کتاب صوتی فوتبال علیه دشمن با صدای عادل فردوسی‌پور
Loading

چند لحظه ...
کتاب رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید...

کتاب رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید...

نسخه الکترونیک کتاب رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید... به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۶,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید...

چرا باید این کتاب را خواند؟

داستان کوتاه یکی از بهترین نمادهای ادبی یک کشور و یکی از مهم‌ترین و تاثیرگذار ترین بخش‌های ادبیات یک کشور است. مطالعه‌ی داستان کوتاه گاهی لذت‌بخش‌تر از مطالعه‌ی یک رمان است. مطالعه‌ی داستان کوتاه به خواننده این اجازه را می‌دهد که روایت‌های متفاوتی را تنها در چند صفحه‌ی کوتاه بخواند.

درباره‌ کتاب رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید اثر نویسندگان معاصر روس

کتاب رفتیم سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید برای نخستین بار در سال 1395 توسط آبتین گلکار گردآوری و ترجمه شد. این کتاب شامل هفت داستان کوتاه از نویسندگان معاصر روسی است؛ نویسندگانی مانند لودمیلا اولیتسکایا، لودمیلا پتروشِفسکایا، دینا روبینا، آندری گلاسیموف، ویکتور پلوین، میخاییل یلیزاروف و زاخار پریپِلین است.

مروری بر داستان‌های کتاب‌های رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید

هفت داستان در کتاب رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید وجود دارد. این داستان‌ها به ترتیب زیر هستند:

داستان اول: دختر بخارا اثر لودمیلا اولیتسکایا

داستان دوم: پالتوی سیاه اثر لودمیلا پتروشِفسکایا

داستان سوم: زن آدم کُش اثر دینا روبینا

داستان چهارم: حادثه‌ی خانوادگی اثر آندری گلاسیموف

داستان پنجم: نیکا اثر ویکتور پِلِوین

داستان ششم: رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید اثر میخاییل یلیزاروف

داستان هفتم: آدم کُش و دوست کوچکش اثر زاخار پریلپین 

در بخشی از کتاب رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید

من با یک متر و نود سانتی‌متر قد شصت و شش کیلوگرم وزن داشتم. این«عدد وحش» نصفه نیمه خوب در خاطرم مانده است: در سالن بدن‌سازی‌ای که ثبت‌نام کرده بودم، همه‌ی تازه‌واردها را وزن می‌کردند. بعد با یک متر خیاطی پارچه‌ای، مثل آتلیه‌ها، همه‌ی اندازه‌های بدن را برمی‌داشتند تا ورزش دوست سخت‌کوش شش ماه بعد بتواند غیر از حجم تازه‌ی عضلات، از عدد و رقم‌های دقیق هم به وجد بیاید.

اواخر ژوئن بود. من یک ماه قبل به خانه برگشته بودم؛ یک زخم معده‌ای مرجوعی از ارتش. ظرف چند شب دوباره هنر خواب عمیق را فراگرفتم، چون بیمارستان ارتش مرا به بیداری مزمن و جنون‌آوری مفتخر کرده بود.

پس‌ازآن دراز به دراز افتادن، پس از ترک عاشقی, دویدم به دفتر دانشکده که ثبت‌نامم در سال اول دانشکده‌ی زبان و ادبیات را تجدید کنم، جایی که مرا در ماه فوریه، بلافاصله بعد از امتحانات زمستانی، از موهایم گرفتند و کشیدند و به میدان مشق فرستادند...

ظرف سه ماه سربازی کلاً با علم و دانش غریبه شده بودم. از سر ترحم در امتحان‌های مقدماتی نمره‌ی قبولی برایم گذاشتند و مرا به امتحان‌های نهایی راه دادند. زلف‌های زمستانی‌ام که تا شانه می‌رسید به باد استادها مانده بود. پروفسورها از سر دلسوزی به خاطر کله‌ی تراشیده‌ی تابستانی سرباز ناکام، زیاد جولان ندادند و من وارد سال دوم دانشکده شدم.

در آخرین روزهای ژوئن عده‌ای از رفقایم را در پلاژ جمع کردم تا سور همه‌ی مناسبت‌ها را یکجا بدهم: هم بازگشت دل‌چسب از سربازی و هم موفقیت در امتحانات. آنجا روی شن‌های زرد دریاچه‌ی مصنوعی خارکوف، در حین جشن گرفتن با پورت وین مان بودیم که آبروی من رفت.

