فیدیبو نماینده قانونی انتشارات صابرین و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب کلیدهای تربیت کودک حرف‌شنو

کتاب کلیدهای تربیت کودک حرف‌شنو

نسخه الکترونیک کتاب کلیدهای تربیت کودک حرف‌شنو به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۷,۹۲۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب کلیدهای تربیت کودک حرف‌شنو

این کتاب درباره زندگی روزمره با کودک است و به شما کمک می‌کند با روشی مؤثر با کودکتان سخن بگویید و با او ارتباط برقرار کنید. از این طریق او آنچه را شما می‌گویید می‌فهمد و انتظارات شما را درک می‌کند. شما نیز یاد می‌گیرید که نظم را برقرار کنید و برای بی‌ادبی‌ها و گستاخی‌های او پیامد در نظر بگیرید، البته در محیطی دوستانه و امن. الیزابت به والدین می‌آموزد چگونه خود را کنترل کنند و عصبانی نشوند و در مواقعی که لازم است، از این شرایط به خوبی عبور کنند. وقتی تکنیک‌های این کتاب را تمرین کنید، خواهید دید که موقعیت‌هایی که در آن‌ها عصبانی می‌شوید، کمتر و کمتر خواهد شد.

ادامه...

بخشی از کتاب کلیدهای تربیت کودک حرف‌شنو

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

نحوه درخواست شما از کودک، انجام آن توسط کودک یا گرفتن حالت تدافعی در برابر آن را موجب می شود. کتاب کلیدهای تربیت کودک حرف شنو ابزارهای مورد نیاز را به شما ارائه می دهد تا از طریق آن ها نه تنها کودک خود را تشویق به همکاری نمایید بلکه رابطه ای نزدیک، دوستانه و توام با آرامش با او برقرار کنید.
این کتاب درباره زندگی روزمره با کودک است و به شما کمک می کند با روشی موثر با کودکتان سخن بگویید و با او ارتباط برقرار کنید. از این طریق او آنچه را شما می گویید می فهمد و انتظارات شما را درک می کند. شما نیز یاد می گیرید که نظم را برقرار کنید و برای بی ادبی ها و گستاخی های او پیامد در نظر بگیرید، البته در محیطی دوستانه و امن.
ایجاد فضای همکاری در خانه برای همه خانواده اهمیت دارد. نظم دادن به کودکتان بازتابی از شیوه تربیتی است که شما با آن تربیت شده اید. مادری به من می گفت: من همیشه حرف های مادرم را می شنوم که در ذهنم تکرار می شوند و از دهانم خارج می شوند. وقتی شما توانستید عادت های نادرست خود را تغییر دهید، خواهید دید که پدر یا مادری دوست داشتنی تر برای کودکتان هستید.
الیزابت به والدین می آموزد چگونه خود را کنترل کنند و عصبانی نشوند و در مواقعی که لازم است، از این شرایط به خوبی عبور کنند. وقتی تکنیک های این کتاب را تمرین کنید، خواهید دید که موقعیت هایی که در آن ها عصبانی می شوید، کمتر و کمتر خواهد شد.
با مراقبت از خود و احترام به نیازهایتان، بهتر می توانید از کودکتان هم مراقبت کنید. الیزابت نکات بسیار خوبی در این باره در فصل ۸ آورده است. با به کار بستن آن ها، شما قادر خواهید بود از پدر یا مادر بودن خود بیشتر لذت ببرید.

