فیدیبو نماینده قانونی انتشارات صابرین و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب قوانین زبان بدن

کتاب قوانین زبان بدن

نسخه الکترونیک کتاب قوانین زبان بدن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۵,۷۶۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب قوانین زبان بدن

این روزها تصویر شما، بیش از هر زمان دیگری، اهمیت دارد و تأثیرگذار است. بنابراین اگر این موضوع را نادیده بگیرید، ظرفیت‌ها و استعدادهای پنهانی شما شناخته نشده و موردتوجه قرار نخواهد گرفت؛ اما اگر تصویر شخصی خود را درست کنید، می‌توانید جایگاه خود را بالاتر برده، قدرتمند شوید و چشم‌انداز روشنی از ترفیع را در برابر خود داشته باشید. البته قوانین زبان بدن فقط منحصر به تصویر شما نیستند و بخش زیادی از این کتاب به دستورالعمل‌هایی اختصاص یافته که به شما کمک می‌کند دیگران را بهتر و بیشتر درک کنید. با مطالعه روان‌شناسانه ارتباطات متقابل خود، شما می‌توانید درک روشن‌تری از روش‌هایی که اطرافیانتان برای ارسال و دریافت پیام‌های غیرکلامی دارند، به‌دست آورده، مهارت خواندن سفیدی‌های بین خطوط را یاد بگیرید و ارتباطات خود را از نظر روانی گسترش دهید.

ادامه...

بخشی از کتاب قوانین زبان بدن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



سخن ناشر

انتشارات صابرین سال هاست که با تمرکز بر نیاز خانواده های ایرانی، به انتشار آثاری تحت عنوان «کلیدهای تربیت کودکان و نوجوانان»، «کلیدهای همسران موفق»، «کلیدهای بازسازی زندگی پس از طلاق» و «کلیدهای مشاوره» پرداخته است. در ادامه این تلاش ها و به منظور پاسخ به نیاز کسانی که می خواهند در حوزه مدیریت زندگی و یا به عبارتی خودیاری مطالعه کنند، اقدام به انتشار مجموعه ای به نام «کلیدهای مدیریت زندگی» نموده است. مخاطبان این مجموعه می توانند تمام افراد جامعه، به ویژه جوانان عزیز باشند.

