فیدیبو نماینده قانونی انتشارات مینوفر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب نگرش مذهبی نوجوانان و تاثیر آن بر سلامتی روان و شادکامی

کتاب نگرش مذهبی نوجوانان و تاثیر آن بر سلامتی روان و شادکامی

نسخه الکترونیک کتاب نگرش مذهبی نوجوانان و تاثیر آن بر سلامتی روان و شادکامی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب نگرش مذهبی نوجوانان و تاثیر آن بر سلامتی روان و شادکامی

نگرش مذهبی، شادکامی و سلامت روان دانش‌آموزان مقوله‌هایی هستند که تحقیقات زیادی را در دنیا به خود اختصاص داده‌اند اگر چه در داخل کشور در زمینه‌های مربوط به سلامت روان دانش‌آموزان مطالعاتی انجام شده است اما در مقوله سلامت روان و شادکامی در رابطه با نگرش مذهبی یافته‌های کمی به چشم می خورد به لحاظ اهمیت موضوع تحقیق، بررسی سه مقوله فوق در کنار هم از اهمیت برخوردار می‌باشد.

ادامه...

بخشی از کتاب نگرش مذهبی نوجوانان و تاثیر آن بر سلامتی روان و شادکامی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



فصل اول - کلیات پژوهش

مقدمه

«دین» برای آدمی موهبتی است که او را به یک فلسفه حیات مسلح کرده و به عقل وی روشنگری می بخشد، بر اراده تاکید دارد و آن را می پرورد، به آدمی کمک می کند تا به فرمان های عقل گردن نهد، نیازهای اساسی روح به ویژه نیاز به عشق و جاودانگی را تحقق می بخشد و از این روست که تار و پود زندگی انسان با باورهای دینی تنیده شده است (لارسون،۲۰۱۱). دین ورزی قدمتی دیرینه داشته، به طوری که مطالعات باستان شناسی و انسان شناسی نشان داده اند، مذهب جزء لاینفک زندگی بشری در تمام اعصار بوده است. به گفته ی فرانکل بنیان گذار مکتب معنا درمانی احساس مذهبی عمیق و واقعی، در اعماق ضمیر ناهوشیار هر انسانی وجود دارد (هوگان،۲۰۰۹). رفتارها و باورهای مذهبی، تاثیر مشخصی در معنادار کردن زندگی افراد دارند، رفتارهایی مانند عبادت، زیارت و توکل به خداوند می توانند از طریق ایجاد امید و تشویق به نگرش های مثبت، موجب آرامش درونی افراد گردند. داشتن معنا در زندگی، امیدواری به یاری خداوند در شرایط مشکل زا، بهره مندی از حمایت های اجتماعی و معنوی، احساس تعلق داشتن به منبعی والا ه مگی از جمله روش هایی هستند که افراد مذهبی با دارا بودن آن ها می توانند در مواجهه با حوادث آسیب رسان، فشار کمتری را متحمل شوند (نیلمن،۱۹۹۷). روانشناسی دینی که عبارت است از مطالعه ی مذهب و پدیده های مذهبی با استفاده از مفاهیم روانشناسی، اشاره به این دارد که مذهب و واقعیات روانشناسی از یکدیگر تاثیر می پذیرند. در حیطه ی روانشناسی دینی، تمایل فزاینده ای وجود دارد که چشم اندازهای تئوریکی، به واسطه ی پژوهشهای تجربی حمایت شود. از این رو افزایش تحقیقات در زمینه های گوناگون نظیر میزان مذهبی بودن، نیاز به مذهب، تاثیر دین در سلامت جسم و روان و غیره بسیار چشمگیر بوده است. یکی از این قبیل پژوهشهای تجربیاتی مورد علاقه ی محققان روانشناسی دینی بررسی رابطه ی بین مذهب و شادکامی است (لارسون،۲۰۱۱).