ویلیام سیرز(۱)

سخن ناشر

خواننده محترم، کتابی که پیش روی دارید، یک جلد از کلیدهای تربیت کودکان و نوجوانان است.
کتاب های این مجموعه با وجود ارتباط موضوعی، هرکدام از نظر مطلب، مستقل هستند. آمادگی برای زایمان، روش های مناسب و صحیح شیردادن، تولد فرزند دوم، نقش پدر در تربیت کودک، پرورش کودک تیزهوش، آموختن به کودکان درباره خدا، سلامت جنسی در کودکان و نوجوانان، پرورش فرزندان امیدوار و موفق، کلیدهای رفتار با نوجوانان و نیز مطالب متنوع و جالب دیگری که به روش ها و مشکلات تربیتی کودکان و نوجوانان تا سنین بلوغ می پردازد، موضوع کتاب های این مجموعه را تشکیل می دهند.
روش نویسندگان این کتاب ها، آموزش شیوه های عملی به والدین است. در نتیجه، هر کتاب از فصل های متعددی تشکیل شده است که هر فصل به توضیح یک روش کلیدی می پردازد. مجموعه کلیدهای تربیت کودکان و نوجوانان، علاوه بر پشتوانه علمی و معتبر خود، از زبانی ساده برای توضیح مطالب و انتقال آن ها به خواننده استفاده کرده است که برای عموم مادران و پدران جوان قابل استفاده خواهد بود.

