فیدیبو نماینده قانونی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب گفتمان فرهنگی برای احیای تصویر ایران

کتاب گفتمان فرهنگی برای احیای تصویر ایران

نسخه الکترونیک کتاب گفتمان فرهنگی برای احیای تصویر ایران به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب گفتمان فرهنگی برای احیای تصویر ایران

امکان کنترل رفتار انسان و گروه‌های انسانی از طریق جهت‌دهی به افکار آنها موجب گشته تا صاحبان ابزار کنترل افکار جمعی بتوانند به گونه‌ای مؤثرتر اراده خود را بر مخاطبان خود تحمیل کنند. بهره‌گیری از رسانه برای اعمال قدرت و کنترل رفتارها و مناسبات اجتماعی امروزه به‌حدی گسترش یافته است که باید رسانه را مؤلفه‌ای از قدرت سیاسی جوامع مدرن تلقی کرد. مؤلفه‌ای که می‌تواند با تصویرسازی‌های متنوع خود، جریان قدرت را در جوامع ملی و حتی فراتر از آن یعنی در سطح بین‌المللی تغییر داده و کشوری را محبوب یا منفور افکار عمومی گرداند. از این جهت است که می‌توان گفت ایران‌هراسی به عنوان پدیده‌ای که آثار خود را در سطح افکار عمومی برجای می‌گذارد، در پیوند نزدیکی با رسانه‌ها و فرایندهای شکل‌دهی به افکار عمومی قرار دارد. ایران‌هراسی به عنوان یک پدیده در روابط بین‌الملل ریشه در تصور ایجاد‌شده از اهداف و اعمال ایران به عنوان بازیگری بین‌المللی، چه در منطقه و چه در جهان دارد. این تصور نیز بیش از آنچه ساخته مجموعه رفتارهای واقعی ایران باشد، تصویری است که برای افکار عمومی ساخته و پرداخته می‌شود. تصویری که در ذات خود، تهدیدکنندگی ایران و دشمن ‌آفرینی از این کشور را القا می‌نماید.

ادامه...
  • ناشر پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 1.09 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۳۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب گفتمان فرهنگی برای احیای تصویر ایران

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



فصل اول: ایران هراسی درآمدی نظری

ایران هراسی درآمدی نظری

تحلیل و بررسی پدیده ایران هراسی، ضرورت بررسی نظری این پدیده را ایجاب می کند. ضرورتی که موجب می شود، چارچوب های تئوریک، مفاهیم و روابط میان آنها تعریف شود به گونه ای که از درون آنها بتوان الگویی فرهنگی برای مقابله با این پدیده طراحی و اجرا نمود. به بیان دیگر برای رسیدن به الگوی فرهنگی مقابله با ایران هراسی ابتدا باید آن را شناخته و مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و سپس به اتکای دانش حاصل از شناخت آن به جستجوی راه های مقابله با آن پرداخت. شناختی که باید با طرح پرسش از چیستی آن آغاز شود. از این رو است که کانونی ترین بحث در حوزه پرداخت نظری به ایران هراسی با طرح این پرسش که «ایران هراسی چگونه پدیده ای است و چگونه می توان آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؟» آغاز می شود.
پاسخ به چیستی پدیده ایران هراسی، کاوش در این دانش واژه را می طلبد. ایران هراسی که معادل واژه لاتین Iranophobia، واژه ای است که در زبان فارسی از ترکیب میان واژه «ایران» به عنوان موجودیتی فرهنگی، سیاسی، تاریخی و اجتماعی با واژه «هراس» به عنوان پدیده ای ذهنی ناشی از احساس خطر عمیق نسبت به موضوع و یا پدیده ای ایجاد شده است. در زبان انگلیسی نیز این واژه از ترکیب سه جز Iran، حرف لاتین ما بعد کلاسیکO و Merriam Webster Online Dictionary, ۲۰۱۲) Phobia) به معنای ترس یا بیزاری نامعقول از چیزی تشکیل شده است. گفتنی است که کلمه «فوبیا» دو کاربرد کلی و متفاوت دارد. گاه در روانشناسی در مورد افراد به معنای نوعی بیماری به کار می رود و گاه در زمینه اجتماعی و در کنار اصطلاحات مربوط به ضدیت با اقوام و ملیت ها استفاده می شود. بدیهی است که مورد نخست فاقد دلالت سیاسی است ولی مورد دوم دلالتی سیاسی دارد (درخشه، حسینی فائق، ۱۳۸۸: ۹).
با توجه به این ساختار واژگانی این مفهوم می توان دریافت که چارچوبی ساده نمی تواند تمامی ابعاد پیچیده ایران هراسی را پوشش دهد، چراکه این مفهوم جدا از آنچه در ذهن به سادگی متبادر می سازد، در زمینه ای چندبعدی شکل گرفته است. از این جهت است که در اولین قدم برای بررسی موضوع ایران هراسی، می توان به عنوان مفروضی اساسی پذیرفت که چارچوب مفهومی برای درک بنیادهای ایران هراسی، چارچوبی ترکیبی و میان رشته ای باشد.
در این کتاب به منظور تبیین ابعاد مختلف ایران هراسی، تلاش خواهد شد تا این چارچوب با استفاده از مفاهیم و مولفه هایی که از حوزه های گوناگون علوم سیاسی و اجتماعی وام گرفته می شود شکل یابد و در تلاشی نظری با ترکیب مفاهیم و چارچوب های اخذ شده، ساختاری شکل گیرد که بتواند ابعاد مختلف این پدیده را پوشش دهد. به این منظور است در ادامه ترکیبی از نظریه های گوناگون روابط فرهنگی و روابط سیاسی، مطالعات امنیتی راهبردی، روانشناسی و جامعه شناسی سیاسی شکل گرفته و از درون این ترکیب، مفاهیم اساسی و ارتباط نظری میان آنها ارائه می شود.
در اشاره به این مفاهیم اساسی باید گفت که در یک تلاش میان رشته ای سه پایه مفهومی در ایران هراسی قابل شناسایی است. نخست، برساختگی ایران هراسی؛ دوم، گفتمانی بودن ایران هراسی و سوم، متنی بودن ایران هراسی. در ادامه هر کدام از این مفاهیم بررسی می شود تا ریشه های مفهومی ایران هراسی مورد شناسایی قرار گیرد.