دور ماندن از باورهای اصیل مذهبی راه را برای ابتلای فرد به کشمک شهای درونی و روانی، احساس پوچی و بی هدفی و یاس و ناامیدی در برابر محرومیت ها، ناملایمات و فشارهای روانی هموار می کند (فرانسیس،۲۰۰۹)،مطالعات انجام شده در نقاط مختلف جهان، مذهب به عنوان یک نیروی موثر در کاهش فشارهای روانی، گرایش به فساد و همچنین افزایش رضایتمندی از زندگی شناخته شد.آزموده(۱۳۸۶)، بیان کرد که دین می تواند نقش توانمندی را در گروه خاصی از افراد میانسال ایفا نموده و به طور موثری بر ترس و فشارهای روانی غلبه کند هوگان(۲۰۰۹)، اظهار داشتند که ایمان مذهبی مکانیزم های سازگاری را افزایش می دهد و در ایران نیز مطالعات مختلفی نشان داده اند که تقیدات دینی و عملکردهای مذهبی سالم و مبتنی بر معنویت درونی با سلامت جسم، بهداشت روان و مقابله با عوامل استر س زا ارتباط معنی داری داشته است.
به رغم نگاه بدبینانه روانشناسان در سطح برخی نظام های کلی به مذهب،از همان ابتدای شکل گیری روانشناسی کاربردی، تحقیقات در زمینه رابطه مذهب و سلامت روانی،اغلب بیانگر رابطه ای مثبت بین این دو متغیر بوده است.از دهه ۵۰ میلادی تحقیقات بیانگر تاثیر مداخلات مذهبی بر بهبود آلام روانشناختی بودند از جمله می توان به تاثیر نماز و "دعا درمانگری" بر کنترل اختلالات روانشناختی اشاره کرد مرور تحقیقات در سالهای بعد این تاثیر را واجد برجستگی بیشتری می کند.از دهه ۹۰ به دنبال ناکامی نسبی متخصصین حرفه های بهداشت روانی از فنون و شیوه های مداخله ای مرسوم و به دنبال تحقیقات متعدد و نتایج آنها که بیانگر تاثیر مثبت مذهب بر سلامت روان بود،روی آوری به مذهب روز افزون گردید(نیلمن(۱)،۱۹۹۷).
آلپورت بحث جهت گیری مذهبی درون گرایانه و برون گرایانه را مطرح می کند، وی بر این باور است که در جهت گیری مذهبی برون گرایانه، مذهب برای اهداف غیر مذهبی استفاده می شود(مانند حمایت اجتماعی و احساس امنیت) و به صورت ابزاری برای دست یابی به اهداف و ارزش های برتراز مذهب،همچون مقابله با مشکلات یا پیشرفت زندگی به کار می رود.جهت گیری مذهبی برون گرایانه،ابعاد غیر روحانی زندگی را برای فرد مقدم بر ابعاد معنوی آن می نماید و برای ارزیابی ایمان نانابالغانه طراحی شده است.اما در جهت گیری مذهبی درون گرایانه،مذهب به عنوان انگیزه غالبی در زندگی اجتماعی به کار می رود.به تعبیر آلپورت جهت گیری درون گرایانه کل زندگی را غرق در انگیزش و معنی می کند و الهام بخش عبادت است.برای اشخاص با جهت گیری مذهبی درون گرایانه،نیازهای غیر مذهبی هرچند مهم باشند،اهمیت غایی کمتری دارند(آلپورت(۲)،۱۹۶۷). زولینگ(۳)(۲۰۰۶)،جهت گیری مذهبی را اینگونه تعریف کرده است:جهت گیری مذهبی،یک پدیده گسترده، بسیار با دوام و تاثیرگذار است و به عنوان نظام اعتقادی سازمان یافته، همراه با مجموعه ای از آیین ها و اعمال تعریف شده است که تعیین کننده شیوه پاسخدهی افراد به تجارب زندگی است.