موسسه انتشارات صابرین

پیشگفتار

زبان بدن رساترین، شاعرانه ترین، فاش کننده ترین و مهم ترین شکل از ارتباط بوده و به عنوان یک شاخه از روان شناسی رفتار، فریبنده، هیجان انگیز، جذاب و سرگرم کننده نیز هست و درعین حال می تواند شما را شگفت زده کند. به عنوان یک شکل ارتباطی، زبان بدن شامل بیش از پنجاه درصد ادراک شناختی در پیام های رودررو است، ولی شما آن را دستِ کم می گیرید. شما با ایجاد و مشخص کردن زبان بدن خود و در نهایت خلق تصویر واقعی از خویش، دیگر به اطرافیانتان اجازه نخواهید داد که در شناخت شما و درک توانایی ها و مهارت هایتان دچار اشتباه یا سوءتفاهم شوند، اگرچه خود زبان بدن هم موضوعی پیچیده است و بسیاری از دستورات و قوانین آن، که درحال حاضر کاربرد دارند، کاملاً غلط است. بسیاری از روان شناسان، کارشناسان و مجریان تلویزیونی با استفاده از عباراتی نظیر «زبان بدن می گوید...» و تحلیل علائم بدن به شیوه ساده انگارانه ای نظیر آنچه در کتاب های کمیک مصور آمده و همچنین دستورالعمل هایی مانند «خاراندن بینی یعنی اینکه آن فرد دروغ می گوید»، به اندازه کافی عموم مردم را از مسیر اصلی منحرف کرده و باعث آسیب زدن به آن چیزی می شوند که در درجه اول غریزی و گاهی هم تصادفی است؛ با این حال فرآیندی آشکار محسوب می شود.
واقعا باور می کنید وقتی دست به سینه می نشینید، در حالت دفاعی قرار دارید؟ یا زمانی که کسی موهای شما را نوازش می کند، در حال اغوا کردن شما است؟ پس کتاب هایی که تابه حال خوانده اید، غلط بوده اند؛ زیرا واقعیت مهم این است که زبان بدن یک علم دقیق نیست. اگرچه خیلی وسوسه کننده است که بخواهیم ادعایی خلاف این داشته باشیم، اما هر حرکت، مثل یک کلمه، می تواند معانی گسترده ای داشته باشد. دست به سینه نشستن می تواند به معنای اضطراب یا عصبانیت شما باشد، یا شاید چون اتاق کمی سرد است، دست به سینه شده اید. علاوه براین دست به سینه نشستن می تواند نشانه نارضایتی یا کمبود نیز باشد؛ اما گاهی ما فقط به این خاطر دست به سینه می نشینیم که در این حالت احساس راحتی بیشتری می کنیم. لمس بینی اگر به منظور پنهان کردن دهان انجام شود، می تواند به معنای تمایل فرد برای مخفی کردن یک دروغ باشد؛ اما شاید طرف مقابل فقط قصد داشته بینی اش را بخاراند. پس فراموش نکنید که بعضی حرکات کاملاً غریزی هستند و شما تسلط اندکی روی آن ها دارید.
ما برای فهم معنای یک کلمه، باید آن را در یک جمله بررسی کنیم. این موضوع درباره علائم و حرکات بدن هم صدق می کند، با این تفاوت که آن علامت باید در مجموعه ای از حرکات و علائم غیرکلامی بررسی شود. آنچه در بالا گفته شد، اصلی ترین انگیزه من برای نوشتن این کتاب بوده است. من زمانی که در حال تدریس و یا سخنرانی در یک همایش هستم، همیشه با این سوال تکراری مواجه می شوم که «معنای این حرکت دست و یا فلان مدل ارتباط چشمی چیست؟» انگار که مطالعه و تجربه، نوعی نیروی جادویی به من بخشیده که به وسیله آن می توانم ذهن انسان ها را با یک نگاه کوچک بخوانم. هرچند گاهی همراهی با این تصور غلط، ساده و کمی وسوسه انگیز به نظر می رسد، با وجود این باید بدانید که مسئله این قدرها هم ساده نیست. بنابراین به واقعیت های زیر توجه کنید:

* زبان بدن درحالی که شما مشغول حرف زدن هستید، هزاران پیام مخفی و ناآگاهانه را به طرف مقابل ارسال می کند.
* علائم شما می توانند مسئول تمام موفقیت ها و شکست های شما در هر مرحله از زندگی حرفه ای شما باشند.
* شما احتمالاً نسبت به بسیاری از علائمی که برای دیگران ارسال می کنید، آگاهی ندارید.
* مخاطب شما پیام های زبان بدن شما را در مقایسه با کلماتی که به کار می برید، به عنوان منبعی قابل اعتمادتر از احساسات و افکار شما می پذیرد.

زمانی که کلمات با علائم غیرکلامی مغایرت دارد، علائم غیرکلامی است که به عنوان حقیقت پذیرفته می شود.

* شما با یادگیری و شناخت علائم و نشانه های زبان بدنتان، تاثیرگذاری بیشتری خواهید داشت و تصویر قوی تری از خود ارائه می دهید.
* با مطالعه زبان بدن دیگران و بالا بردن درک شهودی خود، فهم افکار و احساساتی که در ورای کلماتشان قرار دارد، برای شما ساده تر می شود.
* دنبال «نشانه ها» باشید، نه «کلمات».

به عبارت دیگر هر حالت و حرکتی را ببینید و آن را در مجموعه ای از حرکات بررسی کنید، نه اینکه با خودتان بگویید: «یک اندازه برای همه قامت ها مناسب است.»

* با مشاهده دیگران درک خود را نسبت به آن ها بالاتر می برید و می توانید به ۱۰۰درصد اهدافی که در یک رابطه رودررو دارید، برسید.
* خبر خوب این است که همه ما کارشناسان زبان بدن هستیم.

