فیدیبو نماینده قانونی انتشارات نگاه نوین و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب مسری

کتاب مسری
راهکارهای بازاریابی ویروسی

نسخه الکترونیک کتاب مسری به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب مسری

کتاب «مسری؛ راهکارهای بازاریابی ویروسی» حکایت پوست‌اندازی بازاریابی در اقتصاد فوق رقابتی امروز است. گذشت آن روزگاری که خیلی‌ها محتوای کتاب‌های اصول تجاری از جمله بازاریابی و فروش را توضیح واضحات می‌دانستند و همه را با یک چوب می‌راندند و می‌گفتند همه را از بر هستیم. با پیچیده‌شدن فعالیت تجاری در عصر انفجار ارتباطات، بازاریابان معاصر هم ترفندهای پیچیده‌ای را به کار بسته‌اند تا جزیی‌ترین حرکات انسان‌ها را در زندگی روزمره تحلیل کنند و برای رونق کسب‌وکارهای گوناگون در کار آورند. حالا دیگر بحث‌ها این قدر علمی و موشکافانه شده که بعید است کسی مدعی توضیح واضحات شود و اثرگذاری‌شان را زیر سوال ببرد. در رونق این گونه از کتاب‌ها، مسری در رده‌ی آن‌هایی‌ست که خیلی زود معروف شده‌اند و به لیست پرفروش‌های رسانه‌های مشهور راه یافته‌اند. مسری به مصداق محتوای خود، خیلی زود، سرِ زبان کسانی افتاد که از بازاریابی، رونق راستین کسب‌وکار را در دنیای فوق رقابتی امروز می‌خواهند. این‌چنین است که مسری از پدیده‌ای رشک‌برانگیز در کسب‌وکار سخن می‌گوید که رسیدن به آن، بی‌اغراق، نهایت آرزوی هر کارآفرینی‌ست. فرآورده‌ی یک کسب‌وکار، چون در گفتار مردم جاری شود و بین ساکنان کوی و برزن رواج و رونق گیرد، آن‌وقت کار، یک‌سره شده است و کارآفرین، آن‌چه را که رویا می‌دانسته، در واقعیت، به نظاره می‌نشیند. مسری، افسون‌زدایی از این افسون شگفت‌انگیز تجارت ا‌ست و قدم به قدم نشان می‌دهد که چگونه می‌توان نامحسوس به ذهن و زبان مردم راه یافت و پیام خود را در مقیاس میلیون‌ها میلیون، آن هم با زحمت اندک، گسترش داد.

ادامه...
  • ناشر انتشارات نگاه نوین
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 1.81 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۴۸ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب مسری

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

چرا ثروتمندان خودساخته؟

درباره ی مجموعه کتاب هایی که با این عنوان کلی منتشر می شوند
حسین یاغچی/ ویراستار مجموعه