آلپورت ارزش های یگانه ساز یا باور وحدت بخش را که در شخصیت های سالم نمایان است،جهت داشتن می نامد که جهت داشتن همه زوایای زندگی فرد را تحت تاثیر قرار داده و با یکپارچه کردن تمایلات و انگیزه های فرد،وی را به سوی هدف راهبری می کند و به او دلیلی برای زندگی می دهد،آلپورت تاکید می کند که ارزش های مذهبی به انضمام هدف ها،برای فلسفه یگانه ساز زندگی بسیار مهم استوی همچنین استدلال می کند که نگرش های مذهبی تعیین میکنند که چونه کارکرد های مذهبی به عنوان مکانیزمی برای ارزشیابی و در ارتباط با حوادث استرس زای زندگی به کار می روند،که این ارزشیابی می تواند بین نگرش های مذهبی و سلامتی اتصال برقرار کند(آلپورت،۱۹۶۷). طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت(۴) سلامت روانی یعنی؛ حالتی از بهباشی (آرامش و آسایش) که در آن فرد توانایی های شخصی خود را شناخته،می تواند با فشارهای طبیعی (معمولی) زندگی مقابله کند،می تواند بهره وری و ثمردهی شغلی داشته باشد و قادر است در جامعه نقش مهمی داشته باشد(در جامعه مشارکت معنی داری داشته باشد) و دارای خرده مقیاس های (سلامت جسمانی،نارسا کنش وری اجتماعی،اظطراب و بی خوابی و افردگی) می باشد(گنجی،۲۰۰۴)،که عامل جهت گیری مذهبی با توجه به تحقیقات پیشین می تواند نقش بسیار مهمی در ارتقاء آن داشته باشد از جمله در مطالعه ای بین فرهنگی در ۱۹ کشور غربی که بر روی ۲۸۰۸۵ نفر آزمودنی انجام شده بود دریافتند که هر چه انسانها پایبندی بیشتری به مذهب دارند درجه گرایش آنها به خودکشی کمتر بوده و در نتیجه سلامت روان آن ها بالا تر است (نیلمن(۵)،۱۹۹۷).در زمینه اضطراب به عنوان یک اختلال شایع روانی مطالعات نشان می دهند که شرکت درمراسم مذهبی اضطراب را کاهش داده و موجب بالابردن نمره سلامت روان میشود(نیلمن،۱۹۹۷).همچنین برخی مطالعات نیز نشان می دهند که آموزش روش های حل مساله در چارچوب مذهبی، ضمن افزایش سازش یافتگی روانشناختی، اضطراب آزمودنی ها را کاهش میدهد و از این طریق به افزایش سلامت روان کمک می کند(شافر(۶)،۱۹۹۱). همچنین بین مذهب یا رفتار مذهبی و افسردگی مطالعاتی انجام شده است که بیانگر تاثیر مذهب در کاهش افسردگی (که یکی از خرده مقیاس های کاهش دهنده سلامت روان فرد است) و بین گرایش به مذهب و افسردگی رابطه ای معکوس مشاهده شده است (وولف(۷)،۱۹۹۷).مطالعه مولفه های ایجاد کننده افسردگی مانند حرمت خود نیز بیانگر تاثیر مثبت مذهب بر آن و در نتیجه افزایش سلامت روان است(ونتیس(۸)،۱۹۹۵).همچنین پین(۹)(۱۹۹۱)،بیان کرده است که مذهب به طور کلی بر سلامت روانی تاثیر مثبتی دارد،در فرا تحلیلی که در زمینه مطالعات مذهبی و سلامت روانی انجام شده است، نتایج نشان داد که در ۴۷ درصد مطالعات رابطه ای مثبت بین مذهب و سلامت روانی وجود دارد،۲۳ درصد ر ابطه ای منفی و در ۳۰ درصد آنها رابطه معن ی داری دیده نشد (لوین(۱۰)،۱۹۸۷).مطالعات متعدد نه تنها رابطه مثبت بین مذهب و سلامت روان را نشان می دهند بلکه بیانگر تاثیر مذهب بر سلامت جسمانی نیز هستند(وولف،۱۹۹۷).یکی از تعدیل کننده های آسیبهای جسمانی و روانی،جهت گیری مذهبی افراد است.از نظر آلپورت و راس،شخصی که جهت گیری مذهبی داردبا مذهبش زندگی می کند.