موسسه انتشارات صابرین

مقدمه. چرا این کتاب را نوشتم؟

زمانی که برای نخستین بار مادر شدم، آن هنگام بود که فهمیدم چیزی درباره بچه ها نمی دانم. همه دانش، آگاهی، توانایی و درایتی که در طی ۲۹ سال قبل از تولد فرزندم اندوخته بودم برای تربیت او کافی نبودند. زمانی که کودکم را از بیمارستان به خانه آوردم، دچار تشویش و نگرانی بودم. نمی دانستم از این نوزاد تازه به دنیا آمده چگونه مراقبت کنم. البته کتاب هایی در این زمینه مطالعه کرده بودم اما حالا با یک نوزاد واقعی روبه رو بودم، نه آنچه در کتاب ها بود. چیزی که اوضاع را بدتر کرد این بود که در شب اول، با یک کار اشتباه من، او به مدت ۷ ثانیه نفس نکشید و ترس من از نداشتن آگاهی و عدم توانایی در تربیت و رشد او بیشتر شد. شش روز بعد از به دنیا آمدن، من هنوز او را به حمام نبرده بودم، چون نمی توانستم نوزاد ۵/ ۲ کیلویی خودم را در دست بگیرم.
حالا بعد از گذشت سال ها و داشتن دو بچه دیگر احساس اعتمادبه نفس و توانایی من بیشتر شده است. البته هنوز هم مادر بودن یک چالش محسوب می شود چون هر سنی از کودک نیازها و حالت های خاص خودش را دارد. در اوایل دوران مادری با یک گروه از مادران آشنا شدم که هدفشان تمرکز بر دوره رشد از هنگام تولد تا شش سالگی بود. در این گروه سعی ما بر این بود که کودکانمان را در سنین ابتدایی رشد به خوبی تربیت کنیم. عضویت در این گروه برای من تبدیل به یک کار تمام وقت شده بود که من نام آن را «شروع بهتر» گذاشته بودم و هدفم کمک به پدر و مادرها در سنین ابتدایی تولد برای تربیت بهتر کودکانشان بود.
سوال متداول پدر و مادرهایی که کودک نوپا یا نوجوان دارند در همه جا عموما یکسان است اینکه «چگونه بدون دعوا، مشاجره و ایجاد بحران کودکم را به خوبی پرورش دهم؟» من از طریق مطالعه کتب، گوش دادن به نوارها و گذراندن کلاس های مختلف و تجربیات متفاوت، پاسخ مناسبی برای این سوال پیدا کردم. من پیشنهادهای خوبی برای پدرها و مادرها دارم و اطلاعاتی جمع آوری کرده ام که نشان می دهد چه کارهایی مناسب است و چه کارهایی کارایی ندارد.
در خلال کلاس ها من از حالت معلم بیرون آمده و به شاگرد تبدیل می شدم. من به داستان های متعددی که اولیاء تعریف می کردند با دقت گوش می دادم. درباره اختلاف های جزئی موجود در خانواده ها با دقت فکر می کردم، اما با وجود این اختلاف ها مشکلات همچنان یکسان بودند. من این شانس را داشتم که خانواده ها را از نزدیک و در کنار هم ببینم. من والدین زیادی را دیدم که با یادگیری مهارت ها توانستند با اعتمادبه نفس بیشتر و موثرتر با کودکانشان برخورد کنند و این برای من واقعا لذت بخش بود. اخیرا با ۵ خانواده از شاگردانم جلسه ای داشتم. در این جلسه قوانین جاری در خانواده به نمایش درآمد. زمانی که این نمایش را نگاه می کردم دلم برای خانواده هایی که فرزندانشان را دوست دارند اما به دلیل رفتارهای نادرست آن ها را از دست می دهند به درد آمد و این تنها به این دلیل است که آن ها نمی دانند با رفتارهای نادرست کودکان چگونه برخورد کنند.
یک زوج جوان که از من کمک خواستند به من گفتند که هر روز ۲ دختر کوچکشان را تنبیه می کنند اما علی رغم این تعداد تنبیه، هیچ همکاری از سوی بچه ها دیده نمی شود. این خانواده کاملاً سردرگم و گیج بودند. زمانی که با این خانواده جلسه داشتم مادرم هم حاضر بود و هنگامی که این خانواده فیلم رفتار خود با دخترشان را نمایش دادند که در آن با یک چوب دختر کوچک خود را، به دلیل جمع نکردن مکعب هایش، تنبیه می کردند، جلسه را ترک کرد. دلم می خواست بر سر این خانواده فریاد بزنم که راه بهتری هم هست.
هرچه بیشتر درباره والدین مطالعه می کردم، برایم سخت تر می شد والدین را درگیر نزاع هایی ببینم که واقعا غیرضروری بودند. کتاب ها و مقالات متعددی درباره نظم و قانون نوشته شده است. برنامه های متعددی برای والدین وجود دارد که می توانند استفاده کنند، برنامه های فراوانی هم به همراه کلاس ها و نوارهای مختلف در کتابخانه ها، مدارس و موسسات فرهنگی ارائه می شود. ایده های بزرگی هم در آن ها نهفته است.
از آنجایی که من خودم یک مادر هستم و مادری شغل همیشگی من است، می توانم ساعت ها و روزها درباره این موضوع، مطلب بخوانم و یاد بگیرم، اما اغلب والدین به این موضوع بی توجه هستند. زندگی پرمشغله است، شلوغ تر از آنکه بتوانید در میان کتاب های مرتبط جوابی برای رفتارها و مشکلات فرزندانتان بیابید و این همان لحظه ای است که من در نوشتن کتاب دچار شک و تردید می شوم. کتابی که در نتیجه مشاهده و بررسی های فراوان و در پی تجربه های متعدد پدید آمده است. کتابی که اکنون در دست شماست حاصل همه این تلاش ها و تجربه ها است. امیدوارم شما طرح های موثر و کاربردی زیادی از آن برداشت کنید تا شما را یاری کند پدر یا مادری آرام تر و دوست داشتنی تر شوید؛ پدر و مادری که در تربیت فرزندش با اعتمادبه نفس بیشتر و مراقبت بیشتر عمل می کند و هم زمان فرزندی شاد، با اعتمادبه نفس بالا و منظم تربیت می کند.

