فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب پیوندهای پنهان

کتاب پیوندهای پنهان
تلفیق گستره‌های زیستی، شناختی و اجتماعی حیات در علم پایداری

نسخه الکترونیک کتاب پیوندهای پنهان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۶,۴۸۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب پیوندهای پنهان

اصول طراحی مؤسسه‌های اجتماعی آینده‌ی ما باید همخوان و هم‌ساز با اصول سازمانی‌ای باشد که طبیعت برای پایدارسازی شبکه‌ی حیات فراهم آورده است. برای نیل به این مقصود، چارچوب مفهومی یکپارچه‌ای به منظور فهم ساختارهای مادی و اجتماعی ضروری خواهد بود. نیّت مؤلف این کتاب تهیه و تدوین طرح اولیه‌ی چنین چارچوبی است. نویسنده‌ی کتاب، فریتیوف کاپرا، فیزیکدان شناخته‌شده در سطح جهانی، مؤلف تائوی فیزیک، نقطه‌ی عطف، عقل نامتعارف، شبکه‌ی حیات و تعلق داشتن به کیهان است. وی جایزه‌ی کتاب امریکا را از آن خود کرده است. در زمان حاضر مدیریت مرکزی وابسته به دانشگاه برکلی در کالیفرنیا را به‌عهده دارد.

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 3.6 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۷۱ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب پیوندهای پنهان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیش گفتار مترجم

