فیدیبو نماینده قانونی دفتر نشر فرهنگ اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب پیمان‌های الهی با اهل ایمان

کتاب پیمان‌های الهی با اهل ایمان
جلد هشتم

نسخه الکترونیک کتاب پیمان‌های الهی با اهل ایمان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب پیمان‌های الهی با اهل ایمان

نظام تعلیم و تربیت در این مدرسه به‌گونه‌ای طراحی شده است که اهل ایمان هر روز گام جدیدتری را برای اعتلا و رشد خویش بردارند و با توان بیشتری از گردنه‌ها و سختی‌ها عبور نمایند. ۸۹ دستورالعمل مشخص تحت عنوان «یا أیها الّذین آمنوا» به‌عنوان منشور جامع بهره‌مندی از مدرسۀ ایمان توسط مدیر مدرسه تدوین گردیده و در کتاب راهنما در اختیار اهل ایمان قرار گرفته است. کتاب حاضر حاوی ده دستورالعمل از ۸۹ دستورالعمل می‌باشد و امید است که با حول و قوۀ الهی بقیه موارد نیز در مجلدات بعدی تقدیم گردد. نکاتی دربارۀ این مجموعه قابل ذکر است: ـ تمامی آیاتی که با «یا أیها الّذین آمنوا» شروع می‌شوند در مدینه نازل شده‌اند و آیه‌ای با این عبارت در دوران سیزده سالۀ مکه نازل نشده است. گرچه در مکه مؤمنان راستین و ثبات‌قدمی در کنار رسول خدا(ص)حضور داشتند و با تمام وجود اسلام را پذیرفته و آمادۀ فداکاری و جانفشانی در راه آن بودند، امّا خداوند آنها را با عبارت «یا أیها الّذین آمنوا» مخاطب خویش نساخته است، شاید رمز این مسئله در این نکته نهفته باشد که تا زمانی که طاغوت‌ها زمام امر جامعه را در دست داشته باشند و حاکمیت جامعه در اختیار اهل ایمان قرار نگیرد، مدال پر افتخار «یا أیها الّذین آمنوا» بر سینۀ مؤمنان نخواهد درخشید. اهل ایمان برای وصول به چنین افتخاری و به‌دست آوردن چنین لیاقتی باید مبارزه کنند و دست از جهاد برندارند تا جامعه از لوث طاغوت‌ها پاک و حاکمیت آن در اختیار خداوند قرار گیرد. ـ لحن خاص و منحصر به‌فردی که در این آیات وجود دارد و دستورالعمل‌هایی که در این قالب صادر شده‌اند، تأمّل و تدبّر بیشتر در این آیات را ضروری می‌نماید، و بر اهل ایمان است که توجّه بیشتری به این آیات داشته، با دقت فراوان سعی در فهم فرامین الهی و سپس تلاش برای جامۀعمل پوشاندن به آنها بنمایند.

ادامه...

بخشی از کتاب پیمان‌های الهی با اهل ایمان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



فصل هفتاد و یکم: ضرورت تحقیق و تفحّص در اخبار فاسقان

(یا اَیهَا الذینَ آمَنُوا اِنْ جاءَکمْ فاسِقٌ بِنَبَاٍ فَتَبَینُوا اَنْ تُصیبُوا قَوْماً بِجَهالَه فَتُصبِحُوا عَلی ما فَعَلْتُمْ نادِمینَ ـ وَ اعْلَمُوا اَن فیکمْ رَسُولَ اللهِ لَوْ یطیعُکمْ فی کثیرٍ مِنَ الْاَمْرِ لَعَنِتمْ وَ لکن اللهَ حَببَ اِلَیکمُ الْایمانَ وَ زَینَهُ فی قُلُوبِکمْ وَ کرّه اِلَیکمُ الْکفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیانَ اُولئِک هُمُ الراشِدُون )(۳)
ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر شخص فاسقی برای شما خبری آورد، درباره آن تحقیق کنید، مبادا از روی نادانی به گروهی آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید.

و بدانید رسول خدا در میان شماست، هرگاه در بسیاری از امور از شما اطاعت کند، قطعاً دچار زحمت می شوید، ولی خداوند ایمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دلهای شما زینت بخشیده، و کفر و فسق و گناه را برای شما ناخوشایند ساخت، کسانی که این چنین هستند ره یافتگانند.