شما تمام علائم را می فهمید و این کار را از ۱۵ دقیقه بعد از تولدتان شروع کرده اید. بعد از مطالعه و کشف دوباره اصول ابتدایی مهارت های انسانی، در مسیری قدم می گذارید که به آن روند تکامل اجتماعی می گوییم.
من در دوران حرفه ای خود، زمان زیادی را صرف کرده ام که زبان بدن را به شکلی قابل آموزش و سرگرم کننده درآورم و علاقه بسیاری برای آموزش این نکات به سیاستمداران، آدم های مشهور و مجریان تلویزیونی دارم. اگرچه این کار، به معنای تبدیل آن به مسائل پیش پاافتاده و گمراه کننده ای نیست که به جای توسعه دادن و رساندن ارتباطات شما به سطح پیشرفته، آسیب زننده باشند.
با نگاهی تک بعدی، زبان بدن را در زمره علوم دروغین و نظریه های غیرمادی همچون طالع بینی قرار می دهیم؛ اما برخلاف طالع بینی، زبان بدن واقعی و قابل استفاده است. انسان تنها پستانداری است که برای ارتباط از علائم کلامی استفاده می کند، درحالی که بقیه پستانداران به خوبی از علائم غیرکلامی بهره می برند. من به تازگی زمان زیادی را صرف مطالعه رفتارهای ارتباطی شامپانزه ها کرده ام. در این پژوهش اصلی ترین موضوع قابل مشاهده این بود که ارتباط آن ها چگونه روی بقا و ادامه زندگی شان تاثیر می گذارد. شاید کلمات، ارتباط بین انسان ها را ساده تر کرده باشند؛ اما باعث شده اند که به خصوص وقتی پای احساسات در میان است، سخت تر بتوانیم یکدیگر را درک کنیم.

تصویر شما و فرآیند بازاریابی شخصی

تصویر شما مهم است ــ مهم تر از آن چیزی که فکرش را می کنید ــ و زبان بدن ترکیبی حیاتی برای خلق این تصویر است. ما در یک جامعه ظاهربین زندگی می کنیم که همیشه کسی که خوب به نظر می رسد، در مقایسه با کسی که واقعا خوب است، موفقیت بیشتری به دست می آورد. می دانم که عادلانه نیست، اما یکی از واقعیت های تلخ زندگی است. با حجم بزرگ و غیرقابل مدیریتی از ارتباطات مرده که اینترنت، پیامک و ایمیل برای ما به وجود آورده اند به این نتیجه می رسیم که به صورتی فزاینده به نشانه ها و علامت های دیداری وابسته ایم تا بتوانیم به داستان واقعی نهفته پشت این پیچ وتاب ها، پی ببریم. این بی اعتمادی متعصبانه و نیاز به رویت سند یا مدرک دالّ بر صداقت طرف مقابل، نوعی اختلال است که در بخش «حرف نزن، نشان بده!» به آن اشاره می کنم. در بسیاری از موقعیت های کلیدی نظیر انتخابات یا مصاحبه های شغلی، ما بیشتر به سوی دیدن گرایش داریم تا شنیدن با گوش هایمان. حالت مطلوب آن است که «نمایش» از رفتار ما ریشه بگیرد، اما آسیبی که من به آن «تجارت رقابتی» می گویم باعث شده «نمایش» فقط یک تصویر بدنی باشد. البته ما در طول روز زمان زیادی برای تصمیم گیری دقیق درباره افراد و استعدادها یا عملکردهایشان در گذشته، در اختیار نداریم.

