فیدیبو نماینده قانونی دفتر نشر فرهنگ اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب دختران راهی ديگر

کتاب دختران راهی ديگر
سرگذشت زنان آمريكايی كه اسلام را پذيرفته‌اند

نسخه الکترونیک کتاب دختران راهی ديگر به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۳۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب دختران راهی ديگر

این کتاب به قلم یک مادر مسیحی آمریکایی که دخترش در ازدواج با یک دانشجوی غیرآمریکایی، مسلمان شده، نگارش یافته است. نویسنده سعی کرده است تا با مراجعه به عده ی دیگری از دختران آمریکایی مسلمان شده، تحقیق کند که آنها چرا و چگونه به اسلام روی آورده اند.

ادامه...

بخشی از کتاب دختران راهی ديگر

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



۱ - دختران راه دیگر «زنانی که در آمریکا مسلمان شدند»

او را ممکن است در حال خرید در فروشگاه، راندن اتومبیل، تحصیل در دانشگاه، یا به عنوان همکار در محل کارتان ببینید. لباس او بسیار عفیف و پوشیده است، با روسری موهایش را پوشانده و فقط صورت و دستهایش از پوشش بیرون است (البته گاهی حتی صورت خود را نیز پوشانده است). اگرچه لباسهایش معمولاً تمیز و پاکیزه اند اما پرزرق و برق و جلوه گرانه نیستند این لباس گاهی اوقات نشان دهنده مدل لباس کشوری بیگانه است. او در جامعه ما کاملاً متمایز است و اغلب افکاری شبیه به "مذهب عجیب"، "تروریست"، "بنیادگرا"، "رازآمیز"، "خارجی"، یا "نفت" را به ذهن متبادر می کند و ممکن است احساس ناخوشایند و بیگانگی به ما دست دهد. انتظار داریم وقتی با او صحبت می کنیم صدای کلفت و زمختی داشته باشد، و حتی ممکن است وقتی می بینیم مثل یک آمریکایی دارد صحبت می کند شوکه شویم ـ عجیب!!!.
نخستین پرسش یک ناظر کنجکاو ممکن است این باشد که: «اهل کجایی؟»، و او پاسخ می دهد: «تولِدو، اوهایو». یا هر شهر دیگر. آنگاه ناظر کنجکاو پاسخ می دهد: «واقعاً؟!» ممکن است گفتگوهای دیگری بین آن دو رد و بدل شود که نشان دهد او یکی از ماست.
تعداد روزافزونی از زنان آمریکایی الاصل در ایالات متحده و کانادا به اسلام گرویده اند و آنها را مانند هر پیرو دیگری از دین اسلام، مسلمان می خوانند. بسیاری از آنها در مجامع عمومی، پوشش اسلامی یا حجاب دارند برخی از آنها نیز هنوز احساس نکرده اند که پوشاندن خود در برابر دیگران لازم است و بنابراین کمتر جلب توجه می کنند و البته آنها نیز در میان خیل روزافزون گروندگان به اسلام در آمریکا و کانادا حضور دارند.
هیچکس دقیقاً نمی داند که از شمار یک میلیارد مسلمان روی کره زمین چند تن در آمریکا و کانادا زندگی می کنند، اما انجمن مسلمانان آمریکایی واشینگتن ـ دی سی تعداد جمعیت مسلمانان را بین شش تا هشت میلیون نفر می داند، شامل آمریکایی الاصل های مسلمان، مسلمانان مهاجر به آمریکا، و تعداد روزافزون کودکانی که در آمریکا به دنیا می آیند. بنابراین ممکن است پیروان اسلام به مراتب بیشتر از یهودیان باشند که جمعیتشان در آمریکا حدود ۵/۵ میلیون نفر است. به این ترتیب اسلام دومین دین بزرگ آمریکا پس از مسیحیت به شمار می رود. تعداد روزافزون مساجد و مراکز آموزشی مسلمانان نیز نشان دهنده حضور گسترده اسلام در آمریکاست. در حدود سال ۱۹۸۵، تقریبا ۶۰۰ مسجد و مرکز آموزشی و مراکز اسلامی دیگر در آمریکا وجود داشت که به طور چشمگیری رو به افزایش بوده است.
