به ترتیب به آنها می پردازیم:

۱. بیان شفاهی: هدفی روشن، مشخص و قابل سنجش را روی کاغذ بنویسید. شما نمی توانید هدفی را که نمی بینید، نشانه گیری کنید. نمی توانید به هدفی دست یابید که نمی توانید آن را به روشنی با کلمات بیان کنید. هرچقدر زمان بیشتری برای تعریف و تشریح دقیق و درست هدفی که آرزوی دستیابی به آن را دارید صرف کنید، آسان تر خواهد بود که مطمئن شوید هر گامی که برمی دارید در مسیر درست قرار دارد.

۲. تجسم ذهنی: همه پیشرفت ها در زندگی بیرونی شما با بهبود و پیشرفت تصاویر ذهنی شما از آینده دلخواه تان آغاز می شود. شما با آفرینش تصویر ذهنی روشن و دقیقی از هدف یا مقصد نهایی خود به تجسم ذهنی می پردازید.
توانایی مجسم ساختن یکی از شگفت انگیزترین نیروهایی ست که شما در اختیار دارید. هربار که تصویر هدف دلخواه خود را چنان به ذهن می آورید که گویی تحقق یافته است، این پیام را ژرف تر و ژرف تر در ذهن نیمه هشیار خود ترسیم می کنید. هرچه بتوانید هدفتان را در ذهنتان شفاف تر ببینید، آن هدف سریع تر به واقعیت خواهد پیوست.

۳. برخورد احساسی: وقتی هدفی را که نوشته و در ذهن مجسم ساخته اید از جهت احساسی بررسی می کنید، در واقع احساساتی را که در صورت دستیابی به آن هدف تجربه خواهید کرد در درون خود بیدار می سازید. هرچه اشتیاق شما برای دست یافتن به این هدف زیادتر باشد، انرژی و قدرتی که برای آن به کار خواهید گرفت بیشتر خواهد بود و سریع تر به سوی آن حرکت خواهید کرد. وقتی احساس شادی، خوشبختی، غرور و لذتی را که دستیابی به هدف نصیبتان می سازد، تصور کنید، نیروهای ذهنی خود را برای رسیدن به هدفتان چندبرابر خواهید ساخت.

۴. توجیه منطقی: شما با نوشتن همه دلایلی که برای رسیدن به این هدف دارید و همه منافعی که هنگام رسیدن به این هدف، از آنها لذت خواهید برد، هدف خود را به شکل منطقی بررسی می کنید، از همه راه هایی که دستیابی به این هدف، زندگی شما را بهبود می بخشد، فهرستی تهیه کنید. به گفته نیچه، «هر آن کسی که دلیلی به اندازه کافی قوی دارد می تواند کم و بیش هر مشکلی را تاب بیاورد.»
دلایل، نقش سوخت را در تنور موفقیت ایفا می کنند. هرچه در انتظار کشیدن برای دستیابی به هدفتان دلایل بیشتری داشته باشید، باانگیزه تر و مصمم تر خواهید بود. هرچه دلایلتان بیشتر باشد در رویارویی با ناملایمات ثابت قدم تر و مقاوم تر خواهید بود. هرچه دلایل بیشتری داشته باشید، در غلبه بر مشکلات و از سر راه برداشتن موانع، خلاق تر خواهید شد. هرچه دلایل بیشتر باشد، کمتر احتمال خواهد داشت که در حرکت به سوی هدف و مقصد خود، کند یا متوقف شوید.

