فیدیبو نماینده قانونی دفتر نشر فرهنگ اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب پیمان‌های الهی با اهل ایمان

کتاب پیمان‌های الهی با اهل ایمان
جلد پنجم

نسخه الکترونیک کتاب پیمان‌های الهی با اهل ایمان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب پیمان‌های الهی با اهل ایمان

گرچه ایمان آوردن شرط اساسی بندگی و رسیدن به عاقبت نیکوست، اما فقط گام اول بشمار می‌رود و گام‌های متعدد دیگری نیز در این راه نیاز است تا مسیر طی شود و قله‌ها فتح گردند و مُهر تأیید نهایی بر پرونده مؤمن زده شود. ایمان آوردن به منزله ورود به مدرسه است، تازه پس از ورود به مدرسه کلاس‌ها شروع می‌شود، پس از مدتی هنگام امتحانات پشت سر هم می‌رسد، و مدارج و مراتب طی می‌شود. افرادی با موفقیت یکی پس از دیگری کلاس‌ها را طی می‌کنند، عده‌ای دیگر در جا می‌زنند، و کسانی هم انصراف می‌دهند و مدرسه را ترک می‌کنند. اهل ایمان وارد مدرسه بزرگ و سرنوشت‌ساز ایمان شده‌اند، مدیر این مدرسه، خداوند بزرگ و ربّ مطلق هستی است که این مدرسه را برای رشد و کمال بندگانش بنا نهاده است، معلمان این مدرسه انبیاء و ائمّه نور هستند که خداوند با دقت تمام آنها را انتخاب و برای همین منظور تربیتشان کرده است، شاگردان این مدرسه هم اهل ایمان هستند که دعوت انبیاء را اجابت نموده و آگاهانه و با اختیار در این مدرسه ثبت‌نام کرده و آمادگی خود را برای گذراندن کلاس‌های مدرسه و تحمّل سختی‌های آن اعلام کرده‌اند. سختی‌های تعلیم و تربیت از یک‌ سو، و عیش و نوش و هوی و هوس‌های بیرون از مدرسه از سوی دیگر جمعی از شاگردان این مدرسه را به تجدیدنظر در انتخاب خویش فرا می‌خواند و به تدریج وادار به خروج از محیط مدرسه می‌سازد، پس خطر پشت پا زدن به ایمان برای اهل ایمان و خروج از مدرسه ایمان یک خطر جدی می‌باشد. رکود و رخوت خطر دیگری است که در داخل همین مدرسه گریبان‌گیر عدّه‌ای می‌شود و موجب در جا زدن و توقف و قانع شدن به مقدار اندک می‌گردد.

ادامه...

بخشی از کتاب پیمان‌های الهی با اهل ایمان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



فصل چهل و یکم: آسان بودن تکالیف شرعی

(یا اَیهَا الَّذینَ آمَنوا لا تَسئَلُوا عَنْ اَشیاءَ اِنْ تُبْدَ لَکمْ تَسوْکمْ وَ اِنْ تَسئَلُوا عَنْها حینَ ینَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَکمْ عَفَا اللّهُ عَنْها وَ اللّهُ غَفورٌ حَلیمٌ - قَدْ ساَلَها قوْمٌ مِنْ قَبْلِکمْ ثُمَّ اَصبَحُوا بِها کافِرین)(۳)
«ای کسانی که ایمان آورده اید! از چیزهایی نپرسید که اگر برای شما آشکار گردد، شما را ناراحت می کند! و اگر به هنگام نزول قرآن، از آنها سوال کنید، برای شما روشن می شود. خداوند از آنها گذشته است، و خداوند، آمرزنده و بردبار است. ـ جمعی پیش از شما از این گونه پرسشها کردند، و سپس با آن به مخالفت برخاستند!»

سوالات:

۱. دیدگاه جامع قرآن در مورد سوال و پرسشگری چیست؟
۲. آیا در قرآن مواردی که از پرسیدن منع شود، وجود دارد؟
۳. سوالاتی که پاسخ آنها موجب ناراحتّی اهل ایمان می گردد، چه سوالاتی هستند؟
۴. سوالاتی که منجر به نزول این آیه شد، چه بود؟
۵. با نگاه به این آیه، اصل حاکم بر تکالیف و احکام شرعی چیست؟
۶. چرا در هنگام نزول قرآن به این گونه سوالات، پاسخ داده می شود؟
۷. مقصود از این که خداوند از آن سوالات گذشته است، چیست؟
۸. پیام غفور و حلیم بودن خدا در این آیه چیست؟
۹. قومی که قبل از مسلمانان چنین سوالاتی کردند چه کسانی بودند و چه سوالاتی مطرح کردند؟
۱۰. پیام این آیه برای زمان ما که رسول خدا(ص) نیستند و وحی نازل نمی شود، چیست؟

پاسخ به سوالات:

۱. دیدگاه جامع قرآن در مورد سوال و پرسشگری چیست؟

ـ از اصول قطعی اسلام و معارف ناب قرآنی، دعوت همه انسانها به دانستن، فهمیدن و درک عمیق است. اسلام همگان را به تعقّل و خردورزی تشویق نموده و یکی از لوازم حتمی کمال را علم می داند و توبیخهای تندی را متوجّه کسانی کرده است که درصدد فهمیدن بر نمی آیند.
پیامبر(ص) ما خود را شهر علم معرفی می کند و طلب علم را بر هر مرد و زن مسلمانی واجب می داند، و آن گاه که در مسجد دو حلقه ذکر و تعلیم را مشاهده می کند، در جمع حلقه تعلیم می نشیند. مجموعه سخنان پیامبر(ص) و اهل بیت وی در زمینه علم و تعقّل چندین جلد کتاب می شود که در جوامع روایی شیعه و سنّی قابل دسترسی است.
در اوّلین آیاتی که از قرآن نازل شده است سخن از قرائت و تعلیم و قلم به میان آمده است (سوره علق)، صدها آیه در قرآن از ضرورت علم و تشویق به فهمیدن و تعقّل و تدبّر سخن به میان آورده است. و در دهها آیه کسانی را که در صدد فهمیدن نیستند مورد مذمّت و سرزنش قرار داده است.
در یک جمله باید گفت اگر کسی در نگاه اصیل اسلام به علم و معرفت و تعقّل و خردورزی تردید داشته باشد، قطعاً از الفبای این دین بی خبر است.
و بدون تردید کلید علم و دانش، سوال کردن و پرسشگری است، کسانی که اهل پرسش نباشند به دانش گسترده راه پیدا نخواهند کرد، و کسی بدون سوال به جواب عمیق نخواهد رسید. دستور صریح قرآن سوال کردن از عالمان و اهل ذکر است:

(فَسْئَلُوا اَهْلَ الذِّکرِ اِنْ کنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ)(۴)
اگر نمی دانید، از آگاهان بپرسید.

قرآن در بیش از ده آیه سوالاتی را که مردم از رسول خدا(ص) پرسیده بودند، نقل و پاسخ آن را بیان کرده است، بدون این که مردم را به دلیل سوالاتشان سرزنش نماید، مانند:

(وَ اِذا ساَلَک عِبادی عَنِّی فاِنِّی قَریبٌ اُجیبُ دَعوَهَ الدَّاعِ اِذا دَعانِ فَلْیستَجیبُوا لی وَ لْیوْمِنوا بی لَعَلَّهُمْ یرْشُدُونَ)(۵)
و هنگامی که بندگان من، از تو درباره من سوال کنند، (بگو:) من نزدیکم! دعای دعا کننده را، به هنگامی که مرا می خواند، پاسخ می گویم! پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند!

(یسئَلُونَک عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیسرِ قُلْ فیهِما اِثْمٌ کبیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ اِثْمُهُما اَکبَرُ مِنْ نَفْعِهِما وَ یسئَلُونَک ما ذا ینْفِقونَ قُلِ الْعَفْوَ کذلِک یبَینُ اللَّهُ لَکمُ الْآیاتِ لَعَلَّکمْ تَتَفَکرُونَ)(۶)
درباره شراب و قمار از تو سوال می کنند، بگو: در آنها گناه و زیان بزرگی است و منافعی (از نظر مادّی) برای مردم در بردارد (ولی) گناه آنها از نفعشان بیشتر است. و از تو می پرسند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: از ما زاد نیازمندی خود. این چنین خداوند آیات را برای شما روشن می سازد، شاید اندیشه کنید!

آیات قرآن در این زمینه فراوان است و ابعاد مختلفی را مدّنظر قرار می دهد که تبیین همه آنها نیازمند فرصت بیشتری است، امّا در یک نگاه اجمالی می توان به این نتیجه رسید که از نظر قرآن، سوالاتی که زمینه ساز رشد و تعالی انسانها باشد و طریق وصول به کمالات را هموار ساخته و موجب نورانیت راه بندگان خدا گردد، ارزشمند بوده و امری مثبت تلقّی می گردد.
البتّه این اصل کلّی موارد استثنایی نیز دارد و بعضی از پرسشها مناسب نیستند که در ادامه مباحث به آنها خواهیم پرداخت.
- نکته قابل توجّه در مبحث پرسشگری این است که امیرالمومنین علی(ع)یکی از افتخارات خویش را داشتن زبان سئول (زیاد سوال کننده) می داند و این روحیه پرسشگری را از امتیازات خویش برمی شمارد که بیشتر مسلمانان در کنار رسول خدا(ص) می نشستند و سوالی به ذهنشان نمی رسید که از آن حضرت بپرسند و در انتظار رسیدن یک فرد می ماندند تا بیاید و سوالی از آن حضرت بپرسد و آنها نیز از پاسخهای حضرت بهره ببرند، و تنها کسی که همیشه سوال داشت و از هر فرصتی برای استفاده از رسول خدا(ص) بهره می برد، وی بود که با پرسشهای خویش چشمه علم نبوی را به جوشیدن وا می داشت و معارف ناب را از زبان آن بزرگوار دریافت می کرد.