سال تحصیلی ۱۳۸۰ ـ ۱۳۸۱ ه. ش (۲۰۰۱ ـ ۲۰۰۲ م) را به برکت ماموریت مطالعاتی در یکی از مجامع علمی دنیا، به دور از دغدغه ها و اتفاق های خوب و بد وطن سپری کردم؛ و همین کافی بود تا سنگینی دینی را بر گردنم احساس کنم؛ دینی که ادای دست کم دو فریضه را الزامی می کرد. اول سپاسگزاری از دوستان و همکارانی که زمینه برخورداری از چنین فرصتی را فراهم کردند. دوم تهیه رهاوردی لایقِ دانشجویان، علاقه مندان، استادان و نخبگان علوم اجتماعی. از این رو از بدو ورود به محل ماموریت کمر همت بستم ارمغانی ارزشمند بیابم تا بتوانم حق دوستان دانشمندم را ادا کنم. بخت با من یار بود که درست دو سه هفته قبل از بازگشت به وطن، در سپتامبر ۲۰۰۲، تازه ترین کتاب پروفسور فریتیوف کاپرا(۱) از زیر چاپ بیرون آمد. کتابی که با جهان بینی علمی در خور تحسینی تالیف و تدوین شده است. کتابی که آخرین دستاوردهای نظریه و عملِ علوم به طور عام (فیزیک، زیست شناسی گیاهی، زیست شناسی جانوری و سایر رشته ها) و علوم اجتماعی به طور خاص (اقتصاد، سیاست، نظریه های جامعه شناختی، جامعه شناسی توسعه، جامعه شناسی ارتباطات و جزء این ها)، را ارائه می دهد. مولفِ دانشمند این کتاب با طرح مباحث و اقامه دلایلی شفّاف و اقناع کننده نشان می دهد که چگونه می توان با واهمه های پنهان و پیدای جهان معاصر مقابله کرد.
فریتیوف کاپرا، فیزیک دانی نامبردار و مولف کتاب هایی چون تائوی فیزیک(۲)، نقطه عطف(۳)، حکمت غیرعامیانه(۴)، شبکه حیات(۵) و یکی از مولفان تعلّق به کیهان(۶) است که جایزه کتاب سال امریکا را در ۱۹۹۲ از آن خود کرد. او اکنون رئیس مرکز سواد زیست محیطی در برکلی کالیفرنیا است و در همان جا هم زندگی می کند. از میان آثار او تائوی فیزیک و شبکه حیات در زمره پرفروش ترین کتاب های سال های اخیر به شمار می رود. پروفسور کاپرا در این کتاب ها به ویژه در پیوندهای پنهان به مکاشفه پیامدهایِ اجتماعیِ عظیمِ پیدایشِ واپسین پدیده های علم و فناوری می پردازد و معیاری مبتکرانه برای حل عمده ترین و مهم ترین مشکلات عصر ما عرضه می کند. این معیار مبتنی بر درک و فهم حیات در معنایی کلّی از رهگذر تفکر غیر خطی است. در طول تاریخ بیش تر پژوهش های علمی مبتنی بر تفکر خطی بود اما طی دهه ۱۹۸۰ انقلابی چشمگیر رخ داد. با ظهور رایانه های پرقدرت دانشمندان توانستند برای بررسی فرایندهای علمی، نظریه پیچیدگی را به کار ببرند و کاپرا، پیشاهنگ و جلودار این انقلاب بود.
دلایل امتیاز کتاب درخشان پیوندهای پنهان متعدد است که به یادآوری برخی از آن ها بسنده می کنم:
۱. هر بلوک، هر دولت ملی، هر سازمان و هر یکان متشکل و حتی هر فرد برای ادامه حیات نیازمند شناسایی محیط زیست خود است. لذا از بزرگ ترین اتحادیه های بین المللی گرفته تا فردی معمولی برای ادامه حیات فعالیت هایش باید وضع موجود و آرایش نیروهای حاضر در صحنه و کمّ و کیف آن ها را بشناسد. کتاب حاضر هم درباره محیط زیست طبیعی و هم درباره محیط اجتماعی و سیاسی با ارجاع و استناد به جدیدترین دستاوردهای علمی این شناخت را فراهم می آورد یعنی کارنامه روزآمد اوضاع و مسائل دنیا را به دست خواننده می دهد.
۲. بینش و روش این کتاب جهت بررسی و تحلیل موضوعات رهیافت بینارشته ای(۷) است. چنین بینش و روشی، بیش تر با نام نظریه نظام ها یا نگرش سیستمی و یکی دو نظریه جامعه شناسانه دیگر اشتهار یافته است. برخی از نظریه ها و نظریه پردازان غربی به ویژه امریکایی به کارگیری این شیوه را چندان نمی پسندند چنان که یکی از استادان معروف درباره این نظریه می نویسد: «... طی کم تر از دو دهه، خوش درخشید، ولی دولت مستعجل بود. نظریه نظام ها که در دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ اوج گرفت و سپس سقوط کرد هنوز آن انتظاری را که طرفداران اولیه اش داشتند برآورد نکرده است و شاید هرگز نکند. برای همین این نظریه در سال های اخیر زمینه اش را در جامعه شناسی از دست داده است.»(۸) ولی کتاب کاپرا و تحلیل علمی استوار و پرنفوذش خلاف چنین نظری را به اثبات می رساند.
۳. رشد و پیشرفت تمدن غرب و نظام های اجتماعی آن، عمدتا مدیون شکوفایی و باروری علم و فناوری های جدید است. برخی از دستاوردهای علم و فناوری های نو اثرهای دوگانه ای روی نهادهای اجتماعی و سیاسی سنّتی دارند از این رو شناخت خود آن ها و نقش یا نقش هایی که در جهان کنونی ایفا می کنند ضروری است. موضوعاتی از این قبیل کاپرا را وا می دارد فناوری زیستی، مهندسی ژنتیک، شبیه سازی، جهانی شدن و دیگر پدیده های نو و مسائل پیرامون آن ها را بشناسد و بشناساند. او گذشته از بررسی موشکافانه شالوده هر یک از این پدیده ها نشان می دهد یگانه راه پایدارسازی حیات در آینده سازگارکردن اصول نهفته در نهادِ موسسه های اجتماعی با اصول سازمانی است که طبیعت برای پایداریِ شبکه حیات ایجاد کرده است.