آن را باور کنید

نکته مهم: مطمئن شوید که هدف های شما باورکردنی و واقعی هستند. همان گونه که ناپلئون هیل گفته است، «انسان هرآنچه را بتواند در ذهن بپروراند و باور کند می تواند به دست آورد.»
هنگامی که برای رسیدن به هدفی شورانگیز در آینده تصمیم می گیرید باید دقت کنید هدفتان واقع بینانه باشد. چیزی باشد که ذهن بتواند آن را دنبال کند. چیزی باشد که شما را به تلاش وادارد ولی احساس کنید که دست یافتنی است.
به همین دلیل است که گفته می شود، هدف های باورکردنی داشته باشید؛ اگر هدفی که تعیین می کنید بسیار فراتر از هر چیز دیگری باشد که تاکنون به آن دست یافته اید، به جای آنکه شما را برانگیزاند، دلسردتان خواهد ساخت. وقتی هدف های خود را خیلی بزرگ انتخاب می کنید، یک سازوکار «کلید خودکار» در ذهن نیمه هشیار، انگیزه شما را خاموش می سازد.
اگر نتوانید در ذهن آگاه خود کاملاً باور کنید که می توانید به هدفی دست یابید، هیچ یک از نیروهای ذهنی شما برای کمک به دستیابی به آن هدف آغاز به کار نخواهند کرد. ممکن است برای مدتی کوتاه هیجان زده و برانگیخته شوید ولی به محض آنکه با ناملایمات اجتناب ناپذیر روبه رو شوید، دلسردی ناشی از دست نیافتن به هدف به سراغتان خواهد آمد و از ادامه راه پشیمان و، تسلیم خواهید شد.

پیش از آنکه بدوید، راه بروید

بیشتر وقت ها، شرکت کنندگان در سمینارها نزد من می آیند و می گویند که هدف اقتصادی خود را مشخص کرده اند. وقتی از آنان می پرسم هدفشان چیست، می گویند تصمیم گرفته اند در یکی دو سال آینده میلیونر یا حتی میلیاردر شوند.
در بیشتر این موارد، روشن می شود که این افراد هیچ پولی ندارند یا بسیار کم دارند. بیشتر آنان در دهه سی یا چهل سالگی هستند و زندگی گذشته آنان حکایت از سوء مدیریت اقتصادی ایشان دارد. با وجود این، فکر می کنند که می توانند همه گذشته خود را نادیده بگیرند و با آمادگی ناچیز، تجارب محدود و هیچ فکر روشنی برای رسیدن به مقصد، به ثروت و فراوانی برسند. آنان فکر می کنند همه چیزی که برای رسیدن به ثروت لازم دارند داشتن افکار مثبت است و از این راه خواهند توانست هر چیزی را که برای چیرگی بر چند دهه شکست و سرخوردگی نیاز دارند به طور معجزه آسایی به سوی خود جلب کنند.
هنگامی که این افراد به من می گویند می خواهند هرچه زودتر میلیونر شوند، من به ایشان پیشنهاد می کنم که نخست به ثروتی کمتر از آن رضایت دهند. به طور مثال پس از آنکه توانستند پس اندازی حدود «هزار دلار» فراهم سازند و از زیر بار دیون خود درآیند، می توانند به دنبال «ده هزار دلار» بروند و به تدریج هدف خود را بزرگ تر سازند. برای به دست آوردن چیزهای بزرگ، کوشش فراوان لازم است. هر کسی باید پیش از آنکه بتواند بدود راه رفتن را بیاموزد.

سزاوار بودن یا نبودن

مانع بزرگ در راه شما برای رسیدن به موفقیت به دنیای خارج مربوط نمی شود، بلکه به دنیای درونی شما و شناخت و رها ساختن نیروهای شگفت انگیز ذهنتان ارتباط پیدا می کند.
به دلیل تجربیات کودکی و عوامل دیگر، سلسله ای از گرفتگی های روان شناختی ــ «ترمزهای ذهنی» بالقوه در درون شما و در برابر توانایی هایتان وجود دارد. یکی از نخستین گامها برای دستیابی به هدف های بزرگ این است که این بازدارنده های ذهنی را بشناسید و از آنها رها شوید تا بتوانید در زندگی بسیار سریع تر از گذشته به سوی آینده گام بردارید.
یکی از زیان بخش ترین این بازدارنده های ذهنی، احساس ناشایسته بودن یا سزاوار نبودن است. زمانی که به گونه ای ژرف در قلب خود احساس می کنید به راستی سزاوار خوشبختی، داشتن سلامتی کامل و ثروتمند بودن نیستید. بیشتر آدم ها تا اندازه ای چنین احساسی را دارند و برای بیشتر آنان به صورت مانعی بزرگ در برابر موفقیت درمی آید. این احساس بازدارنده در جمله ای مانند «من به اندازه کافی شایسته نیستم» ابراز می شود.

