Loading

چند لحظه ...
کتاب عشق هرگز فراموش نمی‌کند

کتاب عشق هرگز فراموش نمی‌کند

نسخه الکترونیک کتاب عشق هرگز فراموش نمی‌کند به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۹۶۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب عشق هرگز فراموش نمی‌کند

جک کنار من مشغول صحبت با اریک، مدیر مرکز، است. اریک مردی شکم‌گنده با صورتی گرد و قرمز است. سبیلی کلفت شبیه تام شلک(۶) گذاشته و لبخندهایش بیشتر شبیه زن‌های هشتادساله است. هربار که حرف می‌زند (که البته زیاد هم حرف می‌زند و پایان هر جمله صدای خُرخُر بیرون می‌دهد) به اطرافم نگاه می‌کنم و چشمم دنبال خانم‌مربی‌هایی است که بالاسر پیرزن‌ها ایستاده‌اند و به آن‌ها بافندگی یاد می‌دهند. مدیر با جک در حال گفت‌وگوست و من، بی‌آنکه توجهی از خود نشان دهم، حواسم را به حرف‌های آنان می‌دهم. «ما فعالیت‌های زیادی برایش درنظر گرفته‌ایم. ۲۴ساعته مراقبش هستیم. برای او، که بیماری دمانس(۷) دارد، اینجا بهترین جاست...» اریک ادامه می‌دهد. او حالت عجیبی دارد که شاید اگر چند سال پیش من و جک با چنین فردی روبه‌رو می‌شدیم، به هم نگاه می‌کردیم و بی‌خیالش می‌شدیم؛ اما به‌نظرمی‌رسد جک کاملاً تحت‌تأثیر حرف‌هایش قرار گرفته است. انگار جک خودش می‌خواهد به لبخندهای زورکی، شلوار بسیار تنگ و حتی چشم‌چرانی‌های اریک، که هرازگاهی به سینه‌های من نگاهی می‌اندازد، بی‌توجه باشد. شاید تنها جنبه‌ی مثبت اریک این است که وقتی ما رسیدیم، درباره‌ی زخمی قدیمی که روی زانویش داشت و اکنون برایش دردسر درست کرده بود، از من نظر خواست.

ادامه...

مشخصات کتاب عشق هرگز فراموش نمی‌کند

بخشی از کتاب عشق هرگز فراموش نمی‌کند

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب عشق هرگز فراموش نمی‌کند

داستان این رمان درباره دختری به نام "آنا " است.که در ۳۸ سالگی به آلزایمر مبتلا شده و به موسسه ای انتقال داده میشود که مخصوص نگهداری از این بیماران میباشد. همه بیمارانِ این مرکز سالمند هستند بجز آنا و پسری همسن او به نام لوک که بعد از گذشت مدتی، عشق و وابستگیِ منحصر به فردی بین این دو شکل میگیرد. داستان در زمان حال، از زبان آشپز جوانی که به تازگی استخدام شده و دختر کوچکش روایت میشود.در این زمان آنا کاملا حافظه خود را از دست داده. همچنین در فصل هایی از کتاب داستان از زبان آنا میباشد که اتفاقاتِ چند ماه قبل و هنگامی که هنوز بیماری به شدت خود نرسیده بود، را بیان میکند.
در ۵ ماه پیش توسط فرزانه ( | )
کتاب زیبایی بود خصوصا که چند داستان رو در دل هم تعریف میکنه. چند جور عشق، چند جور محبت، چند جور ارتباط و واقعیت های مختلفی رو که ممکنه همه در مقاطعی از زندگی باهاشون برخورد داشته باشند؛ ملموس و زیبا در دل داستان گنجانده بود.
در ۱ سال پیش توسط راضیه اکرامی ( | )
عشق هرگز فراموش نمیشود اسم بهتری برای این داستانه
در ۱ سال پیش توسط راضیه اکرامی ( | )
موضوع داستان خیلی قشنگه ولی می تونست بهتراز این پرداخت بشه
در ۲ سال پیش توسط شیرین آزاد ( | )
عالی بود.... دوستش داشتم .......
در ۲ سال پیش توسط zari z ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • بعدی ›
  • آخرین ››