درباره نویسندگان کتاب رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید

لودمیلا اولیتسکایا نویسنده‌ی معاصر روسی است. او فارغ‌التحصیل رشته‌ی زیست‌شناسی از دانشگاه مسکو است و نویسندگی را بعد از امتحان کردن شغل‌هایی مانند کار در حوزه‌ی ژنتیک و بیوشیمی آغاز کرد. اولین داستان کوتاه او سونچِکا نام داشت که برای اولین بار در نشریه‌ی نووی میر (جهان نو) منتشر شد.

لودمیلا پتروشِفسکایا نویسنده‌ی جنجال‌برانگیز روسیه است. او در نوشته‌هایش از زبان بی‌پرده برای توصیف تاریکی‌های زندگی استفاده می‌کند که در برخی آثارش این استفاده انتقادهای زیادی را در پی داشته است. او در ابتدا کار خود  را با نمایشنامه‌نویسی آغاز کرد و شهرت خود را نیز با نمایشنامه‌ی آواز دسته جمعه مسکو در سال 1984 به دست آورد.

دینا روبینا نویسنده‌ی داستان زن آدمکش، اصالتاً اوکراینی است. نخستین داستان او در مجله‌ی یونوست منتشر شد و او چند سال بعد از انتشار این داستان عضو اتحادیه نویسندگان جمهوری ازبکستان شد و اکنون یکی از مشهورترین نویسندگان روسیه است.

آندری گلاسیموف اصالتا اهل سیبری است. او در دو رشته‌ی ادبیات انگلیسی و کارگردانی تئاتر تحصیلات دانشگاهی دارد. او یکی تواناترین نویسندگان ادبی روسیه است که از نخستین داستان‌هایش نامزد دریافت جوایز بسیاری بود و همچنان هست.

ویکتور پِلِوین را می‌توان مشهورترین نویسنده‌ و نماد ادبیات معاصر روسیه نامید. زبان پلوین در بسیاری از نوشته‌هایش عامیانه، پر غلط و نزدیک به سبک گفت‌وگوهای اینترنتی است. این ویژگی از یکسو باعث شده است که منتقدین آثار پلوین را خیلی نپسندند و از سوی دیگر مایه‌ی محبوبیت او در میان جوانان شده است. رمان اومون را اثر ویکتور پلوین با ترجمه‌ی پیمان خاکسار موجود است.

میخاییل یلیزاروف نویسنده‌ی اوکراینی است که در سال 2000 به آلمان مهاجرت کرد. او نخستین مجموعه‌ی داستان کوتاهش را بین سال‌های 1991 تا 1999 نوشت و در سال 2001 آن را با عنوان ناخن‌ها منتشر کرد. انتشار این مجموعه توجه منتقدین روس را به خود جلب کرد و بعد از این کتاب بود که او به شهرت جهانی دست یافت.

زاخار پریلپین یکی از پرجنجال‌ترین نویسندگان معاصر روس است. بخش قابل توجهی از شهرت او به‌واسطه‌ی موضع‌گیری‌های سیاسی-اجتماعی و فعالیت‌های مطبوعاتی او بوده است. نخستین رمانش پاتولوژی نام داشت که در سال 2005 منتشر شد، داستان این رمان تاثیر گرفته از تجربیات فردی او در عملیات نظامی چچن بوده است.

ترجمه کتاب رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید

آبتین گلکار مترجم و پژوهشگر زبان ایرانی است. حوزه‌ی تخصصی او زبان و ادبیات روسی است و او اکنون در دانشگاه تربیت مدرس این رشته را تدریس می‌کند. گلکار دوران کارشناسی خود را در دانشگاه تهران و دوران تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه ملی تاراس شفکچنو کی‌یف گذرانده است و موفق به اخذ مدرک دکتری از این دانشگاه شده است. گلکار در مصاحبه‌ای می‌گوید: « ترجمه اثر از زبان اصلی، دلیل بر قوت ترجمه نیست و برعکس آن‌هم اگر کتابی از زبان دوم ترجمه شده باشد، لزوماً بد نیست. یعنی خیلی از ترجمه‌ها از زبان واسطه را داریم که خیلی از ترجمه از زبان اصلی بهتر است و برعکس هم هست که ترجمه‌هایی از زبان اصلی که ضعف‌های شدیدی دارد. اینجا نکته‌ای وجود دارد که مترجم وقتی می‌خواهد از زبان دوم ترجمه کند، باید زحمت بیشتر بکشد چون اگر زبان اصلی انگلیسی باشد، خیلی ساده می‌توان از آن عبور کرد اما اگر انگلیسی زبان ترجمه باشد، باید بعضی مطالب را بازبینی کند و انرژی بیشتری روی کار بگذارد وگرنه لزوماً این کار بد نیست. درباره برخی زبان‌های نادر این نکته هست که باید زبان واسطه بیاید و آن را ترجمه کند وگرنه ترجمه نمی‌شوند.»

