در این کار تلاش شده تا زوایای مبهم و تاریک راجع به تحولات و وقایع دوران صدارت آموزگار تا حد ممکن مورد نقد و بررسی قرار گیرد. باید اعتراف کرد که بهدلیل کمبود آثار، اسناد و تألیفات دقیق و منطبق بر اسناد متقن پیرامون آموزگار و نقش وی در تثبیت و یا تضعیف نظام پهلوی پژوهشی که در بردارنده همه ابعاد و ریشههای تحولات و وقایع دوران نخست وزیری وی باشد انجام نیافته است. هر چند در برخی از آثار و تألیفات نگارشیافته مربوط به این دوره اشاراتی گذرا به جریانات و رویدادهای مقطع زمامداری وی شده است لیکن عمق تاثیر این تحولات و وقایع در تشکل و انسجام مخالفان رژیم مورد کنکاش و علتیابی دقیق قرار نگرفتهاند، طوری که بیشتر نویسندگانی که درباره وقوع انقلاب اسلامی قلمفرسایی کردهاند وقایع و دگرگونیهای این دوره حساس و سرنوشتساز را به شیوهای توصیفی و بهعبارتی دیگر وقایعنگاری نوشتهاند و کمتر به میزان تأثیر، حواشی و پیامدهای آنها توجه نمودهاند.