فیدیبو نماینده قانونی انتشارات مینوفر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب مرگ و برزخ در اندیشه ادیان

کتاب مرگ و برزخ در اندیشه ادیان

نسخه الکترونیک کتاب مرگ و برزخ در اندیشه ادیان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۶۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب مرگ و برزخ در اندیشه ادیان

هنگامی که فرزند آدم در آخرین روز دنیا و نخستین روز آخرت قرار می گیرد، مال و فرزندان و عمل او برابرش مجسم می شوند. رو به مال اش می کند، به وی می گوید: به خدا قسم من نسبت به تو حریص و بخیل بودم. حال سهم من نزد تو چیست؟ مال جواب می دهد و می گوید: به اندازه کفن ات از من بردار. پس رو می کند به فرزندان خود می گوید: به خدا قسم شما را دوست می داشتم و حامی شما بودم سهم من نزد شما چیست؟ آنها می گویند: تو را به قبرت می رسانیم و در آن دفن می کنیم. پس از آن روی می کند به طرف عمل اش و می گوید: بخدا قسم، من نسبت به تو بی اعتنا بودم و تو بر من گران بودی بهره من از تو چیست؟ می گوید: من در قبر و قیامت هم نشین تو خواهم بود تا من و تو به پیشگاه پروردگارت عرضه شویم. اگر این شخص دوست خدا باشد عمل اش به صورت خوش بوترین و زیباترین مردم با بهترین لباس ها نزد او می آید و می گوید: بشارت باد بر تو، به روح و ریحان و بهشت نعیم خدا خوش آمدی و می پرسد تو کیستی؟ می گوید عمل صالح تو هستم از دنیا به بهشت حرکت کن. در این کتاب در دو فصل به بررسی و تحلیل نظرات مختلف حول موضوع مرگ و برزخ پرداخته شده است.

ادامه...

بخشی از کتاب مرگ و برزخ در اندیشه ادیان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