تربیت فرزند: مسئولیتی سخت

سال ها قبل، زمانی که هنوز فرزندی نداشتم، دوستی به نام سوزان(۲) داشتم. او دانشیار، معلم، دونده ماراتن و پرورش دهنده اسب بود. وی بسیار باهوش و بااستعداد بود. درضمن، او حسابدار ما هم بود، بنابراین به ندرت او را می دیدم. زمانی که از مرخصی زایمان برگشت نوزادش ۶ ماهه بود. وقتی به او سلام کردم، درون مبل فرورفت، به من نگاهی کرد و گفت: من در زندگی ام کارهای زیادی انجام دادم، به شرق دور سفر کردم؛ اسب هایی را رام کردم که همه می گفتند رام شدنی نیستند؛ خودم خرج دانشگاهم را پرداخت کردم و شغل خوبی پیدا کردم، با مردی ازدواج کردم که به سختی کار می کرد و قصد ازدواج هم نداشت. حالا می خواهم به تو بگویم «مادربودن سخت ترین کاری است که تا به حال داشته ام». من با خودم فکر می کردم حتما شوخی می کند، نوزاد او فقط ۶ ماه دارد. چه سختی ای می تواند داشته باشد؟
ندانستن خوشبختی است، چون آن زمان من حرف های پدر و مادرها را نمی فهمیدم و حالا که خودم صاحب ۳ فرزند شده ام، می توانم بگویم بله سوزان تو درست می گفتی مادر و پدر بودن سخت ترین شغل روی زمین است. تربیت فرزندان همان تربیت انسان هاست و این شغل مهم ترین شغلی است که تاکنون روی کره زمین وجود داشته است. پدر و مادر بودن نه تنها درگیرکننده است، بلکه ترسناک و هول انگیز هم هست.
پدر و مادر بودن یک کار تمام وقت، پرهیجان و گاهی ناامیدکننده به شمار می رود. پدر و مادر بودن سخت ترین شغل است چون شما اصلاً نمی توانید تمرین و آموزش داشته باشید، باتوجه به اینکه نتیجه هم بسیار مهم است. اگر در یک حراج شکست بخورید، خسارت چندانی نمی بینید. اگر شما حسابدار باشید و حساب هایتان درست درنیاید، تا دیروقت سرکارتان می مانید و اشتباهات را پیدا کرده و اصلاح می کنید. اگر آشپز باشید و کیک شما پف نکند، کیک دیگری می پزید. در پدر و مادر بودن، اگر دچار اشتباه شوید، فرزند شما ـ کسی که بیش از همه در دنیا دوستش دارید ـ تمام عمرش را رنج خواهد کشید. ارتباط شما با فرزندانتان رنج آور و سخت خواهد بود و در نتیجه ازدواج شما هم تحت تاثیر قرار می گیرد. اگر فرزندان شما رفتار مناسبی نداشته باشند، دوستانتان را هم از دست می دهید، ممکن است کاملاً تنها شوید و عزت نفس شما از بین برود. شیوه تربیتی و نحوه پدر و مادر بودن شما بر همه جنبه های زندگی، از جمله روابط کاری شما تاثیرگذار است.
رضایت طولانی مدت و معنی دار می تواند در سایه تربیت صحیح فرزندان حاصل شود. اگر بر دانایی و دانش خود بیفزایید، می توانید میزان رضایت خود را هم افزایش دهید و هدیه ای به فرزندانتان خواهید داد که برای تمام زندگی شان مناسب خواهد بود.