سوالات:

۱ـ این آیه در پی کدام حادثه نازل شده است؟
۲ـ مراد از فاسق در فرهنگ قرآن کیست؟
۳ـ مقصود از «نبا» چیست؟
۴ـ چرا باید در اخبار افراد فاسق تحقیق و تفحّص نمود؟
۵ـ تحقیق و تفحّص در اخبار چگونه و در چه حدودی لازم است؟
۶ـ آیا تحقیق و تفحّص در اخبار، فقط اختصاص به اخبار فاسقان دارد؟
۷ـ مقصود از رسیدن آسیب به دیگران و پشیمانی از آن چیست؟
۸ـ ارتباط آیه دوّم با لزوم تحقیق و تفحّص در اخبار فاسقان چیست؟
۹ـ چرا اطاعت رسول خدا(ص) از مردم موجب مشقّت آنان می گردد؟
۱۰ـ مقصود از تحبیب ایمان و تزیین آن در قلوب مومنان چیست؟
۱۱ـ مراد از ناخوشایند ساختن کفر و فسوق و عصیان برای مومنان چیست؟
۱۲ـ تفاوت بین کفر و فسوق و عصیان چیست؟
۱۳ـ چه ارتباطی بین تحقیق و تفحّص در اخبار فاسقان و تحبیب ایمان و تکریه کفر وجود دارد؟
۱۴ـ معنای رشد چیست و چرا این گروه از مومنان به رشد دست یافته اند؟
ـ نکته ها
تذکّر
در ذیل آیه (یا اَیهَا الذینَ آمَنُوا اِذا ضَرَبْتُمْ فی سَبیلِ اللهِ فَتَبَینُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ اَلْقی اِلَیکمُ السلامَ لَستَ مُوْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیاه الدنْیا فَعِنْدَ اللهِ مَغانِمُ کثیرَه کذلِک کنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَن اللهُ عَلَیکمْ فَتَبَینُوا اِن اللهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبیراً)
ای کسانی که ایمان آورده اید، هنگامی که در راه خدا برای جهاد سفر می کنید (و با افرادی روبرو می شوید) خوب بررسی و تحقیق کنید. (تا مومنان را از کافران بازشناسید) و برای اینکه سرمایه ناپایدار دنیا (و غنایمی) را به دست آورید، به کسی که (به رسم مسلمانان به شما) سلام می کند نگویید: مومن نیستی، زیرا غنیمتهای فراوانی نزد خداست. قبلاً چنین بودید، و خداوند بر شما نعمتی گران عطا کرد (هدایتتان نمود). پس تحقیق کنید، خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است.(۴)
که فصل بیست و چهارم این مجموعه بود تحت عنوان: ضرورت تحقیق و تفحّص، مباحثی مطرح شد که از تکرار آنها در این فصل خودداری می کنیم.

پاسخ به سوالات:

۱ـ این آیه در پی کدام حادثه نازل شده است؟

ـ این آیه درباره ولیدبن عقبه نازل شده است و مشروح داستان چنین است:
حارث بن ضرار خزاعی (رئیس قبیله بنی المصطلق) می گوید: من خدمت رسول خدا(ص)رسیدم، آن حضرت مرا به اسلام دعوت فرمود. من اسلام را پذیرفتم. پس از آن مرا به دادن زکات دعوت کرد، من آن را نیز پذیرفتم و عرض کردم: یا رسول الله، به قبیله ام بازمی گردم و آنها را به اسلام و دادن زکات دعوت می کنم، هرکس پذیرفت زکاتش را می گیرم و شما در فلان روز کسی را اعزام نمایید تا زکات جمع آوری شده را تحویل او بدهم.
حارث به میان قبیله خود برگشت و سخنش مورد پذیرش قبیله قرارگرفت و همه مسلمان شدند و زکات اموالشان را نیز پرداختند. زکاتها جمع آوری شد ولی در تاریخی که معیّن شده بود، کسی از طرف رسول خدا(ص) برای تحویل گرفتن آنها نیامد. حارث پیش خود فکر کرد که حتماً مشکلی پیش آمده است و مورد غضب رسول خدا(ص) قرار گرفته است. بزرگان قبیله را جمع کرد و موضوع را با آنها در میان گذاشت، تصمیم گرفتند دسته جمعی به مدینه رفته و خدمت رسول خدا(ص) برسند و زکات اموالشان را تقدیم نمایند.
از سوی دیگر رسول خدا(ص) ولید را در همان تاریخ موعود مامور دریافت زکات از حارث کرده بود، امّا ولید به هر دلیلی از رفتن به نزد حارث امتناع کرده و به مدینه بازمی گردد و به دروغ اظهار می دارد که قبیله حارث مرتد شده و از دادن زکات خودداری نمودند! و حتّی اضافه می کند که حارث قصد کشتن مرا داشت که من فرار کردم و جان سالم بدر بردم!
پیرو این خبر رسول خدا(ص) جمعیّتی را برای مقابله با قبیله حارث اعزام می کند و این لشکر در بین راه به حارث و بزرگان قبیله اش برخورد می نماید که عازم مدینه بودند. مسلمانان حارث و همراهانش را محاصره می نمایند و اخباری که توسط ولید به مدینه رسیده بود را با آنها در میان می گذارند. حارث با تعجّب می گوید: سوگند به آن خدایی که محمّد را به حق مبعوث کرده است، من اصلاً با ولید ملاقات نکرده ام و ولید نیز مرا ندیده است!
مامورین رسول خدا(ص) با شنیدن مطالب حارث، آنها را به مدینه آورده و خدمت رسول خدا(ص) می رسند. حضرت از حارث سوال می کند که: آیا از دادن زکات امتناع ورزیدی و قصد کشتن مامور مرا داشتی؟
حارث در پاسخ می گوید: سوگند به خدایی که شما را به حق مبعوث کرده است من ولید را ندیده ام و او هم مرا ندیده است و حرکت ما به سمت مدینه برای این بود که در تاریخ موعود کسی از طرف شما برای تحویل گرفتن زکات نیامد و ما نگران شدیم که شاید حادثه ای اتّفاق افتاده است و شما را ناراحت کرده است که از فرستادن مامور خودداری کرده اید! و آمدیم تا علّت را جویا شویم.
در این هنگام آیه محلّ بحث نازل شد و به مومنان تذکّر داد که بدون تحقیق اقدام به کاری نکنند و تحت تاثیر اخبار افراد فاسق تصمیم نگیرند.(۵)
لازم به ذکر است که این حادثه به گونه های دیگری نیز روایت شده است که تفاوت مهمّی در محتوای آنها نیست و در میان مفسّران اجماع وجود دارد که این آیه درباره ولید فاسق نازل شده است.
البتّه در تفاسیر شیعی به داستان ماریه همسر رسول خدا(ص) نیز به عنوان شان نزول این آیه اشاره شده است که ائمّه معصومین(ع) تصریح فرموده اند که آن موضوع از بطون آیه می باشد و ظاهر آیه همان شان نزولی است که درباره ولید نقل شده است.

۲ـ مراد از فاسق در فرهنگ قرآن کیست؟

ـ فسق در لغت به معنی خروج از راه حق است و چون گنهکاران از راه شرع که همان راه حق است خارج گشته اند فاسق نامیده می شوند. و به همین دلیل است که قرآن سرپیچی ابلیس از دستور سجده بر آدم را فسق و خروج از امر خدا نامیده است:

(وَ اِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکه اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا اِلا اِبْلیسَ کانَ مِنَ الْجِن فَفَسَقَ عَنْ اَمْرِ رَبهِ)
به یاد آرید زمانی را که به ملائکه گفتیم: برای آدم سجده کنید. آنها همگی سجده کردند جز ابلیس که از جن بود و از فرمان پروردگارش خارج شد.(۶)

ـ از نگاه قرآن فاسقان این گونه معرفی می شوند:
(الذینَ ینْقُضُونَ عَهدَ اللهِ مِنْ بَعْدِ میثاقِهِ وَ یقْطَعُونَ ما اَمَرَ اللهُ بِهِ اَنْ یوصلَ وَ یفْسِدُونَ فِی الْاَرْضِ اُولئِک هُمُ الْخاسِرُون )
فاسقان کسانی هستند که پیمان خدا را ـ پس از محکم ساختن آن ـ می شکنند، و پیوندهایی را که خدا دستور داده برقرار سازند، قطع نموده، و در روی زمین فساد می کنند، اینها زیانکارانند.(۷)

ـ کسانی که مطابق آنچه خداوند نازل کرده است حکم نمی کنند، فاسق هستند:

(وَ مَن لَم یحکم بِما اَنزَلَ اللهُ فَاُولئِک هُمُ الفاسِقُونَ)
و کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نمی کنند، فاسقانند.(۸)

ـ و با همین ملاک است که قرآن منافقان و کافران را هم فاسق می نامد:

(اِن المُنافِقینَ هُمُ الفاسِقُونَ)
به یقین، منافقان همان فاسقانند.(۹)