مرگ همان پرواز روح از جسم است؛ و بریده شدن علاقه روح، از بدن ظاهری را مرگ گویند. مرگ آخرین منزل دنیا و اولین منزل آخرت است. قرآن شریف در آیات مربوطه به مرگ از کلمه «توفی» بصورت مختلف استفاده نموده و آن را گاهی به خداوند گاهی به ملک الموت و گاهی به فرشتگان نسبت می دهد،بطوری که معنی این کلمه تحویل گرفتن چیزی است به طور کامل و تمام (اَللهُ یَتَوَفی الانفُس حِینَ مَوتِها،خداوند است که موقع مرگ جان های شما را بی کم و کاست تحویل میگیرد). (وَ هُوَ اَلذِی یَتَوَفاکُم بِالیلِ،اوست خداوندی که شب هنگام در موقع خواب، شما را بطور کامل تحویل میگیرد). از این دو آیه فهمیده میشود که مرگ و خواب نظیر یک دیگرند و هر دو امری وجودی هستند. با این تفاوت که در مورد خواب گرفته شده برگشت داده میشود جز در موارد معدود اما در مورد مرگ قابل برگشت نیست جز در قیامت.امیرالمومنین علی (ع) می فرماید: (لِکلٌ دارٍ بابٌ دارَ الاخرهَ الموت؛(۱)هر خانه ای دری دارد و در خانه­ی آخرت مرگ است) رسول اکرم (ص) فرمودند: اِنَ الدُنیا سِجنُ المُومِنِ وَ جنَهُ الکافِرِو المَوتُ جِسرُ هولاء الی جَنانِهِم و جِسرُ اِلی جَحیم(۲)؛همانا دنیا، زندان مومنان و بهشت کافران است و مرگ پلی است که اینها مومنان را بسوی بهشت و کافران را بسوی دوزخ می کشاند. (وَ مَن اَکثَرَ مِن ذِکرِ المَوتِ رَضِیَ مِنَ الدنیا بِالیَسیرِ؛ کسی که زیاد در یاد مرگ باشد از حرص و فزون طلبی رهایی می یابد و با مقدار کمی از آنچه در زندگی دارد راضی میشود).
عزرائیل به فرشته مرگ و ملک الموت هم معروف است. خود کلمه عزرائیل در قرآن نیامده است ولی فرشته ای مقرب است که در دین اسلام از او نام و سخن به میان آمده است.عزرائیل لغتی عبرانی است، عزرا در زبان سریانی بنده است و ئیل نام خداوند، عزرائیل قابض ارواح است. بگو فرشته مرگ که بر شما گماشته شده است، روح شما را می گیرد، سپس به سوی پروردگارتان بازگردانده می شوید. هیبت ملک الموت نسبت به محتضر فرق می کند. برای خوبان و صالحان طبیب حاذق و برای مشرکان و کسانی که در عمرشان عمل خیری انجام نداده اند، بدترین شکل و هیبت می باشد. برای کسانی که عمل نیک و شایسته انجام می دهند، عمل صالح او واسطه خیر می گردد تا جسم معذّب مریض مومن را در مقابل امراض جسمی نجات دهد؛و به آن درجه و مکانی که خداوند در قرآن اش بشارت داده هدایت کند. طبق احادیث و روایات معصومین (علیهم السلام) هیبت ملک الموت نسبت به محتضر فرق می کند؛و بعضی از افراد در حال جان کندن، داد و فریاد می زنند، زن و بچه ها را صدا می کنند، مرتب دست و پا را به شدّت تکان می دهند و چنگ می اندازند تا خلاصی یابند. ولی افسوس! که راه فراری نیست؛و بعضی ها نیز بدون هیچ مشکل و عذابی در بهترین وجه و با توصیه های قبلی که کرده اند تسلیم قدرت لایزال حق می شوند و این مسائل خود نشان دهنده حالات ملک الموت بر بالین محتضر است. در تفسیرالمیزان در ذیل آیه: «یا اَیَّتُها النَّفْسُ المُطْمَئِنَّهُ...» آمده که در اصول کافی صدیر صیرفی می گوید: به امام امام صادق (علیه السلام) عرضه داشتم: فدایت شوم، یابن رسول اللّه! آیا مومن مرگ را و قبض روح خود را کراهت می دارد؟ فرمود: نه به خدا سوگند! وقتی فرشته مرگ نزدش می آید تا روح اش را قبض کند، مومن به جزع در می آید و ملک الموت به او می گوید: جزع مکن، ای ولی خدا! به آن خدایی که محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) را به نبوّت مبعوث کرد، من نسبت به تو دل سوزتر و مهربان تر از پدری مهربان هستم، اگر پدرت این جا بود پیش از من به تو مهر نمی ورزید، چشم خودت را بازکن و ببین. علی بن ابراهیم قمی در تفسیرش از حضرت علی (علیه السلام) روایت کرده (۳)که آن حضرت فرمود: هنگامی که فرزند آدم در آخرین روز دنیا و نخستین روز آخرت قرار می گیرد، مال و فرزندان و عمل او برابرش مجسم می شوند. رو به مال اش می کند، به وی می گوید: به خدا قسم من نسبت به تو حریص و بخیل بودم. حال سهم من نزد تو چیست؟ مال جواب می دهد و می گوید: به اندازه کفن ات از من بردار. پس رو می کند به فرزندان خود می گوید: به خدا قسم شما را دوست می داشتم و حامی شما بودم سهم من نزد شما چیست؟ آنها می گویند: تو را به قبرت می رسانیم و در آن دفن می کنیم. پس از آن روی می کند به طرف عمل اش و می گوید: بخدا قسم، من نسبت به تو بی اعتنا بودم و تو بر من گران بودی بهره من از تو چیست؟ می گوید: من در قبر و قیامت هم نشین تو خواهم بود تا من و تو به پیشگاه پروردگارت عرضه شویم. اگر این شخص دوست خدا باشد عمل اش به صورت خوش بوترین و زیباترین مردم با بهترین لباس ها نزد او می آید و می گوید: بشارت باد بر تو، به روح و ریحان و بهشت نعیم خدا خوش آمدی و می پرسد تو کیستی؟ می گوید عمل صالح تو هستم از دنیا به بهشت حرکت کن.
در این کتاب در دو فصل به بررسی و تحلیل نظرات مختلف حول موضوع مرگ و برزخ پرداخته شده است. قابل ذکر است تا کنون کتاب و یا اثر مستقلی که به صورت خاص به این موضوع پرداخته باشد تالیف نشده است. اما آثار بسیاری به صورت پراکنده به این موضوع پرداخته اند.

