فیدیبو نماینده قانونی انتشارات کویر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب سایه مصدق بر روابط ایران و آمریکا

کتاب سایه مصدق بر روابط ایران و آمریکا

نسخه الکترونیک کتاب سایه مصدق بر روابط ایران و آمریکا به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب سایه مصدق بر روابط ایران و آمریکا

کتابی که پیش‌روی دارید به تجزیه و تحلیل روابط ایران و ایالات متحده درقرن بیستم، به‌ویژه دوران پرتلاطم مصدق، می‌پردازد. دوران مصدق از آن جهت حایز اهمیت است که متعاقب آن، ایالات متحده به قدرتی بلامنازع در ایران تبدیل شد و جایگزین استعمار پیر بریتانیا در این کشور گردید. بعلاوه تحولات این دوران تعیین کننده روابط ایران و ایالات متحده در دهه‌های بعد بود. دوران مصدق اگرچه پایان خوب و شیرینی برای دولتمردان امریکا داشت اما خاطرات تلخ و ناخوشایندی را در ذهن آنها باقی گذارد. خاطراتی که به هیچ‌وجه فراموش نگردید و تا پایان حکومت پهلوی سیاستگذاریهای ایالات متحده در قبال ایران و شاه را عمیقا تحت تأثیر قرار داد. این همان چیزی است که نویسنده کتاب از آن به عنوان سایه مصدق بر روابط ایران و امریکا یاد می‌کند. * * * از جیمز اف. گود قبلاً کتاب «امریکا در بی خبری: تحلیل وقایع ایران» (۱۳۳۰ ـ ۱۳۲۵) با ترجمه مرحوم دکتر احمد شهسا به زبان فارسی منتشر شده و کتاب حاضر در واقع دنباله آن بشمار می‌رود.

ادامه...
  • ناشر انتشارات کویر
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.56 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۷۷ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب سایه مصدق بر روابط ایران و آمریکا

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیش درآمد

ورود امریکا به جنگ جهانی دوم و قرار گرفتن در صف متفقین، نخستین نمود اتخاذ سیاست برونگرایی از سوی این کشور بود. تا قبل از حمله ژاپن به بندر پرل هاربور توجه دولتمردان ایالات متحده عمدتا فراتر از قاره امریکا نمی رفت. اما از این زمان به بعد استعمار امریکا ماهیتی جهانی پیدا کرد و زمامداران کاخ سفید تلاش نمودند بر نقاط حساس و مهم جهان دست اندازی کنند. یکی از نقاط مورد نظر آنها منطقه خاورمیانه و به ویژه کشور استراتژیک ایران بود.
در این هنگام ایران همچون سایر نقاط خاورمیانه تحت سیطره استعمار رو به افول بریتانیا قرار داشت. بنابراین می بایست تحولی انجام می گرفت و به نحوی سلطه بریتانیا بر ایران پایان می یافت تا امکان حضور بلامنازع امریکاییها در این کشور فراهم گردد.
کتابی که پیش روی دارید به تجزیه و تحلیل روابط ایران و ایالات متحده در قرن بیستم، به ویژه دوران پر تلاطم مصدق، می پردازد. دوران مصدق از آن جهت حایز اهمیت است که متعاقب آن، ایالات متحده به قدرتی بلامنازع در ایران تبدیل شد و جایگزین استعمار پیر بریتانیا در این کشور گردید. بعلاوه تحولات این دوران تعیین کننده روابط ایران و ایالات متحده در دهه های بعد بود. دوران مصدق اگرچه پایان خوب و شیرینی برای دولتمردان امریکا داشت اما خاطرات تلخ و ناخوشایندی را در ذهن آنها باقی گذارد. خاطراتی که به هیچ وجه فراموش نگردید و تا پایان حکومت پهلوی سیاستگذاریهای ایالات متحده در قبال ایران و شاه را عمیقا تحت تاثیر قرار داد. این همان چیزی است که نویسنده کتاب از آن به عنوان سایه مصدق بر روابط ایران و امریکا یاد می کند.
در اینجا وظیفه خود می دانم از استاد ارجمند علوم سیاسی، جناب آقای دکتر عبدالرضا هوشنگ مهدوی که مرا در ترجمه این کتاب راهنمایی فرموده و مقدمه ارزشمندی را برای آن نگاشته اند صمیمانه تشکر کنم.