(وَ مَن کفَرَ بَعدَ ذلِک فَاُولئِک هُمُ الفاسِقُونَ)
و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند.(۱۰)

ـ با توجّه به لحن آیه محلّ بحث به نظر می رسد مقصود از فاسق کسانی هستند که بین مردم مشهور به گناهکار بودن هستند و عموم مردم آنها را به عنوان فرد لااُبالی و گنهکار می شناسند. زیرا خطاب آیه به مومنان است و مومنان علم غیب ندارند که فردی در نهان گناه می کند یا نه؟ و چنین وظیفه ای بر دوش مومنان نیست که از خلوت افراد اطّلاع کسب کنند و از اسرار نهانی افراد باخبر باشند، تا معلوم شود چه کسی فاسق است و چه کسی عادل است! بنابراین مقصود از فاسق کسی خواهد بود که به طور علنی مرتکب گناه می شود و مومنان از گناه وی اطّلاع پیدا می کنند و به عبارت دیگر فاسق کسی است که بین مردم مورد اعتماد نبوده و به دلیل اخلاق و رفتار گناه آلودی که دارد کسی او را صالح و قابل اطمینان نمی داند.
ـ در مباحث فقهی موضوع فسق و فاسق در ابواب مختلفی مطرح شده است از جمله در مباحث قضاوت، شهادت قضایی، امامت نماز جماعت، و... که به مناسبت شرط عدالت در آنها به نقطه مقابل عدالت که فسق است اشاره شده است. برای فهم بهتر معنای فسق و فاسق به این حدیثی که از امام صادق(ع) در تبیین معنای عادل و عدالت نقل شده است، توجّه نمایید:
عبدالله ابن ابی یعفور از امام صادق(ع) سوال کرد: در میان مسلمانان چگونه عدالت یک فرد تشخیص داده می شود تا شهادت هایی که به نفع یا علیه مسلمانان می دهد، پذیرفته گردد؟
امام صادق(ع) فرمود: اگر مسلمانان او را به حیا و عفاف و کنترل شکم و شهوت و دست و زبان بشناسند، و در مورد گناهان کبیره ای که خداوند متعال مرتکب آن را وعده آتش داده از قبیل می گساری، زنا، ربا، عقوق پدر و مادر و فرار از جنگ و امثال آن، به اجتناب از آنها معروف باشد، عدالت این فرد ثابت می شود.
امام صادق(ع) در ادامه فرمودند: امّا این که چگونه تشخیص داده شود که شخص از همه گناهان اجتناب دارد دو راه دارد: اوّل اینکه تلاش می کند جمیع معایب خود را بپوشاند به گونه ای که بر مسلمانان تفتیش معایب و لغزشهای او حرام شده و در بین مردم به پاکی و عدالت ستوده می شود. و دوّم اینکه اهل رعایت کردن نمازهای پنجگانه و مواظبت بر آنها و حفظ اوقات آنها باشد و در جماعتهای مسلمانان حضور به هم رسانیده و جز با عذر موجّه از اجتماعاتی که در مساجد تشکیل می شود دوری نکند. وقتی دارای چنین نشانه هایی بود، اگر از اهل شهر و آشناهایش بپرسند فلانی چطور آدمی است؟ می گویند: ما جز نیکی از او ندیده ایم و همواره او را مواظب نماز و مراقب اوقات آن یافته ایم. همین مقدار برای احراز عدالت و قبول شهادت چنین شخصی در بین مسلمانان کافی است. زیرا نماز خود پرده و کفاره گناهان ست، و ممکن نیست کسی که در اجتماعات حاضر نمی شود و نماز را در مساجد نمی خواند درباره اش شهادت دهند که وی نمازگزار است، جماعت و اجتماع برای همین منظور تشریع شده که نمازگزار را از بی نماز بشناسند، و اگر غیر این بود کسی نمی توانست به صلاح و دیانت اشخاص شهادت دهد.(۱۱)