(وَ اللَّهِ مَا نَزَلَتْ آیهٌ اِلَّا وَ قَدْ عَلِمْتُ فِیمَ اُنْزِلَتْ وَ اَینَ اُنْزِلَتْ وَ اِنَّ رَبِّی وَهَبَ لِی قَلْباً عَقولًا وَ لِساناً سَئولاً)(۷)
به خدا سوگند، آیه ای از قرآن نازل نشد، مگر اینکه فهمیدم برای چه و در کجا نازل شده است، و دلیل این علم و آگاهی عنایت خداوند متعال است که قلبی دانا و خردورز و زبانی پرسشگر من عنایت کرده است.

(لَیسَ کلُّ اَصحَابِ رَسولِ اللَّهِ(ص) مَنْ کانَ یساَلُهُ وَ یستَفْهِمُهُ حتّی اِنْ کانُوا لَیحِبُّونَ اَنْ یجِی ءَ الْاَعْرَابِی وَ الطَّارِئُ فَیساَلَهُ حتّی یسمَعُوا وَ کانَ لَا یمُرُّ بِی مِنْ ذَلِک شَی ءٌ اِلَّا سَاَلْتُهُ عَنْهُ وَ حَفِظْتُهُ)(۸)
همه اصحاب پیامبر(ص) توانایی نداشتند که از او چیزی بپرسند و معنای واقعی آن را درخواست کنند تا آنجا که عدّه ای دوست داشتند عربی بیابانی یا سوال کننده ای از آن حضرت چیزی بپرسد و آنها پاسخ آن را بشنوند، امّا من هر چه از خاطرم می گذشت می پرسیدم، و حفظ می کردم!

۲. آیا در قرآن مواردی که از پرسیدن منع شود، وجود دارد؟

آیه محل بحث، یکی از آیات صریحی است که پرسیدن را در محدوده خاصی منع کرده است که انشاءالله با توضیحاتی که ارائه می شود، معلوم خواهد شد که این ممنوعیت از عنایات و رحمتهای خاص الهی به بندگانش می باشد.
در داستان حضرت موسی و خضر(ع) که در سوره کهف آمده است، شرط همراهی موسی(ع) با خضر سوال نکردن اعلام شده است:

(قالَ فاِنِ اتَّبَعْتَنی فَلا تَسئَلْنی عَنْ شَی ءٍ حتّی اُحدِثَ لَک مِنْهُ ذِکراً - قالَ اِنْ ساَلْتُک عَنْ شَی ءٍ بَعدَها فَلا تُصاحِبْنی قَدْ بَلَغْتَ مِنْ لدُنِّی عُذْراً)(۹)
(خضر) گفت: پس اگر می خواهی به دنبال من بیایی، از هیچ چیز مپرس تا خودم آن را برای تو بازگو کنم. ـ (موسی) گفت: بعد از این اگر درباره چیزی از تو سوال کردم، دیگر با من همراهی نکن که از سوی من معذور خواهی بود!

البتّه موسی(ع) نتوانست به این عهد خویش پایدار بماند و در هر سه صحنه که کارهایی خاص از خضر دید، زبان به سوال و اعتراض گشود و از همراهی با خضر بازماند.
نکات لطیف و اشارات حکیمانه ای در این داستان وجود دارد که از مجموعه آنها دلیل منع شدن موسی(ع) از پرسش روشن می شود و باب جدیدی را در تعلیم و تربیت می گشاید. علاقمندان به این مبحث به تفسیر آیات مربوطه مراجعه نمایند.
غیر از این دو مورد، آیه ای که صریحاً از پرسش کردن منع کرده باشد، یافت نشد؛ البتّه مواردی هست که در پاسخ به پرسش، جوابی را که انتظار سوال کننده بود، نداده است که دلایل خاص خود را دارد؛ مانند:

(یسئَلُونَک عَنِ السَّاعَهِ اَیانَ مُرْساها قُلْ اِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّی لا یجَلِّیها لوَقْتِها اِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّماواتِ وَ الْاَرْضِ لا تاْتیکمْ اِلاَّ بَغْتَهً یسئَلُونَک کاَنَّک حَفِی عَنْها قُلْ اِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ وَ لکنَّ اَکثَرَ النَّاسِ لا یعْلَمونَ)(۱۰)
درباره قیامت از تو سوال می کنند، کی فرا می رسد؟! بگو: علمش فقط نزد پروردگار من است و هیچ کس جز او نمی تواند وقت آن را آشکار سازد. قیام قیامت در آسمانها و زمین، سنگین و بسیار پر اهمیت است، و جز بطور ناگهانی، به سراغ شما نمی آید! (باز) از تو سوال می کنند، چنان که گویی تو از زمان وقوع آن با خبری! بگو: علمش تنها نزد خداست ولی بیشتر مردم نمی دانند.

نظرات کاربران درباره کتاب پیمان‌های الهی با اهل ایمان