۱. برساختگی

واقعیت در مناسبات اجتماعی شامل کلیتی است که تقسیم آن به بخش های مختلف امری ذهنی است و تا زمانی که با رویه های کنش گران سازگار باشد، تناظر نسبی با چگونگی سازماندهی امور در زمان و مکان خاص دارد، اما با تغییر رویه هاست که دل بخواهانه جلوه می کند. در حقیقت همین جاست که بر برساختگی اجتماعی واقعیت تاکید می شود. یعنی واقعیت اجتماعی امری زمان مند و مکان مند است و نه همیشگی و این به معنای آن است که نمی توان انتظار داشت در حوزه حیات اجتماعی مانند حوزه حیات فیزیکی یا طبیعی بتوان به قوانین جهان شمول رسید (مشیرزاده، ۱۳۸۴: ۲۲۵-۲۳۰). ایران هراسی پدیده ای ذاتی و ساختاری نیست، به این معنا که از ایران هراسی دائمی و پایدار نمی توان سخن گفت و عنصر ارادی در ایجاد فضا، در رفتار ایران هراسانه نقش اساسی را ایفا می کند. به علاوه ایران هراسی پدیده ای درحال تغییر و دگرگونی است. این تغییر به این معنا است که هم درقالب ایران هراسان و هم از زاویه مقابل آن تغییر و تحول امکان پذیر است و شدت و ضعف آن بر اساس شرایط زمانی و مکانی دگرگون می شود. مجموعه این تحولات در کنار یکدیگر و در بستر شرایط زمانی و مکانی هم در شکل گیری فرایند ایران هراسی و هم در مقابله با آن اهمیت بسیاری دارد تا آنجا که بدون درک دقیق از این مسایل نمی توان به درک درستی از این موضوع دست یافت.
برساخته بودن مفهوم ایران در نظام معنایی و گفتمان ایران هراسی نمود بارزی است که سیالیت و تاثیرپذیری این موضوع از شرایط زمانی، مکانی و بازیگران آن را نشان می دهد. برساختگی به صورت تعریف های خود / دیگری، ارائه تصاویر اغراقی و بزرگ کردن تهدید و خطر، بدون شک یکی از اساسی ترین و عمده ترین مفاهیم درشناسایی دلایل و تحولات ایران هراسی است. باتوجه به آنچه که گفته شد، در ادامه تلاش می شود تا مفهوم برساختگی با بهره گیری از نظریه های سازه انگاری (مشیرزاده، ۱۳۸۶: ۱۹۵-۲۰۱) و دقت در نظریه های ساختار - کارگزار در سه بعد عامل انسانی، عامل هویت / منفعت و عامل واقعیت / مجاز مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.