تجارت های بزرگ

تصویری که شما در محیط کار از خودتان نمایش می دهید، اهمیتی حیاتی دارد. آیا تابه حال برایتان پیش آمده که نامرئی به نظر برسید یا صدا، اندیشه ها و ظرفیت های شما، به خاطر اینکه نتوانسته اید ارتباط مناسبی با مخاطب خود برقرار کنید، نادیده گرفته شده باشند؟ «ارتباط خنثی» یک مشکل رایج در محیط کار بوده و درست به همین دلیل، استفاده از زبان بدن به عنوان یک وسیله ارتباطی قوی، اهمیت زیادی پیدا می کند. زمانی که کسی به حرف های شما گوش نمی دهد، چرا نمی گذارید زبان بدنتان گفت وگو را به عهده بگیرد؟
ما همیشه فکر می کردیم تعداد کارکنان در محیط کار اهمیت کمی دارد؛ اما زمانی که بحث بر سر شرکت های بزرگ باشد، اوضاع قطعا به گونه دیگری است. همان طور که می دانید شرکت های زنجیره ای روزبه روز افزایش می یابند. در جلسات تمرینی که با مدیران این شرکت ها دارم، آن ها اغلب از من می پرسند چگونه می توانند اضطراب یا نافرمانی را در میان کارکنان خود تشخیص دهند؟ متاسفانه مشکل این است که تعداد کارکنان بسیار زیاد است و فرصت مدیران برای دیدن همه آن ها واقعا کم است، مگر وقتی که یک جلسه بحران تشکیل دهند.
پس برای ورود به تجارت های بزرگ، شما در نخستین فرصت باید توجه افراد مهم را به شکل سازنده ای به خود جلب کنید. امروزه برقراری ارتباط موثر در محیط کار اهمیت بسیاری پیدا کرده و دیگر رویکرد «سرت را پایین بینداز و کارت را بکن» چندان تاثیرگذار نیست.

عکس العمل های غریزی و ناخودآگاه

هرچند وقت یک بار شنیده اید که کسی برای گرفتن تصمیم های مهم درباره دیگران، بر عکس العمل های غریزی و ناخودآگاه تکیه کرده باشد؟ زیاد؟ بسیاری از روان شناسان معتقدند که عکس العمل های غریزی در حقیقت تصمیم هایی هستند که بر پایه ترکیبی از اطلاعات پیچیده بصری که به شکل ناخودآگاه جمع آوری شده اند، اخذ می شوند. بنابراین حتی کسانی هم که می خواهند به جایگاه های شغلی مهم دست پیدا کنند، باید این موضوع را به خاطر داشته باشند.
اولین قدم اساسی گوردون براون(۱) در نقش نخست وزیر، چند روز پس از اعلام تونی بلر(۲) برای کناره گیری از این مقام، برداشته شد. براون به سختی تلاش می کرد تا بر این مسئله تاکید کند که او یک نخست وزیر با شخصیتی نمایشی نبوده و توجهی هم به تصویر خود ندارد. بااین حال وقتی حرف می زد، همه آشکارا دیدند که موهایش را به شکل جدیدی کوتاه کرده و آراسته، چهره خندانی دارد و به طرز مشکوکی کت و شلواری خوش دوخت بر تن کرده است.
فردای آن روز گزارش اصلی مطبوعات انگلستان به این موضوع اختصاص پیدا کرد که براون در طول مصاحبه اتوکیویِ(۳) خود (سیستم نمایش متن به مجریان خبر) طوری قرار گرفته بود که صورتش را بپوشاند تا نمایشی بودن صورت و ظاهر خود را مخفی کند.
این روزها تصویر شما، بیش از هر زمان دیگری، اهمیت دارد و تاثیرگذار است. بنابراین اگر این موضوع را نادیده بگیرید، ظرفیت ها و استعدادهای پنهانی شما شناخته نشده و موردتوجه قرار نخواهد گرفت؛ اما اگر تصویر شخصی خود را درست کنید، می توانید جایگاه خود را بالاتر برده، قدرتمند شوید و چشم انداز روشنی از ترفیع را در برابر خود داشته باشید.
البته قوانین زبان بدن فقط منحصر به تصویر شما نیستند و بخش زیادی از این کتاب به دستورالعمل هایی اختصاص یافته که به شما کمک می کند دیگران را بهتر و بیشتر درک کنید. با مطالعه روان شناسانه ارتباطات متقابل خود، شما می توانید درک روشن تری از روش هایی که اطرافیانتان برای ارسال و دریافت پیام های غیرکلامی دارند، به دست آورده، مهارت خواندن سفیدی های بین خطوط را یاد بگیرید و ارتباطات خود را از نظر روانی گسترش دهید.