فصل اول: مرگ دراندیشه ادیان مختلف

مرگ در قرآن

«دروازه»

بر خلاف ماتریالیستها و منکرین تجرد روح که مرگ را پایان زندگی آدمی می­دانند و می­پندارند وقتی که بنزین ماشین وجود آدمی تمام شد و پیچ و مهره ها و سلولهایش سائیده و از کار افتاده، مرگ او فرا می­رسد، اسلام و فلسفه­ی اسلامی مرگ را پایان زندگی آدمی نمی­دانند بلکه از دیدگاه آنها آدمی دارای زندگی جاوید است که مرگ او را از مرحله­ای به مرحله­ی دیگر وارد می­سازد، که کامروائی و ناکامی در آن،به نیکوکاری و بدکاری در مرحله پیش از مرگ و دوران زندگی دنیوی، استوار است.
پیامبر اسلام در این­باره می­فرماید:«ما خلقتم الفناء بل خلقتم للبقاء و انما تنقلون من دار الی دار...، شما برای نابود شدن آفریده نشده اید بلکه برای این آفرید شده­اید که همیشه باقی باشید، نهایت آنکه همواره از مرحله­ای به مرحله دیگر در حال انتقال و تکامل می­باشید»(۴).
قرآن مجید تعلیم می­دهد که هنگام مرگ فرشتگان الهی، روح آدمی را با ملایمت و یا خشونت گرفته از بدن جدا می­سازند و تا روز موعد در کف قدرت الهی نگهداری می­کنند. «وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَیرْسِلُ عَلَیکم حَفَظَهً حَتَّیَ اِذَا جَاء اَحَدَکمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لاَ یفَرِّطُونَ»و اوست که بر بندگانش قاهر [و غالب] است و نگهبانانی بر شما می فرستد، تا هنگامی که یکی از شما را مرگ فرا رسد، فرشتگان ما جانش بستانند. در حالی که کوتاهی نمی کنند (۶۱ سوره مبارکه انعام) گرچه نام مرگ برای بسیاری هول انگیز و وحشتناک است، ولی در جهان بینی اسلامی این موضوع چهره­ی دیگر دارد، همان طور که گذشت مرگ در نظر اسلامی گذرگاهی است به جهان دیگر و در حقیقت تولد ثانوی محسوب می­شود، نوزاد به هنگام تولد سخت گریه می­کند، شاید گمان می کند دارد از بین می­رود و نابود می­گردد. در حالی که وارد جهانی بسیار وسیع­تر از شکم مادر می شود(۵).
طبق مطالب بیان شده گذشتن از این دروازه برای همه خوشایند نیست، تنها برای کسانی که زاد و توشه کافی دارند این سفر بزرگ فراهم می شود وبه خوبی به کمال می رسد چنین نگرشی درباره مرگ از یک سو به انسان قدرت جهاد و ایثار و فداکاری می دهد و ترس از مرگ او را به ذلت و زبونی نمی­کشاند و از سوی دیگر هشداری است به انسانها در برابر گناهان و وسیله موثری است برای تربیت آنها(۶).
تعبیرات کلام وحی در مورد این واقعیت حتمی زندگانی بشر بسیار شیوا و زیباست و چنان بیان شده است که عمق این رویداد مهم را می رساند.

