فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب توتو چان

کتاب توتو چان
دختركی آن‌سوی پنجره

نسخه الکترونیک کتاب توتو چان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب توتو چان

در مدرسهٔ توموئه که دانش‌آموزان آن مجاز بودند روی هر موضوعی که به آن علاقه‌مندند کار کنند، باید بدون توجه به آنچه در اطرافشان جریان داشت، ذهن خود را روی موضوع موردعلاقه‌شان متمرکز کنند. به این ترتیب، هیچ‌کس به بچه‌ای که آواز «چشم، چشم، دو ابرو» را می‌خواند، توجهی نمی‌کرد. یکی دو نفر به این موضوع علاقه‌مند شده بودند؛ اما بقیه غرق در کتاب‌های خودشان بودند. کتاب توتوچان قصه‌ای افسانه‌ای بود؛ دربارهٔ ماجراهای مرد ثروتمندی که می‌خواست دخترش ازدواج کند. نقاشی‌های آن جالب بود و کتاب طرفدار زیادی داشت. همهٔ دانش‌آموزان مدرسه که مثل ماهی ساردین داخل واگن چپیده بودند، آنچه را در کتاب‌ها نوشته شده بود، با ولع می‌خواندند. آفتاب صبحگاهی از ورای پنجره‌ها به درون می‌تابید و چشم‌اندازی پدید می‌آورد که سبب شادمانی قلبی مدیر مدرسه می‌شد. همهٔ دانش‌آموزان آن روز را در کتابخانه گذراندند.

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.4 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۹۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب توتو چان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

توتوچان

دخترکی آن سوی پنجره

تتسوکو کورویاناگی

مترجم : سیمین محسنی





حق انتشار الکترونیک برای فیدیبو محفوظ است



ایستگاه راه آهن

در ایستگاه جیوگائوکا(۴۲) از قطار اویماچی(۴۳) پیاده شدند. مادر دست توتو چان را گرفت تا او را به سمتی که بلیت ها را کنترل می کردند، ببرد. او تا به حال به ندرت سوار قطار شده بود و دوست نداشت بلیتی را که با اشتیاق در چنگ می فشرد، از دست بدهد.
توتو چان، از کنترل کننده بلیت پرسید: «اجازه می دهید این را برای خودم نگه دارم؟»
مرد، درحالی که بلیت را می گرفت، پاسخ داد: «نه، نمی توانید!»
توتو چان، به جعبه پر از بلیت مامور اشاره کرد و گفت: «همه این ها مال شماست؟»
مامور کنترل، درحالی که بلیت ها را از دست مسافران جمع می کرد، پاسخ داد: «نه، این بلیت ها مال اداره راه آهن است.»
توتو چان، با اشتیاق به جعبه خیره شد و گفت: «وقتی بزرگ شدم، فروشنده بلیت راه آهن خواهم شد.»
مامور کنترل، برای اولین بار نگاهی به او انداخت و گفت: «پسر کوچک من هم می خواهد در ایستگاه کار کند. بنابراین، با یکدیگر همکار خواهید شد.»
توتو چان، قدمی به عقب برداشت و نگاه دقیقی به مامور جمع کننده بلیت انداخت. او آدمی چاق و عینکی بود که نسبتا مهربان به نظر می رسید. دست هایش را به پشت برد تا درباره این پیشنهاد به دقت فکر کند. سپس به مامور گفت: «هوم! اصلاً در این فکر نبودم که با پسر شما همکار شوم؛ اما بعدا در این باره فکر می کنم. فعلاً گرفتارم، چون دارم به مدرسه جدید می روم.»
توتو چان، به سوی محلی که مادرش منتظر بود دوید و فریاد زد: «می خواهم بلیت فروش بشوم!»
مادر شگفت زده نشد، اما گفت: «فکر می کردم می خواهی جاسوس بشوی!»
توتو چان درحالی که دست در دست مادر در کنارش راه می رفت، به خاطر آورد تا روز پیش کاملاً مطمئن بوده است که می خواهد جاسوس بشود. ولی این که آدم مسئول جعبه ای پر از بلیت باشد نیز کار لذت بخشی بود!
ناگهان، فکر درخشانی به سرش زد: «درستش همین است.» به مادرش نگاه کرد و با صدای بلند او را از فکرش آگاه ساخت و گفت: «نمی توانم بلیت فروشی باشم که درواقع جاسوس است؟»
مادر پاسخی نداد. سیمای دوست داشتنی اش، زیر کلاه نمدی اش که گل های کوچک بر آن نقش بسته بود، جدی می نمود. حقیقت این بود که مادر در نگرانی عمیقی به سر می برد. اگر توتو چان را در مدرسه جدید نمی پذیرفتند، چه می شد؟ به توتو چان نگریست که در کنار جاده، جست وخیز می کرد و تندتند با خودش حرف می زد. توتو چان نمی دانست مادرش چقدر نگران اوست؛ بنابراین، هنگامی که نگاهشان با هم گره خورد، با خوشحالی گفت: «عقیده ام را عوض کردم. فکر کنم بهتر است همراه و همکار گروه نوازندگان خیابانی شوم که برای تبلیغ فروشگاه های جدید آهنگ می زنند!»
در صدای مادر یاس و نومیدی احساس می شد، گفت: «بدو بیا، دیر می شود. نباید آقای مدیر را منتظر بگذاریم. دیگر وراجی نکن. مواظب باش کجا می روی و درست راه بیا.»
کمی آن سوتر، دروازه مدرسه ای کوچک، کم کم، در مقابل آنان پدیدار شد.

نظرات کاربران درباره کتاب توتو چان

آقای فیدیبو! وقتی کتاب چاپی ۱۵۰۰۰ تومن هست، نباید کتاب دیجیتال حداکثر ۶-۵ تومن باشه ؟! ۹ تومن آخه ؟؟ تازه ما که مشتری تون هستیم ... از خیرش گذشتیم.
در 1 سال پیش توسط sadeq
این کتاب عاااالیه حتما بخونیدش
در 1 سال پیش توسط hos...213
سلام من قبل از ایجاد کاربری این کتاب رو خریدم الان که کاربری ایجاد کردم نمایش داده نمیشه
در 8 ماه پیش توسط سعیده شاهوران
خیلی کتاب روون و خوبیه. و خوانش بسیار راحتی داره
در 1 ماه پیش توسط she...ieh
این کتاب عالی بود پیشنهاد میکنم همه مادران و پدران و معلمان و کسانی که به آموزش کودکان علاقه دارن حتماااا بخونن. لطفا کتاب " سفری پر ماجرا تجربه مدارس والدورف" رو تو لیست کتابها تون قرار بدید.
در 6 ماه پیش توسط ak....aei