بخش ۱ - اصول زبان بدن

در این بخش ما به مطالعه نشانه های روان شناختی علائم بدنی شما می پردازیم، شناخت این علائم به شما کمک می کند که درک مناسبی از نشانه های غیرکلامی خود پیدا کنید. در این بخش شما حقایق بسیار جالبی را درباره حیوانات و همین طور غرایز طبیعی انسان و نحوه تاثیرگذاری آن ها را بر زبان بدن فرا می گیرید. آیا می دانید که اغواگری در محل کار نشانه ای از تسلیم است و اینکه شما می خواهید همه چیز در صلح و آرامش باشد؟ یا اینکه دست دادن به همراه یک لبخند برای رسیدن به توافق، رفتاری است که میمون ها هم انجام می دهند؟ یا چرا زمانی که رئیس یا همکارتان در یک جلسه شما را توبیخ می کنند شروع به جویدن خودکار یا خراب کردن گیره کاغذ می کنید؟ تمام این سوالات و البته نکات بسیار مهم دیگر در این بخش توضیح داده خواهد شد.
اطلاعات این بخش به شما کمک می کند تا درک قدرتمندی نسبت به فرآیند ارتباط پیدا کنید و همچنین سبب می شود تا شما در خواندن و انتقال پیام های غیرکلامی تاثیرگذارتر باشید. در این بخش ما درباره روش های غریزی مشترک بین انسان و پستانداران صحبت می کنیم و اینکه چگونه در یک چشم برهم زدن ما این روش ها را تشخیص بدهیم.

۱ - زبان بدن چگونه عمل می کند؟

تعریف یک الگوی کامل و بی نقص از زبان بدن کار دشواری است؛ اما من اینجا هستم که این کار را انجام دهم. من برای خشنودی و کمک به شما، اینجا هستم. پس اجازه دهید به یک حقیقت بسیار مهم اشاره کنم که شما همواره با آن روبه رو بوده و به تاثیری که با سه شیوه ارتباطی خود بر دیگران می گذارید مربوط است. این مسئله یکی از حیاتی ترین واقعیت های این کتاب است که نباید هیچ گاه فراموش کنید: کلمات در ارتباطات رودررو فقط حدود ۷درصد از کل پیام شما را به مخاطب منتقل می کنند، لحن صحبت کردن در انتقال این پیام سهمی نزدیک به ۳۸درصد دارد، درحالی که علائم غیرکلامی یا زبان بدن نقش اصلی را ایفا کرده و بیش از ۵۵درصد از پیام را به مخاطب منتقل می کنند.
***
تقسیم بندی تاثیرات ادراکی پیام شما
کلمات: ۷درصد
لحن صدا: ۳۸درصد
علائم غیرکلامی: ۵۵درصد
***
دومین واقعیت حیاتی: نحوه استفاده شما از این سه روش ارتباطی، تاثیر به سزایی بر موفقیت یا عدم موفقیت زبان بدن دارد و باعث می شود که حرکاتتان در نظر دیگران معنادار و موثر باشند یا مورد توجه و پذیرش هیچ کس قرار نگیرند. یادتان باشد هماهنگی کلید اصلی است.

یک راهنمای کوتاه برای رسیدن به هماهنگی

به طور کلی هماهنگی شامل یک ارتباط کامل است که در آن کلمات، با معنی ادا می شوند و لحن صدای شما هارمونی خاصی با علائم غیرکلامی تان دارد. به این ترتیب شما آدمی صادق و اصیل به نظر می رسید و رفتارتان با کلماتی که ادا می کنید، کاملاً همسو است. رسیدن به زبان بدنی هماهنگ، هدف اصلی شما از مطالعه این کتاب است.
هماهنگ بودن پیام های ارسالی شما با یکدیگر، اهمیتی حیاتی دارد. شاید با خودتان فکر کنید که بیان کردن افکار، زمانی که کاملاً صادقانه باشد، باعث هماهنگی زبان بدن می شود؛ اما واقعیت چیز دیگری است. ارتباط ناهماهنگ فقط زمانی که یک نفر دروغ می گوید یا نقابی بر چهره می زند و قصد کلاهبرداری دارد، اتفاق نمی افتد. لغزش علائم بدنی شما ممکن است دلایل زیادی داشته باشد؛ یکی از معمول ترین دلایل آن خجالت و شرمندگی است. درواقع خجالت سبب می شود که زبان بدن، سرهم بندی شده و دروغین به نظر برسد. علاوه بر این هرقدر احساس شما مبنی بر اینکه دیگران مراقبتان هستند و شما را موشکافی می کنند قوی تر باشد، زبان بدنتان هم تصنعی تر خواهد بود. بنابراین وقتی شروع به صحبت می کنید، دیگر مدیریت مجموعه علائم ارسالی کار بسیار دشواری است.
وقتی به یک مشتری می گویید از دیدنش خوشحال هستید (حتی اگر احساستان هم واقعی باشد)، اگر از روی خجالت به زمین خیره شده، محکم دست ندهید و دست به سینه بنشینید، احتمال خیلی کمی وجود دارد که او حرفتان را باور کند.