آبتین گلکار تاکنون آثار بیسار مشهوری از نویسندگان روس ترجمه کرده است و سهم قابل توجهی در معرفی نویسندگان معاصر روسی به خوانندگان فارسی زبان داشته است. کتاب‌های اتاق شماره شش و داستان ملال‌انگیز از آنتوان چخوف، ‌آشیانه‌ی اشراف از ایوان تورگینف، حمام‌ها و آدم‌ها از میخائیل زوشنکو و رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید تعدادی از آثار گلکار هستند که شما می‌توانید نسخه‌ی الکترونیکی و پی دی اف pdf آن‌ها را از فیدیبو دانلود کنید.

این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟

خواندن این کتاب شما را با نویسندگان معاصر روسی آشنا می‌کند. عموما همه‌ی مردم با نویسندگان کلاسیک روسی مانند لئو تولستوی، فئودور داستایفسکی آشنا هستند، اما نامی از نویسندگان مشهور و معاصر روس مانند ویکتور پلوین نشنیده‌اند. بنابراین مطالعه‌ی کتاب‌هایی مانند این کتاب می‌تواند آن‌ها را با این نویسندگان و تغییرات کنونی در جامعه‌ی روسیه آشنا کند.

آنچه در بالا خواندید نقد و بررسی کتاب رفتیم سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید اثر جمعی از نویسندگان معاصر روس و ترجمه‌ی آبتین گلکار بود. خرید و دانلود کتاب الکترونیکی این اثر در همین صفحه‌ی فیدیبو امکان‌پذیر است. 

مشخصات کتاب رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید...

  • ناشر نشر چشمه
  • تاریخ نشر ۱۳۹۵/۱۰/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.24 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۹۲ صفحه
  • شابک

نظرات کاربران درباره کتاب رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید...

من بعد از مدتها دوباره به کتاب خوندن رو آوردم... اینجوری شبها قبل از خواب بدون اینکه نیاز به چراغ روشن بالا سرم داشته باشم یا صدای ورق زدن کتابم کسی رو اذیت کنه ساعتها کتاب میخونم. میتونم فونت و سایز متن کتاب رو به دلخواه خودم تغییر بدم و با سرعت بیشتری مطالعه کنم یکی از بهترین اپ هایی که رو گوشیم دارم فیدیبوست
در ۲ سال پیش توسط الناز ملازاده ( | )
اسم کتاب خیلی جذابه. آدم خودبخود کنجکاو میشه بدونه جریان چیه.
در ۲ سال پیش توسط بخوان ( | )
کسی خونده؟؟ میشه در مورد خود کتاب هم نظر بذارین لطفا؟؟؟
در ۲ سال پیش توسط صدف ... ( | )
مجموعه‌ای از داستان‌هایی کوتاه که عموما جنبه‌های ناگوار سبک زندگی روسی را به تصویر میکشند. با ترجمه‌ی خوب و روان
در ۲ سال پیش توسط آ. الف ( | )
از ترجمه روان و شیوای دکتر گلکار که بگذریم، فضای داستانها عموما در تلاش برای خلق فضایی سوررئال بودند که به عقیده من در جلب نظر خواننده و نگاه استعاری یا تلویحی هم چندان موفق نبودند. شاید سایه سنگین نویسندگان کلاسیک و رئالیست در تاریخ ادبیات روسیه نویسندگان جدید را وامی دارد تا این گونه دنبال پیدا کردن روزنه جدیدی برای عرض اندام باشند اما فضای فکری هرچه بوده، نتیجه نه چندان جذاب از کار درآمده و نه قابل تامل و موشکافی. اگر داستایوسکی و تولستوی و تورگنیف در بستر تغییرات سیاسی و اجتماعی دوران خودشان، ظریف ترین ابعاد روحی و روانی انسان تجربه کننده این تغییرات را موشکافی می کردند، تجربه سی سال پرتلاطم اخیر روسیه هم شاید انتظارات را از نسل جدید نویسندگان بالا برده بود تا کمی ما را با تلاطم های روحی معاصر آشنا کنند
در ۲ سال پیش توسط امین ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • ..
  • ۲۲
  • ۲۳
  • بعدی ›
  • آخرین ››