علی بختیاری زاده

مقدمه

یک قصه بیش نیست غم عشق واین عجب
کز هر زبان که می شنوم نا مکرر است

این شعر زیبای خواجه حافظ درباره دکتر مصدق و نهضت ملی ایران صدق می کند. تا کنون صدها کتاب و هزاران مقاله و رساله درباره نهضت ملی کردن نفت ایران و رهبر آن دکتر محمد مصدق منتشر شده است. با وجود این هنوز کنجکاوی و بحث و گفتگو درباره این مقطع سرنوشت ساز تاریخ معاصر ایران ـ پس از گذشت پنجاه سال ـ ادامه دارد.
انقلاب مشروطیت که با اندیشه های والای استقلال، آزادی و دموکراسی آغاز شد، هر چند به ناکامی انجامید ولی مبنای بسیاری از بنیادهای سیاسی جامعه امروزی ایران گردید. انتخاب نمایندگان مجلس با رای مردم، حق رسیدگی به عملکرد دولت توسط مجلس، انتخاب رئیس جمهور بوسیله مردم، اصل تفکیک قوای سه گانه، برابری همه در برابر قانون، حق استیضاح وزیران و دولت توسط نمایندگان مجلس، حق استیضاح رئیس جمهور، وضع قوانین و آزادی انتخابات و مطبوعات در اصل مفاهیمی هستند که مشروطه با خودش آورد.
امّا متاسفانه مشروطیت نوپای ایران طی ۷۲ سال عمر خود با کودتاهای متعددی رو به رو شد: کودتای محمدعلی شاه، کودتای ناصرالملک، کودتای سید ضیاءالدین و رضا خان، کودتای ۲۸ مرداد بر ضد حکومت ملی و مردمی دکتر مصدق.
در نتیجه دورانهای استقرار مشروطیت بسیار کوتاه و ادوار استبداد و دیکتاتوری دراز بود. طولانی ترین دورانها مشروطیت سوم بود که از شهریور ۱۳۲۰ تا مرداد ۱۳۳۲ ادامه یافت و نوعی دموکراسی بحرانی بر سر کار آمد که دکتر فخرالدین عظیمی آن را در «بحران دموکراسی در ایران» به خوبی تشریح کرده است. اوج بازگشت به ارزشهای مشروطه در دوران بیست و هفت ماهه حکومت دکتر مصدق بود که فعالیت روزنامه ها و احزاب سیاسی را آزاد کرد، شاه را به مقام پادشاه «غیر مسئول» مشروطه تنزل داد، قوانینی به منظور اجرای عدالت اجتماعی وضع کرد که بهترین شان قانون بیمه های اجتماعی و کسر ۲۰ درصد از بهره مالکانه و اختصاص آن به عمران روستاها و کمک به کشاورزان بود. در صحنه سیاست خارجی نیز مصدق مبارزه ای بی امان را با بزرگترین امپراتوری مستعمراتی جهان به منظور احقاق حقوق ایران از نفت آغاز کرد. مصدق نفت را در سراسر کشور ملی کرد. از شرکت نفت ایران و انگلیس با مسالمت خلع ید کرد، کارشناسان انگلیسی نفت را از ایران اخراج کرد و با قطع روابط سیاسی با انگلستان به حضور استعماری صد و پنجاه ساله انگلستان در ایران پایان داد.