۴. یکی دیگر از عوامل قدرت تمدن های غربی به ویژه امریکا انباشت سرمایه است. این ابرقدرت زیرکانه طی دهه های گذشته موفق به خرید و جذب طلاهای درون کاسه سر(۹) و راه انداختن جریان عظیم بین المللی فرار مغزها شده است. به اعتبار گزارش های پژوهش های پیمایشی، بسیاری از دستاوردهای علمی و فنی امریکا از همین طریق حاصل آمده است و می آید. این ابرقدرت، در زمان صلح و سکونِ روابط بین المللی با ایجاد هژمونی اقتصادی و بازرگانی و هنگام تنش ها و جنگ ها با اعمال سلطه تسلیحاتی و با استفاده از تجهیزات برتر، کارآیی فنی و نیرویِ کوبندگی خود را، آشکارا به رخ کشیده است. بدین جهت طی نیمه دوم سده گذشته همان گونه که صاحب نظران هم اشاره می کنند «... همه روابط بشری الزاما به سطح رابطه قدرت(۱۰) تنزّل کرده است.»(۱۱) با این همه به نظر می رسد کاپرا با مطرح ساختن محدودیت های فیزیکی رشد، اشباع ظرفیت های سرمایه داری صنعتی، باسوادی زیست محیطی و پدیده هایی از این قبیل، پیامی متفاوت با پیام آلوین تافلر دارد.
۵. مهم تر از همه کاپرا به روشنی رابطه علم و سیستم های اجتماعی را نشان می دهد. او، با نمایاندنِ هر گوشه ای از سرشت انسان و جامعه، مدیریت سازمان های انسانی را ضروری ترین عاملی می شناسد که چالش ها، خطرهای جهانی شدن اقتصاد و سرشت مسائل فناورانه زیستی را تعیین می کند. کاپرا با بررسی و تحلیل نهادهای سرمایه داری، چه در سطح ملی و چه در سطح بین المللی (بانک جهانی، صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی) کارکرد آن ها را منبع و منشاء بیماری ها، نابسامانی ها و تنگناهای عصر ما معرفی می کند. او چگونگی مقابله با نابرابری های فزاینده اجتماعی و اقتصادی را مشکل اساسی سده بیست ویکم می داند و به انتقاد از وضع موجود می پردازد. نکته باریک و در خور توجه این است که موجودیت، فعالیت و کار کاپرا نشانه ارج و منزلت داشتن اندیشمندان و اهل علم در جامعه ای است که سرسختانه به انتقاد از همان جامعه برمی خیزند. این نشان می دهد هستند جوامعی که در آن ها آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی قلم و سایر آزادی ها و حقوق مدنی تا حد چشمگیری نهادینه شده است. تحقّق این آزادی ها و حقوق در جامعه است که کار علمی و روشنفکرانه را واجد سنّت و پایدار می سازد. نواندیشان هم به نوبه خود در رسالت علمی خویش سنگ تمام می گذارند یعنی از روی صدق و بی محابا به نقد ساختارها و کارکردهای آسیب پذیر جامعه می پردازند و از این رهگذر، زمینه طراوت و بالندگی آن را فراهم می آورند.
بنابراین و با توجه به وجدان و آگاهی علمی نهفته در پیوندهای پنهان است که می توان پذیرفت کاپرا حتی در علوم اجتماعی که رشته تخصّصی او هم نیست کاری در خور و ارزنده ارائه داده است.
استاد فریتیوف کاپرا، دکترای فیزیک خود را سال ۱۹۶۶ از دانشگاه وین دریافت کرد سپس در دانشگاه های پاریس، سانتاکروز، استانفورد و کالج سلطنتی انگلستان به کار پژوهش درباره نظریه انرژی های قوی پرداخت. طی این مدت او شیفته و مجذوب تصوّف و عرفان شرق شد و به همین دلیل؛ هم در زمینه علوم دقیقه و هم در رشته های گوناگون علوم غیر دقیقه، به ویژه در گستره های فلسفی و فرهنگی مقاله ها و نوشته های پرشماری به جامعه علمی بشر تقدیم کرد. سخنرانی های متعدد این دانشمند سترگ در سمینارها و سمپوزیوم های بین المللی هم حاکی از وسعت بینش و دانش اوست. استاد کاپرا هم اکنون در دانشگاه برکلی کالیفرنیا مشغول تدریس و تحقیق است. او بنیانگذار و رئیس موسسه اِلم وود(۱۲)، در همین دانشگاه است که در اواخر کتابِ پیوندهای پنهان به آن اشاراتی می کند.
از میان آثار پرشمار استاد، حدود شانزده سال پیش، تائوی فیزیک به کوشش حبیب الله دادفرما به زبان فارسی ترجمه و به همّت انتشارات کیهان در سال ۱۳۶۸ چاپ و منتشر شد. این کتاب اوایل دهه ۱۳۷۰ یکی از متونی بود که در جلسات کتاب خوانیِ زنده یاد عبدالله واعظ بررسی و تحلیل می شد. این جلسات سال ها در تبریز تشکیل می شد و کتاب های گوناگونی مانند: مثنوی معنوی (مولانا جلال الدین رومی)، دیوان حافظ، پراسترویکا (میخائیل گورباچف)، گلشن راز (شیخ محمود شبستری)، این است مذهب من (ماهاتما گاندی) و... یا به انتخاب و توصیه مراد یا به درخواست مریدان و علاقه مندان مطالعه و تحلیل می شد. با این همه کارهای کاپرا هنوز برای خوانندگان فارسی زبان چندان شناخته شده نیست. امید است که ترجمه و چاپ پیوندهای پنهان موجب عنایت و علاقه استادان و فرهنگ دوستان به آثار این دانشمند برجسته شود و راه ترجمه آثار دیگر او را هموار کند.
بر خود فرض می دانم از پروفسور عالی قدر دکتر محمدباقر رفیع، پژوهشگر ارشد دانشگاه جفرسن و استاد گران مایه دکتر محمد امین بخش مدیر گروه زیست شناسی دانشگاه تبریز که زحمت بازنگری فصل های اول و ششم کتاب را تقبّل فرمودند و در معادل یابی واژه های تخصّصی مرا راهنمایی کردند خاضعانه سپاسگزاری کنم. از دانشجویان دوره کارشناسی ارشد علوم اجتماعی دانشگاه تبریز، آزاد آرمی و عبدالهادی میرزایی که با بازخوانی دیگر فصول کتاب مرا یاری کردند صمیمانه قدردانی می کنم. از همسرم فریبا عزبدفتری هم تشکر می کنم که زحمتِ بررسی سراسر متن و روان ترکردن آن را پذیرا شدند.

