Loading

چند لحظه ...
کتاب وقتی قوها پیر می‌شوند

کتاب وقتی قوها پیر می‌شوند

نسخه الکترونیک کتاب وقتی قوها پیر می‌شوند به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب وقتی قوها پیر می‌شوند

صدای سوتی در فضا می‌پیچد. به خیابان روبه‌رو نگاه می‌کنم، آخرین توریست‌های کوله‌پشتی‌دارِ نقشه‌به‌دست به‌طرف پایین سرازیرند. کلاغی قارقار می‌کند. پیرمردی با موهای بلندِ سفید و وزکرده به‌طرف من و بالزاک می‌آید. دو سه قدم مانده می‌ایستد؛ چارچوبی است زیر یک عبای بلند. نزدیک‌تر می‌آید. دست‌اش را از زیر بارانی، که من عبا دیده‌ام، بیرون می‌آورد، روی لبه‌ی جدول می‌گذارد. شمع است، روشن. کی آن را روشن کرده؟ دستانی با آن‌همه چین‌وچروک و این‌همه فرز؟ با چشمان قهوه‌ای تیره، یک لحظه‌ی تمام‌نشدنی به من خیره می‌شود. با دهان بسته می‌خندد. چندین لایه چروک از گوشه‌ی لب تا بناگوش‌اش ردیف می‌شوند. کوله‌ی پارچه‌ای روی دوش‌اش را جابه‌جا می‌کند، کثیف و ژنده‌پوش بود، فکر می‌کردم پیرمرد خنزر پنزری است که همین‌حالا از قبر هدایت بیرون جهیده. اما دهان‌اش را که باز می‌کند، با آن دندان‌های سفید، سوای لباس خاکستری‌اش، مرد سفیدپوشی است که دو سال پیش هم دیدم‌اش. آخرین لحظه قبل از غیب‌شدن، انگشت اشاره‌اش را به‌طرف‌ام تکان داد. سه‌بار. البته با آن عبا و کاغذ لوله‌شده‌ی بیرون‌زده از جیب‌اش به پیرمردِ چرم ساغریِ بالزاک هم می‌خورد. می‌کوشم او را به یاد بیاورم. یا آن سمسار یهودی بود که تا آخرهای داستان غیب شد؟ باید کتاب را دوباره بخوانم.

ادامه...

مشخصات کتاب وقتی قوها پیر می‌شوند

  • ناشر آگه
  • تاریخ نشر ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.97 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۲۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب وقتی قوها پیر می‌شوند

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب وقتی قوها پیر می‌شوند

داستان‌های این کتاب فاقد بار معنایی هستند و صرف به شرح یا توصیف میپردازند
در ۲ سال پیش توسط آ . الف ( | )
راستش من زیاد نتونستم با کتاب ارتباط برقرار کنم داستانها یکم بی معنی بود به نظرم
در ۲ سال پیش توسط مهشاد مرتضوی ( | )
باور نکردنیه که یه کتاب میتونه اینهمه مزخرف باشه داستانای کوتاهِ کاملا بی سر و ته و بی ربط به هم. جزئیات بی خود و چندش آور "جوش چرکی اش را ترکاند"! "زیر ناخنش را نگاه کرد"! یه ستاره هم زیاد بود.
در ۲ سال پیش توسط سارا پهلوانی نژاد ( | )
کسی این کتاب رو نخونده؟
در ۲ سال پیش توسط nila... m.n ( | )
یه سری داستان مرتبط که من ارتباط بعضی قسمت ها رو با بقیه متوجه نشدم. چند تا از قسمت ها رو دوست داشتم ولی در کل کتابی نیست که توصیه کنم.
در ۲ سال پیش توسط زینب پ ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • بعدی ›
  • آخرین ››