۳ـ مقصود از «نبا» چیست؟

در کتاب مفردات راغب آمده است که نبا به خبری گفته می شود که فایده بزرگ داشته و اطمینان آور و یا موجب قطع و یقین باشد و حقّش این است که خلاف واقع هم نباشد.(۱۲)
در اغلب آیات قرآن نبا در خبرهای مهم به کار رفته است و به نظر می رسد فهم راغب از این کلمه درست بوده است، گرچه برخی از اهل لغت گفته اند که به مطلق خبر نبا گفته می شود.
ـ مردم مسلمان و مسئولان جامعه اسلامی نمی توانند وقت خود را مشغول تحقیق و بررسی درباره تمامی اخباری که به آنها می رسد، صرف نمایند و یا به اخبار غیر مهم مشغول گردند و فرصتهای کاری را از دست بدهند. از لحن و سیاق آیه محلّ بحث هم استفاده می شود که درباره همه اخبار تحقیق و تفحّص لازم نیست، بلکه اخباری که تصمیم گیری درباره آنها ضرورت دارد و منشاء یک سلسله برنامه ریزی و اقدام می باشد مقصود خداوند است.
ـ اخباری که با جان و خون انسانها ارتباط پیدا می کند، از بالاترین اهمیّت برخوردار بوده و نمی توان درباره آنها با تساهل و تسامح برخورد کرد. فتنه ای که براثر ریخته شدن خون یک یا چند انسان بی گناه به وجود می آید هزینه های سنگینی را متوجّه جامعه اسلامی می کند و به آسانی قابل توجیه و جبران نیست.
دوّمین موضوع از لحاظ اهمیّت، آبرو و حیثیّت افراد است که از احترام خاصّی برخوردار بوده و نمی توان درباره آن کوتاهی کرد و هر خبری را به آسانی پذیرفت و مطابق آن قضاوت نمود. آبروی انسانها همانند اموال و جان آنها ارزشمند بوده و نمی توان بدون حجّت شرعی و در عین حال اطمینان آور به حیثیّت کسی تعرّض نمود.
مسائل مالی سوّمین موضوع با اهمیّت است که ضرورت دارد احتیاط لازم به عمل آید و بدون دلیل و منطق قوی اموال کسی به تاراج نرود و آسیب نبیند.
ـ برخی از اخبار بی اهمیّت که ارتباطی با جان و مال و حیثیّت افراد ندارد، و منشاء هیچ تصمیم و اقدامی هم نیستند، مصداق لغو خواهند بود که مومنان وظیفه دارند با کرامت و بزرگواری از کنار آنها عبور کنند و وقت خویش را تلف نسازند:

(وَ اِذا مَروا بِاللغوِ مَروا کراماً)
و هنگامی که با لغو و بیهودگی برخورد کنند، بزرگوارانه از آن می گذرند.(۱۳)

۴ـ چرا باید در اخبار افراد فاسق تحقیق و تفحّص نمود؟

ـ وقتی گفته می شود فاسق، اوّلین مفهومی که به ذهن خطور می کند عنوان کذب و دروغ است. افراد فاسق در گفتن دروغ مانعی برای خود احساس نمی کنند و دروغ گفتن نیز آسان ترین کاری است که یک فرد غیرمتعهّد انجام می دهد. و نکته جالب این که اوّلین زمینه نیز برای تشخیص افراد صالح از فاسق همین صداقت در گفتار و دروغ می باشد. البتّه مقصود این نیست که افراد فاسق همیشه دروغ می گویند و تمام سخنانشان غیرواقعی است، بلکه آنها هم راست و هم دروغ می گویند و برای همین است که در این آیه دستور داده شده است که در اخبار آنان تحقیق شود.
ـ مطلب دیگری که در افراد فاسق قابل توجّه است جرات و جسارت بر گناه بوده و شرم و حیا نداشتن از گناه در آشکار. و دلیل اصلی بر فاسق نامیدن افراد همین ارتکاب علنی گناه می باشد وگرنه کسی که در نهان گرفتار معصیت گردد و به دنبال آشکار کردن آن نباشد، فاسق نامیده نمی شود.
به راستی افرادی که حریم خدا را شکسته و از مرزهای بندگی عبور می کنند، و نه از خدا و نه از بندگان خدا شرم و حیا نمی کنند، آیا می توان به چنین انسانهایی اطمینان کرد و از خیانت آنان نگران نبود؟
کسانی که در چارچوب نمی گنجند و مرزها را می شکنند و التزام به اصول ندارند، به قدری شُل و متزلزل هستند که هیچ عاقلی به آنها تکیه نمی کند.
ـ اگر افراد فاسق و لااُبالی اطمینان داشته باشند که اخبار آنان بدون تحقیق و بررسی مورد قبول واقع می گردد، جرات و جسارت بیشتری برای توطئه چینی پیدا می کنند و برای رسیدن به مقاصد نفسانی و منافع مادّی خود شیطنت بیشتری می کنند و امنیّت جامعه را مختل می سازند. در چنین شرایطی به جای آنکه فاسقان احساس ناامنی داشته باشند؛ انسانهای صالح و شایسته با مشکل مواجه می شوند و احساس ناامنی می کنند.
ـ دلیل اصلی ضرورت تحقیق و تفحّص در اخبار فاسقان در خود آیه بیان شده است: «مبادا از روی نادانی به گروهی آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید.»
درباره این دلیل در ادامه مباحث توضیحات بیشتری داده خواهد شد.