تاریخ اسلام در آمریکا نسبتا کوتاه است. جزوه ای با عنوان "یک قرن اسلام در آمریکا" از سه موج اصلی مهاجرت مسلمانان به آمریکا سخن می گوید. اولین موج در ۱۸۷۵ با مهاجرت کارگران، افراد بیسواد و کارگران غیر ماهر که برای مشاغل سخت عازم آمریکا شده بودند، اتفاق افتاد. بسیاری از آنها ماندند اما کسانی که به سرزمین خویش بازگشتند دیگران را به رفتن به آمریکا تشویق کردند. موج دوم مهاجرت مسلمانان در دهه ۱۹۳۰ با جنگ جهانی دوم متوقف شد. سومین موج مهاجران در دهه های ۵۰ و ۶۰ میلادی بیشتر به افراد تحصیلکرده سطح بالا و از میان خانواده های متنفذ مربوط بود، خانواده هایی که اغلب در تلاش برای گریز از فشارهای سیاسی موجود در کشورهایشان یا کسب مدارج بالاتر تحصیلی بودند.
مسلمانان به تجمع در شهرهای بزرگتر گرایش داشتند زیرا در این شهرها از حمایت کافی از جانب یکدیگر برخوردار بودند. در بیشتر دانشگاههای بزرگ آمریکا گروههایی از فعالان مسلمانان حضور دارند. در اینجاست که آنها از یکدیگر روش زندگی اسلامی و چگونگی کمک به یکدیگر را می آموزند، روشی از زندگی که گاه آمیختنش با فعالیتها و برنامه های جامعه آمریکایی بسیار مشکل می شود. مسلمانان به پیروی از دستورات و انجام عبادات اسلامی، با تمام جزئیات آن، در زندگی روزمره خود متعهدند. این عبادات و دستورات را قرآن و حدیث (گفتار، کردار و عبادات حضرت محمد صلی الله علیه و آله و فرامین پیامبر اسلام)، دیکته می کند. ویژگی منحصر به فرد جوامع غربی که به ادیان دیگر اجازه می دهد عبادات مورد نظر خود را به جا آورند به مسلمانان ساکن این جوامع نیز این فرصت را داده است تا زندگی خود را به شیوه اسلامی انجام دهند.
از آنجا که جوامع غربی به عنوان کشورهایی یهودی ـ مسیحی شناخته می شوند این نیاز احساس می شود که آنها را از این پس جوامعی یهودی ـ مسیحی ـ مسلمان بنامیم. رشد اسلام در دنیای غرب به اندازه ای سریع و پر شتاب بوده است که اسلام را به موضوعی اصلی در پوششهای رسانه ای بدل کرده است. گرچه بیشتر آمریکاییها درباره اصول یا تاریخ اسلام آگاهی اندکی دارند، گسترش اسلام یکی از موضوعات اصلی معاصر در تمامی آمریکای شمالی است.
آغاز اسلام از شبه جزیره عربستان و در طول قرن هفتم میلادی بوده است. زمانی که محمد صلی الله علیه و آله وحی الهی را از جانب خدا (اللّه ) و به واسطه جبرئیل دریافت کرد. آیات الهی که به صورت شفاهی بر محمد صلی الله علیه و آله نازل می شد سپس به تدریج به صورت مکتوب در آمد و نهایتاً قرآن را شکل داد، یعنی کتاب مقدس مسلمانان که آخرین کلام خداوند خطاب به عالمیان تلقی می شود.