تعبیرات قرآن از مرگ

۱. موت

معادل عربی و قرآنی وا‍ژه­ی مرگ «موت» می­باشد،موت را در لغت متضاد حیات (زندگی) داشته­اند و از آن روی که زندگی وحیات معنای گوناگونی دارد،مرگ وموت نیز معنای مختلفی یافته است و زبانشناسان به همین دلیل،یعنی کثرت معنای مرگ و زندگی (موت،حیاه) برای مدت معنایی خاص و یا تعریفی محدود ارائه نکرده­اند، در قرآن کریم نیز مرگ به معنای گوناگون به کار رفته است. از جمله نداشتن قوه نامیه موجود در انسان، حیوان و گیاه،چنان که می فرماید: «فانظر الی اثار رحمت الله کیف یحیی الارض بعد موتها ان ذلک یحی الموتی وهو علی کل شی قدیر»، پس به آثار رحمت خداوند بنگر که چگونه زمین را پس از پژمرده شدنش زنده و خرم می­گرداند، بی گمان این خداوند زنده کننده مردگان است و او بر هر کاری تواناست (آیه ۵۰سوره ی مبارکه روم)، همچنین در قرآن کریم مرگ به معنای زوال قوای حسی انسان آمده است. چنان که خداوند متعال می فرماید: «فاجاءها المخاض الیجذع النخله قالت یا لیتنی مت قبل هذا و کنت نسیاً منیساً: آنگاه درد زایمان او را به پناه تنه درخت خرما کشتند، گفت: ای کاش پیش از این مرده بودم وبه کلی فراموش می شدم» (آیه ۲۳ سوره ی مبارکه مریم).
گاهی دیگر در قرآن کریم از زوال قوه عاقله بشر که به جهالت منجر می شود، به مرگ تعبیر شده است، چنان که می فرماید: «او من کان میتاً فاحییناه و جعلنا له نورا یمشی به فی الناس کمن مثله فی الظلمات لیس بخارج منها، کذلک زین للکافرین ما کانوا یعملون،» آیا کسی که مرده بود، آنگاه او را زنده کردیم و برای او نوری قرار دادیم که با آن در میان مردم راه می رود مانند کسی است که وصفش چنین است او در تاریکیهاست که بیرون آینده از آن نیست، بدینسان برای کافران آنچه می کردند، آراسته شده است. (۱۲۲/انعام)
در عبارت قرآنی «لاتسمع الموتی» نیز مرگ به همین معناست. معنای دیگر مرگ در قرآن کریم اندوهی است که از آن زندگی به مرگ تبدیل می شود، چنانکه می فرماید: «یتجرعه ولایکاد یسغیه و تا تیه الموت من کل مکان و ما هو یمیت و من ورائه عذاب غلیظ، آن را جرعه جرعه فرو کشد و نمی تواند آن را به آسانی فرو برد ومرگ از هر سوبه سراغش آید، حال آن که نخواهد مرد و عذابی سخت فراروی اوست» (۱۷/ابراهیم)
معنای دیگر مرگ در قرآن کریم خواب است، از این روی از خواب به مرگ سبک و از مرگ به خواب گران تغبیر کرده اند، چنان که در قرآن کریم نیز از آن با عبارتی غیر از موت تعبیر شده که در ادامه خواهد آمد. چنان که اشاره شد مراد من در این مقال سخن از مرگ به معنای زوال قوای حسی بشر یا زوال قوه حیوانی و یا جدا شدن روح از تن است، در قرآن کریم درباره مرگ به این معنی به آن که درباره حقیقت آن سخن در میان آید. به حقایقی مرتبط با آن از قبیل فضای محتوم، فراگیر بودن مرگ درحق همه امّتها،لحظه احتضار و در نهایت برانگیخته شدن دوباره تصریح شده است.موت همراه مشتقاتش حدود ۱۶۵ بار در کلام الهی ذکرشده است(۷). از جمله بیاناتی که قرآن دارد، ذکر مرگ با تعبیر مصیبت است خداوند عزوجل مرگ را به عنوان مصیبتی نام می برد در آخر سوره مائده، فاصابتکم مصیبه الموت، پس چون به مصیبت مرگ مبتلا شدید....
مفسران ذیل این آیه مختصری راجع به آداب عزاداری برای شخص مرده پرداخته انداز جمله: دراین مصیبت به زن اجازه داده که در موقع عزا فقط۳روز لباس سیاه بپوشد و برای شوهرش تا چهار ماه و ده روز در لباس عزا بماند؛و اعمالی که امروزه شاهد آنیم مانند فاتحه خواندن، تعطیل کار و زندگی و... مغایر اسلام و شرع مقدس آن است، مراسم برگزاری فاتحه حدود ۳۰۰ سال قبل در بین مسلمانان رایج شد و در مواردی به تقلید از نصرانی بوده است(۸).