اشخاصی که جهتگیری مذهبی درونی دارند،انگیزه های اصلی خود را در مذهب می یابند.چنین اشخاصی شخصیتشان با مذهبشان یکی می شود(مختاری و همکاران،۱۳۸۰). براساس نظریه آلپورت مذهب درونی،مذهبی فراگیر و دارای اصول سازمان یافته و درونی شده است در حالی منظور آلپورت از جهت گیری مذهبی درونی عبارت است از: تعهد انگیزش فراگیر که غایت و هدف است نه وسیله ای برای دستیابی به اهداف فردی(جان بزرگی،۱۳۷۸).در خصوص متغیرهای همبسته با جهت گیری مذهبی و پیشبین های آن، پژوهشهای متعددی صورت گرفته است. از جمله آنها می توان به پژوهش یانگ و همکاران(۱۱)(۲۰۰۰)،اشاره کرد که در مورد دانش آموختگان رشته های روانشناسی صورت گرفت.آنها از پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که معنویت به عنوان سازه،نقش مهمی بر سازگاری روانشناختی دارد و میتوان از آن در کار بالینی با مراجعانی استفاده کرد که خواهان روان درمانی معنوی هستند.جانسون(۱۲)(۲۰۰۴)، نشان داد باورهای دینی در سلامت روان و سازگاری افراد نقش عمده ای دارد.نتایج تحقیق ناوارا و جیمز(۱۳)(۲۰۰۵)، بیانگر این بود افرادی که در مقیاس جهت گیری مذهبی بیرونی نمره های بیشتری را کسب کرده بودند تنش بیشتری داشتند ولی افرادی که نمره های بیشتری در جهت گیری مذهبی درونی داشتند،تنش کمتری را نشان دادند.آزموده و همکاران(۱۳۸۶)، نیز عنوان کردند که بین جهت گیری مذهبی و متغیر شادکامی رابطه معنادار وجود دارد و افراد با جهتگیری مذهبی درونی نسبت به افراد با جهت گیری بیرونی از تعهد، مهار و مبارزه جویی بیشتری برخوردارند.
میلر و تورسن(۱۴)(۱۹۹۹)،بیان میکنند که تصویر درست تر از سلامتی این است که آن را یک سازه ی نهفته مانند شخصیت،خلق یا شادکام بودن تصور نماییم،سازه ای چند بعدی که زیرساخت مجموعه ای وسیع از پدیده های قابل مشاهده می باشد(به نقل از محمد زاده،۱۳۸۸).همچنین در سال های اخیر با کارهای سلیگمن(۱۵) و همکاران(۲۰۰۵)،ایجاد شده است.این گرایش که به مطالعه نقاط مثبت و کمالات انسانی و به طور کلی،ابعاد مثبت وجود آدمی می پردازد و به دنبال آن است که از نقاط قوت انسان ها،به عنوان سپری علیه بیماری ها استفاده کند.از مفاهیم بنیادی مطرح در جنبش روان شناسی مثبت نگر، مفهوم شادکامی است که مطالعه علمی آن در سال های اخیر، توسط روان شناسان آغاز شده است. در مورد شادکامی، که تاریخچه آن به سال های دهه ۱۹۶۰ میلادی باز می گردد، تعاریف مختلفی ارائه شده است. برای مثال، بربنر(۱۶)(۱۹۹۵)،شادکامی را ترکیبی از لذت ها، خوشی ها، آلام و دردها توصیف کرده است. آرگیل(۱۷) و همکاران(۱۹۹۰)،شادی را ترکیبی از عاطفه مثبت،فقدان عاطفه منفی و رضایت از زندگی می دانند.با این حال، به نظر می رسد جامع ترین و در عین حال، عملیاتی ترین تعریف شادمانی را وینهوون(۱۸)(۱۹۹۸)،ارائه می دهد، به نظر وی شادمانی به قضاوت فرد از درجه یا میزان مطلوبیت کیفیت کل زندگی وی اطلاق می گردد. به عبارت دیگر، شادمانی به این معناست که فرد چقدر زندگی خود را دوست دارد. برخی از نظریه پردازان، رسیدن به شادکامی و خوشبختی روان شناختی را در پرتو توجه به ارزش ها و هدف های معنوی، نیازهای بنیادی، معنا دار بودن و هدفمندی زندگی، و عشق و علایق دینی والا می دانند (حیدری و عنایتی،۱۳۸۹).