چرا پدربزرگ ها و مادربزرگ ها به کلاس های تربیت کودک نمی روند؟

چرا پدربزرگ ها و مادربزرگ های ما به کلاس های تربیتی نمی روند؟ چرا هیچ وقت کتابی در زمینه پرورش کودکان و شیوه پدر و مادر بودن نمی خوانند؟ آن ها هیچ وقت دورهم جمع نمی شوند و در این مورد با هم بحث نمی کنند، دلیل این امر آن است که اصطلاح شیوه پرورش کودک درگذشته وجود نداشت. پرورش کودکان کاری بود که همه انجام می دادند. افراد در خانواده های بزرگ رشد می کردند و با خویشاوندانشان زندگی می کردند. نحوه تعامل با فرزندان کوچک خانواده امری بسیار عادی بود که هر روز اتفاق می افتاد. اخیرا با مردی صحبت کردم که در اواخر ۶۰ سالگی پدربزرگ ۷ نوه بود. از من پرسید شغل شما چیست؟ پاسخ دادم: «شیوه های تربیت کودکان را آموزش می دهم.» با تعجب گفت: «هان! بچه ها! شما فقط بچه بزرگ می کنید»! ما بحث را درباره تفاوت های پرورش کودکان در ۵۰ سال پیش و زمان حال ادامه دادیم و او در نهایت پذیرفت که نمی تواند در دنیای امروز نوه هایش را به خوبی تربیت کند.
زندگی ما تغییر کرده است. جامعه نیز تغییر کرده است. در قدیم (این اصطلاحی است که دخترم به کار می برد) جامعه از خانواده بیشتر حمایت می کرد و خانواده را بیشتر تایید می نمود. خطوط اقتدار هم مشخص بودند. بچه ها به معلم ها و والدین خود احترام می گذاشتند و به حرف هایشان گوش می دادند. همه به جز «افراد خلافکار» به پلیس و دیگر افراد بانفوذ و مورداعتماد، احترام می گذاشتند. خانواده ها رابطه نزدیک تری داشتند. طلاق به ندرت اتفاق می افتاد، بیشتر مادرها در خانه و پدران نان آور خانه بودند. تلویزیون سریال ها و برنامه های ساده و خانوادگی پخش می کرد. هرچند که ما می دانستیم خانواده های این سریال ها از واقعیت موجود در کشور دور هستند، اگرچه می دانستیم بعضی پدران با بچه ها بدرفتاری می کنند ـ اگرچه مشکلات آن زمان به جدیت مشکلات بچه های امروز نبود ـ مشکلات انضباطی ۵۰ ساله ها و ۶۰ ساله های حالا در آن زمان، محدود به دیر انجام دادن تکالیف، آدامس جویدن، صحبت در کلاس درس و خارج شدن از صف بود. تعداد کمی از بچه های طبقه متوسط مواد مخدر مصرف می کردند. بچه های آن زمان بین تماشای فیلم، بازی کامپیوتری و بازی خارج از خانه، آخری را برمی گزیدند. امروزه ما کجا هستیم؟
تصور ما از خانواده تغییر کرده است. در ایالات متحده تنها نیمی از بچه ها تا پایان تحصیلات با پدر و مادر خود زندگی می کنند. در اغلب خانواده ها، هم پدر و هم مادر خارج از خانه کار می کنند و وقت و انرژی خود را برای کارهای زیادی غیر از تربیت بچه ها می گذارند. بچه ها بیشتر از زمان ما قدرت والدین و معلم هایشان را می آزمایند.
تلویزیون همه خانه ها را پر کرده و همه برنامه ها مادی گرا شده اند. بچه هایی که با اینترنت و تلویزیون های اینترنتی کار می کنند اغلب برنامه هایی را می بینند که سرشار از خشونت و رفتارهای نادرست بازیگران است. امروزه خطاهای بچه مدرسه ای ها، استفاده از مواد مخدر و خشونت های مرگبار است. خودکشی ـ آنچه که در قدیم بسیار دور از ذهن بود ـ امروزه بسیار فراوان و معمول شده و حتی در برخی مدارس فراگیر هم شده است.
براساس گزارش سال ۱۹۹۲ موسسه سنسوس برو(۳)، امروزه ۴۸ درصد جوانان ۲۵ ساله امریکایی مواد مخدر و ۸۶ درصد آن ها الکل مصرف می کنند. در بین کودکان ۱۲ تا ۱۷ ساله امریکایی، مواد مخدر به میزان ۱۰ درصد و الکل ۴۰ درصد رواج دارد. بچه ها در کل، نمرات کمتری کسب می کنند و بیشتر وقتشان را به جای بازی خارج از خانه، پای (بازی کامپیوتری) و تماشای تلویزیون می گذرانند، آیا هنوز هم شک دارید که پدر و مادر بودن در این دوره سخت تر است؟