اسلام به زندگی من وارد می شود

سالها قبل دختر ما جودی با یک مرد جوان ایرانی ازدواج کرد و در فاصله کمی به اسلام گروید. او نحوه پوشش خود را تغییر داد (با حجاب شد) و زندگی و عبادت به سبک مسلمانان را فرا گرفت. چند سال بعد از آن، سالهایی مملو از غم و اندوه و البته دوران تطبیق با شرایط جدید برای خانواده ما محسوب می شد. در این سالها ما به تدریج دوام و استحکام و تعهدات دخترمان و دوستان مسلمان آمریکاییش را درک می کردیم.
این تجربه شخصی من را بر آن داشت که مجموعه ای از ماجراهای زنان آمریکایی را که به اسلام گرویدند جمع آوری کنم. به این منظور پرسشنامه ای را طراحی و توزیع کردم و در فاصله کوتاهی بسیاری از اظهارات شخصی را درباره مقاومت و ایمان گردآوری کردم.
بسیاری از مردم آمریکای شمالی (شامل ایالات متحده و کانادا) با کتاب و فیلم "بدون دخترم هرگز" آشنا هستند؛ همچنین با فیلم "دروغهای راست(۱۳)" یا مقالات و موضوعات رسانه ای دیگر که سرشار از تصاویر منفی درباره مسلمانان است. به ندرت فرصت داشته ایم شخصاً به مشاهده چگونگی زندگی یک زن آمریکایی الاصل که مسلمان شده است و تعهدات اسلامی او بپردازیم. احساس می کردم تصویری مثبت تر لازم است و با جمع آوری ماجراهای این زنان آمریکایی که به اسلام گرویده بودند و در میان گذاشتن آن با دیگران این نیاز را که در من شکل گرفته بود، تحقق بخشیدم.
قصد من این نیست که هریک از این ماجراها را به طور کامل مورد استفاده قرار دهم اما می خواهم بخشهایی از آن را برای نشان دادن کل این ماجرا و ایمان برخی از کسانی که گرویدن به اسلام را برگزیده اند، با دیگران در میان بگذارم. این داستانها با ماجراهای خود من، به عنوان مادر یکی از همین افراد که به اسلام گرویده، در این کتاب در هم آمیخته است. حال فرصتی است تا با آشنایی مسلمانان مسائلی را درباره اعتقادات اسلامی و چگونگی تحقق آن در زندگی روزمره فرا گیریم.