محمد حریری اکبری
استاد علوم اجتماعی ـ دانشگاه تبریز

بخش اول: حیات، ذهن و جامعه

۱. سرشت حیات

پیش از معرفی چارچوبی نوین برای فهم پدیده های زیستی و اجتماعی میل دارم نگاهی تازه به پرسش قدیمی «حیات چیست؟» بیندازم و آن را با نگاهی تازه بازنگری کنم.( ۱ ) در آغاز باید تاکید کنم که با فهم کاملِ انسانی به این پرسش نخواهم پرداخت بلکه از چشم اندازی به غایت علمی می کوشم به آن پاسخ دهم و فراتر از آن در آغاز حیات را پدیده ای زیستی تلقی و بررسی خواهم کرد. درون این چارچوب مشخص پرسش را می توان به گونه ای دیگر مطرح کرد: «ویژگی های معرِّف سیستم های زنده کدامند؟»
دانشمندان علوم اجتماعی ممکن است ترجیح دهند برعکس عمل کنند یعنی نخست ویژگی های معرِّف واقعیت اجتماعی را بازشناسند سپس آن را به گستره زیستی تسرّی دهند و با مفاهیم مربوط به علوم طبیعی همساز کنند. بی تردید چنین کاری ممکن است ولی با توجه به این که من در علوم طبیعی آموزش دیده ام و پیش از این هم مفهوم تازه ای از حیات را در این علوم ارائه داده ام طبیعی است که بحث را از همین جا آغاز کنم.
گذشته از این می توان استدلال کرد که واقعیت اجتماعی حدود دو تا چهار میلیون سال پیش از عالم زیستی برآمده است زمانی که گونه هایی از میمون های جنوبی(۱۰۶) برخاستند و شروع به راه رفتن روی دو پا کردند. آن گاه انسان نماها(۱۰۷) با مغزهای پیچیده، مهارت های ابزارسازی و توان سخن گفتن خود را رشد و گسترش دادند. نیاز نوزادان نارس(۱۰۸) این انسان نماها به نگهداری آن ها را به تشکیل خانواده و اجتماعات کوچک هم پشت رهنمون شد و بدین سان نخستین سنگ بنای زندگی اجتماعی انسان گذاشته شد.( ۲ ) بنابراین می توان برای فهم پدیده های اجتماعی به مفهوم یکپارچه تکامل حیات و آگاهی دست یازید.

۱.۱. تمرکز روی سلول ها

وقتی انواع بی شمار موجودات، رستنی ها، جانوران، انسان ها و موجودات زنده ذره بینی را می نگریم بی درنگ درمی یابیم که سلول ها منشا همه حیاتِ زیستی اند. هیچ حیاتی بدون سلول ها روی کره زمین وجود نخواهد داشت. ممکن است همواره چنین نبوده باشد. بعد به این مسئله خواهم پرداخت( ۳ ) ولی اکنون با اطمینان خاطر می توانیم بگوییم که لازمه حیات سلول ها هستند. این کشف امکان می دهد راهبردی را اتخاذ کنیم که ویژه روش علمی است. برای تشخیص خصیصه های معرِّفِ حیات، ساده ترین نظامی را که این خصیصه ها را آشکارا می کند مطالعه و بررسی می کنیم. موثربودن راهبرد تقلیل گرا در علم ثابت شده است به شرط این که فرد در ورطه این تفکر گرفتار نشود که هستی های پیچیده چیزی جز ترکیب بخش های ساده تر نیست.
می دانیم همه موجودات زنده یا تک سلولی اند یا چندسلولی از این رو سلول ساده ترین سیستم زنده به شمار می رود.( ۴ ) دقیق تر بگوییم ساده ترین سیستم زنده، سلول باکتریایی است. حالا دیگر می دانیم که همه شکل های برتر حیات از سلول های باکتریایی برخاسته اند. ساده ترین آن ها به خانواده کوچکی از باکتری های کروی شکل معروف به مایکوپلاسم(۱۰۹) متعلق است که قطری کم تر از یک هزارم میلیمتر دارد و حاوی ژنوم مولکولِ حلقویِ دو رشته ای از (DNA(۵ است با این همه در همین سلول های بسیار ریز شبکه پیچیده ای از فرایندهای سوخت وساز(۱۱۰) بی وقفه در کارن تا مواد غذایی را به درون و تفاله آن ها را به بیرون از سلول منتقل کنند و پیوسته ذرّات غذا را برای ساختن پروتئین و دیگر اجزای سلول به کار می برند.
درست است که مایکوپلاسم ها از نظر سادگی درونی شان کوچک ترین سلول هااند، امّا فقط در محیط جامع و نسبتا پیچیده شیمیایی است که می توانند زنده بمانند. همان طور که هارولد موروویتز(۱۱۱) زیست شناس اشاره می کند لازم است که دو نوع سادگیِ سلولی از یکدیگر متمایز شود. یکی سادگی درونی به این معنی که بیوشیمی محیط درونی موجود ساده است و دیگری سادگی محیط بیرونی (زیست محیطی) یعنی موجود معدودی از نیازهای شیمیایی اش را از محیط بیرون به دست می آورد.
از نظر بوم شناختی ساده ترین باکتری ها، سیانوباکتری(۱۱۲) جدّ اعلای جُلبک سبز ـ آبی است که از جمله کهنسال ترین باکتری ها به شمار می رود و آثار شیمیایی آن در فسیل های نخستین موجود است. برخی از این باکتری هایِ سبز ـ آبی می توانند همه مواد آلی خود را از دی اکسیدکربن، آب، نیتروژن و مواد معدنی ناب بسازند. جالب این است که به نظر می رسد لازمه سادگی عظیم محیط بیرونی (زیست محیطی) باکتری های سبز ـ آبی مقدار معینی از پیچیدگی های بیوشیمیایی درون آن هاست.( ۶ )