خبرهای خوب

خبرهای خوب اینکه با وجود مشکلات دنیای امروز، هنوز هم می توانید در خانه قدرت خود را به اثبات برسانید و کودکانی خوش رفتار، با اعتمادبه نفس و رفتار مناسب پرورش دهید و می توانید هر روز از پدر و مادر بودن خود لذت ببرید. این کار مستلزم تعهد است. برای دستیابی به این هدف باید تمرین کنید و صبور باشید، برای رسیدن به این هدف باید زمان هم بگذارید. هزاران نفر از پدر و مادرهایی که در کلاس های من شرکت کرده اند اظهار می کنند که دانستن این مهارت ها باعث می شود پرورش کودکان و پدر و مادر بودن به کاری لذت بخش، تمام وقت و جالب تبدیل شود.
این کتاب سرشار از ایده های کاربردی و هدف دار در زمینه پرورش کودکان است. ایده های واقعی برای خانواده های واقعی. مهارت هایی که می توانید آن ها را در ارتباط با کودکان خود به کار گیرید. ایده های کاربردی که می تواند منجر به مشارکت کودکان و پایان یافتن دعواهای خواهر و برادرها و بالا رفتن اعتمادبه نفس و رعایت نظم و قانون در خانه ها شود. پدر و مادر بودن سخت ترین شغلی است که تا به حال داشته اید. اما اگر آماده باشید و ابزار مناسب و مهارت های لازم را کسب کرده باشید، می تواند به کاری هیجان انگیز و جالب تبدیل شود که تاکنون تجربه نکرده اید. در نهایت هم منجر به رشد کودکانی شاد و مستقل شود که به نوجوانانی مطمئن بدل می شوند. آیا این آرزوی هر پدر و مادری نیست؟

این کتاب چگونه پدید آمد؟

کتاب های زیادی در زمینه پرورش کودکان و نحوه صحیح پدر و مادر بودن وجود دارند. این کتاب ها فلسفه های کلی ارائه می دهند که شامل تئوری های محض، بدون راهنمایی اجرائی هستند، بنابراین از آن ها می توان برای ایجاد تغییرات مثبت در خانواده استفاده کرد. در فشار زندگی روزمره اغلبِ والدین آن قدر وقت ندارند که این بررسی ها و آزمایش ها را انجام دهند. در این کتاب من می توانم مهارت هایی به شما آموزش دهم که بسیار ساده یاد گرفته می شوند و بسیار ساده هم به کار برده می شوند و از همه مهم تر می توانید آن ها را در جامعه امروز اجرا کنید.
فصول ۲ تا ۸ «صفحات یادآوری» در آخر خود دارند که در آن ها مهارت های ارائه شده خلاصه می شوند. می توانید از آن ها کپی بگیرید و هرجا که خواستید بچسبانید تا همواره به یادتان بمانند. ممکن است نظر شما این باشد که این مهارت ها به آرامی در خانواده شما نفوذ کنند و هفته ها بر روی یک مهارت کار کنید. زمانی که مهارتی در شما نهادینه شد، در تمام عمرتان به راحتی از آن استفاده خواهید کرد (حتی می توانید درباره نوه هایتان هم از آن ها استفاده کنید.)

نظرات کاربران درباره کتاب کلیدهای تربیت کودک حرف‌شنو

به طور کلی کتاب های کلید تربیت کتاب های خیلی مفیدی هستند و این کتاب به طور خاص قلم بسیار گیرا و روانی داشت و راهکارهای بسیار خوبی ارائه میکرد
در 3 ماه پیش توسط fe....odi
عالی عالی عالی توصیه میشود
در 1 سال پیش توسط nas...sen
نکات و راه حلهایی که ارائه شده عالی و منطقی است. مشکل واقعی ما بزرگترها هستیم که نمی تونیم رفتار اشتباه خودمون رو تغییر بدهیم ولی از بچه‌ها انتظار داریم حرف شنوی داشته باشند.
در 5 ماه پیش توسط مریم خزائی