۲. وفی، توفّی

در قرآن کریم واژه مرگ در لفظ وفی، توفی به معنی تمام کردن ۶ مرتبه به کار برده شده است که طریق این گرفتن جان را ذیل آیات قرآن به ۳ گونه ذکر کرده اند:
اول: الله الذی یتوفاکم... خداست که شما را می میراند. ۱۰۴ / یونس
دوم: توفته رسلنا... فرستادگان ما، او را می میرانند. ۶۱ / انعام
سوم: یتوفاکم ملک الموت فرشته مرگ شمارا می میراند. ۱۱/ سجده
که در هر ۳ مورد دستور دهنده اصلی و اراده کننده خداست که مرگ چه کسی چه موقع فرا رسیده، ولی بعضی اوقات اجرا کنندگان دستور الهی فرق می کنند، یک زمان فرشته مرگ (عزرائیل) به سراغ کسی که هنگام مرگش رسیده می رود و زمانی مرگ کسی توسط فرستادگان خداوند بشارت داده می شود بدون اذن الهی و بدون رای او هیچ کس مرگ را درک نمی کند، همان گونه که اگر شما برای دیدن کسی اراده کنید و تصمیم بگیرید و او را فرا بخوانید، حتماً منتظر رویارویی و ملاقات با او هستید، خداوند که اراده می کند تا مرگ کسی در موعدی مقرر شده فرا برسد قطعاً با روح آن شخص به طریقی با واسطه یا بدون واسطه ملاقات خواهد کرد، در نتیجه مرگ، ملاقات با خداست و اگر کسی از مرگ بگریزد یا بهراسد از ملاقات با خدا سربازده است که اگر این مطالب را خوب هضم ودرک کرده باشد با آغوشی باز به استقبال مرگ خواهد رفت.
آیات عموم که از آنها می شود تفسیر مرگ را از زبان قرآن دانست، یکی از آیاتی است که از مرگ به توفّی تعبیر می کند که این آیات زیاد است:
- الذین تتوفیهم الملائکه ظالمی انفسهم: آنها که فرشتگاندرحالی جانشان را می گیرند که به نفس خود ستم کرده اند. (۲۸ / نحل)
- الذین تتوفیهم الملائکه طیَبین: آنان که در حال پاکیزگی [از شرک] فرشتگان قبض روحشان کنند. (۳۲/نحل)
- الله یتوفَی الانفس حین موتها والتی لم تَمُت فی منامها: خداست آنکه وقت مرگ ارواح خلق را می گیرد و آن کس که هنوز مرگش فرا نرسیده نیز در حال خواب روحش را قبض می کند. (۴۲/زمر)
- و هوالقاهر فوق عباده و یرسل علیکم حفظه حتی اذا جاء احدکم الموتُ توفّتهُ رسلنا و هم لا یفرّطون: و اوست خدایی که قهر و اقتدارش ما فوق بندگان است و فرشتگان را به نگهبانی بر شما می فرستد تا آنگاه که هنگام مرگ یکی از شما فرا رسد رسولان ما او را می میرانند و در قبض روح شما هیچ کوتاهی نخواهند کرد. (۶۱ / انعام)
- حتی اذا جائتهم رسلنا یتوفّونهم: تا هنگامیکه فرستادگان ماملک الموت و فرشتگان قبض روحبر آنها فرا رسند که قبض روح آنان کنند. (۳۷ / اعراف)
و قالوا ءاذاضَلَلنا فی الارض ائنّا لفی خلق جدید بل هم بلقاء ربِّهم کافرون. قُل یتوفیکم ملک الموت الذّی و کلّ بکم...؛ کافران [از روی تعجب و انکار] گویندکه آیا پس از آن که ما در زمین[خاک ودرخاک] نابود گم شدیم باز از نو زنده خواهیم شد؟! [بلی البته زنده خواهید شد]بلکه آنها به شهود و لقای خدایشان کافرند. بگو فرشته ی مرگ که مامور قبض روح شماست جان شما را گرفت. (۱۰ و ۱۱ سجده)
ازاین آیات زیاد داریم که مرگ را تعبیر به توفَی کرده است توفَی ازماده وفی است، همان ماده ای که وفا و استیفا از آن ماده است، توفّی ازماده ی فوت نیست،ما فارسی زبان هاگاهی اوقات فوت را باوفات مترادف خیال می کنیم، فوت از دست رفتن است اگر تعبیر فوت میکرد، مرگ به همان معنای تباهی وتمام شدن واز رفتن بود. وفات از ماده ی وفا، استیفاست وبه اتفاق تمام لغت دانان توفّی یعنی استیفا کردن وتحویل گرفتن یک چیز به تمامه،الله یتوفی الانفس حین موتها (۴۲/زمر) یعنی خدا نفسها را در وقت مردن به تمام و به کمال می گیردوهمچینین آیات دیگری که در این زمینه هست همان مفهوم قبض رامی دهد، درقرآن کلمه قبض نیامده وما در عرف خودمان می گوییم عزرائیل روح را قبض کرده وقابض الارواح است، ولی قبض با توفّی که درقرآن آمده هر دو یک معنی را می دهند، اما از مرگ با تعبیرتوفی به خواب هم آمده،درآیات قرآن توفی تعبیر به خواب شده وهمزاد وبرادر مرگ در روایات اسلامی است(۹).

نظرات کاربران درباره کتاب مرگ و برزخ در اندیشه ادیان