چند توصیه برای اینکه هماهنگ تر به نظر برسید

* قبل از سخن گفتن روی اهدافتان تمرکز کنید. این موضوع سبب بالا رفتن انگیزه شما می شود. همچنین کلمات و در نتیجه حرکاتتان طبیعی تر جلوه می کند.

* پیام های شما را اول باید خودتان پذیرفته باشید. زمانی که شما حرف های خود را باور داشته باشید، زبان بدنتان مانند یک سمفونی، ضرب آهنگ تاثیرگذاری پیدا می کند.

* برای قانع کردن دیگران بزرگ نمایی نکنید. پافشاری زیاد روی یک موضوع و بزرگ نمایی آن، بر زبان بدن تاثیر منفی می گذارد.

* بر تنفس خود مسلط باشید و قبل از حرف زدن، استرس را از بدنتان دور کنید. در شرایطی که استرس عضلات بدن شما را منقبض کرده، طبیعی نگه داشتن زبان بدن کاملاً غیرممکن است. پس آرام نفس بکشید تا بدنتان هم آرام شود. دست ها و پاهایتان را هم به آرامی تکان دهید تا عضلاتتان از حالت انقباض خارج شوند.

* اگر شانه های شما منقبض باشند، کل بدنتان غیرعادی و خمیده به نظر می رسد. شانه هایتان را عقب و جلو کنید و کمی گردنتان را بکشید تا بدن از حالت قفل شدگی خارج شود.

* حالات بدنی واقعی همیشه سریع تر از کلمات، پیام شما را منتقل می کنند. اگر هنگام صحبت کردن به سختی تلاش می کنید تا در تایید سخنان خود ژستی بگیرید، همین حالا دست از این کار بکشید و در عوض دستانتان را مشغول کار دیگری کنید.

* تمام قد مقابل آینه بایستید و با خودتان صحبت کنید. اگر زبان بدن شما در حالت طبیعی ترکیب مناسبی نداشته باشد، هماهنگ کردن علائم مختلف آن، به ویژه در اولین قدم ها کمی سخت خواهد بود؛ اما تمرین روزانه تاثیر به سزایی در این زمینه خواهد داشت..

* خود را در حال حرف زدن و ژست گرفتن تصور کنید. تصویرسازی ذهنی ابزار بسیار قدرتمندی است که استفاده مناسب از آن می تواند به اندازه یک تمرین واقعی مفید باشد.

* هماهنگی در برنامه های گروهی نیز قابل اجراست. «هماهنگی جمعی» یعنی زمانی که در یک جمع حضور دارید، مانند دیگران بایستید، بنشینید و رفتار کنید. هدف از هماهنگی جمعی، پذیرفته شدن در گروه و یک رنگ شدن با گروه است.