برای دیگران ارزش بیافرینید

واقعیت این است که شما سزاوار همه چیزهای خوبی که در زندگی وجود دارد هستید تا زمانی که انسان های دیگر را نیز در دنیای خود سهیم سازید. شما تا زمانی که استعدادها و مهارت های خود را تقویت می کنید و با تلاش خود کارهایی انجام می دهید که به دیگران نیز سودی می رسانید، شایسته همه فرصت ها و پاداش هایی که به دست می آورید هستید. به هیچ وجه لازم نیست احساس گناه یا ناشایستگی داشته باشید. هنگامی که ارزش های به دست آورده را با دیگران تقسیم می کنید، حق دارید قسمتی از آنها را برای خود نگاه دارید. این اندیشه کلی و ساده زیربنای جوامع آزاد و بازارهای آزاد جهان است.
وقتی که موفقیت های مالی بزرگ به دست می آورید ممکن است دیگران از شما بپرسند، «از اینکه این همه ثروت به دست آورده ای احساس گناه نمی کنی؟» و شما می توانید با اعتماد به نفس و غرور پاسخ دهید، «نه به هیچ وجه. زیرا من به این نتیجه رسیده ام که بهترین راه برای کمک به آدم های فقیر این نیست که یکی از آنان باشم.»

تمرین مبادله داوطلبانه

در اینجا به نکته ای مهم و اساسی می رسیم. هر پولی که ما به دست می آوریم از ثروت دیگری بیرون می آید. بیشتر پولی که فردی صاحب آن است نتیجه صرف وقت یا تلاش آن فرد در تولید یا ارائه خدمتی است که در برابر مبلغ معینی پول انجام گرفته است.
به سخن دیگر، هر دلاری که شما مشتاقید در مسیر استقلال مالی خود به دست آورید باید از شخص دیگری که برای به دست آوردن آن زحمت کشیده است، گرفته شود. هر دلاری که شما آرزو دارید کسب کنید باید از سوی فرد دیگری که برای به دست آوردن آن مقدار پول به سختی کار کرده است داوطلبانه به شما پرداخت شود. بنابراین پرسش مهم در زندگی این است که من چه می توانم بکنم تا سزاوار گرفتن این پول از دیگران باشم؟

قدرت سهیم شدن

پیتر دراکر(۵) گفته است: «در تجارت و مسائل مالی بیشتر سوءتفاهم ها و اختلاف ها می تواند از میان برود اگر فقط کلمه مشارکت را جایگزین موفقیت سازیم.»
اگر به اطراف خود نگاه کنید، خواهید دانست که ثروتمندترین آدم ها کسانی هستند که بیشترین مشارکت را با بیشترین تعداد آدم ها به عمل می آورند. آنان اجناسی تولید می کنند و خدماتی ارائه می دهند که تعداد زیادی از آدم ها برای بهبود کیفیت زندگی شان با میل و رغبت و مشتاقانه آنها را می خرند.
آنچه شما باید از خود بپرسید و پاسخ دهید این است که، من می خواهم در زندگی آدم های دیگر چه سهمی داشته باشم تا موجب شود آنان مایل باشند مبلغی را که من می خواهم به دست بیاورم به من بدهند. در ارتباط با زندگی اقتصادی شما ممکن است این مهم ترین پرسش باشد. شما امروز چه می کنید؟ در آینده چه می توانید بکنید؟ چه چیزی شما را سزاوار آن پولی که می خواهید، می سازد؟ آماده اید چه ارزشی به زندگی دیگران بیفزایید تا آنان پول خود را داوطلبانه به شما بدهند؟ پولی که با زحمت و تلاش به دست آورده اند. از لحاظ دانش، مهارت و شخصیت یا در واقع در درون خود چه نوع انسانی شوید تا سزاوار زندگی دلخواه خود در دنیای خارج باشید؟
زمانی که فکر کردن درباره خود و آنچه می توانید به دست آورید را متوقف کنید و برنامه ریزی برای خدمت به انسان ها و مشارکت با آنان را آغاز کنید، انواع امکانات و فرصتها را برای کمک به دیگران مشاهده خواهید کرد. هنگامی که بر بخشیدن تمرکز کنید به راستی در جاده ثروت گام خواهید گذاشت.

دیباچه: راز راستینِ موفقیت

طولانی ترین سفرها نیز با اولین گام آغاز می شود.