در سال ها و دهه های اخیر، مقالات، تحقیقات و کتاب های بی شماری منتشر شده است با این موضوع که چه کنیم جامعه ای تراز اول در مقیاس جهانی داشته باشیم. برخی از آن ها علاج این درد را در دموکراسی جسته اند و گروهی دیگر، پای تکنولوژی را وسط کشیده اند و تحول واقعی را از رهگذر فرهنگی دیده اند که تکنولوژی پدید می آورد. گروهی دیگر اما سراغ ریشه ها و سنت ها رفته اند و بازگشت به آن را برای رسیدن به جامعه ی تراز اول، تجویز کرده اند و... اگر بخواهیم از تزها و تجویزهای ارائه شده برای این جامعه ی در حال گذار سخن گوییم، مثنوی هفتادمن برای خودمان و شما ساخته ایم؛ اما آن چه مشخص است مغفول ماندن و در خوش بینانه ترین حالت، کم رنگ شدن موضوعی ست که یکی از بنیان های هر اجتماعی به شمار می رود. در ایرانِ ما، دهه ها و شاید قرن ها به دلیل شرایط تاریخی، جغرافیایی و گاه تحمیلی و خارجی، نگاه منطقی و خالی از حب و بغضی به مقوله ی ثروتمندی و ثروت سازی وجود نداشته است و آن چه امروز به عنوان میراث این اندیشه های بومی برای ما به جا مانده است؛ فرهنگی ست به شدت ضد ثروت و ثروتمندی که حتا ثروتمندان اش هم خواسته و ناخواسته راه پوشش و ریا می روند و نتیجه ی زحمت خود را مخفی می کنند تا از هر جهت، اسباب طعن و انگ نشوند. حالا خلافِ مسیرِ غالبِ طی شده در فرهنگ فکری این سرزمین، باید مشکلِ نرسیدن به جامعه ی تراز اول در روزگار امروز را در کمبودِ انسان هایی با صفت بارزه ی «ثروتمندان خودساخته» جست که در نگاه اول، چون عنوان ثروتمند را یدک می کشند، در بهترین حالت با کم توجهی مواجه می شوند و جدی گرفته نشدن. اما ثروتمند خودساخته به خصوص در دوران امروز، واجد معنایی ست که صرفن قرار نیست انگیزنده ای برای عموم مردمان باشد تا کمی حال و توان بیش تری بیابند. ثروتمند خودساخته یعنی آن که از خویش و توانایی های اش فراتر می رود و افق های جدیدی را در زندگی خود پدید می آورد و ناگفته پیداست که این فراتررفتن و افق سازی، بر حال جامعه هم موثر است. ثروتمند خودساخته اسباب جاه و مکنت خود را در تعامل با اجتماع پیرامون اش و خدماتی که به آن ها ارائه می کند به دست می آورد و چون فراتر از امروز خویش شود، لاجرم حال امروز اجتماع پیرامون اش را هم فراتر از آنی می کند که بدان دچار است. یک ثروتمند خودساخته یعنی یک تحول مثبت در اجتماع و چون این در هزاران هزار جمع شود، آن وقت، جامعه ای تراز اول در مقیاس جهانی که هیچ، بس فراتر از مقیاس های امروز جهانی خواهیم داشت که می تواند چون الگویی از تحول بر مبنای خودساختگی و نیروی انسانی تربیت شده، به همگان عرضه شود؛ جامعه ای متشکل از توانمندان که هر تحول خود را به عنوان ایجادِ فضا و خدمتی جدید برای هم نوعان خویش می بینند و تحولاتی مانا و چندنسلی پدید می آورند.
در جهان حاضر و در عصر انفجار ارتباطات و اطلاعات، قرار نیست که ثروتمند خودساخته برای رسیدن به کمال مادی خویش، دنبال سرمایه های مشهود برود؛ همان ها که به عنوان ملک و املاک، قرن ها اسباب و نشانه ی ثروتمندی بوده اند؛ و باز، قرار نیست که آمال خود را در به دست آوردن کارخانه هایی بجوید که تنها در صورتی موفق ترند که دود بیشتری را نصیب هوای اطراف خود کنند؛ همان کارخانه هایی که تا همین ۱۰-۲۰ سال اخیر از نشانه های عصر صنعتی و فراصنعتی بوده اند. در عصر امروز، آن چه اسباب رسیدن به مرتبت بالای مالی و ثروتمندشدن خودخواسته و خودساخته است، همان چیزی ست که با اساس این عصر، همگون است و آن، دانش و اطلاعات پویا و تحول آفرین است که فرمود: «هرکه آگه تر بُوَد، جان اش قوی ست». بر این اساس، در مجموعه ی ثروتمندان خودساخته قصد داریم این دانش را، یعنی دانش نوین ثروتمندی خودساخته را به ایرانیان عرضه کنیم و بهترین اندیشه های بومی و غیربومی در این زمینه را در اختیارشان قرار دهیم تا گوهر تحول فردی و جمعی را بر مبنای به روزترین اندیشه های حاضر، همراه سفرِ زندگی شان کنند و تحولی را پدید آورند که وقوعِ آن، دغدغه ی دهه ها و قرن های اندیشمندان این سرزمین بوده است.