۱ ـ ۱. عامل انسانی

در نظریه های مختلف علوم انسانی و اجتماعی و منظومه رنگارنگ فهم مناسبات اجتماعی از جمله ترس از ملت ها که ایران هراسی نیز شامل آن می شود دو دسته از نظریه ها در رابطه با تاثیرگذاری عامل انسانی در تحولات بین المللی را می توان مشاهده کرد. دسته نخست، نظریه های ساختارگرایانه است که با نگاهی کل گرایانه درک هر پدیده، از جمله پدیده های اجتماعی و ایران هراسی را در ساختارهای اقتصادی و سیاسی و یا اقتصاد سیاسی جستجو کنند. آنها معتقدند ساختارها تعیین کننده رفتار کارگزاران هستند. از این رو پژوهشگران سیاسی و بین المللی به جای آنکه انگیزه های افراد را بررسی کنند، باید شالوده اساسی ساختارهای اجتماعی که تعیین کننده رفتار کنش گران است را بیابند. به این ترتیب با مشخص شدن شالوده و ساختارها، پژوهشگر اجتماعی قادر خواهد بود کنش های افراد و کارگزاران را پیش بینی کند. این توان پیش بینی از این امر ناشی می شود که فرد فراتر از چارچوب ها یا ساختارها نمی تواند عمل کرده و کنش فردی تنها در درون ساختار امکان پذیر است (های، ۱۳۸۵). از این جهت میزان تاثیرگذاری عامل انسانی به حداقل ممکن کاهش می یابد. این نظریه ها به نوعی جبرگرایی منتهی می شود و از درک تحول و پویایی و از آن مهم تر از درک چگونگی تغییر محیط های اجتماعی و انسانی ناتوان خواهند ماند.
در نقطه مقابل، نظریه های انسان گرا مطرح است که بر نقش انسان تمرکز دارد و درک موضوعات را از زاویه تمرکز بر انسان ها و تصمیم گیری ها میسر می داند. این دیدگاه طیف گسترده ای از نظریه پردازان در چارچوب نظریه هایی چون انتخاب عقلایی، انتخاب عمومی، کثرت گرایان و طرفداران نظریه مبادله را در بر می گیرد. از نگاه این گروه، تبیین پدیده های اجتماعی را باید از فرد شروع کرد. به عبارتی، این گروه به فردگرایی روش شناختی معتقد است. در این روش محقق باید تلاش کند مقاصد، آرزوها و منافع فرد را در اقدام به یک عمل اجتماعی ارزیابی یا پیش بینی کند. به این ترتیب نقطه تمرکز نظری آنها روی کارگزار است و او عامل و علت اصلی پدیده ها و پیامدهای آنها به شمار می رود؛ از این رو ضروری است منطق رفتاری وی کاملا سنجیده شود (درستی، ۱۳۷۹: ۲۳۱-۲۳۲).
بدون ورود به بحث از ماهیت نظری هر کدام از این دسته نظریه ها، باید در نظر داشت که به هیچ رو نمی توان در تحلیل پدیده های اجتماعی از ساختارها چشم پوشید، اما نقش کارگزاران و عامل انسانی در پردازش هراس از دیگران کلیدی است. امری که به ماهیت کارگزاری انسان که واقعیتی غیرقابل انکار است، باز می گردد. به عبارت دیگر در کنار دقت در ساختارها، انسان ها ظرفیت قابل ملاحظه ای در پردازش مفاهیم و ایده ها و به تبع آن رفتارها دارند.
از آنجا که پدیده هراس بیش از آنچه در واقعیت رخ می دهد، ریشه در ذهن و دریافت های ذهنی دارد، می توان دریافت که ایده ها و مناسبات اجتماعی و به ویژه در بررسی این پدیده عامل اصلی بوده و از این جهت است که تکیه بر انسان و عامل انسانی و شناسایی دلایل و مناسبات انسانی در پردازش خطر و خطر آفرینی از دیگران در تحلیل پدیده های هراس محور بیش از تحلیل ساختاری کمک کننده است. در چشم اندازی دقیق تر در میان انسان ها، نخبگان و برآمدگان سیاسی و فرهنگی ظرفیت پردازش و صورت بندی و مفهوم پردازی قابل توجهی نسبت به سایر اقشار اجتماعی است و به نحوی شکل دهنده دیدگاه های افراد عادی هستند. به بیانی دیگر ایده ها و از جمله ایده های تولید هراس از دیگران توسط نخبگان تولید، باز تولید و پردازش شده و از دیگران مورد پذیرش واقع می شوند. البته موضوع پذیرش ایده و رابطه میان ایده و عمل انسانی خود بحث خاصی را می طلبد که فراتر از اهداف این پژوهش است (زاده علی، ۱۳۹۰). با وجود این، باید در نظر داشت که با این نگاه در شناسایی انگیزه های ایران هراسی، احصا و شمارش و فهم نخبگان ایران ستیز و تولیدکننده ایران هراسی، از ابعاد قابل توجه و روشن کننده واقعیت های عملی در صحنه می باشد. نکته ای را که در بررسی کارگزاری عامل انسانی در ایجاد تصاویر ایران هراسانه باید توجه کرد این است که نخبگان و برآمدگان فرهنگی و سیاسی در جهان واقعی عمل کرده و تاثیر گذاشته و می پذیرند. از این جهت است که درک منافع و ترسیم هویت های آنها در شناخت ابعاد گفتمان های ایران هراسانه از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از این رو است که در ادامه بحث هویت و منفعت در کانون توجه این پژوهش قرار خواهد گرفت.