۱ .۲. چشم اندازِ زیست محیطی

رابطه بین سادگی درونی و محیط بیرونی هنوز هم به خوبی درک نشده است. شاید به این دلیل که اکثر زیست شناسان هنوز به چشم انداز زیست محیطی خو نگرفته اند. چنان که موروویتز شرح می دهد:

حیات پایدار بیش از آن که از آنِ موجودی زنده یا گونه ای از موجودات باشد از آن نظام زیست محیطی است. زیست شناسی سنتی بیش تر توجه خود را روی موجودات منفرد متمرکز کرده است تا روی بقای زیستی. از این منظر منشاء حیات همانند حادثه بی مانندی در نظر گرفته می شود که طی آن موجود از محیط پیرامونش به وجود می آید. نگرشی که از نظر زیست محیطی موزون تر باشد چرخه های زیستبومی اولیه و سیستم های شیمیایی ناشی از آن را بررسی می کند که بایست هنگامی که پدیده هایی شبیه موجودات زنده شکل گرفته اند توسعه یافته و شکوفا شده باشد.( ۷ )

هیچ موجودی به تنهایی زنده نمی ماند و نمی تواند شرایط ادامه حیات خود را فراهم آورد. جانوران برای تامین انرژی خود به فروغ آماییِ(۱۱۳) رستنی ها وابسته اند رستنی ها به دی اکسیدکربنی که جانوران و نیتروژنی که باکتری های موجود در ریشه آن ها تولید می کنند متکی اند و مجموعه رستنی ها، جانوران و موجودات زنده ذره بینی زندگی روی کره زمین (زیستکره(۱۱۴)) را منظّم و شرایط لازم را برای ادامه حیات یکدیگر مهیا و حفظ می کنند. بنا به نظریه گایا(۱۱۵)ی جیمز لاولاک(۱۱۶) و لین مارگولیس(۱۱۷)( ۸ ) تکامل نخستین موجودات زنده با تغییر شکل سطح سیاره از محیطی غیرزنده به زیستکره خود ـ تنظیمی(۱۱۸) همراه بوده است. هارولد موروویتز می نویسد: «به عبارتی حیات بیش تر از آنِ سیاره هاست تا موجودات زنده منفرد».( ۹ )

۱ .۳. تعریف حیات با DNA

اکنون به پرسش «حیات چیست؟» برمی گردیم: سلول باکتریایی چگونه کار می کند؟ خصیصه های معرِّف آن کدامند؟ هنگامی که با میکروسکوپ الکترونی به سلول نگاه می کنیم متوجه می شویم که فرایندهای سوخت وسازی آن دربرگیرنده مولکول های کلان(۱۱۹) ویژه است که از مولکول های بسیار دراز و زنجیره های متشکل از صدها اتم ساخته شده اند. دو نوع از این مولکول هایِ کلان در همه سلول ها یافت می شود: پروتئین ها و اسیدهای هسته ای(۱۲۰) (DNA و RNA).
در سلول باکتریایی ضرورتا دو گونه پروتئین وجود دارد: آنزیم ها که عامل فرایندهای سوخت وسازی گونه گون هستند و پروتئین های ساختاری که بخشی از ساختمان سلول را می سازند. در موجودات برتر هم بسیاری از انواع پروتئین های دیگر با کارکردهای تخصصی می توان یافت مانند پادتن هایِ(۱۲۱) سیستم ایمنی یا هورمون ها.
از آن جایی که آنزیم ها عامل یا محرک بسیاری از فرایندهای سوخت وسازی اند و آنزیم ها را ژن ها مشخص می کنند فرایندهای سلولی از راه ژنتیکی کنترل می شود که همین امر بر ثبات آن ها می افزاید. مولکول های RNAوظیفه پیام رسانی را بر عهده دارند و اطلاعات رمزدار را از DNA به سنتزهای آنزیم ها می رسانند و بدین وسیله بین مشخصه های ژنتیکی و سوخت وساز سلولی رابطه حیاتی برقرار می کنند.
DNA همچنین مسئول همانندسازی سلول است که یکی از خصیصه های مهم حیات است. بدون آن هر گونه ساختاری که به طور تصادفی شکل می گرفت بی درنگ نابود و ناپدید می شد و هرگز حیات به وجود نمی آمد. این اهمیت فوق العاده DNA ایجاب می کند که آن را یگانه خصیصه معرِّفِ حیات بشناسیم. می توانیم خیلی ساده بگوییم که: «سیستم های زنده سیستم های شیمیایی اند که DNA دارند».
مشکل چنین تعریفی این است که سلول های مرده نیز DNA دارند. درواقع مولکول های DNA ممکن است صدها و حتی هزارها سال پس از مرگ موجود زنده محفوظ بماند. مثال جالب برای این مورد: چند سال پیش دانشمندان در آلمان موفق شدند تسلسل ژنی در DNA استخوان های جمجمه یک نئاندرتال(۱۲۲) را شناسایی کنند که بیش از صدهزار سال پیش مرده بود( ۱۰ ). بدین ترتیب تنها حضور DNA برای تعریف حیات کافی نیست دست کم تعریف ما باید بدین گونه اندکی تغییر کند: «سیستم های زنده، سیستم های شیمیایی هستند که DNA دارند و نمرده اند.» اما اگر دقت کنیم این تعریف هم با تعریف قبل فرقی ندارد و تکرار همان حرف است و به این می ماند که بگوییم سیستم زنده سیستمی است که زنده است.
همین آزمایش ساده نشان می دهد که ساختارهای مولکولی سلول برای تعریف حیات کافی نیست و ما همچنان باید به تشریح فرایندهای سوخت وسازی سلول و به عبارت دیگر الگوهای رابط بین مولکول های کلان بپردازیم. در این شیوه برخورد به جای دقت روی اجزای سلول آن را به مثابه یک کل بررسی می کنیم. بنا به نظر پیر لوئیجی لوئیسی، بیوشیمی دان، که رشته تخصصی او تکامل مولکولی و منشاء حیات است این دو طرز تلقی یکی متمرکز بر DNA و دیگری متمرکز بر سلول دو جریان عمده فلسفی و تجربی را در زیست شناسی امروز معرفی می کند.( ۱۱ )