مروری بر نتایج این تحقیق

پرسشنامه (پیوست الف) در چندین کنفرانس اسلامی درمیان حضار توزیع شد. همچنین برای کسانی که درباره تحقیق من چیزی شنیده بودند و پرسشنامه را درخواست کرده بودند، فرستاده یا توسط دیگران به افراد مورد نظر داده شد. از میان ۳۵۰ پرسشنامه توزیع شده، ۵۳ زن پاسخ دادند که مربوط به مناطق مختلفی از سرتاسر شمال آمریکا شامل: اوکلاهما، کانزاس، میسوری، ویرجینیا، نیوجرسی، ایندیانا، اورِگون، آلاباما، تگزاس، کالیفرنیا، لوییزیانا، واشینگتن، ایلینویز، پنسیلوانیا، آرکانزاس، ورمونت و اونتاریو بودند. این ۵۳ پاسخگو واقعاً ساعتها وقت خود را صرف پاسخ دادن دقیق و عمیق به سوءالات پرسشنامه کرده بودند.
سطح تحصیل زنان پاسخگو از دیپلم دبیرستان تا دکتری بوده است. ۵۳ درصد از آنها دارای لیسانس و بالاتر بودند. ۳۵ درصد از این زنان دارای لیسانس علوم انسانی یا لیسانس مهندسی، ۱۲ درصد دارای فوق لیسانس و ۶ درصد دارای دکتری پزشکی و دکتری تخصصی بوده اند. در زمان پاسخگویی به سوءالات هفت نفر از این زنان محصل دوره پیش دانشگاهی بودند که خود را برای ورود به دانشگاه و کسب مدارک بالاتر آماده می کردند
سن زنان پاسخگو در دامنه ای از ۲۱ سال تا ۴۷ سال بوده است. ۴۰ درصد از پاسخگویان در سنین ۲۰ سالگی، ۴۸ درصد در دهه سوم زندگی و ۱۲ درصد از آنان در دهه ۴۰ سالگی بوده اند. طول مدت گرویدن این زنان به اسلام در دامنه ای از ۶ ماه تا ۲۲ سال قرار داشت. نسبت آن دسته از پاسخگویان که سابقه ۶ ماه تا ۳ سال از گرویدن به اسلام داشته اند، ۳۲ درصد؛ ۴ تا ۶ سال، ۲۴ درصد؛ و ۷ تا ۱۰ سال، ۲۰ درصد از کل بود. ۲۴ درصد از پاسخگویان ۱۱ سال یا بیشتر مسلمان بوده اند و دو تن نیز مدت ۱۹ سال و ۲۲ سال از گرویدنشان به اسلام می گذشت.
تقریباً ۴۰ درصد از این زنان به صورت تمام وقت یا پاره وقت شاغل بودند. دو نفر از آنها دارای مشاغل شخصی خانگی و ۱۲ درصد از آنها در حال کسب مدرک دانشگاهی بودند. نیمی از آنها به طور تمام وقت خانه دار بودند که ۲۵ درصد از میان آنها آموزش کودکان سنین مدرسه خود را در خانه بر عهده داشتند. اگرچه ۷۵ درصد از این بانوان دارای فرزندند اما تمامی فرزندان آنها در سن مدرسه نبودند. ۴۷ درصد آنها فرزندانشان را به مدارس دولتی می فرستند، ۱۱ درصد، فرزندانشان را در مدارس خصوصی غیر اسلامی ثبت نام کرده اند، ۲۶ درصد فرزندانشان را به مدارس اسلامی فرستاده اند، و ۲۶ درصد به آموزش در خانه روی آورده اند. اگر جمع این ارقام از ۱۰۰ درصد بیشتر می شود به این دلیل است که برخی از این خانواده ها فرزندانشان را به دو یا سه نوع مدرسه، مختلف فرستاده اند.
در انجام احکام رایج اسلامی، فقط ۲ نفر از زنان حاضر در این مطالعه همیشه حجاب ندارند. تقریبا همه این بانوان در عبادات روزانه (نماز)، روزه در ماه رمضان، و مطالعه مستمر موضوعات اسلامی شرکت دارند. هجده درصد از این بانوان اظهار کرده اند که گوشت غیر حلال (غیر مجاز)، به استثنای گوشت خوک که به شدت در اسلام منع شده است، مصرف می کنند.
نود درصد بانوان مورد مطالعه متاهل بودند و زمان انجام این تحقیق از زندگی زناشویی خود کاملاً راضی بوده و ازدواج خود را موفق دانسته اند. آنان این احساس رضایت خود را بیشتر ناشی از مسلمان بودن خود دانسته اند. برخی از آنها که مجرد، مطلّقه یا بیوه بودند، اظهار داشتند که در اجتماعات مسلمانان احساس ناراحتی می کنند. به نظر آنها، ازدواج موقعیت بهتری به آنها در جامعه اسلامی خواهد بخشید. از آنجا که متاهل بودن در جوامع اسلامی یک "وضع طبیعی" در نظر گرفته می شود، این افراد احساس کمبود قدرت می کردند چرا که به واسطه داشتن شوهر می توانستند روابط خویشاوندی داشته باشند و در تصمیم گیریهای مساجد شرکت کند.
پاسخهای آنها نشان دهنده نهایت تمایل و اختیارشان نسبت به انتخاب شیوه زندگی اسلامی بود. یعنی درست در نقطه مقابل داستانهای منفی نگرانه ای که در رسانه های ما اغلب دیده و شنیده می شود. درست مثل کل جامعه آمریکایی ماجراهای اکثر زنان مسلمان آمریکایی الاصل نیز در دامنه ای از شادی و رضایت، زندگی متوسط تا ماجراهای آمیخته با غم و اندوه گسترده است. در این مطالعه اکثر بانوان از انتخاب شیوه زندگی اسلامی کاملاً راضی و خوشحال بودند.

تقدیم

جهان ما دائماً در حال رشد و تغییر است. همه انسانها برای معنی بخشیدن به زندگی خود مسیری را انتخاب می کنند. گرچه در آمریکا و کانادا ما را با اطلاعاتی در مورد چگونگی زندگی سایر مردم جهان بمباران اطلاعاتی می کنند، ما از واقعیت دنیای دیگران چیزی نمی دانیم. ما همواره خود را از نظر اقتصاد، مذهب، یا قومیت تافته جدابافته دانسته و بر سر سایر فرهنگها و طرز تفکرها می زنیم. ما و عقایدمان را تیتر اول روزنامه ها و اخبار رسانه هایمان شکل می دهد؛ همان چیزهایی که سبب ایجاد و تقویت کلیشه های گمراه کننده در ذهن و فکر ما می شوند.
این کتاب برای تقدیم به تو خواننده کتاب، نوشته شده، چون تو تصمیم داری تا برای آنکه نگاهی به فراتر از آنچه تاکنون می دانسته ای بیندازی، بخشی از وقت خود را صرف کنی. تو به دنبال آن بوده ای که آن گروه از زنان آمریکایی را که راه اسلام را پذیرفته اند، بهتر بشناسی. یکی از این زنان مسلمان ممکن است همکلاسی، همکار، خوار و بارفروش محله، همسایه، دخترعمو، خویش و قوم دختری، نوه و یا حتی، دختر خود تو باشد.

