Loading

چند لحظه ...
کتاب نفسی شبیه زندگی

کتاب نفسی شبیه زندگی

نسخه الکترونیک کتاب نفسی شبیه زندگی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۵,۵۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب نفسی شبیه زندگی

اَلو...اَلو... صدام و­می‌شنوی مامان؟ دوباره زنگ زدم بهتون سفارش کنم که یه وقت به سمیه نگید که من بهتون خبر دادم واگرنه دست از سرم برنمی‌داره، والا منم خیر و صلاح شما رو می‌خوام، دوست دارم اولین وآخرین نفری که صاحب زندگی آقا حمید هست شما باشید نه کسِ دیگه‌ی. مثل اینکه حالتون خوب نیست، نیم ساعت پیش که زنگ زدم خوب حرف می‌زدید اما انگار صداتون بی‌حال و بی‌جونه، گوشی دستتونه؟ اَلو اَلو..... می‌خواستم بخوابم، هنوز سیر خواب نشده بودم چشمام رو به هم فشار می‌دادم تا دوباره به خواب برگردم اما بی‌فایده بود سرفه‌های شدید و دنباله‌دار کسی خواب رو از من ربود، اضطراب شدیدی گرفتم، حالم عجیب بود احساس می‌کردم سرم این طرف و اون طرف می‌ره. با هر بدبختی که بود چشمام رو بازکردم، اما همه جا تاریک تاریک بود کمی اطرافم رو نگاه کردم خیره به پنجره در اتاق شدم که با خود نوری به همراه داشت، نگاهم رو متمرکزکردم.ازدیدن سُرم بالای سرم متعجب شدم،نگاهم روی سرم متوقف شد،می‌خواستم همه چیز رو به یاد بیارم. ناگهان صدایی نامفهوم که از بیرون اتاق می‌اومد توجه منو جلب کرد، مردی که بلند بلند درخواست کمک می­کرد. از اون طرف سرفه‌های مکرر هم اتاقی‌َم قطع نمی‌شد، سرفه‌های آبدار و خیسی­که منو آزرده کرده بود و به طور مُداوم می‌شنیدم، دگرگون شدم سعی­کردم تا از جا برخیزم، اما توانی نداشتم.سنگین بودم و قدرت حرکتم نبود. مثل میخی که بر زمین کوفته باشند، به هر شکلی که بود سرجایم نشستم زنی از روی یکی از صندلی‌ها بلند شد، به سمت در رفت و چراغ رو روشن کرد و با عجله به سمت تخت رفت، خدای من، باورم نمی‌شد. داخل بیمارستان بودم.

ادامه...

مشخصات کتاب نفسی شبیه زندگی

بخشی از کتاب نفسی شبیه زندگی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب نفسی شبیه زندگی