رفتارهایی مانند عبادت، زیارت و توکل به خداوند می توانند از طریق ایجاد امید و تشویق به نگرش های مثبت، موجب آرامش درونی افراد شوند. داشتن معنا در زندگی، امیدواری به یاری خداوند در شرایط مشکل زا، بهره مندی از حمایت اجتماعی و معنوی، و احساس تعلق به منبعی والا، همگی از جمله روش هایی هستند که افراد مذهبی با بهره مندی از آنها می توانند در برخورد با حوادث آسیب رسان، فشار کمتری را متحمل شوند(یانگ و مائو(۱۹)،۲۰۰۷).همچنین در سال های اخیر، اعتقاد بر این است که در نظر داشتن شادی و طراحی برنامه هایی برای شاد بودن، باعث افزایش شادمانی می شود و شادکامی محصول سلامت روانی است نه هدف آن.غالبا شادکامی توام با کارکرد مطلوب و سلامتی روانی همراه است و رضایت از روابط شخصی باسلامت روانی مطلوب رابطه دارد.القای اندک عواطف مثبت، اشخاص را باهوشتر، مولدتر، دقیق تر و در نتیجه شادکام تر می کند(سلیگمن (۲۰)و همکاران،۱۹۹۹).کاواماتو(۲۱)(۱۹۹۹)،افزایش شادمانی را در ارتباط مستقیم با افزایش وضعیت سلامت اشتها،خواب، حافظه، روابط خانوادگی، دوستی، وضعیت خانوادگی و در نهایت سلامت روان می داند.همچنین پرنگار(۲۲)(۲۰۰۴)،معتقد است که ارتباط قوی بین شادکامی و سلامت روانی وجود دارد.
برخی نظریه پردازان،رسیدن به شادکامی را از طریق توجه به ارزش ها و اهداف معنوی، نیازهای اساسی، معنادار بودن زندگی و عشق به خدا امکان پذیر می دانند.لازاروس و فولکمن(۲۳)(۱۹۸۴)،با طرح این پرسش که آیا راهی وجود دارد که بفهمیم چگونه بهترین و پایدارترین شادکامی به دست می آید، شادکامی معنوی را یگانه شادکامی می داند که در همه شرایط پابرجا و زوال ناپذیراست.از نظر وی، این احساس شادکامی با سختی ها و فشارهای روانی زندگی، همزیستی مطلوبی دارد.افراد با گرایش دینی و این عقیده، که در جهان مقصد والایی وجود دارد،می توانند شادکامی خود را ارتقا بخشند.نظریه ها بیان می کنند که مذهب، شادکامی را از چند طریق ارتقا می دهد(محمدزاده،۱۳۸۸).لیوبومیرسکی(۲۴) و همکاران(۲۰۰۱)، معتقدند: به طورکلی، افراد شاد به شرایط و اتفاقات، به شیوه مثبت و سازگارانه تری پاسخ می دهند و دارای سطح استرس کمتر و سیستم ایمنی قوی تر و خلّاق تری از افراد ناشاد هستند.گالوپ(۲۵)(۱۹۸۴)، نشان داده است که افراد مذهبی، به طور نسبی خود را به عنوان افراد بسیار شاد ارزیابی می کنند.بنابراین،شادکامی از اجزای متعددی،از جمله شناختی و معنوی تشکیل شده است(حیدری و عنایتی،۱۳۸۹) که در پژوهش حاضر نقش جهت گیری مذهبی،در قالب تدوین الگوی شادکامی بررسی خواهد شد از این رو با توجه به موارد فوق در این پژوهش به بررسی پیش بینی پذیری سلامت روان و شادکامی بر اساس جهت گیری مذهبی در دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهرستان رفسنجان پرداخته شد.

نظرات کاربران درباره کتاب نگرش مذهبی نوجوانان و تاثیر آن بر سلامتی روان و شادکامی