کنفوسیوس

زمان ما بهترین زمان برای زندگی است. در تاریخ بشری هرگز امکانی بیش از این برای دستیابی انسان به آرمان هایش وجود نداشته است. تنها وظیفه شما این است که با تمام وجود در آنچه که اقتصاددانان «عصر طلاییِ» بشریت نام نهاده اند، سهیم شوید.
در دنیای ما، همه مایلند خوشحال، سالم، خوش اندام و ثروتمند باشند و چه بهتر که همه اینها تا آنجا که ممکن است سریع تر و آسان تر صورت بگیرد. در پاسخ به این خواسته تقریبا جهانی، در سراسر تاریخ، افراد و سازمان های بی شماری، روش های وسوسه کننده، مهارت های ویژه، تدابیر اسرارآمیز و رمز و رازهایی برای دستیابی آسان و بدون زحمت به کامیابی و موفقیت پیشنهاد کرده اند.
هر یکی دو سال، کسی با کتابی شبیه کتاب راز پیدا می شود و راهی سریع و آسان برای خوشبختی و ثروتمند شدن پیشنهاد می کند. بنا به نوشته کتاب راز، تنها کاری که شما باید انجام دهید مثبت اندیشیدن و مثبت تجسم کردن است و پس از آن همه چیزهای خوبی را که می خواهید به سوی خود جذب خواهید کرد. این باور به خصوص برای کسانی جذابیت دارد که مایل نیستند سخت کوشی را که لازمه دستیابی به هر چیز ارزنده ای است تحمل کنند.
ولی راز حقیقی موفقیت، به راستی این است که رازی وجود ندارد. تنها اصول کلی و حقایق سرمدی وجود دارند که در طول تاریخ بارها و بارها کشف شده اند. خوشبختی، سلامتی و ثروت بر حسب تصادف به دست نمی آیند. آنها نتیجه تدابیر آگاهانه و پیرو قانون آهنین علت و معلول هستند.
این قانون می گوید: «برای هر علتی، معلولی وجود دارد.» این قانون همچنین می گوید: «برای هر معلولی، علت یا عللی وجود دارد.» به این معنا که اگر شما کارهای مشخصی را انجام دهید، نتایج مشخصی به دست خواهید آورد. کتاب مقدس می گوید: «هرچه بکارید همان را درو خواهید کرد.» سر ایزاک نیوتون نوشت، «برای هر کنشی، واکنشی برابر و متقابل وجود دارد.»
اینجا قانون ساده ای وجود دارد: اگر شما پیوسته آنچه را افراد موفق انجام می دهند، انجام دهید، هیچ چیز نمی تواند مانع آن شود که شما نیز سرانجام به همان نتایجی دست یابید که آنان دست یافته اند. از سوی دیگر، اگر شما کارهایی را که افراد موفق انجام می دهند، انجام ندهید، هیچ چیز نمی تواند برای رسیدن به موفقیت به شما کمک کند. موفقیت یک تصادف نیست. به بخت و اقبال نیز مربوط نمی شود، بلکه دستیابی به آن به برنامه ریزی نیاز دارد. موفقیت، پیرو همان قانون علت و معلول است.