مقدمه

وقتی برای اولین بار فیلم ویولون زن روی بام را دیدم نسبت به پدر خانواده ـ تِوی(۱۲) ـ که بسیار به سنتهایش وابسته بود و این وابستگی سبب قطع ارتباط او با یکی از دخترانش و تا حدودی با دو دختر دیگرش، شده بود آن هم تنها به این علت که آنها سنتهای دیگری را انتخاب کرده بودند، آشفته و بسیار ناراحت شدم. "به خودم می گفتم" آنها دخترانِ خوبی هستند که می توانند زندگی خوبی هم داشته باشند، حتی اگر مطابق سنتهای والدینشان هم نباشد. چرا نباید آنها را به حال خودشان واگذاشت؟ من پیش خودم این طور فکر می کردم.
بعدها من هم مستقیما دچار کشمکشهای مشابهی شدم، یعنی همان بحرانی که با شکستن سنتها توسط یکی از فرزندان خانواده پیش می آید. درست مثل تِوی، من هم امتناع و خشم و غم و اندوه را تجربه کردم. به نظر می رسید دختر ما، جودی، یکی از مفاهیمی را که همواره سعی داشتم به او بیاموزم خوب یاد گرفته: «میسوری تنها نقطه روی زمین نیست. دنیای بسیار بسیار بزرگتری خارج از آن هم وجود دارد که باید آن را کشف کرد. خداوند همه انسانها را دوست دارد و به همین دلیل باید روابطِ صمیمانه ای با تمام انسانها و مفهومی جهانی از زندگی داشته باشیم. بسیار خوشحال بودم که برخی از دوستان دخترم افرادی از کشورهای دیگر بودند.»
پس از آن متوجه شدم دخترم به طور جدی به جوانی ایرانی به نام رضا علاقه مند شده است. به فاصله کمی او قصد خود را برای ازدواج با رضا و زندگی در ایران اعلام کرد. ما از آشنایی با رضا بسیار خوشحال بودیم، اما تصور اینکه باید دخترمان را به ازدواج او در آوریم و او را به کشوری بیگانه بفرستیم، آزار دهنده بود. یکبار دیگر تِوی را می دیدم که صحنه رفتن دخترش را در ایستگاه قطار مشاهده می کرد و می دانستم که او احتمالاً هرگز دخترش را دوباره نخواهد دید.
اما به مرور زمان، شوهرم جو و من متقاعد شدیم و دانستیم که رضا اگر چه مسلمان است، با سعه صدر و پذیرا به نظر می رسد و جودی به خاطر اعتقادش به مسیحیت و فرقه ما از طرف رضا تحت فشار قرار نمی گیرد. ازدواج او در کلیسایی در وارنسبرگ یک اتفاق بسیار خوشایند بود. از آنجا که رضا و جودی داشتند درسشان را می خواندند به خودم می گفتم هنوز خیلی سال مانده تا آنها بخواهند به ایران بروند احتمالاً تا آن موقع فکرشان برای رفتن به ایران عوض خواهد شد.
در طول دو سال، ترس من در مورد رفتن جودی به ایران با ترس دیگری نیز همراه شد و آن تصمیم جودی به پذیرش اسلام بود. هیچوقت برای من پیش نیامده بود که دخترم بخواهد آزادانه به انتخاب سنتهای مذهبی دیگری غیر از آنچه مورد اعتقاد خانواده ماست دست بزند. اما او این کار را کرد. این کتاب داستان من و جودی است؛ داستان تغییری که به دلیل تمایل و تعهد او به مسلمان شدن، در رابطه میان ما پدید آمد.
در این کتاب همچنین سرگذشت چندین آمریکایی الاصل بیان می شود که اسلام را پذیرفته اند پیشینه آنها، دلایل آنها برای پذیرش اسلام، پذیرش اصول اسلام توسط آنها که آن را بسیار خوشایند و جذاب یافته اند، و آنچه برای زندگی و خانواده هایشان معنی داشته است. این زنان با زندگی در ورای جامعه مدرن غربی که زندگی آنها را شکل داده بود خودشان را به شیوه دیگری از زندگی متعهد یافتند که با اصول اسلامی مطرح می شد، با همان تفسیرهایی از اسلام که در جامعه مسلمانان ارائه می شد؛ مردمانی که این زنان همراه با آنها به پرستش خداوند می پرداختند.
امیدوارم خواننده این کتاب درک روشن تری نسبت به زنان جوان آمریکایی الاصلی که به اسلام گرویده اند، به دست آورد و نسبت به نیرویی که انتخاب این راه به آنها داده است درک و بصیرت یابد و دریابد که چگونه و چرا این زنان جوان اسلام را پذیرفته اند. با توضیحاتی که این زنان در وصف زندگی خود و نقش اصول اسلامی در زندگی روزمره خود می دهند، غیر مسلمانان نه تنها می توانند درباره راه اسلام چیزهایی بدانند بلکه می توانند از راههای ارتباط و همکاری با این زنان مسلمان در محیط کاری یا به عنوان یک خویشاوند یا دوست و آشنا اطلاع یابند.
برای بسیاری از ما، اینها دختران ما، خواهران ما، نوه های دختریمان، دختر عمو یا دختر خاله مان، دوستمان یا همکارمان هستند که مسیر دیگری را برای پرستش خداوند پذیرفته اند. شاید این کتاب بتواند فرصتی برای صرف اندکی وقت در جهت شناخت رویکرد آنها و پایبندیشان به این راه دیگر باشد.