مصدق در کلیه مجامع بین المللی اعم از شورای امنیت سازمان ملل متحد، دیوان بین المللی دادگستری، دادگاه های ونیز و توکیو پیروز شد و چون از پشتیبانی مردمی برخوردار بود در رفراندومی که در آخرین روزهای زمامداری اش به عمل آورد با کسب دو میلیون و سیصد هزار رای موافق مجلس هفدهم را که قصد سرنگونی اش را داشت منحل اعلام کرد. اگر نیروهای اهریمنی داخلی با کمک مادی و معنوی بیگانگان اقدام به کودتای ننگین ۲۸ مرداد نکرده بودند، هرگز مخالفان داخلی وی موفق به سرنگونی حکومت ملی نمی شدند.
«سایه مصدق بر روابط ایران و امریکا» نوشته جیمز اف. گود استاد تاریخ دانشگاه میشیگان یکبار دیگر این ماجرای غم انگیز و پیامدهای شوم آن را تشریح می کند و می افزاید که چگونه امریکاییها که شاه را بر مسند قدرت برگردانده بودند، طی بیست و پنج سال بعدی از وجود او برای اجرای سیاستهای خود استفاده کردند. سیاست غلط امریکا در پشتیبانی بی قید و شرط از شاه و رژیم دیکتاتوری او و عدم توجه به خواستهای مردم در اجرای قانون اساسی، زمینه ساز انقلابی توفنده گردید که رژیم پهلوی را ساقط کرد و به صفحات تاریخ سپرد. در واقع کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ مادر انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ بود و کسی که باد کاشته بود طوفان درو کرد.
از جیمز اف. گود قبلاً کتاب «امریکا در بی خبری: تحلیل وقایع ایران» (۱۳۳۰ ـ ۱۳۲۵) با ترجمه مرحوم دکتر احمد شهسا به زبان فارسی منتشر شده و کتاب حاضر در واقع دنباله آن بشمار می رود. آقای علی بختیاری زاده در ترجمه این کتاب منتهای تلاش خود را بکار برده و در کار خود موفق بوده است. نگارنده نیز افتخار دارد که سهم خود را در تشریح و تحلیل رویدادهای دوران حکومت ملی دکتر مصدق ادا کرده و رساله دکترای خود را تحت عنوان «روابط ایران و امریکا پس از جنگ دوم جهانی» در دانشگاه پاریس گذرانده و سپس هفت جلد کتاب در این زمینه تالیف و ترجمه کرده است. امیدوارم کتاب حاضر نیز بتواند مورد توجه پژوهشگران تاریخ معاصر و نسل جوان تشنه آزادی و دموکراسی قرار گیرد.