۵ـ تحقیق و تفحّص در اخبار چگونه و در چه حدودی لازم است؟

ـ اوّلین گام در این موضوع توجّه به ضرورت تحقیق و تفحّص در اخباری است که توسّط افراد غیرموثّق ارائه می گردد. این موضوع از چنان اهمیّتی برخوردار است که آیه محلّ بحث برای همین نازل شده است و تذکّر جدّی می دهد که هرگاه خبر از طرف افراد فاسق و غیرموثق باشد حتماً برای تشخیص صحّت و سقم خبر تحقیق لازم به عمل آید.
ـ دوّمین گام در تحقیق و تفحّص اجتناب از قضاوت عجولانه و اقدام سریع می باشد. باید مومنان و بالاخص مدیران ارشد جامعه اسلامی یاد بگیرند و خود را ملزم بدانند که به محض رسیدن خبری غیرموثق (خبر فاسق) شتاب به خرج ندهند و عجولانه دست به اقدام نزنند و فرصتی را برای تحقیق و تفحّص اختصاص دهند. همین امر نیاز به فرهنگ سازی دارد و باید در نظام تعلیم و تربیت از دوران ابتدایی تا بالاترین سطوح مورد توجّه قرار گیرد و تمهیدات لازم برای نهادینه سازی آن به عمل آید.
ـ گام سوّم اهتمام ورزیدن و جدّی گرفتن موضوع تحقیق و تفحّص است، به این معنا که در امر تحقیق سستی به خرج ندهند و یا به تاخیر نیاندازند. گاهی زیانهایی که از تاخیر در تحقیق متوجّه فرد و یا جامعه می شود بسیار زیاد و حتّی جبران ناپذیر است.
ـ مطلب دیگر در تحقیق و تفحّص استفاده از افراد امین و در عین حال فهیم و کارشناس است که تاثیر زیادی در نتایج تحقیق دارد. باید از افرادی که دلسوز بوده و تحت تاثیر منافع و یا تهدیدات واقع نمی شوند و عین واقعیّت را منعکس می سازند، استفاده کرد.
ـ نکته دیگری که لازم است مورد توجّه مومنان باشد، استفاده از چند کانال برای تحقیق و تفحّص است. اگر مومنان حرفهای مختلف و تحلیلهای متفاوت را بشنوند و از زوایای بیشتری به موضوع بنگرند، نتیجه بهتری عایدشان خواهد شد.
ـ یکی دیگر از شرایط تحقیق و تفحّص شنیدن سخنان افرادی است که تحقیق درباره آنها انجام می گیرد. بنا نیست که هرچه آنها می گویند مورد پذیرش قرار گیرد، امّا مشاهده مدارکی که در دست آنهاست و شنیدن توضیحات آنان کمک فراوانی به تشخیص درست مسائل می کند و تحقیق را اطمینان بخش تر می سازد.
ـ شرط دیگر تحقیق و تفحّص، تحت تاثیر شایعات و جوسازیها قرار نگرفتن است. گاهی فضا را چنان سنگین می کنند و مطلب را مهم جلوه می دهند که قدرت تفکّر را از افراد می گیرند. به راستی نباید تکرار مکرّر یک مطلب موجب جاانداختن آن شود و احساس بی نیازی از تحقیق پدید آید.
ـ کسانی که مسئولیّت تحقیق را برعهده می گیرند نباید از افکار عمومی که در اثر اخبار جهت خاصّی پیدا کرده است هراس داشته باشند، و یا برای همراهی با افکار عمومی از تحقیق کافی خودداری نمایند.
اصل در چنین مسائلی حرکت در چارچوب اصول و ارزشهاست ولو اینکه افکار عمومی چیز دیگری را بطلبد. البتّه اطّلاع رسانی و آگاهی بخشی و تلاش برای اقناع افکار عمومی لازم است و گاهی نیز فضا به قدری سنگین می شود که برای آرام ساختن افکار عمومی چاره ای جز انجام بعضی اقدامهای مصلحت آمیز وجود ندارد.
ـ توجّه به منافع ذی نفعان خبر و متضرّرین از خبر نیز در تحلیل صحّت و سقم خبر تاثیر دارد. ذی نفعان و متضرّرین هرکدام متناسب با منافعی که دارند در نقل خبر و چگونگی نقل خبر نقش دارند و همچنین حبّ و بغضها و سوابق و گذشته افراد با همدیگر تاثیر دارد.