کتاب «مسری؛ راهکارهای بازاریابی ویروسی» حکایت پوست اندازی بازاریابی در اقتصاد فوق رقابتی امروز است. گذشت آن روزگاری که خیلی ها محتوای کتاب های اصول تجاری از جمله بازاریابی و فروش را توضیح واضحات می دانستند و همه را با یک چوب می راندند و می گفتند همه را از بر هستیم. با پیچیده شدن فعالیت تجاری در عصر انفجار ارتباطات، بازاریابان معاصر هم ترفندهای پیچیده ای را به کار بسته اند تا جزیی ترین حرکات انسان ها را در زندگی روزمره تحلیل کنند و برای رونق کسب وکارهای گوناگون در کار آورند. حالا دیگر بحث ها این قدر علمی و موشکافانه شده که بعید است کسی مدعی توضیح واضحات شود و اثرگذاری شان را زیر سوال ببرد. در رونق این گونه از کتاب ها، مسری در رده ی آن هایی ست که خیلی زود معروف شده اند و به لیست پرفروش های رسانه های مشهور راه یافته اند. مسری به مصداق محتوای خود، خیلی زود، سرِ زبان کسانی افتاد که از بازاریابی، رونق راستین کسب وکار را در دنیای فوق رقابتی امروز می خواهند. این چنین است که مسری از پدیده ای رشک برانگیز در کسب وکار سخن می گوید که رسیدن به آن، بی اغراق، نهایت آرزوی هر کارآفرینی ست. فرآورده ی یک کسب وکار، چون در گفتار مردم جاری شود و بین ساکنان کوی و برزن رواج و رونق گیرد، آن وقت کار، یک سره شده است و کارآفرین، آن چه را که رویا می دانسته، در واقعیت، به نظاره می نشیند. مسری، افسون زدایی از این افسون شگفت انگیز تجارت ا ست و قدم به قدم نشان می دهد که چگونه می توان نامحسوس به ذهن و زبان مردم راه یافت و پیام خود را در مقیاس میلیون ها میلیون، آن هم با زحمت اندک، گسترش داد. شاید دستِ کم گرفتن باشد که بخواهیم اثر کتاب مسری را محدود به صاحبان کسب وکار کنیم و آن ها را ذی نفعان این پیام رسانی ویروسی بدانیم. بی اغراق در هر صنف و سلکی، آموزه های مسری به کار می آید و اثرگذاری را قوت می بخشد و در خدمت انسان هایی می آید که خوب می دانند ارزش جاری شدن در ذهن و کلام مردم را و رسیدن به افسونی که نداشتن اش افسوس خیلی هاست.