دکتر عبدالرضا هوشنگ مهدوی

پیشگفتار

در سالهای نخستین جنگ سرد دولتمردان ایالات متحده معتقد بودند زمامداران شوروی دشمنی چندانی با امریکا ندارند و لذا خطری از سوی آنها منافع این کشور را تهدید نمی کند. اما در سالهای بعد امریکاییها به این نتیجه رسیدند دولت شوروی در صدد ضربه زدن به منافع امریکا در جهان سوم است و سرگرم طراحی توطئه هایی در این زمینه هست. به عقیده آنها ایران یکی از مناطق مورد نظر شورویها برای انجام فعالیتهای ضد امریکایی بود. البته برخلاف آنچه امریکاییها گمان می کردند فعالیتهای روسها در ایران فراگیر و گسترده نبود.
ایالات متحده هنگامیکه وارد عرصه سیاست ایران شد با قدرتی به نام بریتانیای کبیر در این کشور مواجه گردید. در آن زمان بریتانیا منافع اقتصادی بسیاری در ایران داشت و مشغول انجام تلاشی همه جانبه ــ چه در واشینگتن و چه در تهران ــ برای وادار کردن دولتمردان ایران به اتخاذ سیاستهای مطلوب خود بود.
اگرچه مسئله ملی شدن نفت در کلیت خود واضح و عاری از هرگونه ابهام بوده است اما وقتی تماسهای امریکا و بریتانیا با محمّد مصدق را در این رابطه مورد بررسی و دقت نظر قرار می دهیم به وجود سوء تفاهمات بسیاری بین آنها پی می بریم. سوء تفاهمات مذکور ناشی از وجود تفاوتهای فرهنگی بین بازیگران اصلی بوده است. آنان هنگامیکه پای میز مذاکره می نشستند جهت گیریهای خاصی را مد نظر قرار می دادند و بدون آنکه چیزی از گفته های طرف مقابل را بشنوند بر پایه پیش داوریهای خود پاسخهایی را ارائه می دادند. این مسئله بارها و بارها در جریان بحران نفت اتفاق افتاد و نتایج شومی را به دنبال آورد. مطمئنا مصدق نیز از این قاعده مستثنی نبود اما این امر در مورد نمایندگان بریتانیا و ایالات متحده نمود بیشتری داشت. آنها با توجه به قدرت و ثروت دولتهای خود همواره سعی می کردند در مذاکرات دست بالاتر را داشته باشند.۱
سناریوی تقابل ایالات متحده و مصدق هیچگاه با کودتای ۱۹ اوت ۱۹۵۳ که منجر به سرنگونی حکومت مصدق شد پایان نیافت. در اثر این کودتا مصدق شخصا از صحنه سیاست ایران حذف گردید، به طوریکه دیگر هیچ خطری برای رژیم حاکم تلقی نمی شد. او سه سال در زندان به سر برد و پس از آن به خانه ای خارج از تهران فرستاده شد. وی در دوران تبعید بیش از پیش سلامتی خود را از دست داد ـ او همواره از نظر جسمی بیمار و رنجور بود ـ و نهایتا در سال ۱۹۶۷ درگذشت. با این حال مصدق هیچگاه از خاطره ها نرفت. او و نهضتش سالهای سال در ذهن دولتمردان غربی باقی ماندند. اگر ما امروزه تحولات دوران مصدق را مورد مطالعه قرار می دهیم به آن دلیل است که تحولات مذکور سالها سیاست امریکا در قبال ایران و حتی دیگر کشورهای جهان سوم را تحت تاثیر خود قرار داده بود.
اکنون که چندین دهه از نخستین اشتباه ایالات متحده در ایران (کودتای ۱۹۵۳) می گذرد مناسب است به این پدیده بپردازیم و آنرا مورد مطالعه و تحقیق قرار دهیم. با توجه به شرایط کنونی حاکم بر جهان می توان نتیجه گرفت در آینده مشکلاتی که در صحنه روابط بین الملل برای ایالات متحده پیش می آید ناشی از تحولات کشورهای کوچک و حتی کوچکترین کشورها خواهد بود. اکنون جهان سوم به کشورها و ملتهای کوچک متعددی تقسیم شده است. هر یک از این کشورها شایسته توجه و دقت نظر هستند و باید در سیاستگذاریهای کلان خارجی به تک تک آنها توجه داشت. دیگر نمی توان مردمان تازه استقلال یافته را نادیده گرفت، حتی اگر دارای مرزهای محدودی باشند و یا تنها به مسایل و امور محلی خود نظر داشته باشند.
به هر ترتیب من معتقدم تجربه سالهای نخستین حضور امریکا در ایران در حال تکرار شدن است و برای ممانعت از تکرار این پدیده دولتمردان امریکا باید آنرا مورد دقت نظر قرار دهند، به اشتباهات خود در گذشته با دقت بنگرند، و تصمیم بگیرند که دیگر آن اشتباهات را تکرار نکنند.