کشف بزرگ

شاید بزرگ ترین کشف در تاریخ بشر ــ اصل بنیادین مذهب، فلسفه، مابعدالطبیعه و روانشناسی ــ این باشد که افکار را علت، و شرایط را معلول یا نتیجه آن افکار می شمارد. به این معنا که افکار شما واقعیت زندگی شما را خلق می کنند. شما جهان را آن گونه که هست نمی بینید بلکه آن گونه که هستید می بینید. شما به هرکجا که نگاه کنید خود را می بینید. در مفهومی گسترده تر، جهان بیرونی شما آیینه دنیای درونی شماست. هرآنچه در درون خود بیندیشید در دنیای بیرونی به شما بازخواهد گشت. اگر می خواهید بدانید در درون شخصی چه می گذرد، کافی است به آنچه در زندگی برای او اتفاق می افتد بنگرید.
این قانون همانندی ــ «دنیای بیرونی شما همانند دنیای درونی خود شماست» ــ دست کم در درازمدت تخطی ناپذیر است. شما هرگز نمی توانید در دنیای برون به چیزی دست یابید و برای مدت زمان طولانی آن را نگاه دارید درحالی که در دنیای درون برای آن آماده نشده و آن را به دست نیاورده اید.
شنیده اید که گفته اند برای موفق شدن، باید آنچه را لازمه آن است داشته باشید. درست است و لازمه آن این است که مشابه آنچه را می خواهید در دنیای بیرونی به دست آورید یا تجربه کنید، در دنیای درونی و ذهنی خود داشته باشید. برای تغییر دنیای بیرونی، شما باید دنیای درونی خود را تغییر دهید. گوته می گوید: «برای بیشتر داشتن، نخست باید بیشتر باشید.»
به گفته دیگر، برای آفرینش یک زندگی متفاوت، در هر زمینه ای، شما باید شخصی متفاوت شوید. باید تجربیاتی که خرد و بینش لازم را برای یک زندگی عالی به شما می دهد بیاموزید، رشد دهید و حفظ کنید. هیچ راه میانبری نیز وجود ندارد.
و در اینجا می خواهم برای موفقیت استعاره ای بیان کنم که سال های زیادی است آن را با هزاران نفر در سراسر دنیا در میان گذاشته ام. وقتی از این استعاره حرف می زنم، هر فرد موفقی که آن را می شنود بی درنگ می گوید: «دقیقا به همین دلیل است که من امروز انسان موفقی هستم.»

زندگی یک سفر است

طی سالیان زیاد، بارها و بارها به این سو و آن سوی کشور و به سراسر جهان سفر کرده ام. در جریان این سفرها واقعیت شگفت انگیزی را آموخته ام؛ هرگاه شما در هواپیمایی به طرف مقصدی پرواز می کنید، نودونه درصد زمان را در مسیر درست قرار ندارید! به خاطر شرایط اجتناب ناپذیری مانند بادهای متقاطع، بادهای نامطلوب، آشفتگی هوا، طوفان، رعد و برق، و جاذبه زمین، هواپیما در طول سفر خود پیوسته از مسیر درست خارج می شود.
به هر حال، وقتی هواپیما از لوس آنجلس به مقصد نیویورک بلند می شود، خلبان از پشت بلندگو سخنانی از این دست برای مسافران بیان می کند: «خانم ها و آقایان، از این که خط هوایی ما را برای سفر خود انتخاب کرده اید سپاسگزاریم. پرواز امروز ما پنج ساعت و بیست دقیقه به طول خواهد انجامید و ما در ساعت بیست دقیقه به شش بعدازظهر در فرودگاه لگوردیا(۱) به زمین خواهیم نشست. پرواز خوبی را برای شما آرزو می کنیم.» و به طور معمول پنج ساعت و بیست دقیقه بعد درست سر وقت، همان گونه که پیش بینی شده بود هواپیما در لگوردیا به زمین می نشیند.
نکته این است؛ که در زندگی نیز شما بیشتر وقت ها در مسیر درست قرار ندارید. هرچند هم با دقت از پیش برنامه ریزی کنید، زندگی شما مجموعه گام هایی است که دوتا به جلو و یکی به عقب برمی دارید. از زمانی که سفرتان را به سوی مقصد خود آغاز می کنید، پیوسته باید مسیرتان را تصحیح کنید. باید حرکت کنید، بایستید، به راست یا چپ بروید، از زیر یا روی موانع بگذرید و بسیاری وقت ها راهی را که رفته اید برگردید و یا دوباره طی کنید. برای این که شما انسانی شوید که بتواند به هر هدف پایداری که دوست دارد برسد، باید در راه رسیدن به مقصد، این فراز و نشیب ها را تجربه کنید.

شما به برنامه پرواز نیاز دارید

یک بار خردمندی به من گفت: «هدف اصلی موفقیت است؛ بقیه چیزها در حاشیه قرار دارند.» برای دستیابی به موفقیت شما باید هدف های شفاف و برنامه داشته باشید. برنامه هایی که شما را از جایی که اکنون هستید به جایی که می خواهید در آینده باشید برسانند. شما به یک برنامه پرواز احتیاج دارید که پیش از آغاز سفر تهیه و تنظیم و در مسیر سفرتان از آن استفاده کنید. پس از آن بدون هیچ گونه ضمانتی برای موفقیت باید شهامت پرواز داشته باشید. در جریان سفر باید پیوسته برای تصحیح مسیر آماده باشید و پیشاپیش اراده کنید که تا رسیدن به مقصد به راه خود ادامه دهید.