مقدمه

مارس سال ۲۰۰۴ «هوارد وِین(۱)» به «فیلادلفیا» نقل مکان کرد. همان موقع هم تجربه ی بالایی در صنعت هتل داری داشت. فوق لیسانس اش را در رشته ی مدیریت هتل داری گرفته و به مجموعه هتل های «استاروود» کمک کرده بود نشان تجاری «دبلیو» را راه اندازی کنند و از این طریق توانسته بود به عنوان «مدیر بخش غذا و نوشیدنی استاروود» میلیاردها دلار درآمد ایجاد کند. حالا که کارهای بزرگ اش را انجام داده بود، دل اش یک کار کوچک با فضای رستوران محور می خواست. همین باعث شد به فیلادلفیا سفر کند و یک رستوران کوچک اما لوکس به نام «بارکلی پرایم» طراحی و راه اندازی کند که تخصص اش در پخت استیک بود.
مفهوم کلی اتفاق، ساده بود. بارکلی پرایم، حالا می خواهد بهترین استیک های دنیا را به مشتری ارائه دهد. این رستوران مجلل در بهترین نقطه ی فیلادلفیاست و ورودی شیک و کم نورش با مرمر اصل، سنگ فرش شده است. مشتری های اش به جای صندلی های سنتی و معمولی، روی مبل های مخمل اعیانی می نشینند که خیلی شیک، دور یک میز کوچک مرمرین چیده شده اند. می توانند حین خوردن صدف های شرقی و غربی و خاویار روسی، از بخش بزرگ و مجللی هم لذت ببرند که برای نوشیدنی های مختلف ایجاد شده است. در فهرست غذاها هم نام های خیلی لذیذی به چشم می خورند مثل مخلوط سیب زمینی و قارچ یا رشته های ماهی هالیبوت آلاسکایی.
اما وِین خوب می دانست که غذا و فضای خوب، به تنهایی کافی نیستند. خیلی از رستوران های درجه یک بوده اند که شکست خورده اند و از صنعت بیرون رفته اند. چیزی بیش از یک چهارم رستوران های نوپا، در همان سال اول تعطیل می شوند و شصت درصدشان هم بیش از سه سال دوام نمی آورند.
این رستوران ها به هزار و یک دلیل تعطیل می شوند. برای بعضی ها هزینه ها بالاست؛ تمام جزییات از غذایی که در بشقاب قرار می گیرد گرفته تا زمانی که به دست مشتری می رسد و خورده می شود، هزینه بردار است. تازه این همه ی ماجرا نیست، میدان هم پر از رقیب است. در آمریکا به ازای هر یک اغذیه فروشی در مرکز شهر، حتمن باید دو تا هم اطراف شهر و در یک گوشه -کناری باشد.
متاسفانه رستوران داری هم مثل خیلی از کسب و کارهای کوچک به مشکل ناآگاهی مبتلاست. همین که سَرِ زبان ها بیفتد که یک رستوران جدید باز شده، بیش تر از این که کیفیت غذای اش مهم باشد؛ باید از همان روز اول، خودش را برای درگیری ها و کشمکش های جدید آماده کند. رستوران ها درست برخلاف هتل های زنجیره ای بزرگی که وِین، قبلن برای شان کار کرده بود، آن قدر بودجه ندارند که با خیال راحت برای بازاریابی و تبلیغات خرج کنند. فقط باید منتظر بنشینند تا وصف کیفیت و خدمات رسانی خوب شان دهان به دهان بچرخد و سر زبان ها بیفتد.
وِین می دانست که برای موفقیت اش به تعریف و تمجید مستمر و همه گیر مردم احتیاج دارد. فیلادلفیا همیشه به رستوران های استیک مجلل اش می بالد و «بارکلی پرایم» اگر می خواهد موفق باشد باید «توی چشم» و برجسته باشد. وِین چیزی می خواست که با کمک اش بتواند از این درهم و برهمی بازار رد شود و به مردم حس تک بودن اش را القا کند. برای اش مهم بود که همه، رستوران اش را جور دیگری ببینند و در این شلوغی شهر از دیگران جدا باشد. اما آن چیز چه بود؟ چطور می توانست اسم رستوران اش را سر زبان ها بیندازد؟
***
استیک و پنیر صد دلاری به نظرتان چطور است؟
در فیلادلفیا به هر ساندویچی و پیتزافروشی که سر بزنید و یک استیک و پنیر استاندارد سفارش دهید، محال است بیش تر از چهار یا پنج دلار در خرج بیفتید. دستور پخت اش آن قدرها هم سخت نیست. کمی استیک ببُرید و روی ماهی تابه بگذارید، بعد بگذاریدش لای نان مخصوص و در مرحله ی آخر پنیر پروولون آب شده یا چیز-ویز را اضافه کنید. فست فود جای خیلی خوشمزه ای ست؛ ولی بهترین غذای دنیا که نیست!