جیمز اف. گود، استاد تاریخ دانشگاه
دولتی گراند ولی ـ میشیگان

۱ . تجربه امریکا

تا قبل از جنگ جهانی دوم، ایران و به طور کلی منطقه خاورمیانه چندان مورد توجه ایالات متحده قرار نداشت. مسلما در مواردی ایالات متحده برخلاف این قاعده عمل کرده است که مسئله پردیکاریس(۱) در مراکش (در دوران نخست ریاست جمهوری تئودور روزولت) و طرح برقراری قیمومت بر ارمنستان در سال ۱۹۱۹ از آن جمله می باشد. اما این موارد همه پراکنده و اتفاقی بود و تنها باعث تقویت دیدگاه بدبینانه امریکاییها نسبت به مردمان خاورمیانه شد. به طور کلی امریکاییها همواره مردمان خاورمیانه را به عنوان افرادی بی تمدن، بربر و ناتوان در اداره امور خود می شناختند. وجود قرنها درگیری و کشمکش بین مسلمانان و مسیحیان باعث پدید آمدن این نگرش و برقراری جوّ دشمنی و بی اعتمادی بین آنها گردیده بود. توسعه طلبیهای اروپاییان در قرن نوزدهم نیز تشدید بیش از پیش این دشمنی ها را به دنبال آورده بود.
مطالبی که سیاحان امریکایی به هنگام بازگشت از «سرزمین مقدس» بیان می داشتند نقش مهمی در تقویت نگرش بدبینانه مردم امریکا نسبت به مسلمانان خاورمیانه داشت. نویسندگانی مثل هرمن ملویل، جان براون، و مارک تواین به هنگام بازگشت از سرزمین مقدس با لحنی تحقیرآمیز به تقریر دیده ها و مشاهده های خود پرداختند. ملویل که موضع انتقادی کمتری نسبت به دیگران داشت، در سفرنامه خود اشاره کرده است: «هیچ منطقه ای [در خاورمیانه] مثل فلسطین انتظارات و رویاهای انسان را نقش بر آب نمی کند». براون برای نخستین بار در زنگبار با عربها رو به رو شد و به این نتیجه رسید: «آنها در هنر وقت تلف کردن دومی ندارند... در میان کلیه افراد لااُبالی و بی حیایی که من تاکنون مشاهده کرده ام عربها مقام اوّل را دارا هستند». او در هنگام گفتگو از دمشق می نویسد: «هیچ چیز ندیدم بجز... سگهای تنبل و عربهای تنبل تر که در کنار جاده ها دراز کشیده بودند و با گرد و خاک و مگسها دم خور شده بودند». بر پایه همین مشاهدات بود که براون نتیجه گرفت وضعیت زندگی در امریکا نسبت به دیگر مناطق جهان بسیار بهتر و شایسته تر است. گمان می رود وی در هنگام نوشتن این مطالب وضعیت بد و نامناسب شهرهای امریکا در قرن نوزدهم را فراموش کرده بود. سالهای سال خیابانهای این شهرها محل زندگی خوکها بود و حتی در اواخر قرن نوزدهم بوی مدفوع اسبها در همه جا به مشام می رسید. در سفرنامه تواین نیز انتقادات و بدگوییهای بسیاری از مناطق «خارجی» به چشم می خورد. او در توصیف منطقه بین دمشق و طریه می نویسد: «مردم این منطقه همانگونه ای هستند که در انجیل وصف شده اند: نادان، فاسد، خرافاتی، کثیف و آلوده، دزد و ولگرد». تواین همچنین می نویسد: در سمریه(۲) من «شبی را با شپش، کک، اسب، الاغ، مرغ و خروس و بدتر از همه عربهای کثیف به سر بردم». در اورشلیم «خشم و غضب، بدبختی و فلاکت، و فقر و کثافت به عنوان نشانه های حضور حکومت اسلامی در این منطقه خودنمایی می کند»
به هر حال منطقه خاورمیانه به هیچ وجه مورد توجه دولت و ملت امریکا قرار نداشت، چنانکه گویی در سیاره دیگری قرار دارد. تنها اروپای غربی، بخشهایی از مناطق امریکای مرکزی و جنوبی، و جزایر کاراییب بود که مورد توجه ایالات متحده قرار داشت. حتی این مناطق نیز تنها از نظر سیاحتی و اکتشافی برای امریکاییها جلب توجه می نمود و از نظر تجاری اهمیت چندانی برای آنها نداشت.