یک راهنمایی کوتاه در باره عدم هماهنگی

این همان مرحله ای است که اتفاقات ناخوشایندی در آن رخ می دهد؛ کلمات شما شروع به حرکات موزون می کنند؛ درحالی که زبان بدنتان در حال اجرای اپرای ولتر است و لحن صدایتان آهنگ پاپ می خواند! در واقع علائم با یکدیگر همسو و هماهنگ نمی شوند و این احساس را در مخاطب ایجاد می کنند که مشکلی در میان است. به عبارت دیگر علائمی که بدن شما ارسال می کند با پیامی که می خواهید به طرف مقابلتان انتقال دهید، هماهنگ نیست. در این حالت به نظر می رسد که به درستی نمی دانید از گفتن این حرف ها چه منظوری دارید و حتی بدن خودتان هم در این خصوص قانع نشده است. درست به همین خاطر است که من نام این نوع از زبان بدن را «اخلال گر» گذاشته ام.
زمانی که کلمات، لحن صدا و زبان بدن شما، مفاهیم متفاوتی را نشان می دهند، در حالتی قرار دارید که به آن «ناهماهنگی» گفته می شود. ناهماهنگی، بیننده و شنونده را در شرایطی قرار می دهد که به آن ناهنجاری شناختی می گوییم ــ یعنی آن ها علائمی را دریافت می کنند که با هم تداخل دارند، بنابراین نمی فهمند که باید کدام پیام را از جانب شما باور کنند و از آنجایی که ذهن همیشه دنبال قابل اعتمادترین منابع است، پس علائم زبان بدن را می پذیرد. ما به دلایل مختلف فکر می کنیم که اصلاح این وضعیت کار چندان ساده ای نیست و احتمالاً هم حق داریم؛ چون فقط درصورتی که شنونده میل داشته باشد در این تبانی دروغین شرکت کند، همه نشانه های دیگر را به جز آنچه می خواهد بشنود، نادیده می گیرد. به عنوان مثال فقط یک عاشق شیفته می تواند حرف معشوقش را باور کند که می گوید دوستش دارد؛ اما درعین حال به شخص دیگری زل زده است! پس، از فرستادن نشانه های ناهماهنگ اجتناب کنید؛ زیرا خارج شدن از مسیر اصلی، شما را به دردسر می اندازد.
اگر فکر می کنید قرار نیست کلماتی که بر زبانتان جاری می شود، با علائم بدنتان هم خوانی داشته باشد، بهتر است اصلاً شروع به حرف زدن نکنید؛ چون در بهترین حالت، مخاطب شما را فردی غیرصمیمی و در بدترین حالت یک دروغگو می پندارد. تصور کنید درحالی که به کسی می گویید او را دوست دارید، پوزخندی بر لب داشته باشید یا درست در لحظه ای که چشمتان از وحشت گشاد شده، بخواهید به دوستتان بگویید که چقدر مدل موهایش زیباست.
حالات بدنی ناهماهنگ را می توانیم «علائم دو سویه» نیز بنامیم. به عبارت دیگر شما قصد فریب دیگران را ندارید اما کلماتی که بیان می کنید مفهومی متفاوت از علائم بدنتان به مخاطب نشان می دهند و در نهایت باعث گیج شدن او می شوند.
یک بار در همایشی درباره مسائل مالی شرکت کرده بودم که سخنران آن فردی کسل کننده و حرف هایش کاملاً خواب آور بود. اگر او می توانست حرف هایش را به بیمارستان ها بفروشد، دیگر نیازی به حضور دکتر بی هوشی در اتاق عمل نبود! این مرد آن قدر خسته کننده و کند حرف می زد که هیچ کس نمی توانست با حرف هایش ارتباط برقرار کند. او در پایان سخنرانی به این موضوع اشاره کرد که «شرکتش علاقه فراوان به مشتریان خود دارد»؛ اما این کلمات هیجان انگیز با صورتی خشک و بدون احساس و نگاه بسیار کوتاهی به شرکت کنندگان همراه شد. اگر تعریف او از علاقه فراوان، همان چیزی بود که در زبان بدنش مشاهده کردم، باید به حال همسرش دل بسوزانیم. من انتظار نداشتم که او برای تاکید روی حرف هایش، یک پروژکتور روشن کند؛ اما واقعا دلم می خواست کورسویی از شور و اشتیاق را لابه لای صحبت هایش ببینم، درحالی که متاسفانه ناهماهنگی ها باعث شده بود تمام سخنرانی ساختگی و ریاکارانه به نظر برسد.

نظرات کاربران درباره کتاب قوانین زبان بدن

ترجمه روان و بسیار مفید
در 1 سال پیش توسط ehs...had