۱ ـ ۲. دوگانه هویت / منفعت

یکی از کلیدی ترین مفاهیم در شناخت مناسبات اجتماعی در سطوح فردی، فروملی، ملی و فراملی است. هویت پدیده ای برساخته است که در پاسخ به این پرسش که «من چه کسی هستم؟» شکل می یابد. این امر از نیاز طبیعی انسان به شناخته شدن و شناسانده شدن به چیزی یا جایی نشات گرفته، و برآورده شدن این نیاز، «خودآگاهی «فردی را در انسان سبب می شود و ارضای حس تعلق میان یک گروه انسانی ، خودآگاهی جمعی و مشترک یا هویت بومی یا ملی آن گروه انسانی را تعیین می کند. از این جهت، هویت در قالب فردی و ملی قابل تعریف است (کاتم و دیگران، ۱۳۸۶: ۱۸-۲۰).
با توجه به آنچه که گفته شد، هویت ملی را می توان فرایند پاسخگویی آگاهانه هر فرد یا ملتی به پرسش های خود از گذشته دانست. اما پاسخ این پرسش به سادگی به دست نمی آید چراکه مجموعه ای از تحولات درگذر زمانی طولانی که شاید چندین نسل را نیز در برمی گیرد، در ارائه این پاسخ دخیل اند. از سوی دیگر در کنار ریشه های تاریخی مفهوم هویت یا همان کیستی فرد، باتوجه به گسترش رسانه ها و افزایش عملکرد و تاثیرگذاری آنها می توان فرایندهای جدیدی را مشاهده کرد که بر این موضوع اثر مستقیم دارند. به این ترتیب جریانی پدید آمده که امکان بازسازی هویت فردی و جمعی را پدید آورده است. جریانی که از آن به هویت سازی یاد می شود. از این رو می توان هویت سازی را فرایند و یا مجموعه تحولاتی دانست که موجب می شوند تعریف فرد یا افراد از خود و خود جمعی، تغییر کرده و یا باز تولید شود. با توجه به این نکته می توان دریافت که من چه کسی هستم پدیده ای متحول و دگرگون شونده بوده و در عین وجود عناصری از تداوم در نهایت تابعی از تغییرات معنایی و محتوایی است که بر دو عمود تعریف خود و دیگری قرار می گیرد.
ریچارد جنکینز(۱) در توصیف این امر بیان می کند که با رجوع به فرهنگ لغات انگلیسی آکسفورد می توان دریافت که واژه هویت یا identity در دو معنای اصلی به کار گرفته می شود. اولین معنای آن بیانگر مفهوم تشابه مطلق است و معنای دوم آن به مفهوم تمایز اشاره دارد. به این ترتیب، مفهوم هویت به صورت هم زمان میان افراد یا اشیاء دو نسبت محتمل از یک طرف شباهت (بیان خود) و از طرف دیگر تفاوت (توصیف دیگری) برقرار می سازد (جنکینز،۱۳۸۱).
بی تردید این شناخت از خود و دیگری جز در پرتو یک فرایند معناسازی ممکن نمی گردد. به تعبیر مانوئل کاستلز(۲) هویت، فرایند ساخته شدن معنا بر پایه یک ویژگی فرهنگی یا یک دسته ویژگی های فرهنگی است که بر دیگر منابع معنا برتری دارند. از این دیدگاه هویت مفهومی است که دنیای درونی یا شخصی را بافضای جمعی اَشکال فرهنگی و روابط اجتماعی ترکیب می کند. هویت ها معناهایی کلیدی هستند که ذهنیت افراد را شکل داده و مردم به واسطه آنها نسبت به رویدادها و تحولات محیط زندگی خود حساس می شوند (تاجیک، ۱۳۸۴: ۱۱-۱۳). به عبارت دیگر هویت و هویت ها که از یک سو چارچوب های خود بودگی را تعیین کرده و از سوی دیگر غیریت سازی می کنند، در شناسایی پدیده هایی مانند ایران هراسی حائز اهمیت می باشد.

نظرات کاربران درباره کتاب گفتمان فرهنگی برای احیای تصویر ایران