دولت ایالات متحده هیچ دلیلی برای مداخله و حضور در منطقه بی نظم و نسق، بی تمدن، و متعفّن خاورمیانه ـ چنانچه امریکاییها تصوّر می کردند ـ نمی دید. لذا چهره ای که از مردم خاورمیانه نزد امریکاییها نقش بسته بود حاصل سفرنامه ها و گفته های اشخاص غیر دولتی بود. به دلیل عدم فعالیت دیپلماسی امریکا در خاورمیانه نوشته ها و گفته های افراد مذکور تنها شکل دهندگان افکار عمومی مردم امریکا در مورد مردمان خاورمیانه ای به حساب می آمد. این افراد که عمدتا مبلغ مذهبی و باستان شناس بودند در جهت تامین منافع شخصی خود به منطقه خاورمیانه قدم می گذاشتند و بر پایه معیارها و هنجارهای ارزشی خود به زندگی مردم این منطقه می نگریستند.۲
بیشترین حضور امریکاییها در منطقه خاورمیانه متعلق به مبلغان مسیحی بود. مبلغان مذهبی در اوایل قرن نوزدهم با هدف تاسیس دفاتر تبلیغی قدم به خاک امپراتوری عثمانی گذاشتند و در مناطقی مثل استانبول، بیروت، و آناتولی شرقی به فعالیت پرداختند. آنها سپس به ایران سفر کردند و در ارومیه ( ۱۸۳۵)، تهران ( ۱۸۷۱)، تبریز ( ۱۸۷۳)، و همدان ( ۱۸۸۱) دفاتری را دایر نمودند. چنانچه به نظر می رسد مبلغان فعال در خاورمیانه نسبت به همکاران خود در چین موفقیتهای بیشتری به دست آوردند. آنها که از تبلیغ در بین مسلمانان منع شده بودند تمام فعالیتهای خود را بر روی اقلیتهای مسیحی ـ ارمنیها، نسطوریها، و ارتدوکسها ـ و یهودیان خاورمیانه متمرکز کردند. مدارسی که توسط مبلغان مسیحی در خاورمیانه احداث شدند همه سعی در ترویج و تقویت ملی گراییهای محلی داشتند. احتمالاً فعالیتهای مبلغان مسیحی در آناتولی ـ و تحولات پدید آمده در اثر فعالیتهای آنها ـ در قتل عام ارمنیها توسط حکومت عثمانی بی تاثیر نبوده است. یکی از علل موفقیت دولت فرانسه در تشکیل لبنانی واحد و قرار دادن آن تحت قیمومت خود (۱۹۲۰ ) فعالیت مبلغان مسیحی در این منطقه بود. در عین حال مسلمانان خاورمیانه از مبلغان مسیحی استقبالی نکردند. آنها معتقد بودند اگر مسلمانی فرزندانش را به مدارس مسیحی بفرستد همانند آن فردی است که در انظار مردم زنا می کند.۳
اگرچه مبلغان مسیحی کمتر از آنچه که قبلاً تصور می شد در رشد ملی گرایی در خاورمیانه تاثیر داشته اند اما در خصوص تاثیر تعیین کننده آنها بر روی افکار عمومی ایالات متحده هیچ شکی وجود ندارد. آنها برای جلب حمایتهای مالی مردم امریکا، در اوقات فراغت خود اسلایدهاو عکسهایی را تهیه می کردند و به هنگام بازگشت به امریکا تصاویر تهیه شده را در شهرهای مختلف به نمایش می گذاشتند. آنان در سخنرانیهای خود از تاثیر مخرّب و زیانبار اسلام در خاورمیانه سخن به میان می آوردند و این دین را مخالف پیشرفت و روشنفکری معرفی می نمودند.
دولت امریکا گه گاه از برخی مبلغان مسیحی تقاضا می کرد نمایندگی این دولت را در مناطق مورد فعالیت خود برعهده بگیرند.(۳) گاهی نیز سیاستمدران امریکا برای غلبه بر رقبای سیاسی داخلی خود و پیروزی در انتخابات از این افراد استفاده می کردند.۴
در کنار مبلغان مسیحی باستان شناسان نیز یکی از اولین گروههای امریکایی بودند که قدم به خاک خاورمیانه گذاشتند. در دهه ۱۸۸۰ دانشگاه پنسیلوانیا اولین گروه باستان شناسی را به این منطقه فرستاد. بلافاصله پس از آن، دانشگاه های دیگری مثل شیکاگو، میشیگان، و ییل نیز گروههایی را به منطقه اعزام کردند. سفرهای باستان شناسی اگرچه به صورت ادواری و غیر منظم انجام می گرفت اما تاثیر عمیقی بر روی افکار عمومی امریکا باقی گذاشت. باستان شناسان نیز همچون مبلغان مسیحی اسلایدها و تصاویر بسیاری را از بناهای مشهوری مثل تخت جمشید، نیپور والاقصر تهیه کردند و آنها را با خود به امریکا آوردند. با توجه به جوان بودن کشور امریکا اسلایدها و تصاویر مذکور سخت مورد توجه و استقبال مردم این کشور قرار گرفت. برای امریکاییها بسیار جالب توجه بود هنگامی که می شنیدند بناهایی با قرنها قدمت تاریخی در خاورمیانه وجود دارد. حتی بزرگترین شهرهای ایالات متحده نسبت به منطقه خاورمیانه بسیار جوان تلقی می شد.

نظرات کاربران درباره کتاب سایه مصدق بر روابط ایران و آمریکا