سپاسگزاری

بیشترین مراتب قدردانی خود را باید نثار دخترم کنم، جودی آنوی، هم او که سبب شد تا به دنیا از پنجره تازه ای بنگرم. تمام خانواده ما به سبب این اقدام او دارای دید بازتر و وسیع تری نسبت به جهان شدند. او بود که این روح تازه را در خانواده دمید. کمکهای ارزنده او در طول تحقیق و نگارش این کتاب، ویرایش و بازنویسی متن، یافتن عنوان مناسب برای کتاب و نظرات اصلاحی او در پیشبرد این اقدام بسیار موثر بوده است.
انگیزه اولیه این تحقیق و نگارش کتاب را مرهون تشویق دو تن از بانوان آمریکایی هستم که به اسلام گرویده اند، خانم دکتر جمیله کولوکوترونیس ژیتمود و خانم سوزان الصیاد. ایشان اکنون در مدرسه مسلمانان به تدریس مشغولند. آنها در ملاقاتهایی که با من و دخترم داشتند نیاز به یک منبع تطبیقی نظیر آنچه اکنون فراهم آمده است را ابراز داشتند.
بسیار مایل بودم که با تک تک پنجاه وسه نفر بانویی که با تکمیل پرسشنامه های این تحقیق مرا یاری کردند، ملاقات داشته باشم. هریک از آنها شاهد و گواهی است بر راهی که انتخاب کرده است ـ اینکه زنی مسلمان و مطیع اوامر خداوند باشد.
کار با ویراستار این کتاب، خانم تالیتا پنینگتون، که از دوستان قدیمی و صمیمی ام بوده است، بسیار لذت بخش بود. بسیار مدیون زحمات او از بابت کمک او به ارائه این کتاب در شکلی مختصر و مفید و مرتب به شما خوانندگان کتاب، هستم. واقعاً به کمکهای او در این کار نیاز داشتم!
همچنین باید سپاسگزار شوهر و عشق تمام زندگی ام، جو، باشم به خاطر همه حمایتها و تشویقهای او در مسیر انجام این کار و در تمام طول سالهای زندگی مشترکم با او.

نظرات کاربران درباره کتاب دختران راهی ديگر