وِین فکر می کرد که می تواند با اعلام این قیمت غیرعادی برای استیک و پنیر جنجالی اش کمی گَرد و خاک به پا کند و با کمی تغییر، تمام توجه ها را به خودش جلب کند. نان بنچیک خانگی تازه را برداشت و آن را پر از سس خردل دست ساز مخصوص خودش کرد. یک لایه ی بسیار نازک بیف کوب هم لای نان گذاشت تا مثل رگه های مرمر، بی نقص و زیبا باشد. در مرحله ی بعد، پیاز کاراملی شده و لایه های گوجه فرنگی و پنیر تالِگیوی خامه ای را اضافه کرد. در نهایت روی همه ی این مخلفات، قارچ دنبلان سیاه دستچین و دُم لابستری را کنارش گذاشت که در کره پخته شده بود. حالا برای این که کارش را کامل و بی نقص کند یک شیشه شامپاین «ویو کلیکوت» خنک هم کنارش به مشتری می دهد.
واکنش مردم باورنکردنی بود!
وقتی ساندویچ را می خوردند و پول اش را حساب می کردند، تازه ماجرا شروع می شد. همین که از در رستوران بیرون می آمدند در اولین فرصت به تمام دوستان و آشنایان شان می گفتند. یک نفر می گفت: «اصلن نمی شود وصف اش کرد. هیچ جا ندیده بودم این همه مواد خوب و مرغوب را یک جا در یک ساندویچ استفاده کنند. انگار داشتیم طلا می خوردیم.» البته با قیمتی که این ساندویچ داشت واقعن هم که مثل خوردن طلاست، فقط خوشمزه تر. وِین، استیک جدیدی اختراع نکرده بود، فقط توانست اسم اش را بگذارد بین مکالمه های دیگران.
***
کارش واقعن جواب داد. یک کلاغ، چهل کلاغ هایی که درباره ی استیک و پنیر صد دلاری دهان به دهان می چرخید، کاملن همه گیر شده بود. با هر کسی که به «بارکلی پرایم» رفته باشد صحبت کنید یک چیز درباره ی این استیک و پنیر ویژه می گوید؛ حتا اگر خودش هم امتحان اش نکرده باشد. حتا کسانی که اصلن تا به حال از جلوی رستوران وِین هم رد نشده اند، دوست دارند درباره اش حرف بزنند. حتمن داستان این ساندویچ خبرساز آن قدر جالب بوده که تا امروز، روزنامه های معتبری مثل «یو.اس.اِی تودی»، «وال استریت ژورنال» و... بارها و بارها به آن پرداخته اند. شبکه ی تلویزیونی «دیسکاوری» هم در یکی از قسمت های برنامه ی «بهترین غذای دنیا» معرفی اش کرد. «دیوید بکام(۲)» هم یک بار به رستوران شان رفت و یکی از همین استیک و پنیرها خورد. «دیوید لترمن(۳)» از سرآشپز بارکلی دعوت کرد به نیویورک برود و در برنامه ی «لِیت شو» یکی از این ساندویچ های فوق العاده اش را درست کند. این همه شایعه و شلوغ کاری در نهایت برای چه بود؟ یک ساندویچ. حرف های مردم، خیلی کمک اش کرد. «بارکلی پرایم» تقریبن ده سال قبل افتتاح شد؛ ولی نه تنها توانست خودش را بکشد بالا، بلکه واقعن درخشید! تا به حال جوایز غذایی خیلی زیادی برده است و حالا دیگر اسم اش در فهرست بهترین رستوران های فیلادلفیاست. از همه ی این ها مهم تر این است که «بارکلی پرایم» برای خودش مرید ساخته. بله، حرف غذای بارکلی دیگر همه گیر شده.

نظرات کاربران درباره کتاب مسری

کتاب در مورد ویروسی شدن ایده ها و نظرات خوبی داره، هر چند که کمی با فضای مارکت ایران همخوانی نداره. اما مثالها و توصیفات اونها بسیار الهام بخش هستند و میشه از اونها بسیار یاد گرفت.
در 2 هفته پیش توسط
شاهکاره
در 2 هفته پیش توسط
فوق العاده اس
در 3 هفته پیش توسط
برای کسایی هم که میخوان تو یوتیوب معروف بشن و از خارج پول در بیارن عالیه(یه جور صادرات هم برای اقتصاد ایران محسوب میشه :))) )
در 8 ماه پیش توسط
برای بازاریابی، این کتاب بی نظیره
در 1 سال پیش توسط