پیش گفتار مولف

در نظر دارم در این کتاب، فهم تازه ای از حیات ارائه دهم که از نظریه پیچیدگی (تکثر) برمی خیزد و تا گستره اجتماعی پیش می رود. به این منظور چارچوبی مفهومی را مطرح می کنم که ساحت های زیستی، شناختی و اجتماعی حیات را به هم می پیوندد. قصدم فقط عرضه بینش تلفیق یافته ای از حیات، ذهن و جامعه نیست بلکه توسعه برداشتِ نظام یافته و پیوسته ای از مباحثِ حساسِ عصر خودمان است.
کتاب دو بخش دارد. در بخش اول نظریه ای تازه را در سه فصل طرح می کنم که بر اساس آن به ترتیب طبیعت حیات، طیبعت ذهن و آگاهی و سرشت واقعیت اجتماعی بررسی می شود. خوانندگانی که علاقه بیش تری به کاربرد عملی این نظریه دارند می توانند به بخش دوم (فصول چهارم تا هفتم) رجوع کنند. هر فصل را می توان به طور مستقل مطالعه کرد ولی برای کسانی هم که می خواهند مباحث را دقیق تر و عمیق تر پیگیری کنند در هر بخش به موضوعات مرتبط در بخش های دیگر نیز ارجاع می شود.
در فصل چهارم، نظریه اجتماعی ای را که در فصل پیش (سوم) برای اداره سازمان های انسانی پرورانده ام، به خدمت می گیرم تا به این پرسش پاسخ دهم که سازمان انسانی را چه میزان می توان نظامی زنده تلقی کرد.
در فصل پنجم همه حواسم را روی کل جهان مترکز می کنم که با یکی از ضروری ترین و مجادله انگیزترین موضوع های عصر و عرصه کنونی سروکار دارد: موضوع چالش ها و خطرهای جهانی شدن اقتصاد زیر چتر مقررات سازمان تجارت جهانی(۸۲) و سایر نهادهای سرمایه داری جهانی.
فصل ششم با عنایت به انقلاب مفهومی در ژنتیک مسائل علمی و اخلاقی فناوری زیستی (مهندسی ژنتیکی، همسانه سازی آبستنی غیر جنسی، خوراکی هایی که ژن های آن ها دستکاری می شود و...) که پیامد کشف پروژه ژنوم است روشمندانه تحلیل می شود.
در فصل هفتم درباره جهان در آغاز سده جدید بحث می کنم. پس از بازنگری برخی از مسائل عمده زیستبومی و اجتماعی و پیوندهای آن ها با سیستم های اقتصادی مان، به شرح ائتلاف سیاتل(۸۳) که متشکل از سازمان های غیر حکومتی(۸۴) است ائتلافی که در سرتاسر جهان گسترش می یابد و برنامه هایش برای تغییر شکل جهانی شدن بر مبنای ارزش هایی متفاوت است. آخرین قسمت فصل هفتم خیز بلند طرح های زیست محیطی را بررسی و درباره تاثیر آن ها در گذار به آینده ای پایدار بحث می کند.
این کتاب مکمل آثار پیشین من است. موضوع پژوهش ها و نوشته های من از اوایل دهه ۱۹۷۰ یک چیز بوده است: تغییر بنیادین نگرش جهانی به علم و جامعه و بازنمایی بینشی تازه درباره واقعیت و پیامدهای دگرگونی فرهنگی.
در نخستین کتابم، تائوی فیزیک ( ۱۹۷۵ ) درباره پیامدهای فلسفیِ دگرگونی های مفاهیم و پندارهایی بحث می کنم که طی سه دهه نخستین سده بیستم در فیزیک، رشته اصلی پژوهش من، روی داد و هنوز هم آن ها را در نظریه های معاصر مادّه به کار می بندیم.
کتاب دوم من، نقطه عطف ( ۱۹۸۲ ) نشان داد که چگونه انقلاب در فیزیک نوین از انقلاب و دگرگونی همانند آن در بسیاری از علوم دیگر و جهان بینی ها و ارزش های جامعه خبر داد. من در این کتاب به ویژه درباره جابه جایی هایِ الگو (نمونه عالی) در زیست شناسی، پزشکی، روانشناسی و اقتصاد جستجو کردم و دریافتم که این رشته ها در کل درباره حیات سیستم های زنده زیستی و اجتماعی بحث می کنند. بنابراین فیزیک نوین که نمونه عالی(۸۵) و منبع استعاره ها به شمار تواند رفت در این زمینه مناسب نیست. نمونه عالی فیزیک باید جای خود را به مفهومی گسترده تر بدهد؛ بینشی از واقعیت که حیات کاملاً در مرکز توجه آن قرار بگیرد.
همین نکته فهم مرا به تدریج متاثر و کاملاً دگرگون کرد. در سال ۱۹۸۸ برداشت شخصی خودم را از این سیر و سلوک روشنفکرانه با عنوانِ حکمت غیر عامیانه: گفتگوهایی با نخبگان(۸۶)، منتشر کردم.
اوایل دهه ۱۹۸۰ هنگامی که نقطه عطف را نوشتم هنوز از نگاه نو به واقعیت که سرانجام به جایِ جهان نگری ساخت و کاری (مکانیکی) دکارتی(۸۷) در رشته های گونه گون نشست حرفی به میان نیامده بود. تدوین علمی این نگرش را با ارجاع به سنت عقلانی سیستم های تفکر، نگرش سیستم های حیات نامیده ام و همچنین بحث کرده ام که دبستانِ(۸۸) فلسفی بوم شناسی ژرف، که انسان ها را از طبیعت جدا نمی کند و ارزش های فطری همه موجودات زنده را پاس می دارد می تواند آرمان فلسفی ما را مهیا کند و حتی زمینه ای معنوی برای نمونه عالی علمی نوین فراهم آورد. هنوز پس از بیست سال به این معتقدم.