راز حقیقی در حرکت است

پیشرفته ترین موشک های هدایت شونده، که بدون اشتباه در مسیرشان پرواز می کنند، ابتدا باید به هوا فرستاده شوند. باید به هوا پرتاب شده و به سوی هدفشان در حال پرواز باشند تا سازوکار هدایت کننده بتواند عمل کند.
به همین شکل، پیش از آنکه شما بتوانید نیروها و توانایی های شگفت انگیز خود را به کار ببندید، ابتدا باید حرکت کنید. نخستین گام را بردارید. اقدام کنید. باید بر ترس از شکست و ناامیدی های موجود چیره شوید. باید «از منطقه امن» و راحت خود بیرون بیایید و در «منطقه ناامن» قدم بگذارید.
راز حقیقی موفقیت این است که بدانید زندگی به یک سفر طولانی هواپیما شباهت دارد و شما باید ابتدا تصمیم بگیرید که کجا می خواهید بروید، سپس سوار شوید و به سوی مقصد پرواز کنید. پیش از سفر بدانید که نودونه درصد وقت را در مسیر نادرست قرار خواهید گرفت و هنگامی که حرکت را آغاز می کنید باید آماده باشید تمام مدت به تصحیح مسیر خود بپردازید تا زمانی که به مقصد برسید.

پرواز را آغاز کنید

برای سفر به سوی خوشبختی، سلامتی، و ثروتی بیش از آنچه که تاکنون داشته اید، شما باید از دوازده مرحله بگذرید. با دنبال کردن این دوازده مرحله، می توانید اداره زندگی خود را به طور کامل در اختیار بگیرید. همه نیروهای ذهنی خود را به فعالیت وادارید، انسانی شوید که می خواهید باشید و احتمال رسیدن به هدفتان را بر اساس برنامه تنظیم شده افزایش دهید. با این دوازده مرحله آشنا شوید.

این کتاب برگردانی است از:
FLIGHT PLAN
by
Brian Tracy

نظرات کاربران درباره کتاب برنامه پرواز

کتاب خیلی خوبی توصیه میکنم حتما مطالعه بفرمایید زندگی بر اساس نظم و درایت را به خوبی شرح داد ١٢ فصل داره و از هدفگذاری صحیح برنامه اجرایی تذوین کردن پیش بینی بحران ها و ... را به خوبی توضیح داده
در 3 سال پیش توسط فرهاد رحيمي
کتاب خوب و مفیدی هست با توضیحات کامل و واضح .توصیه میکنم دوستان حتما بخونن .
در 2 سال پیش توسط مجيد دهقان
هر بار که کتاب رو میخای بخونی باید مجدد دانلود کنی برنامه نقص داره
در 2 سال پیش توسط حمید باباخانیا
خیلی عالیه، نکات ریز و خوبی داره که واقعا با عقل جور درمیاد!
در 3 سال پیش توسط rez...r14
کتاب خوبی است.
در 3 سال پیش توسط jah...mak
کتابه خوب و کاربردیست ممنون
در 2 سال پیش توسط اکبر زیدی
پیشنهاد میکنم همه افراد این کتاب را مطالعه کتاب کنند. من به عنوان شخصی که سال ها در ارتباط با حوزه های مهندسی و همچنین پژوهش و کسب و کار فعالیت دارم به دفعات معجزه مفاهیم این روش را دیده ام. یادداشت برداری و نوشتن اهداف و نظم دادن به افکار مرتبط با اهداف شاکله اساسی موفقیت است. کتابی بسیار قدرتمند و بر اساس دانش کاربردی است.
در 2 ماه پیش توسط rez...leh
یکی از بهترین کتابای برایان تریسی هست؛ جامع و راهبردی.
در 1 سال پیش توسط رضا
الان تمام کسایی که نظر دادند گفتند کتاب خیلی خوبی هست، ما همه میدانیم کتاب خوبی است اما آیا واقعا روی شما و زندگی تان تاثیر مثبتش را گذاشته؟!
در 1 سال پیش توسط *سپیدخت*
کتاب خوبیه
در 2 سال پیش توسط هلیا حسینیون