۶ـ آیا تحقیق و تفحّص در اخبار، فقط اختصاص به اخبار فاسقان دارد؟

ـ آنچه که صریح آیه است ضرورت تحقیق در اخبار افراد فاسق است، امّا درباره اخباری که توسّط افراد صالح و عادل ارائه می گردد، چه وظیفه ای داریم؟ از نص و ظاهر آیه مطلبی استفاده نمی شود و بلکه از مفهوم آیه می توان فهمید که حداقل در مورد اخبار افراد صالح و عادل تحقیق و تفحّص واجب نیست و می توان در شرایط عادی به اخبار آنها اعتماد و طبق مفاد آن عمل نمود.
ـ نمی توان گفت که آیه محلّ بحث، تحقیق درباره اخبار افراد عادل و صالح را ممنوع کرده است و مومنان حق ندارند که در این مورد احتیاط به خرج داده و تحقیق کنند. بلکه آنچه که از مفهوم آیه قابل استفاده است مجوز اعتماد به اخبار افراد صالح است. امّا ممنوع بودن تحقیق در چنین مواردی از آیه برداشت نمی شود.
ـ اعتماد به اخبار صالحان و کسانی که به طور عادّی احتمال دروغگویی و خیانت درباره آنها نمی رود، سیره مستمر همه انسانهای عاقل و متعارف بوده و زندگی اجتماعی بر همین اساس بناگذاری شده است. کافی است جامعه ای را تصوّر کنیم که عموم مردم به اخبار خوبان و شایستگان خود هم اعتماد ندارند و از هیچ کس خبری را بدون استناد قوی و مدارک معتبر نمی پذیرند. به راستی که زندگی در چنین جامعه ای طاقت فرسا و بلکه شکنجه روحی دائمی خواهد بود و بسیار زود چنین جامعه ای از هم می پاشد و افراد آن به جوامع دیگر کوچ نموده و زندگی را در میان انسانهایی که به همدیگر اعتماد دارند ادامه می دهند.
ـ اگر معلوم شود اخباری که یک فرد صالح مطرح کرده است دروغ و برخلاف واقع بوده است، آن فرد صالح در میان مردم از مرتبه صالح و عادل بودن خارج و در زمره افراد فاسق و یا غیر قابل اطمینان قرار می گیرد، ولی این گونه نیست که مردم از اصل کلّی اعتماد به اخبار صالحان منصرف گردند و به انکار این اصل بپردازند. و از اینجا معلوم می شود که اصل اعتماد به خبر عادل یک امر فطری است و یا لااقل یک بنای عقلایی است که خردمندان بشری بر صحّت آن تاکید ورزیده و در مقام عمل به این اصل ملتزم گشته اند.
ـ منافع اعتماد به اخبار افراد صالح و اطمینان به انسانهای عادل به قدری زیاد است که اگر یک روزی هم از این ناحیه آسیبی به فرد و یا جامعه وارد شود، باز خسارت آن قابل تحمّل بوده و ضررهای آن قابل مقایسه با منافعش نیست. زیرا هزینه های مادّی و معنوی تحقیق و تفحّص درباره تمامی اخبار اعم از اخبار فاسقان و اخبار صالحان به قدری زیاد است که هیچ فرد و یا جامعه ای از عهده آن هزینه ها برنمی آید و به همین دلیل است که عموم انسانها این حسّ مشترک را دارند که باید به اخبار خوبان و صالحان اطمینان داشته باشند و این حسّ اعتماد را در بین همدیگر تقویّت نمایند.