طی سال های اخیر پیامدهای بوم شناسی ژرف و نگرش سیستم های حیات را به مدد دوستان و همکاران در رشته های گوناگون بررسی و نتایج پژوهش های خود را در چندین جلد کتاب منتشر کردیم. سیاست های سبز(۸۹) (با همکاری چارلن اسپرتناک(۹۰) ۱۹۸۴) این کتاب علل ظهور حزب سبز در آلمان را برمی شمارد؛ تعلّق به کیهان(۹۱) (با همکاری دیوید استیندل ـ رست(۹۲) و توماس ماتوس(۹۳) ۱۹۹۱) که موضوع آن مکاشفه برداشت های همسان بین تفکر نو در علم و الهیات مسیحیت است؛ مدیریت محیط زیست(۹۴) (با همکاری ارنست کالنباش(۹۵)، لنور گولدمن(۹۶)، رودریگر لوتز(۹۷) و ساندرا ماربورگ(۹۸) ۱۹۹۳) که معیاری مفهومی و علمی را برای مدیریت آگاهانه محیط زیست پیشنهاد می کند و کسب و کار پویا برای پایداری(۹۹) (با همکاری گونتر پائولی ۱۹۹۵) مجموعه مقالاتی است که مدیران کسب و کار، اقتصاددانان، بوم شناسان و سایر متخصصان آن ها را از جهت طرح دیدگاه های علمی برای پاسخگویی به چالش پایداریِ محیط زیست گردآوری کرده اند. در همه این پژوهش ها من روی فرایندها و طرح های سازمان سیستم هایِ زنده و پیوندهای پنهان میان پدیده ها(۱۰۰) تمرکز کرده ام.
نگرش سیستم های حیات آن گونه که در نقطه عطف مطرح شده است نظریه یکپارچه سیستم های زنده نبود بلکه شیوه تفکری نو درباره حیات و شامل برداشت های تازه، زبان تازه و مفاهیم تازه بود. این نگرش، بالندگی ای مفهومی در پیشاپیش علم بود که با پیشتازی پژوهشگران در بسیاری از زمینه ها، حال و هوای روشنفکرانه تازه ای آفرید و طی سال های اخیر به پیشرفت های شایان توجهی نایل شد.
پس از آن دانشمندان و ریاضی دانان با توسعه نظریه ریاضی جدید، پیکره مفاهیم و فنون ریاضی، گام های بلند و غول آسایی در جهت تدوین نظریه سیستم های زنده و تشریح و تحلیل پیچیدگی این سیستم ها برداشته اند. این پدیده اغلب در نوشته های همگانی نظریه پیچیدگی یا علم پیچیدگی(۱۰۱) خوانده می شود. البته دانشمندان و ریاضی دانان ترجیح می دهند آن را اگرچه اصطلاح مناسبی نیست پویایی های غیرخطی بنامند.
تا همین اواخر در علم می آموختیم که از معادله های غیرخطی پرهیز کنیم زیرا حل آن ها تقریبا ناممکن بود. با این همه طی دهه ۱۹۷۰ دانشمندان نخستین بار به رایانه های پرقدرت و بسیار سریع دست یافتند که به آنان امکان داد برای حل معادله های غیرخطی اقدام کنند. آنان برای این کار فنون و مفاهیمی بدیع را توسعه بخشیدند که به تدریج در چارچوب ریاضیاتیِ یکپارچه ای منطبق شدند.
در دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، علاقه به پدیده های غیرخطی زمینه ظهور سلسله ای از نظریه های منسجم را فراهم آورد که به طور بارزی فهم ما را از بسیاری از خصیصه های کلیدی حیات افزایش داد. در کتاب اخیرم، شبکه حیات(۱۰۲) ( ۱۹۹۶ ) ریاضیات پیچیدگی را خلاصه و چکیده ای از نظریه سیستم های زنده غیرخطی را عرضه کرده ام که می تواند طرحی برای فهم نوین علمی از حیات تلقّی شود.
طی دهه ۱۹۸۰ بوم شناسی ژرف نیز توسعه و پالایش بیش تری یافت و کتاب های بی شماری در رشته های مرتبط با آن مانندِ فمینیسم زیست محیطی، روانشناسی زیست محیطی، اخلاق زیست محیطی، محیط زیست اجتماعی و محیط زیست بیناشخصی نوشته شد. همچنین مرور به روزشده ای از بوم شناسی ژرف و رابطه های آن با این دبستان های فلسفی را در فصل اول شبکه حیات ارائه کرده ام.
فهم نو علمی از حیات که بر مفاهیم پویایی های غیرخطی تکیه دارد و آن ها را مهم می شمارد در حقیقت محل تقسیم یا انتشار مفاهیم مختلف است. اکنون نخستین بار است که دارای زبانی موثر و کارآمد برای تشریح و تحلیلِ سیستم های پیچیده شده ایم. وجود مفاهیمی مانندِ ربایندگان(۱۰۳)، تصاویر مرحله(۱۰۴)، انشعاب نمودارها و برخه ها(۱۰۵) که پیش از توسعه پویایی های غیرخطی وجود نداشتند این امکان را به ما می دهد که با پرسش های بدیع در بسیاری از رشته ها به بینش های مهمی دست یابیم.
گسترش دامنه رهیافت سیستم ها به قلمرو اجتماعی، جهان مادّی را نیز آشکارا دربرمی گیرد، امّا چنین برداشتی چندان متداول نیست زیرا عالمان علوم اجتماعی به طور سنتی به جهان ماده چندان علاقه ای نداشته اند. رشته های دانشگاهی ما به شیوه ای سازمان یافته اند که علوم طبیعی ساختارهای مادی را بررسی می کنند و علوم اجتماعی ساختارهای اجتماعی را که عمدتا به قوانین رفتار می پردازند. در آینده، چنین مقوله بندی خشکی دیگر ممکن نیست چون چالش کلیدی این سده دانشمندان علوم اجتماعی، علوم طبیعی و صاحب نظران دیگر ساختن اجتماع هایی از نظر زیست محیطی پایدار خواهد بود به گونه ای که طراحی فناوری ها و موسسه های اجتماعی آن ها ــ ساختارهای مادی و اجتماعی شان ــ با توانایی فطریِ طبیعت برای تامین حیات پایدار تعارضی نداشته باشد.
اصول طراحی موسسه های اجتماعی آینده ما باید همخوان و همساز با اصول سازمانی ای باشد که طبیعت برای پایدارسازی شبکه حیات فراهم آورده است. برای نیل به این مقصود چارچوب مفهومی یکپارچه ای به منظور فهم ساختارهای مادی و اجتماعی ضروری خواهد بود. نیت مولف کتاب حاضر تهیه و تدوین طرح اولیه چنین چارچوبی است.