۷ـ مقصود از رسیدن آسیب به دیگران و پشیمانی از آن چیست؟

ـ اهل ایمان بر اثر تربیتی که در مکتب انبیاء شده اند از ظلم و تعدّی به بندگان خدا پرهیز می کنند و به هیچ وجه دست خود را به ستم و تضییع حقوق دیگران آلوده نمی سازند، و بلکه برای مقابله با ظلم و ایستادگی در برابر ظالمان و دفاع از حقّ ستمدیدگان از هیچ تلاشی دریغ نمی ورزند. بنابراین نمی توان تصوّر کرد که اهل ایمان با عمد و آگاهی در صدد آسیب زدن به انسانهای دیگر باشند و می توان گفت که اگر چنین اتّفاقی بیفتد آنها از دایره ایمان خارج می گردند.
امّا ممکن است اهل ایمان با قصد خیر و با نیّتِ عمل به وظیفه کاری انجام دهند که نتیجه آن آسیب زدن به گروهی از انسانها باشد. و این موقعی است که از روی ناآگاهی مرتکب کاری شوند که تحقیق و بررسی لازم را درباره آن به عمل نیاورده و گرفتار اطّلاعات افراد فاسق و یا تحلیل غلط شده اند.
آری ممکن است مومنان ندانسته و نخواسته مبادرت به کارهایی بکنند که اموال و یا حتّی جان افرادی از انسانها دچار ضرر و آسیب گردد و در دامی گرفتار آیند که برخلاف اقتضائات ایمانی آنها می باشد.
عبارت «بجهاله» در آیه محلّ بحث به همین نکته اشاره دارد که ممکن است مومنان از روی نادانی به دیگران آسیب وارد کنند.
افتادن در چنین دامی دلایل متعدّدی می تواند داشته باشد که یکی از مهمترین آنها دریافت اطّلاعات از افراد فاسق و اطمینان کردن به اخبار آنهاست. و آیه محلّ بحث در صدد حلّ این مشکل برآمده است و تحقیق و تفحّص در اخبار فاسقان را الزامی کرده است تا مومنان از این ناحیه گرفتاری پیدا نکنند.
ـ اسلام دین رحمت و مکتب مهربانی است. به همه انسانها با دیده رافت و محبّت می نگرد و رعایت حقوق همگان را در اولویّت احکام خود قرار داده است. جان انسانها، حیثیّت و آبروی آنها، و امکانات و داراییهایشان از احترام خاصی برخوردار است و هیچ مسلمانی حق ندارد بدون دلیل قاطع و روشن به آنها تعدّی و تعرّض کند.
امّا هنگامی که این تعرّض از جانب مومنان باشد علاوه بر مسائل عمومی، مسئله دیگری نیز مطرح می شود و آن نوع نگرش انسانها به دین خداست. یعنی رفتار مومنان ملاک و معیاری برای قضاوت درباره دین می شود و در جذب و یا دفع مردم به دین خدا موثّر واقع می گردد. ممکن است جماعتی به دلیل رفتار زیبا و سنجیده مومنان، علاقمند به دین خدا شده و راه سعادت ابدی به روی آنان باز گردد، و ممکن است جماعتی بر اثر برخورد غلط مومنان که خارج از ضوابط می باشد، از دین گریزان شده و گمراهی نصیبشان گردد. بنابراین رفتار اهل ایمان در مسائل معنوی دیگران نیز تاثیر داشته و حتّی در سعادت و شقاوت آنان نقش ایفا می کند و برای همین است که مومنان نیازمند دقّت و احتیاط بیشتر در رفتارهایشان هستند تا مبادا راه هدایت و سعادت ابدی به روی جماعتی از بندگان خدا مسدود گردد.
ممکن است اعتماد به اخباری که از سوی افراد فاسق و غیر مطمئن می رسد، موجب ضربه زدن به گروهی از انسانها شود که زمینه برای جذب آنان به دین وجود داشت و با این ضربه راه هدایت به رویشان بسته می گردد و امکان جذب به دین خدا منتفی می شود. و این آسیب قابل مقایسه با ضررهای مالی و یا حتّی صدمات جانی نیست، زیرا با ابدیّت انسانها ارتباط پیدا می کند و سرنوشت آنان را متحوّل می سازد!
ـ چون اهل ایمان به روز قیامت اعتقاد داشته و متوجّه عظمت آن روز و سختی های آن هستند و از دقّت خاص در حسابرسی آخرت اطّلاع دارند. اگر در دنیا منشا آسیب به بندگان خدا گردند و ندانسته ضرری به آنان وارد سازند و یا مانعی در مسیر هدایت آنان ایجاد کنند، به شدّت دچار ندامت و پشیمانی می شوند و اگر آسیب مزبور قابل جبران نباشد این پشیمانی بسیار دردناک و جانسوزتر می گردد و زندگی را بر آنان تنگ و تاریک می سازد.
خداوند با دستوری که در این آیه داده است راه پیشگیری از چنین پشیمانیها را نشان داده است و زمینه های بروز ندامت را از بین برده است.

نظرات کاربران درباره کتاب پیمان‌های الهی با اهل ایمان