برکلی، اوت ۲۰۰۲
فریتیوف کاپرا

سپاسگزاری ها

شیوه پژوهش من طی بیست وپنج سال گذشته، متکی بر گفتگو با دوستان و همکاران اندیشمند بوده است. مناظره های روشنفکرانه ای که خاستگاه و ریشه بیش تر بینش ها و اندیشه هایی است که طی همین مدت بدان ها دست یافته ام. به همین سبب نظریاتم لطف بیش تری یافته است ازجمله نظریاتی که در این کتاب مطرح می شود و شکل گیری آن ها مدیون دوستانی است که نام می برم:
پییر لوییجی لوئیسی(۱۳)، به خاطر بحث های برانگیزاننده اش درباره سرشت و خاستگاه حیات و پذیرایی گرمش در مدرسه کورتونا(۱۴) طی اوت ۱۹۹۸ و در ETH زوریخ، طی ژانویه ۲۰۰۱.
برایان گودوین(۱۵) و ریچارد استرومن(۱۶)، به خاطر بحث های چالش انگیزشان درباره نظریه پیچیدگی و زیست شناسی سلولی.
لین مارگولیس(۱۷)، برای گفتگوهای روشنگرانه اش در خصوص میکروب شناسی و معرفی کار هارولد موروویتز(۱۸).
فرانسیسکو وارلا(۱۹)، جرالد ادلمن(۲۰) و رافائیل نونز(۲۱)، به دلیل بحث های نغز و پرمغزِ آنان درباره سرشت آگاهی.
جرج لاکوف(۲۲)، به خاطر معرفی زبانشناسی شناختگرا و بسیاری از بحث های روشنگرش.
راجر فوتس(۲۳)، به خاطر مکاتبات روشنگرانه اش در خصوص ریشه تکاملی زبان و آگاهی.
مارک سویلینگ(۲۴)، برای بحث های چالش انگیز درباره شباهت ها و تفاوت های علوم طبیعی و اجتماعی و معرفی کار مانوئل کاستلز(۲۵)، برای دلگرمی دادن و حمایت هایش و نیز به خاطر سلسله بحث های برانگیزانده او درباره مفاهیم بنیادین نظریه اجتماعی، فناوری، فرهنگ و پیچیدگی های جهانی شدن؛
ویلیام مد(۲۶) و اتو شارمر(۲۷)، به خاطر صراحت لهجه شان در گفتگو در زمینه علوم اجتماعی.
مارگرت ویتلی(۲۸) و میرون کللنر ـ راجر(۲۹) برای چندین سال گفتگوهای الهام بخش درباره پیچیدگی و خودسازماندهی سیستم های زنده و سازمان های انسانی.
اُسکار موتومورا(۳۰) و همکارانش در امانا ـ کی(۳۱)، به خاطر تلاش ها و چالش های مداوم بر سر به کاربستن پندارهای انتزاعی در آموزش حرفه ای و پذیرایی گرمشان در سائوپولوی برزیل.
آنجلیکا زیگموند(۳۲)، مورتن فلاتو(۳۳)، پاتریشیا شاو(۳۴)، پتر سِنگه(۳۵)، اِتینه ونگر(۳۶)، مانوئل مانگا(۳۷)، رالف استیسی(۳۸) و گروه سولار(۳۹) در کالج نه نه نورث همپتون(۴۰)، به خاطر بحث های مفید درباره نظریه و عمل مدیریت.
ماء ـ وان هو(۴۱)، بریان گودوین، ریچارد استرومن و دیوید سوزوکی(۴۲)، به خاطر بحث های روشنگرانه در زمینه وراثت و مهندسی ژنتیکی.
استیو دونز(۴۳)، برای گفتگوهای سودمندش درباره ادبیات شبکه های سوخت وسازی.
میگوئل آلتیئری(۴۴) و جانت براون(۴۵)، به خاطر کمکی که کردند تا نظریه و عمل کشاورزی و زراعت زنده زیستبومی را بفهمم.
واندانا شیوا(۴۶)، به خاطر گفتگوهای مکرر الهام بخش در خصوص علم، فلسفه، زیستبوم و نگرش جنوبی به جهانی شدن.
هازل هندرسون(۴۷)، جری ماندر(۴۸)، داگلاس تامپکینز(۴۹) و دبی بارکر(۵۰)، برای گفتگوهای چالش انگیز درباره فناوری، پایداری و اقتصاد جهانی.
دیوید اور(۵۱)، پل هاوکن(۵۲) و آموری لووینس(۵۳)، به خاطر بسیاری از بحث های آگاهی بخش در زمینه طراحی زیستبوم.
گونتر پائولی(۵۴)، به خاطر گفتگوهای طولانی و برانگیزنده درباره سه قاره در خصوص صنایع خوشه ای زیستبومی.
جنین بینوس(۵۵)، برای بحث های دامنه دار و الهام بخش درباره «معجزه های فناورانه» طبیعت.
ریچارد رجیستر(۵۶)، به خاطر بحث های فراوان در این باره که اصول طراحی زیستبوم را در برنامه ریزی شهری چگونه به کار بندیم.
ولفگانگ ساچز(۵۷) و ارنست ـ اولریخ ون ویزاکر(۵۸)، برای گفتگوهای آگاهی بخش درباره سیاست های سبز.
و ورا وان آکن(۵۹)، به خاطر معرفی چشم انداز فمینیستی درباره اِصراف در مصرف مادی.
طی سال های اخیر که روی این کتاب کار می کردم این سعادت نصیبم شد که در چندین سمپوزیوم بین المللی شرکت کنم، در این گردهمایی ها متخصصان رشته های گوناگون بسیاری از مطالب مورد نظرم را به بحث و بررسی می گذاشتند. از این لحاظ بسیار مدیون واسلاو هاول(۶۰)، رئیس جمهور [ سابق ]چک و اولدریچ کرنی(۶۱)، مدیر اجرایی بنیادِ دیوانِ ۲۰۰۰ اَم که خاطرات خوش پذیرایی سخاوتمندانه ایشان در سمپوزیوم ۲۰۰۰ در پراگ در سال های ۱۹۹۷، ۱۹۹۹ و ۲۰۰۰ هنوز در ذهنم باقی است.
همچنین به خاطر فرصتی که در اختیارم گذاشته شد تا در سمپوزیوم علم و فناوری دانشگاه چارلز در ۱۹۹۸ شرکت کنم مدیون ایوان هاول(۶۲) سرپرست مرکز مطالعات نظریه ای پراگ هستم.
از بریئرو مانزو(۶۳)، از مرکز بین المللی پژوهش بسیار سپاسگزارم که از من برای شرکت در سمپوزیوم سرشتِ آگاهی که به سال ۱۹۹۹، در ریمینی(۶۴) ایتالیا برگزار شد، دعوت کرد.
از هلموت میلز(۶۵) و مایکل لرنر(۶۶)، متشکرم که فرصت بحث با پیش کسوتان پژوهش های اخیر در رشته روان تنی را طی سمپوزیوم دو روزه ای که در مرکز مشترک المنافع بولیناس(۶۷) کالیفرنیا در ژانویه ۲۰۰۰ برگزار شد برایم فراهم آوردند.
از عرصه بین المللی جهانی شدن نیز به خاطر دعوت برای شرکت در دو جلسه تدریس فشرده و بسیار آگاهی بخش در سانفرانسیسکو (آوریل ۱۹۹۷) و در نیویورک (فوریه ۲۰۰۱) ممنونم.
هنگامی که روی این کتاب کار می کردم فرصت گرانبهایی دست داد تا نظریه هایم را به طور آزمایشی طی دو دوره درسی در کالج شوماخر(۶۸) در تابستان های ۱۹۹۸ و ۲۰۰۰ در معرض نقد مخاطبان بین المللی در انگلستان قرار دهم از این نظر بسیار مدیون ساتیش کومار(۶۹) و گردانندگان این کالجم. همچنین از دانشجویانم در این دو دوره درسی که با طرح پرسش ها و پیشنهادهای سازنده فراوان به تدوین مطالب این کتاب کمک کرده اند، سپاسگزارم.
طی دوران کار در مرکز بررسی های سواد زیستبومی در برکلی فرصت های زیادی برای مباحثه درباره نظریه های تازه درباره آموزش حیات پایدار با گروهی از استادان سرشناس نصیبم شد که در تلطیف چارچوب مفهومی من کمک بزرگی بود. از این رو از پتر باکلی(۷۰)، گی هوگلاند(۷۱) و به ویژه زنوبیا بارلو(۷۲)، سپاسگزارم که این فرصت مغتنم را در اختیارم قرار دادند.
از منشی خود، جان بروکمن(۷۳) هم به خاطر تشویق ها و کمک هایش به پی ریزی طرح اولیه این کتاب تشکر کنم.
به برادرم برنت کاپرا(۷۴) نیز بسیار مدیونم که سرتاسر نسخه دست نویس را خواند و با پشتیبانی مشوقّانه و اندرزهای ارزشمند مرا به تالیف و تدوین این کتاب ترغیب کرد.
همچنین از ارنست کالنباش(۷۵) و مانوئل کاستلز به خاطر خواندن نسخه دست نویس و نظرهای انتقادی دقیق شان خیلی متشکرم.
از زحمات دستیارم ترنا کللاند(۷۶) قدردانی می کنم که با ویراستاری عالی متن و با اداره شایسته امور دفتری این امکان را برایم فراهم آورد که همه حواسم را روی نوشتن متمرکز کنم.
از ویراستارم راجر اسکول(۷۷) در دوبلدی(۷۸) به خاطر رهنمودها و حمایت هایش و از سارا راینون(۷۹)، به خاطر بررسی و تطبیق متن چاپی با دست نوشته ها در مراحل چاپ کتاب سپاسگزارم.
آخرین سپاسگزاری ام به همسرم الیزابت(۸۰) و دخترم جولیت(۸۱) تقدیم می کنم که طی ماه ها کار دشوار با فهم و شکیبایی خود، مرا در به فرجام رساندن این کار یاری کردند.

تعلیم و تربیت توانایی دریافتِ پیوندهایِ پنهانی
است که بین پدیده ها وجود دارد.

واسلاو هاول

نظرات کاربران درباره کتاب پیوندهای پنهان

کتابی است بسیار خواندنی و با دامنه گسترده از کاربردها و ریشه های علم پایداری در حوزه های گوناگون. نخستین مواجهه من با مفهوم پیچیدگی در معنای زیستی و سیستم ها از این کتاب و نقدهای کاپرا به فرضیات ساده انگارانه داوکینز شروع شد. بعد ها این مفاهیم حتی انگیزه ای شد برای دنبال کردن جدی تر علم پیچیدگی در حوزه های اجتماعی و تکنولوژیکی و در فضای آکادمیک
در 2 سال پیش توسط امین آشنا
تعریف این کتاب رو شنیدم ...امیدولرم واسم مفید باشه
در 3 ماه پیش توسط a.s...yeh